NMSU researcher finds disease-causing bacteria in pistachio trees?

NMSU researcher finds disease-causing bacteria in pistachio trees

http://www.hpj.com

In November 2013, Jennifer Randall, New Mexico State University plant pathology professor, was contacted by pistachio growers in California and Arizona wanting her to look at their oddly shaped trees. Randall traveled to California to inspect the pistachio trees. Instead of growing lean and tall, they were stunted and bushy with twisted roots, which in Arizona, resulted in 3-year-old trees being lifted by the wind. “These trees were abnormal. We used the term ‘Pistachio Bushy Top Syndrome’ to describe these trees,” Randall said. Funded by the California Pistachio Research Board and the NMSU Agricultural Experiment Station, Randall’s laboratory investigated the cause of these abnormal trees. The lab identified two bacteria, called rhodococcus, which usually distresses ornamental plants, not trees, but instead has affected more than 20,000 acres of California’s pistachio industry. “In the lab, we put the rhodococcus bacteria onto healthy pistachio trees and the trees developed the same symptoms that were in the affected pistachio orchards,” Randall said. “The trees without the bacteria grew normally. This proved the bacteria caused the problem. “One of the main issues with these trees was that the budding efficiency was reduced; only 30 percent of the trees were successfully budded. However, trees that were budded typically developed huge bark-cracking areas where normally they have a smooth surface. This meant that the top of the tree was not stable and if grown to harvest it is possible that the trees may not survive the shakers commercial growers use.” Many of the affected pistachio trees were removed and growers must decide whether to plant their new trees in the same holes. “My collaborator, Dr. Elizabeth Fichtner in California, is testing the soil to determine if a newly planted tree root might be contaminated by the bacteria from the previous tree,” Randall said. “We have also encouraged growers to disinfect their tools.” Rhodococcus bacteria can live on leaf surfaces for months without causing any symptoms, but once it appears on the plant’s surface, the bacteria infiltrate the tree, altering the hormones that control growth and development, Randall explained. “The problem for pistachio growers is that it takes seven years to produce a significant crop,” Randall said. “Now, they will not have the amount of production they projected because they had to take out the contaminated trees and plant new ones.” Randall explained this issue would also affect consumers in a few years as demand for pistachios grows. Although continuous testing has been done in the lab, Randall and her team don’t have a treatment for these bacteria. “These two bacteria work together and affect a wide range of plants,” she said. “This bacteria has caused problems in nursery settings, but this is the first time it has been a problem for trees. One pistachio orchard in New Mexico was found to be infected, and in New Mexico the concern is that we need to understand this and make sure it doesn’t affect our regionally important crops, such as pecan trees or chile.” Randall and her team are trying to find an easier and faster way to detect the bacteria, especially for those growers who are replanting. “Our research will also focus on ways to treat it because it is a different type of pathogen,” she said. “There are pathogens that kill plants and this one is different because it doesn’t kill the plant, but changes how the plant grows.” The next step of her lab research is to experiment, in a controlled setting, how it might affect pecan trees, given that pecans are one of the largest industries in New Mexico.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٩
تگ ها :

 

منابع کشور در دوران احمدی‌ نژاد به تاراج رفت!!

سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۴- http://baharnews.ir

دکترعیسی کلانتری وزیر اسبق کشاورزی و دبیرکل خانه کشاورز در میان صحبت‌هایش بارها تاکید کرد نسل‌های آینده احمدی نژاد را به خاطر صدماتی که به منابع آب و خاک این سرزمین زده است نفرین خواهند کرد. کلانتری بدون جبران خرابی‌های هشت سال گذشته در حوزه کشاورزی هیچ آینده ای را برای این بخش متصور نیست. آنچه در پی می‌آید مشروح گفت و گوی روزنامه «قانون» با وزیر کشاورزی دولت‌های میر حسین موسوی، سازندگی و اصلاحات است. در چند سال گذشته به حد کافی از خرابی‌های دولت نهم ودهم در اقتصاد و به‌خصوص در حوزه کشاورزی گفته شده است. حالا می‌خواستم ارزیابی شما را از سیاست‌های دولت یازدهم و تاثیر آن بر بخش کشاورزی کشور بدانم. ارزیابی من این است دولت یازدهم هرچقدر تلاش کند باز هم نخواهد توانست خراب کاری‌های دولت نهم و دهم را در این دو سال باقی مانده از عمر دولت یازدهم جبران کند . هشت سال تخریبی که در بخش اقتصادی کشور و به‌خصوص در حوزه کشاورزی به وجود آمد در تاریخ ایران بی سابقه بود و بی انصافی است اگر فکر کنیم دولت یازدهم تنها در یک سال و نیم بتواند بر تمام این ویرانی‌ها پیروزشود. س بیشتر در خصوص خسارات ناشی از سیاست‌های نادرست احمدی نژاد در بخش کشاورزی ایران توضیح دهید. فقط دردولت نهم و دهم به ریاست محمود احمدی‌ نژاد 75 میلیارد متر مکعب آب شیرین اضافی و بدون پشتوانه از منابع آب زیرزمینی کشور برداشته شده است. این حجم اضافه برداشت به اندازه بیش از دو برابر کل برداشت اضافی آب در 27 سال قبل از خودش بوده است. اینها فقط یک سری آمار و ارقام نیستند، این یک خسارت تاریخی است که به منابع کشور وارد شده است. در مقابل اما کوچک‌ ترین اقدامی ‌برای بهره وری و حفاظت از سرمایه‌های پایه کشاورزی در کشور صورت نگرفته است. چطور می‌شود از دولت احمدی نژاد حرفی نزد؟ همه چیز به تاراج رفته و بازگرداندن این سرمایه‌ها سال‌ها سرمایه گذاری و تلاش می‌خواهد. برنامه تیم اقتصادی دولت یازدهم برای ترمیم این خرابی‌ها چه بوده است؟ درحال حاضر فعالیت‌های دولت یازدهم برای افزایش تولیدات و حفظ منابع پایه کشاورزی و نیز تدبیری برای حفظ ذخایر آبی کشور است. این منابع بسیار گرانقیمت است و بازگرداندن این ذخایر به حجم چهل سال پیش به این معنی است که باید به اندازه چهل سال عرق ریخته شود و برداشت آب نیز باید به یک دوم میزان برداشت فعلی برسد؛ همه این معضلات نتیجه خسارت‌هایی است که به نسل ایران خورده و راه بازگشتی نیز برایش وجود ندارد. نسل‌های بعدی دولت نهم و دهم را نفرین خواهند کرد. نخواهیم که با به فراموشی سپردن این خیانت‌ها و اینکه می‌گوییم نگاه‌مان باید رو به آینده باشد دولت احمدی نژاد را تبرئه کنیم. حالا که بحث به انتقاد از دولت احمدی نژاد کشیده شد بحران کم آبی و خشکسالی هم از معضلاتی بود که دو دولت گذشته سعی در کتمان آن داشتند. لطفا قدری در خصوص وضعیت فعلی بحران آبی کشور توضیح دهید. طبیعی هم هست، وقتی همان زمان که بسیاری از دست اندرکاران در خصوص کم آبی در ایران هشدار می‌دادند احمدی نژاد به فیروزکوه رفت و گفت: چه کسی گفته است بیلان سفره‌های آبی در این منطقه و کشور منفی است؟ واینکه هرکس بخواهد می‌تواند هرحجم آبی که لازم داشت را از چاه‌های زیر زمینی پمپاژ کند در واقع فاجعه بحران آب در ایران تشدید شد. این چاه‌ها بعد از صحبت احمدی نژاد حفر شدند، درست است؟ بله با اجازه مجلس حفر شده بودند که در واقع مجلس با این مجوز به یک دزدی آشکار وجاهت قانونی بخشید. بیشتر توضیح می دهید؟ پس از آنکه احمدی نژاد این موضوع منفی نبودن بیلان آب را در فیروزکوه عنوان کرد، به موازات آن مجلسی که در آن سال یعنی سال 89 برسر کار بود، برای حمایت از رئیس جمهور مجوز حفر چاه‌هایی که غیرمجاز بودند را صادر کرد، یعنی به دزدان آب مشروعیت داد و آن را قانونمند کرد که این خود نوعی دیگر از نسل‌کشی به حساب می‌آید. اینها خسارات سنگین زیربنایی است که هرچند سال هم بگذرد احمدی نژاد و مردانش باید پاسخی برای این خراب کاری‌ها داشته و در برابر ملت توضیح دهند، آن وقت شما می‌گویید به اندازه کافی اطلاع رسانی از خراب کاری‌های دولت احمدی نژاد صورت گرفته است؟ نخیر به اندازه کافی نبوده است. آقای کلانتری با توجه به اینکه شما در دولت‌های پیش وزیر کشاورزی بوده اید این چند دوره را چگونه مقایسه می‌کنید؟ آیا قانون ‌شکنی‌هایی که در دولت احمدی نژاد صورت گرفته و دولت یازدهم را با مشکلات عدیده مواجه ساخته، مشابه آن در دولت‌های پیش از این هم وجود داشته است؟ در دولت آقای مهندس میرحسین موسوی حدود 2 میلیارد مترمکعب از ذخایر آب زیرزمینی اضافه برداشته کرده ا یم و این رقم در دولت سازندگی به یازده میلیارد  در دولت اصلاحات به 30 و در دولت احمدی نژاد به 75 میلیارد متر مکعب رسید. این موضوع را در خصوص اهمیت دادن دولت‌های گذشته به حفظ منابع طبیعی کشور طرح کردم که البته در دولت اصلاحات نیز تا حدی بی توجهی نسبت به منابع زیر زمینی صورت پذیرفت. موارد دیگری را هم می‌شود مثال زد؟ مثل موضوع انبارهای خالی. این مهم ترین قسمت ماجرا است. بازهم تاکید می‌کنم در دولت احمدی نژاد از همه منابع کشور سوءاستفاده شده و به تاراج رفته و اکنون هیچ ابزاری برای کشاورزی اقتصادی در ایران وجود ندارد. متاسفانه در بخش‌های عمده ای از کشور دشت‌ها مرده اند و رسیدگی به آنها دیر شده است. این‌ها گناهانی است که حکومت‌ها و دولت‌ها باید در قبال آن پاسخگو باشند. لذا دولت یازدهم همه تلاش خود را به کار گرفته است. وقتی حسن روحانی و کابینه اش دولت را از احمدی نژاد تحویل می‌گرفتند همه انبارهای تدارکاتی کشور خالی بود . خوراک دام، کود، سم، بذر و همه اینها صفر بود. از آنجا که من در تغییر و تحول دولت‌ها حضور داشته ام، در جریان هستم وقتی مهندس موسوی امور را به دولت آقای‌هاشمی رفسنجانی تحویل می‌داد خود مهندس موسوی تاکید کرد و در تحویل دولت سازندگی همین‌طور آقای‌هاشمی سفارش کردند که برای چند ماه تدارکات وجود داشته باشد و در زمان انتقال به دولت آقای احمدی نژاد طبق دستور آقای خاتمی این انبارها باید تا چند ماه پر باشند تا دولت جدید بتواند تدارکات خود را انجام دهد. اما دولت احمدی نژاد ناجوانمردانه عمل کرد. ابتدا که تحریم‌ها را بهانه کرده بودند و بعد هم کمبود ارز را، هرچند که ارز به میزان کافی در اختیار داشتند. اما دولت یازدهم توانست بهترین فصل تدارکات را برای کشاورزان به وجود بیاورد یعنی دوسال است که کشاورزان حداقل از نظر تدارکاتی با کمترین مشکل رو به رو هستند. نمی‌گویم صفر اما کمترین مشکلات را در این خصوص داریم. عملکرد دولت یازدهم با توجه به بحران آب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ دولت آقای روحانی برای حل این بحران تلاش می‌کند. حداقل در مورد بحث کم آبی وزارت نیروی فعلی سیاست‌های معکوس این وزارتخانه در زمان احمدی نژاد را پیش گرفته است. یعنی برداشت آب را به صورت محدود کرده اند. این توضیح را هم بدهم تنها کشوری هستیم در دنیا که بیش از 50 درصد از آب‌های تجدید پذیر استفاده می‌کنیم. البته عدد ما نزدیک به 90 درصد است و بقیه کشورهای دنیا به‌غیر از مصر زیر چهل درصد هستند. وزیر نیرو آقای چیت چیان می‌خواهد این 90 درصد را برساند به زیر پنجاه درصد که این اقدام از بعد سیاسی یک خودکشی به حساب می‌آید اما خب وزیر دولت یازدهم این خودکشی را ترجیح داده است تا اینکه بخواهند منابع ملی را ویران تر کنند. وزارت نیرو برخلاف دولت‌های قبل ترجیح داده است که بیش از 50درصد از آب بهره برداری نشود تا شاید بتوانند ویرانی‌های گذشته را تا حدی جبران کنند. بهانه خشکسالی را می‌آورند اما این بحث بخشی از این ویرانه است و بخش عمده سوء استفاده از منابع است. در خصوص بهره برداری از آب یکی از اقداماتی که در دولت گذشته موفقیت به حساب می‌آمد افزایش میزان تولید محصولات کشاورزی بود اینکه دولت یازدهم قصد دارد کمتر از آب بهره‌برداری کند یعنی تولید را کاهش می‌دهد، این موضوع را چگونه ارزیابی می کنید؟ در دو دولت گذشته به دلیل علم و آگاهی پایین تصور شد افزایش تولید کشاورزی با اضافه برداشت از آب‌های زیر زمینی خدمت است و البته بخشی از این معضل از روی نا آگاهی و بخشی دیگر یک خیانت آشکار بوده است. لذا دولت یازدهم دقیقا می‌داند چه‌کار می‌کند. هرچند در بسیاری از مناطق خیلی دیر شده است. وحشت من از این است که تلاش دولت برای ترمیم خرابی‌ها به هیچ نتیجه ای نرسد چرا که نیاز نسل موجود به مواد غذایی به منابع ما فشار آورده است و لازمه این کار آگاهی دادن به تصمیم گیران و مردم کشور است که واقعیت‌ها را بدانند و اگر خواستند خودکشی کنند آگاهانه خودکشی کنند یعنی به وضعیت موجود ادامه دهند! در خصوص بهره بانکی بخش کشاورزی که از 14 به 21 درصد رسید چه تحلیلی دارید؟ بهره بانکی بخش کشاورزی را از 14درصد به 17 ودر نهایت به 21 درصد رسانده اند. اما بخش کشاورزی پاسخگوی 21 درصد بهره بانکی نیست. من از آقای دکتر روحانی و جهانگیری درخواست دارم این سود را به همان 14 درصد برگردانند. بخش کشاورزی نمی‌تواند، چون خواست و میل بانک مرکزی این بوده است، خود را با 21 درصد بهره بانکی تطبیق دهد. ما به التفاوت این سود باید پرداخت شود. البته این اشکالات در دولت یازدهم کم و بیش وجود دارد اما به هیچ عنوان قابل مقایسه با کاستی‌هایی که دولت قبل داشت نیست. آن ‌طور که شما ارزیابی می‌کنید دولت یازدهم یک دولت بی نقص است! همین موضوع افزایش بهره بانکی بسیار به اقتصاد کشاورزی ضربه خواهد زد. این‌طور نیست؟ البته هیچ دولتی بدون نقص وجود ندارد اما واقعا دولت آقای روحانی شاهکار کرد با آن آگاهی که من داشتم از تدارکات بخش کشاورزی در تابستان سال 92 و اینکه وحشت همه ما این بود سکته بزرگی به بخش کشاورزی وارد شود بسیار عالی عمل کرده است. حالا ممکن است آقایان در مجلس بگویند برخی از اقدامات دولت یازدهم برای جلوگیری از هدر رفت منابع آبی کشور غیر قانونی بوده است. اما در همان سال اول انبارهای تدارکات مرغ و تخم مرغ جارو زده شده بود و شخص دکتر روحانی آمد تعهد داد که شما وارد کنید و من همه هزینه‌ها را پرداخت می‌کنم. همین شده است که حالا همه مجلسی‌ها و دلواپسان به جان دکتر روحانی افتاده اند. بزرگ‌ترین اشکالی که من هم در کاردولت یازدهم می‌بینم همان افزایش سود بخش کشاورزی از 14 به 21 درصد است. در بقیه زمینه‌ها این‌ها تلاش‌های خودشان را کرده‌اند که هم اشتباهات دو دولت گذشته را جبران کنند و هم در راستای حفظ منابع پایه و کشاورزی پایدار حرکت کنند. همچنین وزیر نیرو را هم باید دولت پشتیبانی کند تا منابع آبی کشور را پایدار کرده و بهره برداری از آن‌را کاهش دهد. این بهره چرا افزایش پیدا کرد؟بانک مرکزی به بخش کشاورزی زور گفت و گویا دولت هم تسلیم شده است. وقتی نرخ بازگشت سود بخش کشاورزی به 15 درصد هم نمی‌رسد چطور می‌تواند 21 درصد سود بانکی پرداخت کند. الان بانک کشاورزی مفهوم خودش را از دست داده است. یعنی از نظر ما بانک کشاورزی با هیچ یک از این بانک‌های تجاری تفاوتی ندارد وقتی قرار است بهره اش 21 درصد باشد و فقط در اینجا از کلمه کشاورزی سوء استفاده صورت گرفته است . خود وزارت جهاد کشاورزی عملکرد نسبتا قابل قبولی دارد و این موضوع بر می‌گردد به سیاست‌های پولی و بانکی وزارت اقتصاد و دارایی، به نوعی سیاست تحمیلی اقتصاد و دارایی است. اگر می‌خواهند در کشاورزی سرمایه گذاری شود و یا اینکه بهره وری این بخش افزایش پیدا کند و استفاده از منابع پایه بدون تخریب منابع موجود صورت گیرد راهکارش سرمایه گذاری است. آقای کلانتری، با نگاه به آینده و همه تلاش‌هایی که در حال انجام است به نظر شما چگونه می‌توانیم در ایران یک کشاورزی رقابتی ایجاد کنیم؟ اگر ایران می‌خواهد کشاورزی رقابتی با دنیا داشته باشد باید توجه کنیم حداقل 20 تا 25 درصد از هزینه‌های کشاورزی مربوط به آب است که در بسیاری از کشورهای پیشرفته حتی این هزینه وجود ندارد. 21 درصد سود بهره که ما در ایران داریم در دیگر کشورها برای کشاورزان یک تا دو درصد است. ما به لحاظ هزینه ای حداقل چهل درصد عقب‌تر از کشاورزان رقیب هستیم، چطورمی‌توانیم به رقابتی شدن کشاورزی در ایران با دیگر کشورها فکر کنیم ؟ مشکلات داخلی را هم که برای شما شرح دادم. در یک جنگ نا برابر امکان رقابت وجود ندارد. آن‌هم با از بین بردن منابع تولید مثل آب و خاک و پوشش گیاهی و منابع ژنتیکی.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٦
تگ ها :

Plant tissue culture!- کشت بافت گیاهی

Plant tissue culture!- کشت بافت گیاهی

محمد جمالیزاده

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

کشت بافت گیاه عبارتست از تکنیک رشد سلولهای گیاهی در محیط لابراتورای و تولید یک گیاه از سلولها!! کشت بافت گیاهان برای دست یازیدن به گیاهان جدید یک روش تکثیری است و مساله جدیدی نیست و از سالها قبل در دنیا وجود داشته و زیر مجموعه گروه یا رشته مهندسی کشاورزی- باغبانی قرار می گیرد. سالهای اخیر عده ای از فارغ التحصیلان کشاورزی دست به ازدیاد و تکثیر گیاهان بروش کشت بافت کرده اند و بنده کاری به سود و زیان آن ندارم ولی چیزی که مهم است این است که عده ای می پندارند که کشت بافت گیاهان شق القمر است و این در حالی است که سالانه دهها و صدها پروژه کشت بافت در دوره های کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاهها انجام می شود و بسیاری از این پروژه ها با موفقیت نسبی و گاها کامل همراه است و در مواردی هم نتیجه چندانی حاصل نمی شود و استاد و دانشجو مجبورند سر و ته قضیه را بهم بیاورند تا دانشجو معطل پایان نامه نماند و دفاع کند از تز!! بهر روی کشت بافت را در مورد بسیاری از گیاهان از گیاهان علفی بگیر تا گیاهان چند ساله انجام شده و می شود و این حکایت که کشت بافت کاری عجیب و غریب و پیچیده است ابدا چنین چیزی نیست!! در واقع کشت بافت رسیدن به روش ها و ریزه کاریهایی است که ممکن است برخی افراد بدلیل نرسیدن به همین ریزه کاریها پروژه کشت بافت شکست بخورد!! موفقیت در کشت بافت یعنی کلنجار رفتن با مواد شیمیایی هورمونها و دستگاههای آزمایشگاهی که الزاما ممکن است همه افراد نتوانند از پس آن بربیایند اما برای افرادی که در آزمایشگاههای میکروبیولوژی کار کرده باشند کشت بافت می تواند موفقیت آمیز باشد. بصورت خلاصه در کشت بافت توده ای از سلولها را از گیاه والد یا مادر جداسازی می کنند و آن را در محیط مخصوص حاوی هورمون و مواد شیمیای و ..قرار می دهند و در طی مدت زمان مشخصی و در محیط تنظیم شده این توده سلولی تبدیل به گیاهی کامل خواهد شد. تکرار آزمایشات و بالا پایین کردن مواد و روش ها یک امر الزامی در روش کشت بافت است و تقریبا امری محال است که دقیقا بر اساس پروتوکل عمل کرد و به نتیجه دلخواه رسید. بارها و بارها شنیده ایم که برای هر آزمایشگاه tissue culture یک روش مخصوص به آن آزمایشگاه وجود دارد و افرادی که به این تکنیک می رسند متدها و ریزه کاریها را به همه افراد نمی دهند و این کار کار غیرعقلانی نیست!! بهر روی نمی شود که نتیجه تحقیقات و زحمات شبانه روزی را مفت و مجانی به کسی داد و بفرما بفرما کرد!! کشت بافت در مورد سلولهای حیوانی هم انجام می شود و کاری است بسیار جالب و رو به جلو و حتی کشت بافت سلولهای انسانی هم انجام می شود و در تحقیقات مختلف استفاده می شود از جمله سرطانها و علم وراثت و دهها کاربرد دیگر!! در کشت بافت گیاهی قسمتی از گیاه مورد نظر را برش می دهند و این برشها را ریز ریز کرده در اندازه های مشخص و آنها را روی محیط کشت گذاشته و بمرور توده ای از سلولهای گیاهی رشد پیدا می کنند و تبدیل به گیاه والد می شوند. در قطعه ای که از گیاه والد جدا می شود و روی محیط مخصوص قرار می گیرد تقسیم سلولها بسرعت زیادی انجام می شود و بمرور گیاهچه مورد نظر بوجود می آید که بعدا آن را برای رشد بهتر و بیشتر به گلخانه منتقل می کنند!! و از گلخانه به زمین اصلی!! بهر روی نظر علمای کشت بافت بر این است که برای همه گیاهان و همه واریته ها کشت بافت امکانپذیر نیست که بنده کاری به صحیح یا غلط بودن آن ندارم!! انتخاب توده های سلولی برای انتقال به محیط کشت باید بگونه باشد که نتیجه بخش باشد. از هر گیاهی با هر کیفیتی نمی توان جداسازی توده سلولی برای کشت بافت انجام داد!! محیط کشتی که توده سلول گیاهی یا callus روی آن قرار می گیرد باید حاوی هورمونهای تحریک کننده رشد از حمله auxin و cytokinin باشد تا سلولها تحریک به رشد و تقسیم سلولی شوند!! همچنین محیط کشت باید حاوی مواد نگهدارنده سلولهای کالوس برای زنده ماندن و دوام آنها باشد از جمله ترکیبات آلی و غیرآلی یا inorganic (نمکهای مختلف و...)!! محیط کشت باید کاملا عاری از میکروارگانیسم های مضر باید باشد چون موجب آلودگی محیط کشت خواهند شد!! سلولها روی محیط کشتهایی تکثیر می شوند که بعدا بتوان بعدا بتوان محیط کشت را تفکیک کرد و یا به بیان دیگر قطعه قطعه کرد!! و دوباره هر قطعه را در پروسه جدید قرار داد! بر اساس اصول اولیه کشت بافت از هر قسمت از گیاه والد میتوان در تولید و تکثیر استفاده کرد!! مسلما گیاه هر چه جوانتر و بافتها شاداب تر و تازه تر باشند امکان موفقیت در کشت بافت بالاتر خواهد رفت!! بر اساس اصول کشت بافت برای کشت هر بافت هر گیاهی شرایط و درصد های مواد خاص خود را می طلبد!! کشت بافت در مورد بسیاری از گیاهان از گیاهان دارویی بگیر تا گردو و پسته و ...انجام می شود و همانطور اشاره شد پایان نامه ها و تزهای ارشد و دکتری بسیاری در مورد کشت بافت انجام شده و می شود. کشت بافت اگر در مورد گیاهان ارزشمند انجام شود بسیار پولساز خواهد بود در صورت موفقیت اما اگر شکست بخورد هم هزینه های انجام شده نسبتا گزاف خواهد بود!! در مورد گیاهان زینتی هم کشت بافت در بسیاری از کشورها انجام می شود و راهی است بسیار مناسب و پر درآمد!! ایجاد variation یا تنوع در مورد کشت بافت پایین است بعبارت ساده تر شباهت بین گیاهان ایجاد از طریق کشت بافت با گیاه والد بسیار بالاست و این در حالی است که در روش های دیگر تکثیر یا Propagation این احتمال بسیار بالاتر است. البته کشت بافت ریسکها و خطرات خاص خود را دارد و باید بصورت کاملا استاندارد انجام شود و صرف تولید یک گیاه نمی توان همه مسایل را حل شده فرض کرد!! در مورد درختان خرما کشت بافت برای تولید نهال در جنوب کشور منجر به تولید هزاران هزار نهال خرمایی شد که بعدها قادر به تولید خرما نبودند و بعبارت ساده عقیم بودند!! بهر روی اینکه فقط نهالی از طریق کشت بافت بوجود آمده باشد حتما و صد در صد از همه لحاظ در آینده به مشکل برخورد نکند مساله ای پیچیده است و باید بسیار دقت کرد!! برای تولید گیاه جدید یا نهال بروش کشت بافت نیاز به آزمایشگاه و پرسنل آموزش دیده و علاقه مند است و نمی شود مثل روش های معمولی تولید نهال تخم یا بذری در داخل پلاستیک خاک قرار داد و آبیاری کرد تا بذر رشد کند و برای ما شود نهال و هفت سال پای نهال صبر کنیم و از سال دهم به بعد منتظر محصول اقتصادی در مورد پسته باشیم!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٩
تگ ها :

Estenoborus perrisi آفت خطرناک شیوع یافته در باغات پسته

Estenoborus perrisi آفت خطرناک شیوع یافته در باغات پسته

محمد جمالیزاده

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

سوسک پوست خوار پسته با نام علمی Estenoborus perrisi آفتی شناخته شده از سالهای بسیار قبل بوده است و در تمامی مناطق پسته خیز ایران شیوع داشته است. آفت اولین بار  توسط مرحوم دکتر دواچی گزارش شد -سال 1337! خسارت آفت بصورت تغذیه از پوست و ناحیه زیرین پوست و کامبیوم چوب درختان پسته است و به همین دلیل سوسک پوستخوار پسته نامگذاری شد!! آفت دراکثرمناطق پسته کاری کشور به خصوص در کرمان و یزد و اصفهان و خراسان وقزوین و فارس دیده شده است. لاروهای آفت در زیر پوست از ناحیه کامبیوم تغذیه کرده و با ایجاد دالانهایی در جهات مختلف باعث قطع آوندها و سرانجام مرگ درخت میشوند. حشره کامل سوسک ریزسیاه رنگی به طول 2میلیمتراست. بالپوشها و پاها و قسمت قدامی سینه اول قرمز است. شاخک و پنجه پا ها زرد است. سر مدور و عریض است. قاعده بالپوشها برجسته وروی آن بطور واضح دندانه دار است. روی بالپوشها نقاط کم عمقی وجود دارد که تشکیل شیارهای غیر واضحی را می دهند. روی بالپوشها فلسهای قهوه ای رنگی وجود دارند. حشره زمستان رابه صورت حشره کامل یا لارو زیر پوست درخت به سر میبرد. حشره کامل در زمستان فعالیتی نداشته و داخل دالانهای تغذیه ای بسر میبرد. دراوایل بهار این حشرات با گرم شدن هوا خارج می شوند. آنگاه حشره برای ورود به زیر پوست به وسیله قطعات دهان خود سوراخی به قطر یک میلیمتر ایجاد کرده سپس وارد می شوند. ابتدا در محل ورود یک حفره بنام اتاقک جفتگیری ایجاد کرده که اغلب 4 حشره باهم دراین حفره فعالیت می کنند. بعد از جفتگیری حشره ماده درقسمت چوبی  دالانهایی عمود بر محور ساقه که حدود یک میلیمتر قطر دارد بنام دالان تخم ایجاد می کند. حشره ماده تخم های خود را در دو طرف این کانال قرار می دهد. لاروهای جوان که از تفریخ تخمها به وجود می آیند شروع به فعالیت نموده و دالانهایی تقریبا در جهت عمود بردالان تخم حفر می نمایند. قطر دالان لاروی متناسب بارشد لارو قطورتر می شود تا اینکه لارو در سنین آخر در انتهای دالان درحفره ای بنام حفره شفیرگی تبدیل به شفیره می شود. دوره نشو و نمای حشره یک ماه طول می کشد -درقزوین این حشره 3نسل درسال دارد-. متاسفانه آفت سوسک پوستخوار پسته از یک آفت ثانویه کم اهمیت در مناطق پسته کاری به یک آفت اولیه و بسیار خطرناک تبدیل شده است و گاها از امروز تا فردا شاخه های بسیاری را در باغات پسته می خشکاند!! بسیاری از خشکیدن ها به سیاه شدگی ناشی از پسیلومایسز نسبت داده می شود ولی باید دقت کرد سیاه شدگی پسیلومایسزی گاها برای خشکاندن شاخه به چندین سال زمان نیاز دارد اما سرشاخه ای که درگیر سوسکها و سیاه شدگی باشد بسرعت در عرض چندین روز خواهد خشکید. درختان مسن بالای 20 سال بخصوص واریته های فندقی و کله قوچی که کمی ضعیف هم شده باشند بشدت در معرض خطر هستند!! گاها از نزدیک طوقه و زیر پوست درختان مسن آفت آوندها را قطع کرده و موجب خشکیدگی  درختان می شود!! فاجعه بزرگی در حال وقوع است و می رود که سوسک پوستخوار درختان را بخشکاند حتی درختان سالم و بدون عیب!! دولتی ها هم قبول نمی کنند که آفت خسارتزا شده است چون حجم خسارت بسیار بالاست چون مطمنا زیر سوال خواهند رفت!! مناطق بسیاری از قسمتهای شمالی استان تا اطراف کرمان بشدت درگیر آفت هستند و بزودی آفت کلک درختان را خواهد کند!! همیشه مطالبی که در کتب آورده شده اند قانون و وحی منزل نیستند و هستند افرادی که حتی قانون های متقن فیزیک اینیشتن و نیوتن را به چالش کشیده اند و حتی ثابت کرده اند برخی قوانین ممکن است صحیح نباشند و حتی در طول گذر زمان تغییر یابند اما انگار بسیاری از کارشناسان و دست اندرکاران از روی کتب قدیمی و مقالات عهد یونان باستان!! دریافته اند که سوسک پوستخوار آفتی ثانویه است و امکان خسارت آن در باغات خوب و درختان سالم وجود ندارد!! آقای دکتر بهداد در کتاب آفات گیاهی ایران که سالهای دهه 30 و 40 نوشته که سوسک پوستخوار ثانویه است پس تا قیام قیامت این مطلب سازگار است و درست است!! کدام عقل سلیمی می تواند باور کند این مطلب را!! با ورود سم مونتو که پسیل پسته را بخوبی کنترل کرده است آفاتی سربرآورده اند که بارها خطرناکتر از شیره خشک هستند. شیره خشک شاخه های درختان را خشک نمی کرد و فقط پتکها فرو می ریخت و پسته پوک می شد!! اما با ورود سم مونتو و کاهش تعداد سم پاشی ها در باغات پسته، آفات بسیار بیشتر و خطرناکتری در راهند. از ابتدای ورود سم مونتو به باغات پسته بنده مخالف این سم بوده ام و هستم و دلایل خاص خودم را دارم!! مونتو یک مشکل را حل کرده و چندین مشکل را بوجود آورده است!! تقریبا فاتحه پسته کاری در استان کرمان خوانده شده است و سطح زیر کشت در چند سال آینده به نصف کاهش خواهد یافت!! اول نبودن آب و ثانیا ضعف درختان در اثر هجوم آفاتی مانند سوسک پوستخوار!! کاهش تعداد سم پاشی مسلما از نظر زیست محیطی بسیار قابل قبول است و موجب کاهش صدمات و آلودگی های زیست محیطی خواهد شد!! اما کاهش آلودگی زیست محیطی به قیمت از بین رفتن درختان پسته!! آفت سوسک پوستخوار آفتی است که بیش از 99 درصد کشاورزان و کارشناسان از شیوع و خسارت آن آگاهی ندارند!! شدت فاجعه بسیار زیاد است و بنده حاضرم با هر مسولی در این مورد صحبت کنم و در هر منطقه ای که بخواهد به اثبات حرفم بپردازم اما مسولی است که گوش به حرف کند و حرف درست بزند و حرف درست بشنود!! مساله و بحث بنده این است که سوسک پوستخوار دیگر یک آفت ثانویه و کم اهمیت نیست که فقط در شاخه های خشک و باقیمانده در کف باغ وجود داشته باشد بلکه آفتی شده اولیه و حتی  درختان پیر و مسنی که دارای کنده و پوسته هستند و تغییر پیوند یافته اند را می خشکاند. علاوه بر تغذیه مستقیم از کامبیوم و پوست پسته سوسک پوستخوار به احتمال بسیار بالا توانایی تولید سم و یا ماده ای دیگر را دارد که روند خشک شدن درختان و سرشاخه ها را سرعت می بخشد!! مشکل بزرگ این است که تقریبا تمام مشکل سرخشکیدگی درختان پسته را به قارچ پسیلومایسز و بحثهای تعذیه ای نسبت می دهند که مضحک است!! بهر روی ممکن است برخی از مسولین قرار باشد در مورد فاجعه در حال وقوع پاسخگو باشند بخصوص در آینده!! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٧
تگ ها :

ارتباط متقابل پتاسیم K با سایر عناصر

ارتباط متقابل پتاسیم K با سایر عناصر

محمد جمالیزاده

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

پتاسیم K بعد از نیتروژن N مهمترین عنصر مورد نیاز در گیاهان است. پتاسیم K یک عنصر جالب و در عین حال پیچیده است. مقدار برداشت پتاسیم K هر سال از خاک بالاست و نیاز به مصرف کودهای پتاسه در هر سال وجود دارد با شدت و ضعف بخصوص در باغات پسته!! دو نوع مهم پتاسیم سولفات پتاسیم یا SOP ها و نیتراتهای پتاسیم یا NO3 هستند! پتاسیم ممکن است در بحث آنزیمی هم دارای اهمیت باشد. سنتز آنزیم گلوتامین سنتتاز در گندم در هنگام کمبود پتاسیم کاهش پیدا می کند. K پتاسیم سنتز پروتویین ها در برگها را تحریک می کند. ارتباط پتاسیم با آمینو اسید ها و پروتویین های گیاهی ارتباط تنگاتنگی است بهمین دلیل در مورد پر شدن مغز در پسته اختلاط کودهای پتاسه و آمینو اسیدها بسیار مهم است. اولین ارتباط مهم K با عنصر مهم یا مهمترین عنصر در گیاهان یعنی N نیتروژن است. بهتر است عناصر به مقدار مکفی و به تناسب مصرف شوند. کاربرد بیش از حد کودهای نیتروژنه N مانند اوره تاثیرات سو روی جذب عنصر پتاسیم K خواهد گذاشت و بالعکس! بعبارت ساده تر مثلا در موعد پر شدن مغز بهتر است از کودهای نیتروژنه و پتاسه بصورت توامان با هم مصرف شوند. و هر کدام روی جذب دیگری اثرات بهبود دهنده یا سینرژیستی دارند و توجه به یک عنصر موجب کاهش جذب عنصر دیگر در محلول خاک خواهد شد. معمولا در آزمایشات خاکشناسی مشخص می شود که وقتی نیتروژن N کمبود باشد پتاسیم K هم معمولا کمبود نشان می دهد. عنصر پتاسیم K یک عنصر منفرد و خاص است و جذب آن از طریق خاک در ارتباط تنگاتنگی با سایر عناصر قرار دارد. مطالعات نشان داده در مورد دادن کودهای نیتروژنه مثلا نیترات آمونیوم چند روز بعد از دادن کود نیترات آمونیوم جذب پتاسیم نیز از محلول خاک بصورت قابل ملاحظه ای افزایش  یافته است. و وقتی که از کودهای پتاسیمی بعد از مصرف کودهای ازته استفاده شده است (چند روز بعد از دادن کودهای ازته) بازدهی بسیار عالی بوده است. بهر روی مطالعات نشان داده جذب پتاسیم ارتباط نزدیکی به جذب نیتروژن توسط گیاه دارد. در مورد ارتباط عنصر پتاسیم K با عنصر فسفر P نیز مباحث بسیار جالب هستند!! ارتباط فسفر P با پتاسیم K معمولا یک رابطه معکوس است. بدین معنی که معمولا در خاکهای با P یا فسفر بالا کمبود پتاسیم K وجود دارد!! همچنین در خاکهای با P یا فسفر بالا کمبود نیتروژن N هم وجود دارد. اتفاقی که اکنون حداقل در برخی از خاکهای مناطق پسته خیز کرمان وجود دارد فسفر P بالا و توامان نیتروژن N و پتاسیم K کم!! در این رابطه ارتباط عناصر میکرو هم با پتاسیم و فسفر جالب است مثلا در مورد عنصر روی Zn وقتی که P فسفر در خاک بالا باشد کمبود آن مشهود است و فسفر P موجب تثبیت عناصر میکرو در گیاه می شود Cu، Mn، Zn و... نتیجتا معمولا در خاکهای با فسفر P بالا کمبود عناصر میکرو مانند روی Zn، مس Cu، آهن Fe و..وجود دارد. و همچنین در ایندسته از خاکها همانطور که اشاره شد کمبود نیتروژن N و پتاسیم K بصورت توامان وجود دارند!! در مورد جذب عناصر توسط ریشه ها از خاک یک قانون کلی وجود دارد و آن قانون بالانس عناصر در خاک است. عناصر در یک بالانس مناسب از خاک توسط ریشه ها برداشت می شوند حضور بیش از حد یا عدم حضور یک عنصر روی جذب سایر عناصر اثرگذار خواهد بود. استفاده بیش از حد از یک کود با یک عنصر مشخص راه را بر روی جذب سایر عناصر خواهد بست و این یک قانون مهم است. در مورد ارتباط جذب پتاسیم K با عناصر میکرو بحث بسیار جالب است و همانطور که اشاره شد ارتباط پتاسیم K با عنصر روی Zn رابطه تقریبا مستقیم است. بصورت کلی می توان عناصر میکرو را به دو دسته تقسیم بندی کرد اول آندسته از میکروالمنتها که با افزودن K پتاسیم مقدار جذبشان افزایش پیدا می کند شامل مس Cu، منگنز Mn، روی Zn و دسته ای دوم که رابطه معکوس دارند و مقدار جذبشان با دادن کودهای پتاسیمی K کاهش پیدا می کند شامل برم B، آهن Fe و مولیبدن Mn!! باز هم باید خاطرنشان کرد ابهامات در مورد ارتباط پتاسیم با عناصر میکرو بسیار زیاد است و گاها قانون ها در شرایط مختلف عوض می شوند!! در مورد ارتباط پتاسیم K با منیزیوم Mg ارتباط معکوس است بدین نحو که با افزایش غلظت پتاسیم در خاک مقدار جذب منیزیوم Mg کاهش پیدا می کند و این شاید تنها راه برای کنترل منیزیوم Mg در خاکها یا آبهایی باشد که مقدار منیزیومMg  آنها بالاست البته راه دوم استفاده از کلسیم Ca است!! در مورد کلسیم Ca هم ارتباط جذبی آن با پتاسیم یک رابطه معکوس است و با افزایش پتاسیم K مقدار جذب کلسیم Ca کاهش پیدا خواهد کرد و این یک نکته منفی است و در خاکهایی که کلسیم بالاست جذب پتاسیم کم می شود و بالعکس!! ارتباط گوگرد S با پتاسیم هم یک رابطه مستقیم است! ارتباط عناصر با هم یک ارتباط پیچیده است و به فیزیولوژی گیاه ارتباط پیدا می کند و این احتمال وجود دارد در مورد گیاهان مختلف اندکی با هم فرق کند اما اساس کار همین ارتباطات آنتاگونیستی یا سینرژیستی هست که بنده در این گفتار آوردم.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٩
تگ ها :

Some Facts About Soil Basics-I

Some Facts About Soil Basics-I

http://extension.psu.edu

This is a brief and simplified introduction to the origins of soils and how they influence capabilities and uses of soils. Importance of Soils: The earth is covered by a thin layer of soil, composed of minerals, organic matter, and living organisms. Within this layer is a record of the area's geological and climactic history, as well as information about the suitability of future use of the soil. Soils affect many areas of our lives; we depend on the soil to grow our food and support the buildings we live and work in. Soils form an essential element in the ecosystem. Human activities that damage soils threaten to disrupt the delicate balance that sustains life. It is important to have a basic understanding of the formation and properties of soils to determine their future uses and to manage soils wisely. Development of Soils: Minerals are the primary component of soils. These minerals are from weathered rock, called parent material. The source of parent material is sometimes the bedrock directly below, and sometimes material transported far from the original bedrock and deposited by ice, water, wind, and gravity. Many soil properties are determined by the type of rock the parent material came from. For example, we have sandstone soils, shale soils, and limestone soils, coming from different parent material and possessing different characteristics. Another component of soils is organic matter—decomposed parts of plants and animals, as well as millions of microscopic soil organisms that help break down minerals and organic residues. Air and water are also found in pores in the soil, tiny spaces between the soil particles. Influence of Topography: It is not surprising that the shape and geology of the landscape contribute to the properties of the soils. Pennsylvania is divided into different physiographic provinces, regions of similar geologic origin and shape. For example, the Ridge and Valley province in central Pennsylvania consists of folded sedimentary beds, which are layers of sandstone, shale, and limestone. Sandstone, the hardest and most chemically resistant layer, forms the ridge caps and is covered with coarse sandy soils. Limestone, however, weathers quickly; the calcium carbonate it contains dissolves in water and is carried away, leaving valleys of fertile limestone soils. The slopes are formed of shale, with intermediate resistance to weathering, or of colluvium, material (in this case sandstone fragments) that has been moved downslope by gravity. The shale soils are shallow, fine-textured, acidic, and low in nutrients. A humid, temperate climate provides adequate amounts of soil moisture to leach soluble substances through soil. Temperature and moisture changes enhance the development of subangular blocky structure. Climate induces many such different soil characteristics. Interacting with climate is vegetation, which also impacts conditions within the soil. Consider two examples. Under grass, soil accumulates organic matter from the dense fibrous, shallow, root system and becomes dark grayish brown to the depth of the roots, 12 to 30 inches. Under deciduous forest, leaves fall to the soil surface, are not incorporated into the soil, and form an organic mat above the mineral soil.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٦
تگ ها :

زنجره مو روی درختان پسته

زنجره مو روی درختان پسته

محمد جمالیزاده

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

زنجره مو با نام علمی Psalmocharias alhageos از راسته Homoptera و خانواده cicadidae است. زنجره مو از آفات مهم باغات انگور  می باشد و تقریبا در تمام مناطق مو کاری کشور وجود دارد. زنجره مو علاوه بر  مو در درختان دیگر مثل گردو،  سیب،  آلبالو،  سنجد،  پسته، انار،  گلابی، زبان گنجشک،  نارون و تبریزی نیز خسارت می زند. آفت زنجره مو آفت جدیدی روی درختان پسته نبوده است و از قدیم الایام گاها روی درختان پسته وجود داشته و خسارت می زده و اینکه برخی دوستان صحبت از جدید بودن آفت در درختان پسته می کنند مساله صحیحی نیست!! این آفت اخیرا توسط برخی از همکاران از روی پسته از دامغان، فیض آباد و ...گزارش شده است. نکته جالب در مورد زنجره مو این است که آفت در سالهایی که خسشکسالی وجود داشته باشد شیوع وشدت بیشتری پیدا می کند. در باغات پسته ای که تراکم بیشتری دارند احتمالا آفت شیوع بیشتری دارد. خاکهای رسی و سنگین احتمال خسارت بیشتری وجود دارد در مقایسه با خاکهای سبک و شنی. در مورد درختان انگور زنجره مو به دو صورت خسارتزاست اول تغذیه پوره های زنجره مو از ریشه و شیره نباتی گیاه است که موجب تضعیف درختان و نهایتا ممکن است درخت را از پا در بیاورد و دوم خسارتی که در اثر تخمگذاری روی سرشاخه های نورسته درختان انگور است که ممکن است این سرشاخه ها را بخشکاند و اگر درخت بحد کافی قوی نباشد ممکن است سرشاخه های نورسته نتوانند ترمیم شوند. گزارشات و عکس هایی که از نحوه خسارت روی پسته امسال بدست بنده رسیده است بخصوص از دامغان حاکی از این است که خسارت زنجره بیشتر به صورت تخمگذاری روی سرشاخه ها و زیر پوست شاخه ها نورسته پسته است بصورتی که دسته های دوکی شکل و سفید رنگ تخم ها در زیر پوست قابل مشاهده هستند و کلا پوست مضمحل می شود. تخم های زنجره دوکی شکل به رنگ سفید و گاها قرمز و صورتی رنگ و شبیه دانه های ریز برنج و بطول 5/1میلی متر می باشد. این آفت دارای سه مرحله زیستی شامل حشره کامل،  پوره و تخم می باشد. آفت در اوایل تابستان  بتدریج از خاک بیرون آمده و در باغات انگور ظاهر می شوند و پس از یک هفته تغذیه از شیره گیاه و جفتگیری، حشرات ماده اقدام به تخم ریزی روی شاخه   تازه بوته انگور می کنند. هر حشره ی ماده که عمر دو هفته ای دارد میتواند 700 تا 1000 عدد تخم بگذارد و هر شکاف طولی می تواند 30 عدد تخم داشته باشد. طول دوره جنینی تخم ها 30 روز بوده وپس از تفریخ پوره های سن 1 ظاهر میشوند و به روی خاک می افتند و خود را ازلابه لای خاک و شکاف زمین به ریشه ی علف های هرز و بعد به ریشه های مویی انگور می رسانند و از شیره ی آن شروع به تغذیه می کنند و پس ازتکمیل 5 سن پورگی که چهارسال بطول میکشد دوباره به سطح خاک آمده و تبدیل به حشره ی کامل می شوند. شدت خروج پوره ها ازخاک در تیرماه می باشد. آفت دارای سه مرحله زیستی شامل حشره کامل، پوره و تخم می باشد. حشره کامل به رنگ سبز روشن با چشم های سیاه و قهوه ای بطول ۲۰ تا ۲۸ میلی متر با بالهای طوری و شفاف بوده و حشرات نر تولید صدا می کند. گاها صدای حشرات نر زنجره مو بخصوص در شبها در تاکستانها بخوبی قابل شنیدن است. درختچه های مو آلوده به زنجره معمولاً بتدریج ضعیف شده دارای رشد کم و تعداد میوه کم و میوه های ریز بوده و درختچه در اول بهار دیرتر از درختچه های سالم سبز می شوند. دوره زندگی حشرات کامل در طبیعت ۱۱ تا ۱۲ روز می‌باشد. خسارت عمده مربوط به تغذیه پوره ها ازشیره نباتی ریشه مو می باشد ولی در پسته مکیدن شیره گیاهی هنوز بررسی نشده است و یا حداقل من اطلاعاتی ندارم و بیشتر خسارت زنجره مو روی پسته همانطور گفتم ارتباط دارد با تخریب سرشاخه های نورسته در اثر تخمگذاری حشره!! بر اثر تخمریزی حشره قسمتی از بافت گیاه از فعالیت باز مانده و در روی آن برآمدگی‌هایی بوجود می‌آید که سبب شکنندگی سرشاخه می‌شود. این سرشاخه‌ها اغلب ضعیف و گاهی خشک می‌شوند. پوره‌های آفت پس از خروج از تخم داخل خاک شده و روی ریشه‌های مو مستقر می‌گردند. پس از استقرار برای تغذیه، خرطوم خود را در نسج ریشه فرو برده و به شدت شروع به تغذیه می‌کنند. در موستانهایی که این آفت شیوع دارد پایه مو تدریجاً ضعیف گشته و سرانجام می‌خشکد. پایه‌های آلوده اغلب رشد بسیار کم دارند، برگها زرد می‌شود و میوه‌ها بسیار کم و ریز هستند. پوره‌ها دوست دارند در شرایط کاملاً مرطوب زندگی کنند. دوران پورگی این آفت حدود چهار سال است. پوره‌های سن چهارم پس از پایان دوره تغذیه از خاک خارج شده و از تنه درختان یا قطعات سنگ و غیره بالا رفته تبدیل به مرحله‌ای که اصطلاحاً شفیره نامیده می‌شود، می‌گردند. بعد از طی مرحله شفیرگی جلد آنها با یک شکاف طولی از هم باز شده و حشره کامل بالدار از آن خارج می‌گردند. خاکهای رسی و سنگین برای فعالیت پوره‌ها مناسب‌تر است و این آفت در چنین خاکهایی خسارت بیشتری ایجاد می‌کند. طول دوره یک نسل ممکن است ۴ تا ۵ سال طول بکشد. بهر روی در جاهایی که پسته و مو در کنار هم و با فاصله کم از هم کشت می شوند احتمال خسارت روی پسته بالا می رود! مبارزه با زنجره مو باید یک مبارزه تلفیقی باشد یعنی استفاده از مجموعه مبارزه های شیمیایی، زراعی و.. پرهیز از تراکم بیش از حد در درختان، پرهیز از آبیاری زودهنگام و دارای دوره مدار کم(خشک بودن زمین در کاهش خسارت زنجره مو اهمیت زیادی دارد)، کنترل علفهای هرز در باغات بدین جهت اهمیت دارد که علفهای هرز بعنوان میزبان پوره های سن1آفت نقش مهمی دارند، تقویت درختان بخصوص با استفاده از کودهای پتاسه و مدیریت باغی مناسب موجب قوی شدن درختان و کاهش خسارت زنجره مو می شود، یخ آب زمستانه در طول زمستان و شخم یا پابیل کردن عمیق خاک موجب کاهش جمعیت آفت و افزایش مرگ و میر یا مرتالیتی خواهد شد، شاخه های مملو از تخم و خسارت دیده باید سریعا هرس و معدوم شودند و این اهمیت زیادی در کنترل زنجره مو دارد. در مورد مبارزه شیمیایی متاسفانه کار زیادی نمی شود انجام دارد برخی از سموم مانند دیازینون پودری یا کونفیدور بصورت کاربرد در خاک و یا ضد عفونی خاک با سموم قوی مانند متیل بروماید می تواند کارساز باشد اما ابدا از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست!! روی هم رفته روشهای زراعی یا cultural اهمیت بیشتری دارند تا روش های chemical

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٦
تگ ها :

MSU scientists study tie between insecticides, bee health

MSU scientists study tie between insecticides, bee

health

Just mentioning bees and pesticides in the same sentence is sure to get a buzz,” said Angus Catchot, an entomologist with the Mississippi State University Extension Service. Media skirmishes about bee health, agriculture practices and the role of pollinators in food production are a mixture of fact, propaganda and general misunderstanding, Catchot said. “The plight of bees and beekeepers facing substantial losses over the past several years has motivated scientists all over the world to search for the causes,” he said. “As much as everyone wishes we could discover one simple fix or find one specific cause that could be eliminated, our research at MSU is discovering just how complex the relationship is between bees and the environment.” Neonicotinoids: friend or foe? One culprit suspected to be a serious threat to honeybee colonies is neonicotinoids, or neonics. In 2013, Europe banned their use for two years. The average consumer may wonder why the U.S. does not do the same, or why farmers would want to use something that might damage bees, when the pollinators seem to be in such a precarious position. It helps to understand why neonics are important to row crop farmers in the Mid-South, Catchot said. “First, Mississippi’s major row crops — corn, cotton and soybean — do not require honeybees for pollination, but they are magnets for all kinds of insect pests above and below the ground,” he explained. “Neonics are used primarily as seed treatments, which means they coat the seeds and first address pests in the soil. Neonics are also systemic, which means they move through the plant as it grows from seed into seedling. But the insecticide is not permanently present in the plant.” What research shows… Catchot said the seed treatments provide protection for about 21 to 28 days after planting to give young plants a chance for survival. Unlike treatments applied after seedlings emerge, seed treatments prevent plant death or loss of vigor due to below-ground insect pests feeding on developing root tissue and provide a short-term residual effect in the plant as it emerges. “Mid-South entomologists have conducted a lot of research on whether or not neonics are present in the nectar or pollen of our major row crops,” Catchot said. “Soybeans are the crop bees prefer to forage on based on our surveys, and in soybeans, we found zero occurrence of neonics in the flowers of the plant when the soybeans were planted with a neonic seed treatment.” In cotton, they found no occurrence of neonics in the nectar and very low occurrence in the pollen. “In corn, we did find low levels about 20 percent of the time, and they ranged from about three to six parts per billion, but they were more prevalent with chemical rates greater than what is typically used in the Mid-South,” he said. “Based on our research, it does not appear very likely in our region of the country that bees are picking up neonics at any appreciable level from nectar or pollen in the major row crops we grow.” Further research by Catchot’s group indicates 99 percent of the total amount of pesticide applied as a seed treatment in these three crops is gone before the plant produces flowers.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٥
تگ ها :

← صفحه بعد

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED