راهکار عملی واستاندارد برای کنترل آفت پسیل پسته در ایران چیست؟

 

 

راهکار عملی واستاندارد برای کنترل آفت پسیل پسته در ایران چیست؟

محمد جمالیزاده

Email: mojamalizadeh@gmail.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

آفت پسیل پسته، شکروک یا شیره خشک یا شکرک و.... مهمترین آفت در درختان پسته است. بر اساس دسته بندی ها متخصصین آفات پسیل پسته جزو آفات کلیدی درختان پسته است. آفات کلیدی آفاتی هستند که خسارات هنگفت اقتصادی دارند و گاها در برخی کشورها دولت ها ورود پیدا می کنند. آفت کلیدی پسیل پسته سالانه خسارات هنگفتی را متوجه اقتصاد ایران می کند چون مهمترین محصول کشاورزی صادارتی ایران پسته است و سالیانه میلیونها دلار درآمد ارزی دارد اما جای تعجب و سوال اینجاست که نقش و جایگاه دولتی ها در کنترل پسیل پسته کجاست؟ مگر در قانون وظیفه کنترل آفات کلیدی بر عهده دولت نیست؟! آیا با صرف بخشنامه دادن و ممنوع کردن این سم و این کود میتوان از مسولیت شانه خالی کرد؟ متاسفانه افراد برنامه ریز و دست اندرکار مسایل پسته در ایران آگاهی و دانش چندانی در مورد مصایب و مشکلات آفت پسیل پسته برای کشاورزان ندارند و فقط مانند ماموران مخفی گشتاپو دنبال سموم غیرمجاز و جریمه کردن و ممنوع کردن هستند. سم دورسبان یا کلروپریفوس را ممنوع کرده اند، سم استامی پراید و دیازینون و برخی سموم دیگر را. سمومی که نسبت به قیمت مصرف زیادی دارند و خیلی کشاورزان راه دیگری جز مصرف این سموم ندارند با هزینه های هنگفت باغداری پسته و وضعیت اقتصادی. البته این کار یعنی ممنوع کردن سموم پر ریسک کار خوب و منطقی بوده چون بدلیل باقیمانده سموم در مغز صادرات محصول پسته با خطر مواجه شده و برخی محموله های پسته صادارتی ایران را به خاطر وجود باقیمانده برخی سموم مانند کلروپریفوس و استامی یرید در مغز پسته های صادارتی برگشت خورده اند. اما سوال اساسی اینجاست که وقتی شما این سموم یعنی کلروپریفوس و .... را از دست کشاورز گرفته و ممنوع کرده اید بفکر جایگزین این سموم هم بوده اید؟ با ممنوع کردن سموم مشکل کنترل آفت پسیل به کجا رسیده؟ یک سم را جایگزین کلروپریفوس معرفی کنید که کشاورز بتواند با قیمت و کیفیت آن خریداری و مصرف کند. سم مونتو هم تقریبا از چرخه مصرف خارج شده چون کارآیی گذشته را ندارد. البته مشکل اساسی بحث مبارزه اصولی و صحیح با آفت است. وقتی شما اصول اولیه مبارزه با آفات را رعایت نکنید اگر با قویترین سموم هم سمپاشی کنید مشکل برطرف نخواهد شد. همیشه آفات یک قدم از ما انسانها جلوتر هستند. در بحثهای حشره شناسی مشخص شده که در طول تاریخ هنوز هیچ حشره ای منقرض نشده است. حشرات جزو قدیمی ترین و سازگاترین موجودات کره زمین هستند پس نتیجتا بفکر حذف آفت بودن فکر کوته بینانه و بی اساسی است. پسیل پسته یا شکروک یا شیره خشک آفتی عجیب است با تعداد نسلهای زیاد در طول بازه زمانی کم، قدرت تخمگذاری فوق العاده، قدرت تولید مثل زیاد، تداخل نسل و .....بنابراین برای مبارزه با این آفت باید ابتدا آن را از سایر آفات جدا کرد و اینکه بخواهیم با یک نوبت سمپاشی بخواهیم آفت کنترل شود کاملا اشتباه است. پسیل پسیل 5 تا 6 نسل در سال دارد. تقریبا اگر درست و دقیق عمل کنیم تمام آفات درختان پسته منجمله کرمانیا، سن ها و.... را می توانیم کنترل کنیم اما بحث پسیل و کنترل آن را باید از مبحث سایر آفات جدا کرد. حتی شرایط دمایی و اقلیمی روی سرعت زاد آوری و تولید مثل آفت و طغیان پسیل اثر مستقیم دارد. هوای ابری، دمای بالا و......اثرات مستقیم روی طغیان آفت دارند. چیزی که الان واقعا کشاورزان را از باغداری پسته خسته و ناامید کرده آفت پسیل پسته است و بازار پررونقی را برای دلالان و سم فروشان و کارخانجات تولید کننده و وارد کنندگان سموم درست کرده است. اثرات زیست محیطی استفاده از هزاران لیتر مصرف سموم در مناطق پسته کاری بزودی حوادث وحشتناکی را برای نسلهای آینده رقم خواهد زد. بحث کیفیت سموم هم که خیلی از کشاورزان و مخصوصا کم سوادان مطرح می کنند ممکن است در پاره ای از موارد مصداق داشته باشد اما اساسا بنا بر تجربه و شواهد حتی بهترین سموم خارجی از انواع و اقسام هم اثر و ماندگاری روی آفت پسیل نداشته اند حتی سم سیستمیک دو طرفه ای مانند مونتو که با بهترین کیفیت و تکنولوژی شرکت بایر آلمان تولید شده باشد! نتیجتا اینکه مقصر را سموم معرفی کردن بیشتر به دانش کم برخی افراد برمی گردد. استفاده از مبارزه بیولوژیک و سایر متدهای آزمایشگاهی و از دید من سوسولی نمی تواند مشکل را در هکتارهای بالا حل کند. خود آمریکاییها و اروپاییها هم در باغات پسته خودشان برای آفات طغیانی و با خسارت سریع از روش های بیولوژیک یا سایر روش ها استفاده نمی کنند چون محصول از بین می رود. در مورد پسیل پسته در یک بازه زمانی کوتاه باید سریعا آفت را کنترل کرد نتیجتا استفاده از روش های شیمیایی و سموم حداقل در کوتاه مدت در باغات پسته ضروری است اما باید مصرف سموم و کاربرد آن را مدریت کرد. مشکل بزرگ باغات پسته ایران بحث خرده مالکان است.  در مورد باغات بزرگ پسته معظل پسیل کمتر آزار دهنده است چون سمپاشی ها هماهنگ است با یک سم مشخص و یک زمان مشخص با یک دوز مشخص و متد مشخص. بنده بیش از 10 سال از عمر خودم را مستقیما درگیر باغات پسته بوده ام و ریز تا درشت قضایا را می دانم و می شناسم. بنظر من شاه کلید عملی و موثر کنترل پسیل در باغات پسته هماهنگی در سم پاشی است. اگر هماهنگی در سم پاشی وجود داشته باشد 90 درصد مشکل پسیل حل خواهد شد، تعداد سمپاشی ها کاهش خواهد یافت و تقریبا مشکل پسیل پسته رفع خواهد شد. راهکار عملی و استاندارد که در همه کشورها وجود دارد و در ایران هم میشود عملی کرد این است که باید سم را از دست کشاورزان گرفت و حتی اجازه سم پاشی 1 لیتر سم را به کشاورز نداد و سمپاشی کشاورزان را ممنوع کرد از طرق مختلف که کاملا عملی و قابل اجراست. باید شرکتهایی تاسیس شوند علمی، که دارای کارشناس و ادوات موثر و بروز باشند و راهکارهایی هم برای ارزیابی کیفیت کار این نوع شرکتها تعبیه شود تا تقریبا کشاورز مطمن شود که آفت کنترل میشود بسیار بهتر از زمانی که خودش مستقیما اقدام به سمپاشی کند. اگر اینچنین شرکتهایی تاسیس شوند میتوان تا حد زیادی مشکل اشتغال فارغ التحصیلان کشاورزی گرایش گیاهپزشکی را هم حل کرد. و حتی در کنار اینکار افراد زیادی را با بازدهی بهتر و بیشتر از افراد بومی را بکار گرفت. جلسه گرفتن و کنفرانس گذاشتن زیر باد کولر گازی مشکلی را از کشاورز حل نمی کند. باید کشاورز را توجیه کرد و اطمینان داد که بازدهی بیشتر خواهد بود و اگر کشاورزی هم همکاری نکرد بطرق مختلف کاملا میشود به سمتی برد که سم را از دستش گرفت و به شرکتهای قوی و با کیفیت سپرد با سازو کارهای اجرایی موثر. متاسفانه در کوتاه مدت امکان عملی شدن چنین طرحی وجود ندارد چون دستهای قوی در کار هستند همچنین فرهنگ و دانش ضعیف بسیار از کشاورزان هم مزید بر علت است. مطمنا با وضعیت فعلی مشکل پسیل پابرجا خواهد بود و هیچ دورنمای کنترلی قابل قبولی ندارد حتی با سموم آلمانی، ایتالیایی و آمریکایی و.....منتظر بمانید تا سم دیگری برسد! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/۳
تگ ها :

نقش فسفیت پتاسیم در القای واکنشهای

نقش فسفیت پتاسیم در القای واکنشهای دفاعی گیاهان و کاهش امراض درختان پسته

محمد جمالیزاده

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

Email: mojamalizadeh@gmail.com

درختان پسته مانند بسیاری از نباتات دیگر درگیر امراض گیاهی هستند. مهمترین امراض در درختان پسته امراض قارچی هستند. بیماری سرخشکیدگی و گموز دو بیماری مهم در درختان پسته هستند که برای کنترل آنها از تیمارهای مختلفی استفاده می شود منجمله قارچکش ها. علاوه بر قارچکشها ترکیبات شیمیایی و گاها غیرشیمیایی وجود دارند که می توانند موجب القای مقاومت در گیاهان شوند یا بعبارت دیگر induce resistance ایجاد کنند چه بصورت local و چه بصورت .systemic مقاومت القایی یعنی تحریک گیاه به ایجاد واکنش های دفاعی در درون خود که منجر به تولید ترکیبات دفاعی خاص می شود. این ترکیبات دفاعی گاها می توانند جلو پیشرفت بیماری ها را در گیاه بگیرند و حتی خواص کنترل کننده داشته باشند. یکی از این مواد فسفیت پتاسیم است. فرمول شیمیایی فسفیت پتاسیم H2KO3P  است. فسفیت پتاسیم به تازگی به عنوان بهبود دهنده قدرت و سلامت گیاهان مطرح شده است. تحقیق و تجربه نشان داده است که این ماده موجب بهبود سلامت گیاه پس از استفاده میشود و افزایش مقاومت در برابر انواع پاتوژن های گیاهی را بدنبال دارد. همچنین فسفیت پتاسیم سبب تحمل در برابر بسیاری از تنش های محیطی از جمله تنش خشکی می شود. انواع محصولات حاوی فسفیت پتاسیم به عنوان کود برای رفع کمبود پتاسیم و یا به عنوان محصولات قارچ کش برای مدیریت بیماریهای گیاهی به فروش میرسد.  فسفیت پتاسیم دارای خاصیت منحصر به فرد در افزایش مقاومت در برابر بیماری های مختلف و تنشهای محیط با تقویت سرعت و شدت سیستم دفاعی موجود در گیاه است. استفاده از فسفیت پتاسیم سبب افزایش پاسخ های دفاعی موجود در گیاه میشود. که شامل ایجاد مناطق نکروتیک (مرگ برنامه ریزی شده سلول برای محدود کردن گسترش پاتوژن)، تولید هورمونهای گیاهی درگیر در دفاع، تولید آنزیم های دفاعی، ضخیم شدن دیواره سلول و تولید فیتوالکسین(آنتی بادی) در گیاهان است. جالب توجه است که در مورد فسفیت پتاسیم افزایش مقاومت گیاه حالت  سیستمیک دارد و در کل گیاه منتشر میشود. قسمتی از فسفیت که تحت تاثیر گیاهان در روشهای مختلف قرار میگیرد به صورت فسفر و فسفات درمیآید. در واقع ارائه فسفر در گیاه قابل ملاحظه نیست و مقدار آن جزیی است. فسفات یک منبع رایج آلودگی آبهاست که در اثر کاربرد بی رویه کودهای فسفاته است اما این ربطی به کودهای فسفیت ندارد. فسفیت پتاسیم میتوان به صورت اسپری  برگی، تزریق در خاک برای جذب ریشه و یا به صورت اسپری روی پوست درخت بسته به موقعیت و هدف خاص استفاده کرد. مهمترین کابردهای فسفیت پتاسیم در نباتات عبارتند از مدیریت بیماری های خاکزاد شامل بیماری فیتوفترا ریشه، پوسیدگی ریشه و ارمیلاریا ریشه، درمانگر مستقیم برای شانکر در تنه درخت از جمله آنهایی که توسط قارچ فیتوفترا و برخی از گونه های باکتریایی ایجاد می شوند، به عنوان مانعی برای افزایش مقاومت کلی در برابر بیماری های ثانویه و یا در ارتباط با تنش پاتوژنها، برای ارتقا عمر گیاهان و همچنین به منظور افزایش مقاومت در برابر تنش عواملی مانند خشکی یا کمبود آب در خاک. نتیجتا کاربرد فسفیت پتاسیم در باغات پسته حتما می تواند مفید باشد و موجب بهبود رشد و کاهش امراض در درختان پسته شود. آزمایشات و تجارب بدست آمده از کاربرد فسفیت پتاسیم مخصوصا بصورت محلولپاشی روی سرخشکیدگی ها در درختان پسته بازخورد مثبت زیادی داشته است و موجب بهبود عارضه شده است.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۱۳
تگ ها :

پسته تازه سرطانز‌است؟

پسته تازه سرطانز‌است؟

محمد جمالیزاده

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

کشور عزیزمان ایران گاه و بیگاه شاهد وقایع عجیب و گفته های نامربوطی است از طرف برخی مسولین بخش کشاورزی که باعث تاسف است. پسته ایران مهمترین محصول صادراتی کشاورزی ایران است و هزاران نفر مستقیم و یا غیرمسقیم در این صنعت مشغول به فعالیت هستند. مخصوصا در اوضاع فعلی که درآمدی های نفتی کاهش پیدا کرده و صنعت پسته اهمیتی بیش از پیش یافته است. توسعه باغات پسته در استانهای مختلف در طی چند سال اخیر گسترش زیادی پیدا کرده است و استانهای محدودی در ایران هستند که پسته جزیی از دغدغه های روزمره آنها نباشد!! مدتهاست اجحافات زیادی نسبت به کشاورزی و صنعت پسته ایران از طرف مسولین شده است و می شود و این جای تاسف است. تصمیمات خلق الساعه و غیرکارشناسی، حرفهای نامربوط ، طرحهای مخرب و ... نتنها خدمتی به صنعت پسته ایران نمی کند بلکه بشدت موجبات نومیدی قشر زحمتکش پسته کار و باغدار می شود. پسته گیاهی است که برای رسیدن به ثمر و بار اقتصادی گنج قارون می خواهد، صبر ایوب و رنج نوح!! متاسفانه بسیاری به این باور غلط دامن می زنند که باغداران پسته کار جزو پولدارترین افراد روی کره زمین هستند و هر اجحافی در حق آنها رواست!! قیمت پسته گران است!! نمی دانند معادل پولی هر کیلو پسته باغدار مجبور است پول خرج کند و عرق بریزد و رنج بخورد!! کسانی که بدبختی باغداری پسته را کشیده اند بخوبی درک می کنند که دست آوردن پسته چقدر پر زحمت و دشوار است و کار هر کسی نیست!! افرادی که در گود نیستند و از بالا فریاد می زنند لنگش کن!!  بدلایل مختلف از جمله بهانه خشکسالی پسته ایران بسرعت سیر قهقرایی را طی می کند و در طی سالیان آتی درصد قابل توجهی از باغات پسته بدلیل عدم توجه مقامات مسول از بین خواهند رفت همینطور که در سالیان گذشته سال به سال بر مقدار باغات پسته رها شده افزوده می شود بخصوص در مهد پسته کاری ایران-استان کرمان!! بهر روی بهتر است اگر کمکی به قشر زحمتکش باغدار نمی کنیم حداقل تخریب نکنیم. باعث تاسف است عده ای آگاهانه و ناآگاهانه تیشه به ریشه صنعت پسته می زنند!! از پاکدست ترین دولت تاریخ جمهوری اسلامی ایران که صادرات پسته را ممنوع کرد و موجب تخریب گسترده اذهان عمومی و بخصوص خریداران خارجی پسته ایران شد!! تا همین اظهار نظر اخیر یک مقام دولتی که ادعا کرده است" پسته تازه نخورید چون سرطانزا است" در مورد ممنوعیت صادرات پسته توسط کابینه پاکدست ترین دولت تاریخ ایران که پاکدستی این دولت بر همه نمایان شد و می شود!!! ذکر این نکته قابل توجه است که پیگیر و طراح اصلی ممنوعیت صادارت پسته ایران در دوره دولت پاکدست!! معاون اول ایشان بودند، رییس مبارزه با مفاسد اقتصادی!! وضعیت فعلی ایشان بر همگان روشن است و نیازی به توضیح بیشتر نیست. در جایی از فرد مطلعی شنیدم که بسیاری از مسولین وزارت کشاورزی ما هنوز نمی دانند پسته درخت است یا بوته!! این جور مسولینی چگونه می توانند طرح برای مسایل پسته ایران بدهند و مشکلات صنعت پسته را حل کنند بجز اظهار نظرهای غیرکارشناسی و مخرب!! اما اصل خبر به گزارش خبرنگار اقتصادی" خبرگزاری تسنیم" گویا حواشی پیرامون محصول پسته پایانی ندارد و هر ساله موارد جدیدی مطرح می‌شود که بازار این محصول را تحت تاثیر خود قرار دهد.  بعد از افزایش قیمت این محصول در دو سال گذشته و تشکیل کمپین نخریدن این محصول امسال نیز از سوی یکی از مسئولان اتحادیه خشکبار مطرح می شود که "پسته تازه نخورید" که در نگاه اول به نظر می‌رسد این اظهار نظر با منافع صنفی وی گره خورده باشد و تمایل به افزایش تقاضای مردم به سمت محصول فرآوری و خشک شده دارد اما در این گزارش سعی می‌شود که بدون جهت‌گیری خاصی این موضوع بررسی شود. بنابراین گزارش، این  پرونده با هشدار روز گذشته رئیس اتحادیه خشکبار مشهد به مردم آغاز شد به طوری که وی از مردم خواست که  "پسته تازه نخورند زیرا سرطان زاست". ارزانی ممقانی با این توضیح ادامه داده است که زمانی که پسته از روی درخت چیده می‌شود باید تا 24 ساعت بعد پوست تازه آن از خود پسته جدا شود در غیر این صورت منبعی برای پرورش قارچ‌های سرطانزای غیرقابل مشاهده خواهد بود!!!!!!!!!! اما در مواردی مشاهده می‌شود که تا یک هفته طول می‌کشد این محصول  به بازار آید!!، کمپین نخریدن محصول پسته آیا چیزی جز ضرر و زیان برای کشاورز است؟ آیا این است حمایت از کشاورزان!! آیا کسانی که این کمپین ها را درست می کنند از هزینه های کمرشکن مدیریت باغات پسته مطلع هستند که در بسیاری از  موارد هزینه و درآمد یک باغدار پسته کار با هم برابر هستند و هیج سودی در کار نیست!! احتمالا در شهرهای پسته خیز در طی چند صد سال گذشته که مردم پسته تازه مصرف می کردند بر اثر سرطان حاصل از مصرف پسته تازه وفات یافته اند!! باعث تاسف است اظهار نظرهای غیرکارشناسی و ناموجه!! متاسفانه در مورد برخی از محصولات کشاورزی دیگر مانند بادام زمینی هم اینچنین شایعاتی درست شده است تا قشر کشاورز را از پای دربیاورند!! چرا باید سخنان نسنجیده از زبان عده ای ناآگاه به امور مطرح شود بنده نمی دانم!! جالب اینجاست در رد این مطلب کاملا غیرعلمی و مخرب هیچ واکنشی هم از طرف وزارت کشاورزی صورت نگرفته و وزیر محترم که خود باغدار پسته هستند اظهار نظر نفرموده اند!! صحبت با بسیاری از تاجران نشان می دهد که این حرف نسنجیده یک فرد ناآگاه موجب رکود در بازار خرید پسته تازه خوری در بسیاری از شهرهای بزرگ شده است!! چون می گویند پسته تازه نخورید سرطانزا است!! باعث تاسف است!! بخوبی مشخص می شود که اظهار نظر یک امر غیر صحیح می تواند چه ضرر عمده ای به قشر زحمتکش کشاورز بزند!! در کشور عزیزمان تمامی عوامل بروز سرطانها ریشه کن شده اند و مانده که ملت پسته تازه نخورند چون سرطان زاست!!!! بسیاری از افراد مانند شخص بنده از طفولیت پسته تازه خوردم و هنوز هم می خورم و سالهاست است که در اثر سرطان جان به جان آفرین تسلیم کرده ام!! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٥
تگ ها :

NMSU researcher finds disease-causing bacteria in pistachio trees?

NMSU researcher finds disease-causing bacteria in pistachio trees

http://www.hpj.com

In November 2013, Jennifer Randall, New Mexico State University plant pathology professor, was contacted by pistachio growers in California and Arizona wanting her to look at their oddly shaped trees. Randall traveled to California to inspect the pistachio trees. Instead of growing lean and tall, they were stunted and bushy with twisted roots, which in Arizona, resulted in 3-year-old trees being lifted by the wind. “These trees were abnormal. We used the term ‘Pistachio Bushy Top Syndrome’ to describe these trees,” Randall said. Funded by the California Pistachio Research Board and the NMSU Agricultural Experiment Station, Randall’s laboratory investigated the cause of these abnormal trees. The lab identified two bacteria, called rhodococcus, which usually distresses ornamental plants, not trees, but instead has affected more than 20,000 acres of California’s pistachio industry. “In the lab, we put the rhodococcus bacteria onto healthy pistachio trees and the trees developed the same symptoms that were in the affected pistachio orchards,” Randall said. “The trees without the bacteria grew normally. This proved the bacteria caused the problem. “One of the main issues with these trees was that the budding efficiency was reduced; only 30 percent of the trees were successfully budded. However, trees that were budded typically developed huge bark-cracking areas where normally they have a smooth surface. This meant that the top of the tree was not stable and if grown to harvest it is possible that the trees may not survive the shakers commercial growers use.” Many of the affected pistachio trees were removed and growers must decide whether to plant their new trees in the same holes. “My collaborator, Dr. Elizabeth Fichtner in California, is testing the soil to determine if a newly planted tree root might be contaminated by the bacteria from the previous tree,” Randall said. “We have also encouraged growers to disinfect their tools.” Rhodococcus bacteria can live on leaf surfaces for months without causing any symptoms, but once it appears on the plant’s surface, the bacteria infiltrate the tree, altering the hormones that control growth and development, Randall explained. “The problem for pistachio growers is that it takes seven years to produce a significant crop,” Randall said. “Now, they will not have the amount of production they projected because they had to take out the contaminated trees and plant new ones.” Randall explained this issue would also affect consumers in a few years as demand for pistachios grows. Although continuous testing has been done in the lab, Randall and her team don’t have a treatment for these bacteria. “These two bacteria work together and affect a wide range of plants,” she said. “This bacteria has caused problems in nursery settings, but this is the first time it has been a problem for trees. One pistachio orchard in New Mexico was found to be infected, and in New Mexico the concern is that we need to understand this and make sure it doesn’t affect our regionally important crops, such as pecan trees or chile.” Randall and her team are trying to find an easier and faster way to detect the bacteria, especially for those growers who are replanting. “Our research will also focus on ways to treat it because it is a different type of pathogen,” she said. “There are pathogens that kill plants and this one is different because it doesn’t kill the plant, but changes how the plant grows.” The next step of her lab research is to experiment, in a controlled setting, how it might affect pecan trees, given that pecans are one of the largest industries in New Mexico.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٩
تگ ها :

Plant tissue culture!- کشت بافت گیاهی

Plant tissue culture!- کشت بافت گیاهی

محمد جمالیزاده

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

کشت بافت گیاه عبارتست از تکنیک رشد سلولهای گیاهی در محیط لابراتورای و تولید یک گیاه از سلولها!! کشت بافت گیاهان برای دست یازیدن به گیاهان جدید یک روش تکثیری است و مساله جدیدی نیست و از سالها قبل در دنیا وجود داشته و زیر مجموعه گروه یا رشته مهندسی کشاورزی- باغبانی قرار می گیرد. سالهای اخیر عده ای از فارغ التحصیلان کشاورزی دست به ازدیاد و تکثیر گیاهان بروش کشت بافت کرده اند و بنده کاری به سود و زیان آن ندارم ولی چیزی که مهم است این است که عده ای می پندارند که کشت بافت گیاهان شق القمر است و این در حالی است که سالانه دهها و صدها پروژه کشت بافت در دوره های کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاهها انجام می شود و بسیاری از این پروژه ها با موفقیت نسبی و گاها کامل همراه است و در مواردی هم نتیجه چندانی حاصل نمی شود و استاد و دانشجو مجبورند سر و ته قضیه را بهم بیاورند تا دانشجو معطل پایان نامه نماند و دفاع کند از تز!! بهر روی کشت بافت را در مورد بسیاری از گیاهان از گیاهان علفی بگیر تا گیاهان چند ساله انجام شده و می شود و این حکایت که کشت بافت کاری عجیب و غریب و پیچیده است ابدا چنین چیزی نیست!! در واقع کشت بافت رسیدن به روش ها و ریزه کاریهایی است که ممکن است برخی افراد بدلیل نرسیدن به همین ریزه کاریها پروژه کشت بافت شکست بخورد!! موفقیت در کشت بافت یعنی کلنجار رفتن با مواد شیمیایی هورمونها و دستگاههای آزمایشگاهی که الزاما ممکن است همه افراد نتوانند از پس آن بربیایند اما برای افرادی که در آزمایشگاههای میکروبیولوژی کار کرده باشند کشت بافت می تواند موفقیت آمیز باشد. بصورت خلاصه در کشت بافت توده ای از سلولها را از گیاه والد یا مادر جداسازی می کنند و آن را در محیط مخصوص حاوی هورمون و مواد شیمیای و ..قرار می دهند و در طی مدت زمان مشخصی و در محیط تنظیم شده این توده سلولی تبدیل به گیاهی کامل خواهد شد. تکرار آزمایشات و بالا پایین کردن مواد و روش ها یک امر الزامی در روش کشت بافت است و تقریبا امری محال است که دقیقا بر اساس پروتوکل عمل کرد و به نتیجه دلخواه رسید. بارها و بارها شنیده ایم که برای هر آزمایشگاه tissue culture یک روش مخصوص به آن آزمایشگاه وجود دارد و افرادی که به این تکنیک می رسند متدها و ریزه کاریها را به همه افراد نمی دهند و این کار کار غیرعقلانی نیست!! بهر روی نمی شود که نتیجه تحقیقات و زحمات شبانه روزی را مفت و مجانی به کسی داد و بفرما بفرما کرد!! کشت بافت در مورد سلولهای حیوانی هم انجام می شود و کاری است بسیار جالب و رو به جلو و حتی کشت بافت سلولهای انسانی هم انجام می شود و در تحقیقات مختلف استفاده می شود از جمله سرطانها و علم وراثت و دهها کاربرد دیگر!! در کشت بافت گیاهی قسمتی از گیاه مورد نظر را برش می دهند و این برشها را ریز ریز کرده در اندازه های مشخص و آنها را روی محیط کشت گذاشته و بمرور توده ای از سلولهای گیاهی رشد پیدا می کنند و تبدیل به گیاه والد می شوند. در قطعه ای که از گیاه والد جدا می شود و روی محیط مخصوص قرار می گیرد تقسیم سلولها بسرعت زیادی انجام می شود و بمرور گیاهچه مورد نظر بوجود می آید که بعدا آن را برای رشد بهتر و بیشتر به گلخانه منتقل می کنند!! و از گلخانه به زمین اصلی!! بهر روی نظر علمای کشت بافت بر این است که برای همه گیاهان و همه واریته ها کشت بافت امکانپذیر نیست که بنده کاری به صحیح یا غلط بودن آن ندارم!! انتخاب توده های سلولی برای انتقال به محیط کشت باید بگونه باشد که نتیجه بخش باشد. از هر گیاهی با هر کیفیتی نمی توان جداسازی توده سلولی برای کشت بافت انجام داد!! محیط کشتی که توده سلول گیاهی یا callus روی آن قرار می گیرد باید حاوی هورمونهای تحریک کننده رشد از حمله auxin و cytokinin باشد تا سلولها تحریک به رشد و تقسیم سلولی شوند!! همچنین محیط کشت باید حاوی مواد نگهدارنده سلولهای کالوس برای زنده ماندن و دوام آنها باشد از جمله ترکیبات آلی و غیرآلی یا inorganic (نمکهای مختلف و...)!! محیط کشت باید کاملا عاری از میکروارگانیسم های مضر باید باشد چون موجب آلودگی محیط کشت خواهند شد!! سلولها روی محیط کشتهایی تکثیر می شوند که بعدا بتوان بعدا بتوان محیط کشت را تفکیک کرد و یا به بیان دیگر قطعه قطعه کرد!! و دوباره هر قطعه را در پروسه جدید قرار داد! بر اساس اصول اولیه کشت بافت از هر قسمت از گیاه والد میتوان در تولید و تکثیر استفاده کرد!! مسلما گیاه هر چه جوانتر و بافتها شاداب تر و تازه تر باشند امکان موفقیت در کشت بافت بالاتر خواهد رفت!! بر اساس اصول کشت بافت برای کشت هر بافت هر گیاهی شرایط و درصد های مواد خاص خود را می طلبد!! کشت بافت در مورد بسیاری از گیاهان از گیاهان دارویی بگیر تا گردو و پسته و ...انجام می شود و همانطور اشاره شد پایان نامه ها و تزهای ارشد و دکتری بسیاری در مورد کشت بافت انجام شده و می شود. کشت بافت اگر در مورد گیاهان ارزشمند انجام شود بسیار پولساز خواهد بود در صورت موفقیت اما اگر شکست بخورد هم هزینه های انجام شده نسبتا گزاف خواهد بود!! در مورد گیاهان زینتی هم کشت بافت در بسیاری از کشورها انجام می شود و راهی است بسیار مناسب و پر درآمد!! ایجاد variation یا تنوع در مورد کشت بافت پایین است بعبارت ساده تر شباهت بین گیاهان ایجاد از طریق کشت بافت با گیاه والد بسیار بالاست و این در حالی است که در روش های دیگر تکثیر یا Propagation این احتمال بسیار بالاتر است. البته کشت بافت ریسکها و خطرات خاص خود را دارد و باید بصورت کاملا استاندارد انجام شود و صرف تولید یک گیاه نمی توان همه مسایل را حل شده فرض کرد!! در مورد درختان خرما کشت بافت برای تولید نهال در جنوب کشور منجر به تولید هزاران هزار نهال خرمایی شد که بعدها قادر به تولید خرما نبودند و بعبارت ساده عقیم بودند!! بهر روی اینکه فقط نهالی از طریق کشت بافت بوجود آمده باشد حتما و صد در صد از همه لحاظ در آینده به مشکل برخورد نکند مساله ای پیچیده است و باید بسیار دقت کرد!! برای تولید گیاه جدید یا نهال بروش کشت بافت نیاز به آزمایشگاه و پرسنل آموزش دیده و علاقه مند است و نمی شود مثل روش های معمولی تولید نهال تخم یا بذری در داخل پلاستیک خاک قرار داد و آبیاری کرد تا بذر رشد کند و برای ما شود نهال و هفت سال پای نهال صبر کنیم و از سال دهم به بعد منتظر محصول اقتصادی در مورد پسته باشیم!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٩
تگ ها :

Estenoborus perrisi آفت خطرناک شیوع یافته در باغات پسته

Estenoborus perrisi آفت خطرناک شیوع یافته در باغات پسته

محمد جمالیزاده

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

سوسک پوست خوار پسته با نام علمی Estenoborus perrisi آفتی شناخته شده از سالهای بسیار قبل بوده است و در تمامی مناطق پسته خیز ایران شیوع داشته است. آفت اولین بار  توسط مرحوم دکتر دواچی گزارش شد -سال 1337! خسارت آفت بصورت تغذیه از پوست و ناحیه زیرین پوست و کامبیوم چوب درختان پسته است و به همین دلیل سوسک پوستخوار پسته نامگذاری شد!! آفت دراکثرمناطق پسته کاری کشور به خصوص در کرمان و یزد و اصفهان و خراسان وقزوین و فارس دیده شده است. لاروهای آفت در زیر پوست از ناحیه کامبیوم تغذیه کرده و با ایجاد دالانهایی در جهات مختلف باعث قطع آوندها و سرانجام مرگ درخت میشوند. حشره کامل سوسک ریزسیاه رنگی به طول 2میلیمتراست. بالپوشها و پاها و قسمت قدامی سینه اول قرمز است. شاخک و پنجه پا ها زرد است. سر مدور و عریض است. قاعده بالپوشها برجسته وروی آن بطور واضح دندانه دار است. روی بالپوشها نقاط کم عمقی وجود دارد که تشکیل شیارهای غیر واضحی را می دهند. روی بالپوشها فلسهای قهوه ای رنگی وجود دارند. حشره زمستان رابه صورت حشره کامل یا لارو زیر پوست درخت به سر میبرد. حشره کامل در زمستان فعالیتی نداشته و داخل دالانهای تغذیه ای بسر میبرد. دراوایل بهار این حشرات با گرم شدن هوا خارج می شوند. آنگاه حشره برای ورود به زیر پوست به وسیله قطعات دهان خود سوراخی به قطر یک میلیمتر ایجاد کرده سپس وارد می شوند. ابتدا در محل ورود یک حفره بنام اتاقک جفتگیری ایجاد کرده که اغلب 4 حشره باهم دراین حفره فعالیت می کنند. بعد از جفتگیری حشره ماده درقسمت چوبی  دالانهایی عمود بر محور ساقه که حدود یک میلیمتر قطر دارد بنام دالان تخم ایجاد می کند. حشره ماده تخم های خود را در دو طرف این کانال قرار می دهد. لاروهای جوان که از تفریخ تخمها به وجود می آیند شروع به فعالیت نموده و دالانهایی تقریبا در جهت عمود بردالان تخم حفر می نمایند. قطر دالان لاروی متناسب بارشد لارو قطورتر می شود تا اینکه لارو در سنین آخر در انتهای دالان درحفره ای بنام حفره شفیرگی تبدیل به شفیره می شود. دوره نشو و نمای حشره یک ماه طول می کشد -درقزوین این حشره 3نسل درسال دارد-. متاسفانه آفت سوسک پوستخوار پسته از یک آفت ثانویه کم اهمیت در مناطق پسته کاری به یک آفت اولیه و بسیار خطرناک تبدیل شده است و گاها از امروز تا فردا شاخه های بسیاری را در باغات پسته می خشکاند!! بسیاری از خشکیدن ها به سیاه شدگی ناشی از پسیلومایسز نسبت داده می شود ولی باید دقت کرد سیاه شدگی پسیلومایسزی گاها برای خشکاندن شاخه به چندین سال زمان نیاز دارد اما سرشاخه ای که درگیر سوسکها و سیاه شدگی باشد بسرعت در عرض چندین روز خواهد خشکید. درختان مسن بالای 20 سال بخصوص واریته های فندقی و کله قوچی که کمی ضعیف هم شده باشند بشدت در معرض خطر هستند!! گاها از نزدیک طوقه و زیر پوست درختان مسن آفت آوندها را قطع کرده و موجب خشکیدگی  درختان می شود!! فاجعه بزرگی در حال وقوع است و می رود که سوسک پوستخوار درختان را بخشکاند حتی درختان سالم و بدون عیب!! دولتی ها هم قبول نمی کنند که آفت خسارتزا شده است چون حجم خسارت بسیار بالاست چون مطمنا زیر سوال خواهند رفت!! مناطق بسیاری از قسمتهای شمالی استان تا اطراف کرمان بشدت درگیر آفت هستند و بزودی آفت کلک درختان را خواهد کند!! همیشه مطالبی که در کتب آورده شده اند قانون و وحی منزل نیستند و هستند افرادی که حتی قانون های متقن فیزیک اینیشتن و نیوتن را به چالش کشیده اند و حتی ثابت کرده اند برخی قوانین ممکن است صحیح نباشند و حتی در طول گذر زمان تغییر یابند اما انگار بسیاری از کارشناسان و دست اندرکاران از روی کتب قدیمی و مقالات عهد یونان باستان!! دریافته اند که سوسک پوستخوار آفتی ثانویه است و امکان خسارت آن در باغات خوب و درختان سالم وجود ندارد!! آقای دکتر بهداد در کتاب آفات گیاهی ایران که سالهای دهه 30 و 40 نوشته که سوسک پوستخوار ثانویه است پس تا قیام قیامت این مطلب سازگار است و درست است!! کدام عقل سلیمی می تواند باور کند این مطلب را!! با ورود سم مونتو که پسیل پسته را بخوبی کنترل کرده است آفاتی سربرآورده اند که بارها خطرناکتر از شیره خشک هستند. شیره خشک شاخه های درختان را خشک نمی کرد و فقط پتکها فرو می ریخت و پسته پوک می شد!! اما با ورود سم مونتو و کاهش تعداد سم پاشی ها در باغات پسته، آفات بسیار بیشتر و خطرناکتری در راهند. از ابتدای ورود سم مونتو به باغات پسته بنده مخالف این سم بوده ام و هستم و دلایل خاص خودم را دارم!! مونتو یک مشکل را حل کرده و چندین مشکل را بوجود آورده است!! تقریبا فاتحه پسته کاری در استان کرمان خوانده شده است و سطح زیر کشت در چند سال آینده به نصف کاهش خواهد یافت!! اول نبودن آب و ثانیا ضعف درختان در اثر هجوم آفاتی مانند سوسک پوستخوار!! کاهش تعداد سم پاشی مسلما از نظر زیست محیطی بسیار قابل قبول است و موجب کاهش صدمات و آلودگی های زیست محیطی خواهد شد!! اما کاهش آلودگی زیست محیطی به قیمت از بین رفتن درختان پسته!! آفت سوسک پوستخوار آفتی است که بیش از 99 درصد کشاورزان و کارشناسان از شیوع و خسارت آن آگاهی ندارند!! شدت فاجعه بسیار زیاد است و بنده حاضرم با هر مسولی در این مورد صحبت کنم و در هر منطقه ای که بخواهد به اثبات حرفم بپردازم اما مسولی است که گوش به حرف کند و حرف درست بزند و حرف درست بشنود!! مساله و بحث بنده این است که سوسک پوستخوار دیگر یک آفت ثانویه و کم اهمیت نیست که فقط در شاخه های خشک و باقیمانده در کف باغ وجود داشته باشد بلکه آفتی شده اولیه و حتی  درختان پیر و مسنی که دارای کنده و پوسته هستند و تغییر پیوند یافته اند را می خشکاند. علاوه بر تغذیه مستقیم از کامبیوم و پوست پسته سوسک پوستخوار به احتمال بسیار بالا توانایی تولید سم و یا ماده ای دیگر را دارد که روند خشک شدن درختان و سرشاخه ها را سرعت می بخشد!! مشکل بزرگ این است که تقریبا تمام مشکل سرخشکیدگی درختان پسته را به قارچ پسیلومایسز و بحثهای تعذیه ای نسبت می دهند که مضحک است!! بهر روی ممکن است برخی از مسولین قرار باشد در مورد فاجعه در حال وقوع پاسخگو باشند بخصوص در آینده!! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٧
تگ ها :

ارتباط متقابل پتاسیم K با سایر عناصر

ارتباط متقابل پتاسیم K با سایر عناصر

محمد جمالیزاده

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

پتاسیم K بعد از نیتروژن N مهمترین عنصر مورد نیاز در گیاهان است. پتاسیم K یک عنصر جالب و در عین حال پیچیده است. مقدار برداشت پتاسیم K هر سال از خاک بالاست و نیاز به مصرف کودهای پتاسه در هر سال وجود دارد با شدت و ضعف بخصوص در باغات پسته!! دو نوع مهم پتاسیم سولفات پتاسیم یا SOP ها و نیتراتهای پتاسیم یا NO3 هستند! پتاسیم ممکن است در بحث آنزیمی هم دارای اهمیت باشد. سنتز آنزیم گلوتامین سنتتاز در گندم در هنگام کمبود پتاسیم کاهش پیدا می کند. K پتاسیم سنتز پروتویین ها در برگها را تحریک می کند. ارتباط پتاسیم با آمینو اسید ها و پروتویین های گیاهی ارتباط تنگاتنگی است بهمین دلیل در مورد پر شدن مغز در پسته اختلاط کودهای پتاسه و آمینو اسیدها بسیار مهم است. اولین ارتباط مهم K با عنصر مهم یا مهمترین عنصر در گیاهان یعنی N نیتروژن است. بهتر است عناصر به مقدار مکفی و به تناسب مصرف شوند. کاربرد بیش از حد کودهای نیتروژنه N مانند اوره تاثیرات سو روی جذب عنصر پتاسیم K خواهد گذاشت و بالعکس! بعبارت ساده تر مثلا در موعد پر شدن مغز بهتر است از کودهای نیتروژنه و پتاسه بصورت توامان با هم مصرف شوند. و هر کدام روی جذب دیگری اثرات بهبود دهنده یا سینرژیستی دارند و توجه به یک عنصر موجب کاهش جذب عنصر دیگر در محلول خاک خواهد شد. معمولا در آزمایشات خاکشناسی مشخص می شود که وقتی نیتروژن N کمبود باشد پتاسیم K هم معمولا کمبود نشان می دهد. عنصر پتاسیم K یک عنصر منفرد و خاص است و جذب آن از طریق خاک در ارتباط تنگاتنگی با سایر عناصر قرار دارد. مطالعات نشان داده در مورد دادن کودهای نیتروژنه مثلا نیترات آمونیوم چند روز بعد از دادن کود نیترات آمونیوم جذب پتاسیم نیز از محلول خاک بصورت قابل ملاحظه ای افزایش  یافته است. و وقتی که از کودهای پتاسیمی بعد از مصرف کودهای ازته استفاده شده است (چند روز بعد از دادن کودهای ازته) بازدهی بسیار عالی بوده است. بهر روی مطالعات نشان داده جذب پتاسیم ارتباط نزدیکی به جذب نیتروژن توسط گیاه دارد. در مورد ارتباط عنصر پتاسیم K با عنصر فسفر P نیز مباحث بسیار جالب هستند!! ارتباط فسفر P با پتاسیم K معمولا یک رابطه معکوس است. بدین معنی که معمولا در خاکهای با P یا فسفر بالا کمبود پتاسیم K وجود دارد!! همچنین در خاکهای با P یا فسفر بالا کمبود نیتروژن N هم وجود دارد. اتفاقی که اکنون حداقل در برخی از خاکهای مناطق پسته خیز کرمان وجود دارد فسفر P بالا و توامان نیتروژن N و پتاسیم K کم!! در این رابطه ارتباط عناصر میکرو هم با پتاسیم و فسفر جالب است مثلا در مورد عنصر روی Zn وقتی که P فسفر در خاک بالا باشد کمبود آن مشهود است و فسفر P موجب تثبیت عناصر میکرو در گیاه می شود Cu، Mn، Zn و... نتیجتا معمولا در خاکهای با فسفر P بالا کمبود عناصر میکرو مانند روی Zn، مس Cu، آهن Fe و..وجود دارد. و همچنین در ایندسته از خاکها همانطور که اشاره شد کمبود نیتروژن N و پتاسیم K بصورت توامان وجود دارند!! در مورد جذب عناصر توسط ریشه ها از خاک یک قانون کلی وجود دارد و آن قانون بالانس عناصر در خاک است. عناصر در یک بالانس مناسب از خاک توسط ریشه ها برداشت می شوند حضور بیش از حد یا عدم حضور یک عنصر روی جذب سایر عناصر اثرگذار خواهد بود. استفاده بیش از حد از یک کود با یک عنصر مشخص راه را بر روی جذب سایر عناصر خواهد بست و این یک قانون مهم است. در مورد ارتباط جذب پتاسیم K با عناصر میکرو بحث بسیار جالب است و همانطور که اشاره شد ارتباط پتاسیم K با عنصر روی Zn رابطه تقریبا مستقیم است. بصورت کلی می توان عناصر میکرو را به دو دسته تقسیم بندی کرد اول آندسته از میکروالمنتها که با افزودن K پتاسیم مقدار جذبشان افزایش پیدا می کند شامل مس Cu، منگنز Mn، روی Zn و دسته ای دوم که رابطه معکوس دارند و مقدار جذبشان با دادن کودهای پتاسیمی K کاهش پیدا می کند شامل برم B، آهن Fe و مولیبدن Mn!! باز هم باید خاطرنشان کرد ابهامات در مورد ارتباط پتاسیم با عناصر میکرو بسیار زیاد است و گاها قانون ها در شرایط مختلف عوض می شوند!! در مورد ارتباط پتاسیم K با منیزیوم Mg ارتباط معکوس است بدین نحو که با افزایش غلظت پتاسیم در خاک مقدار جذب منیزیوم Mg کاهش پیدا می کند و این شاید تنها راه برای کنترل منیزیوم Mg در خاکها یا آبهایی باشد که مقدار منیزیومMg  آنها بالاست البته راه دوم استفاده از کلسیم Ca است!! در مورد کلسیم Ca هم ارتباط جذبی آن با پتاسیم یک رابطه معکوس است و با افزایش پتاسیم K مقدار جذب کلسیم Ca کاهش پیدا خواهد کرد و این یک نکته منفی است و در خاکهایی که کلسیم بالاست جذب پتاسیم کم می شود و بالعکس!! ارتباط گوگرد S با پتاسیم هم یک رابطه مستقیم است! ارتباط عناصر با هم یک ارتباط پیچیده است و به فیزیولوژی گیاه ارتباط پیدا می کند و این احتمال وجود دارد در مورد گیاهان مختلف اندکی با هم فرق کند اما اساس کار همین ارتباطات آنتاگونیستی یا سینرژیستی هست که بنده در این گفتار آوردم.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٩
تگ ها :

Some Facts About Soil Basics-I

Some Facts About Soil Basics-I

http://extension.psu.edu

This is a brief and simplified introduction to the origins of soils and how they influence capabilities and uses of soils. Importance of Soils: The earth is covered by a thin layer of soil, composed of minerals, organic matter, and living organisms. Within this layer is a record of the area's geological and climactic history, as well as information about the suitability of future use of the soil. Soils affect many areas of our lives; we depend on the soil to grow our food and support the buildings we live and work in. Soils form an essential element in the ecosystem. Human activities that damage soils threaten to disrupt the delicate balance that sustains life. It is important to have a basic understanding of the formation and properties of soils to determine their future uses and to manage soils wisely. Development of Soils: Minerals are the primary component of soils. These minerals are from weathered rock, called parent material. The source of parent material is sometimes the bedrock directly below, and sometimes material transported far from the original bedrock and deposited by ice, water, wind, and gravity. Many soil properties are determined by the type of rock the parent material came from. For example, we have sandstone soils, shale soils, and limestone soils, coming from different parent material and possessing different characteristics. Another component of soils is organic matter—decomposed parts of plants and animals, as well as millions of microscopic soil organisms that help break down minerals and organic residues. Air and water are also found in pores in the soil, tiny spaces between the soil particles. Influence of Topography: It is not surprising that the shape and geology of the landscape contribute to the properties of the soils. Pennsylvania is divided into different physiographic provinces, regions of similar geologic origin and shape. For example, the Ridge and Valley province in central Pennsylvania consists of folded sedimentary beds, which are layers of sandstone, shale, and limestone. Sandstone, the hardest and most chemically resistant layer, forms the ridge caps and is covered with coarse sandy soils. Limestone, however, weathers quickly; the calcium carbonate it contains dissolves in water and is carried away, leaving valleys of fertile limestone soils. The slopes are formed of shale, with intermediate resistance to weathering, or of colluvium, material (in this case sandstone fragments) that has been moved downslope by gravity. The shale soils are shallow, fine-textured, acidic, and low in nutrients. A humid, temperate climate provides adequate amounts of soil moisture to leach soluble substances through soil. Temperature and moisture changes enhance the development of subangular blocky structure. Climate induces many such different soil characteristics. Interacting with climate is vegetation, which also impacts conditions within the soil. Consider two examples. Under grass, soil accumulates organic matter from the dense fibrous, shallow, root system and becomes dark grayish brown to the depth of the roots, 12 to 30 inches. Under deciduous forest, leaves fall to the soil surface, are not incorporated into the soil, and form an organic mat above the mineral soil.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٦
تگ ها :

← صفحه بعد

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED