وضعیت امسال باغات پسته-بهار 94

وضعیت امسال باغات پسته- بهار 94

 محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

با توجه به اینکه در بسیاری از باغات امسال سال On یا سال آور بوده اما خوشه ها در بسیاری از موارد خوب نبسته اند و بسیار تنک هستند! بنظر بنده در برخی از مناطق افت تولید پسته شدید است!! شخصا نقاط مختلفی را در استانهای مختلف بازدید کردم!! بخصوص در مورد درختان واریته احمدآقایی که اصلا دانه بندی مناسبی نداشتند! البته برخی از نقاط و باغات را باید استثنا دانست. یعنی این نیست که بتوان حکم کلی در مورد خرابی واریته احمدآقایی در تمام مناطق صادر کرد. در مورد واریته های دیگر نیز در برخی از مناطق وضعیت دانه بندی و خوشه بندی مناسب و در برخی از مناطق نامناسب است!! واریته فندقی هم که بیشترین سطح زیر کشت را در ایران دارد وضعیت مناسبی از نظر خوشه بندی و دانه بندی ندارد. تعداد دانه ها در خوشه بسیار کمتر از حد انتظار است و بندرت باغاتی یکدست و پردانه امسال ما داریم. بوده اند کشاورزانی که با تیمارهای خاص مثل روغن پاشی زمستانه یا استفاده از محلولهای موثر دیگر تا حدی وضعیت دانه بندی را بهتر کرده اند اما باز هم بنظر بنده خوشه های امسال خوشه های سالهای قبل در درختان پسته نیستند. وضعیت تنکی خوشه ها از هنگام ارزنی شدن به بعد رخ داد و فاصله رشدی میان دانه ها در خوشه ها بمرور هویدا شد (شتر گربه، خر کره و اصطلاحات دیگری که در مورد عدم ناهمگونی دانه ها در خوشه در مناطق مختلف پسته خیز از سوی کشاورزان کاربرد دارد!!). شتر گربه یعنی چند دانه در خوش رشد خوبی دارند و سریعا بزرگ می شوند و دانه های ریز دیگر کند رشد بوده و بمرور خشکیده و می ریزند!! هنوز هم در بسیاری از باغات دانه ها و برگها بدون دلیل خاص می ریزند!! بهر روی بحثها در مورد تنکی بیش از حد خوشه های امسال زیاد است و نظریات متفاوت!! بسیاری از کشاورزان عامی و تجربی بادزدگی و آفات را مقصر اصلی وضعیت خوشه ها قلمداد می کنند و برخی نیز تغذیه نامناسب و آبیاری در فروردین ماه و... که البته بنظر می رسد موارد ذکر شده همگی در یک سال عادی و نرمال در بهار می تواند ایجاد خسارت کند اما وضعیت خوشه های امسال وضعیت دیگریست و جای بحث و کنکاش بسیار دارد!!. چرا برخی از تیمار ها مانند استفاده از روغن های ولک تا حدی توانسته جبران مافات کند!! البته نه در حد مکفی! آیا در تامین مناسب نیاز سرمایی مشکلی بوجود آمده و یا مساله دیگری در کار است!! از نظر نیاز سرمایی آمار و اطلاعات که از سوی مراجع ذیصلاح اعلام شد و روی سایتها قرار گرفت حکایت از آن داشت که نیاز سرمایی در مورد اکثر واریته ها تامین شده و فقط تعداد کمی از واریته ها مثل اکبری نیاز سرمایی شان تامین نشده!! اما باز هم مشاهده شد که واریته احمدآقایی که نیاز سرمایی متوسطی هم دارد و در بر اساس مدلهای سرمایی نیاز سرمایی آن هم تامین شده بود دچار خسارت و خرابی بود!! حتی در مورد درختان کله قوچی و اوحدی یا فندقی نیز نیاز سرمایی بر اساس مدلهای معمولی مانند مدل یوتا تامین شده بود اما باز هم خسارت و خرابی در برخی از نقاط گسترده بود!! بهر روی در تامین نیاز سرمایی امسال بر اساس مدلهای دمایی مشکلی وجود نداشت و حتی در برخی از باغات با وجود استفاد از روغن ولک به نسبت 30 در هزار هم تنکی خوشه ها وجود داشت (مخصوصا درختان احمدآقایی). بهر روی همانطور که گفتم وضعیت باغاتی که روغن پاشی شده بودند یا از تیمارهای مناسب دیگر در موعد مناسب استفاده کرده بودند وضعیت بهتر بود اما مشکل بصورت کامل رفع نشد!! بهر روی علایمی که روی خوشه ها بروز پیدا کرد علایم عدم رفع نیاز سرمایی بود!! بهر روی با پارادوکس عجیبی در امسال در باغات پسته رو برو شدیم و خرابی و خسارت در بسیاری از باغات بالاست و خوشه های تک دانه و دو دانه ای زیادند!! انتهای بند خوشه ها سست است و تغییر رنگ داده و بسیاری از علایم گیج کننده دیگر که بنوعی کمبود کلسیم را در موجب شده در بافت گیاه! علاوه بر بحث تنکی خوشه ها که در بسیاری از استانهای پسته خیز (کرمان، یزد، خراسان، قزوین، فارس و....) وجود داشت مسایل  حاد دیگری هم در باغات و در درختان پسته خودنمایی می کرد از جمله آنها کچلی درختان، بصورتی که با وجود تغذیه و آبیاری و مراقبتهای باغبانی مناسب بسیاری از درختان برگ و شاخه خوبی در بهار امسال تولید نکردند و در بسیاری از درختان منظره کچلی یا کم برگی یا کم پشتی مشاهده می شود و این در مورد اکثر واریته ها وجود دارد باشدت و ضعف در مناطق مختلف!! برخی از دوستان و سروران کمبود روی یا عدم جذب روی در اوایل رشد درخت در بهار را مقصر می دانند و برخی سرمازدگی اما بارهم بنظر می رسد نوسانات دمایی سبب باشد!! بعد از بحث کچلی درختان بحث مهم دیگر در باغات پسته فراوانی شاخه های بی برگ یا قابل هرس کردن است که معمولا کچل و بدون برگ هستند و کشاورزان به آنها خشکال می گویند در کرمان!! بهر روی خشکال یا شاخه های خشک و تر بدون برگ امسال در باغات غوغا می کند و این در حالی است که قبلا فقط در یک نوبت ما خشکال چینی در زمستان داشتیم!! و امسال بسیاری از کشاورزان شاخه های کچل را از نو و بصورت نادرست و بی موقع می چینند یا هرس می کنند که بنظر من بهتر است هرس را در این موقع از سال انجام ندهند!! یک بخش جالب و مشکل دیگری که در برخی از باغات بویژه در واریته های فندقی قابل مشاهد بود نبودن پتک یا گره زایشی روی شاخه های نورسته یا جستها بود (البته برخی از جستها) یا پتکها یا گره ها بسیار ریز و ضعیف بودند!! و این در حالی بود که مدیریت باغ بخصوص از نظر تغذیه ای مناسب بوده است. حتی هم اکنون هم در برخی از باغات ریزش میوه ها را داریم و تنک شدن بیشتر خوشه ها به علت نامعلوم (بحث آفات و ...نیست) بعلاوه در برخی باغات نیز برگ ریزی های بی دلیل مشاهده می شود!!. هیچ کس قطعا نمی داند مشکل در کجاست و چرا پسته ایران امسال به این روز ناخوش افتاده است. بنظر بنده و برخی از دوستان عامل اصلی در مشکل تنک شدن خوشه ها و مشکلات دیگر امسال نوسانات شدید دمایی بوده است که در تقریبا اکثر استانهای کشور وجود داشته است. مطالعه آمارهای بیشینه و کمینه روزهای فصل زمستان پارسال و زمستان دو سال قبل و حتی سالهای ماقبل تفاوت های فاحشی را نشان می دهند!! با توجه به جمع بندی های مختلف نتیجه این بوده که نوسانات دمایی موجب بروز این عارضه شده است!! در زمستان امسال دما بحدی بالا رفته بود که گره ها در برخی از درختان نر متورم شده بودند!! و همین حرکت بی موقع موجب شد تا سرما و بارش برفی که در اسفندماه اتفاق افتاده به درخت آسیب زیادی برساند. متاسفانه تغییرات اقلیمی مسایلی هستند خارج از اختیار کشاورز و باغدار و کار زیادی نمی شود در این مورد انجام داد و اقدامات فقط کاهش دهنده خسارت هستند نه بتوانند مشکل را کلا حل کنند!! من حیث المجموع باز هم بنظر می رسد تولید پسته امسال هم بسیار کمتر از حد انتظار باشد و این از پیچیدگی های درختان پسته است. آمریکاییها هم با آنهمه امکانات و محقق در برخی از مسایل درخت پسته گیج و مبهوت مانده اند و پیش بینی های آنها هم در تولید بالای 500 هزار تنی در سال 2017 بعید است به حقیقت بپیوندد!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٤
تگ ها :

اختلاط سموم و کودها

اختلاط سموم و کودها

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

اختلاط بعبارتست از مخلوط کردن دو یا چند سم یا کود با هم و پاشش آنها روی گیاه هدف (درخت پسته، علف هرز و...). اختلاط دو یا چند سم مختلف با هم و یا اختلاط آنها با کودها (کودهای محلولپاشی) یا اختلاط با ادجونتها یا افزودنی ها عملی است که صرفه اقتصادی دارد و موجب کاهش هزینه، زمان، انرژی کشاورز می شود و در پاره ای از موارد موجب افزایش کارآیی سموم (مثلا افزودن صابون به علف کش ها). با توجه به هزینه های بالای سم پاشی و محلولپاشی بصورت جداگانه اختلاط سموم و کودهای محلولپاشی کاری جذاب برای بسیاری از کشاورزان محسوب می شود چون صرف اقتصادی دارد و با یک تیر می توان چند نشان زد! در مورد پزشکی هم همین کار مصداق پیدا می کند. بیماری که دچار چندین عارضه بصورت توامان است از چندین قرص برای چندین مشکل پزشکی با هم استفاده می کند و  یک بیمار ممکن است چندین قرص را همزمان با هم بخورد و هر کدام از قرص ها وقتی که وارد بدن شدند کار خوشان را در محل تاثیر خود انجام می دهند!! سازگاری یا چیزی که به آن Compatibility می گویند بحث مهمی است و به اصطلاح پزشکی برخی از داروها با هم سازگاری ندارند و نمی شود بصورت همزمان مورد مصرف بیمار باشند! چون قطعا فرد را دچار عارضه خواهند کرد!! در مورد اختلاط سموم و کودهای کشاورزی هم مطالعات مختلف این قضیه را ثابت کرده است که اگر سازگاری میان سموم و کودهای کشاورزی وجود داشته باشد می توان آنها را با هم اختلاط داد و روی درختان پاشید!! بهر روی در صورت عدم سازگاری سموم و کودها ممکن است عوارض نامطلوبی هم رخ بدهد که برخی از این عوارض زیاد بچشم نمی آیند مثلا کم شدن تاثیر سم یا کود در صورت اختلاط! و یا ممکن است عوارض سو اختلاط بخوبی نمایان باشند مثلا گیاهسوزی یا phytotoxicity، زردی، ریزش گل و جوانه و برگ، سرخشکیدگی و ... باید دقت کرد که ایجاد هر گونه عارضه نامطلوب را نمی توان بسرعت به عدم سازگاری کودها و سموم کشاورزی با هم ربط  داد!! اختلاط سموم و کودها از چهار حالت خارج نیست 1-اثر خنثی یا بی اثر: این قضیه زمانی اتفاق می افتد که دو سم یا  کود با هم داخل تانکر ریخته می شود و اسپری آنها روی درختان تاثیر تشدید کنندگی یا کاهش دهندگی ندارد انگار که دو سم یا کود را بصورت جداگانه پاشیده ایم! بسیاری از کودها و سموم مختلف زمانی که با هم پاشیده می شوند این تاثیر یا خاصیت را دارند (تاثیر خنثی) 2- اثرات تشدید کنندگی یا Synergistic:  اثرات تشدید کنندگی زمانی اتفاق می افتند که دو یا چند سم مختلف زمانی که با هم اختلاط پیدا کنند تاثیرشان (از نظر کنترل آفات) بمراتب بیشتر از زمانی هست که جداگانه روی درختان اسپری شوند!! بنابراین اینکه بسیاری بر این عقیده هستند که اختلاط سموم موجب کاهش تاثیر آنها می شود در مورد برخی از سموم محلی از اعراب ندارد!! اثرات سینرژیستی برای ما سودمند هستند چون موجب کنترل بهتر آفات می شوند و حتی ممکن است موجب کاهش مصرف سموم شوند. برخی از افزودنی ها مانند برخی  روغن ها به سموم نیز ممکن است موجب اثرات تشدید کنندگی یا سینرژیستی شوند!! 3-اثرات آنتاگونیستی: این اثرات اثرات مطلوبی نیستند بدین معنی که در صورت اختلاط سموم یا کودها بصورت همزمان با هم در داخل تانکر و یا مخزن اثرات مفید آنها نسبت به زمانی که هر کدام بصورت جداگانه بمصرف می رسند کمتر است!! اثرات آنتاگونیستی موجب کاهش کنترل آفات می شوند. علاوه بر اثرات کاهش دهندگی ممکن است اثرات آنتاگونیستی موجب گیاهسوزی یا phytotoxicity شود!! 4-اثرات افزایش دهندگی: اثرات افزایش دهندگی معمولا بین دو آفت کش در صورت اختلاط رخ نمی دهد و بیشتر ارتباط دارد با افزودن موادی که افزودنی یا additive نامیده می شوند (افزودنی+علف کش) رخ می دهد مثلا افزودن صابون ها یا کود اوره به علف کش ها!! بحث مهم در اختلاط سموم و کودها و یا سایر ترکیبات بحث ناسازگاری است.  ناسازگاری یا Incompatibility زمانی رخ می دهد که اختلاط  دو یا چند سم یا آفت کش موجب عوارض نامطلوب شود! مثلا یک سم یا فرمولاسیونEC  -emulsifiable concentrate را نمی توان با  با یک سم با فرمولاسیون WP -wettable powders اختلاط داد!! یا سمومی که دارای فرمولاسیون EC هستند را نمی توان با قارچکشها یا علف کش ها اختلاط داد!! یا اختلاط سولفات آهن با علف کش های فنوکسی مانند تو فور دی باید اجتناب شود چون باعث کیپ شدن و مسدود شدن شیلنگها و نازل های سم پاش می شود!! عوارض ناسازگاری ممکن است دو جنبه داشته باشد اول جنبه فیزیکی  و دوم جنبه شیمیایی! معمولا عدم سازگاری یا  ناسازگاری بیشتر بصورت شیمیایی بروز پیدا می کند!! ناسازگاری شیمیایی در حقیقت در هم ریختن مولکولهای سموم و کودهای شیمیایی از نظر شیمیایی است ولی در ناسازگاری فیزیکی بیشتر قضیه جنبه فیزیکی دارد مانند رسوب کردن (گیر کردن شیلنگ و نازل ها و...)، کریستالیزه شدن و...!! کودهای محلولپاشی بخصوص کودهایی که دارای چگالی بالایی هستند احتمال عدم ناسازگاری با سموم آفت کش دور از ذهن نیست!! بهتر است برای اطمینان از سازگار بودن کودها و بخصوص سموم لیبل سموم بدقت توسط کشاورزان قبل از مصرف خوانده شود!! از نظر یک تقسیم بندی دیگر ناسازگاری موجب ایجاد 4 حالت می شود اول کم شدن تاثیر سموم یا کودها، دوم رسوب کردن و گیر کردن شیلینگ ها و نازل ها،  سوم گیاهسوزی که علایم مختلفی ممکن است ایجاد کند، چهارم کاهش راندمان سم پاشی مثلا عدم همگونی قطر یا اندازه قطرات سم!! اختلال دو سم با هم بیشتر برای کنترل همزمان دو یا چند آفت مختلف انجام می شود و باید در این مورد بسیار دقت کرد و مخصوصا به سیکل زندگی آفات مورد نظر و در نظر گرفتن مرحله حساس و ضربه پذیر آفت!! مثلا اختلاط فنیتریتیون با کنسالت در اوایل فصل رشد، فنیتریتیون برای کنترل سنک ها و زنجره و آفاتی که در داخل خوشه ها و لابلای دانه ها وجود دارند و کنسالت برای کنترل و عقب انداختن فعالیت طغیانی پسیل پسته در اواسط فصل بهار!! در مورد علف کش ها هم باید دقت زیادی مبذول کرد در اختلاط دو علف کش با هم! چون در مورد اختلاط دو علف کش با هم زیاد مبحث گیاهسوزی مطرح نیست!! و باید به این نکته دقت داشت که دو علف کش تاثیرات آنتاگونیستی روی هم نداشته باشند!! مثلا گلیفوسیت یا رانداپ قابل اختلاط با پاراکوات نیست چون مکانیزم عمل ایندو با هم فرق می کند کاملا! اگر دقت شود در مورد سموم با کیفیت و حتی کودهای محلولپاشی یا کاربرد از طریق فرتیگیشن یا آبکود لیبل آنها در مورد امکان اختلاط توضیحاتی هر چند کوتاه وجود دارد! یک قانون کلی در مورد اختلاط سموم وجود دارد اما باید توجه داشت نهایتا مسولیت اختلاط بر عهده مصرف کننده یا کشاورز است و آن این است که " اگر روی لیبل سم یا کود منعی از نظر اختلاط وجود نداشته باشد می توان اختلاط را انجام داد!! کیفیت سموم و کودها نیز در اختلاط اهمیت زیادی دارد. این احتمال وجود دارد که ناسازگاری بعلت کیفیت پایین کودها و سموم باشد!! باید به این نکته توجه داشت بسیاری از کودها با سموم قابل اختلاط نیستند و بهتر است ابتدا در سطح کم مورد آزمون قرار بگیرند و بعدا در سطح وسیع بمصرف برسند! میتوان تست ناسازگاری کود با سموم را روی چند گیاه یا درخت تست کرد!! اگر ناسازگاری بین سم و کود وجود داشته باشد حداکثر ظرف دو الی 3 روز علایم ناسازگاری روی گیاه بروز پیدا خواهد کرد و این مطلب که بنادرست برخی کشاورزان فکر می کنند که ممکن است ناسازگاری بعد از گذشت چندین روز اتفاق بیفتد و مسولیت مشکلات دیگر باغ را به گردن اختلاط سموم بیاندازند کار صحیحی نیست!! در مورد کودهای حاوی درصد بالای عنصر مس(Cu) یا کودهایی که حاوی عنصر کلسیم(Ca) باید دقت کرد و بهتر است بصورت تنها اسپری شوند. در مورد ترکیباتی که دارای هیومیک اسید بالا هستند باید دقت کرد اختلاط انها با کودهای پتاسیمی بخصوص دارای درصد پتاس بالا در سیستم آبکود یا سیستم محلولپاشی ممکن است ناسازگاری پیش آورند و بهتر است اختلاط صورت نگیرد!! بهر روی بهترین کار این است که ابتدا قبل از هر گونه اختلاط هر سم یا کود به موارد زیر توجه شود 1-لیبل یا برچسب سم یا کود را بدقت مطالعه شود 2- اسیدیته یا pH محلول را چک شود چون ممکن است اختلاط موجب بالا رفتن یا پایین رفتن بیش از حد pH شود که این مشکل را می توان با افزودن بافرها حل کرد 3- قبل از اینکه در مقیاس وسیع اختلاط را تست کنید سعی کنید در مقیاس کم انجام شود و اگر از نظر سازگاری و بخصوص گیاهسوزی مشکلی نبود اختلاط در سطح وسیع انجام شود 4- در مورد اختلاط کودها با سموم باید دقت زیادی کرد چون برخی از کودها تاثیرات زیادی روی pH تانکر می گذارند! 5- برخی از سموم دارای فرمولاسیون پودر وتابل یاWettable Powder هستند قابلیت اختلاط با سموم قابل حل در آب و امولسیفایرها را ندارند! 6- از اختلاط کودها و سموم دارای اسیدیته بالا با کودها و سموم دارای اسیدیته پایین باید اجتناب شود 7- بهتر است بعد از اطمینان از سازگاری سریعا محلولپاشی یا سم پاشی انجام شود چون گذشت زمان بخصوص در مورد آبهای قلیایی موجب تجزیه سم خواهد شد. در مورد اختلاط سموم و کودها نکته مهمی که وجود دارد این است که بهتر است در طول عملیات سم پاشی محلول آب بهم بخورد تا رسوبی در کف تانکر از خود بر جای نگذارد! گاها مشاهده می شود که تانکرها از بهمزن های خوبی بهره نمی برند!! ناسازگاری گاها به وضوح قابل شناسایی نیست و علامت ظاهری چندانی ندارد و ممکن است روی کنترل کنندگی آفت تاثیر سو داشته باشد-بعلت کاهش تاثیر سموم-! در ناسازگاری فیزیکی هنگام اختلاط مشاهده می شود که مواد بخوبی در هم حل نمی شوند! رسوب تشکیل می شود و گاها حالت لایه لایه به خود می گیرند! در ناسازگاری شیمیایی مواد اولیه ای که با هم مخلوط شده اند خاصیت اصلی خود را از دست می دهند و ممکن است به مواد دیگری تبدیل شوند (حتی یک ترکیب جدید) و گسیختگی در ترکیبات اولیه رخ بدهد!! ناسازگاری شیمیایی خیلی مواقع اصلا قابل تشخیص نیست!! سوال اینجاست که چرا ناسازگاری رخ می دهد؟ ماده اصلی و فعال بسیاری از آفت کش ها ممکن است بفرم جامد، مایع و گاز باشد. مواد جامد فعال یک آفت کش ممکن است فرمهای مختلفی داشته باشد مانند فرم مایع!! یک ماده جامد ممکن است در طبیعت بصورت کریستاله یا حتی واکسی یا مومی شکل باشد که ممکن است قابل حل و یا غیرقابل حل در آب باشد. مواد فعال مایع یک آفت کش هم ممکن است دارای وزن مولکولی کم یا زیاد باشند. این ناهمگونی بسیار جالب و در خور توجه است و کارخانجات تولید کننده سموم ابتدا باید این ناهمگونی را تا حد امکان همگون کنند تا به فرمولاسیونی برسند که قابل اسپری کردن یا سم پاشی باشد!! و در حقیقت منشا برخی از ناسازگاری در همین جاست!! بهمین علت فرمولاسیون سموم به اشکال مختلفی از جمله امولسیون ، سوسپانسیون  و....فرموله می شوند! یک نکته مهم دیگر اینجاست که بسیاری از ترکیبات فعالی که ساختار آفت کش ها مورد استفاده هستند باید در حلالهای خاصی فرموله شوند و بعدا این حلال خاص باید قابلیت حل شوندگی مناسب در آب داشته باشد و برخی از ناسازگاری ها بهمین دلیل ناشی می شود که حلال ماده تکنیکال یا اصلی سم کیفیت ندارد و بنابراین هر چه کیفیت سم بهتر باشد عدم ناسازگاری هم کمتر می شود!! همانطور که اشاره شد اسیدیته یا pH در ناسازگاری کودها و سموم اهمیت زیادی دارد!! در مورد اختلاط سموم و کودها بهتر این است که اسیدیته محلول با استفاده از بافرها تنظیم شود در صورت نیاز!! بخصوص در مورد سموم که قلیاییت محلول سم بمرور از تاثیر سموم خواهد کاست (بخصوص سموم ارگانوفسفات). اختلاط علف کش ها با حشره کش ها کار صحیحی نیست و در موارد استثنایی انجام می شود. همانطور که اشاره شد اختلاط ادجونت ها با علف کش ها موجب افزایش کارآیی علف کش ها میشود. جدولی که بعنوان جدول اختلاط سموم از زمان ناصرالدین شاه در ادارات جهاد کشاورزی و...نصب شده کاملا منسوخ و غیر قابل استناد است و باید به این مساله دقت کرد!! اختلاط سموم و کودهای کشاورزی بحثی است بسیار گسترده که نمی شود در این مجال کم به آن پرداخت.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٦:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳٠
تگ ها :

قصه آبیاری تحت سیستم در باغات پسته کرمان!!

قصه آبیاری تحت سیستم در باغات پسته کرمان!!

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

مشکل کمبود آب در نواحی پسته خیز ایران که معمولا کم باران و جزو نواحی بحرانی از نظر منابع آبهای زیرزمینی هستند یک مشکل جدی است و افت سفره های آب زیر زمینی موجب کاهش کیفیت و کمیت آبهای زیر زمینی در بسیاری از نقاط پسته خیز شده است. آبهای زیر زمینی که در طول صدها سال و حتی بیشتر در زیر زمین ذخیره شده اند در عرض 30 الی 40 سال گذشته به حد بسیار نگران کننده ای کاهش پیدا کرده اند (استحصال غارتگرانه از آبهای زیرزمینی)!! دشت زرند، رفسنجان، کرمان و بسیاری از دشت هایی که دارای باغات وسیع پسته هستند از نظر منابع آبی جزو دشتهای سوخته محسوب می شوند و خشک شدن تقریبا تمامی باغات پسته در آینده مساله ایست واقعی !! بهمین دلیل بسیاری از کشاورزان پسته کار کرمانی از سالها قبل شروع به باغریزی در سایر استانهای پر آب تر کرده اند (فارس، قم، خراسان، مرکزی، قزوین، تهران و.....). به جرس قاطع می شود گفت که دشت های پسته خیز استان کرمان از نظر کم آبی جزو بدترین دشتها در ایران هستند!! برای رفع مساله کم آبی راه حل های مختلفی از سالها قبل مورد نظر بوده است که تقریبا بسیاری از این طرح ها و راه حل ها به دلایل مختلف ول معطل مانده اند!! مانند طرح انتقال آب!! بنظر می رسد بهترین و بی دردسرترین و راحت ترین کار این باشد که منتظر الطاف الهی و بارندگی ها باشیم!! متاسفانه خشکسالی های پی در پی در طول چندین سال موجب شده که بارندگی های اخیر هم هر چند که خوب بوده اند اما نمی توانند در کوتاه مدت جبران مافات کنند. سال به سال بر عمق چاههای کشاورزی در دشت های پسته خیز استان کرمان افزوده می شود و از برخی از چاههای کشاورزی بجای آب بقول کشاورزان اسید از چاهها بیرون می آید و پمپ های چاهها هر سال دو الی سه مرتبه باید تعمیر و تعویض شوند!! شکی در این که ما مشکل کم آبی داریم نیست ولی باید از روش هایی استفاده کنیم که کمترین ضرر را برای کشاورزان و باغداران داشته باشد. بعد از بارندگی ها و الطاف خداوندی بهترین روش و کاربردی ترین روش برای مدیریت منابع آبی صرفه جویی در منابع آبی است. صرفه جویی در منابع آبی یعنی استفاده صحیح و بموقع و بمقدار نیاز از آبی که از چاه بیرون می آید!! ذکر این نکته قابل توجه است که اگر در دوره ها و برحه های حیاتی نیاز به آب در درختان پسته آبیاری انجام نشود متاسفانه لطمات به درختان ما بالا خواهد بود و بهتر است قید صرفه جویی در آب را بزنیم چون هدف اول درآمد کشاورزان و آبیاری مناسب درختان پسته است. آبیاری غرقابی شاید مهمترین دلیل هدررفت آب در باغات پسته باشد و آبیاری تحت فشار می تواند در مصرف آب صرفه جویی زیادی کند اما هزاران نکته باریکتر از مو اینجاست! !  آیا در زمین های خرده مالکی (نیم هکتار و کمتر) می توان از روش آبیاری تحت فشار استفاده کرد!! آبیاری تحت  فشار در مورد درختان پسته دارای هزینه های بسیار زیادی است که خارج از توان کشاورزان است و در زمین های خرده مالکی ابدا کاربردی ندارد!! هندلینگ یا منیجمنت آبیاری تحت سیستم در ایران و شرایط باغات پسته ما بسیار دشوار است!! بسیاری از کشاورزان آبیاری تحت سیستم را کلا رها کرده اند!! کلی هزینه و وام و لوله و پمپ و شلینگ و ... و درآمد خوبی که برای شرکت های آبیاری پخته شده بود!! مطمنا شرکت های کاربلد در امر آبیاری، طراحی و سیستم های آبیاری مخصوصا برای باغات پسته انگشت شمارند!! و چنین شرکتهایی که کارشناسان خوب دارند و کار خوب انجام می دهند اینقدر کار برایشان وجود دارد که صرفه اقتصادی چندانی برای اجرای پروژه های آبیاری آنهم در روستاها و زمین های زیر نیم هکتار ندارند!! در شهری که بیش از 40 هزار هکتار باغ مشجر پسته ای دارد حتی 1 شرکت آبیاری تخصصی و  کاربلد وجود ندارد چون استقبالی از طرف کشاورزان نیست!!! گفتم شخصا از نزدیک دیده ام بسیاری از افرادی که در سالیان گذشته آبیاری تحت سیستم در باغات پسته خود ایجاد کرده بودند کلا جمع کرده اند و با کلی قسط وام و هزینه و بدهی مانده!! گیر کردن شیلینگها و قطره چکانها، خرابی پمپ ها و هزاران درد بی درمان دیگر!! حتی در مواردی بنده مشاهده کردم که شیلنگهای آبیاری قطره ای توسط جوندگان بخصوص خرگوش ها چیده شده یا سوراخ شده بودند!! و لوله سوراخ سوراخ بود و در مواردی دیدم که افراد ولگرد و معتاد و دزد شیلینگها و برخی از دم و دستگاههای آبیاری تحت سیستم را برای فروش دزدیده بودند!! از صبح تا شب فقط باید یک نفر نگهبانی بدهد تا سیستم آبیاری تحت فشار ما و شیلنگها و قطره چکانها و ... بسرقت نروند!! ما برای آبیاری غرقابی در باغات پسته در شرایط فعلی یک کارگر درست و حسابی گیرمان نمی آید و جای سوال اینجاست چه جوری می توان اینهمه شیلینگ و لوله و دم و دستگاه و پمپ را مدیریت کرد!! وقتی که برای مبارزه با مثلا آفت پروانه چوبخوار پسته که اینهمه خسارتزاست نمی شود هماهنگی بین کشاورزان ایجاد کرد چگونه می شود آبیاری تحت سیستم را بین شرکا هماهنگ کرد!! شرایط باغات پسته ایالات متحده و استرالیا که سیستم باغداری آنها کلا با ما نمی خورد. نمی شود آبیاری تحت فشار را در باغات پسته ایران توسعه داد مگر اینکه مدیریت بسیار قوی باشد و پول هنگفتی برای مدیریت آبیاری تحت فشار در اختیار کشاورز باشد!! باغداران پرسابقه پسته (سابقه بیش از 80 سال!!) تقریبا هیچیک به سمت آبیاری تحت سیستم نرفته اند با وجودی که برخی از آنها تحصیلات بسیار خوبی دارند و کاملا می توانند این سیستم را اجرا و پیاده سازی کنند!! بنظر من وامهایی که برای آبیاری تحت فشار در مورد باغات پسته داده می شود هزینه بیهوده است و گاها کشاورز وام را می گیرد چون بلاعوض است (بخش عمده ای از وام) و کمتر از نصف آن را خرج آبیاری تحت سیستم می کند (با انواع روش های ابداعی!!!!). آبیاری تحت سیستم برای مناطقی مفید است که اولا حداقل 50 هکتار زمین وجود داشته باشد ثانیا پول یامفت زیادی برای مدیریت و تاسیس سیستم و طراحی آن موجود باشد!! ثالثا برای باغاتی مفید است که از صفر شروع به باغریزی می کنند نه درختان مسن و سالخوره و تنومندی که سالهای سال به روش غرقابی آبیاری شده اند!!! رابعا سیستم باغریزی و مدیریت باید کاملا مکانیزه و بر اساس اصول و قواعد علمی بنا نهاده شده باشند از آماده سازی زمین بگیر و تا نهال و پیوند و .... متاسفانه ما در مورد باغداری مدرن فقط برخی از جهات را مد نظر داریم مثلا بهترین نوع آبیاری درختان پسته در آمریکا آبیاری بابلر بوده است و بنابراین ما بیاییم در ایران ان را اجرا کنیم ولی توجه نداریم که اگر حتی آبیاری درختان پسته مثلا در کرمان را بابلر کنیم مسایل دیگر را می خواهیم چه کنیم بذر، نهال، پیوند، گرده افشانی، بیماری ها، آفات و و و آبیاری بابلر در باغات آمریکا بهترین بازدهی را زمانی دارد که روش های باغبانی مدرن دیگر هم در کنار آبیاری بابلر موجود باشند.  بهترین راه برای مشکل کم آبی صرفه جویی است و صرفه جویی در زمین های خرده مالکی از طریق آبیاری تحت سیستم فقط هدر دادن هزینه های بیت المال و سودجویی افراد است! اول باید فکری برای آبی بکنیم که با هزار زحمت از چاه بیرون می آید و توسط یک کارگر یا آبدار روی یک کرتی رها می شود که اصلا درختی در آن وجود ندارد!! و آبدار ما هم آب را روی کرت می اندازد و شب تا صبح می خوابد و فردا کلی از آب هدر رفته است و جالب اینجاست که زمین یا باغ متعلق به افراد روشنفکری دارد که دم از آبیاری تحت سیستم در درختان پسته می زنند!! وقتی زیر ساختهای باغ ما مانند جویها و نهرهایی که برای انتقال آب مورد استفاده هستند فرسوده و غیراستاندارد هستند چگونه می شود آبیاری تحت سیستم در این باغ ایجاد کرد!! بهتر همان است که اول بجای جویها و نهرهای آبی که فوق العاده موجب هدرفت آب می شوند لوله گذاری (لوله های پلی اتیلن با کیفیت) شود تا سیستم آبیاری تحت فشار!!! اگر یک سیاستگذار با عقل و شعوری در مورد اختصاص منابع مالی به طرحهای آبیاری تحت فشار در باغات پسته وجود داشت!! پول و وام بلاعوض بیت المال را اختصاص به لوله گذاری و دربند و فلنج در باغات پسته می داد تا آب در مسیرهای یکساعت و بیشتر در یک جوی طی نکند تا به باغ هدف برسد نصف آب در زمین های شنی فرو رود!! این روش تا حد زیادی موجب صرفه جویی آب در مسیرها و جویهای آب در خود باغ می شود!! مشکل ما در مملکت این است که از پله اول می خواهیم بپریم به پله آخر!! وقتی زیرساختهای آبیاری تحت فشار در باغات ما فرآهم نیست چه جور بودجه اختصاص به آبیاری تحت فشار داده می شود آنهم میلیاردی!! که آنهم یکی دو سال قبل و در پاکدست ترین دولت تاریخ ایران!!! توسط نهادی گردن کلفت کلا هپولی شد (بودجه آبیاری تحت فشار برای باغات پسته در استان کرمان) و با کلی پیگیری تا حدی سر و ته قضیه بهم آمد!! وقتی که یک چاهی بیش از 100 خرده مالک دارد چه جوری می شود آبیاری تحت سیستم را در این ملک اجرا کرد!! وقتی سر یک ساعت آب دو تا مالک (حتی عمده مالک) با هم تداخل و مشکل دارند چطور می شود این دسته افراد را قانع کرد پمپ مشترک داشته باشند!! قطره چکان و بند و بساط آبیاری تحت سیستم!! خاموش کردن چاههای کشاورزی در بازه های زمانی مناسب بمدت 2 ماه و حتی بیشتر می تواند در بحث صرفه جویی منابع آبی موثر باشد!! دقت در کم کردن پرت یا هدررفت آب در آبیاری غرقابی از طریق لوله گذاری و روش های دیگر می تواند مفید فایده باشد. همین آبیاری غرقابی را اگر ما خوب مدیریت کنیم و بعنوان یک ماده ارزشمند به آن نگاه کنیم و کلا فرهنگسازی خوب برای استفاده از بهینه از آبهای زیر زمین شاید بهترین مساله و کاربردی ترین روش در صرفه جویی آبهای زیر زمینی باشد!! اخیرا باغی را بازدید کردم که درختان پسته احمدآقایی تحت سیستم آبیاری تحت فشار بودند و هر درخت شیلنگ و لوله و قطره چکان و بند و بساط مخصوص به خود که از بس جرم گرفته بود آبی از آن بیرون نمی آمد جالب اینجا بود که اطراف درخت بصورت شعاعی چاله نسبتا عمیقی ایجاد کرده بودند و این چاله را پر کرده بودند از کودهای دامی (بصورت فوق العاده زیاد و نزدیک به تنه درختان در زمین با بافت شنی!!) و روی کودها را با خاک پوشانده بودند و در اوج تابستان و گرما چکه چکه آب از قطره چکانها اطراف درخت و روی کودها بچکد و ریشه ها را بسوزاند!! چالکود با سیستم آبیاری قطره ای در زمین شنی و درختان رنجوری که از فرط حرارت ریشه سوخته بودند و اطرافشان پر بود از کرمهایی که ریشه های مویین درختان را نابود می کنند (سوسک کاپنودیس پسته)!!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٥
تگ ها :

اهمیت گرده افشانی در باغات پسته ایران (pollination)

اهمیت گرده افشانی در باغات پسته ایران (pollination)

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

Pollination یا گرده افشانی مناسب و در پی آن تلقیح یا fertilization (دانه های گرده با مادگی) یک حلقه مفقوده افزایش عملکرد کمی و کیفی در باغات پسته ایران است. اهمیت گرده افشانی صحیح و خوب در یک باغ پسته موضوعی است که خیلی از افراد دید صحیحی در مورد آن ندارند! وقتی حرف از درختان نر و ماده در پسته می شود منظور این است که درختان پسته درختانی دوپایه یا diseuse هستند. پایه نر روی درخت نر و پایه ماده روی درخت ماده! بحثها در مورد گرده افشانی پسته بسیار زیاد است و در طبیعت هم منشا حیات برای جاندارن تلقیح دو جنس ماده و نر با هم است! تلقیح مناسب جنس ماده و نر است که منجر به تشکیل یک جاندار جدید می شود. پیچیدگی های گرده افشانی در درختان از جمله بسیار زیاد است و خیلی جوانب پوشیده در مورد گرده افشانی در درختان پسته وجود دارد. تحقیقات در مورد گرده افشانی درختان پسته بیشتر مرهون محققین پسته در ترکیه است! چون ترکها از مساله گرده افشانی نامناسب در باغات پسته خوشان مانند ما رنج می برند. مساله گرده افشانی موردی است در کشورهایی که پسته را علمی کاشت نکرده اند (ایران، سوریه، اردن، ترکیه و حتی یونان) وجود دارد. مساله گرده افشانی درختان پسته در استرالیا و آمریکا کاملا مساله ای حل شده است!! به ازای هر 5 تا 8 درخت ماده در آمریکا 1 درخت نر وجود دارد!! نرهایی که قدرت تولید گرده فوق العاده بالایی دارند و همزمانی یا Overlap کامل و مناسب بین باز شدن درختان نر و ماده در آمریکا و استرالیا وجود دارد!! یعنی آنها با کار و تحقیق روی درختان نر به واریته هایی از درختان نر رسیده اند که قدرت باروری خوبی روی درختان ماده داشته باشند و الزاما این نرها و ماده ها از یک واریته و یک جنس نیستند!! در ایران برخی افراد ساده اندیش فکر می کنند که با اضافه کردن درختان نر موجود در باغات خود می توانند به گرده افشانی کمک کنند و راندمان آن را بالا ببرند!! این که ما درختان نر را در بین درختان فندقی خود زیاد کنیم و گسترش بدهیم در حقیقت یک اشتباه است. چون واریته فندقی جزو ضعیف ترین واریته ها از نظر قدرت گرده افشانی و تلقیح است و یکی از دلایل کاهش عملکردها در باغات پسته فندقی گرده افشانی و تلقیح ضعیف در باغات پسته ایران است. کلا توسعه و گسترش واریته فندقی یک جنایت بسیار بزرگ باغبانی در استانهایی مانند کرمان بوده است!! در مورد تقریبا همه واریته های موجود پسته در ایران ما مشکل گرده افشانی را در باغات پسته داریم!! ما هنوز نتوانسته ایم یک واریته درخت نر خوب را به کشاورزان معرفی کنیم بدلیل ضعف تحقیقات!! بنابراین افرادی که بدنبال اضافه کردن درختان نر در باغات پسته خود هستند کاملا اشتباه فکر می کنند!! خود نرها در واریته های مختلف دارای خصوصیات مرفولوژیکی و فیزیولوژیکی مختلفی هستند!! گرده افشانی در باغات پسته و تولید گرده در درختان پسته و کاهش راندمان عملکرد گرده افشانی در باغات پسته یک امر بسیار مهم و اساسی است. یکی از علل اساسی ریزش میوه ها، میوه های پوک و کاهش کیفیت و کمیت دانه های پسته همین گرده افشانی نامناسب یا عدم گرده افشانی است. وقتی فیلم ها و عکس های خوشه های پسته در باغات کالیفرنیا را می بینیم یکی از علل وجود 70 دانه و حتی بالاتر در خوشه این است که آمریکاییها مساله گرده افشانی را حل کرده اند!! در بسیاری از موارد حتی در درختان فندقی می بینیم که استعداد افزایش تعداد دانه ها در خوشه ها وجود دارد اما متاسفانه تعداد دانه ها در خوشه بسیار کمتر از حد انتظار است و این در حالی است که می شود با افزایش راندمان گرده افشانی تعداد دانه ها در خوشه ها را بالا برد!! اما نه به حدی که در درختان پسته آمریکا وجود دارد چون گرده های فراوان خوشه های ماده ای را می خواهد که ظرفیت تلقیح خوبی هم داشته باشند!! در مقاله ای که چند وقت پیش در ژورنال انجمن پسته بقلم من بچاپ رسیده بود من واریته های نر و ماده برتر توصیه شده به کشاورزان توسط محققین پسته دانشکده Davis کالیفرنیا اشاره کردم! یکی از خصوصیات بسیار مهم درختان نر تولید دانه گرده بمقدار فراوان و در زمان مناسب است. متاسفانه ما در ایران بقول دکتر نعمت احمدی نگاهمان همیشه به آسمان و ذات باریتعالی است که البته چیز خوبی است اما پس تلاش و زحمت و تحقیق خودمان چه!! باد نقش اساسی در تلقیح درختان پسته دارد و اساسا تلقیح و گرده افشانی در درختان پسته بر دوش باد است و کشاورزانی که از وزش باد در اوایل بهار گله می کنند در حقیقت ناشکری می کنند و نمی دانند که اگر باد نبود گرده افشانی و تولید میوه ای در درختان پسته انجام نمی شد. هستند متخصصین به اصطلاح کاربلد (فیلسوف) که کمترین دانشی در مورد درختان پسته ندارند ولی توصیه می کنند و پول و وقت و انرژی کشاورز را به باد می دهند! یکی از این توصیه ها سم پاشی نکردن در دوره گلدهی در درختان پسته است و وقتی که علت را جویا می شویم ایندست فیلسوفها می فرمایند که گرده افشانی در درختان پسته مختل می شود چون زنبورهای عسلی که در گرده افشانی درختان پسته نقش دارند کشته می شوند و این در حالی است که مساله انتقال دانه گرده توسط حشرات در درختان پسته کارآیی چندانی ندارد و همانطور که گفتم نقش اصلی بر عهده باد است!! ممکن است دانه گرده ای از کیلومترها آنطرف تر روی درختان ماده بنشیند و خوشه های ماده را بارور کند. مساله تلقیح و مکانیزم و دوره زمانی و نحوه تلقیح گامت نر (دانه گرده) با گامت ماده در درختان و نباتات یک پدیده بسیار جالب است و وقتی در قضایا ریز می شویم پی به بزرگی و عظمت باریتعالی می بریم!! عدم همپوشانی زمانی میان درختان نر و ماده، دانه های گرده ناسالم و بسیاری از مسایل دیگر در گرده افشانی باغات پسته وجود دارد که من قبلا در همین وبلاگ اشارات و مقالات مفصل تری در مورد آنها نوشته ام!! بنظر می رسد راه حل مشکل گرده افشانی در باغات پسته ایران با وضعیت و درختانی که ما داریم گرده افشانی مصنوعی باشد!! گرده افشانی مصنوعی درختان پسته دارای شرایط و پروتوکل های خاصی است و برای هر باغ و مزرعه ای نمی شود گرده افشانی مصنوعی را توصیه کرد!! مهمترین مساله در گرده افشانی مصنوعی در سطح وسیع تولید انبوه دانه های گرده سالم و دارای قابلیت باروری بالاست که ترکها در ترکیه این کار را انجام داده اند!! گرده افشانی مصنوعی در باغات پسته بروش سنتی زمانبر و خارج از حوصله کشاورزان است ولی استفاده از ماشین های گرده افشان می تواند در این امر بما بسیار کمک کند!! زمان گرده افشانی و تکرار یا عدم تکرار گرده افشانی و بسیاری از جزییات دیگر در مورد گرده افشانی مصنوعی و حتی طبیعی وجود دارد. حتی در مورد گرده افشانی مصنوعی باغات پسته می تواند دولت پیشقدم باشد و بودجه و امکانات لازم را مهیا کند ولی نه!! اگر گرده افشانی مانند سایر کارها باشد بهتر است انجام نشود!! در مورد مالکانی که برای درختان پسته خود هزینه می کنند گرده افشانی مصنوعی مسلما می تواند منجر به افزایش کارآیی شود. خواهشا در مورد گرده افشانی مصنوعی فقط نظر بدهید تجریبات خود را با دیگر خوانندگان به اشتراک بگذارید در قسمت نظرها و سوال نپرسید چون بنده پاسخگو نیستم! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۳
تگ ها :

مدیریت ضعیف باغات پسته توسط مدعیان پسته

مدیریت ضعیف باغات پسته توسط مدعیان پسته

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

یکی دو روز قبل در طی بازدیدی از برخی از باغات پسته شاهد مدیریت ضعیف افرادی در باغات پسته خوشان بودم که ادعای پسته فوق العاده زیادی در سطح ایران دارند و زمین ها و باغات وسیع در سطح ایران!! وقتی سطح زیرکشت پسته زیاد باشد و در مناطق جغرافیایی پراکنده و با فاصله چند صد کیلومتری وضعیت نمی شود بهتر از این باشد!! یک مدیریت کارآمد مدیریتی است که متمرکز باشد!! وقتی که نمی توان مدیریت کرد من نمی دانم چه اصراری به اضافه کردن باغات جدید است!! اضافه کردن باغات جدید با مدیریت فعلی یعنی اتلاف منابع مالی و منابع طبیعی و زیر زمینی!! وقتی 1000 هکتار باغ پسته داشته باشیم و آخر سر بر سر چیدن پسته ها (بدلیل پوکی بالا) با همه دعوا داشته باشیم این چه مدیریتی است!! وقتی 20 یا 30 هکتار زمین خوب مدیریت شود بهتر از آن است که صدها هکتار زمین را به بدترین وضع موجود مدیریت کنیم!! مهمترین مساله در مدیریت باغات پسته در سطح کلان پیدا کردن افرادی است که حقیقتا دزد نباشند و این مهمترین مساله است!! متاسفانه بسیاری (بیش از 90 درصد) از مباشرین که مالکین به آنها اعتماد کامل دارند دزد هستند!! مباشرینی را می شناسم که از راه دزدی کود، سم، پسته و ...از خود مالک پولدارتر شده اند و باغات پسته بیشتری دارند و محصول پسته بیشتر!! از راننده مالک بگیر تا کارگران جز و مباشر و عمله و اکله همگی دستشان توی یک کاسه است!!! وقتی که مالک اراده می کند از فلان قسمت بازدید کند راننده با مباشر هماهنگ می کند و مباشر با کارگران و افراد که آماده باشند! که ارباب بازدید دارد و وقتی بازدید تمام شد روز از نو دزدی از نو!! یکی از افراد مالک عمده چندی پیش بمن گفت آقای مهندس ما بهترین کودها و با بهترین برندها و با گرانترین قیمتها را می خریم اما باز هم مشکلات و کمبود ها در باغات ما زیاد است غافل از اینکه کودهایی که بدست راننده تراکتور و مباشر و ....می دهد اصلا پاشیده نمی شوند بلکه در بازار آزاد به قیمت بسیار پایین تر فروخته می شوند و یا بدور ریخته می شوند. ردیف های درختانی که باید خوب و کامل پاشیده شوند خوب پاشیده نمی شوند و تریلی های کود دامی که باید به باغ مالک اضافه شوند سر از زمین ها و باغات مباشرین در می آورند و این مدیریت باغات پسته توسط افرادی است که خودشان را مدعی باغداری پسته در ایران می پندارند!! گوسفندان مباشرین هستند که سرشاخه های درختان مالک را می جوند و به مالک دروغ گفته می شود!! کودهایی که باید 2 در هزار به داخل تانکر اضافه شوند 1 در هزار اضافه می شوند و و و....حتی حقوق و مواجب کارگران جز که توسط مباشر باید پرداخت شود دستکاری می شود و چند روزی در حسابهای مباشر می ماند تا معدل حسابش بالاتر برود یا از سر و ته آن زده می شود!! جور کردن فاکتور برای ارباب و مالک و گرفتن هزینه هایی که اصلا انجام نشده اند و و..اینها مربوط به مالکین خصوصی است دیگر شما ببینید جور کردن فاکتور و فاکتورسازی در دستگاههای دولتی که از بودجه بیت المال پرداخت می شوند چه وضعیتی دارد!!!!! کاش حداقل اگر مباشر می خورد درختان مالک هم وضعیت مناسبی داشت ولی متاسفانه سال به سال وضعیت درختان بدتر می شود و علت همین اطمینان اشتباه مالکین به مباشرین است!! از کوچکترین  روزنه ای مباشرین برای دزدی استفاده می کنند. مالک نمی تواند هر روز به باغات سر بزند و سررسی کند و این مباشرین هستند که با چرب زبانی و چاپلوسی جیب های خوشان را پر می کنند!! تا زمانی که ایندست مشکلات در باغات پسته ایران وجود داشته باشد تاسیس فلان مرکز و تولید فلان کود و برگزاری جلسات چه کمکی می تواند به درختان پسته بکند!! وقتی مدیریت در سطح باغات پسته ضعیف باشد تاسیس کانون ایکس یا ایگرگ چه فایده ای دارد!! وقتی ما با تلفن بخواهیم باغات پسته را مدیریت کنیم و افراد دلسوز نداشته باشیم باغداری پسته چه منفعتی دارد!! یکی از کارگران همین افراد پرمدعا در صنعت پسته ایران کودهایی را نشانم داد که از بهترین برندهای کودی در بازار ایران بودند ولی توسط مباشرین و راننده تراکتورها بدور ریخته شده بوند!! وقتی درختان پسته پر پتک و جوانه را بیخود و بی دلیل می بریم این چه نوع مدیریتی است!! یا وقتی درختان تنومند بادامی را از آب می اندازیم چه توجیه اقتصادی دارد! وقتی دهها میلیون تومان صرف آبیاری قطره می شود و دو سال بعد به دلیل مشکلات تمام سیستم آبیاری جمع می شود آیا مدیریت است! وقتی بهترین منابع معدنی مانند معادن گچ در چند کیلومتری منطقه ما وجود دارند و ما گچ از فاصله دهها کیلومتری به باغات پسته می رسانیم آیا این مدیریت است!! وقتی تراکتور چند میلیونی صفر توسط مباشر هپولی می شود آیا این مدیریت باغ پسته است!! وقتی رییس فلان موسسه یا فلان تشکل باغات پسته پدرش جزو خراب ترین باغات پسته منطقه هستند چطور می تواند برای کشاورزان دیگر نسخه بپیچد!! باغ پسته پدر یکی از مسولان  سازمان جهاد کشاورزی را از نزدیک بازدید کردم و تعجب کردم که این آقا باغ پسته پدر خودش را نمی تواند مدیریت کند چطور می تواند سازمانی را مدیریت کند!! کاش حداقل ادعایی در پسته نداشتند ولی جالب این است که اینها مدعی پسته هستند!! دلیل اطمینان بیش از حد مالکین به مباشرین نمی تواند سودی داشته باشد و حتی مضر است!! همین مباشرین هستند که دشمنی شدیدی با کارشناسان کشاورزی دارند و من هیچ کارشناسی را نمی شناسم که رابطه خوبی با مباشرین داشته باشد چون مباشرین ادعاهای بسیار بزرگ و خنده داری دارند و کار کارشناسان و توصیه های آنها را قبول نمی کنند و به مسخره می گیرند چون زحمت مباشرین بعلت تجویزهایی که کارشناس می کند زیاد می شود و بهمین دلیل است مباشرین قوطی های سم و کودهای چند ده هزار تومانی را بجای مصرف در باغات مالک به داخل چاه می ریزند! یا در بازار آزاد می فروشند! برخی مباشرین واقعا فیلسوف هستند و نمی دانم اینها را از کجا پیدا کرده مالک!!   تعجب اینجاست که چه اصراری است به ماندن مباشرینی که سالها هستند و دزدی می کنند و مالک هم خبر دارد و اقدامی نمی کند!! مباشری را می شناسم تا بحال چندین نوبت دزدی کرده اما باز هم مشغول به کار است و انگار که دزدی درایران یک هنر و فن مورد قبول همه است!! وقتی اساس و بیس کار در باغات پسته مشکل دارد چطور می توان برای مسایل بزرگتر برنامه ریزی کرد. مثل ساختمانی که اساس آن سست است و با بادی فرو بریزد!! با وضعیت فعلی متاسفانه آینده خوبی برای پسته ایران قابل تصور نیست چون مدیریت باغات پسته در ایران ضعیف است در نوشته های بعدی به مدیریت در باغات پسته آمریکا خواهیم پرداخت و مقایسه مدیریت آنها با ما!! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢۸
تگ ها :

دلایل شیوع و موفقیت پروانه چوبخوار پسته (Kermania pistaciella) در باغات پسته ای

دلایل شیوع  و موفقیت پروانه چوبخوار پسته (Kermania pistaciella) در باغات پسته ایران-بخش دوم

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بصورت خلاصه دلایل شیوع و گسترش پروانه چوبخوار در درختان پسته را می توان اینگونه برشمرد1-پنهان بودن آفت: متاسفانه آفت پروانه چوبخوار اثر ظاهری چندانی روی درختان ندارد و لارو یا کرم بصورت پنهان در داخل سرشاخه ها باقی می ماند و از مغز ساقه تغذیه می کند. فقط در هنگام پرشدن مغز و اواخر دوره برداشت خشکیدگی دانه ها در انتهای خوشه و ریختن آنها از علامت کرم چوبخوار پسته است و کرم سفید و فضولات آن در داخل ساز خوشه. پنهان بودن آفت موجب شده بسیاری از کشاورزان توجه چندانی به این آفت نداشته باشند! ظاهر شاخه ها و سرشاخه های آلوده در برخی از موارد بسیار سالم بنظر می رسد ولی هنگام شکستن سرشاخه ها اثرات آفت مشخص خواهند شد و فضولات سیاه رنگ داخل مغز سرشاخه نمایان می شوند. باید این نکته را یادآور شد که از ظاهر سرشاخه هایی که آلودگی فوق العاده بالا دارند می توان تا حد زیادی به وجود این آفت در داخل سرشاخه ها پی برد البته این کار تجربه می خواهد!! باید خاطرنشان کرد که سیاه شدگی مغز ساقه ممکن است حتی بعد از کنترل نسبی آفت در شاخه ها مسن تر باقی بماند ولی بمرور ترمیم خواهد شد! 2- مبارزه شیمیایی غیر اصولی: همانطور که اشاره شد بهترین راه مبارزه با آفت پروانه چوبخوار مبارزه تلفیقی با آفت است. اما در زمین هایی که آلودگی زیادی به آفت چوبخوار وجود دارد راه اصلی کنترل مبارزه شیمیایی با آفت است ولی متاسفانه از سمومی استفاده می شود که کارآیی چندانی ندارند. بعنوان مثال سم اتیون یک سم نامناسب و ناکارآمد در کنترل چوبخوار پسته است و کنترل چندانی در مورد مصرف سم اتیون روی پروانه چوبخوار ایجاد نمی شود. کلا سم اتیون سم خوبی برای کنترل آفات در درختان پسته نیست و کشاورزان از روی ناآگاهی و  بیشتر عاشق بوی تند و بد اتیون هستند و فکر می کنند اگر سمی بوی تندی داشته باشد خاصیت کنترل کنندگی آن نیز بیشتر است که چنین قانونی وجود ندارد!!  معرفی سم اتیون به کشاورزان پسته از روز اول کاری اشتباه و خطرناک بوده است و متاسفانه نمی توان براحتی این سم را از چرخه مصرف حذف کرد!! چون بوی تندی دارد!!! استفاده از روغن ولک بمنظور کنترل چوبخوار پسته نیز در پاره ای از موارد می توان کارساز و در برخی موارد هم می تواند مضر باشد و وضع را بدتر کند. فرمول روغن ولک و سم اتیون برای کنترل پروانه چوبخوار پسته یک فرمول غیرصحیح و غیرعلمی است بدلایل مختلف!! تجویز سم مناسب برای کنترل پروانه چوبخوار پسته بستگی به نظر کارشناس دارد و قطعا میتوان گفت مطالبی که در نوشته جات مخصوصا در کتب مبارزه با آفات (که بیشتر آنها چندین دهه قدمت دارند) دردی از کشاورز دوا نمی کند. مثلا سم لاروین به نسبت دو در هزار که در کتاب ایکس آمده یک فرمول قدیمی و منسوخ است و اصلا سم لاروین (تیودیکارپ) در بازار وجود ندارد و تولید نمی شود!! سم لاروین به دلایل مختلف از چرخه مصرف در باغات پسته حذف شده است!! سموم IGR مانند هگزافلورومون یا لوفوکس یا حتی Cascade  نیز بگیر و نگیر و شرایط مختلفی دارند و نمی شود روی آنها بصورت 100 درصد حساب باز کرد (در مورد سموم IGR حرف و حدیث بسیار است). سموم فسفره-کلره هم می تواند برای مبارزه با پروانه چوبخوار تجویز شود اما به شرطها و شروطها!! سم افوریا نیز که جدیدا تبلیغ و مصرف می شود آنهم در کنترل پروانه چوبخوار پسته نمی تواند سم خوبی باشد (به دلایل مختلف) 3-عدم تعیین زمان دقیق سم پاشی و سم پاشی های ناهماهنگ!! تعیین زمان صحیح سم پاشی بر علیه پروانه چوبخوار پسته کاری است ظریف و نیاز به نمونه گیریهای دارد و تعیین پیک پروازی آفت! زمان صحیح سم پاشی از سوی بسیاری از کشاورزان رعایت نمی شود و سم پاشی ها دورتر و یا زودتر از موعد مناسب انجام می شوند!! سم پاشی زودهنگام موجب می شود تا سم تماسی به پروانه ها در حال پرواز نداشته باشند و سم پاشی های دیرهنگام بیشتر از این جهت مناسب نیست که موعد جفت گیری و تخم ریزی آفت به اتمام رسیده است و نابود شدن حشراتی که تخم گذاری کرده اند دارای راندمان مناسبی نیست چون تخم ها می توانند دوباره تبدیل به لارو یا کرم شوند واین کرمها دوباره شروع به آلودگی سرشاخه ها بکنند!! در زمین های خرده مالکی که سم پاشی ها بسیار ناهمگون و در گاها با فواصل چندین روزه توسط مالکین مختلف انجام می شود این فرصت برای آفت ایجاد می شود که از یک باغ به باغ مجاور آفت بروز پیدا کند!! برای مبارزه اصولی با آفت چوبخوار پسته باید سم پاشی ها بصورت هماهنگ انجام شود. اگر سم پاشی بر علیه چوبخوار هماهنگ باشد می توان به کنترل مناسب آفت رسید!! استان کرمان از نظر آلودگی به آفت چوبخوار در صدر استانهای پسته خیز ایران است و در برخی از نقاط آلودگی ها شدید نیست مثلا استان یزد و حتی خراسان!! هر چند در برخی از نقاط نیز ممکن است آلودگی شدید باشد!! اخیرا منطقه ای از استان قم را بازدید کردیم که خسارت آفت تقریبا 100 درصد بود متاسفانه!! در همین استان کرمان ما باغاتی را داریم که پروانه چوبخوار بسیار خوب کنترل شده است و ما تقریبا آلودگی نداریم و این نشان میدهد که با کنترل صحیح آفت می توان دست پیدا کرد هر چند منطقه آلوده باشد!! از نظر واریته هم فندقی و کله قوچی آلوده ترین واریته ها به پروانه چوبخوار هستند و در برخی از واریته ها اصلا آفت چوبخواری وجود ندارد!! 4-کم شدن جمعیت دشمنان طبیعی پروانه چوبخوار در اثر سم پاشی با سموم نامناسب: آفت چوبخوار از سالها قبل در باغات پسته گزارش شده بود و بدلیل سم پاشی های غیراصولی و کاهش جمعیت دشمنان طبیعی آفت، جمعیت آفت طغیانی شده است. همین سم اتیونی که متاسفانه بصورت گسترده و دیمی پاشیده می شود نتنها مشکلی را حل نمی کند بلکه بشدت از جمعیت دشمنان طبیعی خواهد کاست!! استفاده از سموم کم خطر برای دشمنان طبیعی و حتی متدهایی که بتوان دوز مصرف سموم خطرناک را کم کند بلاشک می تواند بر جمعیت دشمنان طبیعی آفت اثرات سو کمتری داشته باشد. بحث تقویت دشمنان طبیعی چوبخوار بحث مهمی است که مغفول مانده است. بهر روی در پایان باید یادآور شد در زمان استفاده از سم برای مبارزه با پروانه چوبخوار پسته ممکن است آفات دیگری هم بصورت همزمان در باغ موجود باشند که تجویز سم مناسب اهمیت زیادی دارد.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٧
تگ ها :

دلایل شیوع و موفقیت پروانه چوبخوار پسته (Kermania pistaciella) در باغات پسته ای

دلایل شیوع  و موفقیت پروانه چوبخوار پسته (Kermania pistaciella) در باغات پسته ایران-بخش اول

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

Kermania pistaciella یا پروانه چوبخوار پسته و پسیل پسته (شیره خشک) بعنوان دو آفت کلیدی در باغات پسته ایران برشمرده می شوند و بنظر می رسد با توجه به ورود سم MoventoR برای کنترل پسیل پسته و رضایت نسبی کشاورزان در مورد استفاده از این سم، پروانه چوبخوار پسته یا کرمانیا بعنوان اصلی ترین و کلیدی ترین آفت درختان پسته در باغات پسته ایران در حال حاضر محسوب می شود!! تقریبا تمامی باغات پسته در ایران آلوده به این آفت هستند از احمدآباد اردکان یزد بگیر تا استان فارس!!. این آفت در باغات پسته کالیفرنیا وجود ندارد!! خسارت پروانه چوبخوار پسته روی درختان واریته اوحدی یا فندقی بیشتر از سایر واریته هاست!! باغاتی که پا به سن می گذارند خسارت چوبخوار پسته فوق العاده بالاست! مهمترین و واضح ترین علامت پروانه چوبخوار پسته سیاه شدن مغز سرشاخه هاست و همچنین خشک شدن انتهای خوشه ها در هنگام برداشت محصول در تابستان! چه در وسط سرشاخه ها و چه در انتهای خوشه ها لارو یا کرم سفید رنگ (متمایل به کرمی) آفت حدودا به طول نیم سانتی متر قابل مشاهده است. این آفت آفتی خطرناک است و بمرور موجب نابودی سرشاخه ها خواهد شد. ضعیف شدن محور خوشه، ریزش دانه ها و خشک شدن تدریجی سرشاخه ها بواقع موجب می شود رشد سرشاخه ها بسیار کند و گاها متوقف شود!! زمستانگذارنی یا over wintering  آفت بصورت لاور یا کرم درون سرشاخه هاست!! خسارت مستقیم چوبخوار پسته روی دانه ها پسته در تابستان قابل توجه است بصورتی که در هر خوشه تا چندین عدد دانه پسته می خشکند! شما حساب کنید در مورد درختی که مثلا دارای 20 عدد خوشه باشد و هر خوشه دارای 10 عدد دانه و در پایین ترین حالت خسارت چوبخوار در انتهای هر خوشه 2 عدد دانه بخشکند و در محور خوشه کرم سفید رنگ و فضولات آن موجود باشند!! متاسفانه خسارت پروانه چوبخوار بدلایل مختلف بسیار بالاست و می رود پروانه چوبخوار بعنوان اصلی ترین و کلیدی ترین آفت در باغات پسته ایران برشمرده شود!! تقریبا بیشتر از 90 درصد باغات پسته در استان کرمان و حتی در مناطقی از استان کرمان و یزد بالای 90 درصد سرشاخه ها آلوده به کرم یا پروانه چوبخوار هستند!! شاید یکی از اصلی ترین دلایل افت عملکرد درختان پسته در ایران مربوط به این آفت باشد!! این آفت افتی خطرناک است و اگر مبارزه اصولی با این آفت نشود بمرور موجب خشک شدن سرشاخه ها و ضعف درختان و حتی خشکیدن کل درخت در اثر ضعف درختان خواهد شد. هستند باغات پسته ای در مناطق مختلف که با مبارزه با اصول صحیح توانسته اند آفت را کنترل کنند اما باید مد نظر داشت که کنترل کامل آفت بصورتی که هیچ شاخه آفت زده ای موجود نباشد میسر نیست مگر در زمین های عمده مالکی بالای 10-20 هکتار و بدون همسایه!! بهر روی شاید آفت چوبخوار پسته آفتی باشد که از نظر مبارزه نیاز به فن و فنون خاص خود دارد!!! و نمی شود با سم پاشی دیمی از خسارت آفت کاست!! ذکر این نکته حایز اهمیت است که در باغاتی که مبارزه شیمیایی یا سم پاشی نامناسب و در زمان نامناسب و با سم نامناسب انجام می شود نتنها خسارت آفت کاهش پیدا نمی کند بلکه بعلت نابود دشمنان طبیعی آفت طغیان بیشتر آفت را خواهیم داشت. نتیجه گیری اینکه اگر نمی توانید زمان سم پاشی دقیق و سم دقیق و مبارزه تلفیقی مناسب با آفت تعیین کنید اصلا سم پاشی نکنید بهتر است چون موجب از بین رفتن دشمنان طبیعی آفت و طغیان بیشتر آفت خواهد شد!! مشاهده شده است در باغاتی که اصلا سم پاشی نمی کنند (زمین های خرده مالکی) خسارت آفت چوبخوار کمتر از زمین هایی است که سم پاشی های بی رویه و غیر اصولی انجام می دهند!! تعیین سم مناسب و در دسترس برای مبارزه با چوبخوار پسته اهمیت اساسی دارد و در بخش دوم مفصل به آن خواهیم پرداخت! اینکه از روی منابع و کتب آفت شناسی بخواهیم زمان مناسب و دقیق مبارزه با آفت را تعیین کنیم یک اشتباه بزرگ است چون سال به سال زمان مبارزه با پروانه چوبخوار پسته فرق می کند (در برخی منابع زمان سم پاشی بر علیه پروانه چوبخوار پسته 20 – 30 فروردین ذکر شده است که صحیح نیست!!). مبارزه بیولوژیکی با پروانه چوبخوار پسته در ایران توسط افراد محققی در ایران انجام شده است ولی بدلایل مختلف استفاده از دشمنان طبیعی بر علیه پروانه چوبخوار پسته نتیجه آنچنانی نداشته است (زنبور Chelenus spp.). مبارزه فرمونی با آفت چوبخوار پسته بطور کلی مرهون تلاشهای شبانه روزی دکتر داروغه است استاد بخش حشره شناسی دانشگاه کاردیف کانادا (Cardiff University). تلاشهای چندین ساله دکتر داروغه روی پروانه چوبخوار و مبارزه فرومونی با آفت منتج شد.  این کار بزرگ ایشان بصورت فرمون های مصنوعی (کپسول و پماد) در بازار مصرف وجود دارند که استفاده از آنها و نتیجه گیری مطلوب از این روش هم روش خاص خود را دارد!! هر چند عده ای به اصطلاح محقق با روش مبارزه فرمونی به مخالفت برخواسته اند انهم بخاطر بیسوادی خوشان!! بهر روی مبارزه صحیح با پروانه چوبخوار پسته باید یک مبارزه تلفیقی باشد (integrated pest management) و با یک روش نمی توان به نتیجه رسید!! مخلوطی از روش های زراعی، مکانیکی، شیمیایی، فرمونی و .... برای مبارزه با پروانه چوبخوار مورد نیاز است. در بخش بعدی بیشتر به دلایل شیوع این آفت خواهیم پرداخت!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٤
تگ ها :

سوپسید کودهای کشاورزی خدمت به کشاورز یا خیانت!!

سوپسید کودهای کشاورزی خدمت به کشاورز یا خیانت!!

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

ماجرای دادن سوپسید یا یارانه به بخش کشاورزی ماجرایی در خور توجه و قابل تامل است!! همانطور که من بارها تاکید کرده ام و نوشته ام سوپسیدهای کود و سموم کشاورزی در ایران نتنها خدمت به کشاورز نیست بلکه نوعی کلاهبرداری است و پول آن به جیب مافیای قدرتمند سموم و کودهای کشاورزی در ایران می رود!! چندی پیش طی مصاحبه ای کوتاه که VOA در مورد مسایل مربوط به پسته ایران با من داشت من چند باره تاکید کردم که دادن سوپسید و یارانه به بخش  کشاورزی کاری است فرمالیته و هدر دادن پول و هزینه. دادن سوپسید به کشاورزان در بخش های مختلف نهاده ای از جمله بذور، سموم کشاورزی، کودهای کشاورزی و ...را شامل می شده است که خوشبختانه سوپسید سموم منحل شده است و امرزوه وزارت جهاد هیچ گونه سوپسیدی به سموم کشاورزی نمی دهد!! درست یادم هست که کشاورزان با مراجعه به جهاد کشاورزی و با هزار دعوا و مرافه حواله سم می گرفتند و خوشحال بودند که قیمت تمام شده سمی که از جهاد کشاورزی (اداره کشاورزی سابق) دریافت می کردند از قیمت واقعی بازار کمتر بود و بودند عده ای که با رابطه حواله سم با قیمت دولتی می گرفتند و در بازار آزاد با سود مناسب می فروختند!! دو عیب بزرگ این کار این بود که اولا چون سم تقریبا مجانی دست کشاورزان می رسید بوفور و بی رویه توسط کشاورزان مصرف می شد و این خود موجب آلودگی های زیست محیطی و سایر مشکلات دیگر می شد و دوم شرکتهایی که در مناقصه جهاد برنده می شدند و قیمت ارزان تری ارایه می کردند جهاد سم را از این شرکتها تهیه می کرد (کار به مسایل حاشیه ای که در این بین اتفاق می افتاد ندارم و علاقه مندان درک می کنند که منظور من چیست!!). خوشبختانه سوپسید سموم حذف شد و بودجه ای که از آزادسازی سوپسید سموم بدست آمد صرف جذب ناظران و کارشناسان گیاهپزشک شد که الان بعد از گذشت چندیدن سال خوشبختانه در بودجه سال 94 ردیف بودجه ای برای استخدام ناظرین گیاهپزشک از طرف دولت محترم در نظر گرفته شده است. و این در حالی است که در پاکدست ترین دولت ایران با وجود مصوب شدن قانون استخدام برای ناظرین گیاهپزشک دولت مصوبه نمایندگان مجلس را اجرا نمی کرد!!!! بهر روی بنده کاری به کارآیی و مشکلات طرح ناظرین گیاهپزشک در سازمانهای جهاد کشاورزی ندارم و احیانا فیلسوف هایی که استخدام شده اند!!! بهر روی در مورد سموم یارانه حذف شد و قیمت سم افزایش پیدا کرد! کیفیت سموم بهتر شد! بازار شفاف و رقابتی شد!! دست برخی از افراد سودجو قطع شد از دلالی!! و مصرف سموم کمتر شد و بسیاری دیگر از مزایا!! اگر چه قیمت سموم افزایش پیدا کرد اما برکات آزاد سازی یارانه سموم بسیار بود از جمله طرح استخدام ناظرین گیاهپزشک و....در مورد کودهایی که از طرف سازمانهای جهاد کشاورزی تولید می شوند متاسفانه دادن سوپسید باعث ایجاد بازار سیاه و دلال بازی توسط عده ای سودجو شده است و می شود. حواله های کودهای سوپسیدی و حتی خود کودهای سوپسیدی را از طرق غیرقانونی توسط عده ای به قیمت دولتی تهیه شده و در بازار آزاد با کشیدن سود روی آن فروخته می شود!! چرا دولت سوپسید کودهای کشاورزی را آزاد نمی کند بنده نمی دانم و جای تعجب زیاد است!! و حتی برخی از کودهای سوپسیدی سر از کشورهای همسایه درمی آورند (بیچاره ها خبر ندارند که پول بابت چی دهند!!) می توان همانند سموم سوپسید کودهای یارانه ای مانند اوره، سوپرفسفات، سولفات پتاسیم و...را برداشت و بجای آن بودجه را به بخش های بهتر و کارآمد تری سوق داد!! چرا دولت و وزارت جهاد کشاورزی در دادن سوپسیدهای کودهای کشاورزی اینقدر اصرار دارد جای شگفتی است!! نحوه توزیع کودهای یارانه ای تاسف بار است. بخاطر چند کیسه کود اوره (بگذریم از کیفیت!!) کشاورز باید هفت خوان رستم را بگذراند و اون فیلسوفی که پشت میز نشسته و حواله کودهای کشاورزی را به کشاورزان بیچاره می دهد انگار که پست دکتری از دانشگاه میشیگان دارد!!!! اینقدر کشاورز باید منت بکشید و التماس بکند و مدرک جور بکند و استعلام بگیرد و ثبت نام در سیستم و ووو تا یک کیسه کود به کشاورز بدهند آنهم چه کودی!! کیفیت در حد تیم ملی!! وا...خدا شاهد است که یکی از دوستان همین دیروز می گفت کودهای X و Y و Z شرکت A را که کشاورزان هر روز سر و دست می شکنند بخاطرشان را دادم آزمایشگاه فقط سنگ بود و آهک و آت و آشغال!! دریغ از 2 درصد نیتروژن در کود اوره ای که باید دارای حداقل 40 درصد نیتروژن باشد!! متاسفانه کشاورزان ناآگاه هستند و دستهای کثیفی در کار است و مافیای قدرتمند کودی در ایران!! من شخصا اگر کودهای سوپسیدی را مجانی به من بدهند پای درخت و باغ خودم نمی ریزم چون خاصیت چندانی برای درخت من ندارد و دور ریختن پول است!! به امید فردای بهتر برای کشاورزی ایران!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢۱
تگ ها :

← صفحه بعد

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED