از کشاورزی (پسته کاری) ما تا کشاورزی (پسته کاری) دیگران نوشته: دکتر نعمت احمدی

از کشاورزی (پسته کاری) ما تا کشاورزی (پسته کاری) دیگران

نوشته:  دکتر نعمت احمدی- برگرفته ازروزنامه شرق شماره 1456، شنبه، 15 بهمن 1390

انتخاب و تنظیم مطالب: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email: jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

تعطیلات ممتد هفته اول بهمن ماه و شروع امتحانات دانشگاه و تعطیلی کلاس‌ها وقت و فرصتی بود که از مدتی قبل برای سفر به وین باید از آن سود می‌بردم. مدتی است در مساله کشاورزی خصوصا صنعت پسته مطالعات بی‌وقفه‌ای دارم. ایران نه فقط در استان کرمان بیش از 240‌هزار هکتار باغ پسته مثمر دارد، بلکه نام پسته به دیگر زبان‌ها از زبان فارسی رفته است و از سوی دیگر نیز آمریکا برای نخستین بار به وسیله فردی به نام ویلیام وایت هورس که از کارمندان طرح مارشال یا اصل 4 ترومن بود ‌درصدد برآمد تا تولید پسته را در آمریکا شروع کند، برابر اطلاعاتی که در آمریکا از شرکت پارامونت بزرگ‌ترین تولید‌کننده پسته آمریکا و اتفاقا بزرگ‌ترین فروشنده پسته در جهان به دست آوردم و در اینترنت هم این اطلاعات موجود است، وایت هورس بیش از 110 رقم پسته را از ایران و افغانستان و ترکمنستان و دیگر نقاطی که درخت پسته روییده یا پرورش یافته بود به آمریکا برد و در منطقه‌ای که از نظر ارتفاع و آب و هوا مشابه ایران است پرورش داد. بخشی از ایالت کالیفرنیا مورد هدف این کارشناس کشاورزی مشغول به خدمت در اصل 4 ترومن قرار گرفت. بیش از 30 سال روی انواع واریته‌های مختلف پسته کارکرد و سرانجام با دگرگونی ژنتیکی روی ریشه، درختچه‌ای تولید کرد که مورد تایید دانشگاه برکلی قرارگرفت. بعد از تولید درخت پایه پسته، متناسب با آب و هوای کالیفرنیا، نوبت بعدی به انتخاب پیوند مناسب رسید. در باغی که مساحت آن 500 هکتار است و به باغ موزه پسته معروف شد و نگارنده هم سری به این باغ موزه زدم ده‌ها پیوند درخت پسته از پایه‌های مختلف از مناطقی که پسته‌خیز بودند مورد استفاده قرار گرفت و سرانجام نوعی پیوند پسته مورد تایید دانشگاه برکلی که به نام «کرمان» معروف است، در باغات آمریکا کاشته شد. امروزه هرفردی که قصد داشته باشد در آمریکا سرمایه‌گذاری روی صنعت پسته کند مجبور است که از طرح دانشگاه برکلی برای احداث باغ استفاده کند چون اقتصادی‌ترین طرح تولید چه از نظر زمان ثمردهی درختان و چه تناژ تولید را تا هم‌اکنون پیاده کرده‌اند. تفاوت احداث باغ در آمریکا و ایران، علمی بودن مرحله احداث باغ است یعنی کارشناسان خبره شرکت‌هایی که مراحل احداث باغ را در انحصار خود دارند با سرمایه‌گذار قراردادی منعقد می‌کنند. مراحل اولیه کارشناسی از همه نظر آب، هوا، خاک، نوع پسته و غیره به وسیله کارشناسان صورت می‌گیرد و پایه درخت و پیوند مناسب آب و هوایی انتخاب می‌شود. ابتدا نهال غرس می‌شود. در ایران حداقل چهار سال طول می‌کشد که پایه انتخابی آماده پیوند شود. دو سال هم بعد از پیوند لازم است تا شاخه جدید آماده تولید محصول شود. از سال سوم است که درخت به میوه می‌نشیند. سال چهارم و پنجم بعد از پیوند است که درخت به میوه می‌نشیند. چهار سال اولیه را به چهار سال دوم اضافه می‌کنیم هشت سال طول می‌کشد. اما آمریکا این زمان را به هشت سال تقلیل داده است. اول درختچه در گلخانه تولید می‌شود، بعد از آماده‌سازی زمین به محل احداث باغ انتقال می‌یابد، همان سال اول پیوند زده می‌شود با تغییرات ژنتیکی که در ریشه گیاه داده‌اند رشد ریشه آنقدر سریع است و باعث رویش ساقه می‌شود که درخت در سال دوم پیوند به بار اولیه می‌نشیند و سال چهارم احداث باغ، برداشت اقتصادی دارند. هم‌اکنون آمریکا با 80‌هزار هکتار باغ مثمر که سالانه نزدیک به 10‌هزار هکتار به وسعت آن افزوده می‌شود، بیش از 450‌هزار هکتار باغات ایران تولید محصول دارد و با توجه به توقفی که در احداث باغات جدید در ایران به لحاظ کمبود آب و نیز خشکیدن باغات قدیمی خصوصا در استان کرمان که با خشکسالی و کم‌آبی مفرط روبه‌رو هستیم هرساله از وسعت باغات ما کاسته می‌شود. نمی‌دانم چرا دولت به فکر تامین آب 320‌هزار هکتار باغات پسته استان کرمان که سالانه بیش از 5/1‌میلیارد دلار پسته تولید می‌کنند، نیست. راه‌های مختلفی وجود دارد که یکی از آسان‌ترین این راه‌ها، شیرین کردن آب دریا و انتقال آن به استان کرمان و رفع عطش باغاتی که در حال خشکیدن هستند، است. زمانی قرار بود از سرشاخه‌های کارون آب را به کرمان بیاورند. آنقدر این طرح سیاسی شد که حتی نام بردن از آب ذنب لایغفر است. اما آب‌های دریای عمان و خلیج‌فارس که سیاسی و جناحی نیستند سرمایه‌گذاری در نحوه شیرین کردن آب دریا و انتقال آن به باغات پسته کم‌هزینه‌ترین راهی است که قدیمی‌ترین تولید کشاورزی کشور را که چند‌میلیون فرصت شغلی در استان کرمان مستقیم و غیرمستقیم از این ممر کار و تلاش و امرارمعاش می‌کنند، احیا کند. در آمریکا آب را از صدها کیلومتر آن‌طرف‌تر به اراضی بیابانی کالیفرنیا انتقال دادند. باورکردنی نیست اراضی جدیدی که برای کشت پسته در آنجا سرمایه‌گذاری می‌شود دقیقا اراضی لم‌یزرعی است که مشابه آن را در فیلم‌های وسترن می‌بینیم با همان بافت و شباهت. سال گذشته که در معیت یکی از باغداران ایرانی مقیم آمریکا به مزرعه جدیدی که از حاصل فروش پسته موفق آن سال خریداری کرده بود رفتم، خاک درجه سه، یعنی خاکی را که فقط باید با آب و کود زیاد آن را اصلاح کرد خریداری کرده بود. در دلم گفتم مگر می‌شود در این خاک پسته تولید کرد؟ در سفر بعدی که به مزرعه‌اش سرزدم بیش از 300 هکتار زمین نامرغوبی که دیده بودم زیرکشت رفته و آماده پیوند بود. باغداران آمریکایی با تکیه بر کمک‌های علمی و دانشگاهی دوره بارآوری درخت پسته را از هفت سال به چهار سال کاهش داده‌اند و این بزرگ‌ترین دستاورد کشاورزان آمریکایی است. دومین تغییری که آمریکاییان عملا در تولید پسته به آن رسیده‌اند نتیجه تحقیق 30ساله ویلیام وایت هورس و دانشکده‌های مختلف، خصوصا دانشگاه برکلی در تعیین پیوند مناسب با آب و هوای کالیفرنیا و برداشت حداکثری از سال‌آوری پسته است، با این توضیح که در باغات آمریکا حداقل برداشت از چهار تن است و تولید شش تا هفت تن امری عادی است؛ تولیدی که توانسته از 80‌هزار هکتار باغ مثمر پسته آمریکا بیش از 320‌هزار هکتار باغ مثمر ایران محصول برداشت کند. در نتیجه هزینه تولید پسته در 320‌هزار هکتار چهار برابر هزینه تولید 80‌هزار هکتار است، اما تولید 80‌هزار هکتار مساوی با 320‌هزار هکتار باغات ایران است و همین مساله باغدار ایرانی را به ورشکستگی نزدیک کرده است. در ایران این باغدار است که به میل خود و بدون بررسی کارشناسی پیوند دلخواهش را به درخت پیوند می‌زند و امروزه انواع پسته، فندقی، اکبری، احمد آقایی و ده‌ها واریته دیگر حتی در یک باغ روی درختان دیده می‌شود که ثمردهی ندارند. برای نمونه 70 هکتار از مزرعه من در ساوه پیوند فندقی دارد که با تاسف مجبورم بعد از 15 سال سرمایه‌گذاری این پیوند را حذف و پیوند جدیدی جایگزین کنم. یعنی کل سرمایه‌گذاری 15ساله هدر می‌رود. حال اینکه از نظر علمی واریته جدیدی را که در این منطقه اقتصادی باشد هم نمی‌شناسم، فقط می‌دانم اصرار بر تولید پسته فندقی جز زیان حاصلی ندارد. اما چه واریته‌ای در منطقه ساوه اقتصادی است پایه علمی آن را باید مراکز علمی تعیین کنند. مرحله دیگر کشاورزی موضوع آب و کود است. ایران در منطقه کم‌آب قرار دارد. اراضی حاصلخیز کشور بدون آب هستند. تکنولوژی استحصال آب از زیرزمین مربوط به دهه‌های 30 و 40 است. امروزه چاه‌های آب در آمریکا تا عمق 700 متر هستند و آب از اعماق زمین استخراج می‌شود ولی در ایران عمق چاه‌ها 50 تا صد متر است و در منطقه کرمان به علت خشکیدن آب‌های سطحی دنبال آب می‌روند و عمق چاه‌ها به 400 متر هم رسیده است اما نقشه آب‌های زیرزمینی و اینکه در چه عمقی به آب‌های مطمئن می‌رسیم را نداریم، از طرفی وضع کشاورزی ایران نوعی وصله پینه کردن اختیارات است. آب را وزارت نیرو، زمین را وزارت جهاد کشاورزی، برق را شرکت برق منطقه‌ای و خرید و فروش محصول را وزارت بازرگانی در اختیار دارند و این طفلی که چند مدعی دارد وارث هیچ یک از پدران خود نیست و من کشاورز همان راهی را می‌روم که جدم در سال‌های پایانی قرن گذشته بدون حضور وزارتخانه‌های عریض و طویل می‌رفت. در این سفر که به وین آمده‌ام با توجه به قرار قبلی با یکی، دو شرکت تولید‌کننده کود، به آخرین حلقه معیوب تولید محصولات کشاورزی ایران رسیده‌ام. کود شیمیایی در دهه 40 در محصولات کشاورزی ایران رونق گرفت و کارخانجات تولید کود از آن سال‌ها شروع به فعالیت کردند. در کشوری که دومین منابع گازی جهان را در اختیار دارد و تولید کود شیمیایی با تکیه بر دانش روز می‌تواند به بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری در داخل کشور تبدیل شود خود وارد‌کننده کود است و کودهای تولیدی بدون توجه به نیاز آب و خاک و گیاه به صورت فله‌ای وارد و حتی تولید می‌شود. امروزه مقررات سخت اتحادیه اروپا بر تولید کودهای شیمیایی باعث شده صنعت جدید کودهای نانو شکل بگیرد؛ کودهایی که به دگرگونی و با تغییر عناصر خاک، مواد مورد نیاز گیاه را به صورت طبیعی برطرف می‌کنند، تولیدی که کشور همسایه ما ترکیه حرفی برای گفتن در سطح جهانی دارد اما در کشور ما با تاسف هنوز ناشناخته است، موادی که شیمیایی نیستند باعث فعل و انفعالاتی در خاک می‌شوند که در فصول مختلف عناصر مورد نیاز گیاه را در درون زمین مهیا می‌کنند و افزایش محصول را بعضا تا چند برابر باعث می‌شوند. دلم می‌گیرد وقتی به تنهایی مجبوری بار تحقیقات دولت را هم بر دوش بکشی و تولیدات هم اقتصادی نباشد. مدیر شرکتی که مشغول مذاکره با او هستم نگاهی به آزمایش‌های آب و خاک و برگ درختان مزرعه‌ام می‌اندازد و به آلمانی با کارشناسان خود صحبت می‌کند. کامپیوترها به کار می‌افتند، اعداد و ارقام بر صفحه مانیتور نقش می‌بندد و به وسیله مترجم از من می‌پرسد... راستی تولید امسال شما چقدر بود... نگاهم را از جمع می‌دزدم به دیوار اتاق؛ جایی که عکسی زیبا از درخت سیبی که ‌هزاران سیب آن با شادابی تمام رخ می‌نماید می‌اندازم و سکوت... از دفتر شرکت تولید‌کننده کود بیرون آمده‌ام. هوای سرد زمستانی وین با سوزی که در سومین روز بهمن تا عمق استخوان رسوخ می‌کند بدرقه راهم است. با تمام وجود گریه‌ام گرفته، هق‌هق گریه می‌کنم. چهره آفتاب سوخته و دستان پینه‌بسته کشاورز کرمانی در گرمای مردادماه را تجسم می‌کنم. برادر خسته نباشی، تولید امسالت چقدر بود؟ اشاره به کوله‌پشتی‌اش می‌کند... .

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٧
تگ ها :

بیماری های نماتدی در پسته

بیماری های نماتدی در پسته

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کاشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

Email: jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

نماتدها گروهی از کرمهای بسیار ریز هستند که برخی از گونه های آنها با چشم غیر مسلح قابل دیدن هستند. Nematodes از دو کلمه nama بمعنی موجود و todes نخ نما تشکیل شده است، نماتد یعنی موجودات نخ نما. هر جا که اثری از رطوبت در خاک باشد نماتدها هم وجود دارند. در همه گیاهان نماتدها خسارت زا هستند از گیاهان علفی و گندم و جو گرفته تا درختان پسته و سایر درختان دیگر. نماتدها معمولا از طریق ریشه به نباتات خسارت می زنند اما برخی از نماتد ها ممکن است قسمتهای هوایی گیاهان مثلا به ساقه ها خسارت بزنند (نماتد ساقه برنج  Ditylenchus anygustus). در باغات پسته ایران تحقیقات کاملی روی نماتدها در نقاط مختلف پسته خیز وجود ندارد و پروژه های انجام شده در مورد نماتدهای پسته در ایران بیشتر در حد تشخیص و شناسایی تاکسونومیکی بوده است و راه مبارزه قاطعی برای شرایط باغات پسته ایران معرفی نشده است. با توجه به خسارت شدید نماتدها در باغات پسته بویژه در مناطقی که باغات دارای خاک با بافت سبک، بررسی و تحقیق در مورد نماتدها امری الزامی بنظر می رسد. بسیاری از موارد کشاورزان خسارت و علایم بیماری های نماتدی را با علایم کمبودهای عناصر ماکرو و میکرو اشتباه می گیرند و فکر می کنند مشکل مسایل تغذیه ای و تنش ها هستند در حالی که مشکل اصلی وجود نماتدها و فعالیت شدید آنها روی ریشه است. گونه های مختلفی از این موجود خسارتزای ریز جثه در باغات پسته ایران و سایر نقاط پسته خیز دنیا شناسایی شده است.

نماتدهای خسارتزا در باغات پسته

 در سراسر دنیا در نواحی پسته خیز حدود 50 گونه از نماتدها شناسایی شده اند (Fatemy, 2009) که که بسیاری از آنها خسارت چندانی ایجاد نمی کنند (جدول شماره 1). اما برخی گونه های دیگر از نماتدها خسارات جدی به ریشه درختان پسته می رسانند. از جمله نماتدهای خسارتزا نماتد مولد زخم (Pratylenchus spp.) یا root lesion nematodes است. نماتدهای مولد زخم با ایجاد زخم بر روی ریشه درختان پسته موجب خسارت می شوند.علاوه بر ایجاد زخم روی ریشه ها ایندسته از نماتدها موجب تسهیل ورود عوامل خسارت زای ساپروفیت دیگر (قارچها، باکتریها و...) به داخل ریشه ها می شوندر(شکل 3 و 4) که در حالت عادی قادر به نفوذ نیستند. نماتد مولد زخم موجب ایجاد زخم های سیاه رنگ روی ریشه های بزرگ و قوی پسته می شود. اگر با چاقو مقداری از پوست ریشه آلوده به نماتد مولد زخم را کنار بزنیم می بینیم که زخم ها وسعت زیادی دارند و گاها به بافت آبکش ثانویه (Secondary phloem) هم می رسند (شکل شماره 1). همانطور که گفته شد نماتد مولد زخم را ورود عوامل بیماریزای ساپروفیت به ریشه درختان را هموار می کند و نهایتا موجب لهیدگی و پوسیدگی ریشه خواهد شد. پوسیدگی و لهیدگی پوست ریشه درختان پسته بیشتر ظاهری سیاه رنگ دارد که نشانه ای از فعالیت قارچهای ساپروفیت بویژه آسپرژیلوسها Aspergillus spp است (شکل شماره 1).

دومین و مهمترین نماتد خسارتزا در باغات پسته نماتد مولد غده یا گره Meloidogyne spp. است. دو گونه مهم خسارتزا (Meloidogyne javanica  و  M. incognita) گزارش شده اند. نماتدهای مولد غده شایع ترین و خسارت زا ترین نماتد ها در باغات پسته در ایران هستند و از نواحی مختلفی مانند باغات پسته کرمان، یزد و اصفهان و سمنان گزارش شده اند (Askarian et. al., 2006). علایم نماتد مولد غده در پسته می تواند بصورت زردی، کاهش رشد و زوال و گاها علایمی مانند علایم ناشی از کمبودها (بویژه ازت) باشد اما مهمترین و اطمینان بخش ترین علامت وجود گره ها یا غده های ریز روی ریشه ها است که با کنار زدن خاک ریشه و بررسی ریشه های مویین می توان این گره ها یا برآمدگی ها را بخوبی دید (شکل شماره 2). نماتدهای مولد غده در باغات پسته در شرایط رفسنجان (مهمترین ناحیه پسته خیز ایران) پلی سیکل (Polycycle) هستند یعنی در یک فصل زراعی بیش از یک دوره تولید مثلی یا زایشی دارند. برای نماتد مولد غده گونه M. incognita در شرایط رفسنجان تولید 5 نسل در طول یک فصل زراعی گزارش شده است (Banihashemi and Kheiri, 1995). تا حدود 50 نماتد ماده  Meloidogyne spp. در هر گرم از ریشه درختان پسته در منطقه رفسنجان گزارش شده است ((Farivar mahin, 1984. متاسفانه رقم اوحدی (Ohadi) که فراوانترین رقم تجاری کشت شده در ایران است به بیماری های نماتدی بویژه نماتد مواد گره بسیار حساس و آسیب پذیر است (Fatemi, 2009).

در باغات کالیفرنیا نماتدهای Meloidogyne spp., Pratylenchus spp. neglectus, Xiphinema americanum و  Paratylenchus hamatus گزارش شده اند که بسیاری از آنها خسارت چندانی تولید نمی کنند (Kodira & Westerdahl, 1995). در کالیفرنیا هم رقم Kerman نسبت به نماتد مولد غده (Meloidogyne spp.,) و همچنین بیماری قارچی گموز (حاصل از قارچ Phytophthora spp.) حساس تشخیص داده شده است. در کالیفرنیا پسته های  رقم  atlantica و  terebinthusنسبت به رقم Kerman نسبت به نماتد مولد غده و نماتد Pratylenchus vulnus مقاوم تر گزارش شده اند. گزارش هایی هم در مورد شکسته شدن مقاومت توسط نماتدها در رقم های atlantica و  terebinthusگزارش شده است و باید توجه داشت که مقاومت رقم ها نسبت به نماتدها همیشه قاطع و ثابت نیست و همیشه احتمال شکسته شدن مقاومت توسط نماتدها وجود دارد Westerdahl and  McKenry, 2002)). در پسته کاریهای ترکیه هم نماتدهای مختلفی از جنس های گوناگون بویژه در استان Sanliurfa گزارش شده است که خسارت چندانی ایجاد نمی کنند و اهمیت اقتصادی چندانی ندارند. یکی از دلایل مهم کاهش خسارت نماتدهای مولد غده  در استان Sanliurfa ترکیه بافت سنگین و رسی خاک استYildiz) 2007). در اسپانیا و ایتالیا هم نماتدهایی روی درختان پسته گزارش شده است که اهمیت اقتصادی چندانی ندارند.

مدیریت بیماری های نماتدی خسارتزا در باغات پسته

راههای مختلفی برای مدیریت بیماری های نماتدی و کاهش خسارت آنها در باغات پسته مطرح شده است شامل

-استفاده از رقم های مقاوم (رقم هایی از پسته وجود دارند که می توانند خسارت نماتدها را تحمل کنند و آسیب جدی به آنها در صورت هجوم نماتدها وارد نمی شود). تحقیقات نشان داده اند که پسته های رقم P. palaestina و P. atlantica نسبت به نماتد  M. incognita آسیب پذیری زیادی دارد و همچنین مشخص شده که پسته های رقم P. vera نسبت به نماتدهای  M. javanica و M. arenaria و  M. incognita  حساسیت زیادی دارند (Farivar mahin, 1984).  مطالعات نشان داده که پسته های رقم P. vera آسیب پذیرترین و رقم P. mutica دارای بیشترین مقاومت نسبت به نماتدهای مولد غده هستند. رقم های P. palaestina و همچنین P. atlantica و P. khinjuk دارای مقاومت متوسط نسبت به نماتدهای خسارتزا در باغات پسته هستند (Madani et al., 1995).

- استفاده از پایه های مقاوم (پایه هایی از پسته باید کاشت و توسعه یابند که نسبت به نماتد مقاوم باشند یا حداقل بتوانند خسارت نماتد را تحمل کنند). در ایران اکثر پایه ها از جمله کله قوچی، اوحدی، اکبری، اکبرآقایی، شاهپسند، علی آبادی، عباسعلی و خانجری نسبت به نماتد مولد غده (Meloidogyne javanica) حساس گزارش شده اند (Mohammadi Moghadam et al., 2006). بادامی ریز (Badami-reez) پایه ای بسیار مناسب برای توسعه در شرایط باغات پسته ایران است و تا حدی زیادی می تواند خسارت ناشی از نماتدهای خسارتزا و همچنین نسبت به برخی از امراض قارچی سرخشکیدگی پسیلومایسزی (Peacillomyces spp.) را تحمل کند است (Alizadeh et al, 2000).

- اجتناب از کاشت درختان یا نهالهای پسته در خاک آلوده به نماتد (بهتر است قبل از کاشت نهال یا بذر پسته از وجود نماتدهای خسارت زا و جمعیت نسبی آنها در خاک اطمینان حاصل کرد)

- جداسازی و ریشه کنی نقاط آلوده به نماتدها، باید حتما نواحی آلوده به نماتد و درختان بیماری که بشدت آلوده شده اند را ایزوله یا جداسازی کرد و درختان بشدت آلوده را معدوم و از آب انداخت چون نماتدها بسهولت از طریق آب آبیاری از درختان آلوده به درختان  سالم انتقال می یابند.

- جلوگیری از ورود حشرات و امراض قارچی و باکتریایی که موجب خسارت، ایجاد زخم و نهایتا به نفوذ بهتر نماتدها به ریشه می شوند

- کنترل بیولوژیک برای مبارزه با نماتدها با استفاده از قارچ ها، ویروس ها و نماتدهای شکارگر. البته این روش در ایران کاربردی ندارد وتوسعه نیافته اما در باغات پسته کالیفرنیا نمونه های موفقی از کنترل بیولوژیک  بر علیه نماتدها وجود دارد از جمله استفاده از باکتری آنتاگونیست  Pasteuria penetransبر علیه نماتدهای مولد غده یا Meloidogyne spp. و موارد دیگر.

 -استفاده از نور خورشید برای ضدعفونی کردن خاک و از بین بردن نماتدها یا Soil solarization. در این روش پس از اطمینان از رطوبت مناسب خاک و شخم خاک آلوده، سطح خاک آلوده به نماتدها را با ورقه های پلاستیکی یا پلی اتیلنی شفاف می پوشانند تا حرارت ایجاد شده توسط خورشید موجب ضدعفونی و پاک شدن خاک از نماتدها شود. باید توجه داشت که Soil solarization مراحل و شرایط خاصی را می طلبد و بسهولتی که فکر می کنیم نیست. البته Soil solarization موجب از بین بردن بذور علفهای هرز و قارچهای بیماریزا هم می شود. این روش در آمریکا کاربرد فراوانی دارد اما در ایران این روش بیشتر برای مبارزه با نماتدها در گلخانه ها استفاده می شود و در باغات پسته تقریبا کاربردی ندارد.

- آبیاری مکفی، عملیات خاکورزی مناسب و کوددهی بهینه و حاصلخیزی بیشتر، نهایتا موجب قوی ماندن درختان و تحمل خسارت ناشی از نماتدها در درختان پسته خواهد شد.

-استفاده از روش شیمیایی، دراین روش با استفاده از مواد شیمیایی مانند واپام، کلروپیکرین و متیل بروماید و...نواحی آلوده به نماتدها را پاکسازی می کنند. استفاده از فومیگاسیون یا گازدهی خاک با استفاده از مواد شیمیایی مانند متیل بروماید تقریبا پرکاربردترین روش مبارزه شیمیایی در باغات پسته است اما باید توجه داشت در مقیاس وسیع هیچگاه مبارزه شیمیایی و فومیگاسیون خاک مقرون به صرفه نیست. علاوه بر هزینه های گزاف مبارزه شیمیایی با نماتدها از طریق تیمار خاک آلوده، از نظر اثرات سو زیست محیطی هم مبارزه شیمیایی مضرات فراوانی برای اکوسیستم طبیعی باغات پسته دارد. گازدهی و مبارزه شیمیای فقط در مورد نهالستانهای پسته قابلیت کاربرد اقتصادی دارد و در ایالات متحده هم مبارزه شیمیایی مبارزه قابل توصیه ای برای نماتدهای خسارتزا در باغات پسته نیست.

-استفاده از آیش و تناوب با محصولاتی که میزبان نماتدها نباشند، در این روش زمین آلوده به نماتد را چند سالی به حال خود رها می کنند تا جمعیت نماتد بشدت کاهش یابد (آیش). در تناوب محصولی را بجای محصول اصلی در زمین آلوده به نماتد می کارند و چون محصول مورد نظر میزبان نماتد نیست بمرور جمعیت نماتدها در خاک کاهش می یابد. این روش بیشتر برای مبارزه با نماتدها در گیاهان زراعی و یکساله کاربرد دارد و برای مبارزه با نماتدهای درختان پسته روش مناسبی نیست.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٠
تگ ها :

آشنایی با علفهای هرز مهم باغات پسته و مبارزه با آنها

آشنایی با علفهای هرز مهم باغات پسته و مبارزه با آنها

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

مقدمه

علفهای هرز گیاهانی هستند که در جذب آب و مواد غذایی با درختان پسته رقابت می کنند. شناسایی و مبارزه صحیح با علفهای هرز کمک زیادی به افزایش عملکرد در باغات پسته خواهد کرد. اگر چه علفهای هرز همه درختان را تحت تاثیر قرار می دهند اما درختان جوانتر نسبت به آسیب علفهای هرز حساس ترند. چون علفهای هرز می توانند رشد و ثمردهی آنها را به تاخیر بیاندازد. علفهای هرز همچنین پناهگاه بسیاری از آفات و بیماری های گیاهی هستند. علفهای هرز در آبیاری باغات اختلال ایجاد می کنند و راندمان آبیاری را کاهش می دهند. از طرفی با اشغال محلها و کانالهای آبیاری مزاحمت در عبور و مرور آب ایجاد می کنند و از طرف دیگر با رقابت در جذب آب درصدی از آبی که باید برای آبیاری درختان پسته بمصرف برسد بهدر می دهند.

"علفهای هرز مهم در باغات پسته"

گونه های گیاهی مختلفی از علفهای هرز  در باغات پسته وجود دارند. برخی از این گونه ها سابقه چندین ده ساله در باغات پسته دارند. اما اخیرا با ورود و استفاده از کودهای دامی که از خارج از استانهای پسته خیز وارد باغات پسته شده اند بعلت وجود بذور علفهای هرز غیر بومی متاسفانه در برخی مناطق شاهد ظهور علفهای هرز جدیدی هستیم که سابقه ای در باغات پسته نداشته اند. در بسیاری از موارد کودهای دامی که از شهرها و استان های مجاور مناطق پسته خیز وارد این مناطق می شوند بعلت پوسیده نبودن مملو از بذور علفهای هرز هستند و علفهای هرز غیربومی متاسفانه بسرعت گسترش پیدا می کنند. اما مهمترین علفهای هرز موجود در باغات پسته عبارتند از مرغ یا پنجه مرغی (Cynodon dactylon)، اویار سلام (Cyperrus esculentus)، سلمه تره   (Chenopodium spp.)، هفت بند (Polygonum convolvulus)، درمنه (Artemisia annua)، بارهنگ (Plantago spp.)، سس (Cuscuta spp.)، یونجه وحشی (Medicago spp.)، خارخسگ (Tribulus spp.)، پیچک صحرایی (Convulvulus spp.)، گل گندم (Centaurea spp.)، جارو(Kochia scoparia) ، علف شور (Salsola kali)، تاج خروس (Amaranthus spp.)، خرفه (Portulace olercea)، دیچیتاریا یا انگشتی (Digitaria spp.)، گل جالیز (Orbanche spp.)، خارشتر (Alhagi spp.) و ..

 "روش های مبارزه با علفهای هرز در باغات پسته"

بهترین راه مبارزه با علفهای هرز استفاده از مبارزه تلفیقی با آنها است. مبارزه تلفیقی با علفهای هرز (Integrated weed management) عبارتست از بکار گیری استراتژیهای مختلف بمنظور مدیریت جمعیت علفهای هرز و رساندن جمعیت علفهای هرز به زیر حد آستانه زیان اقتصادی. مبارزه تلفیقی برای مبارزه با علفهای هرز باغات پسته در کالیفرنیا اهمیت زیادی دارد.  این استراتژی ها یا روش های مبارزه می تواند زراعی، شیمیایی، مکانیکی و بیولوژیکی باشد. باید توجه داشت که مبارزه تلفیقی با علفهای هرز از یک باغ به باغ دیگر ممکن است فرق کند. موقعیت مکانی، شرایط اقلیمی، نوع خاک، روش های آبیاری، توپوگرافی منطقه و همچنین روش های مرسوم کنترل علفهای هرز که توسط باغداران مورد استفاده قرار می گیرند در انتخاب نوع روش مبارزه با علفهای هرز تاثیرگذار خواهند بود. روش معمول کنترل علفهای هرز در باغات پسته روش های مکانیکی ( قطع یا کندن یا انهدام فیزیکی علف های هرز با استفاده از دست یا ابزار دیگر) و همچنین روش شیمیایی (حذف علف هرز با استفاده از سموم علف کش) هستند. علفهای هرز موجود در فواصل ردیف های درختان پسته با استفاده از شخم یا تیلر و هچنین با استفاده از سموم علف کش از بین برده می شوند. نوع سیستم آبیاری، مقدار آبی که در هر آبیاری استفاده می شود و الگوی بارندگی در کارآیی روش مبارزه شیمیایی تاثیر گذارند. مثلا در سیسیتم های آبیاری تحت فشار (sprinkler) بعلت وجود رطوبت زیاد در اطراف درختان میزان تجزیه علف کش ها و پرت آنها بالا است. علف کش های شیمیایی در شرایط دمایی و رطوبتی بالا سریعا تجزیه می شوند و در شرایط رطوبت و دمای پایین دوام بیشتری دارند. بهمین علت است که توصیه می شود پس از کاربرد علف کش درخاک بلافاصله آبیاری انجام نشود و حداقل یک بازه زمانی چند روزه در نظر گرفته شود. در پسته کاری های کالیفرنیا علفکش های معدودی برای مبارزه با علفهای هرز در باغات پسته به ثبت رسیده اند. انتخاب یک علف کش بسیار مهم است و به پارامترهای متعددی بستگی دارد از جمله نوع گونه علف هرز، مرحله رشدی علف هرز، تراکم علف هرز، میزان کشندگی علف کش، دوام علف کش در محیط، نوع خاک، میزان رطوبت خاک، روش آبیاری، شرایط محیطی، تجهیزات در دسترس و همچنین صرفه اقتصادی. مبارزه بیولو‍ژیکی (Biological control) با علفهای هرز بدین معناست که با استفاده از عوامل کنترل گر طبیعی (antagonist) جمعیت علفهای هرز به پایین حد زیان اقتصادی رسانده شود. در این روش از عوامل کنترل کننده بیولوژیکی مانند قارچها و باکتریها و.... برای کنترل علفهای هرز باغات پسته استفاده می شود. مبارزه بیولوژیک محدودیت های زیادی دارد و در مقیاس وسیع هیچگاه مورد استفاده قرار نگرفته است.

"تقسیم بندی علف کش های مورد استفاده در باغات پسته"

علف کش ها از نظر زمان استفاده به دو دسته تقسیم بندی می شوند. دسته اول علف کش های پیش رویشی (preemergent) که قبل از سبز شدن بذور علفهای هرز و بمنظور جلوگیری از جوانه زدن علف هرز در خاک استفاده می شوند و دسته دوم علف کش هایی پس رویشی (postemergent) که بعد از سبز شدن بذر علف هرز برای مبارزه با آنها بکار می روند. علف کش های قبل از سبز شدن یا preemergent مانع جوانه زنی و رویش علفهای هرز می شوند و قادر به کنترل علفهای هرز رویش یافته نیستند. میزان پایداری و دوام این دسته از علف کش ها در بهترین شرایط یکسال و یا کمی بیشتر است البته بستگی دارد به میزان یا درجه  حل شدن علف کش، قدرت جذب علف کش توسط خاک، نوع گونه علف هرز و دوز مصرف علف کش. . تا کنون هیچ گونه علف کش پیش رویشی (preemergent) برای مصرف در باغات پسته به ثبت نرسیده است. شاید دلیل آن حساس بودن بسیار زیاد نهالهای پسته به باقیمانده سموم قبل از رویشی مانند  Karmex یا Princep باشد. نوع بافت خاک و روش آبیاری اهمیت اساسی در تاثیر یا کارآیی یک علفکش دارند. مسلما پایداری علف کش ها در خاکهای با بافت سنگین نسبت به خاکهای با بافت سبک بشتر است. در خاکهای سبک آبشویی موجب می شود که مقدار قابل ملاحظه ای از علف کش ها از خاک سطح الارض شسته و به پایین برده شوند. آبشویی علف کش های پیش از رویش در زمین های با بافت سبک و شنی بسیار بیشتر از خاکهای سنگین یا دارای clay است. بعنوان یک قاعده کلی علف کش های پیش رویشی برای فعال شدن بعد از مصرف در خاک نیاز ضروری به آب بارندگی یا آب آبیاری دارند. علف کش های postemergent بصورت مستقیم روی علفهای هرز روییده در باغات پاشیده می شوند. علف کش های پس از رویش در باغات پسته به دو دسته علف کش های تماسی (contact herbicide) و علفکشهای انتقالی یا منتقل شونده (Translocated herbicides) تقسیم بندی می شوند. معروفترین علف کش تماسی مورد استفاده در باغات پسته کالیفرنیا پاراکوات (paraquat) است. پاشش محلول پاراکوات مخصوصا بر روی برگهای جوان علف های هرز در باغات پسته موجب انهدام آنها می شود. نکته مهم در بازدهی مناسب علف کش های تماسی مانند پاراکوات این است که باید حتما محلول سم بصورت یکنواخت و کامل روی علفهای هرز پاشیده شود و پوشش یکنواختی از سم روی علف هرز ایجاد شود. علف کش های انتقالی یا سیستمیک (Translocated herbicides ) آندسته از علف کش هایی هستند که توسط علف هرز جذب می شوند و در گیاه (علف هرز) جابجا می شوند تا به نقطه اثر برسند. سردسته ایندسته از علف کش های انتقالی گلیفوسیت (glyphosate) است. علف کش گلیفوسیت بعد از پاشش از طریق برگها یا اندامهای دیگر مانند ساقه های نازک یا ریزوم ها (مثلا در علف پنجه مرغی یا مرغ به اسم محلی هریز در استان کرمان) جذب شده و بعد از گذشت چند روز (حدود 2 هفته) به محل اثر یعنی ریشه علف هرز رسیده و ریشه را از فعالیت انداخته و نتیجتا علف هرز نابود می شود. چون گلیفوسیت ریشه ها را از کار می اندازد جذب آب و مواد غذایی توسط علف هرز غیر ممکن شده و علف هرز می خشکد ( مانند گیاهی که در اثر کمبود شدید آب خشک شده باشد). بر خلاف علف کش های تماسی (مثلا پاراکوات) در علف کش های انتقالی مانند گلیفوسیت ایجاد پوشش کامل از سم روی گیاه ضروری نیست. یک تقسیم بندی دیگر هم در مورد علف کش های پس از رویش وجود دارد و شامل علفکش های انتخابی (Selective herbicides) و علف کش های غیر انتخابی (Nonselective herbicides) است.  علف کش های انتخابی علف کش هایی هستند که حالت انتخابی دارند یعنی برخی گیاهان را از بین می برند  در حالی که آسیبی به سایر گیاهان نمی زنند.  مانند علف کش های  sethoxydimو fluazifop-p-butyl که فقط علفهای هرز نازک برگ (grassy weeds) را کنترل می کند و آسیبی به سایر گیاهان نمی زنند. علف کش های غیر انتخابی آندسته از علف کش ها هستند که طیف وسیعی از علف های هرز شامل باریک برگ و پهن برگها را نابود می کنند از علف کش های غیر انتخابی پاراکوات و گلیفوسیت را می توان برشمرد. در مورد علف کش های پس رویشی یا postemergent بهترین زمان برای استفاده هنگامی است که علفهای هرز به مرحله تولید بذر رسیده باشند (seedling stage.

"مبارزه با علفهای هرز"

پیشگیری همیشه بهتر از درمان است حتی در مورد علف های هرز در باغات پسته. باید حتی المکان از ورود بذور علف های هرز به داخل باغات بویژه توسط کانالهای آبیاری و جویها جلوگیری کرد. در باغات پسته ایالات متحده و استرالیا فیلترهایی بسیار کارآمد در محل ورودی کانالهای آب و نهرها تعبیه شده است که از ورود کوچکترین بذور علفهای هرز به داخل باغات جلوگیری می کند. روش آبیاری غرآقابی که متاسفانه در بیش از 90 درصد باغات پسته ایران وجود دارد و موجب ایجاد نواحی پر از آب حتی بعد از گذشت چندین روز از آبیاری می شود بهترین محل را برای رشد و نمو علف های هرز را فرآهم می کند. کنترل علفهای هرز واقع در بیرون محدوده و اطراف باغات پسته قبل از اینکه علفهای هرز به مرحله تولید بذر برسند بسیار مهم است. البته باید توجه داشت که بسیاری از علفهای هرز موجود در حاشیه باغات پسته پناهگاه برخی از آفات مهم از جمله سن های پسته هستند و در صورت وجود جمعیت بالای آفت سن روی برخی علفهای هرز حاشیه باغات پسته مانند علف شوره (Salsola spp.)، درمنه (Artemisia spp.) و ....مبارزه با آنها می تواند خطر آفرین باشد و موجب انتقال آفت به داخل باغ شود. از انتقال بذور علفهای هرز از طریق تراکتور و سایر ابزارآلات به داخل باغهای سالم  باید جلوگیری کرد. مبارزه شیمیایی در مرحله تولید بذر در علفهای هرز بسیار مهم است. باید توجه داشت که علفهای هرز در مراحل ابتدایی دوره رشد خود ضعیف هستند و قدرت چندانی در جذب آب و مواد غذایی و رقابت به پسته ندارند اما بمرور و پس از گذران دوران ابتدایی رشد و در مرحله بلوغ بسیار خطرناک و خسارتزا می شوند. کنترل شیمیایی و مکانیکی علفهای هرز در دوران ابتدایی رشد بسیار راحتتر و موفقیت آمیزتر است نسبت به دوران بلوغ علفهای هرز. در مدیریت موفق علفهای هرز ردیابی یا مونیتورینگ علفهای هرز مساله مهمی بشمار می آید. بازدید از زمین های حواشی باغات و بازدید محل ها یا  کانالهای و نهرهای ورودی و خروجی آب مهم هستند. بازدید بمنظور تخمین جمعیت یا برآورد نسبی خسارت علفهای هرز حداقل 4 بار در سال (هر فصل یک بازدید) ضروری بنظر می رسد. بازدید از محل هایی که بعلت تجمع آب دارای رطوبت نسبی هستند هم در ردیابی علفهای هرز در باغات پسته اهمیت دارد بخصوص در نواحی پسته خیز استان کرمان که با نوعا با روش غرقابی آبیاری می شوند بازدید بمنظور ردیابی علفهای هرز در محل هایی که ارتفاع کمتری از کف باغ دارند و هنگام آبیاری پر از آب می شوند مهم است. نوع علف هرز شایع در هر منطقه، محل رشد علف هرز و گسترش آن در باغ و بررسی دقیق تاریخچه کنترل هر علف هرز و نحوه مبارزه (شیمیایی و فیزیکی و...) در اتخاذ تصمیم بهتر و نهایتا کنترل موثرتر اهمیت اساسی دارد. ثبت فصل به فصل مشاهدات بمنظور تعیین استرات‍ژی موثرتر در سالهای آینده مهم است. بعنوان مثال کانون های آلودگی و خسارات نسبی آنها را می توان در طول سالیان متمادی در باغ پسته ثبت کرد و به جمع بندی بهتری رسید.  کنترل یا از بین بردن بذور علف های هرز در باغات پسته بسیار سخت و تقریبا غیرممکن است و تنها روش برای از بین بردن بذور علفهای هرز در خاک استفاده از روش فومیگاسیون (fumigation) است که بسیار هزینه بر است. از بین بردن فیزیکی یا شیمیایی علف هرز قبل از مرحله تولید بذر بسیار مهم است. نباید اینقدر به علف هرز فرصت داد تا به مرحله اتمام بذر دهی برسد و بعدا پخش شدن بذور بویژه توسط باد مشکل آفرین شود بنظر می رسد بهترین بازه زمانی در کنترل بسیاری از علفهای هرز در باغات پسته اندکی قبل از اتمام مرحله تولید بذر باشد. در مورد علفهای هرز دایمی مانند مرغ بهتر است مبارزه بصورت تلفیقی از مکانیکی و شیمیایی باشد و البته باید توجه داشت که برای ریشه کنی علف های هرز دایمی و خطرناک باید صبور بود و یکساله نمی توان به نتیجه رسید. پرکاربردترین علف کش مورد استفاده در باغات پسته در ایران گلیفوسیت پرمصرف ترین سم علف کش در باغات پسته است. گلیفوسیت برای مبارزه با طیف وسیعی از علفهای هرز موجود در باغات پسته بویژه مرغ (Cynodon dactylon) کاربرد دارد و یک علف کش غیر انتخابی است. حساسیت درختان جوان نسبت به گلیفوسیت زیاد است و باید دقت کرد که علف کش روی شاخ و برگ درختان ریخته نشود. در مورد علف های هرزی مانند مرغ (Cynodon dactylon) که با شخم زدن یا مبارزه مکانیکی که موجب انتقال و گسترش آن می شود استفاده از علف کش گلیفوسیت می تواند کارساز باشد. در مورد مرغ که علف هرزی سمج و خطرناک است کاربرد گلیفوسیت در یک نوبت کارساز نیست و برای از بین بردن ساقه های زیر زمینی (ریزوم ها) باید سم پاشی را تکرار کرد.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٦
تگ ها :

آیا توسعه دانشکده های کشاورزی در ایران ضروری است!؟

آیا توسعه دانشکده های کشاورزی در ایران ضروری است!؟

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

          Email: jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

اوضاع فعلی کشاورزی و آموزش کشاورزی در ایران تاسف بار و حزن انگیز است. هدف از تهیه این مطالب صرفا هشدار و آگاه سازی است و قصد اتهام بستن به این و آن نیست و باید مسایل بسیاری را رعایت کرد در نوشتن مطالب. بسیاری از مطالب را نمی توان نوشت و نوشتن برخی مطالب برای شخص نویسنده دردسرساز خواهد شد. ابتدا باید از دانشگاهها و دانشکده های کشاورزی در سراسر ایران شروع کرد. سالانه هزاران هزار جوان از دختر و پسر وارد رشته های کشاورزی در ایران می شوند به امید دستیابی به شغل و حرفه مناسب. مهندسی کشاورزی در ایران بیش از 13 گرایش مختلف در دانشگاهها تدریس می شود مانند باغبانی، زراعت، ماشین آلات و ....بعد از فارغ التحصیلی تقریبا هیچ کاری برای فارغ التحصیلان وجود ندارد و مشکل همه فارغ التحصیلان در گرایش های مختلف را می خواهند با تاسیس گلخانه حل کنند. فارغ التحصیل اقتصاد کشاورزی یا ماشین آلات چگونه می تواند گلخانه تاسیس کند. تنها را برای اشتغال فارغ التحصیلان در حال حاضر تاسیس گلخانه است. گلخانه داری هم مشکلات و مصایب خاص خود را دارد و هیچ خانمی علاقه ندارد که در چند ده کیلومتری از شهر و محل زندگی خود به پرورش گل و خیار بپردازد. البته در گلخانه داری هم سود چندانی نیست و بسیاری هم متضرر شده اند و عطای گلخانه داری را به لقایش بخشیده اند بویژه در شهرهای بزرگ مانند تهران و اصفهان و مشهد. سوال اساسی اینجاست که چرا با وجود اینهمه فارغ التحصیل بیکار در رشته های کشاورزی با هم به تاسیس دانشگاهها و دانشکده ها کشاورزی اقدام می شود. جدیدا هم دانشگاه پیام نور به ایجاد دانشکده های کشاورزی در سراسر ایران پرداخته و وضع موجود را اسفناکتر کرده است. گرایش های کشاورزی جدیدی از طرف دانشگاه پیام نور در رشته های کشاورزی جدیدا اختراع شده که بنظرم بسیار مضحک بنظر می رسند و فقط تلف کردن وقت و عمر کسانی است که متاسفانه از عنفوان جوانی راه را به بیراهه می روند. گرایش های مضحک پیام نوری در رشته های کشاورزی عبارتند از مهندسی کشاورزی-آبادانی روستاها، توسعه روستاها، مهندسی علوم کشاورزی و بسیاری از این مزخرفات. فقط وقت و عمر جوانان بیچاره را تلف می کنند. از طرف دیگر دانشکده های کشاورزی فقط به کارخانجات تولید مدرک مبدل شده اند. فارغ التحصیل کشاورزی می شناسم که فرق جو و گندم و فرق امولسیون و سوسپانسیون را نمی داند. فرق عناصر ماکر و میکرو را نمی داند و فقط با پول دادن و نمرات ناپلونی مدرک کشاورزی گرفته است. در دانشگاههای آزاد هم وضع معلوم است. بعنوان مثال در دانشگاه تهران که مثلا در مقطع کارشناسی ارشد زراعت و اصلاح نباتات ماکزیمم 8 تا 10 دانشجو در بهترین درجه از امکانات سالیانه پذیرش می کند دانشگاه آزاد واحد جیرفت استان کرمان بیش از 50 دانشجو سالیانه پذیرش می کند که باعث تعجب و همچنین تاسف است. چون تفکر سیاستمداران ایرانی برای اشتغال تفکر صنعتی است مسلما نیازی به تاسیس دانشکده های کشاورزی برای اتلاف وقت و عمر جوانانی که وارد این عرصه می شوند نیست. هر محصول کشاورزی که در ایران مورد نیاز باشد و مصرف داشته باشند سریعا از خارج وارد می شوند از گندم بگیر تا روغن و قند و شکر چرا باید هزینه کرد و دانشگاه کشاورزی تاسیس کرد؟ تا زمانی که نفت وجود دارد توسعه کشاورزی در ایران اتفاق نخواهد افتاد. نفت مشکل اصلی اقتصاد ایران است. وقتی که نفت نباشد دلاری هم برای واردات بی رویه محصولات کشاورزی و بلوکه کردن کشاورزی در ایران وجود ندارد و اجبارا کشاورزی ایران رونق می گیرد و آن زمان هنگامی است که باید به توسعه آموزشکده و دانشکده های کشاورزی پرداخت نه الان. ارتباطی میان صنعت کشاورزی با دانشگاههای کشاورزی در ایران تقریبا وجود ندارد. تحقیقات کشاورزی فقط تلف کردن بودجه بیت المال در ایران است. چون تمامی تحقیقات کشاورزی در ایران بعد ار مشقات و زحمات زیادی که فرد محقق انجام می دهد در کنج کتابخانه ها و قفسه ها باقی می ماند و هیچگاه به مرحله عملی در مزرعه و باغ نمی رسد. ارتباط درست و منطقی بین محقیقین مراکز تحقیقات کشاورزی با کشاورزان یا تولید کنندگان در روستاها وجود ندارد. تشکیل رابطه مناسب بین مراکز تحقیقات کشاورزی با کشاورزان در ایران از واجب ترین کارهاست که باید انجام شود. وجود دارند فارغ التحصیلان نخبه کشاورزی ایرانی که به برترین کرسی های علمی در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی بزرگ امریکا و کانادا دست یافته اند اما اگر کسی نخواهد ترک وطن کند برای نتیجه زحماتش به هیچ وجه قدردانی وجود ندارد و باید بسوزد و بسازد. ماجرای مضحک استخدام در وزارت جهاد کشاورزی هم جالب است و در حالی که مجلس دولت را به استخدام چند هزار کارشناس کشاورزی مجبور کرده اما دولت زیر بار نمی رود و قانون را اجرا نمی کند. البته بنظر من همین کارمندانی که در دستگاههای دولتی مربوط به کشاورزی کار می کنند اضافی هستند و نیازی به جذب نیروی جدید در وزارت کشاورزی نیست. چون برنامه ای وجود ندارد که بخواهد بر اساس آن نیاز به استخدام  نیروی جدید باشد. حرفها و گفته ها بسیارند حرفهایی که همانطور گفتم نمی شود نوشت بهر روی تو بخوان حدیث مفصل از این مجمل.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED