سر در گمی کشاورزان پسته کار – باور کردن دم خروس یا قسم حضرت عباس

سر در گمی کشاورزان پسته کار – باور کردن دم خروس یا قسم حضرت عباس

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email:jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با اجازه رسمی نویسنده یا ذکر منبع باشد

وجود سطح کشت نسبتا بالای  پسته در مناطق پسته خیز استان کرمان و صادراتی بودن این محصول و پولدار بودن نسبی کشاورزان پسته کار در مقایسه با کشاورزان سایر نقاط کشور عزیزمان ایران باعث شده بازار بزرگی برای تولید کنندگان، فروشندگان و توزیع کنندگان کودها و سموم کشاورزی فرآهم آید. افراد زیادی در عرض چند سال با فروش کودها و سموم کشاورزی کاملا به اصطلاح بار خود را بسته اند و افرادی وجود دارند کاملا بیسواد یا نهایتا دارای لیسانس کشاورزی از دانشگاههای پولی و معلوم الحال از گدایی به ثروتهای هنگفتی دست یافته اند و اوضاع اقتصادی بسیار مناسبی برای خود دست و پا کرده اند و برخی خودشان کارخانه دار(کود و سم) و صاحب املاک زیادی شده اند. این وضعیت سبب شده که برخی افراد که دارای مشاغل دولتی در سازمان های کشاورزی و مراکز تحقیقاتی کشاورزی حتی به ترک کار دولتی بپردازند و دلال کود و سم شوند، برخی بعد از بازنشستگی روی به دلالی کود و سم پرداخته اند تا از  قافله عقب نماند. برخی هم جدیدا در کنار کار دولتی در سازمانهای جهاد کشاورزی و مراکز تحقیقاتی به دلالی کود و سم هم پرداخته اند. بگذریم که بازدهی این دسته افراد در سمت های دولتی صفر است و اگر سازمانهای دولتی مربوط به پسته کاری حداقل در استان کرمان تعطیل می شدند بهتر بود چون فقط بودجه بیت المال را به هدر می دهند و هیچ کاری برای کشاورزان نمی کنند و به دارالقرآن بیشتر شباهت دارند تا اداره کشاورزی. حتی یک طرح تحقیقاتی وجود ندارد که عملی شده باشد و توانسته باشد مشکلی را از مشکلات زیاد کشاورزی در استان کرمان برطرف کند. خیلی جالب است که محقیقین محترم مرکز تحقیقات کشاورزی استان اگر فردی مانند آقای دکتر داروغه پیدا شود که کاری عملی برای برطرف کردن مشکل بزرگ آفت پروانه چوبخوار پسته(کرمانیا) انجام دهد به بهانه های واهی به مخالفت می پردازند و توجیحات آبکی در رد نظریات و کارهای دکتر داروغه می کنند. لازم به ذکر است دکتر داروغه اکنون یکی از اساتید مطرح حشره شناسی در دانشگاه..........کاناداست که از ایران فرار کرده. ایشان پس از سالها زحمت و تحقیق توانستند یک طرح عملی بعنوان مبارزه فرمونی با آفت چوبخوار پسته ارایه کند و تله های فرمونی شکار حشرات کرمانیا را به ایران آوردند و تجاری سازی کرده اند که بسیار هم کارساز و مفید بوده از جهات مختلف. بسیار باعث تاسف است که ما افرادی را مثل آقای دکتر داروغه را در داخل کشور حفظ  نکرده ایم و حتی به مخالفت به این طرح بسیار استثنایی پرداخته ایم و این در حالی است که ما حتی یک طرح عملی قابل کاربرد و اثرگذار برای مبارزه با آفات مختلف از طرف مراکز تحقیقات کشاورزی استان کرمان و مرکز تحقیقات پسته کشور در رفسنجان نداریم. چند صباحی است که برخی از محقیقن مراکز تحقیقاتی استان کرمان و دست اندکار دخیل در پسته بفکر دلالی و تولید و توزیع کودها و سموم مختلف پرداخته اند تا از قافله پول درآوردن عقب نمانند. این دسته از محقیقن به بهانه های کلاسهای ترویجی و توجیهی برای کشاورزان به تبلیغ از سم یا کودهایی می پردازند که خود آنها تولید کننده آنها هستند یا با استفاده از قراردادهای پشت پرده با شرکت های سازنده یا وارد کننده نهاده های کشاورزی کشاورزان بیچاره را سرکیسه می کنند و پورسانت زیادی از شرکتهای بزرگ می گیرند. برخی فکر می کنند که کشاورزان و سایر کارشناسان معذرت میخام الاغ هستند. و هر جنس بنجلی را می توان به خورد آنها داد. یکی دو سال است که یک محصول تولیدی از یکی از مراکز تحقیقاتی مربوط به پسته تولید شده که محلول پاشی آن روی درختان پیر نتنها هیچ تاثیری روی درختان نداشته بلکه در برخی نقاط باعث خشکیدگی سرشاخه های پسته شده است و حتی بسیاری از کشاورزان متضرر شده اند و جدیدا هم از کودی تبلیغ می کنند که ادعا می کنند که دارای اسید هیومیک است و کاربرد آن معجزه خواهد کرد. وقتی ظاهر کود را نگاه می کنیم بخوبی متوجه می شویم که زغال سنگ را با سولفات آمونیوم قاطی کرده اند و بعنوان کود هیومیکی بخورد کشاورزان می دهند. چون زغال سنگ را نمی توان پلت کرد این دسته از کودها دارای پلت های منظمی نیستند و گوشه های این کود دارای زدگی است. بهر روی ایندسته از محقیقین محترم بعلت تازه کار بودن در بازار آشفته کود و سموم کشاورزی بسیار ناشیانه عمل می کنند و بدبختی آنجاست که این پتانسیل را دارند که کاملا از کشاورزان سلب اعتماد کنند و موجب شوند که کشاورزان به هیچ کارشناس و مهندس و دکتر کشاورزی اعتماد نکنند. در جلسات ترویجی کشاورزان گیج شده اند  که ایندسته محقیقین واقعا جلسه آموزشی دارند یا جلسه بازاریابی برای اجناس خود. به امید بهبود شرایط برای پسته کاری و پسته داری ایران این طلای سبز ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٤
تگ ها :

بحران بالا رفتن هزینه تولید در صنعت پسته داری ایران

بحران بالا رفتن هزینه تولید در صنعت پسته داری ایران

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده- کارشناس ارشد گیاهپزشکی

Email: jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

کشاورزی و صنعت پسته داری و پسته کاری به عنوان مهمترین رکن صادرات محصولات کشاورزی ایران دچار روزمرگی و افول شده است و سیاستهای اشتباه گام به گام این بخش مهم از اقتصاد ایران را ذره ذره به نابودی و ضرردهی کشانده است. سخنان پندآموز و در خور توجهی در رابطه با اوضاع اسفناک فعلی کشاورزی ایران اخیرا توسط جناب آقای دکتر کلانتری وزیر اسبق کشاورزی ایران و رییس فعلی خانه کشاورز ایران انعکاس یافته است که دل هر دلسوز و دست اندرکار بخش کشاورزی را بدرد می آورد و هر کسی را به فکر وا می دارد که چرا با این همه منابع و گستردگی اقلیم و تنوع آب و هوایی و این همه زمین های قابل کشت، کشور عزیزمان ایران نمی تواند نیازهای اولیه و اساسی کشاورزی خودش از قبیل گندم و گوشت و روغن و .......را تامین کند و باید آنها از خارج وارد کند و با واردات بی رویه منجر به نابودی بخش کشاورزی و بیکار شدن کشاورزان شده است و سال به سال کشاورزی ایران کوچکتر و ضعیف تر از سال ماقبل می شود. نیروی های متخصص دلسوز کشاورزی جایی در سیستم فعلی کشاورزی ایران ندارند. ظلم و جفایی که امروز به بخش کشاورزی و دامپروری ایران می شود قطعا در هیچ مقطعی از تاریخ معاصر ایران سابقه نداشته است. این گفتار قصد متهم کردن فرد، ارگان و سازمان یا وزارتخانه خاصی را ندارد و هدف این مطالب هم اتهام بستن به این و آن نیست بلکه واقعیتهای ملموسی است که متاسفانه امروزه در بخش کشاورزی و صنعت پسته ایران وجود دارد. یکی از مشکلات بسیار اساسی و مهم در صنعت کشاورزی و پسته داری ایران بحران بالا رفتن هزینه تولید محصولات کشاورزی از جمله محصول استراتژیک پسته یا طلای سبز ایران است. تا قبل از طرح هدفمندی یارانه ها تقریبا هزینه ها در بخش پسته داری مقرون به صرفه بودند و کشاورزان رضایت نسبی از وضع خود داشتند اما پس از طرح هدفمندی و آزاد شدن قیمت ها مخصوصا حامل های انرژی تاثیرات منفی این طرح به مرور در صنعت پسته هویدا می شوند و خبری هم از کمک های وعده داده شده دولتی به این بخش نیست. تراکتوری که قبلا با گازوییل 35 تومان کار می کرد الان باید 150 تومان هر لیتر گازوییل بسوزاند. تلمبه آبی که هزینه برق سالانه آن مثلا 4 میلییون تومان بود الان این مبلغ را باید برای 3 یا 4 ماه پرداخت نماید. کارگران روز مزدی که در باغات پسته کار می کردند به بهانه بالا رفتن قیمتها حداقل 25 درصد به دستمزد خود افزودند و حتی کودهای سوپسیدی دولتی 15 تا 20 درصد افزایش قیمت نشان دادند. وضع سموم و نهاده های کشاورزی هم معلوم است و سالیانه به صورت متوسط افزایش 30 درصدی دارند و حتی در مورد برخی سموم پرمصرف مانند میتاک بعلت ممنوعیت تولید افزایش 300 درصدی داشته اند. کودهای کشاورزی ناچارا به علت بالا بودن هزینه تولیدشان افزایش قیمت سرسام آوری داشته اند. به صورت خلاصه در همه نهاده های کشاورزی و خدمات مربوط به پسته کاری هزینه ها بالا رفته اند ولی قیمت پسته تغییر چندانی نکرده است و یک حساب و کتاب مختصر نشان می دهد که متاسفانه کشاورزی و پسته کاری مقرون به صرفه نیست و گاها کشاورزان به خصوص کشاورزان خرده پا باید از جیب بخورند و پسته داری سودی برایشان ندارد. به طور متوسط یک سم پاشی بر علیه آفات مختلف پسته حدود 100 هزار تومان هزینه در بر دارد و این در حد هر کشاورز پسته داری نیست که مثلا در برج 3 و 4 هر سال هزینه کند و بخواهد در برج 7 محصول را برداشت کند و بفروش برساند تا هزینه اش جبران شود. آفات مختلف پسته بخصوص شیره خشک یا پسیل پسته هزینه های بسیار هنگفتی را به باغدارن تحمیل کرده و بازار بسیار پر سودی برای تولید کنندگان و دلالان سموم کشاورزی. گاها تا 11 بار در سال در یک باغ پسته سم پاشی انجام می شود که تامین هزینه سم و سم پاشی برای کشاورزان پسته کار کمر شکن شده است. باغات به مرور خشک و خشک می شوند و بسیاری دیگر تمایلی به سرمایه گذاری در صنعت پسته را ندارند چون هزینه های تولید بشدت بالا رفته جوانان روستایی بیکار شده اند و تولید جای خود را به شغل های کاذب داده است و چنین جوانانی در شهرهای بزرگ دنبال یافتن شغل و آینده خود هستند و چون سرمایه ای ندارند روی به پاک کردن شیشه اتوموبیل ها و سیگارفروشی و آدامس فروشی و بسیاری دیگر از شغلهای کاذب دیگر آورده اند و وای بر ما که با دست خود تیشه به ریشه صنعت پسته می زنیم. بهر روی برای هر مشکلی راه حلی وجود دارد و باید هر چه سریعتر کمک ها و سرمایه گذاری های دولتی به صنعت پسته ایران سرازیر شوند و الا  قطعا بخش صنعت پسته نابود خواهد شد. من بعنوان یک دلسوز بخش صنعت پسته داری باید این مطالب را می نوشتم و هشدار می دادم به دست اندرکاران. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٤
تگ ها :

کشاورزی و پسته کاری قربانی سیاستهای صنعتی دولتی

کشاورزی و پسته کاری قربانی سیاستهای صنعتی دولتی

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email: jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

 کشاورزی و پسته کاری در کشور عزیزمان ایران سالیان متمادی است که مورد غفلت و فراموشی مسولین قرار گرفته و بیکارترین بخش در دولت بخشهای کشاورزی بوده اند و هستند. افکار سیاستمداران ایران برای اشتغال و سودآوری و تولید کار اساسا بر مبنای صنعت طراحی شده و می شود و سرمایه گذاری ها در بخش صنعت حتی ممکن است به صدها برابر سرمایه گذاری ها در بخش کشاورزی برسد. بسیار باعث تامل و شگفتی است که چرا اینقدر به صنعتی توجه می شود که بخوبی واضح شده که نمی تواند بازدهی خوبی از نظر تولید محصولات صنعتی با کیفیت و قابل صادرات داشته باشد. امروزه سنبل صادرات صنعتی ایران یعنی خودروهای تولیدی سمند و پراید در کشورهای محدود جهان سوم و حتی چهارم و بسیار ارزانتر از قیمت داخلی به فروش می رسند. مسلما ایران هیچ جایگاهی از نظر صنعت در دنیا ندارد و تولیدات صنعتی ایران را افغانستان و کشورهای عقب مانده به هزار منت و تمنا خریداری می کنند. در خود ایران هم اکثر مشتریان کالاهای صنعتی بدنبال اجناس صنعتی هستند که از کشورهای پیشرو صنعتی مانند ژاپن و آلمان و...به ایران وارد شده باشند چون اجناس صنعتی ایران جزو موارد بسیار معدودی از کیفیت لازم برخوردار نیستند. اکثر کارخانجات جدید الاحداث از تکنولوژی چینی 30 سال پیش برخور دار هستند و نتنها کالای صنعتی با کیفیتی تولید نمی کنند بلکه در بسیاری از نقاط باعث ایجاد عوارض و آلودگی های زیست محیطی شده اند. مسلما کشورهای دارای تکنولوژی صنعتی هیچ کمکی به بازسازی و ایجاد صنایع مولد و پربازده نمی کنند. خودکفایی در تولید محصولات صنعتی بجز در موارد معدودی کارآیی چندانی در تولید یک کالای صنعتی مدرن نداشته است. جای سوال اینجاست که چرا با اینکه بوضوح ثابت شده که ما در صنعت مزیت حتی از نوع نسبی آن هم نداریم سیاستمداران روی صنعت تکیه دارند و بودجه های بسیار هنگفتی به صنعت اختصاص می دهند که عملا از تولید ارز و تولید صادرات ناتوان است. بسیار مایه تاسف است که منابع مملکت در پروژه های صنعتی بیخود خرج می شود. برای تاسیس و ساخت یک کارخانه با تکنولوژی بسیار نازل چینی میلیاردها پول و بودجه عمومی حیف و میل می شود در صورتی که اگر حتی 1 درصد آن بودجه در بخش کشاورزی  صرف می شد نتایج بسیار بهتر بود. بنظرم بسیار باعث تاسف است که تفکر سیاستمداران ایرانی برای اشتغال صرفا یک تفکر صنعتی و ایجاد کارخانه است. در مورد پسته کاری و پسته داری سالیان سال است که پسته ایران و بسیاری از محصولات کشاورزی ایران مانند صیفی جات و خشکبار و انگور گردو و خرما و انجیر به بوته فراموشی سپرده شده است. کشاورزی ایران در معرض نابودی کامل قرار گرفته و واردات محصولات کشاورزی منجر به بیکاری بسیاری از افرادی شده که در صنعت کشاورزی دخیل هستند. واردات چای موجب از بین رفتن محصول و بیکار شدن کشاورزان استانهای شمالی شده. واردات بی رویه مرکبات منجر به نابودی صنعت پرورش مرکبات شده و در مورد بسیاری از محصولات دیگر این رویه متاسفانه صدق می کند. درختان تنومند پسته که سالیان سال از پدران ما به ارث رسیده اند دچار مشکلات بسیاری شده اند بسیاری از بین رفته اند و بسیاری در معرض نابودی هستند. تقریبا هیچ بودجه قابل قبولی در صنعت پسته خرج نمی شو د و کشاورزان سال به سال فقیرتر می شوند. از طرفی هزینه های داشت و نگهداری و حفاظت درختان پسته بالا رفته و کشاورزان خره پا نمی توانند کشاورزی با صرفه ای داشته باشند. در کشور ایالات متحده که متاسفانه 2 سالی است که در تولید و فروش پسته این طلای سبز ایران بوی سبقت را از همتای ایرانی خود ربوده دولت منابع هنگفتی به صورت وام های حتی بلاعوض در اختیار کشاورزان پسته کار کالیفرنیا قرار می دهد. سوپسیدهای دولتی در بخش کشاورزی آمریکا و در بسیاری از کشورها موجب می شود که کشاورزان با خاطری آسوده به تولید و ایجاد اشتغال بپردازند. ماشین الات مدرن و نیروهای و مراکز تحقیقاتی پسته متعددی در آنجا احداث شده که کشاورزان بخوبی از آنها استفاده می کنند. در بسیاری از کشورها سوپسیدهای دولتی کنترل شده و موثر موجب شده که این کشورها در صدور محصولات خود بسیار موفق عمل کنند و بسیار نتیجه بخش باشد در صورتی که سوپسید کودهای کشاورزی در ایران به صورت غیر مستقیم به جیب مافیای کودی در ایران می رود و بدست کشاورز نمی رسد.  البته در ایران بهانه های زیادی از طرف مسولین بخش کشاورزی در عدم تخصیص بوجه بیان می شود از جمله کم آبی و خشکسالی و بالا بودن هزینه تولید که البته اینها فقط بهانه است و هر مشکلی راه حل خود را دارد و نباید با اینچنین بهانه هایی کشاورزی را تعطیل کرد و کشاورزان را بیکار و روستاها را خالی. بهر روی بحث و صحبت در این مقوله بسیار زیاد است ولی باید این نکات را یادآور شد که مسولین باید بدانند که کشاورزی دارای مزیت نسبی اقتصادی در ایران است و هر چه بیشتر در زمینه کشاورزی سرمایه گذاری شود باز هم جا  دارد. امروزه پسته ایرانٰ، خرمای مضافتی ایران، انجیر ایران، انگور و گردوی ایرانی و هنداوانه و خربزه و زعفران ایرانی در بازارهای کشورهای بسیار پیشرفته و بزرگ خریدار دارند و این کشورها براحتی و از روی شوق به دلار و یورو ین ....بابت محصولات کشاورزی ایرانی پول می پردازند و حتی پیش خرید می کنند اما شما کدام کالای صنعتی ایرانی (بغیر نفت و محصولات پتروشیمی) را می شناسید که در بازارهای بین المللی فروش داشته باشد. مسلما صنعت ایران مزیت نسبی در ایجاد اشتغال و ارزآوری ندارد و نخواهد داشت چون تکنولوژی روز را به ما نمی دهند. به امید سرافرازی و سربلندی کشور عزیزتر از جانمان ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٧
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED