بررسی فاکتورهای محیطی تاثیرگذار در محلولپاشی (تغذیه برگی) در باغات پسته

بررسی فاکتورهای محیطی تاثیرگذار در محلولپاشی (تغذیه برگی) در باغات پسته

                  نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

محلولپاشی یا تغذیه برگی یکی از فاکتورهای بسیار مهم و کلیدی در تغذیه باغات پسته در ایران است. مقالات متعددی راجع به محلولپاشی باغات پسته در این وبلاگ موجود است که خوانندگان محترم می توانند به آنها رجوع کنند. بصورت خلاصه 3 فاکتور مهم محیطی در محلولپاشی عناصر مختلف ماکرو و میکرو بسیار اهمیت دارند عامل اول نور خورشید یا light است. باید توجه داشت که وقتی اشاره با نور خورشید می شود فقط در ارتباط با محلولپاشی است اگر چه می تواند در مورد سم پاشی ها هم مصداق داشته باشد. مطالعات زیادی وجود دارد که نشان می دهد جذب عناصر توسط روزنه های برگ در حضور نور تشدید می شود. هر چه مقدار نور خورشید بیشتر باشد مقدار جذب عناصر از طریق محلولپاشی بیشتر می شود. باید توجه داشت این مطلب با بحث ایجاد دمای بالا در اثر نور شدید اشتباه گرفته نشود. بعبارت واضحتر نور شدید خورشید بخصوص در تابستان و اواسط روز چون موجب افزایش درجه حرارت در محیط برگها می شود اثرات منفی روی جذب عناصر خواهد داشت. بررسی ها نشان داده که جذب بسیاری از عناصر ماکرو و میکرو از طریق برگها در حضور نور تشدید می شود. این مساله بخصوص در مورد کوتیکول نسبتا ضخیم برگ پسته اهمیت زیادی دارد. بنابراین محلولپاشی در غروب و شب و در عدم حضور نور توجیه زیادی نمی تواند داشته باشد. عامل مهم دوم در محلولپاشی وجود رطوبت یا رطوبت نسبی محیط است. بخوبی و در مطالعات مختلف نشان داده شده است که هر چه مقدار رطوبت نسبی محیط بالاتر باشد مقدار جذب مواد پاشیده شده روی برگها بیشتر خواهد بود. مقدار جذب مواد غذایی توسط برگها در برخی از موارد در مورد برگهای مرطوب و رطوبت بالا نسبت به برگهای خشک و رطوبت پایین چندین برابر بوده است. مطالعات نشان داده هر چه مقدار رطوبت  نسبی برگها و محیط اطراف آنها بالاتر باشد کوتیکول متورم تر می شود و تورم کوتیکول در برگها موجب بیشتر باز شدن روزنه ها در برگ و نهایتا بیشتر شدن راندمان جذب عناصر مختلف توسط برگها خواهد شد. هر گونه تغییری در ساختار کوتیکول برگ جذب مولکولهای آبدوست (هیدورفیلیک) را افزایش خواهد داد. یکی از نکات بسیار کلیدی در افزایش راندمان محلولپاشی در باغات پسته ایران محلولپاشی بعد از آبیاری باغات است. باید حتی المقدور در یک دوره 4 تا 5 روزه بعد از آبیاری محلولپاشی انجام شود. بخوبی مشاهده شده است که در باغاتی که زمین خشک باشد محلولپاشی جواب چندانی نخواهد داد. یکی از شگردهای کارساز این است که سعی شود قبل از محلولپاشی ابتدا آبپاشی روی برگها انجام شود و سپس اندکی قبل از خشک شدن برگها محلولپاشی انجام شود. با این کار هم سطح روزنه ها و کوتیکول تمیز خواهد شد و هم با ایجاد رطوبت نسبی محیط اطراف برگ مقدار جذب افزایش خواهد یافت. عامل سوم مقدار درجه حرارت محیط است. مقدار بالای درجه حرارت هوا زمان محلولپاشی علاوه بر خطر ایجاد گیاهسوزی موجب کاهش راندمان جذب خواهد شد چون دمای بالا بصورت اتوماتیک موجب بسته شدن روزنه های برگ و عدم جذب مواد از طریق برگها خواهد شد. علاوه بر عوامل محیطی که بصورت خلاصه اشاره شد عوامل غیر محیطی مختلف دیگری هم در پدیده محلولپاشی صحیح دخالت دارند که سعی می شود بعدا به آنها پرداخته شود.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٩
تگ ها :

ممنوعیت صادرات پسته پاداش دولت به زحمتکشان پسته کار!!

ممنوعیت صادرات پسته پاداش دولت به زحمتکشان پسته کار!!

                  نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

تصمیم دولتمردان محترم مبنی بر ممنوعیت صادارت پسته حقیقتا ضربه مهلکی را به صنعت پسته ایران و رونق پسته در ایران زد. دقیقا معلوم نیست که چرا چنین تصمیمی گرفته شده است! آیا واقعا در مورد این تصمیم کارشناسی صورت گرفته است یا نه؟ مسلما اینچنین تصمیم هایی هیچ کمکی را به باغداران و کشاورزان نخواهد کرد. نتیجه مستقیم این تصمیم قطعا کاهش قیمت پسته و کاهش سود باغداران و پسته کاران خواهد بود. بنده بعنوان یک نماینده کوچک از باغداران و زحمتکشان این عرصه نهایت نارضایتی خود را از این چنین تصمیم هایی اعلام می دارم. تجربه بخوبی ثابت کرده است که این اقدام تاثیر چندانی روی قیمت پسته در بازار داخلی ایران نخواهد داشت و موجب کاهش قیمت خرید پسته از سوی تاجران و صادرکنندگان خواهد شد. جالب اینجاست در شرایط تحریم و کمبود منابع ارزی کشور عزیزمان ایران چنین تصمیمی گرفته شده است. مسلما هر چه مقدار صادارت پسته افزایش پیدا کند ارز بیشتری وارد کشورمان خواهد شد و طبعا ممنوعیت صادارت پسته می تواند درآمدهای ارزی ایران را کاهش دهد. کشاورز و باغدار باید از طرف دولت حمایت شود با روش های مختلف نه اینکه جلوی صادرات این محصول مهم و استراتژیک گرفته شود. دهها هزار نفر از فعالان این صنعت از کشاورز بگیر تا تاجر و....از این تصمیم ضرر خواهند دید. براستی مسول این همه ضرر و زیان چه افرادی باید باشند!! کاش حداقل بمدت یکی دو ماه قبل از عید نوروز این تصمیم اتخاذ می شد نه 6 ماه ممنوعیت صادارت پسته!! واقعا باید حمایتهای دولتهایی که در آن کشورها پسته کاری وجود دارد با حمایتهای دولت ایران ایران از کشاورزان پسته کار مقایسه شود تا تصویر روشن تری بدست آید!! غیر از تاسف و افسوس و یاس اینچنین تصمیم هایی هیچ کمکی به کاهش قیمت پسته در بازار داخلی ایران نخواهد کرد. "محمدرضا پورابراهیمی نماینده مردم کرمان و نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس با انتقاد از مصوبه ستاد تنظیم بازار در ممنوعیت صادرات 6 ماهه پسته به خارج از کشور، این تصمیم را غیرکارشناسی و غیر منطقی خواند و گفت: ستاد تنظیم بازار باید به اولویت کالاهای ضروری مردم بپردازد؛ انتظار این است که این ستاد قیمت کالاهایی مثل گوشت، برنج و روغن را تنظیم کند. پورابراهیمی با بیان اینکه پسته بعد از قالی بیشترین سهم صادرات غیرنفتی کشور را دارد، تصریح کرد: ما از طریق صادرات پسته ارز مناسبی وارد کشور می‌کنیم اکنون که به شدت نیازمند بهبود وضعیت ارز هستیم نباید با کارهای غیرکارشناسی منابع اقتصادی کشور را با مشکل مواجه کنیم. ین نماینده مجلس تاکید کرد: این مصوبه نه تنها هیچ کمکی به بهبود وضعیت ارز نمی‌کند بلکه صدماتی نیز به دنبال دارد. وی افزود: اینکه گفته شده صادرات پسته به مدت 6 ماه متوقف شود این سؤال را به دنبال دارد که آیا بازارهای خارجی مصرف خود را متوقف می‌کنند تا ایران مجددا پسته صادر کند یا اینکه بازارهای دیگر را جایگزین می‌کنند؛ مشخص است که در این صورت ایران بعد از 6 ماه برای صادرات پسته مشکل خواهد داشت چرا که بازارهای دیگری جایگزین ایران خواهد شد. پورابراهیمی با بیان اینکه آمریکا در ده سال گذشته صادرات پسته خود را 2.5 برابر افزایش داده است، خاطرنشان کرد: البته به لطف خداوند کیفیت پسته ایرانی طوری است که هیچ محصولی در دنیا نمی‌‌تواند جایگزین آن شود. ماینده مردم کرمان از جلسه نمایندگان شهرستان‌هایی که صادرات پسته دارند در هفته آینده مجلس خبر داد و گفت: در این جلسه برای باطل کردن این مصوبه تلاش خواهیم کرد. ورابراهیمی در پاسخ به این سؤال که راهکار شما برای مقابله با افزایش قیمت پسته در کشور چیست، خاطرنشان کرد: ما امسال می‌توانیم پسته مصرف نکنیم و یا اینکه کمتر مصرف کنیم اما در مقابل پسته را صادر کنیم و از ارز آن برای تأمین کالاهای اساسی اقدام کنیم؛ ما می‌‌توانیم از صادرکنندگان پسته تعهد بخواهیم که ارزشان را وارد کشور کنند و یا اینکه برابر ارز، کالاهای اساسی وارد کشور کنند. نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه می‌توان با تصمیم کارشناسی نسبت به تنظیم قیمت پسته اقدام کرد گفت: اکنون اگر بررسی کنیم می‌ّینیم که اولویت غذایی خانواده‌های تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی، پسته نیست و آنها گوشت، روغن و برنج را در اولویت غذایی خود دارند لذا بهتر است نسبت به تنظیم کالاهای ضروری اقدام کنیم. وی در پایان با غیرکارشناسی و غیرمنطقی خواندن مصوبه ستاد تنظیم بازار درباره ممنوعیت صادرات پسته، خواهان تجدید نظر در این باره شد" 

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
تگ ها :

بازدید از باغات پسته مروست یزد

بازدید از باغات پسته مروست یزد

                  نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

اخیرا طی دعوتی که از بنده بعمل آمد بازدیدی کوتاه از ناحیه پسته کاری استان یزد داشتم. شهرستان خاتم و سایر شهرستانهای پسته خیز استان یزد پتانسیل خوبی برای تولید پسته داشته اند و دارند. مروست و هرات که بخشهایی از شهرستان خاتم در یزد هستند سطح زیر کشت نسبتا زیادی را به خود اختصاص داده اند. هنوز زمین های بسیار زیادی در استان یزد وجود دارند که می توان از آنها برای کشت پسته سود جست. البته منابع طبیعی و وزارت نیرو باید به افراد داوطلب در تولید و کشت پسته در این ناحیه کمک کند نه اینکه با بروکراسی پیچیده و ایرادات بنی اسراییلی سرمایه گذاران و دلسوزان را دلسرد کند. بسیاری از افراد می پندارند که پسته کاری و پسته داری کار آسانی است. تا بتوان یک خوشه از درخت پسته چید باید سالهای سال وقت و رنج و هزینه کرد. یک نهال کم سن و سال تا بخواهد به یک درخت تنومن تبدیل شود مرارتهای بسیار زیادی را می طلبد. افراد زحمتکشی که بیابان های برهوت را تبدیل به باغات سرسبز پسته می کنند در واقع جهادی عظیم را انجام می دهند. باید قدر افراد تولید کننده را دانست چرا که پایه یک اقتصاد سالم تولید و ایجاد اشتغال و کار است. خوشبختانه با تجربه ای که بسیاری از افراد کهنه کار در اختیار کشاورزان کم سابقه تر گذاشته اند بیشترین واریته کشت شده در این مناطق اکبری است. درختان اکبری درختانی بسیار مقاوم و مثمر ثمر هستند. بسیاری از مشکلاتی که اکنون برای درختان اوحدی و کله قوچی (بخصوص سرخشکیدگی) در درختان اکبری وجود ندارند. بسیاری از درختان در حال اصلاح پیوند هستند که کاری بسیار مفید ارزیابی می شود. نکته جالب در خاک بسیاری از مناطق مروست وجود مقدار بالای گچ خام در خاک است. خوشبختانه مقدار زیادی از بافت خاک دارای مقادیر نسبتا بالایی از سولفات کلسیم است و این نوید را می دهد که امکان تنش شوری در این نقاط بسیار احتمال ضعیفی دارد. برخلاف باغات پسته کرمان که متاسفانه تنش شوری در مورد بسیاری از باغات درختان را دچار دردسر کرده است! EC آب و خاک در منطقه ای که بازید شد بسیار مناسب بود و درحد خنثی و در پاره ای موارد اسیدی گزارش شد. در این منطقه از استان یزد مانند بسیاری از نقاط دیگر کشور عزیزمان ایران این کرمانیهای علاقه مند و فعال بوده اند که باغداری پسته را در این مناطق گسترش داده اند و در واقع مالکان اصلی بسیاری از باغات پسته در سایر استان های پسته خیز (یزد، قزوین، تهران، خراسان و...) کرمانی الاصل هستند. هر چند که مردم شریف استان یزد نیز شروع به کشت و زرع و باغداری پسته در بسیاری از نقاط استان یزد کرده اند. بهر روی تولید پسته و مقدار عملکرد در واحد سطح در مورد درختان اکبری در مروست نسبتا قابل قبول است. البته بنظر می رسد که درختان اوحدی و کله قوچی منطقه مروست در مقایسه با مناطق پسته خیز استان کرمان بمراتب وضعیت بهتری دارند. متاسفانه در استان کرمان درختان اوحدی (فندقی) و کله قوچی بسرعت مراحل نابودی را می پمایند که البته دقیقا مشخص نیست که چرا درختان اوحدی یا کله قوچی که سالیانی نچندان دور در نواحی پسته خیز استان کرمان عملکرد بسیار خوبی داشته اند اینقدر دچار ضعف و انحطاط شده اند!! بهر روی بنظر می رسد باغدارن یزدی نسبت به باغداران استان کرمان توجه و هزینه بیشتری در باغات پسته خود می کنند که البته جواب خوبی هم از نظر مقدار محصول می گیرند. علاوه بر مردوست در هرات یزد نیز باغات پسته زیادی تاسیس شده اند که باز هم بسیاری از باغدارن کرمانی الاصل هستند. نکته بسیار جالب اینجاست که با این همه سطح زیر کشت پسته و مقدار برداشت میلیاردی از باغات پسته استان یزد اصلا مرکز تحقیقات پسته ای در این استان وجود ندارد!! اینقدر فارغ التحصیل کشاورزی بیکار هر سال از دانشگاهها فارغ التحصیل می شوند و جالب اینجاست که بسیاری از کشاورزان در حسرت یک کارشناس متبحر می سوزند. من فکر نمی کنم حتی بسیاری از مسولان و دست اندرکاران پسته پایشان به این منطقه پسته خیز باز شده باشد. واقعا جای تاسف است که هیچ حمایتی از باغدار نمی شود حتی یک مرکز تحقیقات یا یک کارشناس متبحری در این ناحیه وجود خارجی ندارد. متاسفانه مهندسین کشاورزی بجای اینکه لباس کار بپوشند و بروند در روستاها و باغات توقع دارند که میز کاری باشد  با منشی و ...و آدرس دفترشان هم  در شمال تهران باشد!! بهر روی امیدواریم که حمایت بیشتری از کشاورزان زحمتکش پسته کار در ایران شود. کار علمی در باغداری پسته می تواند میزان تولید را چندین برابر کند و جای کار علمی در باغات پسته ایران بسیار خالی است. البته قرار شد هر ماه بازیدی از منطقه داشته باشم تا بتوانیم بکمک زحمتکشان این عرصه بشتابیم. از جناب آقای فخری بزگوار بخاطر مهمان نوازی و زحماتی که کشیدند تشکر و سپاسگذاری می کنم. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٥
تگ ها :

ارتباط بین عنصر پتاسیم با بیماریهای مهم در درختان پسته

ارتباط بین عنصر پتاسیم با بیماریهای مهم در درختان پسته

                  نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

تغذیه صحیح و متعادل درختان پسته کلید درمان بسیاری از بیماریهایی است که باغات پسته را درگیر کرده است. متاسفانه مانند بسیاری از مسایل مهم تحقیقاتی در درختان پسته این امر نیز به بوته فراموشی سپرده شده است. در علم بیماری های گیاهی یکی از اصول اساسی درمان بیماریها بحث تغذیه مناسب است. اگر بصورت مختصر به بیماری های مهمی که باغات پسته ایران را درگیر کرده بنگریم بخوبی می بینیم که ما در درختان پسته چند بیماری مهم بیشتر نداریم این بیماری ها شامل گموز ناشی از قارچ فایتوفترا، سرخشکیدگی حاصل از قارچ پسیلومایسز یا باکتریهای ساپروفیت، آفلاتوکسین، وتیسلیوز، ماسو و...هستند. یکی از بیماری های مهلکی که در برخی از نقاط بویژه در درختان جوان ایجاد خسارت کرده بیماری ورتیسیلوز است. این بیماری همانطور که از اسم آن بر می آید در اثر حمله قارچ verticillium ایجاد میشود. این بیماری در حقیقت نوعی بیماری آوندی است. اسپورهای قارچ بوفور در خاک وجود دارند و از طریق ریشه ها جذب شده و وارد سیستم آوندی در درختان پسته و نهالها می شوند. بمرور اسپور قارچ در داخل سیستم آوندی شروع به رشد می کنند و در انتقال آب و مواد معدنی و شیره نباتی ایجاد اختلال می کنند. 2 روش مهم خسارت قارچ verticillium در درختان پسته (سیستم آوندی) شامل 1-مسدود کردن آوندها و جلوگیری از نقل و انتقال بهینه آب و مواد دیگر و 2-ترشح زهرابه قارچی و مسموم کردن درختان به این زهرابه خطرناک است. اگر چه این بیماری می تواند  درختان با سن بالا را درگیر کند اما خسارت در نهالها بمراتب شدیدتر است. باید توجه داشت این بیماری یک بیماری بسیار شایع در گیاه پنبه است و کمتر مزرعه پنبه ای را می توان یافت که از آلودگی به ورتیسیلوز مصون باشد. در شمال ایران و مناطق پنبه کاری شیوع این بیماری بسیار زیاد است. جالب اینجاست که این بیماری بصورت اسپور مقاوم و سخت (کلامیدوسپور) در خاک ممکن است تا چندین دهه زنده بماند و بمحض مساعد شدن شرایط فعالیت خود را آغاز نماید. در سالیان دور در بسیاری از نقاط پسته خیز کرمان گیاه پنبه کشت می شده است و چون در همین زمین هایی که پنبه کشت می شده بمرور پسته کاری صورت گرفته در بسیاری از نقاط این بیماری در واقع یک میراث شوم از گیاه پنبه است که متاسفانه به درختان پسته سرایت کرده است. علایم بیماری ورتیسلیوز در پسته بصورت زردی یکطرفه یا عمومی بروز پیدا می کند. بیماری مانند بیماری گموز نیست که سرعت فوق العاده ای داشته باشد. ورتیسیلوز بمرور موجب از پا در آوردن درختان با سن بالا می شود. البته ممکن است در درختان جوان و نهالها علایم ورتیسیلوز بسرعت موجب خشکیدن درختان و نهالها شود. باید دقت کرد که هر خشکیدگی و زردی نمی تواند علامت بیماری ورتیسیلوز در پسته باشد!! قهوه ای شدن آوندها در هنگام برش عرضی از مقطع ساقه نیز می تواند یکی از علایم ورتیسیلوز باشد که البته دقت زیادی می خواهد برای تمییز دادن علایم. بهترین روش تشخیص نمونه بردای از بافت آوندی آلوده و انتقال آن به آزمایشگاه بیماری شناسی گیاهی و کشت قطعه آلوده و نهایتا تشخیص میکروسکوپی قارچ است. سیکل زندگی قارچ بسیار جالب است و خارج از حوصله این بحث است. متاسفانه درمان خاصی برای این بیماری وجود ندارد. در کالیفرنیا در مقطعی مجبور شدند که هکتارها هکتار باغ را که آلودگی شدید به ورتیسلیوز داشتند را ریشه کنی (eradication) کنند. یکی از نکات بسیار مهم در پیشگیری از بیماری و معالجه نسبی آن استفاده مکفی از کودهای پتاسیمی است. پتاسیم یک عنصر بسیار مهم و کلیدی در تغذیه باغات پسته در ایران است که متاسفانه کمبود آن در تقریبا تمامی باغات پسته ایران مشاهده می شود!! علاوه بر بحث تغذیه ای پتاسیم یکی از راههای کاهش بروز بسیاری از بیماری ها در باغات پسته ایران بخصوص ورتیسیلوز تغذیه مناسب با استفاده از کودهای پتاسیمی است. علاوه بر بیماری ورتیسلیوز بیماری پسیلومایسزی یا سرخشکیدگی در درختان پسته نیز رابطه بسیار کلیدی و مهمی با عنصر پتاسیم دارد. حتی در مورد بسیاری از آفات ثابت شده که کودهای پتاسیمی با افزایش دادن مقاومت سلولی موجب افزایش مقاومت نسبت به آفات می شوند!! مطالعات زیادی در مورد رابطه بین کودهای پتاسه و کلا عنصر پتاسیم با کاهش بروز آفات و بیماریها وجود دارد که می توان به آنها مراجعه کرد. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢۳
تگ ها :

محلولپاشی بهاره باغات پسته بازه زمانی طلایی برای بهبود وضعیت کمی و کیفی درختان پ

محلولپاشی بهاره باغات پسته بازه زمانی طلایی برای بهبود وضعیت کمی و کیفی درختان پسته در طول فصل رشد

            نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

قیمت پسته رشد بسیار خوبی در ماهیان اخیر داشته است و همه بفکر درختان پسته خود افتاده اند. سالیان قبل پسته کیلویی 7 و 8 هزار تومان کجا و امسال قیمت 30 هزار تومان برای هر کیلو پسته کجا!! کشاورزانی که سالیان گذشته باغات خود را به امان خود رها کرده اند مسلما امسال ضرر و زیان هنگفتی متحمل خواهند شد. بهر روی کشاورزی و باغداری از قدیم الایام دارای برکات خاص خود بوده است و کشاورزی و باغداری را نمی توان از نظر برکت و مایه معنوی پول را با هیچ کسب و کاری مقایسه کرد. دلیل آن هم واضح است شاید دهها قشر و صنف و کارگرو مهندس و ...از درختان پسته سود می برند و زندگی آنها می چرخد و همین است که واقعا سود باغداری پسته از نظر برکت بسیار قابل تامل است. در یکی از جلسات یکی از باغداران بزرگ پسته می گفت بنده دست به هر کاری برای پول در آوردن زدم از معامله ملک مسکونی بگیر تا ماشین و سکه و ...اما هیچ سودی برای من سود باغ پسته نشد! از این بحث بگذریم بخوبی واضح است که درختان پسته مشکلات زیادی پیدا کرده اند و عملکرد باغات پسته در ایران افت زیادی را نشان می دهد به علل مختلف. شاید بهترین فرصت برای بهبود وضعیت درختان پسته و حصول نتیجه راضی کنند محلولپاشی بهاره در باغات پسته باشد. علاوه بر تغذیه مناسب قبل از فصل بیدار شدن درختان در اوایل بهار یکی از کارهای بسیار نتیجه بخش محلولپاشی بهاره در باغات پسته است. به کرات بنده نوشته ام که اگر درخت پسته ای در بهار خوب استارت بخورد بلاشک در طول فصل رشد نتیجه بسیار مطلوبی را به بار خواهد داشت. بنظر می رسد بهترین زمان برای محلولپاشی بهاره در باغات پسته ایران اندکی قبل از گلدهی و در پاره ای از موارد دقیقا در زمان گلدهی باشد!! بسیاری می پندارند که زمان گلدهی زمان مناسبی برای محلولپاشی باغات پسته نیست چون موجب اختلال در عملیات گرده افشانی و نشستن دانه گرده روی کلاله های گل می شود البته این مطلب از نظر من مردود است به دلایل مختلف که در این مبحث نمی گنجد. توصیه بسیار اکید بنده برای محلولپاشی، محلولپاشی در اندکی قبل از گلدهی و مقارن با گلدهی در باغات پسته است. فرمولهایی که برای محلولپاشی بهاره باغات پسته فرموله می شوند دارای تنوع بسیار زیادی هستند. بسیاری می پندارند که بنده باید این فرمولها را دقیقا در وبلاگ قرار دهم تا مفت و مجانی کشاورزان و باغداران با خواندن آنها به آنها دسترسی پیدا کنند که البته اینچنین چیزی دقیقا یک فرض محال است. البته بنده خود را استاد نمی دانم اما همیشه یک استاد فنون کوزه گری خود را به شاگردانش نمی آموزد. فنون کوزه گری فنونی هستند که سالهای سال روی آنها وقت صرف شده است و نمی توان آنها را براحتی به دیگران داد!! فرمول نویسی برای محلولپاشی درختان پسته در فصل بهار بستگی به مقدار گره های زایشی درختان (سال آور و نیاور)، سن درختان، دوره آبیاری درختان، واریته درختان، نوع تغذیه درختان در زمستان و...می تواند متفاوت باشد. بصورت خلاصه محلولپاشی صحیح و استاندارد درختان در فصل بهار می تواند درختان را بسیار دگرگون کند. این فرمول روی تعداد گلهای ماده، طول ترکه یا جوانه روشی، روی کمبودهای ماکرو میکرو نهایتا شادابی درختان بسیار موثر خواهد بود. یکی از موارد بسیار مهم و کلیدی که باید حتما در فرمول نویسی بهاره محلولپاشی باغات پسته لحاظ شود بحث استفاده از هورمونهاست. استفاده صحیح و مناسب از هورمون ها در اوایل فصل بهار می تواند عملکرد را به چندین برابر افزایش دهد!! بشرط اینکه تغذیه مناسبی برای درختان در طول فصل رشد در ماههای بعد چیده شود و درختان از نظر مواد ماکرو میکرو دچار کمبود و ضعف نشوند. یکی از فاکتورهای مهم فرمول نویسی بهاره در باغات پسته کاهش یافتن زردی ها و مسمومیت ها  در طول فصل رشد است که با لحاظ کردن برخی از مواد به فرمول بهاره می توان به این امر مهم دست یافت!! بهر روی اندکی قبل از گلدهی و گاها مقارن گلدهی آبیاری مناسب و سپس پاشیدن محلول مناسب بهاره تقریبا بنوعی موجب ایجاد حالت شگفتی در باغدار می شود. اگر باغداری این فرصت طلایی را از دست بدهد به نظر من نصف عمرش بر باد فنا رفته!! چون این بازه زمانی واقعا زمان طلایی در باغات پسته است!! در سالیان اخیر از این دست موارد زیاد بوده اند اما همانطور که گفتم فرمولها را باید از فرمول دان تهیه کرد. پس از سالها تلاش و مرارت و دادن جنس با لیبل دست کشاورزان به این نتیجه رسیده ام که توصیه ای که مفت باشد نه بدرد کشاورز می خورد و نه بدرد من!! اگر برای هر بازدید یا توصیه کشاورز مبلغی پول از جیب مبارک خرج کند قدر توصیه ها و فرمولها را بهتر خواهد  دانست تا اینکه مفت و مجانی تجربه و علم خود را در اختیار آنها قرار داد!! قدرت محلولپاشی و فرمولهای ارایه شده از طریق محلول پاشی برای پسته اینقدر زیاد است که می تواند بدون حتی 1 گرم کود ریشه ای درختان را به حالت بسیار عالی و مساعد مدیریت کرد. هم درخت پسته خود را به ثمر برساند و هم بتواند تولید گره های زایشی برای سال بعد داشته باشد!! مطمنا اگر چه خواندن مقالات و آگاهی یافتن از مسایل مختلف مربوط به باغداری پسته بسیار عالی است اما فرمول نویسی کاری است که جزو فنون کوزه گریست و هر کسی با خواندن چند مطلب نمی تواند چنین جرات و توانی داشته باشد که این حجم ماده افزودنی و... را به تانکرهای سم پاش اضافه کند!! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢۱
تگ ها :

نهاده های بی کیفیت و کم کیفیت، ناآگاهی کشاورزان پسته کار، سود کلان کلاهبرداران و

نهاده های بی کیفیت و کم کیفیت، ناآگاهی کشاورزان پسته کار، سود کلان کلاهبرداران و شیادان

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بازار نهاده های کشاورزی مانند کود و سم و...بازار بسیار آشفته ای است. عدم نظارت کافی روی تولید و توزیع و مصرف نهاده های کشاورزی موجب شده سودجویان سودهای کلانی را به جیب بزنند. اگر چه بسیاری از فرآورده های با کیفیت خارجی اثرات بسیار خوبی را روی درختان پسته در صورت استفاده می گذارند اما متاسفانه بسیاری از همین فرآورده های خارجی که از کشورهای مختلف اروپایی و گاها آمریکا وارد بازار مصرف می شوند اجناس بنجلی هستند. چندی پیش سولوپتاس بلژیکی را یکی از دوستان به آزمایشگاه داده بود که بجای 50 درصد پتاسیم داخل آن نیم درصد هم پتاسیم نبود. در مورد سموم نیز چنین اوضاعی وجود دارد و بسیاری از متقلبان با توجه به شرایط نامساعد اقتصادی و واردات با ارزهای بالای 3000 تومان بجای تولید کالای با کیفیت کالای کم کیفیت و گاها بی کیفیت وارد بازارهای مصرف می کنند و جالب اینجاست ایندسته از کالاها از نظر ظاهری ممکن است هیچ تفاوتی با جنس با کیفیت اصل نکنند. در مورد بسیاری از کودهای پلت شده مرغی که بازار داغی برای مصرف آنها در باغات پسته درست شده اجناس بنجل و بی کیفیت بوفورد در بازار وجود دارند. بحث قیمت نهاده های کشاورزی باکیفیت بحث بسیار مهمی است. با توجه به ضرب المثلی که می گویند هیچ ارزونی بدون  دلیل نیست نتیجه می گیریم که مثلا کود میکرویی که روی آن نوشته شده 7 درصد آهن، 5 درصد روی، 10 درصد نیتروژن و 5 درصد پتاسیم و...و مثلا با قیمت هر کیلو500 تومان عرضه می شود مسلما این جنس تقلبی و بدون کیفیت است اگر کودی وجود داشته باشد با آنالیز بالا و با کیفیت هم باشد مسلما هر کیلو با شرایط فعلی بالای 2000 تومان قیمت دارد!! بهر روی کشاورزان باید توجه کنند که کلاهبرداران و سودجویان در کمین آنها هستند. بسیار مهم است که کشاورزان و کارشناسان محترم نهاده های خود را از کارخانجات معتبر و افراد معتبر تهیه کنند. اگر چه در بسیاری از موارد اجناس خارجی از کیفیت بهتری نسبت به اجناس ایرانی برخوردارند اما این موضوع دلیل نمی شود که ما خط بطلان بر اجناس باکیفیت ایرانی بکشیم. در بازار مصرف اجناس بسیار باکیفیت ایرانی وجود دارند که با کمی دقت و تحقیق و موشکافی می توان آنها را خرید و در باغات پسته بمصرف رساند و نتیجه مطلوب را حاصل کرد. با این اوضاع اقتصادی دادن پول بابت اجناس بی کیفیت واقعا اجحافی بزرگ در حق کشاورزان پسته کار است. در مطالب قبلی که در این وبلاگ آمده بنده بارها تاکید کرده ام که باید مرکزی برای سنجش کیفیت کودها و سموم کشاورزی تاسیس شود و هر سال کیفیت اجناس کشاورزی تولید داخل و وارداتی را تست کند و گزارش آن را حداقل در ماهنامه های انجمن پسته ایران بچاپ برساند تا کشاورزان هر سال از کیفیت نهاده ها اطمینان حاصل کنند و پول خود را بابت اجناس بنجل هزینه نکنند. ایراد بسیار بزرگ کالاها و نهاده های کشاورزی موجود در مارکت ایران این است که سال به سال ممکن است کیفیت نهاده ها تغییر کند. بسیاری از کارخانجات در سالهای اول کالاهای باکیفیت را وارد بازار مصرف می کنند اما در سالهای بعد با زیاد شدن مشتریها و بازار فروش از کیفیت تولیدات خود می کاهند و به کمیت آنها اضافه می کنند. باغدارن بزرگی که هر سال باید دهها میلیون تومان صرف خرید اجناسی مانند سم و کود کنند بهتر است از تشکیل چنین موسسه ای (موسسه بررسی کیفیت کودها و سموم کشاورزی) حمایت کنند و بودجه آن را تامین کنند. مسلما چنین موسسه ای کمک زیادی به بهبود اوضاع و کیفیت کودها وسموم مختلف خواهد کرد. بسیاری از سموم نتنها سودی برای درختان ندارند بلکه بشدت موجب اثرات مخرب روی درختان در سالهای گذشته داشته اند. مشکل بزرگ باغداری پسته در ایران این است که بسیاری از کشاورزان پسته کار بیسواد، کم سواد و گاها دارا ی تعصبات کورکورانه هستند. افراد متعصب و کم و سواد و بیسواد بستری بسیار مناسب را برای کلاهبرداران و شیادان ایجاد می کند. علم کشاورزی و باغداری متاسفانه یا خوشبختانه علمی بروز و در حال تغییر و تحول است. تکیه به تجربیات گذشته و چشم و هم چشمی در دوران پیشرفت علم و تکنولوژی واقعا کاری از پیش نخواهد برد. جای تعجب است که همه افراد در مورد باغداری پسته نظر می دهند و نسخه می پیچند از فردی که اصلا رشته دانشگاهی اون کشاورزی نبوده و حتی یک واحد گیاهشناسی را پاس نکرده تا کارمند بانک و معلم و افغانی و کارگر و ...تا کی میخواهیم بر اساس آزمون و خطا در باغات پسته پیش برویم نمی دانم شاید تا زمانی که درختان بیچاره را خشک کنیم و باغات آباد را به بیابان تبدیل کنیم!! درختان پسته موجوداتی زنده هستند آیا با یک موجود زنده می توان به روش آزمون و خطا برخورد کرد؟؟ بسیاری از کشاورزان هر کاری که فکر می کنند درست است انجام می دهند و زمانی که درختان را به روز سیاه نشاندند سراغ مهندس و کارشناس می روند. به نظر شما درختانی را که در اثر جهل و تعصب برخی از کشاورزنماها بشدت ضعیف شده اند را میتوان زنده کرد؟ مسلما چنین چیزی امکان پذیر نیست!.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱۸
تگ ها :

نقش باکتریهای تیوباسیلوس در افزایش راندمان کودهای مورد استفاده در باغات پسته

 

نقش باکتریهای تیوباسیلوس در افزایش راندمان کودهای مورد استفاده در باغات پسته

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

کاهش مقدار جذب عناصر غذایی توسط ریشه ها با وجود مقدار کافی از عنصر در اطراف ریشه یکی از مشکلات مهم در درختان پسته است. در مورد بسیاری از کودهای شیمیایی و دامی راندمان جذب عناصر کم است و کشاورزان مجبورند برای عملکرد بیشتر مقدار بیشتری از کودهای را اضافه کنند. 2 عامل اساسی و مهم که در جذب بسیاری از عناصر تاثیر سو و منفی در باغات پسته ایران گذاشته اول اسیدیته یا pH بالا و ثانیا مقدار بالای یون بیکربنات است. چیزی که به عنوان سختی آب گفته می شود نیز در کاهش راندمان جذبی عناصر در خاک باغات پسته بسیار تاثیرگذار بوده است. عنصر گوگرد (S) یکی از عناصر مهمی است که نقش اساسی در بهبود ساختمان خاک و شرایط فیزیکو شیمیایی آن دارد برای آشنایی بیشتر با گوگرد (S) به دو مقاله ای که در این وبلاگ بقلم من وجود دارد مراجعه کنید تا مطالب بهتری دستگیرتان شود. عنصر گوگرد (S) یکی از عناصر مهم و پرارزشی است که میتواند در باغات پسته مورد استفاده قرار بگیرد. گچ خام یا سولفات کلسیم آبدار، گوگرد کشاورزی (S)، اسید سولفوریک و سایر کودهای شیمیایی که بصورت سولفاته هستند در طی یکسری از فعل و انفعالات پیچیده در حضور آب به نهایتا موجب پایین آوردن اسیدیته یا pH خاک می شوند. در مورد عنصر فسفر (P) که یکی از عناصر پرمصرف در درختان پسته است در بسیاری از موارد آزمایشات خاک اثری از کمبود را نشان نمی دهند اما راندمان جذب فسفر بسیار پایین است. جذب فسفر رابطه مستقیمی با مقدار یون های سولفات یا SO4 در خاک دارد هر قدر مقدار یونهای سولفاته در خاک بیشتر باشد راندمان جذب فسفر نیز افزایش خواهد یافت. این مساله در مورد میکرونونرینتها مانند آهن (Fe)، روی (Zn)، مس (Cu) نیز صدق می کند. بعبارت واضحتر در pH های بالا بسیاری از عناصر میکرو متاسفانه قابل جذب نیستند یا جذبشان بکندی صورت می گیرد. کودهای شیمیایی با پایه یا بیس سولفاته  SO4چون در نهایت موجب کاهش اسیدیته خاک می شوند کمک زیای به جذب عناصر میکرو می کنند. اسیدیته یا pH کلمه ایست دقیقا بمعنای پی اچ! بسیاری از افراد می پندارند که اسیدیته یعنی مقدار اسیدی بودن خاک یا آب!! در صورتی که اسیدیته یعنی مقدار قلیایی بودن یا اسیدی بودن خاک یا آب یا هر چیز دیگر. اسیدیته کلمه ای کلی است هم در مورد قلیایت و هم در مورد اسیدی بودن بعبارت واضحتر زمانی که گفته می شود اسیدیته خاک بالاست یعنی خاک قلیایی است نه اینکه مقدار اسید موجود در خاک بالاست یا خاک اسیدی است!! مطالعات زیادی نشان داده که وجود مقدار کافی از عنصر گوگرد(S) در اطراف ریشه در بهبود و افزایش جذب بسیاری از عناصر ماکرو میکرو تاثیرگذار است. مشخص شده زمانی که مقدار کافی از عنصر گوگرد (S) در خاک وجود داشته باشد مقدار جذب کودهای N، P و K افزایش می یابد. بنابراین مشخص می شود که دادن گچ خام به زمین موجب افزایش راندمان کودهای نیتروژنه و فسفره و پتاسه میشود و از مقدار مصرف آنها در واحد سطح خواهد کاست!! چون به مقدار کافی در گچ عنصر گوگرد (S) وجود دارد!!  Thiobacillus باکتریهایی هستند که در خاک موجب اکسیداسیون عنصر گوگرد(S)  می شوند. تیوباسیلوس ها باکترهایی هستند که همانگونه از اسم آنها بر می آید ترکیب شده اند از 2 کلمه Thio+bacillus. Thio در زبان یونانی بمعنای گوگرد است. بنابراین نتیجه می گیریم تیوباسیلوس مساوی است با باکتریهای گوگردی. نه اینکه خود باکتریها حاوی گوگرد باشند بلکه ایندسته از باکتریها روی گوگرد موجود در خاک اثر می گذارند. شاید یکی از پیشرفتهای دانشمندان ایرانی بررسی خوب و مقالات علمی متعدد در مورد تیوباسیلوس ها باشد. خوشبختانه کشور عزیزمان ایران دانشمندان همت زیادی روی باکتریهای تیوباسیلوی داشته اند و دارند. بهر روی در مطالعات نشان داده که هر چه مقدار تیوباسیلوس ها در خاک و دانسیته یا تراکم آنها بالاتر باشد مقدار اسیدیته یا pH خاک کاهش خواهد یافت. تیوباسیلوس ها را می توان هم بهمراه گچ خام یا کودهای شیمیایی حاوی گوکرد به خاک اضافه کرد و هم میتوان همراه با کودهای دامی (به نسبت مشخص) مخلوط کرد و به خاک اضافه نمود. یکی از موادی که می تواند تا حد زیادی به جذب شدن گوگرد در خاک کمک کند باکتریهای تیوباسیلوس هستند. مطالعات فراوانی وجود دارد که نشان میدهد اختلاط با کتریهای تیوباسیلوس با کودهای دامی (مخصوصا گاوی) کمک زیادی به جذب بیشتر و بهتر مواد آلی و معدنی موجود در ایندسته از کودها می کند از طرف دیگر تیوباسیلوس ها با کاهش اسیدیته موجب بهبود خواص جذبی عناصر در خاک خواهد شد. مطالعات نشان میدهد که افزودن تیوباسیلوس ها به خاک با روش استاندارد و غلظت مناسب در جذب تقریبا تمامی عناصر ماکر (N, P, K) و عناصر میکرو (Fe, Zn, Mn, ...) تاثیر مثبت خواهد داشت. در بسیاری از نقاط دیگر دنیا بهمراه کود باکتریهای مختلفی برای افزایش راندمان جذب بهمراه آنها توصیه و استفاده می شود مثلا با کتریها سودوموناس (Pseudomonas). اما بسیاری از این باکتریها برای عملکرد بهینه نیاز به رطوبت کافی در خاک دارند مثلا اگر سودومناس های فلورسنت بهمراه کودهای دامی به باغات پسته اضافه شوند مسلما تاثیر چندانی ندارند اما باسیلوس ها باکتریهایی هستند که کاملا مقاوم هستند و میتوانند در شرایط خشک باغات پسته دوام بیاورند و در اکسیداسیون گوگرد و کاهش اسیدیته خاک کمک کننده باشند. البته حتما در باغاتی که دوره آبیاری طولانی مانند 2 ماه را ندارند افزودن تیوباسیلوس ها به خاک تاثیر  بمراتب بهتری خواهد داشت. قبل از استفاده تیوباسیلوس ها باید بدقت بروشور استفاده را مطالعه کرد و طرز تهیه مایه تلقیح یا inoculants باکتری را خواند و بدرستی انجام  داد. یکی از موارد بسیار مهمی که باید دقت کرد کیفیت کارخانه تولید کننده و محصول تولیدی است. در بسیاری ازموارد بسیاری از مواد بی ارزش و فاقد باکتری را بعنوان تیوباسیلوس بخورد کشاورزان بدبخت می دهند. باید دقت کرد تیوباسیلوس را از کارخانه خوب و با کیفیت فراهم کرد والا تهیه باکتریهای تیوباسیلوس بی کیفیت و تقلبی نتنها سودی برای درختان و زمین نخواهد  داشت بلکه دور ریختن پول است. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٥
تگ ها :

نمایی دقیق به اینتراکشن های مهم گچ خام و مسایل مربوط به آن در خاک باغات پسته

نمایی دقیق به اینتراکشن های مهم گچ خام و مسایل مربوط به آن در خاک باغات پسته

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

گچ خام ماده ای ست فراوان و بمقدار زیاد در طبیعت وجود دارد. شاید گچ خام به گفته یکی از محققین مرکز تحقیقات پسته در رفسنجان گنجی نهان باشد. بسیاری از کشاورزان از خواص گچ خام بی اطلاعند و گاها شایعات بی اساسی در مورد گچ وجود دارد. توصیه به استفاده از گچ خام در باغات پسته اساسا بر مبنای تعویض ساختمان و بافت خاک است. اگر چه بحث تغذیه ای در مورد برخی از عناصری که در گچ وجود دارند مهم است اما بیشتر هدف از دادن گچ به باغات پسته تعویض و مرمت ساختمان و بافت خاک است. مقالات متعددی در این وبلاگ راجع گچ وجود دارد که اهمیت استفاده از آن را می رساند. بصورت خلاصه کاری که گچ خام در خاک باغات پسته در استان کرمان می کند نمی توان با اضافه کردن سولفاتهای کلسیم مصنوعی به خاک حاصل شود. برخی از کشاورزان و دست اندرکاران اخیرا سولفاتهای کلسیم بسیار باکیفیت خارجی را به باغدارن معرفی می کنند که اگر چه این قضیه بسیار خوب است و جبران کلسیم و گوگرد در خاک را می کند اما چون هدف اصلی ما از دادن گچ تعویض و تعمیر بافت و ساختمان خاک و شرایط  اطراف محیط رایزوسفر است بنابراین دادن سولفات کلسیم حتی با 90 درصد خلوص مزایای کابرد کچ خام و طبیعی را هرگز نخواهد داشت اگر چه تا حد زیادی کمک به رفع کمبود عناصری مانند کلسیم (Ca) و گوگرد (S) را خواهد کرد. می پردازیم به جزییات واکنش گچ خام در خاکهای با اسیدیته یا پی اچ بالای باغات پسته استان کرمان و بسیاری دیگر از استانهای پسته خیز. قبل از هر چیز باید یادآور شد که بصورت طبیعی احتمال شور بودن گچ خام و وجود سدیم بالا در گچ خام طبیعی بسیار کم است در مورد بسیاری از نمونه های گچ خامی که به آزمایشگاه برده شد. مقدار EC و SAR نمونه گچ بسیار عالی گزارش شد. عنصر منیزیم هم یکی از عناصری است که بهتر است به مقدار کم در گچ وجود داشته باشد چون Mg با Ca موجود در گچ در جذب شدن توسط ریشه درختان پسته رقابت دارند. در بسیاری از نمونه های که از گچ خام به آزمایشگاه داده شد نتایج بسیار عالی و درخشان بود برخی از نمونه های EC برابر با 2000 را مشخص نمود که این امر بسیار ارزشمند است در اثر کاربرد گچ در موعد مناسب در زمستان مخصوصا به صورت پاشش سطحی و نواری در سایه انداز پس از آبیاری و احیانا شخم زمین روی سطح خاک لایه ای سفید رنگ بسیار مشابه لایه سفید رنگی که در زمین های شور قابل مشاهده است دیده می شود که جای هیچ گونه نگرانی نیست چون اولا سفید بودن سطح خاک به خاطر حل شدن بلورهای سولفات کلسیم است و چون نمک سولفات کلسیم سفید رنگ است لایه روی سطح خاک سفید رنگ است. دوما با یک تست ساده می توان فهمید که لایه سفید رنگ روی سطح خاک اصلا شور نیست! کافی است کمی از این لایه سطحی سفید رنگ را با انگشت دست در دهان قرار دهیم تا ببینیم که اصلا مزه شوری ندارد. بپردازیم به اصل مطلب مطالعات خاکشناسی و بحث خاک و ساختمان خاک یکی از بحثهای بسیار مهم و جالب است به نظر من خاک قلب درختان پسته است اگر قلب کسی مشکل پیدا کند مسلما روی کارکرد سایر اعضای بدن تاثیر سو خواهد گذاشت. در باغات پسته کرمان قلب درختان که همان خاک اطراف ریشه باشد شدیدا مشکل دار  شده است. بنده شخصا به بحثهای خاکشناسی بسیار علاقه مندم و کتاب حاصلخیزی خاک اثر دکتر سالاردینی (انتشارات دانشگاه تهران) را مانند کتاب قصه هر شب می خوانم. کتاب ارزشمند و نایاب دیگر در مورد علوم خاک کتاب اگروشیمی ترجمه دکتر هادی فرزانه (انتشارات آوای نور سال 1379) است که مطالعه آنها را به علاقه مندان و کشاورزان توصیه می کنم. خاک سطح الارض (topsoil) خاکی است که حدودا تا 30 سانتی متری از عمق خاک را شامل می شود. محیط خاک رویی یا سطح الارض (topsoil) محیطی است بسیار پیچیده و شاید در آن واحد هزاران واکنش شیمیایی و بیولوژیکی در آن اتفاق می افتد! انجام این واکنش تاثیر بسیار مثبت و یا برعکس در پاره ای موراد بسیار مخرب و منفی بر جای خواهد گذاشت. دادن گچ خام به مقدار ناکافی و کم مسلما اثر زیادی روی واکنش های محیط topsoil ندارد. گچ خام بعنوان یه خنثی کننده اثرات مخرب و واکنش ها مخرب در topsoil بسیار اهمیت دارد. در حقیقت گچ خام موجب دتوکسیفید کردن مواد سمی می شود!! یکی از باورهای غلط در مورد گچ این است که بسیاری فکر می کنند گچ خام موجب افزایش مقدار اسیدیته یا pH خاک می شود که اگر چه تا حد کمی گچ موجب افزودن pH در اوایل مصرف در topsoil می شود اما بمرور گچ اثرات بسیار مفید خود را بر روی خاک خواهد گذاشت. بصورت دقیق تر به مقدار یون هیدروژن (H+) موجود در خاک اسیدیته یا pH خاک می گویند. بارها به عنوان مثال من به کشاورزان گفته ام که گچ خام مقدار املاح مضر در اطراف محیط ریشه را کاهش می دهد و محیط خاک محیط بسیار مساعدتری برای رشد و ریشه دوانی بیشتر می شود. در چنین خاک مساعدی کودهای شیمیای و دامی هم بسیار نتیجه بخش تر می شوند و حتی مقدار مصرف آنها برای دست یازیدن به افزایش عملکرد مناسبتر کاهش خواهد یافت. نهایت واکشن های گچ خام در محیط خاک تولید اسید سولفوریک است که ماده بسیار عالی برای رفع مشکلات خاکها در باغات پسته استان کرمان است. یون آلومینیوم یا Al+++) یکی از یونهای بسیار مضر در خاک است که با دادن گچ خام از میزان مسمومیت آن برای درختان کاشته می شود البته یون آلومینیوم در خاکهای با اسیدته بالا یا قلیایی زیاد مساله ساز نیست. مهمترین کار گچ خام در بافت خاک افزودن دانسیته یون کلسیم در اطراف محیط رشد ریشه یا ریزوسفر است. بر خلاف نظر بسیاری گچ خام اگر چه برای خاکهای با بافت سنگین مناسبتر است اما در خاکهای با بافت سبک نیز بسیار قابل توصیه است. اگر چه ماسه بادی و گچ خام از بسیار از لحاظ مانند مقدار مصرف و روش کاربرد برابر هستند اما از نظر خواص موجود و عملی که گچ خام در خاک انجام می دهد ماسه بادی تقریبا ماده ای بی ارزش تلقی می شود!! گچ خام بالای 20 خصوصیت مثبت در خاک باغات پسته در استان کرمان موجب می شود که شمردن تک تک آنها خارج از حوصله این بحث است. امید است مطالبی که با زحمات زیاد تهیه، ترجمه و نوشته می شود مورد توجه و استفاده علاقه مندان و باغدارن پسته قرار گیرد. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱۱
تگ ها :

مفهوم SAR

مفهوم SAR

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

در بسیاری از مقالات و نوشته جات و حتی آزمایشات آب و خاک به  کلمه انگلیسی SAR برخورد می کنیم. بسیاری نمی دانند معنی دقیق این واژه چیست! SAR مخفف Sodium adsorption ratio یا نسبت جذب سدیم است. نسبت سدیم قابل جذب در آب را SAR می گویند. SAR از فرمول زیر محاسبه می شود SAR = [Na+] / {([Ca2+] + [Mg2+]) / 2}1/2. وجود مقدار بالای یون سدیم در خاک عوارض مختلفی برای درختان پسته به بار می آورد که بصورت کلی تنش شوری یا بهتر است بگوییم تنش سدیمی. تقریبا بیش از 80 درصد باغات پسته در استان کرمان درگیر تنش شوری هستند. زمانی که سدیم (Na) بمقدار زیاد در محلول خاک وجود داشته باشد بجای جذب کلسیم (Ca) و منیزیوم (Mg) از خاک توسط ریشه ها سدیم (Na) جذب می شود. علاوه بر بالارفتن غلظت یون سدیم در گیاه ساختار و بافت خاک نیز متاسفانه مورد آسیب جدی قرار می گیرد. زمین های با مقدار بالای یون سدیم از نظر قابلیت شخم خوردن، خصوصیات فیزیکی، هوادهی و ...دارای مشکلات جدی هستند. در مورد زمین های با بافت شنی و سبک بالارفتن مقدار  SAR در محلول خاک به اندازه زمینهای با بافت سنگین خطرناک نیست. به عبارت واضح تر در زمین های با بافت سبک شوری خاک کمتر اذیت کننده است. SAR بالا موجب کاهش نفوذ آب در خاک می شود. ایجاد کلوخه های محکم و سفت شدن زمین نیز یکی از پیامدهای بالا بودن SAR است. متاسفانه در بسیاری از نقاط پسته کاری هم آب و هم خود خاک دارای SAR های بالایی هستند. عدم تهویه مناسب در خاکهای با SAR بالا یکی از عوارض مهمی است که گریبانگیر بسیاری از باغات پسته ایران شده است. آزمایشات خاک و آب در بسیاری از باغات پسته مقدار SAR را بسیار بالاتر از حد نرمال مشخص کرده اند که مایه نگرانی است و جالب اینجاست که با وجود این مقدار  SAR بالا درختان تولید پسته می کنند البته مقدار تولید در واحد سطح بسیار کمتر از حد باغات پسته کالیفرنیاست. بنابراین ما با در باغات پسته ایران بسمت کاهش مقدار SAR حرکت کنیم. از کودها و موادی که موجب افزایش نسبت SAR می شوند خودداری کنیم و از کودها و موادی استفاده کنیم که تاثیر مثبت روی کاهش مقدار SAR داشته باشند. استفاده از گچ خام، اسید سولفوریک و کودهای که بیس یا پایه سولفاته دارند بصورت مستقیم و غیر مستقیم موجب کاهش مقدار SAR می شوند. خاکهایی که دارای مقادیر بالای یون سدیم هستند بهیچ وجه قابل توصیه در باغات پسته نیستند. کاربرد خاکهای شور بشدت موجب افزایش مقدار SAR در محلول خاک می شوند. بهتر آن است که ما برای هر ماده ای که بعنوان کود یا افزودنی به درختان اضافه می کنیم قبل از آن نمونه ای از آن را به آزمایشگاه بدهیم تا SAR، EC، pH و همچنین مقدار عناصر موجود در آن اطلاع کافی بدست آوریم. مصرف خودسرانه کودهای دامی و شیمیایی می تواند خطرناک باشد. کودهای دامی که شور هستند کودهای مناسبی برای مصرف در باغات پسته نیستند. بخوبی روشن شده که مقدار SAR خاک و آب رابطه مستقیم با بیماری سرخشکیدگی به اصطلاح پسیلومایسزی دارد. هر قدر که مقدار SAR بالاتر باشد شدت و شیوع سرخشکیدگی بیشتر می شود.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٠
تگ ها :

نکاتی درباره باغداری صحیح پسته

نکاتی درباره باغداری  صحیح پسته

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

کوددهی به درختان پسته تابع شرایط و عوامل مختلفی است. شناخت صحیح این عوامل کمک زیادی به تغذیه بهتر درختان پسته خواهد کرد. رشد صحیح و متعادل در درختان پسته حتما پی آمد عملیات صحیح کوددهی است. در خاکهای حاصلخیز معمولا نیازی به عملیات کوددهی نیست اما بهر روی در اقلیم پسته کاری استان کرمان حاصلخیزی خاک تقریبا صفر است. خاکی پوک و تهی از بسیاری از عناصر ضروری برای رشد و نمو درختان. در چنین خاکی عملیات کوددهی هر ساله باید در درختان پسته انجام شود. کوددهای به 2 دسته کودهای آلی و کودهای شیمیایی تقسیم بندی می شوند. کودهای آلی به کودهایی گفته می شود که منشا طبیعی دارند مانند کودهای دامی و کمپوستها. کودهای شیمیایی کودهایی هستند که ساخته دست بشر در کارخانجات هستند مثلا اوره یا سولفات آمونیوم. برای برنامه ریزی جهت کوددهی ابتدا از سن درختان و اندازه یا ابعاد و رشد درختان بررسی بعمل آورد. واضح است که درختان کم سن و سال نسبت به درختان مسن مقدار کود کمتری لازم دارند. آزمون آنالیز پروفیل های مختلف خاک قدم ابتدایی در برنامه ریزی و خرید یک کود برای تغذیه درختان پسته است. ما باید حداقل تصوری کامل از مقدار عناصر ماکرو میکرو در پروفیل های خاکی (رویی و تحتانی) داشته باشیم. نمی شود بدون آنالیز خاک بتوانیم کود مناسبی برای یک باغ توصیه کنیم. برای دادن کوددهای دامی بهترین زمان زمانی است که درختان در خواب زمستانه باشند. دادن کودهای حیوانی بخصوص کودهای مرغی با مقدار زیاد و نزدیک به بیدار شدن درختان موجب آسیب رساندن به ریشه های درختان پسته می شود. بنابراین بهتر است کوددهای دامی در ماههای 9 و 10 هر سال به زمین اضافه شوند حالا اینکه به صورت چالکود باشند یا کاربرد روی سطح بسته به نظر کارشناسان است. تا قبل از بیدار شدن درختان 3 الی 4 نوبت آبیاری رو ی کودهای دامی باید صورت گیرد تا کودهای دامی کاملا پوسیده و قابل جذب برای درختان شوند. گچ نیز در باغات پسته نیز مانند کودهای دامی بهتر است در اواخر پاییز یا اوایل زمستان به درختان داده شود. به نهالها و درختان کم سن و سال افزودن گچ به منظور اصلاح خاک بدلیل خطرات مختلف قابل توصیه نیست. کودهای شیمیایی مختلف برای استفاده بهینه و موثر بهتر است در فصل رشد درختان به درختان پسته داده شوند. دادن کودهای شیمیایی مانند اوره در هنگام خواب درختان در زمستان هیچ گونه سودی ندارد. کودهای ماکرو شامل نیتروژن، فسفر و پتاسیم هر ساله توسط درختان به مقدار نسبتا بالا مورد مصرف قرار می گیرند باید هر سال در موعد مشخص و به مقدار کافی در اختیار ریشه ها گذارده شوند. کودهای میکرو مانند آهن، روی، مس و منگنز چون به مقدار کم مورد مصرف در درختان پسته هستند براحتی و بخوبی از طریق محلولپاشی می توانند در اختیار درختان گذارده شوند و نیازی به دادن کودهای میکرو از طریق خاک نیست. چون کودهای میکرو قیمت بالایی دارند و از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست. علایم کمبودی که درختان در طول فصل رشد نشان می دهند بخصوص تا حد زیادی از طریق برگهای درختان قابل شناسایی و ردیابی است و ما با توجه به این مساله می توانیم برنامه کوددهی را برنامه ریزی کنیم. البته موثرترین روش و مناسبترین و دقیق ترین روش شناسایی کمبود ها در درختان پسته آزمایشات خاک و برگ است. گاهی اوقات عناصر به حد کافی در خاک وجود دارند اما قابل جذب به دلایل مختلف از طریق ریشه ها نیستند. بخصوص در سالیان اخیر با وجود مقدار کافی کلسیم (Ca) در خاک باغات پسته کمبود این عنصر در درختان مشاهده می شود. برطرف کردن عواملی که در خاک مانع جذب عناصر می شوند بسیار مهم است. شوری آب و خاک، SAR، کمبود مقدار مواد آلی موجود در خاک، سختی آب، وجود مقدار بالای یونهای مضر مانند بور (B)، سدیم (Na)، کلر (Cl) و ....از جمله عواملی هستند که در جذب عناصر غذایی توسط درختان دخالت دارند. در خاکهایی که مقدار فسفر (P) بالاست در جذب عناصر میکرو مانند (Fe)، روی (Zn) و....اختلال ایجاد می کند. تغییر ساختمان و بافت خاک توسط برخی از مواد آلی و معدنی مثلا کودهای دامی مناسب و گچ خام می تواند در افزایش حاصلخیزی خاک و جذب عناصر دپو شده در خاک بسیار مهم باشد. استفاده از مواد ابداعی و عجیب مانند خاکهای قرمز، خاکهای سبز، زغال سنگ، خاکهای با شوری فوق العاده بالا نتنها کمکی به درختان نمی کند بلکه به مرور موجب تخریب بافت و ساختمان خاک می شود. کشاورزان بهتر است بجای کارهای خودسرانه از طریق مشورت و گرفتن اطلاعات از کارشناسان و متخصصان مربوطه حداقل شرایط خاک را از اینی که هست بدتر نکنند. یکی از زمانهای بسیار مهم و شاید اساسی ترین زمان کوددهی در باغات پسته و جذب عناصر در باغات پسته دو بازه زمانی است اول زمان استارت خوردن درخت و شروع به رشد درخت کمی قبل از شروع فصل بهار و دوم زمان پر شدن مغز در برج های 5 و 5. در این دو مرحله کافی بودن عناصر در اطراف ریشه به بازدهی مناسب درختان پسته بسیار کمک خواهد کرد. شاید مهمترین موعد کوددهی زمانی است که درخت در اوایل بهار شروع به استارت زدن می کند. درخت پسته ای که در بهار خوب استارت بخورد بلاشک هم ترکه خوبی خواهد زد و هم گره زایشی (پتک، گر) خوبی خواهد آورد. مسلما حفظ و نگهداری گره های زایشی در طول فصل بهار باز هم مرهون مبارزه با آفات بخصوص شیره خشک یا پسیل و عملیات کوددهی مناسب است. اشتباه بسیاری از کشاورزان این است که فکر می کنند صرف رشد رویشی و زدن ترکه و شاخه با طول زیاد می تواند عملکرد را بالا ببرد اما بهترین فرمولهای کوددهی فرمولهایی هستند که رشد رویشی و زایشی درختان پسته را متعادل نگه دارد. درخت خوب درختی است که طول ترکه کوتاهی داشته باشد با تعداد زیاد گره یا پتک روی همین ترکه. همانطور که قبلا اشاره شد متعادل کردن رشد رویشی و زایشی در درختان پسته علاوه بر مدیریت صحیح زراعی (کوددهی، آبیاری و ...) باید از هورمونها هم برای رسیدن به این هدف سود جست. یکی از وظایف مهم هورمونها متعادل کردن رشد رویشی و زایشی در درختان پسته است. قرار دادن کودها در سایه انداز درختان نکته بسیار مهمی است بسیاری از کشاورزان کودهای شیمیایی و دامی را یا خیلی نزدیک به کنده یا طوقه درخت می ریزند و یا خیلی دورتر از سایه انداز که هر دوی این کارها کارهای اشتباهی هستند کود باید حتما در سایه انداز درخت استفاده شود. درختان پسته ای که سیستم آبیاری غرقابی دارند بیش از 70 درصد ریشه کاملا بصورت سطحی است و ما ریشه های مفیدی که مواد غذایی را جذب می کنند در سطح خاک قرار دارند بنابراین افرادی که چاله های عمیق برای ریختن کود حفر می کنند در واقع کودها را از دسترس ریشه خارج می کنند. کودهای مورد استفاده در باغات پسته باید به صورت سطحی و در عمق کم در اختیار درختان قرار گیرند البته این امر منافاتی با چالکود ندارد ولی چالود خیلی عمیق موجب عدم کارآیی و جذب کودها بویژه کودهای دامی می شود. یکی دیگر از امور اشتباهی که متاسفانه در برخی از باغات مشاهده می شود دادن کودهای شیمیایی و دامی بیش از حد ممکن است. بخصوص در مورد کودهای شیمیایی دادن بیش از اندازه کودها نتنها کمی به درخت نمی کند بلکه بشدت خطرناک است. این باور غلط در بسیاری از کشاورزان در مورد مصرف بیش از حد کودها و حتی سموم وجود دارد که اگر مثلا اگر مقدار بیشتر از مقدار توصیه شده کود یا سم اثرات بهتری روی  درختان خواهد  داشت که مطلبی کاملا مردود است. کشاورزی ملانقطه ای یا بسیار پروسواس هم عملی کاملا زیانبار است. برخی از کشاورزان حتی در برخی از افراد با تحصیلات بالا که کشاورزی و باغداری می کنند می خواهند خیلی دقیق و با ریز جزییات مطالب را از لابه لای کتب و برشورها و اینترنت در بیاورند و دقیقا بر اساس آن عمل کنند. علم پسته کاری و پسته داری علمی بروز و در حال رشد و توسعه است. مطلبی که 20 سال پیش توسط یک محقق توصیه شده ممکن است امروزه غیرکاربردی و در پاره ای موارد مضر باشد. علم باغداری پسته شبیه علم پزشکی است بدین معنی که مثلا شما خدای ناکرده امروز گرفتار بیماری قند می شوید و به دکتر مراجعه می کنید برای رفع مشکل ولی سال آینده ممکن است گرفتار مثلا بیماری کلیه یا کبد شوید!!منظور این است که باغ پسته هم شرایطی شبیه بدن انسان دارد و نمی شود توصیه ای واحد برای همه سالها کرد. سم اندوسولفان را در نظر بگیرید سالها قبل برای مبارزه با مثلا پروانه چوبخوار توصیه شده است آیا شما امسال اجازه دارید این سم را بکار ببرید؟ آیا اصلا اندوسولفانی در بازار هست یا نه؟ آیا از میان این همه اندوسولفان یا سموم دیگری که در بازار هستند می توان به همه اعتماد کرد و جواب واقعا قابل قبولی از سم پاشی گرفت؟ در مورد کودها هم همین مساله وجود دارد! شرایط باغ پسته سال به سال بسته به عوامل مختلف دستخوش تغییرات می شود و ما با توجه به تغییرات باید باغمان را اپتیمایز و هندلینگ کنیم! سولوپتاس تقریبا بهترین نوع کودهای پتاسه در باغات پسته هستند اما متاسفانه بازار پر است از سولوپتاس های تقلبی که نیم درصد پتاس هم در آنها وجود ندارد!! این امر رجوع کشاورزان به افراد متخصص و کارشناس را الزامی می سازد. کارشناسی که فقط محقق باشد دردی دوا نمی کند. کارشناسی از دید بنده کارشناس است که در مارکت نهاده های کشاورزی دخالت دارد و جنس خوب و بد را می شناسد و تیمیر می دهد. ایران در شرایط تحریم است. کودهای بسیار با کیفیت خارجی بسیار گران شده اند و حتی ممکن است امسال وارد نشوند به دلایل مختلف. بنابراین ممکن است کودی که پارسال بنده جواب خوبی از آن گرفتم امسال در مارکت نباشد به همین دلیل باید بدنبال مشابه با کیفیت آن بگردم. این هنر یک کارشناس کشاورزی و محقق پسته است! یعنی با توجه به شرایط روز فرمول نویسی کند والا همه فرمولها در اینترنت و کتابها وجود دارد اما تلفیق دانش و تجربه چیزی است که مجانی نیست!! به یک مثال توجه کنید در همه کتابها حتی کتابهای خارجی مثلا بیان شده که کود مرغی مقدار مورد مصرف در هکتار مثلا 20 تن در هکتار برای باغات پسته است آیا ما می توانیم بدون توجه به شرایط باغ و درختانمان و صرفا از روی یک رفرنس حتی بسیار معتبر چنین کاری انجام دهیم و این مقدار کود به درختان بدهیم. در این مثال باید دقت کرد! دوره آبیاری را از باغدار پرسید! شوری خاک و آب را چک کرد! از مقدار سالم بودن درختان بخصوص از نظر سرخشکیدگی مطمن شد! از درصد مراقبت باغدار و سرسی بموقع آن پرسید و در نظر داشت! از میزان گره های زایشی درختان اطلاع حاصل کرد! به سال آور و نیاور توجه کرد!! سابقه کوددهی باغ توسط باغدار را جویا شد! از نوع سیستم آبیاری اطلاع حاصل کرد!! از اینکه درختان جوی پشته باشند یا نوع موقعیت درختان را در نظر داشت! از کیفیت کود مرغی اطلاع حاصل کرد! نظر خود کشاورز را جویا شد! از نظر زمانی باید دقت کرد که زمان مصرف صحیح حتما رعایت شود و بسیاری از عوامل دیگر. باغداری پسته این نیست که ما کتاب را برداریم و دقیقا از روی کتاب عمل کنیم البته باز هم این جای شکر دارد بسیاری هستند که حتی کوچکترین بررسی در مورد عملیات باغداری خود نمی کنند و با توجه به گفته افغانی و ایرانی و فلان زعیم و فلان مهندس عمل می کنند و بدون ترید ننه درختان رو اسیر می کنند!! فرهنگ سازی و گسترش روشهای نوین باغداری پسته می تواند راهگشا باشد اما حتما باید راه درازی در این مسیر پیموده شود. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۸
تگ ها :

آفات پروانه ای مهم باغات پسته ایران

آفات پروانه ای مهم  باغات پسته ایران

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

آفات پروانه ای به دسته ای از آفات گفته می شود که حشره کامل یک پروانه است. بر خلاف تصور بسیاری معمولا حشرات کامل پروانه خسارت چندانی به درختان پسته وارد نمی کنند و بیشتر لاروها یا کرمها هستند که موجب خسارت می شوند. پروانه ها از راسته Lepidoptera حشراتي هستند كه تقريباً همه مردم آ‌ن‌ها را مي­شناسند و داراي چهار بال هستند كه سطح بال­ها بوسيله پولك پوشيده شده است. تعدادي از گونه­ها در اين راسته از آفات بسيار مهم درختان ميوه و تعداد معدود ديگر در شرايط گلخانه­اي جزء آفات گياهان زينتي به شمار مي­روند. لاروهای پروانه ها از قسمتهاي مختلف گياه مانند برگ، ميوه يا گل تغذيه مي‌كنند و يا در داخل شاخه و تنه درختان بافت چوبي گياه خسارت می زنند. برخی  از گونه­ها هم جزء آفات انباري هستند و در شرايط انباري از انواع خشكبار تغذيه مي­كنند (مثلا شب پره هندی در پسته). در پسته آفات پروانه ای مختلفی وجود دارند که مهمترین و خسارتزاترین آنها پروانه چوبخوار پسته یا کرمانیا (Kermania Pistaciella) است. حشرات به صورتهاي گوناگون رشد مييابند. بيشتر حشرات از مرحله رشد تخم تا رسيدن به مرحله بلوغ، شكلهاي مختلفي به خود ميگيرند. به اين تغييرات شكلها، دگرديسي (Metamorphosis) ميگويند. دگردیسی در حشرات به 3 نوع تقسیم بندی می شود 1-ساده 2-کامل 3-ناقص. .پروانه ها جزو حشرات با دگردیسی کامل (Complete Metamorphosis) هستند. در دگردیسی کامل (شکل شماره 1) 4 مرحله در طول زندگی آفت وجود دارد 1-تخم 2- لارو (مرحله خسارتزا) 3-شفیره 4- حشره بالغ (پروانه). همانطور که قبلا اشاره شد آفت بالغ یعنی خود پروانه ها خسارت چندانی در باغات پسته ایجاد نمی کنند و لاور آنهاست که خساتزاست.

-پروانه چوبخوار پسته یا کرمانیا: پروانه چوبخوار پسته با نام علمی Kermania Pistaciella بعد از پسیل پسته مهمترین آفت درختان پسته است. این آفت در بسیاری از نقاط پسته خیز شیوع دارد و خسارات جدی به درختان ایجاد می کند. این آفت تک نسلی است. این آفت فقط در درختان پسته وجود دارد و در سایر محصولات دیگر نیست. این آفت علاوه بر ایران از برخی از کشورها از جمله ترکیه نیز گزارش شده است. زمستانگذرانی بصورت لارو در مغز شاخه های عموما جوان درختان پسته است. در بسیاری از موارد زمانی که شاخه ها از وسط شکاف داده می شوند مغز چوب قهوه ای تیره است  و کرمی ریز و برنگ سفید در ناحیه ذکر شده وجود دارد. تقریبا 9 ماه از سال این آفت در داخل سرشاخه ها زندگی و تغذیه می کند. این آفت هم در درختان قوی و هر در درختان ضعیف و بیمار وجود دارد. بصورت خلاصه سیکل زندگی این آفت بدین صورت است که زمستانگذرانی این آفت به صورت لارو کامل داخل شاخه ها بوده و از اواسط اسفند ماه  ازشاخه ها خارج و با ایجاد پیله های هرمی شکل،  خاکستری روی شاخه ها تبدیل به شفیره می شود. سپس حشره کامل در اوایل بهار ظاهر و در انتهای شاخه های جوان تخم ریزی می نماید. لارو آفت با تغذیه و تخلیه فضولات درون دم خوشه ها در مراحل اولیه باعث ریزش تعدادی از دانه ها شده و خوشه های آلوده میوه کمتری نسبت به خوشه های سالم دارند. لارو پس از تفریخ تخم وارد شاخه شده و از قسمت مرکزی آن تغذیه و فضولات خود را به صورت نواری کرم رنگ که بعداً تیره می شود برجا می گذارد. این شاخه ها رشد طبیعی نداشته  لاغرتر از شاخه های سالم می باشند. همچنین  به علت کم تحرکی حشره باغ های جوان آلودگی کمتری دارند ولی هرچه سن درختان بیشترمی شود میزان آلودگی افزایش می یابد و باغ هایی که در اول  سال زودتر جوانه می زنند ونیز باغ هایی که عملیات زراعی و مبارزه با آفات در آن ها به خوبی انجام نمی گیرد آلودگی بیشتری دارند. سرشاخه هایی که به آفت آلوده اند نهایتا خشک می شوند و یا بسیار رنجور هستند. مسلما اینچنین سرشاخه هایی قادر به نگهداری گره های زایشی و خوشه های احتمالی ایجاد شده نیستند.  در هنگام برداشت محصول در اواخر تابستان کرم سفید رنگ ریزی در داخل مغز خوشه ها وجود دارد که این کرم در واقع همان لاور پروانه چوبخوار پسته است. خشک شدن دانه ها بویژه در نوک خوشه در هنگام برداشت محصول نیز می تواند یکی از علایم آفت باشد. مبارزه با پروانه چوبخوار پسته مبارزه زراعی: هرس شاخه های آلوده و جمع آوری و انهدام آنها در کنترل آفت اهمیت زیادی دارد. مبارزه فرمونی با آفت، به صورت خلاصه در مبارزه فرمونی از فرمون (مواد شیمیایی مخصوص حشرات ماده که موجب جذب حشرات نر می شوند را فرمون می نامند) برای جمع آوری و نابودی حشرات نر استفاده می کنند. روش فرمونی بیشتر برای ردیابی یا مونیتورینگ آفت و مشخص کردن مناسبترین زمان سم پاشی (مبارزه شیمیایی) با آفت کاربرد دارد. (برای اطلاعات بیشتر در مورد مبارزه فرمونی بر علیه کرمانیا به مقاله کاربرد فرمون در مدیریت تلفیقی پروانه چوبخوار پسته در وبسایت انجمن پسته رجوع کنید). معرفی، کاربرد و رواج فرمونها بر علیه آفات پروانه ای در درختان پسته در ایران مرهون تلاشهای آقای دکتر حمید داروغه است که انصافا تلاشهای زیادی در این زمینه داشته اند و دارند و علاوه بر تولید فرمون مصنوعی پروانه چوبخوار تولید سایر فرمونها در آفات پروانه ای دیگر را نیز در دستور کار دارند. مبارزه بیولوژیکی: بلاشک در باغات پسته دشمنان طبیعی وجود دارند که موجب کاهش جمعیت کرمانیا و سایر آفات پروانه ای می شوند. زنبور های Chelonus و Centistidea از جمله زنبورهایی هستند که بعنوان دشمنان طبیعی پروانه چوبخوار از باغات پسته ایران گزارش شده اند. مطالعه و بررسی روی دشمنان طبیعی آفات در باغات پسته ادامه دارد و ممکن است روزی بتوان با تکثیر انبوه این دشمنان طبیعی بتوان با آفات مبارزه کرد. مبارزه شیمیایی: مهمترین و موثرترین روش کاهش جمعیت پروانه چوبخوار در باغات پسته ایران مبارزه شیمیایی است. نکته بسیار مهم در مورد مبارزه شیمیایی با این آفت این است که مبارزه شیمیایی در زمان مناسب انجام شود. سم پاشی دیر هنگام یا زودهنگام بر علیه آفت می تواند بیفایده باشد. به شکل شماره 1 توجه کنید. در این شکل 4 مرحله تخم، لارو، شفیره و پروانه بالغ را مشاهده می کنید. برای سم پاشی بهترین زمان سم پاشی در موعدی است که حشره بالغ با تراکم زیاد در باغ وجود داشته باشد. این مطالب در مورد سایر آفات پروانه ای بهاره مانند پروانه پوستخوار پسته یا کراش و ....نیز صدق می کند. همانطور که در مقدمه اشاره شد پروانه ها جزو حشرات با دگردیسی کامل هستند، بخوبی واضح است که مبارزه شیمیایی زمانی کارساز است که آفت در مرحله حشره کامل باشد. مبارزه با تخم و لاور و شفیره بدلایل مختلف دشوار و غیرکاربردی است. بهترین زمان سم پاشی با آفات پروانه ای بهاره در درختان پسته زمانی است که ماکزیمم جمعیت حشرات بالغ (نر و ماده) در باغ وجود داشته باشند و بهتر این است که قبل از جفت گیری و تخم گذاری مبارزه شیمیای انجام شود. تعیین دقیق زمان سم پاشی بر علیه آفات پروانه ای در باغات پسته کار ساده ای نیست. در مورد پروانه چوبخوار که فرمون آن در دسترس است میتوان در طول چند سال حول و حوش بازه زمانی مناسب سم پاشی در مناطق مختلف بر علیه پروانه را بدست آورد. بصورت خلاصه بهترین زمان سم پاشی میتواند موقعی باشد که بیشترین تعداد حشرات ماده جذب تله های فرمونی شده اند. در مورد آفات پروانه ای باغات پسته شروع فعالیت آنها معمولا از اواسط اسفندماه به بعد است. بهر روی از اواسط اسفندماه تا حول حوش اواسط فروردین ماه می تواند موعد مبارزه شیمیای با آفات پروانه ای در باغات پسته باشد. بخوبی واضح است که تعیین مناسبترین روز برای سم پاشی بر عهده کارشناسان گیاهپزشک است. سموم مختلفی بر علیه پروانه چوبخوار پسته توصیه شده است که گاها قدیمی هستند. معرفی و آزمایشات سموم جدید بر علیه آفات پسته مساله مهمی است که باید حتما مد نظر باشد. سمومی که برای مبارزه با پروانه چوبخوار توصیه شده اند عبارتست از لاروین (تیودیکارب) به نسبت1.5 کیلو گرم در هزار لیتر آب، اندوسولفان 2 در هزار، دیازینون 1و نیم در هزار و .... سموم جدید دیگری نیز در دست معرفی و آزمایش بر علیه پروانه چوبخوار پسته است که هنوز به صورت رسمی مورد تایید قرار نگرفته اند. برخی از سموم فعلی نیز دارای مشکلات و محدودیت هایی هستند از جمله سم اندوسولفان که سمی ممنوعه تلقی می شود و در لیست مجاز سموم سازمان حفظ نباتات ایران نیست.

پروانه پوستخوار میوه یا کراش: پروانه پوستخوار میوه پسته با نام علمی Arimania komaroffi در سالیان قبل آفتی خسارتزا و مهم بشمار نمی رفت اما بمرور با از بین رفتن دشمنان طبیعی آفت در اثر سم پاشی های بی رویه و سموم پارازیت کش در سالیان اخیر کراش بعنوان یک آفت نسبتا مهم بخصوص در درختان اکبری و احمدآقایی تبدیل شده است. آفت دو نسلی است و در طول سال دو نسل تولید می کند. این آفت در بسیاری از نقاط پسته خیز از جمله استان های کرمان و خراسان و یزد شیوع پیدا کرده است. بر خلاف پروانه چوبخوار یا کرمانیا که زمستانگذرانی بصورت لارو  در سرشاخه های درختان پسته است، پروانه پوستخوار به صورت شفيره در روي پوسته‌های خشكيده و برگ درختان پسته و در لاي کلوخه هاي زير درختان زمستان را سپری می کند.  با گرم شدن هوا در اوایل فصل بهار شفیره های زمستانگذران تبدیل به لارو می شوند. لاروهای نسل اول آفت از پارانشيم برگ و میوه‌های تازه تشكيل شده پسته در ماه‌های ارديبهشت و خرداد تغذيه نموده و خسارتي شبيه پروانه ميوه خوار پسته  Recurvaria pistaciicola ايجاد می‌ کنند. بتدریج لاروها تبدیل به شفیره شده و شفیره تبدیل به حشره کامل و حشرات کامل جفت گیری و تخم گذاری می کنند. تخمگذاري به صورت دسته‌ای و بر روي برگ و ميوه پسته صورت می‌گیرد. از تخم ها لارو سن دوم آفت در حول و حوش اوایل تابستان و ماههای خرداد و تیر ظاهر می شوند. لاروهاي نسل دوم آفت عمدتاً از پوست سبز رویی ميوه پسته تغذيه نموده و در نتيجه میوه‌ها بدون پوست شده و مغز آن‌ها كامل نشده و در نهايت اين میوه‌ها خشكيده و ريزش می‌یابند. ایجاد منظره تارعنکبوت مانند روی خوشه ها می تواند یکی از علایم وجود آفت کراش باشد. طول دوره فعاليت لاروهاي سنين مختلف هر دو نسل در روي درختان پسته در حدود 6  ماه به طول مي انجامد و تغذيه لاروها تا رسيدن محصول و چيدن آن ادامه دارد. فعالیت نسل دوم آفت تقریبا مصادف با برداشت محصول پسته است. لاروهای آفت در نسل دوم از پوست نرم بیرونی پسته تغذیه می کنند که این امر موجب بجاي گذاشتن لکه‌های تيره در روي پوست  استخواني دانه پسته شده كه از بازار پسندي و مرغوبيت پسته كاسته می‌شود. مبارزه با آفت، مبارزه به 3 بخش اصلی تقسیم بندی می شود اول مبارزه زراعی که با جمع آوری و معدوم کردن بقایای گیاهی، شخم عمیق به منظور نابودی شفیره های موجود در خاک، هرس سرشاخه های آلوده و سوزاندن یا معدوم کردن آنها، یخ آب زمستانه. مبارزه فرمونی با این آفت که فرمون مصنوعی این آفت هنوز تجاری سازی  نشده است. البته ممکن است روزی تمام فرمونهای آفات پروانه ای موجود در باغات پسته ساخته و به بازار عرضه شوند اما در حال حاضر این امر فقط در مورد پروانه چوبخوار پسته اتفاق افتاده است. روش سوم مبارزه شیمیایی با آفت است که مهمترین و موثرترین و کاربردی ترین روش مبارزه با آفت محسوب می شود. مبارزه شیمیایی می تواند بر علیه لاروها و هم برعلیه حشرات کامل انجام شود چون بر خلاف پروانه چوبخوار که لاروها در داخل سرشاخه ها بودند در کراش لاروها روی پوست دانه ها و برگها می تواند قابل مشاهده باشد و با برخورد سموم به آنها آفت کنترل شود. مبارزه شیمیای با نسل اول آفت تا حدودی همزمان با مبارزه شیمیایی با کرمانیا است. یعنی سم پاشی که معمولا در بهار بر علیه پروانه چوبخوار پسته یا کرمانیا انجام می شود تا حد زیادی می تواند کراش را نیز کنترل کند. در غیر اینصورت اگر آفت در هنگام تابستان و روی خوشه ها مشاهده شد می توانیم سم پاشی را بر علیه حشره کامل و لاور انجام دهیم. برای مبارزه شیمیایی با نسل دوم کراش باید دقت کرد چون سم باید پوشش کاملی روی خوشه ها و برگها داشته باشد تا بتوان کنترل مناسبی پیش بینی کرد. هر چه لاروهای کراش تار بیشتری دور خود تنیده باشند احتمال برخورد سم با آفت کمتر می شود. بنابراین بهتر آن است که سم پاشی به تاخیر نیفتد. نکته مهم دیگر در مورد مبارزه با کراش این است که معمولا در باغاتی که به کراش آلوده هستند بصورت همزمان پسیل پسته یا شیره خشک نیز در باغ وجود دارند که در این صورت می توانیم از مخلوط 2 یا چند سم برای کنترل هر دو آفت استفاده کنیم مثلا میتاک با اندوسولفان به نسبت توصیه شده. برای مبارزه با خود کراش فرمولهای زیر وجود دارند دیازینون به نسبت 1و نیم در 1000، دارتون به نسبت 2 تا 2 و نیم در 1000، زلون به نسبت 2 تا 2 و نیم در 10000، اندوسولفان به نسبت 2 تا 2 و نیم در 1000، و... باز هم یادآوری می کنم که سموم جدیدتری بر علیه آفات پروانه ای در دست آزمایش هستند و برخی از سموم توصیه شده فعلی نیز دارای محدودیت های خاص خود هستند.

پروانه میوه خوار پسته: پروانه میوه خوار پسته نیز مانند کراش آفتی بوده که سالیان قبل خسارت چندانی در باغات پسته نداشت اما بمرور در برخی از نقاط خسارت این آفت نگران کننده ارزیابی می شود. نام علمی آفت Recurvaria Pistacicola است. این آفت مانند کراش 2 نسل در سال ایجاد می کند. حشرات کامل از اوایل بهار بمرور در باغ قابل مشاهده هستند. زمستانگذرانی آفت بصورت لارو در زیر پوست درختان است. لاروهای زمستانگذران در فروردین ماه بمرور از زیر پوست تنه درختان خارج می شوند و تبدیل به شفیره و سپس حشرات کامل نر و ماده می شوند. حشرات ماده و نر با هم جفت گیری می کنند. تخم ها  بصورت انفرادی بر روی گلها و میوه‌های تازه تشکیل شده توسط پروانه ماده گذاشته می شوند. تخمها حدوداً دو هفته بعد باز شده و لاروهای سن اول کوچک و سفید رنگ به داخل میوه‌های تازه تشکیل شده نفوذ نموده و از جنین میوه تغذیه می‌نمایند. میوه‌های آلوده در این مرحله تا قبل از سخت شدن پوست استخوانی در اثر تغذیه لاروها سیاه شده، خشکیده و در نهایت می‌ریزند. لاروها پس از خوردن محتویات میوه آن را سوراخ نموده و خارج می‌شوند و سپس وارد میوه بعدی می‌گردند. در این مرحله هر لارو قادر است تا 8 میوه را از بین ببرد. طول دوره لاروی نسل اول 35 تا 40 روز بوده و لاروهای سن آخر به سمت تنه درختان رفته و در ارتفاع 0.5 تا 1.5 متری و در زیر پوستک تنه پیله ساخته و به شفیره تبدیل می‌شوند. شروع نسل دوم از اواخر تیر تا اوایل مرداد بوده و لاروهای این نسل پوست سبز میوه‌ها را سوراخ و از سطح داخلی پوست سبز تغذیه می‌نمایند و یا از محل شکاف خوردن پوست استخوانی (محل خندان شدن پسته) وارد میوه‌ها شده و از مغز میوه‌ها تغذیه می‌نمایند. تغذیه لاروها در این مرحله از مغز میوه‌ها، قسمت داخلی پوست سبز پسته و بر جا ماندن فضولات لاروی بر روی پوست استخوانی باعث ایجاد لکه‌های تیره رنگ بر روی پوست استخوانی شده که سبب کاهش مرغوبیت و بازار پسندی پسته‌ها می‌گردد. همچنین سوراخ ایجاد شده توسط لاروها می‌تواند راه نفوذی برای قارچ‌های مولد افلاتوکسین بوده و ممکن است موجب آلودگی میوه‌ها به افلاتوکسین گردد. خسارت پروانه میوه خوار پسته شباهت به خسارت زنبورهای مغزخوار پسته است. زنبورهای مغزخوار هم از مغز پسته تغذیه می کنند و فضولات آنها در داخل دانه های پسته قابل مشاهده است. لاروهای نسل دوم پس از کامل شدن به سمت تنه درختان حرکت کرده و در زیر پوستک تنه و در داخل حجره‌های لاروی به زمستان گذرانی می‌پردازند و دوباره این سیکل ادامه پیدا می کند. مبارزه با آفت شامل مبارزه زراعی، فرمونی و شیمیایی است. در مبارزه زراعی با پروانه میوه خوار جمع آوری بقایای گیاهی، هرس و همچنین پوشاندن تنه های درختان با استفاده از موادی مانند مقوا می تواند از ورود شفیره ها بمنظور زمستانگذرانی آفت جلوگیری کند. در مبارزه فرمونی میتوان از فرمون بمنظور مبارزه استفاده کرد بدین منظور می توان شفیره ها را جمع آوری کرد و با استفاده از ماده های باکره تله های فرمونی طبیعی برای بدام انداختن حشرات نر درست کرد اما بهر روی این روش  مشکلات خاص خودش را دارد. هنوز به صورت مصنوعی فرمون پروانه میوه خوار تولید و تجاری سازی نشده است شاید روزی این امر محقق شود. بمنظور مبارزه شیمیای می توان از فرمولهای زیر استفاده کرد تیودیکارب یا لاروین به نسبت 1 نیم کیلوگرم در 1000 لیتر آب، متاسیستوکس به نسبت 1 و نیم در 1000، میتاک به نسبت 1 در 1000، اندوسولفان به نسبت 2 در 1000 و ....باز هم تاکید می کنیم این دسته از سموم تنها در منابع قدیمی آمده اند و مسلما مشکلات خاص خود را دارند. بررسی آفت کش های موثر و کم خطر تر روی این آفت ادامه دارد.

پروانه برگخوار پسته: پروانه برگخوار پسته یکی از آفات نسبتا قدیمی در درختان پسته محسوب می شود. نام علمی آفت Ocneria  terebinthina است. لاور و حشرات بالغ این آفت با تغذیه مستقیم از برگ درختان پسته موجب از بین بردن برگ و حالت تور توری یا حالت خوردگی در برگهای درختان پسته می شوند. خسارت این آفت از چندین متر دورتر قابل مشاهده است. نام دیگر این آفت رائو است. زمستانگذرانی آفت بصورت  صورت شفيره ولارو در پناه‍گاه‍هاي مختلف است. از نظر انتشار این آفت تقریبا در تمام مناطق پسته کاری ایران شیوع دارد. این آفت ين حشره 3 تا 4 نسل در سال دارد. لاروهاي پروانه پس از خروج از تخم، بلافاصله از پارانشيم برگ و اپيدرم فوقاني تغذيه نموده و لاروهاي سنين بعد قسمت اعظم پهنگ برگ‍ها را مي خورند و فقط رگبرگ‍هاي اصلي باقي را باقي مي گذارند. خسارت اصلي آفت مربوط به سنين 2 تا 4 لاروي است. مبارزه با این آفت میتواند بصورت زراعی، فرمونی، بیولوژیک و شیمیایی باشد. در مورد مبارزه فرمونی و بیولوژیک تحقیقات در حال انجام است و هنوز به صورت تجاری سازی نرسیده است. مهمترین و کاربردی روش مبارزه با پروانه برگخوار مبارزه شیمیایی است. زولون ( فوزالون) به نسبت 2 تا2.5 در هزار، اندوسولفان به نسبت 2 در هزار، دیازینون به نسبت 1 و نیم در 1000 و ....در زمان مناسب می تواند آفت را کنترل کند. بهتر است مبارزه شیمیای به محض ظهور لاروها انجام شود. این آفت در باغاتی که  دچار ضعف تغذیه‌ای و كم آبي شديد شده باشند شیوع زیادی دارد بنابر اين آبياري به موقع و منظم و تغذيه مناسب درختان سبب كاهش حمله آفت به باغ‌های پسته می‌گردد.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٦
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED