استعفای دبیر کل انجمن پسته ایران بعد از 4 سال تلاش!!

استعفای دبیر کل انجمن پسته ایران بعد از 4 سال تلاش!!

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

پس از چهار سال تلاش شبانه روزی و فعالیت مستمر آقای مهندس فیضی دبیر کل انجمن پسته با خبر شدم که جناب فیضی از سمت خود استعفا دادند. البته این خبر برای شخص بنده خبر خوشی نبوده اما باید به تصمیم ایشان احترام گذاشت. زحماتی که آقای مهندس فیضی برای انجمن پسته ایران انجام دادند واقعا ستودنی و در خور تقدیر بود. بنده کم و بیش با فعالیتها و زحمتهای شبانه روزی ایشان در انجمن پسته ایران با خبر بودم. هنر بزرگ جناب مهندس فیضی این بود که بکمک ایشان و سایر دوستان انجمن پسته از یک انجمن کوچک و گمنام به یک تشکل بزرگ و تاثیرگذار تبدیل شده است. انجمن پسته بواقع یک سازمان و انجمن گمنام بود که در سال 1385 با همت چندین تن از اعضا بخصوص ریاست محترم هیات مدیره آقای مهندس محسن جلالپور در اداره بازرگانی وقت در استان کرمان تاسیس شد و سال به سال بر فعالیت آن افزوده شد و امروز به قدرتمندترین نهاد غیر دولتی در بخش کشاورزی ایران تبدیل شده است و تصمیمات مهمی از نظر سیاستگذاری بخش کشاورزی و صنعت پسته ایران با کسب تکلیف و مشورت سیاستگذاران بخش کشاورزی از اعضای اصلی انجمن پسته ایران اتخاذ می شود هر چند که این مشوره گیری گاها انجام نمی شود و عواقب خود را بدنبال داشته است. بعنوان مثال ممنوعیت صادرات پسته توسط دولت قبلی بود که مصیبت های خاص خودش را بدنبال داشت!! بهر روی فعالیت مهندس فیضی یک فعالیت دلسوزانه و با جدیت بود. برنامه ریزی برای مهندس فیضی یک موضوع کاملا َآشنا بود و بدون هماهنگی و برنامه ریزی دلسوزانه ایشان واقعا انجمن پسته ایران رشدی که باید نمی کرد. توجه به آمارها و آنالیز دیتاها در برنامه های مختلف آموزشی و ...یکی از اولویت های اصلی ایشان بود. یکی دیگر از خصوصیات مهندس فیضی که شاید بارزترین خصوصیت ایشان بود این نکته بود که جناب فیضی به همه نظرات مثبت و منفی که راجع پسته و مباحث مربوطه بود توجه می کرد و نتنها مطلبی از قلم ایشان و فکر ایشان مغفول نمی ماند بلکه ایشان بنظر من احترام زیادی برای نظرات مختلف داشت و هیچ نظری را از قلم نمی انداخت هر چند که آن نظر یا مطلب مخالف نظر شخص ایشان یا اعضای پرنفوذ انجمن پسته ایران بود. متاسفانه مشکل اصلی بسیاری از ما این است که احترام برای نظرات دیگران نمی گذاریم و فقط فکر می کنیم حرف و مطلب ما صحیح است. باید خاطر نشان کرد که هر چه نقدها و انتقادات در یک جامعه یا مساله ای بیشتر باشد آن جامعه و یا انجمن و یا سازمان پویاتر خواهد بود و به نقطه ضعف ها بیشتر پی خواهد برد. امروز روز نهادی موفق است که به همه نظرات چه مثبت و چه منفی احترام بگذارد. چه بسیار است است نظرات منفی یک شخص که ممکن است توجه به این نظرات و انتقادات موجب پیشرفت کار شود. در واقع جناب فیضی به انتقادات همانقدر توجه می کرد که به تعریف ها از انجمن پرداخته می شد. بهر روی علاوه بر این همانطور که گفتم دلسوزی ایشان برای صنعت پسته و راضی نگاهداشتن هر 4 گروه تولیدکنندگان فرآوری کنندگان و تجار و خدمات دهندگان کار ساده ای نبود ولا کن جناب فیضی با مهارت خاص و قدرت بیان و آنالیز موقعیت ها بنظر من آن را در سطح قابل قبولی انجام داد. از جمله خصوصیات مثبت ایشان توجه خاص ایشان به امر مسایل باغبانی پسته کودهای سموم اسیدهای هیومیک و .....بود و بواقع ایشان خود یک محقق و صاحب نظر در امور باغبانی پسته بود و این باعث تاسف است که یک فرد محقق از سمت دبیری انجمن پسته ایران کنار می رود. گاها ایشان برای مسایل بروز و معظلات باغبانی بروز جلسات فوق العاده خوبی برگزار می کردند و همین برنامه ریزی برگزاری چنین جلساتی هنر کمی نیست!! بهر روی مدیران هوشمند و موفق و تاثیرگذار مدیرانی هستند که حداکثر در یک دوره 4 یا 5 ساله از سمت خود کنار بروند چون هر فردی در یک سمت هر چه داشته در طول این مدت از خود برجای گذاشته و چه بهتر است در جای دیگر کارگشا باشد و نیروی جدید با طرز و تفکر جدید و کارآتر جایگزین شود. امیدواری بنده این است که جناب مهندس فیضی گرامی در بخشی دیگر و مهمتر از صنعت پسته ایران به ادامه کار خود بپردازند و بتوانند منشا خدمات بیشتری از گذشته باشند. یک هنر مهم دیگر مهندس فیضی بنظر من استفاده حداکثری از امکانات حداقلی بود. انجمن پسته دارای نیروی پرسنلی و بودجه ای بسیار باورنکردنی و ناچیز است در مقایسه به نهاده های دولتی و حتی غیر دولتی مشابه!! بارها و بارها پیش می آمد که مهندس فیضی بدلیل کمبود نیروی انسانی خود شخصا دست به کار می شد و کارها را انجام می داد و حتی مقالاتی که باید در نوشته جات انجمن چاپ می شد خود ایشان تصحیح می کرد و نظر می داد. داشتن روابط اجتماعی بالا و همراهی و همسازی با افراد مختلف با سلایق مختلف در انجمن پسته از خصوصیات دیگر مهندس فیضی بود که این نهاد را بسیار چابکتر و تاثیرگذارتر کرده بود. توجه ایشان به مسایل علمی و مقالات علمی و گاها انتقادی که شخص بنده در وبلاگم یا جاهای دیگر می نوشتم برای ایشان قابل توجه بود و گاها شخصا به من تذکر و راهنمایی می دادند و کار با ایشان برای من لذت بخش و آموزنده بود. بنظر من شاید نقطه ضعف اصلی جناب مهندس فیضی در انجمن پسته ایران تاثیرپذیری بیش از حد از برخی از اعضای تاثیرگذار و قدرتمند بود که تا حد زیادی قابل انتظار بود اما بهر روی می شد کمی مستقل تر عمل کرد هر چند که ایشان تا جایی که می توانستند مستقل عمل و اعمال نظر می کردند اما دیدگاه شخصی بنده که ممکن است برای بسیاری حتی غیرقابل قبول باشد این بود که مهندس فیضی بیش از حد محافظه کار بودند بخصوص در برابر اعضای پرنفوذ و قدرتمند انجمن. بهر روی شخص ایشان همانطور که گفتم فردی روشنفکر و با ذهن باز بودند و از همه نظرات حمایت می کردند. اوج شناخت شخصیت ایشان توسط بنده در مورد مصاحبه ای بود که صدای آمریکا (برنامه افق) با من در چندی قبل انجام داد و موضوع برنامه این بود که چرا پسته کاری ایران با 400 سال قدمت از پسته کاری ایالات متحده با سابقه 40 ساله از جهات مختلف عقب مانده است!؟ البته بسیاری از افراد نمی دانند که بنده از شهرت متفرم و علاقه ای به آن ندارم به دلایل مختلف و نکته دیگر آنکه خود برنامه ریزان (VOA) به جستجو در اینترنت به وبلاگ بنده و محتویات آن رسیده بوده اند و تماس از سوی خود برنامه سازان بوده و نه من و تماس هم از جانب ایشان بوده و بنده ابدا تماسی با جایی برای مصاحبه نگرفتم و نمی گیرم چون نیازی به این کار نمی بینم. بهر روی بسیاری از افراد که نمی توانند تحمل کنند بعد از پخش این برنامه چه فحش هایی که نثار بنده و دیگران نکردند خدا شاهد است و بس! بسیاری از افراد عقده ای شروع به تخریب کردند که شما بیگانه پرستی پول گرفتی از آنها و قصد تخریب پسته ایران را داری و از این جور چرندیات! بهر روی مهندس فیضی و روحیه باز ایشان و طرز فکر ایشان را زمانی بهتر شناختم که مدتی بعد از پخش برنامه با من تماس تلفنی داشتند و مطالب بسیار منطقی و پر محتویی به بنده عرض کردند و لب مطلب ایشان این بود که نظراتی که شما دادید یکسری نظرات شخصی بوده و ربطی به سیاستهای انجمن پسته ایران ندارد و سیاستهای اصلی انجمن پسته ایران باید به تایید هیات مدیره برسد و بعد بعنوان سیاست تلقی و معرفی شود. ایشان به من فرمودند که نظرات شما بعنوان شخص حقیقی بوده و نه هویت حقوقی! و حرفهای شما در این برنامه ربطی به انجمن ندارد هر چند که شما عضو انجمن باشید و بواقع این کاملا صحیح بود و از سوی دیگر حرفهایی که شما گفتید کاملا موافق با سیاستهای دولت بود و بهیچ وجه صبغه سیاسی نداشته است پس جای نگرانی برای شما وجود ندارد و هدف شما دلسوزی بوده است اما بهتر این است که این کار دوباره تکرار نشود که البته بنده با احترام پذیرفتم! بر خلاف نظرات منطقی ایشان بودند افراد معلوم الحالی که از خداوند تقاضای بهبودی عاجل برای ایندسته از افراد بی هویت دارم! که با حرفهایی که به من زدند واقعا بنده را شگفت زده و ناراحت کردند که امید است خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرمایند! بهر روی شخص بنده بعنوان یک عضو کوچک و کم اهمیت در انجمن پسته ایران از نمره 20 نمره 19 را به جناب مهندس فیضی تقدیم می کنم و امیدوارم در همه مراحل زندگی شاد و موفق و سلامت باشند. محمد جمالیزاده-پاییز 1393.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٥
تگ ها :

پسته را اول پاییز می شمارند!

پسته را اول پاییز می شمارند!

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

فصل پاییز و بخصوص مهرماه موعد برداشت محصول پسته در مناطق پسته کاری ایران است و هر کشاورزی محصول یکسال زحمات شبانه روزی خود را بدست می آورد و با کلی خون دل خوردن و پول خرج کردن پسته ها را در گونی می کند تا برسد به فروش محصول که خود جریانات جالب خود را دارد! بهر روی هستند بسیاری از افراد که گمان می بردند باغداران پسته کار بالاتفاق پولدار هستند و قیمت محصول اگر پایین بیاید مشکل چندانی برای باغداران درست نمی شود که این امر و گمان نادرست است. هزینه های نگهداری و تعمیرات و ...در باغات پسته بالاست و بسیاری از کشاورزان خرده پا در واقع درآمد چندانی ندارند و پولی که بصورت خرده خرده در طول سال خرج درختان شده بصورت یکجا با فروش محصول پسته عایدشان می شود و در واقع برای زمین های خرده مالکی با توجه به عملکردی که ما داریم سود چندانی عاید کشاورزان نمی شود. البته در مورد کشاورزان کل و با سطح زیر کشت بالا باغدارای پسته بعنوان یک فرصت اقتصادی بسیار سودمند عایدی زیادی برایشان دارد. صرف مسایل مالی و فروش محصول پسته باغدارای پسته و کلا کشاورزی دارای برکات و نعمات زیادی است  بسیاری از افراد و حتی جانداران دیگر از قبل درختان پسته روزگار می گذرانند و به اصطلاح کشاورزان باغدار پول پسته پول با برکت و حلالی است. بسیاری از کشاورزان خرده پا را می شناسم که کل طول سال را با عایدی حاصل از باغداری پسته سر می کنند و راضی هستند بهر روی پول کشاورزی و درآمد کشاورزی درآمدی پر خیر و برکت است. بهر روی متاسفانه بسیاری از کشاورزان از دید علمی نسبت به درختان پسته بی بهره اند و به همان شیوه های قدیمی باغداری می کنند و این سنتی کار کردن هم روی کمیت و هم روی کیفیت محصول عایدی آنها در پاییز و موعد برداشت تاثیر مستقیم دارد. متاسفانه بینش صحیحی در مورد استفاده از متخصصین کشاورزی وجود ندارد بدین معنی که از یک طرف بسیاری از افرادی که از کارشناسان کشاورزی سود می جویند توقع معجزه از آنها دارند و عملکردهای 4 و 5 تن در هکتار آنهم با درختان فندقی مریض!! و عده ای هم هستند که اصلا متاسفانه به مسخره کردن و بی اهمیت دانستن استفاده از کارشناسان در باغات پسته مشغولند و در حقیقت آه و ناله ایندسته از افراد در انتهای فصل بلند است که آی ملت نصف پسته ام پوک شده یا پسته ها مغز نبسته اند و کیفیت و کمیت لازم را ندارند همین عده از افراد در طول فصل رشد در تابستان و بهار استفاده دیگران از کارشناسان و متخصصان را به شوخی برگزار می کنند و آخر فصل جز و ولز می کنند و باید به ایندسته از افراد گفت که پسته را اول پاییز می شمارند!! از اول فصل تا آخر فصل هر کاری که خواستید کردید و گوش بحرف متخصص نکرده اید و حالا دیگر پشیمانی فایده ای ندارد. بهر روی اگر چه ممکن است استفاده از نسخه  های توصیه شده توسط کارشناسان متخصص و مجرب روی کمیت محصول بدلایل مختلف تاثیر خیلی زیادی و فوق العاده ای نداشته باشد ولی مسلما از نظر کیفیت محصول تولید شده بسیار متمایز است از نظر درصد پوکی خندانی و اونس و فاکتورهای کیفی و گاها کمی باغی که از نظر متخصص بهره مند باشد بلاشک دارای موفقیت بسیار بیشتر و قابل تمایزی است. استفاده از کودهای محلولپاشی و کودهای زمینی در مواقع بحرانی سال و نظارت مستمر کارشناس حتما تاثیرگذار در نتیجه کار است و من شخصا بارها و بارها این حرف را از جانب بسیاری از کشاورزان شنیده ام. بهر روی در سوی دیگر قضیه بسیاری از کشاورزان استفاده از کارشناسان را از جهت دیگر اشتباه قلمداد می کنند بدین صورت که اگر باغ پسته ای تحت نظر یک کارشناس باشد نباید درختی زرد شود یا برگی از درختی بریزد و عملکردها باید 4 و 5 تن با درختان مریض دارای سرخشکیدگی باشد!! این تصور که درختان پسته موجود در ایران بغیر از نواحی محدودی از ایران عملکردهای 4 و 5 تن در هکتار داشته باشند میسر نیست چون پایه و پیوندی که بتواند به این تولید برسد در شرایط حال حاضر ایران وجود ندارد و فقط در مناطق خاصی بر اساس شانس و اقبال پایه و پیوندها توانایی لازم برای عملکردهای بالا را دارند مثلا واریته بادامی سفید در فیض آباد مه ولات خراسان رضوی که ممکن است عملکردها به 4 تن در هکتار هم برسد!! بهر روی با این پایه و پیوند موجود در باغات استان کرمان رسیدن به عملکرد 2 تن در هکتار هم کار بسیار بزرگی است اما هستند کشاورزانی که هر سال در مورد درختان فندقی در هر هکتار 1 تن را دارند! و همین هم با ای سی فوق العاده آب و خاک و هزار مشکل دیگر یک کار ستودنی و شگفت است. بارها بنده عرض کرده ام که اگر کارشناس پسته ای از آمریکا یا از یک کشور دیگر مثلا به باغات پسته کرمان بیاید تعجب می کند که با این شوری و ای سی فوق العاده بالای آب و محلول خاک باز هم کشاورزان به کشاورزی مشغولند و هیچ کس نمی تواند نا امیدی در چهره آنها ببیند!! بهر روی استفاده از توان علمی کارشناسان و داشتن توقعات بجا از آنها می تواند برای بسیاری از کشاورزان گره گشا باشد. همین درختان مریض و دارای سرخشکیدگی را می توان با روش های علمی مدیریت کرد و حداقل محصول قابل قبولی برداشت کرد!! خوشبختانه با توجه به نتایجی که بدست آمده بهره گیری از توان کارشناسان کشاورزی در باغات پسته رو به افزایش است چون راهی بجز استفاده از روش های علمی و نوین برای مدیریت باغات پسته خود نداریم. باید خاطر نشان کرد که هر کارشناسی بلاشک ممکن است دچار خطا و اشتباه شود و نمی شود همه کارشناسان و متخصصان را به یک چشم نگاه کرد. متاسفانه همیشه بر خلاف شعارهای حمایت از بخش خصوصی در بخش کشاورزی بازهم برای رفع مشکلات دست به دامان نهادهای دولتی می شویم و انگار نه انگار که در محیط های خارج از حیطه دولت هم افراد دلسوز زیادی وجود دارند که چه بسا می توانند بهتر از افراد در بخش های دولتی باشند!! حتی برای یک مصاحبه جزیی و چند خطی که قرار است در یک روزنامه چاپ شود یا در تلویزیون پخش شود باز هم سراغ کارشناسانی می رویم که پست های دولتی داشته باشند! و بخش خصوصی فقط یک واژه دهن پر کن است چه برسد به دادن بودجه برای مثلا تحقیقات بخش خصوصی! در حقیقت بودجه را باید بخش های دولتی ببلعند و کارآیی چندانی هم نداشته باشند!! و این یک نکته تلخ است. در همه جای دنیا اولویت اول دادن اعتبار  حمایت بخصوص در بخش تحقیقات به بخش های خصوصی است اما در واقع بخش خصوصی و تحقیقات خصوصی در ایران امکانپذیر نیست اما شعارها بسیار دهن پر کن هستند. برای شناخت مشکلات و شنیدن حرفها و دردل های کشاورزان و باغداران و کارشناسان بخش کشاورزی باید سراغ افرادی رفت که شب و روز را در باغ و سایه درختان سپری می کنند نه افرادی که طاقت 10 دقیقه ماندن در محیط یک باغ پسته و تحمل آفتاب و ...را ندارند!! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٦
تگ ها :

سونامی آفت کش ها در ایران-بخش دوم!!

سونامی آفت کش ها در ایران-بخش دوم!!

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بسیاری از کشارزان برای کنترل آفات راهی بجز استفاده از سموم شیمیایی را ندارند و شاید اگر مبارزه شیمیایی صورت نگیرد محصول آنها بر باد خواهد رفت بنابراین اینکه ما سموم شیمیایی را حذف کنیم نتنها منطقی نیست بلکه اجازه این کار را خود کشاورزان نمی دهند اما راه حل چیست؟ راه حل های خیلی زیادی برای کم کردن استفاده از سموم شیمیایی نیست. اینکه کشورهای پیشرو از نظر کشاورزی به سمت کاهش مصرف سموم شیمیای می روند و هزینه های هنگفتی را به این امر اختصاص می دهند اتفاقی و از روی تفنن نیست! دانشکده های کشاورزی و دپارتمانهای گیاهپزشکی در کل دنیا بصورت مرتب روی تحقیقات مربوط به استفاده از روش های غیر شیمیای برای کنترل آفات و امراض گیاهی و حتی انسانی و جانوری تکیه دارند از روی سادگی آنها نیست بلکه این کشورها بخوبی دریافته اند که با آفت کش ها نمی شود شوخی کرد سم سم است و کشنده و دارای عواقبت بسیار دهشتناک بخصوص در دراز مدت!! اینکه مثلا در اروپا یا امریکا بودجه های میلیون دلای برای روش کنترل غیر شیمیایی اختصاص می دهند در واقع به فکر سلامتی شهروندان خود هستند و استفاده از سموم خطرناک هیچ کاری برای آنها ندارد. استفاده از روش های غیرشیمیایی مبارزه با آفات در واقع استفاده از روش هایی است که کمترین خطر را برای سلامتی انسانها و محیط زیست دارند و حتی برخی از کشورها با برخی از آفات مبارزه نمی کنند تا بمرور زمان با استفاده از دشمنان طبیعی آفات آفت خود به خود کنترل شود و این ما خود انسانها هستیم که با دستکاریها در محیط طبیعت به دشمنان و آفات اجازه خسارت را داده ایم. سموم غیرشیمیای بسیاری با منشا طبیعی تولید شده اند که توانسته اند تا حد زیادی و بصورت بسیار کم خطرتر آفات را کنترل کنند و جای این گونه سموم در کشور ما بسیار خالیست!هر چند که تلاشهایی در این راستا صورت گرفته اما کافی نیست!! بسیاری از این سموم منشا گیاهی دارند مانند عصاره های گیاهی و ....یکی دیگر از راههای غیر شیمیایی مبارزه با آفات تقویت و تکثیر دشمنان طبیعی و رها سازی آنها برای کنترل آفت است که مسایل و مشکلات خاص خود را دارد و روی این مطلب هم کارهای قابل قبولی در ایران انجام شده ولی متاسفانه بسیاری از این تحقیقات هیچگاه به مرحله عمل بصورت گسترده نرسیده اند. یکی دیگر از روش های مهم مبارزه با آفات و امراض گیاهی بهبود شرایط و مساعد کردن شرایط آنتاگونیست ها در طبیعت و نامساعد کردن شرایط رشد و نمو برای آفات و امراض گیاهی است مثلا در مورد برخی از بیماری های گیاهی کشت زود هنگام تا حد زیادی از خسارت امراض گیاهی می کاهد و بسیاری از موارد دیگر که موجب نامساعد شدن شرایط توسعه آفات و امراض گیاهی می شوند!! یک راه مهم مبارزه با آفات و امراض گیاهی استفاده از روش مبارزه زراعی است یعنی با استفاده از عملیات زراعی مثلا شخم عمیق یا یخ آب زمستانه یا جمع آوری و معدوم کردن بقایای گیاهی می توان به کاهش جمعیت آفات کمک زیادی در فصل زراعی آینده کرد. در مورد پسته و درختان پسته شاید کاربردی ترین راه و آسان ترین راه آگاهسازی کشاورزان باشد و باید به همه کشاورزان هشدار داد که سموم شیمیایی نقل و نبات نیستند که هی بخواهند انها را بصورت مداوم از سم فروش های بخرند و با هر دوزی و هر زمانی که خواستند استفاده کنند. سموم شیمیایی عوارض خطرناکی دارند و بلاشک یکی از دلایل بالا بودن آمار سرطانها در مناطق پسته خیز مربوط به استفاده بی رویه از سموم آفت کش است. سم باید از دست کشاورزان گرفته شود و به شرکتهای خاص سپرده شود. در هر منطقه باید شرکتهایی درست شوند و به صورت کنتراتی یک منطقه را بصورت مناقصه بردارند و کارهای کنترل آفات و بیماریها به آنها سپرده شود و هیچ راه کاربردی دیگری برای کاهش مصرف سموم نیست!! وقتی که یک منطقه با سطح زیر کشت مثلا 200 هکتار به یک شرکت کاربلد مبارزه با آفات سپرده شود مصرف سموم بشدت کاهش خواهد یافت و بازدهی بسیار مطلوبی هم در بر خواهد داشت. شاید با این روش در هر سال 3 نوبت مبارزه شیمیایی با آفات پسته در زمان مناسب و سم مناسب بتواند مشکل را تا حد زیادی برطرف کند هر چند که این چنین طرحهایی مخالفان زیادی خواهد داشت اما با مخالفان نیز می توان برخورد کرد بدین صورت که به کشاورزان خاطی هیچ گونه آبی تعلق نگیرد!!استفاده از شرکتهای مبارزه با آفات در باغات پسته کار جدیدی نیست و کشاورزان آمریکایی سالهای سال است که مبارزه با آفات در باغات پسته خودشان را به اینچنین شرکتهایی واگذار می کنند و کاری به کار مبارزه با آفات در باغ پسته خودشان ندارند با این روش فرصت های شغلی بسیار زیادی برای کارشناسان کشاورزی ایجاد خواهد شد و همچنین در مصرف سموم صرفه جویی خواهد شد و محیط زیست هم کمتر آلوده خواهد شد. یکی از مشکلات بسیار بزرگ و شاید مهمترین درد باغات پسته در ایران این است که بسیاری از کشاورزان کم سواد و بی سوادند و همین مطلب مبارزه هماهنگ با آفات را مشکل می کند. حتی بسیاری دیگر از افراد با سواد هم بنابر سودهایی که از مصرف بی رویه سموم دارند با آن طرح مخالفت می کنند چون مستقیم یا غیرمستقیم با مافیای سموم و کودهای کشاورزی در ایران مرتبط هستند! جای تعجب و تاسف است در منطقه ای که هزاران هکتار باغ پسته دارد کارشناسان گیاهپزشک بیکارند و این در حالی است که گیاهپزشکی باید پرسودترین رشته و پرطرفدارترین رشته باشد و دلیل آن این است که ما اطلاعات زیادی در مورد مضرات سموم و استفاده بهینه از کارشناسان کشاورزی نداریم. فرهنگ مبارزه اصولی با آفات و امراض گیاهی در ایران یک فرهنگ غلط است و فاصله زیادی با شرایط بهینه وجود دارد و راهی جز آگاه کردن کشاورزان نیست. البته تمام تقصیرات را نمی توان به گردن کشاورزان انداخت و بسیاری دیگر در بوجود آمدن سونامی استفاده از آفت کش ها در ایران دخیل هستند! اینکه کارشناسی در طول سال بتواند 10 تن سم را بفروشد این کارشناس در واقع خدمت چندانی به کشاورزان نکرده بلکه اگر بتواند 500 لیتر از مصرف سم در یک منطقه بکاهد به منطقه و اطرافیانش کمک کرده است. همین تعیین زمان مناسب سم پاشی و توصیه سم مناسب با دوز صحیح کمک زیادی به کاهش مصرف سموم خواهد کرد. متاسفانه بسیار از کارشناسان کشاورزی بجای کارشناسی و کاستن از مصرف سموم خود به دلالان عمده سموم تبدیل شده اند و در واقع دلالان سموم دلالان مرگ هستند!! و نتنها خدمتی به کشاورزان نمی کنند بلکه در آلوده شدن محیط زیست ایجاد سرطانهای مختلف و نابودی حیات وحش دخیل هستند!! باید به بسیاری از محققین و کارشناسان کشاورزی هشدار داد و به حال آنها تاسف خورد که فروش سموم کشاورزی در واقع هنر چندانی نیست و هنر کارشناس یا محقق کم کردن از مصرف سموم است. در مورد بسیاری از پزشکان هم این امر مصداق دارد وقتی که یک بیمار از دردی شکایت می کند مخلوطی از قرص های مختلف را تجویز می کند تا به هر حال یک دارو روی بخش مشکل دار بدن اثر کند. بسیاری از پزشکان با کمترین تجویز دارو و حتی بدون تجویز دارو موجب بهبودی بیمار خود می شوند و این هنر هر پزشکی نیست! به امید کاهش مصرف سموم و فردای بهتر برای صنعت پسته ایران!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٠
تگ ها :

سونامی آفت کش ها در ایران-بخش نخست!!

سونامی آفت کش ها در ایران-بخش نخست!!

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

مشکلات بخش کشاورزی در ایران بسیار زیادند. اگر چه کمبود آب و منابع آبی مهمترین چالش کشاورزی در ایران است و عده ای به اصطلاح روشنفکر به بهانه کم آبی در صدد تعطیلی بخش کشاورزی در ایران هستند!! اما بنظر می رسد بعد از مشکل کم آبی و نبود آب برای کشاورزی و حتی مصرف خانگی، استفاده بی رویه از آفت کش ها مهمترین و دومین مشکل عمده کشاورزی در ایران باشد. متاسفانه آمار دقیق و واقعی در مورد مقدار استفاده از سموم آفت کش در ایران وجود ندارد ولی شواهد و قراین حکایت از مصرف بسیار زیاد سموم آفت کش در ایران است. عمق فاجعه در مورد سموم آفت کش در ایران بسیار زیاد است و تنها منحصر به یک منطقه یا محصول خاص کشاورزی مانند استان کرمان و درختان پسته نیست. در مورد تمام محصولات کشاورزی تولید شده در ایران باقیمانده سموم کشاورزی در محصولات کشاورزی فوق العاده بالاست و در حقیقت مردم کم اطلاع به جای خوردن محصولات کشاورزی و استفاده از ویتامین ها و مواد معدنی موجود در آنها متاسفانه سم می خورند!! از شمال کشور پهناور و عزیزمان و محصول برنج بگیر تا صیفی کاری ها و مرکبات جنوب و شرق و غرب و پسته ایران همه آلوده به سموم کشاورزی هستند. در واقع فرمولاسیون سموم آفت کش در ایران و تولید آنها در ایران یکی از صنایع بسیار پربازده در ایران از نظر سوددهی محسوب می شود. علاوه بر سموم تولید شده در داخل کشور بسیاری از سموم آفت کش دیگر از سایر کشورها وارد سیستم مصرف کشاورزی ایران می شوند و هر سال هزاران تن سموم شیمیایی مختلف از گروههای مختلف شیمیایی وارد چرخه محیط زیست و اکوسیستم کشاورزی در ایران می شوند! به جرات می توان ادعا کرد که اگر خریداران سموم کشاورزی در ایران نبودند بسیاری از کارخانجات تولید سموم آفت کش در چین و هند ورشکسته محسوب می شدند!! عمق فاجعه باقیمانده سموم در محصولات کشاورزی آنقدر زیاد است که گاها هنگام بریدن و خوردن یک گوجه فرنگی یا خیار گلخانه ای بوی و عطر!! سموم براحتی بمشام می رسند حتی در مورد درختان پسته هم بارها بنده وقتی پسته خوردم وجود سم در پسته را بصورت سوزش گلو احساس کرده ام!!. هر محصول زراعی یا باغی دارای آفات مخصوص به خود است و گاها در طول یک فصل زراعی ممکن است چندین نوبت سم پاشی مورد نیاز باشد. وضعیت در محصولات گلخانه اسف بار و فاجعه بار است و گاها دقیقا چندین ساعت  قبل از عرضه محصولات گلخانه ای مانند گوجه فرنگی و خیار و ....سم پاشی انجام می شود و بعد از سم پاشی محصول با ظاهری آراسته و خوش ترکیب وارد بازار مصرف می شوند. در حقیقت مصرف کنندگان محصولات کشاورزی تقصیر چندانی ندارند و پولی را بابت خرید میوه جات پرداخت می کنند به امید رسیدن ویتامین و مواد مفید دیگر موجود در محصولات کشاورزی غافل از اینکه متاسفانه باقیمانده سموم در محصولات کشاورزی بالاست!! بنظر می رسد در مورد میوه های وارداتی عمق فاجعه بیشتر باشد چون بیشتر میوه جاتی که از خارج از ایران وارد ایران می شوند از کشورهایی می آینده و تولید می شوند که وضعیت نظارت روی تولید و استفاده از آفت کش ها روی محصول بارها از ایران بدتر است!! حتی چندی پیش در مورد برنجهای وارداتی از برخی از کشورهای جنوب شرقی آسیا گزارشات مبسوطی از آلودگی به فلزات سنگین و سایر آلاینده ها در جراید انتشار یافت!! بهر روی استفاده از آفت کش ها برای کنترل آفات کشاورزی یک پدیده جهانی است و نمی شود کلا آن را رد کرد. در واقع تولید محصول کشاورزی که و سیستم کشاورزی که در آن اصلا از سموم آفت کش استفاده نشود به مدینه فاضله انسانها می ماند و همانطور که می دانیم ما مدینه فاضله در هیچ جای این کره خاکی بشری نداریم. بهر روی امروزه استفاده از آفت کش ها مدیریت مصرف و مقدار بدون استفاده از سم و مصرف آفت کش ها بعنوان یک فاکتور ارزیابی کشورها از نظر پیشرفته بودن محسوب می کنند. بدین معنی که هر چه یک کشور پیشرفته تر از نظر کشاورزی و ... باشد مقدار مصرف سموم آفت کش در این کشور کمتر است. در علم مبارزه با آفات و بیماری های گیاهی استفاده از سموم آفت کش بعنوان آخرین سلاح و بدترین سلاح انگاشته می شود!! در مورد کشور پهناور و بزرگ و عزیزمان ایران مصرف سموم آفت کش و عوارضی کوتاه مدت و دراز مدت آن روی سلامتی محیط زیست و حتی سلامتی انسانها قبلا از طرف بنده چندین مطلب در وبلاگ نگاشته شده است و بنده قبلا نظرات خود را به عرض دوستان رسانده ام اما بنده در پی عمل به ادای دین و وظیفه وجدانی خودم این مطلب را دوباره بسیار مهم دیدم و بنظر من همانطور که گفتم مصرف فوق العاده بالای سموم آفت کش روی محصولات کشاورزی ایران می رود که بعنوان دومین معظل مهم بخش کشاورزی ایران بعد از مشکل اصلی ( کم آبی و بی آبی) جای خود را باز کند. متاسفانه بخش های نظارتی که تقریبا تماما دولتی هستند نقش چندانی در کنترل سلامتی محصولات کشاورزی ایران از نظر باقیمانده سموم انجام نمی دهند و در بهترین حالت بعنوان یک گزارش یا بخش نامه به کشاورزان یا مصرف کنندگان هشدار می دهند که بطور قطع کافی و مطلوب بنظر نمی رسد. در مورد پسته که مهمترین محصول کشاورزی ایران است نیز وضعیت استفاده از سموم دهشتناک و فاجعه بار است و در حقیقت در بیش از 90 درصد مناطق پسته خیز ایران آلودگی شدید به آفت کش ها در زیست بوم مناطق پسته کاری مشاهده می شود. باقیمانده سموم در پسته در مورد بسیاری از سموم زیادتر از حد مجاز است و بارها وبارها محموله های صادراتی پسته از ایران بدلیل باقیمانده بیش از حد مجاز بسیاری از سموم برگشت خورده اند بخصوص در مورد کشورژاپن و کشورهای اروپایی و امروزه بخش اصلی پسته مورد نیاز این کشورها را ایالات متحده تامین می کند. همین باقیمانده سموم و افلاتوکسین موجود در مغز پسته بهانه خوبی دست کشورهای رقیب تولید کننده پسته مانند ایالات متحده و ترکیه داده است که بر علیه پسته ایران سم پاشی تبلیغاتی کنند تا جای خود را برای در دست گرفتن بازارهای سنتی پسته ایران در دنیا بگیرند. چرا باید با مصرف بی رویه سموم بخصوص سموم پایدار (سمومی که بمدت طولانی در مغز پسته می مانند و تجزیه نمی شوند) بهانه دست سایر کشورها بدهیم! در واقع وظیفه چه ارگانهایی هست که برای این مشکل مهم که صادرات پسته را تهدید می کند چاره ای بیاندیشند! بنده که جواب قابل قبولی ندارم متاسفانه. تنها انجمن پسته ایران است که با آگاهسازی ها توانسته تا حد زیادی آنهم به کشاورزان باسواد و روشنفکر تا حد زیادی رفع مشکل کند و سایر نهادها انگار که در خوابند!! حرف زدن و شعار دادن آسان است و همه می دانند مشکل چیست اما راه حل ها کدامند! ان شاا... در بخش دوم به راه حل ها تا حدی که بتوانم خواهم پرداخت!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٦
تگ ها :

آیا در مورد سم مونتو می توان با قاطعیت نظر داد؟

آیا در مورد سم مونتو می توان با قاطعیت نظر داد؟

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی- عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

سم مونتو تاثیر بسیار مناسبی در کنترل پسیل پسته یا شیره خشک در باغات پسته داشته است و تاثیرات کنترل کنندگی آن بر هیچ کس پوشیده نیست! آزمایشات و گزارشات نشان می دهد که سم مونتو از هر نظر سم مناسبی است و تاثیرات سویی روی محیط زیست حشرات مفید و مسایل بهداشتی نداشته است. تکنولوژی بالای این سم در اختیار آلمانهاست و هیچ کشور دیگری نتوانسته این سم را فرموله کند. حاشیه ها در مورد سم مونتو و تاثیرات آن زیاد است از تقلب بگیر تا گرانفروشی و مسایل دیگر که در مقالات قبلی به آنها تا حد زیادی پرداخته شده است و جوابیه هایی نیز از سوی مهندس زنده دل گرامی به خوانندگان عرضه شده است. اینکه ما چه برداشتی از این سم بکنیم نیاز به گذشت زمان است و تاثیرات درازمدت این سم روی درختان پسته باید مد نظر باشد. بنظر من نمی توان در عرض 2 یا 3 سالی که از عرضه این سم به بازار گذشته در مورد این سم قضاوت کرد. بهر روی بسیاری از کشاورزان شایعات زیادی را در مورد اثرات منفی این سم روی درختان بیان می کنند از جمله افزایش یافتن سرخشکیدگی ها و فروریختن گره های رویشی یا زایشی زرد شدن برگها و ریختن برگها و بسیاری دیگر از شایعات!! بهر روی در حال حاضر هیچگونه تحقیق مستدلی روی پسته در مورد سم مونتو و اثرات سو احتمالی آن وجود ندارد و هر چه که هست از خوبی این سم و قدرت کنترل کنندگی و دوام این سم حکایت می کند. اما بنظر می رسد در مورد شایعات مربوط به این سم هم دقت کرد و نمی توان یکجانبه قضاوت کرد. اینکه سم مونتو هیچ گونه اثرات سویی نداشته باشد شاید یک حرف بزرگ و غیرقابل اثبات باشد اما حتی اگر 1 درصد هم شایعات در مورد این سم حقیقت داشته باشند باز هم نمی توان براحتی از کنار آنها گذشت. اقلیم پسته کاری در استانهای مختلف پسته خیز ایران بسیار متغییر است و حتی انواع آب و خاک و هوا در شرایط درختان و تاثیر سم مونتو می تواند تاثیرگذار باشد. همانطور که اشاره شد نتیجه گیری راجع این سم باید در درازمدت باشد و نمی توان در کوتاه مدت قضاوت کرد. البته باید توجه داشت که هدف از نوشتن این مقاله دلسرد کردن کشاورزان از مصرف این سم نبوده و نیست و در کوتاه مدت این سم تاثیرات بسیار خوبی در کنترل پسیل پسته داشته است. توصیه بنده به شرکت وارد کننده این سم این است که تحقیقاتی مفصل راجع اثرات دراز مدت این سم روی درختان پسته داشته باشند تا بتوانند بصورت مستدل از عملکرد این سم دفاع کنند. شرایط درختان پسته اوحدی دارای سرخشکیدگی در مناطق پسته کاری استان کرمان با درختان سالم و نتومند مرکبات در کالیفرنیای امریکا قابل مقایسه نیست. این احتمال اگر چه ممکن است در حد صفر باشد اما باز هم نمی توان بسادگی از کنار آن گذشت. دانش بسیاری از کشاورزان در حد بالایی نیست و شاید سرخشکیدگی ها و مشکلات درختان پسته را به سم مونتو نسبت بدهند. بنده بارها و بارها از نزدیک با برخی از کشاورزان برخورد کرده ام که بیان می کنند مونتو سم خوبی نیست و وقتی علت را می پرسیم خشکیدگی سرشاخه ها و خشک شدن بیش از حد آنها زردی درختان و بسیاری از مسایل دیگر را به استفاده از سم مونتو نسبت می دهند که احتمالا این حرفها محلی از واقعیت ندارند و بیشتر به شایعه سازی می مانند اما باز هم نمی توان از کنار این حرفها براحتی گذشت. باید نتیجه اصلی از این سم را بصورت درازمدت در نظر داشت و در کوتاه مدت نمی توان قضاوت کرد. ممکن است بسیاری از کمبودها بخصوص زردی ناشی از کمبود نیتروژن بخصوص در موعد پر شدن مغز در درختان پسته را به اشتباه به مونتو نسبت بدهند یا  علایم کمبود عناصر میکرو را به استفاده از سم مونتو نسبت بدهند یا حتی مسمومیت های ناشی از عناصر بور (B)، سدیم (Na) و کلر (Cl)!! بهر روی باید در مورد این سم بررسی های بیشتری صورت گیرد و باید تحقیقات بیشتری در مورد این سم انجام شود. تحقیقاتی که کاربردی باشند و گرنه پول دادن به فلان موسسه برای گرفتن گواهی مصرف نمی توان جلو شایعات مربوط به این سم را بگیرد! بهر روی سم مونتو توانسته بار بزرگی را از دوش کشاورزان بردارد و این جای خوشحالی دارد. سم پاشی باغات پسته به فواصل هر 15 روز از اوایل فصل بهار کار بسیار پرزحمت و پرهزینه ای بوده است و مونتو توانسته است این بار بزرگ را از دوش کشاورزان بردارد!! مشاهدات شخصی بنده نشان داده در مورد درختان ضعیف و دارای سرخشکیدگی مونتو ممکن است باعث تشدید بیماری شود هر چند که پسیل پسته را کاملا کنترل می کند!! البته باز هم این ادعا فقط مبنای تجربی دارد و باید در مورد آن بررسی شود تا به قطعیت رسید. همانطور که بنده بارها گفته ام که وابسته به هیچ گروهی نیستم که بخواهم بنفع یا علیه چیزی مطلب بنویسم. در مورد مونتو هم این مطلب صدق می کند. بنده طرفدار و دلسوز کشاورزان هستم و باید نسبت به شایعات و واقعیتها حساس باشم. شاید وجود سموم تقلبی مونتو در بازار هم یکی از مشکلات عمده و اینچنین شایعاتی باشد. سم بی کیفیت چه مونتو باشد و یا هر سم دیگری می تواند تاثیرات سو روی درختان داشته باشد. همیشه حرفهای دسته اول در مورد مونتو و کلا درختان پسته را باید از کشاورزان شنید. اگر چه برخی از کشاورزان از سم مونتو دفاع می کنند اما هستند بسیاری از کشاورزان که مونتو را بایکوت کرده اند و از آن استفاده نکرده اند. بنده شخصا از نزدیک با بسیاری از کشاورزان از نزدیک گفتگو کرده ام و گاها نظرات متناقضی در مورد مونتو می شنوم حتی یکی از کشاورزان به بنده گفت مهندس اگر سمی مانند مونتو بتواند تا چندین ماه پسیل پسته را کنترل بکند حتما دارای عوارض جانبی روی درختان است و این مساله مساله قابل تاملی است هر چند که بنده خاطر نشان کردم مونتو سمی کاملا آزمایش شده است و اثرات سو ثابت شده ای در بسیاری از کشورها نداشته است. بهر روی حتی برخی از کشاورزان اینقدر نسبت به سم بدبین هستند که همه مشکلات درختان را به اثرات سم مونتو نسبت می دهند اما همیشه سوالها باقیست و هیچ چیز قطعی نیست. حتی در مورد خود من بارها وبارها از مطالبی که قبلا در وبلاگ آمده عقب نشینی کرده ام و نظرم کلا عوض شده است و در محیط طبیعت و باغ پسته هیچ چیزی قطعی نیست. باید صبور بود و به اثرات جانبی سم دقت کرد هر چند که مونتو در کنترل آفت بسیار موفقیت آمیز عمل کرده است.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱۱
تگ ها :

"کمبود منابع مالی انجمن پسته"مشکل بزرگ تشکل ها و انجمن های غیر دولتی د

"کمبود منابع مالی انجمن پسته"مشکل بزرگ تشکل ها و انجمن های غیر دولتی در ایران

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی- عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

تشکل ها و ان جی اوهای غیر دولتی بهیچ وجه ردیف اعتباری در بودجه کل کشور ندارند و با وضعیت تورم موجود و افزایش سال به سال هزینه ها تشکل یا انجمنی مانند انجمن پسته ایران به مشکلات مالی برخورد کرده اند و برای جبران این کمبود منابع بار جبران هزینه ها باید بر دوش اعضا باشد. بنظر می رسد افزایش حق عضویت اعضا و ورودی اولیه عضویت یکی از راههای جبران کمبود اعتبارات باشد که از دید من نتنها صحیح نیست بلکه موجب دلخوری بسیاری از اعضا می شود و چه منطقی است که افزایش ورودیه و عضویت مطابق یا بر اساس تورم سالانه باشد نه بصورت دفعی و ناگهانی بصورت 50 درصد و حتی بیشتر افزایش حق عضویت و یا ورودیه داشته باشیم! انجمن پسته با خون دل و زحمت بسیاری از دلسوزان این صنعت بوجود آمده است و طی این سالهای سپری شده انجمن پسته بعنوان یک ان جی او قوی در این آشفته بازار مشکلات باغداران صادر کنندگان و فرآوری کنندگان، بعنوان یک پشتوانه قوی برای ایندسته محسوب می شود. در حقیقت در اوضاع فعلی صنعت پسته ایران بطور قطع می توان گفت حامی اصلی صنعت پسته و کشاورزان انجمن پسته ایران است. اگر انجمن پسته ایران نبود وضعیت صنعت پسته بسیار بحرانی تر از وضعیت موجود بود اگر چه هنوز راه درازی برای رسیدن به قله برای انجمن پسته ایران وجود دارد. بسیاری از طرحها در انجمن پسته ایران و اعضای روشنفکر آن بدلیل کمبود منابع مالی مسکوت مانده اند و این جای تاسف است. زحمات و فعالیتهای شبانه روزی مسولین اصلی انجمن و بخصوص دبیرکل محترم بسیار در خور تحسین است. تقریبا همه اعضا و فعالان انجمن پسته کاملا از روی عشق و علاقه به صنعت پسته و پیشرفت آن در این انجمن فعالند و بنده بطور قطع می توانم بگویم که هیچکدام از اعضا کمترین منفعت مالی از عضویت در انجمن پسته ایران نداشته اند. همه اعضای اصلی و هیات مدیره انجمن پسته ایران بارها و بارها دست در جیب خود کرده اند و برای ماندن این انجمن از کیسه خرج کرده اند چون تنها حامی صنعت پسته ایران همین انجمن پسته ایران است و نهادهای دولتی بازدهی چندانی در حمایت از کشاورزان و باغداران ندارند. بنده بعنوان یک عضو انجمن هیچ گونه منفعت مالی از جانب انجمن پسته ایران نداشته ام و هدفم کسب درآمد از انجمن پسته ایران نبوده است و تا توانسته ام به هر طریقی در رشد و توسعه انجمن و رسیدن به اهداف انجمن و حمایت از کشاورزان تلاش کرده ام. همه اعضای فعال انجمن در هر جایگاهی که هستند در حال تلاش و خدمت به صنعت پسته ایران هستند. در واقع عشق به صنعت پسته این علاقه مندان را گرد هم آورده نه مسایل مالی! بهر روی منابع دولتی و بودجه های کلانی هر سال در حال هدرفت در ارگانهای هستند که کوچکترین بازدهی ندارند و اگر تعطیل شوند هم مشکل چندانی برای کشاورزان وباغداران پدید نمی آید. در اداره ایکس یا زد دولتی فقط بودجه ها هدر می روند و بازدهی در سطح بسیار نازلی است و جالب اینجاست که اینگونه سازمانهای دولتی مشکل چندانی در پرداخت حقوق و حتی مزایایی مختلف به کارمندان خود ندارند و حتی گاها دست به استخدام نیروهای جدید می زنند! ولی ان جی اوی غیرانتفاعی مانند انجمن پسته که با کمترین نیروی انسانی و بالاترین راندمان بالاجبار کار می کند باید دچار کمبود منابع مالی باشد. در حقیقت بودجه دولتی اداره جهاد کشاورزی یک شهرستان کوچک ممکن است در طول سال دو برابر و حتی بیشتر از بودجه کل انجمن پسته ایران باشد اما تفاوت ها از زمین تا آسمان است. شما کارآیی یک انجمن دارای افراد دلسوز و با تجربه را مقایسه کنید با مثلا یک سازمان جهاد کشاورزی در یکی از شهرهای پسته خیز ایران! در واقع بسیاری از این سازمان های دولتی بغیر از توزیع کردن نهاده های سوپسیدی مانند کودهای شیمیایی کارآیی چندانی را در رفع مشکلات حداقل در صنعت پسته ایران نداشته اند. فلان موسسه تحقیقاتی که سالانه میلیونها تومان حقوق و مزایایی پرسنل آن است هنوز نتوانسته اند یک راهبرد عملی در خور تقدیر بخصوص در رفع مشکل باغات پسته در ایران داشته باشد! البته زحمات بسیاری از محققین و تلاشهای آنها را نمی توان نادیده انگاشت و حتما در ایندسته از مراکز تحقیقاتی مشکلات و معظلات تحقیقات زیادند ولی رویهمرفته نسبته به بودجه دولتی که صرف آنها می شود کارآیی چندانی ندارند. بسیاری از بخشهای دولتی ما نسبت به بودجه ای که دریافت می کنند کارآیی لازم را ندارند و فقط عده ای را از عهده بوق  استخدام کرده اند و تا بازنشستگی به آنها حقوق می دهند بهمین دلیل سیاستهای دولت رفتن به طرف خصوصی سازی است اما متاسفانه بستر خصوصی سازی در ایران در بسیاری از زمینه ها مانند صنعت پسته وجود ندارد. ادارات و دفاتر و تشکیلات معظم دولتی در بخش کشاورزی آنهم در مناطقی از شهرهای بزرگ ایران مانند تهران در واقع راندمان لازم برای رفع مشکلات کشاورزان در روستاهای دوردست ایران را ندارند. همین تشکیلات معظم دارای هزاران هزار کارمند حقوق بگیرند که ماهانه میلیاردها تومان بودجه را می بلعند بدون اینکه بازدهی چندانی داشته باشند اما انجمن پسته ایران با داشتن 3 نیروی پرسنلی در پایتخت ایران باید دچار کمبود منابع مالی و بودجه ای باشد! بهر روی انجمن پسته ایران باید راههایی برای کسب درآمد ثابت و مطمن پیدا کند. جبران کسری بودجه و هزینه های جاری از طریق افزایش حق ورودی و عضویت راهکار مناسبی نمی تواند باشد و همچنین اعضای محترم هیات مدیره نمی توانند و صلاح نیست که بخواهند بخش زیادی از هزینه ها در برحه های زمانی حساس را بپردازند. بهر روی چه بخواهیم و چه نخواهیم وقتی کسی پول زیاد و فوق العاده بعنوان کمک به انجمن پسته ایران یا هر انجمن دیگری می پردازد توقع بالایی هم خواهد داشت و بنابراین صلاح از دید بنده در این است که هر چه زودتر یک کمیته تجاری برای انجمن پسته ایران تشکیل شود و نقش این کمیته تجاری بررسی راههای درآمدزایی برای انجمن آنهم بصورت درآمدهای ثابت و قابل توجه باشد. تا کی می شود انجمن را با افزایش حق عضویت و ورودی اعضا اداره کرد؟! بهر روی بسیاری از اعضا قلبا راضی به افزایش حق عضویت آنهم بصورت سال به سال نیستند. چه خوب بود به ازای صادرات هر کیلو پسته حداقل پولی برای انجمن پسته ایران در نظر گرفته می شد! فرض کنید اگر هزینه صادارت هر کیلو پسته 30 هزار تومان باشد از این مبلغ 100 تومان بصورت اتوماتیک به انجمن پسته ایران در نظر گرفته می شد و از این هزینه 100 تومان به ازای هر کیلو 50 تومان آن در بخش تحقیقات و 50 تومان دیگر آن برای سایر هزینه های انجمن در نظر گرفته می شد. شاید دولت محترم و برنامه ریزان و دست اندرکاران بتوانند با درست کردن یک قانون و تصویب آن در هیات دولت محترم این امر را اجرایی کنند. یکی دیگر از راهکارها می تواند ورود انجمن پسته و کمیته تجاری آن به بازار بزرگ و پردرآمد نهاده های کشاورزی باشد. سالیانه هر کدام از اعضای انجمن پسته هزینه های قابل توجهی را صرف خرید نهاده های کشاورزی از جمله کود سموم کشاورزی اداوات و ....می کنند چه خوب می شد که فروشگاههایی از سوی انجمن پسته ایران در نقاط مختلف تاسیس می شد تا هم درآمدزایی برای انجمن پسته ایران داشته باشند و هم نهاده های دارای کیفیت مطمن را به اعضای انجمن ارایه دهند! اینکه تا ابد انجمن پسته وارد کارهای تجارتی نشود بنظر من مساله درستی نیست. با اعتمادی که انجمن پسته در بین کشاورزان و باغداران پیدا کرده کارهای تجاری نمی تواند موجب سلب اعتماد کشاورزان از انجمن شود بشرط آنکه حساب شده و از سر دلسوزی باشد. یک گله بزرگ دیگر از بسیاری از تولیدکنندگان و باغداران و دست اندرکاران پسته این است که بسیاری از این افراد به دلایل مختلف حاضر به عضویت در انجمن پسته ایران نیست از بین هزاران نفر بهره بردار از باغات پسته درصد کمی عضویت انجمن پسته ایران هستند و این موجب تاسف است. چرا وجود آقای ایکس یا وای یا زد در انجمن پسته باید موجب این شود که مثلا من چون با ایندسته از آقایان مشکل دارم انجمن پسته را قبول نداشته باشم یا بدلیل راحت طلبی و بی خیالی احساس مسولیت نکنم و عضو انجمن پسته ایران نباشم. بواقع هر تصمیمی که انجمن می گیرد روی همه باغداران و بهره برداران تاثیر دارد و ما باید در تعیین سرنوشت خود مشارکت فعال داشته باشیم حتی اگر بصورت عضویت عادی باشد! همین ژورنال انجمن پسته و سایت انجمن و اطلاعات بروزی که بما می دهد خود چیز کمی نیست که در قبال عضویت در انجمن اهمال و سستی کنیم. متاسفانه در ایران بر خلاف بسیاری از کشورها روحیه کار تیمی و گروهی بشدت ضعیف است و بسیاری از باغداران و دست اندرکاران پسته در ایران خود را تافته جدا بافته می دانند که اصلا مطلب صحیحی نیست. روحیه همکاری و کار تیمی بسیار موفق تر از کار بصورت انفرادی است! چرا نباید ما تجربیات ارزشمند خود را در هر زمینه ای از صنعت پسته به اشتراک نگذاریم تا به صنعت پسته کمک نکنیم. موفقیت صنعت پسته موفقیت تک تک افراد دخیل در این صنعت است و چه خوب است که روحیه همکاری در دلسوزان بخش پسته بیشتر شود و جای منم منم را کار تیمی و گروهی بگیرد. همین حضور در کنار تولید کنندگان بزرگ و دست اندرکاران در انجمن پسته موجب انتقال و تبادل اطلاعات و تجربیات خواهد شد و فوق العاده ارزشمند است اما برای کسانی که درک کنند و پند پذیرند. بهر حال امیدواریم با تلاشهای همه اعضا محترم و دلسوزان صنعت پسته این نهاد قدرتمند روز به روز موثرتر و کاراتر شود و دغدغه تامین بودجه را نداشته باشد. بسیاری از کشورهای رقیب تولید کننده پسته در دنیا خوشحال خواهند شد اگر انجمن پسته ایران خدای ناکرده بدلیل کمبود منابع مالی بایکوت شود. امید است با احساس مسولیت بتوانیم روز به روز بر موفقیت این صنعت بیافزاییم. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران. محمد جمالیزاده- مردادماه 93

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٤
تگ ها :

کاسه داغ تر از آش در بحران کم آبی در باغات پسته!!

کاسه داغ تر از آش در بحران کم آبی در باغات پسته!!

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

مشکلات باغات پسته در ایران زیاد است و شاید مهمترین مشکل بحران آب و کم آبی باشد. علاوه بر کاهش ذخایر سفره های آب زیرزمینی بعلت برداشتهای بی رویه کیفیت آب هم در بسیاری از نقاط بسیار بحرانی است. غلظت عناصر سمی بویژه سدیم کلر و بور در آب آبیاری آنقدر بالاست که در بسیاری از موارد مسمومیت به این عناصر بخوبی روی برگها و درختان آشکار است. بهر روی با این شرایط کم آبی حتی آب با کیفیت پایین هم غنیمت محسوب می شود و بسیاری از آن بی بهره اند بخصوص در اوج دوره پر شدن مغز در تابستان نیاز به آبیاری بسیار حاد و مساله ساز است و بسیاری از کشاورزان بهمین خاطر درصد بالایی از محصولشان بر باد می رود. بهر روی برای رفع معظل کم آبی راه حل های زیاد و متنوعی پیشنهاد شده است بخصوص رفتن به سمت استفاده از آبیاری تحت سیستم که تا حد زیادی می تواند مشکل گشا باشد اما در زمین های خرده مالکی واقعا استفاده از سیستم آبیاری تحت فشار امری غیرکاربردی و محال است. بهر روی یکی از راه حل های دیگر انتقال آب است که این دسته از طرحها هم بسیار پر هزینه هستند و در بسیاری از موارد غیرکاربردی. در مورد کم آبی و معظلات مربوط به آن نکته های زیادی وجود دارد که از دید بسیاری مغفول مانده است و آن این است که عده ای خاص که خود را نماینده همه کشاورزان در مساله آب می دانند و سنگ حمایت از کشاورزان را به سینه می زنند که ما طرفدار کشاورزان هستیم و هی با برداشت های بی رویه آب مخالفیم و آب نباید بی رویه برداشت شود و منابع آبی کم هستند و ما باید جلو حفر چاههای غیرمجاز را بگیریم و برداشتی صورت نگیرد و محاسبات این عده اینقدر ملانقطه ای هست که برای 1 لیتر آب هم حساب و کتاب دارند و معادلات ریاضی می نویسند که اگر ما بخواهیم آب را انتقال بدهیم ایکس قران می شود و بهتر است آب را بخریم و خلاصه هی سنگ طرفداری از کشاورزان را بر سینه می زنند و خود را طرفدار کشاورزان می انگارند و بر بوق و کرنا می کنند که چرا دولت جلو حفر چاههای غیر مجاز را نمی گیرد و چاههای غیر مجاز زیاد هستند و از این دست مسایل. علاوه بر بحران آب در صنعت پسته ایران در موارد بسیاری از موارد دیگر صنعت پسته ایندسته از افراد خود را صاحب نظر می دانند و انگار که کلا پسته ایران ارث پدری آنهاست و اگر پسته ای برداشت می شود از زحمات پدران آنها بوده است و دیگران شعور پسته کاری را نداشته اند و ما داشته ایم و ما اولین بار در باغات پسته چنان کردیم و چنین کردیم و اگر ما نبودیم اصلا پسته ای وجود نداشته و اولین بار ما تراکتور را در باغات پسته آوردیم و اولین کودهای شیمیایی را ما دادیم و اولین دستگاههای برداشت پسته را ما از فلان کشور وارد کردیم و از این دست حرفها که البته نمی شود کلا این مسایل را رد کرد اما اینکه ما کاسه داغتر از آش شویم و خودمان را تصمیم گیران اصلی صنعت پسته بدانیم منطقی نیست. بهر حال نسلی که نو است و علاقه به باغداری و پسته داری دارد هم زحمت می کشد و صنعت پسته ارث پدری عده ای نیست که اینقدر دل و روده برای آن پاره می کنند!! در مورد آب که بحث اصلی مطلب ما بود نیز این نکته بسیار حایز اهمیت است و عده ای گردن کلفت آبهای زیر زمینی که برای آبیاری باغات پسته خود استفاده می کنند را ارث پدری می دانند و جای تاسف اینجاست که عده ای زود باور برای ایندسته از افراد به به و چه چه سر می دهند که آقای ایکس چقدر انسان خوبی است ببین چقدر مخالف چاههای غیر مجاز است و نمی خواهد برداشت بی رویه صورت گیرد از منابع آبی و ...مصاحبه در مورد آب با فلان استاد ترتیب می دهند و خودشان را نماینده همه کشاورزان در مورد آب می پندارند و با دادن مجوز به چاههای جدید مخالفند. بسیاری از نقاط در ایران وجود دارند که به دلیل بی آبی درختان پرثمر پسته خشک شده اند و دولت هیچ مجوزی برای حفر چاه نمی دهد ولی این آقایان از زمان رژیم طاغوت دهها چاه و تلمبه برای خودشان زده اند و دهها لیتر پروانه بهره برداری آب دارند و در همه جاها نفوذ!! بهر روی اینکه هی مخالفت می کنند با زدن چاههای جدید این است که چاههای خودشان کم آب می شوند و صدها هکتار زمین خدا را که زیر کشت برده اند و میلیاردها درآمد از آنها سالانه دارند کم آب می شوند!! در همه نقاط و دشتهای پسته کاری که بحران آب وجود دارند هستند عمده مالکانی که دهها تلبمه دربست برای خودشان دارند و صدها هکتار زمین برای خودشان از دهها سال پیش دست و پا کرده اند و آب زیر زمین را تند تند می کشند و پای درختان خود می کنند و حالا شده اند کاسه داغتر از آش که چرا دولت با چاههای غیرمجاز و مجاز آبی که حفر می شوند برخورد نمی کند و تنها هدف آنها این است که چاههای خودشان دچار کم آبی نشوند و الا هیچ گربه ای در راه خدا موش نمی گیرد!! جای تاسف آنجاست که بسیاری از افراد ساده باور و ساده فکر می کنند که این گردن کلفت هایی که دهها تلمبه شش دانگی دارند دلشان برای منابع آب زیر زمینی می سوزد. در واقع ایندسته از افراد از منافع شخصی و زیرکیشان است که سنگ کم آبی را به سینه می زنند و مصاحبه در مورد آبهای زیر زمینی می کنند و می گویند برداشت بی رویه از منابع آبی خوب نیست و از این دست حرفها!! اگر دقت شود می بینیم که همین گردن کلفتها که دهها تلمبه دربستی دارند هیچ فکری برای هدررفت آب در باغات خود نمی کنند و آبی که با هزار مکافات از زیر زمین در میاید و ارث پدرانشان می پندارند را صرف درختانی می کنند که در اکثر موراد خشک شده اند و کمترین راندمان و بازدهی ندارند!! در حقیقت سیستم آبیاری در ایندسته از باغات عمده مالکی غرقابی است و کارگرانی آبیاری را انجام می دهند که کمترین توجهی به هدررفت آب ندارند!! جای سوال اینجاست که چرا این عمده مالکان که اینقدر سنگ آب و کم آبی را به سینه می زنند چرا باغات خودشان را با استفاده از سیستم های آبیاری تحت فشار اداره نمی کنند تا مصرف آب و هدرفت آب کمتر نشود و فقط گیر داده اند به چاههای غیر مجازی که دهها و صدها خرده مالک در آنها شریک هستند و تمام زندیگشان همین یک ساعت دو ساعت آب است و بهر طریقی که شده درختان ملت بیچاره خرده مالکی را خشک می کنند بعلت بهانه غیرمجاز بودن چاه و خوشان که هزاران هکتار باغ دارند باید تلمبه هاشان حتی یک لیتر هم افت آب نداشته باشند! قانون استفاده از آبهای زیرزمینی در ایران یک قانون کهنه و منسوخ است و آبی که زیر زمین است ارث پدری عده ای خاص نیست و متعلق به همه ملت و نسلهای آینده است. چرا باید افرادی که دهها سال پیش و در رژیم منحوس طاغوت با هزاران رشوه و پارتی و نفوذ در دستگاهها دهها تلمبه عمیق با لیتراژهای بالا احداث کرده اند تا قیام قیامت از این آب و خاک بصورت نسل به نسل استفاده کنند و مردم بدبخت بیچاره هم نظاره گر باشند. چرا مالیات بر ارزش افزوده و درآمد ایندسته از باغداران گردن کلفت باید در حد صفر باشد!! و همانطور که گفتم نکته تلخ ماجرا این است که ایندسته از افراد خود را صاحبان اصلی پسته ایران می دانند و سنگ کم آبی و برداشت بی رویه از آبهای زیرزمینی را به سینه می زنند و با این و آن مصاحبه می کنند تا همگان را آگاه کنند که نباید تلمبه ای در حریم چاههای آنها احداث شود چون منابع آب های زیر زمینی بخطر می افتند! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۸
تگ ها :

توضیحات مهندس زنده دل در مورد سم مونتو

توضیحات مهندس زنده دل در مورد سم مونتو

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

مهندس جمالیزاده عزیز  سلام  
سم موونتو وحواشی آن و سم موونتو بازار سیاه و دلال بازی سود جویان پیرو انتشار این دو مطلب در وبلاگ شما لازم دیدیم تا برای روشن شدن برخی از مسائلی که در این دو نوشتار مطرح شده بود و برای تنویر افکار مخاطبین گرامی شما چند سطری را برای شما ارسال کنم تا با انتشار آن در وبلاگ خود موجبات آگاه سازی کشاورزان شده باشد. یکی از نکاتی که باید همه افراد مرتبط از جمله فروشندگان و مصرف کنندگان مد نظر قرار دهند این است که شرکت بایر برای هیچکدام از سموم خود مدت زمانی ذکر نکرده است و حتی اگر هم در موارد زیادی دوره کنترل طولانی دیده شده است. بهر حال مسولیت تضمین های نابجا به کشاورزان به عهده توصیه کننده مربوطه است. سود کم برای فروشندگان شرکت بایر سود منطقی برای توزیع کنندگان و فروشندگان در نظرگرفته اما رقابتهای داخلی بین فروشندگان برای جلب مشتری سبب عدم رضایت شده که این از کنترل بایر خارج است. در مورد کمبود کالا در بازار لازم است بدانید که شرکت بایر با توجه به نیاز بازار پسته به تامین کالا مبادرت ورزیده و شایان توجه است که این میزان به مراتب بیش از سال گذشته خواهد بود ولی با توجه به گستردگی باغات و استقبال کشاورزان کمبود کالا در حد فاصل زمانی بین مراحل واردات طبیعی است. شرکت بایر در المان  باید موونتو را در یک کارخانه برای کل دنیا تامین کند و تنها محل مصرف ایران و پسته نیست و خدای ناکرده هدف سود جویی از کمبود کالا نیست زیرا در هر شرایطی قیمت بایر وابسته به عرضه و تقاضا نیست و قیمت فروش به توزیع کنندگان ثابت است و تغیرات بعدی قیمت توسط فروشندگان اعمال میشود که از عهده بایر خارج است. در باره اطلاع رسانی درباره  استفاده از سم نیز تنها به این نکته بسنده میشود که درشهر زرند در اردیبهشت امسال سمینار بزرگی با حضور بسیاری از کارشناسان و کشاورزان برگزار شد و مخاطبین عزیز به این نکته توجه کنند این قبیل سمینارها و کلاسهای اموزشی در همه شهرها و روستا های پسته خیز کشور برگزار شده است. در این مورد که نباید موونتو در اختیار کشاورزان عادی قرارگیرد مرزبندی بین این قشر زحمتکش با عنوانی مثل عادی منصفانه نیست و بایر این سم را متعلق به همه کشاورزان میداند. در مورد اطلاع رسانی در باره نحوه مصرف جدا از نشر بروشور و برگزاری کلاسهای ترویجی در حد بضاعت توسط شرکت بایرتوسط کارشناسان بایر انجام میشود. کشاورزان با مطالعه دقیق برچسب روی قوطی سم  تقریبا با بیشترموارد لازم در مورد اصول استفاده ازموونتو آشنا خواهند شد. با این حال ما آمادگی برگزاری کلاس و آموزش در هر منطقه ای را داریم. هماهنگی با شما اجرا با ما. یکی از دلایل کوچک پدیده تقلب و قاچاق کمبود کالا اصلی است ولی تمام آن نیست حاشیه سود زیاد برای متقلبین شاید از مهمترین دلایل باشد و گاهی اوقات نیز کشاورزان فریب قیمت کم کالای تقلبی را میخورند پس با اشباع کردن بازار که امری همواره محال است نمیتوان جلوی سود جویان را گرفت همانطور که با افزایش پلیس نمیتوان بزهکاری را کاهش داد. خرید سم توسط دلالان و عرضه به بازار در زمان مناسب یا بازار سم موونتو در دست عده ای دلال بیسواد شرکت بایر پارسیان به عنوان دفتربایر آلمان در ایران اقدام به واردات وتوزیع مستقیم سم بین عوامل فروش خود در سطح کشور مینماید که این فروشندگان دارای جواز کسب وپروانه فروش صلاحیت فروش سم میباشند که سم را بین خرده فروشان و کشاورزان توزیع میکنند و بایر به افراد متفرقه و دلال فروش ندارد. علیرغم عدم وجود هیچ منعی درتکرار سمپاشی با موونتو در یک فصل زراعی اکیدا توصیه میشود تا برای کاهش احتمال  بروز پدیده اجتناب ناپذیر مقاومت یکبار در سال از این سم استفاده گردد صورت نیاز به تکرار در تناوب با دیگر سموم قرار گیرد. در مورد شایعاتی چون ریزش برگ و جوانه یا انسداد آوندها هیچ مدرک علمی یا حتی تجربه ای وجود ندارد و این شایعات و انتصاب آن به برخی از اساتید علم کشاورزی نادرست است. بهتر است کشاورزان هوشیار بوده و فریب متقلبین را نخورند. لازم است که کشاورزان بعد از سم پاشی با مونتو قوطی را سوراخ نموده تا از استفاده مجدد از آن مقدور نباشد. در پایان با تشکر از مهندس جمالیزاده عزیز و حسن توجه ایشان به بهره برداران زحمتکش بخش کشاورزی. در صورت مشاهده سم تقلبی یا هر مورد مشکوک دیگر یا سوال و ابهام در مورد سم موتو با بنده تماس بگیرید. امیر زنده دل- کارشناس بایر در استانهای کرمان و هرمزگان

.09133972311-09128247419                 amir.zendehdel@bayer.com       

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢٢
تگ ها :

← صفحه بعد

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED