آشنایی با عناصر مورد استفاده در تغذیه درختان پسته و اهمیت آنها در بازدهی بیشتر ب

آشنایی با عناصر مورد استفاده در تغذیه درختان پسته و اهمیت آنها در بازدهی بیشتر باغات پسته

ترجمه و تنظیم: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

 عضو انجمن پسته ایران

Email: jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

"هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد"

16 عنصر شیمیایی برای رشد و نمو هر گیاهی منجمله پسته مورد نیاز هستند. خود این 16 عنصر به دو گروه عناصر ماکرو (macro nutrient) و عناصر میکرو (micro nutrient) تقسیم بندی می شوند. بنابر تقسیم بندی دیگر این 16 عنصر به دو دسته عناصر معدنی (mineral nutrients) و غیر معدنی (mineral nutrients non-) دسته بندی می شوند. عناصر غیر معدنی شامل کربن (C)، اکسیژن (O) و هیدروژن (H) می شوند. عناصر غیر معدنی در آب یا هوا وجود دارند. 13 عنصر معدنی دیگر شامل نیتروژن (N)، پتاسیم (K)، فسفر (P)، کلسیم (Ca)، منیزیوم (Mg)، گوگرد (S)، بور (B)، مس (Cu)، آهن (Fe)، کلر (Cl)، منگنز (Mn)، مولیبدن (Mb) و روی (Zn) می شوند. عناصر معدنی یا mineral nutrients در خاک وجود دارند و توسط ریشه های درختان و نباتات قابل جذب هستند. معمولا همه عناصر بصورت کافی در دسترس ریشه ها نیستند و الزاما باید مواد غذایی مورد نیاز درختان از طریق کوددهی در اختیار آنها گذاشته شود مخصوصا در مورد درختان پسته کوددهی به منظور تامین نیاز غذایی درختان پسته بسیار الزامی است.

عناصر غذایی ماکرو یا macro nutrient مورد نیاز درختان پسته

عناصر ماکرو عناصری هستند که بمقدار زیاد مورد نیاز درختان هستند و سالیانه مقادیر زیادی از این عناصر توسط ریشه های درختان پسته از خاک برداشت می شود تا بمصرف برسند. عناصر ماکرو به دو گروه اصلی و فرعی تقسیم بندی می شوند. گروه اصلی عناصر ماکرو شامل 3 عنصر نیتروژن (N)، پتاسیم (K) و فسفر (P) هستند. معمولا بدلیل اینکه میزان جذب این عناصر توسط ریشه درختان پسته فوق العاده بالاست هر سال باید کمبود این عناصر با استفاده از کودهی جبران کرد. در بسیاری از نقاط پسته خیز استان کرمان نیازی به افزودن کودهای فسفره (P) نیست چون خاک این مناطق سرشار از فسفر است  و حتی در بسیاری از موارد مسمومیت فسفر (P) مشاهده می شود (البته این امکان وجود دارد که برخی مناطق پسته کاری کمبود فسفر وجود داشته باشد). بنابراین در بسیاری از نواحی نیازی به افزودن کودهای فسفاته از جمله سوپرفسفات تریپل و دی آمونیوم فسفات بعنوان کود فسفره نیست. اما در مورد عناصر نیتروژن (N) و پتاسیم (K) در مناطق پسته خیز بشدت کمبود وجود دارد و حتما باید هر ساله کودهای پتاسه و نیتروژنه به خاک اضافه شوند. کودهای نیتروژنه و پتاسه بفرم سولفات مانند سولفات آمونیوم و سولفات پتاسیم در رفع نیازهای درختان پسته بسیار مفید ارزیابی می شوند. دسته دوم عناصر ماکرو شامل کلسیم (Ca)، منیزیوم (Mg) و گوگرد (S) هستند. معمولا نیازی به اضافه کردن کود برای جبران کمبود این دسته از عناصر ماکرو نیست چون بوفور در خاک موجود هستند. البته در نواحی با خاکهای اسیدی یا (PH) پایین برای جبران کمبود دو عنصر کلسیم (Ca) و منیزیوم (Mg) کودهای حاوی این عناصر باید حتما به خاک اضافه شوند اما در شرایط خاکی باغات پسته استان کرمان ( قلیایت شدید خاک و PH بالا) نیازی به افزودن کودهای کلسیمی و منیزیومی نیست چون به حد کافی در خاک وجود دارند.

عناصر میکرو (micro nutrient) مورد نیاز درختان پسته

عناصری هستند که بمقدار بسیار جزیی در مقایسه با عناصر ماکرو مورد نیاز درختان پسته هستند و شامل 7 عنصر می شوند. این عناصر شامل بور (B)، مس (Cu)، آهن (Fe)، کلر (Cl)، منگنز (Mn)، مولیبدن (Mb) و روی (Zn) هستند. البته اگر همین مقدار کم هم در خاک موجود نباشد یا در اختیار درختان قرار نگیرد درختان دچار عوارض شدیدی خواهند شد و کمبود عناصر میکرو در درختان پسته بسیار خسارت زا است. در درختان پسته در بسیاری نقاط نیازی به اضافه کردن کودهای حاوی عناصر بور (B) و کلر (Cl) نیست چون در درختان پسته مسمومیت به این عناصر وجود دارد و نتنها در خاک بلکه در آب آبیاری هم مقادیر این دو عنصر بسیار بالاست و علایم مسمومیت به این دو عنصر تقریبا در تمامی نواحی پسته خیز مشاهده می شود. کمبودهای ناشی از مس (Cu)، آهن (Fe) و روی (Zn) بشدت در تقریبا تمامی نواحی پسته خیز مشاهده می شود و حتما هر ساله باید کودهای حاوی این سه عنصر در اختیار درختان گذاشته شود ولی بر خلاف عناصر ماکرو که تمام نیاز درختان را نمی توان از طریق محلول پاشی تامین کرد عناصر میکرو را می توان از طریق محلول پاشی یا برگپاشی در اختیار درختان پسته گذاشت و کمبودشان را رفع کرد. مطالعات مشخص کرده که بدلیل زیاد بودن فسفر (P) در خاک مناطق پسته خیز جذب عناصر میکرو مانند مس (Cu)، آهن (Fe) و روی (Zn) با دشواری صورت می گیرد. مواد مختلف غذایی مورد نیاز درختان پسته از طریق خاک جذب می شوند. ساختمان و بافت خاک نقش مهمی در جذب مواد غذایی توسط ریشه ها دارد. خاکهای شنی، رسی و سیلتی هر کدام خواص مخصوص به خود دارند و همچنین مواد آلی موجود در خاک هم در حاصلخیزی خاک بسیار ضروری هستند و هر چه بیشتر باشند قدرت جذب عناصر غذایی از خاک توسط ریشه ها بیشتر است. متاسفانه در شرایط نواحی پسته خیز استان کرمان خاکها از نظر مواد آلی بسیار در مضیقه هستند و درصد مواد آلی موجود در خاک این مناطق زیر 1 درصد برآورد شده است.

نقش PH خاک در جذب عناصر مورد نیاز درختان پسته

یکی دیگر از فاکتورهای اساسی در جذب مواد غذایی توسط درختان از خاک اسیدیته یا PH خاک است. اسیدیته خاک به صورت مستقیم روی میکروارگانیسم های موجود در خاک (life soil) و همچنین جذب مواد غذایی مختلف تاثیر می گذارد. PH خاک مشخص می کند کدام عناصر توسط ریشه ها جذب شوند و کدامیک جذب نشوند. در شرایط اسیدیته پایین ( PH اسیدی) عناصری مانند روی، منگنز، آلومینیوم، مس و کبالت بسیار قابل جذب هستند و برعکس در PH بالا نمی توانند توسط گیاهان جذب شوند. این اتفاقی است که در شرایط خاکی باغات پسته استان کرمان صورت گرفته است و موجب شده که بدلیل PH بالای خاک، کمبود عناصر میکرو تقریبا در تمامی باغات پسته مشاهده شود. خاکهای بشدت قلیایی شده استان کرمان دارای مقادیر متنابهی از یونهای بیکربنات هستند که متاسفانه تاثیر منفی روی رشد و نمو درختان گذاشته اند و همچنین در جذب سایر عناصر مورد نیاز درختان پسته نیز اختلال ایجاد کرده اند. به طور معمول عناصر ماکرو (macro nutrient) در PH پایین یا شرایط اسیدی کمتر توسط درختان جذب می شوند و برعکس آن عناصر میکرو (micro nutrient) در شرایط PH بالا یا بازی شانس کمتری برای جذب توسط ریشه درختان دارند. شکل شماره 1 میزان تاثیر PH خاک روی جذب عناصر مختلف را نشان می دهد. اضافه کردن آهک برای بهتر شدن وضعیت خاک در باغات پسته یک اشتباه بزرگ است که متاسفانه برخی کشاورزان بصورت ناآگاهانه اقدام به این کار می کنند چون آهک PH خاک را بشدت بالا می برد و نتنها بهبودی در شرایط خاک در مناطق پسته خیز بوجود نمی آورد بلکه بشدت قلیایت خاک را افزایش می دهد. بهترین ماده برای اصلاح خاک و کاهش PH خاک در شرایط خاک باغات پسته استان کرمان استفاده از گچ خام است که بسیار مفید است و موجب می شود که PH خاک به سمت اسیدی شدن سوق پیدا کند. همانطور که قبلا اشاره شد ریشه های درختان پسته عناصر مختلف را به شکلهای مختلفی جذب می کنند. بسیاری مواقع عناصر غذایی در دسترس ریشه ها هستند اما ریشه ها قادر به جذب این عناصر نیستند. فاکتورهای متعددی در جذب یک عنصر توسط ریشه ها دخالت می کنند از جمله فرم شیمیایی عنصر، PH خاک، عکس العمل های ذرات (کلوییدها) خاک، فعالیت میکروارگانیسم ها در خاک و شرایط فیزیکی خاک مانند نفوذپذیری خاک، درجه حرارت و همچنین رطوبت خاک. اینکه عنصری بتواند بفرم قابل جذب برای ریشه ها در آید بسیار مهم است. بسیاری عناصر بفرم آنیونی (یون با بار منفی) و یا کاتیونی (یون با بار مثبت) توسط درختان جذب می شوند. از جمله عناصری که بشکل کاتیون جذب می شوند آهن (Fe) است (فرم قابل جذب آهن توسط گیاهFe2+  و Fe3+ است). کلر (Cl) عنصری است که بفرم آنیونی Cl- جذب ریشه های درختان می شود. جدول شماره 1 فرم های مختلف عناصر و اشکال قابل جذب آنها توسط ریشه ها را نشان می دهد.

فرق فرم کلات یک عنصر با فرم غیر کلات یا آزاد

اگر روی لیبل (lable) یا برچسب برخی کودها دقت کنیم به واژه کلات (chelate) برخورد می کنیم. بسیاری از کشاورزان نمی دانند کلات چیست و فرق کودهای کلاته با کودهای معمولی در کجاست و کودهای کلاته چه محاسنی دارند؟ کلمه کلات (chalate) از واژه یونانی chele مشتق شده و مترادف با واژه Claw بمعنای چنگ زدن و نگهداشتن چیزی توسط چنگال است. کلات سازی زمانی صورت می پذیرد که مولکولهای بزرگ مخصوص دارای چندین نقطه اتصال (مانند EDTA) با یک micro nutrient باند می شوند. فرم کلات یک عنصر فرمی حفاظت شده است و سایر عناصر نمی توانند مزاحمتی در جذب یک عنصر کلات شده ایجاد کنند. فرم کلات یک عنصر در مقایسه با فرم معمولی آن بسیار راحت تر و سریعتر توسط گیاه جذب می شود. مولکولی که عناصر micro nutrient را کلاته می کند EDTA نام دارد. بسیاری از عناصر micro nutrient زمانی که بفرم کلاته در بیایند بسیار بهتر از فرم معمولی شان در خاک توسط گیاه جذب می شوند. جذب بسیاری از عناصر توسط ریشه در نتیجه اختلاف بار الکتریکی عنصر با کانال های جذبی موجود در ریشه صورت می پذیرد. عنصری که بفرم کلاته در آمده باشد پتانسیل بار بیشتری ایجاد خواهد کرد و در نتیجه بیشتر و بهتر از کانالهای ریشه عبور می کند. همانطور که قبلا اشاره شد معمولترین مولکول برای کلاته سازی عناصر مختلف در کودهای کشاورزی EDTA (ethylene-diamine-tetra-acetate) است. در برخی از کودهای کشاورزی بسیار باکیفیت کشاورزی ممکن است عوامل کلاته کننده DTPA  و EDDHA  باشند.  EDTA معمولترین عامل کلاته کننده در کودهای مورد استفاده به صورت مصرف در خاک و همچنین بصورت محلول پاشی است. در شرایط خاک و آب باغات پسته استان کرمان (PH بالای خاک و آب) یونهای فلزی مانند آهن (Fe) و روی (Zn) در بسیاری از موارد غیر قابل جذب هستند برای ریشه ها اما وقتی که فرم کلاته این عناصر بعنوان کود در اختیار درختان قرار گیرد براحتی قابل جذب می شوند. عناصری که بفرم کلات هستند در مقایسه با عناصری که بصورت غیرکلات یا آزاد در خاک وجود دارند ثبات بیشتری دارند و با آبشویی یا leaching کمتر از دسترس ریشه ها خارج خواهند شد.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢۸
تگ ها :

ضربه ای دیگر بر پیکر نیمه جان تحقیقات کشاورزی در ایران

ضربه ای دیگر بر پیکر نیمه جان تحقیقات کشاورزی در ایران

"موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور در معرض نابودی است"

برگرفته از وبسایت خبری صنعت غذا و کشاورزی

www.agrofoodnews.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بارها و بارها در اخبار از دستبرد عده ای سودجو به منابع طبیعی و عرصه های ملی شنیده بودیم اما آنچه امروز شاهد آن هستیم دست‌ یازیدن به یک موسسه پژوهشی با بیش از 60 آزمایشگاه تحقیقاتی فعال، 35 گلخانه و اتاق حرارت ثابت و با 11 بخش پژوهشی ملی در عرصه های مختلف گیاهپزشکی که مشغول خدمات پژوهشی به نظام تولید کشاورزی و عرضه محصولات سالم در کشور است. موسسه تحقیقات گیاهپزشکی در حال حاضر برخوردار از چندین مجموعه علمی از ذخایر ژنتیکی در حوزه تحقیقات حشره شناسی (کلکسیون حشرات با 2/4 میلیون نمونه)، تحقیقات بیماریهای گیاهی و علف‌های هرز ( کلکسیون رستنی‌ها شامل قارچ‌ها، شبه قارچ‌ها، گیاهان عالی، علف‌های هرز، خزه‌ها، گلسنگ‌ها و جلبک‌ها با بیش از 300 هزار نمونه، کلکسیون ملی باکتری‌های گیاهی با بیش از  2000 جدایه، کلکسیون ملی ویروس‌ها، ویروئیدهای گیاهی با بیش از 2000 جدایه و کلکسیون نماتدها با بیش از 5000 نمونه است که ضمن استفاده روزمره پژوهشگران این موسسه در امر تحقیقات و شناسایی عوامل خسارت زای گیاهان مرجع علمی بین المللی و ملی برای دانشگاهها و دانشجویان کشور است. این موسسه با قدمتی بیش از 70 سال مسئولیت پژوهش و ارائه راهکارهای مدیریتی در کنترل آفات گیاهی با هدف افزایش تولیدات کشاورزی و امنیت غذائی را بر عهده دارد بطوریکه تحقیقات ناب، اصیل و اثر گذار آن در مجموعه وزارت جهاد کشاورزی توانسته بسیاری از معضلات عرضه تولید را در حد قابل قبول حل نماید. شرایط آزمایشگاهها، موزه ها و سطح علمی محققین این مجموعه در سطحی است که به جرات می‌توان گفت در منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی نظیری برای آن نمی توان یافت. به عبارت دیگر وجود این موسسه پژوهشی یکی از الزامات اساسی برای تحقق اهداف برنامه چشم انداز 1404 جمهوری اسلامی است. بیان این مطالب با دو هدف مهم و اساسی صورت می گیرد اولا اطلاع رسانی به عموم مردم ایران به خصوص متخصصین کشور برای اینکه از داشته های خود مطلع شوند و به آن ببالند، ثانیا جلوگیری از ایجاد هر نوع خسارت به این مجموعه عظیم توسط کسانی که یا ندانسته و یا مغرضانه با اهداف مشخص قصد تخریب این مجموعه گرانبها را دارند. گناه این موسسه پژوهشی آن است که در 50 سال قبل در منطقه اوین که در آن زمان چندین کیلومتر از مرکز شهر فاصله داشته با پیگیری و همت دلسوزان این مرز و بوم که امروز تعدادی از آنها در خاک آرمیده اند، مستقر گردیده و لحظه به لحظه مراحل رشد و توسعه خود را به شکلی طی نموده که امروزه یکی از افتخارات پژوهشی این کشور به اذعان دانشمندان بین المللی بازدید کننده از این مجموعه محسوب می شود. از آنجائیکه این موسسه پژوهشی در منطقه ولنجک مستقر گردیده، ظاهرا اراضی آن از ارزش بالایی برخوردار است و همین مسئله موجب شده چشم طمع بسیاری را به خود معطوف نماید. جای بسی تاسف است که افرادی در مجموعه دولت که خود می بایست زمینه های لازم برای تحقق اهداف چشم انداز 20 ساله کشور را با حمایت از موسسات پژوهشی فراهم نمایند به دنبال تغییر کاربری این مجموعه بوده و بدون در نظر گرفتن هیچ نوع ملاحظه ای سخن از تخریب و تغییر کاربری و جابجایی این مجموعه می زنند. سوالات زیادی در این خصوص بی پاسخ مانده که به مواردی از آن اشاره می نماییم.

1- اگر قرار است فعالیت دیگری در مجموعه به هم پیوسته این موسسه (البته با از بین بردن دهها آزمایشگاه، گلخانه و اتاق حرارت ثابت و ذخایر ژنتیکی در حوزه گیاهپزشکی) انجام شود به چه دلایلی از انجام تحقیقات در حوزه گیاهپزشکی که ارتباط مستقیم در تامین غذای کشور و سلامت آن دارد، اولویت دارتر می باشد. چرا باید یک موسسه پژوهشی که بصورت فعال با امکانات پیشرفته در حال فعالیت و خدمات رسانی به جامعه کشاورزی کشور است فدای آن اقدام جدید شود.آنچه تا کنون بصورت مستقیم و غیر مستقیم از زبان مسئولین شنیده شده آن است که قرار است بجای این موسسه پژوهشی تعدادی ساختمان و ویلا برای بهره برداری سران کشورهای دوست با توجه به هم جواری آن با ساختمان اجلاس ایجاد شود! البته به این دلیل باید توجیهات کم ارزش دیگری نیز اضافه نمود که این روزها از زبان مسئولین مطرح می‌شود. چگونه نباید تاسف خورد در مملکتی که بارها از زبان رهبر فقید انقلاب و همچنین مقام معظم رهبری شنیده ایم که کشاورزی محور توسعه بوده ولی امروز شاهدیم که نه تنها از این بخش حمایت های لازم صورت نمی گیرد بلکه اندوخته های عظیمی که در یک مجموعه خدمت گذار بخش کشاورزی وجود دارد به بهانه های واهی نابود می شود. چگونه می توان یک مجموعه پژوهشی که دارای تعداد زیادی آزمایشگاه مرجع، گلخانه و موزه های علمی متعدد است را جابجا کرد. متخصصین این امر می‌دانند عملا جابجایی مجموعه‌های تنوع زیستی و موزه ها در هیچ جای جهان انجام نمی شود بلکه صرفا نسبت به تعمیر و مرمت آن اقدام می شود. این مسئله در خصوص آزمایشگاه های پژوهشی نیز مصداق دارد زیرا جابجایی این آزمایشگاه صدمات جبران ناپذیری را به وسایل و دستگاههای آن (آنهم در شرایطی که امکان تهیه آن با توجه به تحریم‌ها وجود ندارد) وارد می کند.

2- سوال دوم و البته بدون پاسخ این است که سخن از جابجایی این موسسه پژوهشی زمانی مطرح است که هیچ محل خاصی برای استقرار آن تدارک دیده نشده است. حتی با فرض تامین امکانات عظیم مالی مورد نیاز (بالغ بر صدها میلیارد تومان) برای جابجایی این مجموعه حداقل 5 سال تلاش مداوم برای ایجاد یک مجموعه متناسب با شرایط کنونی لازم است. پس در این مدت وظایف بسیار مهم و حاکمیتی این موسسه را چه کسی بر عهده می گیرد . چگونه می‌خواهیم به اهداف برنامه چشم انداز بیست ساله کشور برسیم؟ در حالیکه یکی از مهمترین الزامات و ابزارهای آن را در بخش کشاورزی نابود کرده ایم. این موسسه در حال حاضر با برخورداری از محققین مجرب و آزمایشگاهها و تکنولوژی پیشرفته پاسخگوی نیازهای کشور در زمینه های زیر می باشد.

-انجام تحقیقات کاربردی و ضروری در حوزه گیاهپزشکی متناسب با نیازهای بخش کشاورزی.
-
حل معضلات ناشی از خسارت عوامل خسارتزای گیاهی که موجب کاهش محصولات کشاورزی می شوند.
-
انجام تحقیقات کاربردی در راستای کاهش مصرف سموم کشاورزی و توسعه کنترل بیولوژیک با هدف تامین غذای سالم برای کشور.

-تدوین شاخص ها و استانداردهای لازم برای تولیدات سالم کشاورزی که نقش حیاتی در سلامت عمومی جامعه دارد.

-انجام تحقیقاتی که از وظایف حاکمیتی این موسسه بوده و به هیچ وجه نمی توان به سایر ارگانهای دولتی و خصوصی واگذار نمود از جمله این موارد می توان به تعیین شاخص های حد مجاز باقیمانده سموم در محصولات کشاورزی و ثبت سموم آفتکش در کشور اشاره کرد.
-
شناسایی عوامل خسارتزای قرنطینه ای که گاه و بی‌گاه بصورت تصادفی یا عمدی بصورت بیوتروریسم وارد کشور شده و موجب خسارت سنگینی به محصولات کشاورزی می شود.
-
هدایت و حمایت و سیاستگذاری در خصوص پژوهش هایی که در مراکز تحقیقاتی سراسر کشور در حال انجام است.

از کار انداختن این مجموعه به معنای از بین بردن پشتوانه های عظیم تولید محصولات کشاورزی و آسیب پذیر نمودن بخش کشاورزی از حملات عوامل خسارتزا است که بصورت تصادفی و یا عمدی در کشور بروز می نمایند. بر این اساس بر خود لازم می دانیم ضمن تاکید بر اهمیت جایگاه موسسه تحقیقات گیاهپزشکی بعنوان یکی از مهمترین ارکان بخش کشاورزی کشور اعلان نمائیم که اینجانبان وظیفه خود می دانیم از کیان این موسسه به هر نحو ممکن حفاظت نموده و ضمن اطلاع رسانی به عموم مردم و مسئولین کشور از تمام ابزارهای موجود برای جلوگیری از این دستبرد جلوگیری نمائیم. باشد که خداوند بزرگ ما را در انجام این مسئولیت ملی حمایت کند.

تهیه و تنظیم: جمعی از متخصصان گیاهپزشکی کشور

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٤
تگ ها :

آشنایی با عنصر پتاسیم (K) و کودهای پتاسیمی در باغات پسته

آشنایی با عنصر پتاسیم (K) و کودهای پتاسیمی در باغات پسته

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده- کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

 عضو انجمن پسته ایران

Email:jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

عنصر پتاسیم (K) بعنوان یکی از عناصر ماکرو نقش مهمی در افزایش عملکرد و بازدهی درختان پسته دارد. نقش عنصر پتاسیم بویژه در سالهای on (سالهای باردهی) بسیار ضروری و مهم است و باید حتما در سالهای on کودهای پتاسیمی به باغات افزوده شوند (Rosecrance et al., 1998 و سرچشمه پور و ملکوتی 1384). بررسی ها مشخص کرده اند که در درختان پسته بعد از نیتروژن (N) بیشترین مقدار عنصری که سالانه از خاک برداشت می شود پتاسیم (K) است (Zeng et al, 2001). بیشترین مقدار جذب پتاسیم اساسا در مرحله پر شدن دانه اتفاق می افتد (Rosecrance et al., 1998). مطالعات نشان داده که در سالهای  on(سالهای باردهی) درختان پسته پتاسیم جذب شده مستقیما در تشکیل جنین یا مغز پسته به مصرف می رسند ولی در سالهای  off (سال بدون باردهی) پتاسیم جذب شده توسط ریشه در سایر اندامها ذخیره می شود. به همین دلیل است که غلظت پتاسیم در برگها در سالهای پربار یا on کمتر از غلظت پتاسیم در برگها در سالهایoff  یا کم بار است (سرچشمه پور و ملکوتی 1384). تغذیه پتاسیمی مناسب درختان پسته کلید بازدهی و افزایش عملکرد در باغات پسته است (Zeng et al, 2001). مطالعات انجام شده توسط Zeng و همکاران (1999) نشان داد که بیشینه میزان پتاسیم در برگ در مرداد و شهریور ماه هر سال مقارن با به مغز رفتن یا پر شدن دانه ها در برگ مشاهده می شود و همچنین افزودن کودهای پتاسیمی دارای اکسید پتاسیم (K2O) به خاک به صورت کاملا واضحی روی درصد پتاسیم برگ اثر می گذارد و موجب افزایش آن می شود. بنابراین در این بازه زمانی حساس حتما باید درخت از نظر پتاسیم کمبودی نداشته باشد بخصوص پتاسیم موجود در دسترس ریشه ها. مشخص شده  که در درختان پسته میزان جذب پتاسیم در اردیبهشت نسبتا پایین است و میزان جذب پتاسیم از خاک در پایین ترین سطح خود قرار دارد. میزان غلظت پتاسیم در برگهای درختان پسته در بهار زیر 1 درصد برآورد می شود. در طی رشد و توسعه میوه غلظت پتاسیم در برگ به صورت شگفت انگیزی افزایش می یابد به خصوص در ماههای تیر تا شهریور. در نهایت در زمان بلوغ یا پایان تشکیل پوست و مغز و اتمام دوره رشد یعنی تقریبا  یعنی سپتامبر(شهریور) ماکزیمم جذب پتاسیم از ریشه های پسته را خواهیم داشت. غلظت پتاسیم در برگها در مهرماه یعنی دوره پس از برداشت (postharvesting ) به طور ناگهانی کاهش پیدا می کند و بنابراین نیازی به کاربرد کود پتاسه در دوره پس از برداشت در پسته وجود ندارد چه بصورت محلولپاشی و چه بصورت کاربرد در خاک (Zeng et al, 2000). کوددهی با استفاده از کودهای پتاسیمی موجب افزایش مقاومت درختان پسته به تنش های مختلف شامل تنش شوری و کم آبی و سرمازدگی و همچنین افزایش مقاومت در برابر آفات و بیماریهای مختلف در پسته خواهد شد. در مورد بیماری ورتیسیلیومی پسته Verticillium spp. مشخص شده که رابطه مستقیمی بین کمبود پتاسیم و شیوع و افزایش بیماری قارچی ورتیسیلیومی وجود دارد و افزودن کودهای پتاسه بصورت معنی داری درصد بیماری را کاهش می دهد (سرچشمه پور و ملکوتی 1384). در مورد تنش شوری هم مطالعات نشان داده که دادن سولفات پتاسیم به درختان موجب کاهش تنش شوری و افزایش مقاومت آنها نسبت به شوری شده است و اثرات زیانبار تجمع Na و Cl در برگها را کاهش داده است (سرچشمه پور و ملکوتی 1384). مطالعات نشان داده اند که حد بحرانی غلظت پتاسیم در برگ درختان پسته 1 درصد است و اگر میزان غلظت پتاسیم در برگها به زیر 1 درصد سقوط کند علایم کمبود پتاسیم به صورت سوختگی یا نکروز حاشیه برگها بروز پیدا خواهد کرد (شکل شماره1 و 2). بررسی ها نشان داده که اگر میزان  پتاسیم در برگها در محدوده 1.6  تا  2 درصد باشد بیشینه عملکرد را در پسته شاهد خواهیم بود (Zeng et al, 1999). عنصر پتاسیم هم روی کمیت و هم روی کیفیت محصول پسته تاثیر خواهد گذاشت. بدین معنی که اگر پتاسیم  کافی در اختیار درختان پسته باشد تعداد خوشه ها و دانه ها و همچنین درصد خندانی و وزن خشک دانه در پسته افزایش چشمگیری خواهند داشت(Brown, 1995) . نکته قابل تامل در مورد پتاسیم این است که کمبود این عنصر تقریبا در تمامی باغات پسته استان کرمان مشاهده می شود. همانطور که بیان شد علامت اصلی کمبود پتاسیم در درختان پسته سوختگی حاشیه برگ است ولی باید توجه کرد که این سوختگی هیچگاه در اوایل فصل دیده نمی شود و به مرور مشخص می شود. از پیامدهای دیگر کمبود پتاسیم حساسیت به آفتاب سوختگی و کاهش درجه خندانی میوه های رسیده است. بسیاری از کشاورزان و حتی کارشناسان کمبود پتاسیم را با تنش شوری اشتباه می گیرند که تمایز کننده ایندو این است که در تنش شوری سیاه شدگی یا نکروزیس حاشیه برگها وجود ندارد بر عکس کمبود پتاسیم (شکل 1 و 2 و3).

کودهای پتاسیمی در باغات پسته

کودهای پتاسه شامل کلرید پتاسیم (KCl)، سولفات پتاسیم (K2SO4)، کربنات پتاسیم، کالی منیزیوم، گرد سیمان و .....هستند. در سالیان اخیر کودهای پتاسه مختلفی در نواحی پسته کاری توسط کشاورزان بمصرف رسیده است از جمله کلرور پتاسیم (KCl)، سولفات پتاسیم (K2SO4) یا کودهای کشکی، سولوپتاس ها یا SOP و .... اگر چه درصد پتاسیم در کودهای کلرور پتاسیم (KCl) بالاتر از کودهای سولفات پتاسیم (K2SO4) است اما بعلت قلیایت شدید خاک و آب نواحی پسته کاری استان کرمان ترجیح بر استفاده از کودهای پتاسه بفرم سولفات است (سرچشمه پور و ملکوتی 1384). در سالیان اخیر کودهایی با نام سولوپتاس به بازار آمده اند که بسیار تاثیر گذار عمل کرده اند. سولوپتاس ها کودهای پتاسه ای هستند که دارای حداقل 50 درصد پتاسیم در ترکیب خود هستند و هم به صورت کاربرد در خاک و هم به صورت کاربرد برگپاشی کارآیی خودشان را در باغات پسته به اثبات رسانده اند. علاوه بر پتاسیم سولوپتاس ها منبعی غنی از گوگرد هستند و گوگرد موجود در ترکیب کودهای سولوپتاس (SOP) کمک زیادی به رفع کمبود گوگرد در درختان پسته خواهد کرد. میزان عنصر گوگرد (S) در کودهای سولوپتاس (SOP) حدود 17 درصد است. با توجه تنش شوری و افزایش مسمومت ها به Cl و Na در درختان پسته کاربرد کلرور پتاسیم بعنوان کود پتاسه صحیح بنظر نمی رسد چون موجب افزایش عنصر Cl در خاک خواهد شد و چون کود های SOP یا سولوپتاس ها در ترکیب شان Cl بسیار ناچیزی وجود دارد مفید خواهند بود. سولوپتاس یکی از کودهای پتاسه ای است که کمترین میزان شاخص شوری را دارد و با توجه به وجود تجمع املاح و شوری فوق العاده در ناحیه ریزوسفر ریشه درختان پسته افزودن سولوپتاس ها بعنوان کود پتاسه بر خلاف کلرید پتاسیم باعث افزایش یا تشدید شوری در درختان پسته نخواهد شد. آبشویی یا leaching موجب می شود که کودها و سایر مواد غذایی از دسترس ریشه درختان پسته خارج شوند و بدرد ریشه های پسته نخورند. این نکته در مورد کود کلرید پتاسیم بسیار مشهود است و آبشویی بسرعت کلرید پتاسیم را از دسترس ریشه درختان پسته خارج خواهد کرد اما کودهای SOP یا سولوپتاس ها با آبشویی براحتی از دسترس ریشه درختان خارج نمی شوند و دوام خوبی در خاک دارند بخصوص در زمین های با بافت شنی و این هم یکی دیگر از محاسن SOP ها است (Reidel et al, 2001). کود های سولوپتاس هم از طریق آبیاری غرآقابی و هم از طریق سیستم های آبیاری قطره ای قابل استفاده هستند. در مورد درختان بادام استفاده از کودهای پتاسه KTS (potassium thiosulfate) در زمین های دارای شوری بالا موجب بروز تنش شوری و مسمومیت در برگها شده است در صورتی که مصرف سولوپتاس بعنوان کود پتاسه چنین مشکلی را ایجاد نکرده است (Reidel et al, 2001). میزان عنصر کلر در کودهای سولوپتاس زیر 1 درصد برآورد شده است و بنابراین باعث تشدید تنش شوری در باغات پسته نمی شوند. کودهای کلرید پتاسیم یا کلروپتاس ها با توجه به داشتن مقادیر بالایی از عنصر مضر Cl در ترکیب خودشان موجب ایجاد مسمومیت و تجمع عنصر کلر در اطراف ریشه درختان خواهند شد و بنابراین موجب اختلال در جذب سایر عناصر بویژه نیتروژن (N) و گوگرد (S) خواهد شد. در انتخاب کودهای پتاسه برای استفاده در باغات پسته باید دقت کرد که کودی استفاده شود که داری کمترین شاخص شوری یا salt index باشد. SOP ها از نظر شاخص شوری در وضعیت بسیار مناسبی هستند (Reidel et al, 2001). با توجه به شوری فوق العاده بالای خاک و آب در نواحی پسته کاری استان کرمان کاربرد آنها بسیار مفید ارزیابی می شود.

محلول پاشی درختان پسته با استفاده از کودهای پتاسه

همانطور که می دانیم بسیاری از باغات پسته در کشور ما در نواحی خشک و نیمه خشک احداث شده اند و همین موضوع سبب شده که کمبود آب و منابع آبی بعنوان معضل اساسی در نواحی پسته کاری محسوب شود. رطوبت خاک تاثیر بسیاری مهمی در کارآیی عنصر پتاسیم و جذب بهتر آن دارد و خشکی خاک مخصوصا در تابستان موجب کاهش جذب  عنصر پتاسیم و عدم جذب آن توسط درختان پسته می شود و این متاسفانه زمانی است که درختان بیشترین نیاز را به این عنصر حیاتی دارند (Brown, 1995). بنابراین کاربرد برگی یا محلول پاشی پتاسیم در تابستان کمک بزرگی به برطرف شدن کمبود پتاسیمی در درختان پسته خواهد کرد. با استفاده از روش محلول پاشی، پتاسیم از برگها به سایر قسمتهای درختان پسته منتقل می شود (California Fertilizer Association, 1998). کاربرد پتاسیم به صورت پاشش برگی یا محلول پاشی تاثیر چشمگیری روی وزن دانه های پسته و درصد خندانی پسته نشان داده است. مطالعات نشان داده استفاده از پتاسیم به صورت پاشش برگی موجب بالا بردن درصد عنصر پتاسیم در برگ شده است و خوشبختانه تاثیر منفی بر کاهش یافتن درصد سایر عناصر موجود در برگ درختان پسته از جمله نیتروژن، فسفر و منیزیوم نداشته است و درصد های سایر عناصر در برگ، در حد اپتیموم گزارش شده اند (Benmimoun et al, 2004). کودهای مختلف پتاسه با برندهای مختلف در بازار مصرف وجود دارند و می توان با رجوع به بروشور یا دستوالعمل شرکت سازنده یا وارد کننده از آن کودها استفاده کرد. باید توجه داشت که اختلاط کودهای پتاسه با کیفیت با سمومی که برای مبارزه  با آفات مختلف پسته استفاده می شوند تقریبا هیچ گونه ناسازگاری ندارد و موجب گیاهسوزی یا برگسوزی نمی شود. البته مناسبتر آن است که در سطح محدود استفاده کرد و اگر مشکلی نداشت می توان بصورت وسیع کودهای پتاسه را با سموم در تانکر حاوی سموم ریخت و روی درختان پاشید. بر اساس تحقیقات انجام شده بهترین زمان استفاده از کودهای پتاسه بصورت محلول پاشی هنگام پر شدن دانه ها یا اصطلاحا تشکیل مغز در برج 4 و 5 هر سال است چون همانطور که قبلا اشاره شد بیشینه نیاز و جذب پتاسیم در درختان پسته در این بازه زمانی است.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٠
تگ ها :

بسی رنج بردم در این سال سی! !.....نکاتی راجع وبلاگ

بسی رنج بردم در این سال سی! !.....نکاتی راجع وبلاگ

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email: jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

اینجانب با توجه به تخصص و ضرورتی که در مورد مسایل پسته کاری و پسته داری حس می کردم تصمیم گرفتم وبلاگی را راجع این مسایل در وب ایجاد کنم و اطلاعات و تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارم. مطالبی که در این وبلاگ آمده صرفا نظر شخصی نویسنده می باشد و رفرنس یا تحقیق خاصی در مورد آن وجود ندارد. البته تا حد امکان سعی شده مطالب علمی و رفرنس دار باشند. بنده سالهای سال با درختان پسته و مشکلات آن زندگی کرده ام و دارای تجربیات فوق العاده ای در مورد پسته هستم. مطالبی که در هیچ منبع و رفرنسی نیست و البته بسیار کار ساز است در حل مسایل پسته کاری و پسته داری.  بر خود لازم می بینم که این تجربیات را براحتی در دسترس عموم بگذارم تا هر چند گره ای کوچک از مسایل کشاورزی و پسته ایران را بگشایم. مطالبی که در این وبلاگ وجود دارند حاصل زحمات و تجربیات و علایق شخصی بنده هستند و از دیگران استدعا دارم که حتما قانون کپی رایت را رعایت نمایند. و به نویسنده این سطور احترام بگذارند. مطالبی که در این وبلاگ آمده می توانست رایگان نباشد. برخی از عزیزان بر من خرده می گیرند که چرا تجربیات و نظریات مفید فایده خود را بدون هیچ گونه چشمداشتی در این وبلاگ قرار می دهی. البته با احترام به این چنین نظراتی بنده معتقدم که این وظیفه من است که تا حد امکان کشاورزان و دست اندرکاران را آگاه کنیم تا حداقل برخی مسایلی که حداقل می توان انجام داد و رعایت کرد برای بهبود وضعیت صنعت پسته نوشت و آگاه سازی کرد. برخی از افراد متخصص و دانشگاهی که بسیار هم از نظر من قابل احترام هستند بر من خرده می گیرند که برخی از مطالب رفرنس ندارند و دارای مرجع مقاله ای نیستند که البته بجا هم می گویند اما بقول سهراب سپهری باید چشم ها را شست و طوری دیگر به مسایل نگریست. من سعی کردم مطالب وبلاگ طوری ساده و روان باشند که افراد پسته کار غیر متخصص هم بتوانند از آن استفاده کنند. با اصطلاحات و کلمات پیچیده نمی توان کشاورز را به سرمنزل مقصود رساند هر چند که دارای رفرنس و مرجع باشند. تا حد امکان سعی شده مطالب کاربردی باشند نه فقط در حد حرف و تحققیق و محیط کنترل شده آزمایشگاهی. در مطالب تهیه شده سعی شده روش هایی معرفی شوند که از نظر اقتصادی مقرون بصرفه باشند این احتمال وجود دارد که برخی از کارها برای احیای باغات بسیار مفید باشند اما بقولی دخلشان به خرجشان واگو نکند. متاسفانه مقالاتی که توسط بسیاری از محقیقین مراکز تحقیقاتی مربوط به پسته بیان می شوند بروز نیستند و بسیار تکراری و خسته کننده هستند باید فکر نو و کار نوی کرد و از این روز مرگی بیرون آمد. باید توجه کرد که مشکل باغات پسته سیکل زندگی آفت یا تعداد تخم ها یا سیکل زندگی یا مدیریت بهاره و زمستانه باغات پسته نیست. این دست از مطالب دهها بار در مقالات و کتب مختلف تکرار و تکرار شده است و بارها هم نقد و بررسی شده است. باید خون تازه ای در رگهای پیکر نیمه جان صنعت پسته کاری تزریق کرد و آن را از روزمرگی نجات داد.  تا کی باید خودمان را اسیر رفرنس و تحقیقاتی بکنیم که هیچ وقت در محیط و شرایط طبیعی باغات پسته کارآیشان به اثبات نرسیده است. یک طرح تحقیقاتی کاربردی و مفید در مورد مشکلات صنعت پسته وجود ندارد. طرح های مراکز تحقیقات کشاورزی مربوط به پسته کاملا صوری هستند و تا کنون هیچ مشکلی را از صنعت پسته حل نکرده اند. متاسفانه تحقیقات کشاورزی مربوط به صنعت پسته محدود شده اند به افراد خاصی که از نظر من ایندسته افراد کاملا قدیمی و اتیغه هستند و هر طرحی که در مورد مسایل پسته طرح شود باید تاییدیه ایندسته از افراد را بگیرد و الا به هر بهانه ای طرحها را مسکوت و در موارد بسیاری رد می شوند. بنظرم ما دچار یک نوع سانسور و خود ممیزی در طرح های مربوط به صنعت پسته هستیم به بیان واضح تر مثلا اگر طرحی یا پیشنهادی از طرف من نوعی راجع به یکی از مسایل مربوط به پسته کاری باشد هر چند هم طرح خوبی باشد مردود است ولی اگر همین طرح از طرف مثلا محققین مراکز تحقیقاتی یا عضو فلان انجمن مربوط به پسته کاری مطرح شود بسرعت مورد اقبال واقع می شود و این درد بزرگی است در صنعت پسته. در کشورهای پیشرفته از نظر کشاورزی به اسقبال طرح ها و افکار نو می روند اما در ایران ما دنبال افراد فسیل شده قدیمی هستیم و این مشکل بزرگی است. باید دست از باند بازی و تخریب هم کشید و با هم همکاری کرد تا مسایل حل شوند. بسیاری از مسایل مربوط به پسته قابل حل هستند و ضمنا این نکته را باید یادآور شد که اگر خود ما فکری برای درختان پسته خود نکنیم هیچ کس هیچ کاری برای ما نخواهد کرد ما نباید انتظار فاجعه را بکشیم تا بخواهیم دولت کمکی به صنعت پسته بکند و از آنها خیر چندانی به صنعت پسته نرسیده و نمی رسد. مراکز دولتی مربوط به صنعت پسته دچار روزمرگی و افول شده اند و دردی را از ما دوا نمی کنند. من متاسفانه در بسیاری از ادارت دولتی مربوط به صنعت پسته فرد دلسوز و با سوادی ندیدم. بسیاری از مهندسین کشاورزی ما مایه آبروریزی هستند و برخی شان درختان نر و ماده پسته را از هم تشخیص نمی دهند و فرق عناصر ماکرو و میکرو را نمی دانند و از صبح تا ظهر فقط روزنامه ای می خوانند و چایی می خورند تا وقت بگذرد و بنظرم اگر ادارات دولتی مربوط به کشاورزی تعطیل شوند خللی در اوضاع صنعت پسته کاری ایجاد نمی شود و چه بسا بهبود هم پیدا کند. صحبت و درد دل راجع به مسایل مربوط به درختان پسته که سرمایه و میراث زحمات پیشینیان ما زیاد است. به امید سرفرازی و بهروزی برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٢
تگ ها :

کنترل بیولوژیکی پسیل پسته یا آب در هاون کوفتن

کنترل بیولوژیکی پسیل پسته یا آب در هاون کوفتن

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email:jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

پسیل پسته  Agonoscena  pistaciae یا شیره خشک حشره ای است که سالانه خسارات هنگفتی را به محصول پسته ایران وارد می کند و جالب است این آفت بومی ایران است و اگر در پسته کاریهای آمریکا بود حداقل می توانستیم از تجربیات آنها در ارتباط با کنترل بهتر آفت استفاده کنیم. متاسفانه سال به سال بر ابعاد خسارت گسترده تر می شود و هیچ فکری هم برای حل مشکل نمی شود. هزینه های سم پاشی برای مبارزه با پسیل پسته بسیار سنگین شده و از اواخر اردیبهشت ماه تا اوایل آبان ماه هر سال با فاصله هر 15 روز یک سم پاشی برای مبارزه با پسیل الزامی است و گرنه کل محصول پوک خواهد شد و علاوه بر آن درختان هم بسیار رنجور می شوند. شیره خشک با مکیدن شیره پرورده ساخته شده در برگها بشدت درختان را رنجور می کند و ممکن است کل گره های زایشی و رویشی درخت را بریزد. باغی که در آن با پسیل پسته مبارزه نشود حداقل 2 سال از بازدهی و محصول دهی عقب میافتد. با توجه به اینکه سم پاشی های گسترده با استفاده از سموم خطرناک متاسفانه بسیار رواج یافته برخی از روشنفکران و کارشناسان دست اندکار بفکر روش های جایگزین غیر شیمیایی کنترل آفت افتاده اند و اخیرا هم ریاست سازمان تحقیقات کشاورزی ایران یعنی جناب دکتر پرهمت از روش کنترل بیولوژیکی پسیل پسته خبر داده اند . متن خبر این است"رییس سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ازعامل بیولوژیکی کنترل آفت پسیل پسته با استفاده از یک نمونه کفشدوزک پسیل خوار خبرداد.'جهانگیر پرهمت' در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی ایرنا افزود: طی پژوهش های انجام شده، از بین  11 گونه کفشدوزک که روی درختان پسته کاران رفسنجان حضور دارند پسیل خواری هشت گونه کفشدوزک اثبات و پارامترهای بیواکوبوژیکی گونه های پسیل خوار مورد مطالعه قرار گرفت. وی اظهارداشت: براساس اطلاعات موجود، دو گونه کفشدوزک برای کنترل آفت پسیل پسته معمولی شرایط لازم برای رهاسازی در باغ های پسته را دارا هستند. پرهمت ادامه داد: هم اکنون تکنیک پرورش انبوه برای یک گونه کفشدوزک براساس امکانات موجود داخل کشور بررسی و طراحی شده است. معاون وزیر جهاد کشاورزی، به مزیت ها و آثار اقتصادی این دستاورد اشاره کرد و گفت: این روش غیرشیمیایی است و امکان اجرا با امکانات موجود کشور را دارد. پرهمت، همچنین کاهش مصرف سموم شیمیایی در باغ های پسته و توسعه در مسیر تولید محصول سالم را از دیگر مزیت های کاربرد این دستاورد در باغ های پسته برشمرد. رییس سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی افزود: این دستاورد از طریق سرمایه گذاری در تولید عامل کنترل بیولوژیکی و آموزش باغداران و تولیدکنندگان پسته قابل انتقال است. وی افزود: معرفی عامل بیولوژیکی کنترل آفت پسیل پسته با استفاده از یک نمونه کفشدوزک پسیل خوار از سال 1381 تا 1389 در قالب 2 پروژه توسط موسسه تحقیقات پسته کشور اجرایی شده است.نکات جالبی از این خبر می توان استنتاج کرد از جمله اینکه فقط مطالعه و شناسایی کفشدوزکها حدود 7 سال بطول انجامیده است. یعنی در محیط آزمایشگاهی قابل کنترل شناسایی اینقدر بطول انجامیده حتما حداقل  15سال طول خواهد کشید که بودجه ها اختصاص پیدا کنند و انسکتاریوم ها احداث شوند و 5 سال هم طول خواهد کشید که با این سطح بسیار وسیع پسته کاری افراد متخصص استخدام و بکار گرفته شوند و 10 سال دیگر هم لازم است تا استفاده از روش بیولوژیک در باغات پسته توسط کشاورزان مورد قبول واقع شود و در بهترین شرایط حداقل برای استفاده ار روش بیولوژیک کاربردی 10 سال زمان لازم است. با این بودجه های ناچیز دولتی و موازی کاریها و متخصصین کم سواد و گاها بیسواد روش مبازره بیولوژیک با پسیل فقط در حد حرف است. باغهای پسته بسرعت در حال خشک شدن هستند و علاوه بر آفات مشکلات عدیده دیگر هم  باعث سریع شدن اضمحلال پسته کاری در ایران شده است. با روند فعلی در 5 سال آینده حداقل 50 درصد ار باغات پسته در استان کرمان قطعا از بین خواهند رفت. مشکلات پسته کاری بسیار بیشتر از این حرفهاست که بخواهیم پسیل پسته را از طریق بیولوژیکی کنترل کنیم. بسیار مضحک است در باغاتی که پسیل اینقدر مقاوم شده که هیچ سمی روی آن کارساز نیست بتوانیم با استفاده از کفشدوزک آفت را کنترل کنیم. جمعیت پسیل در باغات پسته اینقدر بالاست که مبازره بیولوژیکی با آنها خنده دار است. و باید به تعداد پسیل ما کفشدوزک پرورش دهیم چون پسیل ها قطعا هیچ مجالی برای کفشدوزکها باقی نمی گذارند. کنترل بیولوژیک با آفات پسته تقریبا در شرایط فعلی هیچ سودی ندارد. آگاهی کاملی از شرایط زندگی کفشدوزکها و شرایط دمایی و اقلیمی باغات پسته و کارآیی آنها در دست نیست. شرایط بسیار بغرنج تر از آن است که آفت را با روش بیولوژیک بشود کنترل کرد. در چنین شرایطی بهترین و فوری ترین کار این است که حداقل اوضاع سموم و مصرف آن را سرو سامان بدهیم و نگذاریم در بقالی هم سم بفروشند. بقولی علی الحساب  توزیع و مصرف و استفاده نادرست و بی رویه از سموم بسیار خطرناک را کنترل کنید و بهتر است فعلا  فکری برای این اوضاع اسف بار بکنید و کنترل بیولوژیک رو بیخیال بشید. اینقدر آش شور شده و اوضاع قرو قاطی افراد بیسواد و غیر متخصص سموم بنجل چینی رو بدون کوچکترین زحمتی وارد می کنند و مثل نقل و نبات بفروش می رسانند و هیچ کس نمی گوید بالای چشمتون ابرو. برخی کشاورزان اعتقاد دارند که سموم چینی بجای اینکه آفت را کنترل بکنند موجب بیشتر شدن و طغیانی شدن آفت می شوند. به امید روزهای بهتر برای پسته کاران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٩
تگ ها :

مروری بر گچ خام و مزایای استفاده از آن در باغات پسته

مروری بر گچ خام و مزایای استفاده از آن در باغات پسته

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email:jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

گچ خام یا gypsum همان سولفات کلسیم معدنی است و دارای 2 نوع فرمول است. فرمول اول آن فرم هیدراته (CaSO4.2H2O) و فرم دوم آن فرم بدون آب یعنی  CaSO4 است. دو منبع اصلی گچ در طبیعت وجود دارد یکی رسوبات بر جای مانده در اطراف سواحل در دریاها و یکی معادن گچ خام موجود در دشتها که معمولا حاصل از آبشویی شدید بسترهای رسوبی است. میزان گچ خام در ایالات متحده آمریکا از همه کشورهای جهان بیشتر است و پس از آمریکا کشور عزیزمان ایران در جایگاه دوم میزان ذخایر گچ خام در دنیا قرار دارد و بعد از ایران به ترتیب کانادا، تایلند، اسپانیا و چین قرار دارند. جای تعجب اینجاست که با این همه منابع گسترده گچ خام در ایران کاربرد آن در باغات پسته بشدت شور و قلیایی شده استان کرمان و نواحی پسته خیز کم است و حتی در حد صفر است! !. ماده ای که کاربرد آن می تواند در حد یک معجزه در باغات پسته عمل کند البته اگر اصولی مصرف شود. بیشترین میزان گچ خام در 54 ایالت آمریکا بترتیب مربوط به اوکلاهاما،  تکزاس، نوادا،  ایوا، کالیفرنیا، آرکانزاس و ایندیانا ست. کاربرد گچ به صورت خام سابقه ای تقریبا طولانی در کشاورزی دارد و از سال 1768 میلادی یعنی حدود از حدود 250 سال پیش گچ به منظور اصلاح خاک بکار میرفته است. استفاده از گچ در کشاورزی از قرن 18 میلادی در اروپا روی بسیاری از محصولات از جمله انگور و سیب رواج پیدا کرد. در آمریکا اولین ایالتی که به صورت گسترده از گچ برای بهبود شرایط خاک استفاده کرد پنسیلوانیا بود. در اوایل کار اضافه کردن گچ در یولاف به میزان 210 تا 550 کیلوگرم در هکتار باعث افزایش عملکرد چشمگیری شد. گچ موجب سبک کردن خاک، افزایش نفوذپذیری و زهکشی خاک، افزایش مقاومت گیاهان در برابر استرس ها مخصوصا خشکسالی ها می شود. اضافه کردن  گچ خام موجب پایداری و ثبات خاک و توسعه کشاورزی پایدار می شود بخصوص در شرایط بسیار تاثر بار خاک و آب مناطق پسته خیز استان کرمان. در ایالات متحده حدود 30 نوع محصول مختلف کودی (پایه گچ) از گچ خام خام استحصال می شود به اسمهای مختلف و هر کدام کاربرد جداگانه و مخصوص به خود را دارند. بسیار منطقی است که در استان کرمان نیز اینچنین کارخانه هایی احداث شوند و به تولید محصولی بپردازند که بیشترین سازگاری را با شرایط آبی و خاکی استان داشته باشد. متاسفانه من هیچ کارخانه یا سازنده ای در سطح استان کرمان نمی شناسم که کار عملی روی فرآوری گچ خام انجام داده باشد و فرمول مناسبی از گچ خام برای استفاده در باغات پسته مطرح کند. البته این کار تکنولوژی و متخصیصین خاص خود را می طلبد و با توجه به شرایط اسفبار تولید در ایران هیچ سرمایه گذاری علاقه به این صنعت پیدا نمی کند. چون هر چه درآمد داشته باشد فقط باید پول برق و گاز و آب کارخانه را بدهد. از این مطلب فرعی که بگذریم از جمله مزایای دیگر استفاده از گچ خام در باغات پسته کاهش شوری و تعدیل آن در نواحی ریزوسفر ریشه درختان پسته است و مزیت دیگر اسیدی کردن خاک بشدت قلیایی شده نواحی پسته کاری است. Ca و S کلسیم و گوگرد موجود در گچ خام موجب رفع نیاز درختان پسته به این دو عنصر می شود. وجود منبع غنی از کلسیم در subsoil یا خاک رویی در باغات پسته موجب افزایش اسیدیته و کاهش مسمومیت Al+3 در خاک می شود. ذرات قابل جابجاشدن و بسیار سبک گچ در خاک بسیار در افزایش بهبود خواص و Structure خاک کمک خواهند کرد. یون کلسیم در خاک موجب افزایش ذرات سبک خاک و افزایش تهویه و سبک شدن خاک خواهد شد از طرفی یون سولفات SO4 موجب افزایش جذب یونهای فیکس شده و غیر قابل چذب برای درختان  خواهد شد. کلسیم و گوگرد بر طبق بسیاری از نظریات متخصصین امر تغذیه گیاهان جزو عناصر پرمصرف هستند و از این حیث هم اضافه کردن کلسیم و گوگرد به خاک موجب رفع نیاز درختان به این عناصر خواهد شد. عنصر گوگرد در کیاهان نقش های بسیار مهمی در گیاهان بر عهده دارد از جمله در ساختار برخی آمینواسیدها از جمله متیونین و سیتیین، ساختمان غشای سلولی در گیاهان و در آنزیم های فیکس کننده ازت گوگرد (نیتروژنازها) نقش اساسی ایفا می کند. عنصر گوگرد در خاک موجب کاهش آبشویی یا leaching و همچنین کاهش فرسایش یا erosion خاک می شود. مطالعات نشان داده که میان غلظت S یا گوگرد در خاک و حاصلخیزی خاک رابطه مستقیمی وجود دارد و هر چه حاصلخیزی خاک و درصد مواد آلی موجود در خاک کمتر باشد میزان گوگرد در خاک هم کمتر است. و اضافه کردن گوگرد به خاک موجب افزایش مواد آلی در خاک و نهایتا افزایش حاصلخیزی خاک خواهد شد. متاسفانه در بسیاری از باغات پسته استان کرمان درصد مواد آلی موجود در خاک زیر 1 درصد برآورد شده است و از این حیث هم کاربرد گچ بسیار مفید است. عنصر کلسیم هم مانند گوگرد در سلول ها بسیار می تواند مفید فایده باشد از جمله کلسیم موجب استحکام دیواره سلولی گیاهان، افزایش رشد و توسعه ریشه ها و بسیاری از نقش های دیگر. بهترین گچ برای اضافه شدن به باغات پسته فرم طبیعی یا هیدراته گچ است که می تواند بسیار مفید باشد. کلسیم در کیفیت میوه هم بسیار تاثیرگذار است و می تواند عارضه نرمی قسمت استخوانی فرآبر میوه پسته را درمان کند. بر خلاف بسیاری از عناصر موجود درخاک عنصر کلسیم بخوبی می تواند از خاک بالایی یعنی subsoil به خاک پایینی یعنی topsoil نفوذ پیدا نماید. فرم سولفات گچ SO4 زمانی که در خاک وجود داشته باشد می تواند با یون Al+3 ترکیب شود و تولید ALSO4 در خاک کند و همین خارج کردن AL از دسترس ریشه کمک زیادی به جذب سایر عناصر مفید از جمله Fe، Zn و.....خواهد نمود. گچ خام در خاک مناطق پسته خیز موجب افزایش راندمان آبیاری می شود و آبشویی نیتروژن یا کودهای نیتروژنه را در subsoil کاهش می دهد و بنابراین باعث افزایش راندمان و ماندگاری بیشتر کودهای نیتروژنه در خاک خواهد شد. گچ خام با ایجاد شرایط تهویه ای بسیار مناسب در خاک موجب تسریع جذب آب توسط ریشه های مویین درختان خواهد شد. کلسیم موجود در گچ خام موجب عدم جذب سدیم Na مضر در ریشه درختان پسته خواهد شد و بخوبی جای سدیم Na را پر می کند و درختان از تنش شوری رهایی می یابند. گچ موجب می شود که ساختمان خاک شکل منظمی بخود بگیرد و ذرات Cly موجود درخاک بسیار شکیل شوند و این بسیار کمک کننده است به شرایط خاک و Structure آن. به امید فردایی بهتر برای پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٤
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED