نقدی بر مقاله هیومیک اسید از تبلیغات تا واقعیت چاپ شده در ماهنامه داخلی انجمن پس

نقدی بر مقاله هیومیک اسید از تبلیغات تا واقعیت

چاپ شده در ماهنامه داخلی انجمن پسته ایران-اسفندماه 1391

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

اخیرا در ویژه نامه نوروز 1392 انجمن پسته ایران مقاله ای با این عنوان "هیومیک اسید از تبلیغات تا واقعیت" بقلم ژیلا آقامولایی چاپ شده است. ضمن تشکر از نویسنده بخاطر نوشتن این مقاله بر خود لازم دیدم نکاتی پیرامون این مقاله گوشزد کنم. این مقاله را نمی توان خدای نکرده غیر صحیح دانست بالای 80 درصد مطالب از صحت علمی برخوردارند اما خوب اشکالاتی هم از دید بنده وجود داشت که بیان می شود. قبل از هر چیز باید بگویم بنده نماینده حقیقی و حقوقی هیچ شرکت یا سازمان و انجمنی نیستم و مطالبی که گفته می شود صرفا نظرات شخصی خودم است. 1-اگر دقت کنیم این مقاله دارای رفرنس نیست، جالب اینجاست که مقاله ای دارای رفرنس نیست چاپ شده! برخی از مطالب رفرنس های خاصی ندارند اما در مورد اسیدهای هیومیک و مشتقات آنها هزاران هزار رفرنس در اینترنت یا جاهای دیگر وجود دارد که می توانست به آنها استناد می شد!! 2-زمانی که از واژه هیومیک اسید استفاده می شود بلادرنگ کشاورزان حواسشان معطوف کودهایی می شوند که دارای هیومیک اسید یا فولویک اسید هستند- در مقاله ذکر شده است که اسید هیومیک در قلیا و آب قابل حل نیست اگر چه ممکن است این حرف در مورد اسید هیومیک خالص صادق باشد اما در بازار مصرف فرمولاسیون هایی از اسیدهای هیومیک به بازار آمده اند که کاملا در آب محلولند!! بهر روی بیشتر کودهایی که حاوی هیومیک و فالویک اسید و سایر ترکیبات هیومیکی در بازار کشاورزی ایران وجود دارند از حلالیت بالای 90 درصد در آب برخوردارند! در مورد هیومین ها هم این حرف صدق می کند. نویسنده بهتر بود مشخص می کرد اسید هیومیک خالص! 3- همیشه بنده سعی می کنم حتی المقدور از دادن دوز مصرفی چه کود و چه سم خودداری کنم-ترکیبات هیومیکی و فالویکی موجود در بازار بسیار متنوع هستند دهها نوع برند و مارک در مورد کودهای هیومیکی و فالویک اسیدها و هیومین ها وجود دارد. هر کود دارای درصد مشخصی از اسید هیومیک و سایر ترکیبات است. چطور نویسنده بیان می کند در سیستم آبیاری تحت فشار برای بار اول 10 لیتر و برای بارهای بعدی 5 لیتر در هکتار از اسید هیومیک مایع استفاده شود!! آیا نباید بر اساس مقدار یا درصد مواد هیومیکی موجود در ترکیب مورد نظر مقدار مصرف را مشخص نمود؟ این مطالب این تفکر را به ذهن تداعی می کند که حتما نویسنده یک اسید هیومیک مایع خاص مد نظرش بوده که به این دقت دوز مصرفی را در نوشته خود آورده است؟!4-نویسنده ادعا می کند که مخلوط کردن اسید هیومیک با سولوپتاس حالت ژله ای شکل ایجاد می کند. در کدام رفرنس چنین چیزی وجود دارد؟ چه لزومی به مخلوط کردن سولوپتاس ها با هیومیک اسید ها وجود دارد؟ ترکیباتی بنام هیوماتهای پتاسیم در بازار وجود دارند که در ترکیب خود هم پتاسیم و هم مواد هیومیکی را دارند چه لزومی به استفاده توامان از اسید هیومیک و سولوپتاس ها وجود دارد؟! این در حالی است که میتوان از هیوماتهای پتاسیم استفاده کرد نه کارهای ملا نصر الدینی (ترکیب سولوپتاس+اسید هیومیک) 5-نویسنده ادعا می کند که استفاده از هیومیک اسید مقدار مصرف کودهای ازته را 30 درصد کاهش می دهد. جای تعجب دارد که به این دقت مطالب آورده می شود! اگر چه این ادعا و حرف کاملا درستی است که اسیدهای هیومیک و مواد هیومیکی مقدار مصرف کودهای ازته و حتی سایر عناصر ماکرو و میکرو را کاهش می دهند اما نه به صورت دقیق 30 درصد! آوردن درصد در یک مقاله کار صحیحی نمی توانست باشد. 6-ایجاد سیتم بشکه ای برای دادن اسیدهای هیومیک و حتی مواد و کودهای دیگر امری غیر قابل کاربرد است و مایه مضحکه و خنده آور؟! این روش بدین صورت است که مثلا در ورودی آب به باغ یا کرتها، لوله آِّبی که مثلا 30 لیتر در ثانیه آبدهی دارد بشکه ای درست شود و داخل بشکه اسید هیومیک ریخته شود و همینطور که آب با فشار بالا به داخل کرتها حرکت می کند یک شیری زیر بشکه وجود داشته باشد و چکه چکه هیومیک اسید وارد آبی شود که داخل کرتها برای آبیاری می رود. آیا چنین روشی از نظر عقلی و منطقی صحیح است!! در هر ثانیه مثلا40 لیتر آب از لوله خارج می شود و در هر ثانیه 4 قطره هیومیک داخل 40 لیتر آب در هر ثانیه بصورت چکه چکه اضافه شود؟؟ مسخره نیست بنظر شما! متاسفانه این روش در مورد کاربرد اسید سولفوریک هم تجویز می شود که امر کاملا بیهوده و خنده داری است. 7-اینکه اکثر هیومیک اسیدهای موجود در بازار با اوره مخلوط می شوند ادعای بزرگی است. اگر چه ممکن است این حرف در مورد برخی از برندها درست باشد اما مسلما اسیدهای هیومیک و فالویکی با کیلویی 50 هزار تومان به بالا هیچ گاه اوره در ترکیب آنها وجود ندارد. در مورد وجود عناصر سنگین هم این مطلب صحیح نیست مگر در مورد برخی از کودهای بی کیفیت ساخت داخل. مطمنا اسید هیومیک های بی کیفیت چنین مواد مضری را ندارند. البته برخی از کارخانجات تولید داخل زغال سنگ را خورد می کنند و بعنوان کود هیومیکی بخورد کشاورزان ناآگاه می دهند که این مطلب می تواند در مورد آنها درست باشد (وجود فلزات سنگین و مواد مضر دیگر). 8-اینکه اسیدهای هیومیک بتنهایی در محلولپاشی موثر نیستند شکی نیست اما باید توجه داشت که می توان از مخلوط اسید هیومیک با فالویک اسید در سم پاشی ها بهمراه سم استفاده کرد. هر چند که این مطلب در گفته های نویسنده وجود دارد اما کاش بیشتر توضیح داده می شد. چون همانطور که گفته شد ممکن است بسیاری از کشاورزان تا این جمله را بخوانند که نمی شود هیومیک اسید های را بهمراه سم استفاده کرد ممکن است کلا استفاده از کودهای هیومیکی ترکیبی با کیفیت را کنار بگذارند. در پایان باید یادآوری کرد که دقت در انتخاب یک کود هیومیکی بسیار مهم است اگر کود بی کیفیت اسید هیومیکی استفاده شود ضررها متاسفانه سنگین خواهند بود

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٩
تگ ها :

آیا پاشیدن اکسی کلرور مس برای درختان دارای سرخشکیدگی کارساز است??

آیا پاشیدن اکسی کلرور مس برای درختان دارای سرخشکیدگی کارساز است??

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بیماری سرخشکیدگی درختان پسته که درختان رقم اوحدی و کله قوچی را درگیر کرده است یک بیماری پیچیده است. تقریبا در این وبلاگ بیش از هر موضوعی مطلب در مورد سرخشکیدگی درختان پسته وجود دارد که توصیه می شود برای آگاهی بیشتر به آنها رجوع شود. بیماری سرخشکیدگی درختان پسته یک بیماری پیچیده و چند بعدی است و متاسفانه در تمام نقاط ایران بخصوص درختان اوحدی را بیمار کرده است. سوالات بسیار زیادی در مورد این مشکل پرسیده می شود که متاسفانه جواب واضحی در این مورد وجود ندارد. هر سال صدها دکتر و فوق لیسانس بیماری شناسی گیاهی در ایران فارغ التحصیل می شوند اما دریغ و افسوس که من ندیدم موضوعی به این مهمی بحث پروژه آنها باشد. تکلیف مرکز تحقیقات پسته در رفسنجان هم اظهر من الشمس است و بجز عده ای واقعا دلسوز و با سواد بقیه در خواب زمستانی بسر می برند. یکی از اشتباهات بسیاری از کارشناسان و به اصطلاح محقق این است که می پندارند درختان پسته مانند درختان سیب، هلو، شفتالو!! و ...هستند. درخت سیب و گلابی کجا و درخت پسته کجا؟؟ آیا می شود نسخه ای که برای سرخشکیدگی درختان سیب یا انگور و هلو در ایالات متحده یا استرالیا تجویز می شود برای درختان پسته در استان کرمان تجویز کرد؟!! بلاشک اکسی کلرور مس در مورد چنین درختانی در جهت رفع شانکرها موثر است و سالهای سال است که برای رفع سرخشکیدگی ها و شانکرها در بسیاری از نقاط و روی درختانی غیر درختان پسته از این قارچ کش استفاده می کنند. حتی در مورد باغات پسته کالیفرنیا هم این قارچ کش تا حدی جنبه استفاده دارد اما درختان پسته کالیفرنیا کجا و درختان حسرت بدل ما کجا؟؟ بنده قطعا چون تخصص در بیماری شناسی گیاهی دارم از اشراف کاملتری در مورد به اصلاح سرخشکیدگی ها یا شانکرها دارم. شانکر یا زخم یا بقول فرنگی ها canker به محلی گفته می شود که عامل بیماری در آن نفوذ یافته و عفونت کرده! مانند زخم هایی که در انسان ها و یا سایر جانواران حادث می شود. در محل زخم ها در انسان ها ماده دفاعی ترشح می شود که مبارزه این عوامل با عامل عفونت (قارچ، باکتری و ...) ایجاد ماده ای می کند که چرک نام دارد. چرک ماده ای سفید رنگ است که مملو از گلبولهای سفید (سربازهای بدن) است. بمرور و با تغذیه مناسب یک جاندار یا انسان نیروی گلبولها و عوامل مفید بر نیروی عامل ایجاد کننده عفونت (باکتری و...) غلبه یافته و جاندار رو به بهبودی می گذارد. بهر روی نقش تغذیه و استراحت در بهبود زخم یا عفونت بر هیچ کس پوشیده نیست! لابد می پرسید ایم مثال را برای چه زدم؟! جواب این است که اگر بخواهیم درخت ما (درختی که کمتر از 50 درصد دچار سرخشکیدگی باشد) بهبود یابد باید درخت را تقویت کنیم با روش های مختلف از جمله محلولپاشی  و....اگر درختی از نظر تغذیه ای و سایر روش های زراعی اوضاع مناسبی نداشته باشد کاربرد هیچ ماده ای از جمله اکسی کلرور مس و حتی آنتی بیوتیک ها تاثیر چندانی در شرایط درختان ندارد. اگر درختی بالای 50 درصد درگیر سرخشکیدگی باشد باید سریعا بریده شود و الا احتمال خشک شدن کامل آن وجود دارد. هنوز هیچ تحقیق علمی مستدلی در مورد بهبود یافتن سرخشکیدگی در اثر کاربرد اکسی کلرور مس در دسترس نیست!! متاسفانه در کشور عزیزمان ایران نه کارشناسان کارشناس هستند و نه کشاورزان کشاورز! اگر کارشناسان کارشناس بودند اینجور نسخه ای برای کشاورزان نمی نوشتند و ادعا کنند پوست درختی که بمرور در عرض چندین سال به این وضع افتاده با یکسال استفاده از اکسی کلرور مس درمان شود؟! اگر کشاورزان ما کشاورز بودند راجع تبعات استفاده از این ماده روی درختان پسته می بایست تامل بیشتری بخرج می دادند. متغیرهای زیادی وجود دارند که موجب خشکیدگی سرشاخه در درختان پسته شده اند از جمله کمبود های عناصر میکرو (آهن و روی و..) و همچنین کمبود عنصر پتاسیم2-آفتاب سوختگی مطالعات نشان داده در درختانی که ناحیه سیاه شده پوست دقیقا رو به آفتاب است و سطحی از پوست که آفتاب نمی بیند تقریبا سفید و سالم بنظر می رسد 3- شوری فوق العاده بالای آب و خاک که رابطه مثبت با این بیماری دارد و موارد بسیار دیگر. باید یاد آور شد که وجود میکروب که همان قارچ پسیلومایسز یا باکتری باسیلوس و یا عوامل دیگر باشد زیاد در این بیماری نقشی ندارند که بخواهیم اکسی کلرور مس با این دوز بالا استفاده کنیم. در واقع عوامل میکروبی که موجب این مرض می شوند ساپروفیت هستند و ساپروفیت ها زمانی به درخت حمله ور می شوند که درخت ضعیف شده باشد. بقولی همزبانان افغانی یگانه راه و تنها راهی که می تواند تا حدی درختان را از سرخشکیدگی نجات دهد اپتیمایز کردن روش های زراعی (کوددهی، محلولپاشی، آبیاری مناسب و ...) است. این بیماری بهیچ وجه با صرف پاشیدن اکسی کلرور مس با دوز بالا قابل درمان نیست. درمان این بیماری پروسه ای زمانبر است و حداقل 3 تا 4 سال زمان می برد. نمی دانم کدام احمقی پاشش اکسی کلرور مس را درمان بیماری تجویز می کند. البته برای دلالان کود سم خوب شده و می توانند اکسی کلرور مس در باغات پسته را بدست کشاورزان نادان بدهند. علاوه بر اثرات سو پاشش اکسی کلرور مس روی گره های زایشی و رویشی درختان پاشش روغن های سوخته (روغن های به اصطلاح ولک) نیز موجب تشدید عارضه سرخشکیدگی در درختان پسته می شود. دادن کودهای شیمیایی مانند اوره و فسفات بشدت برای درختان آلوده مضرند. روش محلولپاشی می تواند تا حدود بسیار زیادی به روند کاهش بیماری و بهبود آن کمک کند اما نه هر محلولی!! اخیرا برخی از سودجویان کود اوره را با رنگ مخلوط کرده اند و بنام کود محلولپاشی بدست کشاورزان می دهند که باید آنها را به خدا واگذار کرد. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۸
تگ ها :

مواد هیومیکی و نقش آنها در محلولپاشی و کاربرد خاکی بمنظور افزایش راندمان جذب عنا

مواد هیومیکی و نقش آنها در محلولپاشی و کاربرد خاکی بمنظور افزایش راندمان جذب عناصر

        نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

Fulvic acides مانند اسیدهای هیومیکی (Humic acides) و هیوماتها و..دسته ای مهم از مواد هیومیکی هستند. 3 مطلب کاملا مفصل و علمی در مورد ترکیبات هیومیکی قبلا توسط بنده در این وبلاگ قرار داده شده که خوانندگان می توانند برای درک بهتر رجوع کنند. بسیاری واژه هوموس را شنیده اند. هوموس بصورت خیلی ساده همان گیاهخاکی است که برای تغذیه گلهای زینتی و آپارتمانی مصرف می کنیم (البته بصورت غیر دقیق). در واقع زمانی که یک خاک حاصلخیز را به آزمایشگاه بیاوریم یک شیره سیاه رنگ متمایل به قهوه ای از این خاک خارج می شود که این همان مواد هیومیکی هستند. پس مواد هیومیکی همان مشتقاتی یا عصاره موجود در خاکهای حاصلخیز هستند (معنی خیلی ساده و ملموس). یکی از مواد تشکیل دهنده این عصاره یا شیره موجود در خاکهای حاصلخیز مولکولهایی هستند بنام فالویک اسیدها (Fulvic acides). فالویک اسیدها نباید با فولیک اسیدی (Folic acides) که در علم پزشکی کاربرد دارد اشتباه گرفته شود. امروزه دریافته اند که مولکولهای موجود در مواد هیومیکی را می توان بصورت مصنوعی سنتز کرد و آن را در زمین هایی که درصد پایینی از مواد هیومیکی دارند به خاک تزریق کرد. علاوه بر خاک ایندسته از مولکولها را می توان بهمراه سایر عناصر روی شاخ و برگ پاشید تا نتیجه بسیار رضایتبخشی حاصل کرد. از میان 4 دسته اصلی مواد هوموسی اسید های فالویک و اسید های هیومیک بهترین مولکولها هستند اما از در محلولپاشی اسیدهای هیومیک بعلت درشت بودن مولکولها از طریق روزنه ها برگ قابل جذب نیستند و بهتر است بصورت کاربرد در خاک مصرف شوند هر چند که اگر چه قابل جذب و استفاده از طریق برگ نیستند اما مزایای دیگری دارند که نمی شود بصورت کلی استفاده از هیومیک اسیدها را در محلولپاشی رد کرد. بهر روی همانطور که گفته شد فالویک اسیدها از نظر محلولپاشی بدلیل رد شدن از روزنه ها و عمل کاتالیزوری انتقال مواد در محلولپاشی اهیمت بیشتری دارند. استفاده از اسیدهای هیومیک و فولویک و سایر ترکیبات هیومیکی مانند هیوماتها باید بخشی از برنامه تغذیه ای درباغات پسته ایران باشد. متاسفانه تبلیغات منفی بسیاری در مورد ایندسته از ترکیبات وجود دارد که جنبه حقیقت ندارند. بطور قطع می توان گفت استفاده از اسیدهای هیومیک و فالویک اثر سو یا ساید افکتهای سو روی درختان پسته ندارد. اینکه در ترکیبات اسیدهیومیک و فالویکی با کیفیت اوره وجود دارد کاملا مردود است. همچنین وجود فلزات سنگین در ایندسته از ترکیبات فقط در حد شایعات است! بنده چندین سال است که از ترکیبات هیومیکی و فالویکی مخصوصا در محلولپاشی باغات پسته استفاده می کنم و کاملا راضی هستم و هیچ اثر سویی ندیدم. بد بودن و پاییین بودن کیفیت نهاده های کشاورزی در مورد همه کودها و سموم و سایر نهاده ها وجود دارد از جمله ترکیبات هیومیکی و نمی شود کلا گفت که همه ترکیبات هیومیکی موجود در بازار مشکل دارند و داخل آنها اوره وجود دارد و ...متاسفانه برخی بدون مشورت مطالب را چاپ می کنند و نظری از کسی نمی پرسند!! بر خلاف تصور بسیاری از افراد که فکر می کنند ترکیبات هیومیکی فقط از طریق خاک قابل استفاده هستند ایندسته از ترکیبات را می توان بسهولت محلولپاشی کرد! درصد حلالیت یک ترکیب یا کود هیومیکی بسیار مهم است بخصوص در محلولپاشی. هر چه درصد حلالیت یک ترکیب هیومیکی بالاتر باشد بهتر است. برخی از هیوماتها دارای قابلیت حل شوندگی کامل نیستند اما ترکیب هیومیکی که 90 درصد به بالا دارای حل شوندگی باشد قابل مصرف از طریق محلولپاشی است هر چند که بهتر است هنگام محلولپاشی با یک چوب یا دسته بیل مخلوط داخل تانکر بهم بخورد. در صورتی که حلالیت یک ترکیب هیومیکی در آب پایین باشد احتمال گرفتگی شیلنگ ها سم پاش و آسیب به پمپ وجود دارد و باید دقت کرد. معمولا اگر ماده هیومیکی که به تانکر اضافه می شود از نوع هیومات باشد مخلوط محلول داخل تانکر سیاه رنگ می شود که جای نگرانی نیست. به درصد مخصوصا فالویک اسید و هیومیک اسید باید دقت کرد اگر کودی دارای درصد پایین از اسید فالویک یا هیومیک باشد جواب چندانی روی درختان پسته نمی دهد. یکی از مزایای استفاده از کودهای حاوی هیومیک و فولویک اسید در هنگام تورم جوانه ها در محلولپاشی، رشد منظم و یکنواخت برگها و شادابی بیشتر درختان و ...است. تقریبا ترکیبات هیومیکی از طریق محلولپاشی در از اواخر زمستان تا بعد از برداشت می توانند روی درختان پسته کاربرد داشته باشند. یکی از نکات بسیار مهم و کلیدی در مورد کودهای هیومیکی و فالویکی این است که خود این مواد هیچ گونه خاصیت غذایی برای درختان ندارند بلکه حالت مسهل جذب برای سایر عناصر دپو شده در خاک و همچنین کلاتیزاسیون عناصری دارند که بهراه آنها روی شاخ وبرگ پاشیده می شود!! اگر در یک محلولپاشی از اسیدهای هیومیک و فالویک استفاده شود مقدار مصرف کودهای حاوی عناصر بدلیل جذب بالای آنها کاهش خواهد یافت. استفاده از مواد هیومیکی در خاک اگر چه بسیار مناسب است اما بدلیل هزینه های بالای ایندسته از کودها کاربرد محلولپاشی آن بصرف تر خواهد بود. اما باید توجه داشت کاری که اسیدهای هیومیک و فالویک در خاک قابل مقایسه در محلولپاشی نیست. کاربرد اسیدهای هیومیک و فالویک از طریق سیستم های آبیاری هم قابل استفاده خواهد بود و بسیار تاثیرگذار. در پایان باید یادآوری کرد که نمی توان با توجه به شایعات استفاده از کودهای حاوی مواد هیومیکی را بایکوت کرد بلکه باید شناخت و معرفی کرد

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٥
تگ ها :

اثرات بازدارنده و تحریک کننده عناصر در خاک

اثرات بازدارنده و تحریک کننده عناصر در خاک

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

پیرو مطلبی که قبلا در ان وبلاگ راجع اثرات عناصر مختلف در خاک ارایه شد در این مطلب بصورت مختصر اثرات تحریک کنندگی و اثرات بازدارندگی عناصر روی هم در خاک بررسی می شود. محیط خاک یک محیط بسیار پیچیده است و هر ثانیه و دقیقه در حال واکنش. هزاران هزار واکنش در آن واحد ممکن است در یک محدوده کوچک از خاک اتفاق بیفتد ممکن است در یک فضای چند ده سانتی متری از خاک میلیاردها میلیارد موجود زنده میکروسکوپی و ماکروسکوپی وجود داشته باشند. بخش بسیار مهم از نظر کشاورزی و باغداری مقدار یا درصد عناصر و فرم این عناصر در خاک است. عناصر ماکر و میکرو موجود در خاک در بازدهی بسیار مهم هستند. برخی می پندارند کوددهی دلبخواهی و دیمی می تواند کمبود عناصر در خاک را جبران کند اما بررسی ها نشان می دهد که دادن کودهای شیمیای و دامی مختلف بدون بررسی و آزمون های خاک و برگ و آب موجب اضمحلال درختان در درازمدت می شود. عناصر پرمصرف یا ماکرو و همچنین عناصر کم مصرف یا میکرو می توانند در خاک اثرات متقابل روی هم داشته باشند. اگر به آزمایشات خاکشناسی دقت کنیم درمی یابیم که معمولا ارتباط گسترده ای میان جذب عناصر و رقابت آنها در جذب یا مسمومیت و کمبود این عناصر در درختان وجود دارد. واکنش ها یا اثراتی که عناصر ماکرو و میکرو روی هم می گذارند به دسته کلی بر اساس شکل بالا تقسیم بندی می شوند. اوا اثرات بازدارندگی یا Antagonism effects و دوم اثرات تحریک کنندگی یا Stimulating effects. اثرات بازدارندگی اثراتی هستند منفی یعنی زیاد بودن یک عنصر در خاک ممکن است جذب عنصر دیگر را دارای مشکل کند. بسیاری از این اثرات ممکن است تحریک کننده باشد. بعبارت بهتر در حضور یک یا چند عنصر در خاک مقدار جذب عنصر یا عناصر دیگر افزایش پیدا می کند. به مثالهایی در این ارتباط توجه کنید 1- وجود  فوق العاده بالای عنصر فسفر در خاک (مخصوصا دادن بیش از اندازه کودهای فسفره) موجب اثر آنتاگونیستی (سو) روی جذب عنصر آهن (Fe) می شود به شکل بالا توجه کنید. بعبارت بهتر در زمین های با فسفر بالا کمبود آهن پیش خواهد آمد. این همان اتفاقی است که در خاک بسیاری از باغات پسته پیش آمده است. فسفر (P)، منیزیوم (Mg) و نیتروژن (N) ارتباط تحریک کنندگی روی هم دارند یعنی در حضور هر کدام از این عناصر در خاک جذب عنصر دیگر افزایش خواهد یافت. منگنز (Mn)، پتاسیم (K) و آهن (Fe) رو یهم اثرات تحریک کنندگی  دارند . معمولا زمین های باغات پسته در بسیاری از نقاط دارای کمبود پتاسیم هستند و بنابراین وجود کمبود پتاسیم موجب تشدید کمبود منگنز و آهن در خاک می شود. در مورد عناصر میکرو کمبود منگنز و آهن جزو کمبودهای شدیدی هستند که در بسیاری از باغات پسته ایران وجود دارند. 2- وجود مقدار بالای کلسیم (Ca) در خاک موجب کاهش یا محدودیت در جذب عناصری مانند فسفر (P)، روی (Zn)، منیزیوم (Mg)، آهن (Fe)، پتاسیم (K) و منگنز (Mn) خواهد شد (اثر محدود کننده یا بازدارنده). بهمین دلیل است که در باغاتی که درصد آهک یا گچ در خاک بالاست کمبود عناصر میکرو بوفور قابل مشاهده است. 3-دادن بیش از اندازه کودهای ازته (اوره و سولفات آمونیوم) موجب کاهش جذب عناصری مانند بور (B)، پتاس (K)، و مس (Cu) خواهد شد. 4-وجود مقادیر بالای عنصر بور (مسمومیت بور B) موجب کاهش جذب عنصر نیتروژن (N) می شود. چون کمبود نیتروژن موجب کاهش مقدار کلروفیل، پروتویین و آمینواسیدها در گیاه می شود. هر چند که عناصر میکرو بمقدار کم مورد نیاز درختان هستند اما جذب بسیاری از عناصر ماکرو وابسته به عناصر میکروست. همانطور که قبلا اشاره شد معمولا کمبودها یا مسمومیت ها معمولا و در بیشتر موارد مربوط است به چند عنصر بصورت توامان و این بدلیل همین اثرات بازدارندگی و تحریک کنندگی است. مثلا کمبود های آهن، منگنز و پتاسیم با هم اتفاق می افتند یا در خاکی که مقدار فسفر بالا باشد مقدار بالایی از عنصر منیزیوم در خاک وجود دارد! وجود تعادل عناصر در خاک بحث بسیار مهمی است. بهمین دلیل است که همیشه توصیه به استفاده از کودهای میکس یا چند عنصری می شود. زمانی که غلظت بالایی از یک کود خاک تک عنصره به خاک اضافه می شود زیاد کارساز نیست مگر اینکه دقیقا آزمایش خاک چنین توصیه ای را کرده باشد که آزمایشگاههای خاکشناسی در کشور عزیزمان ایران از صحت 100 درصد برخوردار نیستند اما باز هم همه آزمایشگاههای خاک و آب را نمی توان رد کرد. علاوه اثراتی که عناصر در خاک می گذارند و روی جذب هم اثر می گذارند فاکتورها پیچیده دیگری نیز قطعا در افزایش جذب یک عنصر و یا کاهش جذب آن اثر می گذارند مثلا اسیدیته یا pH خاک. در پی اچ بالا برخی از عناصر قابل جذب هستند و برخی بر عکس در پی اچ های پایین جذب می شوند. مبحث خاکشناسی و علوم خاک یک بحث پایه ای و بسیار مهم در باغات پسته ایران است که مورد غفلت واقع شده است واقعا در مرکز تحقیقات ایکس در فلان جا یک کارشناس یا دکتر خاکشناس وجود دارد که هر چه تا حالا داشته بروز داده و دیگر چیز جدیدی ندارد و باید افراد جدیدی به بحث تحقیقات پسته وارد شوند و حرفها و افکار نوینی بیاورند. واقعا اتلاف منابع ملی و بیت المال در بحث تحقیقات کشاورزی یک بحث جدی است که با شرایط فعلی قابل اصلاح نیست. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٢
تگ ها :

محلولپاشی صحیح و استاندارد در باغات پسته

محلولپاشی صحیح و استاندارد در باغات پسته

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

محلولپاشی روشی است که موجب انتقال مواد غذایی مورد نیاز درختان از طریق برگ (پاشش آنها روی شاخ وبرگ) به تمام نقاط مختلف گیاه می شود. محلوپاشی یک روش بسیار کارساز در رفع کمبودها عناصر میکرو و ماکرو در باغات پسته است. تفکرات بسیار اشتباهی در مورد محلولپاشی وجود دارد  و باید بر اساس شرایط درختان محلولهای مناسب برای درختان و در مرحله مناسب روی درختان پسته پاشیده شود. محلولپاشی یک کار بسیار تخصصی و ظریف است. ریزه کاریهای زیادی در روش محلولپاشی وجود دارند که در صورت عدم رعایت نتنها محلولپاشی موثر نیست بلکه احتمال دارد مضر باشد. محلولهایی که برای باغات پسته تجویز می شوند یکنواخت نیستند و ممکن است از هر سال به سالی دیگر تفاوت داشته باشد. یکی از اشتباهات بسیار مهلک در مورد باغات پسته ایران ایجاد تقویم برای سم پاشی ها و محلولپاشی هاست. مثلا در فلان کتاب آمده در 10 فروردین ماه اتیون را برای مبارزه با شپشک استفاده کنید!! یا محلولپاشی بهاره در تاریخ 15 فروردین هر سال و با کود روی فلان شرکت و با فلان دوز باید استفاده شود. استفاده از تقویم و تاریخ مشخص کردن برای هر عملیات باغبانی کاری بسیار اشتباه است. شرایط باغات پسته ساعت به ساعت در حال تغییر و دگرگونی است و معلوم نیست که مثلا چه آفاتی را امسال در باغ داشته باشیم و همچنین چه کمبودهایی و مهمتر از آن اینکه نمی دانیم شروع فعالیت آفت دقیقا در چه زمانی است و بسیاری از مثالهای دیگر. باغ پسته یک محیط زنده طبیعی غیر قابل کنترل است. در درازمدت و تاریخ دقیق نمی توان هیچ توصیه ای به کشاورز کرد مگر اینکه هر ماه یک بازدید از باغ توسط کارشناس انجام شود و بر اساس شرایط باغ و وضعیت درختان نسخه پیچیده شود. کارشناسی چیزی نیست که با خواندن چند مقاله حاصل شود! کشاورزی هم فرق زیادی با رشته های دیگر دارد مسلما فردی که لیسانس فنی است اگر چه صدها بار از افراد کم و سواد و بی سواد جلوتر است اما باز هم نمی تواند تسلط کاملی بر جوانب مختلف یک باغ پسته داشته باشد. برگردیم به محلولپاشی، محلولپاشی بسیار سریع عمل می کند و علایم کمبود ها و شادابی درختان بسیار سریع قابل مشاهده خواهند بود. بنظر می رسد تغدیه درختان پسته در شرایط فعلی از طریق برگ چندین برابر کاربرد کودها در خاک موثر تر و بصرفه تر از نظر اقتصادی باشد. درختان پسته ای را خودم مدیریت می کنم بدون اینکه سالهای سال حتی 1 گرم کود دامی و شیمیایی به درختان از طریق خاک اضافه کرده باشم و درختان هم از عملکرد مناسبی برخوردارند. گیاهسوزی برگها یکی از پیامدهای کاربرد بیش از اندازه کودها در روش محلولپاشی است. هیچ وقت نمی توان خوسرانه و از روی خطا و آزمون خودمان کودها را داخل تانکر بریزیم و محلولپاشی کنیم. غلظت یا دوز بیش از اندازه کودهای محلولپاشی موجب سوختن برگها می شود. غلظت پایین یا دوز پایین از کودهای محلولپاشی هم نمی تواند کمبود درختان را ازطریق محلولپاشی فرآهم کند و کاری بیفایده محسوب می شود. عناصر میکرو مانند آهن (Fe)، روی (Zn) و ....چون بمقدار کم مورد نیاز درختان پسته هستند کمبودشان از طریق محلولپاشی کاملا رفع می شود و نیازی به مصرف کودهای میکرو از طریق خاک در درختان پسته نیست مگر در شرایط استثنایی. معمولا عناصر ماکرو (نیتروژن، فسفر، پتاسیم) اگر چه بصورت کامل از طریق محلولپاشی قابل رفع نیستند اما محلولپاشی عناصر ماکرو بخصوص در برحه های حساس بسیار ارزشمند و کارساز است (پر شدن مغز و ....). برگهای درختان پسته دارای کوتیکول ضخیمی هستند و برگ پسته جزو برگهای مقاوم محسوب می شود و محلولپاشی حتی با دوزهای کمی بیشتر از حد مجاز موجب آسیب به برگها نمی شود اما اگر غلظت مصرف واقعا بالا باشد قطعا موجب سوختگی در برگها خواهد شد. محلولپاشی در دماهای بالا و در دماهای پایین کارآیی ندارد. در بسیاری از منابع توصیه به منع استفاده از محلولپاشی در هنگام گلدهی در بسیاری از محصولات کشاورزی است اما معمولا در درختان پسته پاشش حجم کمی از مواد غذایی و آب روی گلها مشکل چندانی ایجاد نمی کند و بلکه اثرات مثبت خواهد داشت. سازگاری محلولهای غذایی با هم و همچنین با سموم بسیار مهم است. اگر محلولها و سموم با هم سازگاری نداشته باشند محلولپاشی ما نتنها سودی ندارد بلکه موجب گیاهسوزی می شود. معمولا سموم و کودهای با کیفیت قابلیت سازگاری با هم را دارند اما بهتر آن است که ابتدا در سطح کوچک تست شود و بعدا در سطوح بزرگ پاشش انجام شود. مقدار مصرف کودهای ماکرو و میکرو (دوز مصرفی) در روش محلولپاشی با هم فرق می کند. مسلما عناصر ماکرو نسبت به عناصر میکرو از دوزهای بسیار بالاتری باید مورد استفاده قرار بگیرند. معمولا محلولپاشی عناصر میکرو گیاهسوزی ایجاد نمی کند اما استفاده از دوزهای بالای عناصر ماکرو قطعا موجب گیاهسوزی می شود. اما این بدین معنی نیست که ما در مورد عناصر میکرو گیاهسوزی نخواهیم داشت! مرطوب بودن برگها یا ریشه ها در جذب بهتر عناصری که محلولپاشی می شوند بسیار اهمیت دارند. معمولا محلولپاشی در باغات پسته ای که بیش از 10 روز از آبیاری آنها بگذرد زیاد موثر نیست اما بهترین نتیجه از محلولپاشی زمانی بدست می آید که رطوبت خاک در حد رطوبت زراعی (فیلد کاپاسیتی) باشد. خواندن دقیق لیبل کود یا سمی که می خواهیم در سم پاشی یا محلولپاشی استفاده کنیم بسیار مهم است و باید سعی شود برشور سموم کودها و علف کش ها قبل از استفاده بدقت خوانده شود و نکاتی که روی لیبل نوشته شده دقیقا رعایت شود.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۱
تگ ها :

حمایت موثر دولتمرد ایرانی از کشاورزی آمریکا

حمایت موثر دولتمرد ایرانی از کشاورزی آمریکا

محمد حسین کریمی پور -عضو هیات امنا انجمن پسته ایران-برگرفته از وبسایت انجمن پسته ایران

صادرات داریم تا صادرات ! صادرات کشور را می توان به سه بخش تقسیم کرد که سهم هریک در سال 90 بشرح ذیل بود: اول. صادرات نفت خام که بلای سیاه اقتصاد دولتی ایران و منشاء اتلاف گسترده سرمایه بین نسلی کشور است. در سال 90، حجم این صادرات 110 میلیارد دلار بود. این بخش صادرات ایران، هدف اصلی تحریم گسترده و جدی  است. نه تنها حجم آن در سال 91 نسبت به سال 90 کاهش جدی خواهد داشت، بلکه ارز حاصله قابل انتقال و مصرف بانکی نخواهد بود! دوم. صادرات مواد نفت پایه یا معدن پایه که توسط بنگاههای دولتی، شبه دولتی و خصوصی تولید شده اند. میعانات گازی، پتروشیمی، مس، فولاد و مواد معدنی مهمترین آنها هستند. گرچه در اینجا تولید ارزش افزوده صورت می پذیرد اما سطح نازلی از بهره وری بر فرآیند سرمایه گذاری، ایجاد صنایع و راهبری آنها حاکم است. ریخت و پاش ها، سازمانهای اداری سنگین و کند، تراکم نیروی انسانی و مدیران غیر متخصص انتصابی شاخصه غالب این واحدها است. قدرت رقابت آنها غالبا متکی به دریافت ارزان منابع زیرزمینی کشور و انواع سوبسیدها و رانت های پنهان و آشکارست. گاهی هزینه واقعی فعالیت این واحدها بر منافعشان برای کشور می چربد. حدود 30 میلیارد دلار از صادرات، از چنین تولیداتی است. این بخش صادرات ایران نیز چه در پتروشیمی و مشتقات و چه بعلت ماهیت دولتی بنگاههای تولیدیش، در گیر انواع تحریم است و دوران مضایق و افول آن آغاز شده است. سوم. صادرات واقعا غیر نفتی و غیر دولتی که سهم کوچکی از صادرات کشور را به خود اختصاص می دهد ولی نقطه امید اقتصاد ملی برای جذب ارز در شرایط تحریم و ایجاد اشتغال است. کمتر از 12 میلیارد دلار از ارز حاصله کشور از این محل است که ثمره حضور بنگاههای غیر دولتی غیر خصوصی در صادرات غیر نفتی کشورست. غالبا این تولید رابطه انگلی با بیت المال نداشته و رقابتی تر از سایر بخشهای اقتصاد دولتی است. آمار ده ماهه 91، نشانگر پتانسیل رشد این بخش علیرغم فشار تحریمی است. نسبت به دو بخش قبلی، این بخش درگیری کمتری در تحریم دارد. لابد خواننده انتظار دارد دولت با جدیت و حساسیت و دور اندیشی، شب و روز در اندیشه حفظ و حراست بلکه توسعه اقلام صادراتی بخش سوم باشد. متاسفانه این انتظار با واقعیت منطبق نیست. جایگاه پسته در صادرات. در بخش مهم و سرنوشت ساز  سوم، سال گذشته پسته با ارزش کل 800  میلیون دلار و سهم نزدیک 7 درصدی، در مقام اول بود. این تولید به گزارش وزارت جهاد کشاورزی منبع اول درآمد حداقل 150 هزار خانواده روستایی ایران در کرمان، یزد، خراسان، فارس، قم، تهران، قزوین و.. است. یعنی رگ حیات حداقل 750 هزار ایرانی به ادامه رونق پسته بسته است. هر دلار صادراتی پسته بیست برابر یک دلار صادراتی پتروشیمی فرصت شغلی ایجاد می کند. از دید توزیع عادلانه ثروت و ثبات اجتماعی، با بازگشت حدود 97 درصد بهای پسته به کشاورز، خدماتچی، حمل ونقل و سایر فعالان اقتصاد واقعی در شبکه ای مویرگی و گسترده، هر دلار پسته دهها برابر یک دلار نفت سبب ارتقای واقعی استاندارد زندگی مردم است. از سوی دیگر در کشور ما حجم تولید پسته، بسته به سال و شرایط جوی حدود 120 الی 280 هزار تن است. مصرف داخلی در سالهای وفور و ارزانی به زحمت به 30 هزار تن می رسد و در سالهای گرانی و کمیابی به کمتر از 20 هزار تن سقوط می کند.  یعنی حداکثر 15 درصد پسته تولیدی کشور در داخل مصرف می شود. اگر بگوییم 85 درصد پسته ایران صادر می شود، گزافه نگفته ایم. پسته در ایران مثل نفت در عربستان یا مس در شیلی یا سویا در برزیل یک کالای اساسا صادراتی متصل به بازار جهانی است. این است که قیمت بازار پسته مستقیما به قیمت ارزی جهانی آن متصل است. این وابستگی نرخ پسته به نرخ ارزی جهانی نه نقطه ضعف است و نه حاصل توطئه دلالان سودجو! این خصلت ذاتی هر کالای صادراتی جدی است. تقریبا نصف مصرف داخلی در ماههای دی و بهمن در سطح تجاری و در ماههای بهمن و اسفند در سطح خرده فروشی، فروخته می شود. یعنی حد اکثر مصرف شب عید ایران، کمتر از 10 هزار تن در سال گرانی شدید و 20 هزار تن در سال ارزانی مفرط است.  ایران در آستانه انقلاب، حاکم بلامنازع تجارت جهانی پسته و تولید کننده اول دنیا بود. در سال انقلاب، تولید امریکا معادل سال اخیر،  آمریکا همواره تولید کننده اول جهان شده است. پسته ایران دست در گریبان بحران آب، کوچکی باغات، ضعف مدیریت عالی بخش، ضعف تحقیقات و ساختار سنتی تولید در جدال مرگ و زندگی در مقابل پسته کاری مدرن و شکوفای کالیفرنیا ایستاده است. البته پسته ایران بشرط برنامه ریزی مناسب فقط 2 درصد پسته ایران بود. متاسفانه با توسعه پسته کاری مدرن در امریکا، کار به جایی رسید که در سه چهار ، نقاط قوت جدی برای حفظ بازار دارد.  طعم مطبوعتر، تنوع واریته ها، قابلیت برشتگی در حرارت بالا ودرصد مغز بالا از این جمله است. در این شرایط، دولت عزیز ما برای آنکه قیمت فروش تنها 7 درصد حجم محصول را برای مصرف شب عید پایین آورد، اعلام رسانه ای می کند که صادرات پسته برای 6 ماه ممنوع است. اطلاعات من نشان می دهد که کارشناسان وزارت صنعت، جهاد کشاورزی و سازمان توسعه تجارت با این خودزنی تجاری پر هزینه برای وصول به مقاصد گیشه پسندانه کم ارزش، همراه نبوده اند. این تصمیم عجیب حاصل تصمیم آنی در فضایی است که کارشناسی بها و ارجی ندارد. این مصوبه حتی اگر اجرایی می شد، بنا بعللی که تشریح آن در این مقال نمی گنجد، روی قیمت شب عید تاثیر خاصی نمی گذاشت. تنها یکی از دلایل آنکه، عملا نقل و انتقال پسته شب عید در سطح محمولات بزرگ تجاری در اوایل اسفند ماه، تمام شده است! برخی امریکاییها دو سال است که در بازار جهانی تبلیغ می کنند ایران درگیر تحریم است پس دیگر به هیچ وجه تامین کننده مناسب و قابل اتکای پسته نیست. مجاهدت پسته کاران و صادر کنندگان ایرانی در به دندان کشیدن این محصول تا مقصد در غیاب دسترسی به منابع فاینانس و بیمه متعارف و بازگرداندن ارز واصله از پیچ و خم خطرناک زنجیره ای از بانکهای متفرقه و صرافان جورواجور، مانع اثبات این ادعای ضد ایرانی شد. جگر ایرانی شریف پاره می شود وقتی می بیند مصوبه دولت خودمان (اگرچه 24 ساعت بعد لغو شده باشد)،  آنچه را که  کالیفرنیاییها نتوانستند در ماهها تلاش حاصل کنند، یکشبه به اثبات رساند. در طی همان 24 ساعت، صادر کننده پسته ای را نمی یافتید که ایمیل اعتراض و اخطار بی اعتباری از مشتریان وحشت زده خود دریافت نکرده باشد. اعتبار تجاری یک کشور در طول سالها با ممارست و هزینه حاصل می آید. اما یک تصمیم عجولانه می تواند آنرا در یک شب به باد دهد. فرض کنید چین فردا اعلام کند صادرات فولاد را به مدت 6 ماه متوقف می کند و به قراردادهای موجود هم احترام نمی گذارد!! اعتبار چین در روز قبل و بعد از این اعلان چقدر با هم فرق دارد؟ اگرچه یکی دو روز بعد این مصوبه شوم لغو شد، آثار نامبارک آن تا مدتها گریبان پسته ایران را رها نخواهد کرد. دشمنی غربیها با جامعه تولید و تجارت ایران اسلامی طبیعی و قابل فهم است، اما دریافت ضربات مرگبار از مسئول عزیز داخلی قابل هضم نیست.... بعضی افراد در دولت با کم توجهی به پیچیدگیهای اقتصاد کشاورزی و اخذ تصمیمات شتاب زده، ضربات اساسی به کشاورزان و به کشور وارد می کنند. نه حرف وزارتخانه های تخصصی را گوش می کنند نه حرف تشکل ها و خبرگان را!  مجموعه تدابیر همانها ایران خودکفا در گندم را دوباره به صدر واردکنندگان جهانی گندم باز گرداند. همانهایی که اصرار داشتند گندم مرغوب داخلی را از کشاورز خراسان و فارس و زنجان یک ریال بالای 4200 ریال نخرند، کشور را در وضعی قرار دادند که امسال مجبور به خرید حداقل 6 میلیون تن گندم به بهای متوسط 330 دلار در تن شود. اگر قیمت موثر دلار را در ایران (بر اساس محاسبات رییس جمهور در سخنرانی اخیرشان در جزیره سیری) فقط 27000 ریال فرض کنیم یعنی خرید گندم از کشاورز استرالیایی و کانادایی و هندی به قیمت 8900 ریال صورت گرفته که بیش از دو برابر پرداختی به زارع ایرانی است. این یعنی حمایت دولت ما از کشاورزان جهان  به ضرر کشاورز فلک زده متحیر ایرانی!! دولت اگر می خواست قیمت پسته شب عید را پایین آورد کافی بود با یک اقدام معمول تنظیمی، برای توزیع 3 هزار تن پسته، کیلویی 5 هزار تومان سوبسید تعیین می کرد که برای کشور 15 میلیارد تومان معادل 5 میلیون دلار هزینه داشت. ابلاغیه نهضت دن کیشوتی تحریم ششماهه پسته ایران (بخوانید تحریم 400 میلیون دلاری ایران علیه صادرات ایرانی) غیر منطقی ترین راهکار اقتصادی بود که ممکن است به ذهن کسی برسد. برادر دولتمرد! خسته نباشید! 

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٠
تگ ها :

تاثیر کاربرد اتفن (Ethephon) در اوایل فصل رشد روی گلدهی، رشد و تشکیل میوه در پست

تاثیر کاربرد اتفن (Ethephon) در اوایل فصل رشد روی گلدهی، رشد و تشکیل میوه در پسته

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

سال 2011 مقاله ای درباره کاربرد اتفن در اوایل فصل رشد روی گلدهی، رشد و تشکیل میوه در پسته بقلم احسان عسکری و همکاران در ژورنال معتبر Hort. Environ. Biotechnol. بچاب رسیده است. این ژورنال متعلق به انجمن باغبانی کشور کره است (Korean Society for Horticultural Science). انتشارات بسیار معتبر Springer آن را به چاپ رسانده است. بر خلاف بسیاری که مقالاتشان را در ژورنال های کم اعتبار و گاها بی اعتبار پاکستانی و ...چاپ می کنند و ادعایشان گوش فلک را کر کرده این مقاله مقاله معتبری بنظر می رسد. بهر روی این مقاله حاصل تلاش بخش زراعت دانشگاه صنعتی اصفهان است. سعی می کنیم در این جستار مروری به نتایج حاصله از این تحقیق داشته باشیم. سرمازدگی بهاره یکی از معضلات مهم در باغات پسته ایران است. اگر سرمایی ناگهانی در دوره گلدهی در درختان پسته اتفاق افتد خسارت بسیار سنگین خواهد بود و حاصل یکساله رنج و زحمت کشاورزان با چند ساعت سرما در فصل گلدهی باد هوا می شود متاسفانه! بتاخیر انداختن فصل گلدهی در پسته می تواند خطر سرمازدگی را کاهش دهد و اگر بتوانیم توسط ماده ای رشد و حرکت اولیه در درختان در اوایل بهار را به تاخیر بیاندازیم می توانیم از دوره یا ریسک سرما بسلامتی عبور کنیم. یکی از کارکردهای هورمون های گیاهی می تواند بتاخیر انداختن رشد و گلدهی در گیاهان باشد. Ethephon هورمونی است که در مورد برخی از درختان از جمله بادام این کار را بخوبی انجام داده است! کاربرد اتفن همیشه در اوایل قصل بهار نبوده و کاربرد آن در پاییز و حتی زمستان نیز در مورد برخی از درختان از جمله بادام و گیلاس توانسته تا حد زیادی گلدهی را بتاخیر بیاندازد. اما بصورت کلی در مورد هورمونها باید بسیار دقت کرد. کاربرد هورمونها می تواند عوارض ناخواسته ای ایجاد کند که باید حتما قبل از کاربرد مطالعات و تحقیقات کافی و وافی انجام شود. مقدار تاخیر در مورد استفاده از Ethephon در مورد درختان گوناگون مختلف بوده است از 7 روز تاخیر در گلدهی تا 14 روز و ...مطالعات نشان داده که کاربرد 2 مرتبه اتفن نسبت به کاربرد یکباره آن نتایج بهتر بوده اند در بتاخیر انداختن گلدهی. تقریبا در مورد تاثیر Ethephon در بتاخیر انداختن گلدهی در درختان پسته مقاله فوق تنها تحقیق معتبری است که انجام شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که کاربرد اتفن در اواخر زمستان موجب بتاخیر انداختن گلدهی در بهار شد!  مقدار دوز مصرف اتفن و تاریخ استفاده از آن روی پسته نتایج مختلفی را بدنبال داشت. طولانی ترین تاخیر در گلدهی هنگامی حاصل شد که پاشش دو بار Ethephon با دوز 750 میلی گرم در لیتر انجام شد! این پاشش در اواخر فصل زمستان صورت گرفت. یکی از مشکلاتی که کاربرد هورمونها از جمله اتفن ممکن است ایجاد کند اثرات جانبی یا side effects هاست. کاربرد اتفن در بسیاری از درختان اثرات جانبی سویی را بدنبال داشته است از جمله ریزش برگها و میوه، عدم رشد مناسب جوانه ها، عدم تشکیل مناسب میوه و خوشه و ... در این آزمایش مشخص شد که درختان پسته اثرات جانبی سو نسبت به کاربرد Ethephon ندارند. کاربرد اتفن در این آزمایش یا تحقیق در اواخر زمستان صورت گرفت اما ممکن است بتوان استفاده از اتفن را از نظر بازه زمانی زودتر انجام داد مثلا در اوایل زمستان یا اواسط زمستان. در مورد بسیاری از درختان ثابت شده که اتفن جذب شده در زمستان در کل درخت ذخیره شده و جذب می شود و می تواند در ماهها بعد در اوایل فصل بهار موجب تاخیر در گلدهی شود! کاربرد اتفن تاثیر مثبت روی تشکیل میوه در پسته داشت بصورتی که تعداد دانه ها در خوشه را افزایش داد اما موجب کاهش اندکی در طول خوشه ها شد. بهر روی کاربرد اتفن علاوه بر تاخیر در گلدهی موجب افزایش عملکرد در درختان پسته شد و مقدار محصول نسبت به شاهد افزایش داشت! اتفن در حقیقت همان ماده ای است که در اثر تجزیه شدن تولید هورمون اتیلن در گیاه می کند. اتیلن جزو هورمون های بازدارنده گیاهی محسوب می شود! هنوز بصورت دقیق مکانیزم اتفن در بتاخیر انداختن موعد گلدهی بصورت کامل مشخص نیست. یکی از مکانیزم های اتفن می تواند کاهش دادن سرعت تقسیم سلولهایی که موجب تشکیل گلها می شوند. کاربرد اتفن در مرحله پیش از گلدهی در اواخر فصل زمستان اولین بار است که در دنیا در این پروژه انجام شده است اما اتفن در پسته قبلا هم بمنظورهای دیگر استفاده شده است. دکتر راحمی در دانشکده کشاورزی شیراز مطالعات خوبی روی کابرد اتفن در پسته داشته اند اما نه در دوره قبل از گلدهی!! دکتر راحمی حق بزرگی بر گردن علوم باغبانی در ایران دارند و روی درختان پسته هم زحمات زیادی کشیده اند. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۸
تگ ها :

مطالعه وضعیت برخی از عناصر در درختان پسته- قسمت سوم

 

مطالعه وضعیت برخی از عناصر در درختان پسته- قسمت سوم

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

کمبود پتاسیم (K) در درختان پسته می تواند شدید، متوسط و یا ضعیف باشد. اگر کمبود پتاسیم در پسته شدید باشد مقدار حجم شاخ و برگ (کانوپی) بشدت کاهش خواهد یافت و حتی ممکن است کمبود پتاسیم منجر به سرخشکیدگی در درختان پسته بالغ شود اما باید به علایمی که درخت نشان می دهد دقت کرد و نمی توان هر سرخشکیدگی را بحساب کمبود پتاسیم نسبت داد. کمبود متوسط و خفیف عنصر پتاسیم موجب سوختن حاشیه برگها خواهد شد اما باید دقت کرد که حاشیه برگ اگر بسوزد می تواند ناشی از علتهای دیگر هم باشد (تنش شوری و...) که البته با کمی دقت قابل تمایز خواهد بود. وجود عنصر پتاسیم بحد کافی در سطح خاک تا حدود 60 سانتی متری بسیار مهم است معمولا در عمق های پایین خاک غلظت پتاسیم ممکن است بالا باشد اما پتاسیم قابل جذب و موثر پتاسیمی است که در سطح خاک عمق تا 60 سانتی متری موجود باشد. مقدار رطوبت موجود در خاک در جذب پتاسیم بسیار مهم است در زمین هایی که دوره آبیاری طولانی مدت دارند کمبود پتاسیم در خاک بشدت مساله ساز شده است. در زمین هایی که با سیستم آبیاری اداره می شوند معمولا کمبود پتاسیم و علایمی که درخت نشان می دهد خفیف تر است. جذب پتاسیم توسط درختان پسته بیشتر از هر عنصر دیگر وابستگی کامل به مقدار رطوبت کافی در خاک دارد. کودهای دامی که توسط کشاورزان به خاک باغات پسته افزوده می شوند موجب افزایش حجم و ذخیره آب در خاک می شود و خاک مدت زمان بیشتری مرطوب خواهد بود و بنابراین جذب پتاسیم در خاکهایی که کود دامی مکفی استفاده شده باشد بمراتب بیشتر و بهتر خواهد بود چون قدرت جذب پتاسیم در خاکهای مرطوب بمراتب بیشتر از خاکهای خشک است. معمولا درختان پسته مقاومت زیادی نسبت به کمبود پتاسیم دارند و زمانی علایم کمبود پتاسیم در برگها مشاهده می شود که خاک کاملا از پتاسیم تهی شده باشد. حتی ممکن است در سالهای اولیه کمبود پتاسیم در خاک درختان علایم کمبود پتاسیم مشاهده نشود اما در صورت عدم جبران علایم هویدا خواهند شد. حد بحرانی عنصر پتاسیم حدود 7/0 تا 9/0 درصد در برگها برآورد شده است که تقریبا در رنج سایر درختان میوه است. اگر مقدار پتاسیم به زیر این مقدار سقوط کند علایم بخوبی در برگها ظاهر خواهند شد. اگر چه کمبود پتاسیم تا حد مشخصی در درختان ممکن است تاثیر چندانی روی رشد ترکه ها یا تولید شاخه های نو در فصل بهار نداشته باشد اما در صورت اپتیمم بودن و دادن کودهای پتاسه مقدار رشد رویشی بسیار بیشتر خواهد بود! اگر کمبود پتاسیم شدید باشد رشد رویشی و ترکه زدن در بهار بلاشک دچار اختلال خواهد شد. توسعه و رشد مغز در اواسط تابستان در صورت دادن کودهای پتاسه سرعت بسیار بیشتری خواهد گرفت. عده ای می پندارند هر قدر مقدار کودهای پتاسیمی را در هنگام پر شدن مغز افزایش دهند مقدار جذب پتاسیم نیز افزایش خواهد یافت که این تصور اشتباهی است بعبارت واضح تر جذب پتاسیم در صورت وجود کودهای پتاسیمی افزایش خواهد یافت تا حدی که کمبود پتاسیم جبران شود از این مقدار بیشتر اگر پتاسیم اضافه شود جذبی صورت نخواهد گرفت بلکه ممکن است در جذب برخی از عناصر دیگر اختلال ایجاد شود. کمبود فسفر (P) در بسیاری از نقاط ایران بویژه استان کرمان مساله ساز نیست و بحدی کافی این عنصر در خاک این مناطق وجود دارد اما در برخی از نقاط کمبود فسفر در خاک باغات پسته وجود دارد و باید به این مساله دقت شود. کمبود فسفر در درختان پسته موجب تهی شدن خاک از این عنصر مهم و پرمصرف می شود. در درختانی که کمبود فسفر دارند درختان شادابی و طراوت خود را از دست می دهند (در مراحل اولیه). کمبود فسفر در درختان پسته موجب کاهش حجم شاخ و برگ (کانوپی) نخواهد شد. همچنین کمبود فسفر در درختان پسته موجب کاهش سطح برگ نیز نمی شود اما برگهای نورسته و جدید دارای زردی های مشخصی هستند که می توان کمبود فسفر را تمییز داد. بر خلاف کمبود پتاسیم که ممکن است موجب سرخشکیدگی شود کمبود فسفر موجب سرخشکیدگی در درختان پسته نمی شود!! اگر مقدار فسفر در برگها به کمتر از 1/0 درصد سقوط کند علایم بصورت شدید در برگها ظهور خواهند یافت. فسفر یکی از عناصری است که کمبود آن با دادن کودهای فسفره خیلی سریع برطرف خواهند شد. بعد از دادن کودهای فسفره برگهای نورسته زردی نخواند داشت و علایم بسرعت بر طرف خواهند شد. مسمومیت کلر (Cl) نیز یکی از مواردی است که متاسفانه در باغات پسته در سالیان اخیر شیوع یافته و مطلب مفصلی راجع به آن در این وبلاگ وجود دارد که خوانندگان می توانند به آن مراجعه کنند. استفاده از کودهایی که حاوی یون کلر باشند در خاک باغات پسته اصلا قابل توصیه نیست. کود کلرور پتاسیم (KCL) اگر چه می تواند تا حد زیادی کمبود پتاسیم در خاک باغات پسته را جبران کند اما بدلیل داشته بنیان کلر (Cl) قابل توصیه برای مصرف نیست!! مسلما در آبهایی که مقدار نمک (Nacl) بالاست (ای سی بالا) بمرور مسمویت به کلر در درختان مشاهده می شود. معمولا مسمومیت به کلر و سدیم با هم را تنش شوری در پسته می گویند و نمی توان برای مسمومیت کلر بصورت جداگانه علامتی روی برگها تعریف کرد!! استفاده از آبشویی سنگین در زمستان تا حد زیادی می تواند به کاهش مسمومیت به کلر و کاهش غلظت کلر و سایر عناصر مضر در اطراف ریشه کمک کننده باشد. هر چند خود آبشویی بیش از حد در زمین های با بافت سبک برخی از عناصر مانند نیتروژن را متاسفانه از دسترس خارج خواهد کرد. مسمومیت به عنصر بور هم در سالهای اخیر مشکل ساز شده است. غلظت فوق العاده بالای عنصر بور (B) در درختان پسته بسیاری از باغات پسته استان کرمان و سایر استان ها را دچار دردسر کرده است. حالا با این وضعیت اسفناک بور برخی از کارشناسان نادان توصیه به استفاده از کودهای حاوی بور می کنند!! البته باید توجه داشت در هنگام تورم استفاده با دوز مناسب از عنصر بور بسیار کمک کننده است حتی در زمین هایی که دارای مسمومیت به بور هستند. چون عنصر بور نقش بسیار مهمی را در پروسه گرده افشانی و تلقیح در پسته ایفا می کند. البته همانطور که گفته شد در حد مناسب به زیاد. تنها زمانی که محلولپاشی عنصر بور قابل توجیه است زمان تورم و گلدهی است والا در دوره پس از برداشت استفاده از کودهای حاوی بور(B) توجیهی ندارد. جذب عنصر بور توسط  ریشه و انتقال آن به زایلم ها (آوندهای چوبی) موجب رسیدن این عنصر مضر مخصوصا به حاشیه برگها شده و علایم سوختگی در حاشیه برگها قابل مشاهده خواهد بود. متاسفانه در مورد مسمومیت به بور مشکل اصلی مربوط به مقدار یا غلظت بالای عنصر بور در آب آبیاری در باغات پسته ایران است. بور عنصری است سمی که با کمترین مقدار تصور ایجاد علامت روی برگ درختان در پسته می کند. اگر باغ پسته درگیر مسمومیت به بور باشد باید سریعا از مقدار آبیاری آن کاشت. یکی از جنبه های مدیریت مسمومیت به بور در درختان پسته کم کردن آب و بعبارت دیگر طولانی تر کردن دوره آبیاری است که خود این مساله متاسفانه دردسرهای دیگری برای درخت درست خواهد کرد. علایم مسمویت به بور با علایم تنش شوری و علایم کمبود میکرونوترینت ها مشابه است و اگر کارشناس نادانی بخواهد نظر بدهد قطعا مسمومیت به بور را با کاهش عناصری مانند مس (Cu) و منگنز (Mn) اشتباه خواهد گرفت اما مسمومیت به بور دارای علایمی است که از 2 متری جار می زند. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۸
تگ ها :

مطالعه وضعیت برخی از عناصر در درختان پسته- قسمت دوم

مطالعه وضعیت برخی از عناصر در درختان پسته- قسمت دوم

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

مطالعات نشان داده که بر خلاف تصور در اوایل فصل رشد درختان در بهار مقدار غلظت عنصر نیتروژن (N) در برگها در  سالهای آور (On) کمتر از سالهای نیاور (Off) است. همچنین در اواخر فصل و مرحله بعد از برداشت در برگها مقدار نیتروژن (N) در سالهای آور و نیاور تفاوتی چندانی ندارد. مینیمم یا کمترین مقدار غلظت نیتروژن (N) در برگها در مرحله پر شدن دانه ها در اواسط تابستان وجود دارد و این بیان می کند که چه قدر دادن کودهای ازته در هنگام پرشدن مغز ضروری است چون همانطور که گفته شده در دوره پر شدن مغز ما کمترین غلظت عنصر نیتروژن در برگها را خواهیم داشت. یکی از دلایلی که موجب کاهش غلظت عناصر مختلف در برگ درختان پسته می شود رشد برگها و افزوده شدن توده برگی و مساحت برگها در طول فصل رشد است بخوبی روشن است که هر چه سطح و حجم برگها افزوده می شود مقدار غلظت عناصر در برگها کاهش می یابد بهمین دلیل است که در اوایل بهار توده برگی چنان گسترده نیست و غلظت بسیاری از عناصر در برگها در حد نرمال است اما بمرور و با رشد برگها غلظت عناصر کاهش می یابد. در هنگام پر شدن مغز (seed filling) مقدار غلظت نیتروژن (N) و فسفر (P) در برگها کاهش می یابد ولی بالعکس در این مرحله غلظت برخی از عناصر در برگ درختان پسته افزایش می یابد این عناصر شامل پتاسیم (K)، کلسیم (Ca) و منیزیوم (Mg) هستند. در مورد عنصر پتاسیم غلظت این عنصر در طول فصل رشد مرتب افزایش می یابد و در هنگام برداشت محصول پسته و در موقع ریختن برگها در اواخر تابستان ما بیشترین مقدار غلظت پتاسیم (K) در برگها را خواهیم داشت بنابراین استفاده از کودهای پتاسیمی در دوره پس از بر داشت توجیهی ندارد و بهتر است کودهای پتاسیمی در اوایل فصل رشد و مخصوصا در هنگام پر شدن دانه ها در تابستان مورد توجه ویژه باشد. مقدار غلظت عنصر پتاسیم در برگها در سالهای آور در هنگام پر شدن مغز ممکن است تا حدود  40 درصد بیشتر از غلظت این عنصر در سایر زمانها باشد. بنابراین استفاده از کودهای پتاسیمی چه بصورت کاربرد در خاک و چه بصورت محلولپاشی در هنگام پر شدن مغز پسته در تابستان بعنوان یک ناجی بزرگ عمل خواهد کرد. غلظت فسفر و نیتروژن در برگها در درختان پسته در طول فصل روند تقریبا ثابتی را طی می کند اگر در دوره پر شدن مغز ما یک جهش نسبتا ناگهانی را داریم و پس از آن مقدار غلظت این دو عنصر در برگها کاهش خواهد یافت. مینیمم غلظت فسفر و نیتروژن در برگها در قبل از فرو افتادن برگها در اوایل پاییز خواهد بود. بنابراین استفاده از کودهای نیتروژنه و فسفره کمی قبل از ریختن برگها در پاییز بسیار قابل توصیه است اگر چه این تغذیه در مورد نیتروژن بسیار مهمتر است. مقدار غلظت عنصر نیتروژن در برگها در سالهای نیاور بیشتر از سالهای آور یا On است و دلیل آن هم نیازی به توضیح ندارد چون مقدار مصرف نیتروژن در سالهای آور بسیار بیشتر از سالهای نیاور است. مقدار غلظت عناصر کلسیم و منیزیوم در برگها در سالهای آور بیشتر از سالهای نیاور یا نابارده است. در انتهای فصل رشد و اوایل پاییز مقدار تجمع عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم در برگها در سالهای نیاور به ترتیب 2، یک و نیم و دو و نیم برابر بیشتر از سالهای آور یا On است. بصورت معمول مقدار کانوپی یا حجم برگها و مساحت کلی آنها در سالهای نیاور بیشتر از سالهای آور است. در دوره پر شدن مغز یا (seed filling) مقدار غلظت عناصر ماکرو نوترینت در برگها در سالهای آور و نیاور تفاوت چندانی ندارد و این نکته جالبی است. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که برنامه تغذیه ای در سالهای آور و نیاور در دوره پر شدن مغز بر خلاف تصور نباید فرق زیادی داشته باشد. یعنی در دوره پر شدن مغز چه در سالهای آور و چه در سالهای نیاور مقدار کوددهی باید مشابه باشد. اگر چه تعلل در کوددهای مناسب در سالهای آور می تواند بسیار تاثیرگذار باشد و روی عملکرد اثر گذار اما در سالهای نیاور هم نباید از برنامه قوی تغذیه ای در دوره پر شدن مغز پسته غافل شد!! بطور متوسط مقدار تجمع عنصر نیتروژن در برگها و میوه در فصل بهار در سالهای نیاور حدود 167 گرم بیشتر از سالهای آور یا On است. مقدار جذب عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم برای پر شدن مغز و رشد جنین در سالهای آور بصورت فوق العاده ای و بصورت ناگهانی در دوره پر شدن مغز افزایش می یابد و اگر تغذیه مناسبی از نظر عناصر میکرو اصلی در دوره پر شدن مغز صورت نگیرد خسارات جدی خواهند بود.  در سالهای نیاور در فصل بهار بیشینه غلظت فسفر و نیتروژن در برگها وجود دارد. در سالهای آور و در دوره پر شدن مغز علاوه بر جذب عناصر توسط برگها یک حجم فوق العاده از عناصر علاوه بر برگها باید به جنین یا رویان یا embryo باید تزریق شود!! یک نکته بسیار جالب این است که اگر چه مقدار تقاضای نیتروژن و فسفر برای پر شدن مغز در دوره (seed filling) یک جهش ناگهانی نسبت به فصل بهار دارد اما مقدار عناصر کلسیم، پتاسیم و منیزیوم در فصل بهار و هنگام پر شدن مغز در تابستان تغییرات چندانی ندارد!! یک دلیل این پدیده شاید قابلیت جابجایی یا mobility بسیار بیشتر فسفر و نیتروژن نسبت به پتاسیم، کلسیم و منیزیوم باشد! در مورد فسفر یک کم اهمیتی بسیار یزرگ وجود دارد بصورتی که بسیاری از کشاورزان می پندارند که در هنگام پر شدن مغز فقط عناصر پتاسیم و نیتروژن باید از طریق کوددهی در اختیار درختان قرار داده شود اما مطالعات نشان می دهد که نباید از دادن کودهای فسفره در دوره پر شدن مغز غافل شد!! معمولا کودهای فسفره را بعنوان کودهای ریشه ای در درختان پسته در فصل زمستان در اختیار درختان قرار می دهند و تقریبا در طول فصل رشد در بهار و تابستان کود فسفره ای در اختیار درختان قرار نمی گیرد اما همانطور که مطالعات نشان می دهند مقدار جذب فسفر در دوره پر شدن مغز در درختان پسته بالاست و حتما باید برنامه ای در جهت دادن کودهای فسفره به درختان درهنگام پر شدن مغز در اواسط تابستان مورد نظر باشد!!

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۸
تگ ها :

مطالعه وضعیت برخی از عناصر در درختان پسته-قسمت اول

مطالعه وضعیت برخی از عناصر در درختان پسته-قسمت اول

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

درختان پسته درختان دارای سال کم بار و سال پربار هستند. در سالها پربار مقدار محصول ممکن است به چندین برابر سالهای کم بار برسد. مقدار محصول در سالها پربار ممکن است تا 5 برابر سالهای کم بار یا Off باشد. بر خلاف تصور بسیاری مقدار مساحت برگها یا کانوپی در درختان پسته در سالها آور On حدود 30 درصد کمتر از سالهای نیاور یا Off است. بخوبی روشن است که در سالهای آور درخت انرژی بیشتری در جهت تولید خوشه می گذارد تا افزودن مقدار کانوپی (برگها). در فصل بهار 4 اتفاق مهم در درختان پسته صورت می گیرد اول شکسته شدن خواب یا بیدار شدن جوانه ها (budbreak)، دوم شروع رشد طولی سرشاخه ها (shoot elongation) و سوم هویدا شدن برگها اولیه و رشد و توسعه برگها (leaf expansion)، چهارم تولید گل توسط درختان و تلقیح گل و تشکیل میوه اولیه. تشکیل میوه در پسته در 2 مرحله جداگانه صورت می گیرد مرحله نخست مرحله تشکیل فرابر میوه یا pricarp و مرحله دوم تشکیل میوه مرحله تشکیل درونبر میوه یا endocarp است.  مرحله دوم همان مرحله پر شدن دانه یا مغز یا اصطلاحا seed filling. دوره پر شدن مغز در پسته حدودا 6 هفته طول می کشد. البته 6 هفته پس از تشکیل جنین در دانه پسته یا رویان یا embryo. این سناریوی جالب یعنی از مرحله تشکیل گل تا پر شدن مغز در دانه ها از نظر وضعیت عناصر ماکرو و میکرو بسیار مهم است. بعبارت بهتر اگر در هر مرحله از مقدار مناسب و بالانسینگ مناسب عناصر مختلف اطلاع کافی پیدا کنیم به موفقیت بزرگی دست پیدا کرده ایم. متاسفانه مطالعات زیادی در این جهت وجود ندارد که  در هر یک از مراحل از چه عناصر با چه غلظتی و چه مرحله ای و با چه روشی تغذیه انجام شود. مقدار مصرف کودهای یا عناصر در سالهای بارده و نابارده یا آور و نیاور مسلما فرق می کند. شناخت این تمایزها بسیار کمک کننده است. هرس در فصل تابستان اقدامی ناصحیح است از لحاظ مختلف که یک جنبه آن این است که هرس شدید درختان پسته در فصل تابستان محتوی نیتروژن (N) و پتاسیم (K) را در درختان کاهش خواهد داد چون که مقدار برگهای حاوی این عناصر کم می شوند. بنابراین اگر هرسی در تابستان بالاجبار انجام شود باید حتما از کودهای نیتروژنه و پتاسه برای جبران مافات در نظر باشد. البته اکیدا توصیه ای به هرس در فصل تابستان نمی شود به دلایل مختلف که خودش مثنوی 70 من است. در اوایل فصل رشد در بهار مقدار کربن (C) و نیتروژن (N) در درختان پسته ممکن است قابل قبول باشد اما بمرور در صورت عدم جبران ای طریق کوددهی کمبود آنها نمایان می شود. نقاطی در درختان پسته وجود  دارند که از آنها بعنوان ذخیره گاه یا استخر یا pool درختان نامیده می شوند. این پول ها ممکن است در ارگانلهایی مانند ریشه باشند. ریشه درختان پسته مهمترین استخر ذخیره ای عناصر مختلف محسوب می شود و درخت هر وقت که کمبودی از نظر عناصر احساس کند سری به ذخیره گاه یا قلک خود که ریشه باشد می زند اما اگر قلک تهی باشد درختان علایم کمبود ها را نشان می دهند. معمولا درختان پسته در طول یکسان مقدار قابل توجهی از عناصر را در قلک خود که ریشه باشد ذخیره می کنند و بهمین دلیل است که اگر درختی در انتهای فصل (پس از برداشت) دارای تغذیه مناسب باشد مقدار موجودی قلکی کافی در فصل زمستان برای گذر از شرایط سخت را خواهد داشت و همچنین اینچنین درختانی در فصل بهار از شادابی و طراوت خاصی برخوردارند چون ذخیره عنصری خوبی برای خود دست و پا کرده اند. اگر درخت پسته ای در طول فصل رشد خوب ذخیره سازی نکنده استارت خوردنش در بهار با مشکل مواجه خواهد شد و بقول مکانیک ها تپر تپر می کند و زرد است!! بحرانی ترین بازه زمانی در درختان پسته از نظر عناصر در دوره پر شدن مغز است. درخت نهایت تلاش خود را می کند تا دانه های خود را پرکند. از همه جا شروع به جذب عناصر می کند از ریشه، برگها و ...و به مغز وارد می کند تا مغز پر شود. اگر درختی در این برحه حساس تغذیه مناسب نداشته باشد قطعا دچار مشکل خواهد شد. مشکل اول فروریختن گره های زایشی سال آینده است در اثر ناتوانی و ضعف درخت. مشکل دوم پوک شدن یا ناقص شدن مغز است. اگر درخت پسته ای در سال آور خود در مرحله پر شدن مغز بدون تغذیه رها شود حتما دچار شوک یا بتعبیری سکته می شود. محلولپاشی در دوره پر شدن مغز در تامین نیازهای درختان پسته و دچار دردسر نشدن آنها بسیار بسیار کمک کننده است. درختان پسته مختلف بسته به سن و نوع واریته و بسیاری از فاکتورها دیگر برای تولید موثر و ادامه حیات موثر به یک برنامه غذایی یا عنصری خاص نیاز دارند. درختان مانند انسانها باید دارای رژیم خاص غذایی و عنصری باشند. مسلما تهیه رژیم و ریختن برنامه و فرمول نویسی موثر برای درختان پسته بر اساس فاکتورهای بسیار متعدد صورت می گیرد و کار هر کسی نیست. بقول معروف کار هر کس نیست خرمن کوفتن-مرد نر می خواهد و گاو کهن.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٧
تگ ها :

بی صاحبی پسته در ایران، لزوم تاسیس وزارت پسته در ایران

بی صاحبی پسته در ایران، لزوم تاسیس وزارت پسته در ایران

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

پسته گیاهی است اقتصادی و سطح بسیار وسیعی از مهین ما به کشت و تولید پسته اختصاص دارد. تولید پسته در ایران و سطح زیر کشت آن بر خلاف نظر بسیاری سال به سال افزوده می شود و هر ساله هکتارها هکتار زمین از اراضی کشور ایران به زیر کشت پسته رفته است از استان فارس بگیر تا تهران و لرستان به کشت پسته روی آورده اند. امسال حدود 2 میلیارد دلار حاصل فروش و صاردات پسته نصیب ایران شده است. اوضاع باغداران و کشاورزان بخصوص خره مالکان نامساعد است. تورم روزافزون در مورد نهاده های کشاورزی یکی از مشکلات مهم است. کیفیت نهاده های کشاورزی و نظارت موثر بروی بسیاری از فروشندگان نهاده های کشاورزی وجود ندارد. ضعف بسیار مشخص تحقیقات پسته در ایران بر همه مشخص و مبرهن شده است. هزاران هزار هکتار باغ پسته در ایران فقط یک مرکز تحقیقات پسته در رفسنجان  داریم انهم با هیات علمی ثابت و قدیمی. مشکلات درختان پسته در ایران روزانه و ماهانه شده است. هر سال آفات جدید در مناطق جدید نمایان می شوند. بیماری سرخشکیدگی را نتوانستیم درمان کنیم. در استان کرمان بسیاری از باغداران دست از پسته شسته از بس که باغات پسته دچار مشکل شده اند. مدیران دولتی کارآیی لازم در حل مسایل مربوط به باغات پسته در ایران را ندارند. مناطقی در ایران وجود دارند که با بالای 2000 هکتار باغ از وجود یک کارشناس خبره کشاورزی محروم اند. چرا وزارت نیرو در مورد چاههای کشاورزی مربوط به باغات پسته سنگ اندازی می کند. محصولی که اینقدر اقتصادی است چرا همتی برای فرآهم شدن آب باغات پسته و کاشت اراضی و باغات جدید نمی شود. میلیونها لیتر آبهای زیر زمینی بدون استفاده بخصوص در دشتهای پرآب بهدر می روند و یا در زمین بصورت لایتغیر باقی می مانند اما ورزات نیرو اجازه استحصال این آبها را نمی دهد. آیا نباید تمام ظرفیتهای کشور در جهت تولید پسته و افزایش بهروری در باغات پسته بسیج شوند؟ چرا اینقدر پسته مظلوم است؟! آیا محصولی که سود میلیارد دلاری دارد و از قبل آن بسیاری شغل ایجاد می شود نباید دارای وزارت خانه ای جداگانه باشد. مسلما تاسیس وزارت پسته می تواند بسیار مشکل گشا باشد. بهتر است تمام مسایل مربوط به باغات پسته از تامین آب بگیر تا تحقیقات همگی زیر چتر یک وزارت خانه بنام وزارت پسته ایران باشد. پسته اینقدر مظلوم است از نظر دولتمردان که نتنها اهمیت چندانی به این محصول نمی دهند بلکه هر کاسه کوزه ای رو سر باغداران و پسته داران می شکنند. شایعات زیادی برای باغداران و تولید کنندگان این محصول منتشر می کنند که اصلا جنبه حقیقت ندارد. آیا واقعا یک باغدار پسته غیر از زحمت و عرق ریختن کاری دیگری انجام می دهد؟ بسیاری از باغات پسته ایران در نقاطی دورافتاده هستند که بسیاری راضی نیستند حتی لحظه ای در این باغات سپری کنند اما شما کشاورزی را بگیرید که هر سال و هر روز به باغ خود سر می زند و زحمت می کشد و عرق می ریزد. شایعه پولدار بودن باغداران پسته در مورد بسیاری از خرده مالکان اصطلاح درستی نیست و اگر هم پولی بدست می آید از رنج و مشقت فراوان است. تو کنار آبی و قدر آب ندانی!! هنوز بسیاری از دشتهای حاصلخیز و  مستعد برای پسته کاری زیر کاشت محصولات صیفی و جالیزی هستند که درآمد چندانی برای کشاورزان ندارند. علاوه براین بسیار از اراضی بکر در دشتهای پرآب وجود دارند که می توانند زیر کشت پسته بروند. باید در مورد همه مسایل مربوط به پسته وزرات خانه ای با بودجه مناسب وجود داشته باشد تا بتواند برای این محصول استراتژیک برنامه ریزی کند. بطور قطع اگر یک محصولی سالانه میلیارد دلار ارز وارد یک کشور دیگر می کرد دارای وزارتخانه بود. علاوه بر وزارتخانه مدیران لایق هم باید به این بخش تزریق شوند با مدیران و کارمندان فعلی مسلما راهی از پیش نخواهیم برد. قشر تازه فارغ التحصیل کشاورزی و علاقه مند به پسته می تواند سریعا توسط این وزارت خانه جذب شوند و بتوانند گره ای از گره ها باز کنند. مشکل مدیرتی در پسته ایران بیداد می کند. وظیفه من گفتن بود و بس. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٥
تگ ها :

روغن های ولک حقیقت تلخ

روغن های ولک حقیقت تلخ

                  نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

روغن های ولک روغن هایی با منشا غیرگیاهی و مشتقات نفتی هستند که اثرات مخرب درازمدتی روی درختان پسته دارند. بسیاری از این روغن های روغن های درجه 3 و 4 پالایشگاهی هستند که توسط سودجویان خریداری و بمصرف در باغات پسته بعنوان روغن ولک می رسند. اثرات بسیار زیانبار استفاده از روغن های ولک اثراتی درازمدت و مخرب است. دوزها و غلظت های 30 و 40 لیتر در 1000 لیتر را روی درختان سرخشکیده و درگیر و مریض می پاشند تا نیاز سرمایی آنها تامین شود!! جای شگفتی است که چرا برخی از کشاورزان و باغداران بدام این اراجیف گرفتار شده اند!! روغن های ولکی که جهت تامین نیاز سرمایی در درختان میوه در منابع خارجی اشاره شده روغن هایی با درجه تصویه بالا و بسیار خالص و با کیفیت هستند. در اینکه استفاده از روغن های ولک در درختان میوه مزایایی بدنبال داشته است شکی نیست. اما باید سود و ضررها را با هم سنجید و دید که رویهمرفته سود روغن های ولک بیشتر است یا ضرر آنها؟؟ تحقیقات زیادی وجود دارد که نشان می دهد استفاده از روغن های ولک موجب یکنواختی در رشد درختان و هماهنگی رشد در آنها می شود که تاثیر مثبتی است. از طرف دیگر یک بهانه دیگر استفاده از روغن های ولک تامین نیاز سرمایی در درختان پسته است و شکستن دوره کمون یا خواب درختان در اواخر زمستان، که البته این مزیت هم مزیت خوبی است اما به دو شرط اولا اینکه نیاز سرمایی تامین نشده باشد!! و ثانیا روغن های ولک واقعا روغن ولک باشند نه روغن سوخته!! در مورد نیاز سرمایی گزارشات سازمان هواشناسی در هر استان باید دقیقا مورد توجه باشد در مورد بسیاری از استانهای پسته خیز مانند استان قزوین که زمستان های سردی دارند و بالای 1500 ساعت دمای 0 تا 7 درجه در طول سال داریم آیا دلیلی برای استفاده از روغن های ولک در اوایل بهار وجود  دارد؟!! مسلما نیازی نیست. اگر کسی در استانهای پسته خیزی مانند قزوین ادعای تامین نیاز سرمایی با کاربرد روغن ولک می کند حتما کلاشی و کلاهبرداری می کند یا ادعای کارشناس بودن و دکتر بودن که البته ایندسته افراد هم آبروی خودشان را می برند و هم آبروی دو تا مهندس و دکتر درست و حسابی!! . در مورد سایر استانها نیز باید دقیقا آمارهای هواشناسی را چک کرد در امسال تقریبا در مورد درختان اوحدی، کله قوچی و بسیاری از واریته های دیگر نیاز سرمایی تامین شده است و هیچ نیازی به روغن پاشی نیست!! در مورد برخی از نقاط و واریته ها مانند  درختان اکبری که ما بیشترین مشکل را  در تامین نیاز سرمایی داریم (1200 ساعت دما 0 تا 7 درجه در طول زمستان) باید دقت کرد که نیاز در بسیاری از نقاط تامین شده است و حتی اگر تامین هم نشده باشد (در موارد بسیار استثنایی) استفاده از روغن های ولکی که در مارکت ایران وجود دارند نتنها سودی ندارند بلکه در دراز مدت بشدت به درختان آسیب می رسانند. بلاشک یکی از دلایلی که درختان واریته اوحدی و کله قوچی و سایر رقم های حساس به بیماری سرخشکیدگی دچار این عارضه جدی شده اند استفاده از روغن های ولک است. تقریبا می شود گفت که استفاده از روغن های ولک برای واریته فندقی که رایجترین و گسترده ترین رقم کشت شده در باغات ایران است نیازی به استفاده از روغن ولک نیست چون 600 ساعت نیاز سرمایی برای این درختان تقریبا در همه سالها برآورده می شود. گزارشات زیادی حتی در مورد درختان اکبری وجود دارد که استفاده از روغن های ولک نتنها کمکی به درختان نکرده است حتی درختان پر از گره های زایشی را در اوایل فصل بهار مجبور به کورتاژ کرده است. یعنی گره های زایشی قبل از شکفتن کلا خشک شده و ریخته اند. مشتقات نفتی و روغن های پالایشگاهی هیچ گونه سازگاری با بافت گیاه و درختان پسته ندارند. تست این کار بسیار ساده است می توانید مقداری روغن یا گازوییل را با دوزهایی که در روغن پاشی استفاده می کنید روی یک برگ درخت پسته بمالید و نتیجه آن را ببینید. بهر روی برای تامین نیاز سرمایی و همگون شدن رشد درختان در اوایل بهار باید از مواد دیگری غیر از روغن های ولک استفاده کرد و سود جست. بسیاری از مواد وجود دارند اگر چه در مارکت ایرانی وجود ندارند اما بسیار بی خطر تر از روغن های ولک هستند و می توان آنها را جایگزین روغن های ولک کرد. بسیاری از افراد سودجو از این مساله سو استفاده کرده اند و محلولهایی را بجای روغن ولک به خورد کشاورزان می دهند که نتنها سودی ندارند بلکه در پاره ای از موارد خطرشان از روغن های ولک بمراتب بدتر است. یکی از کارهایی که می توان موجب همگون کردن رشد درختان و یکنواخت شدن رشد رویشی در درختان پسته شد استفاده از روش محلولپاشی عناصر است بعلاوه استفاده از هورمونهای گیاهی با دوزهای کنترل شده و موثر. قطعا با استفاده از روش هورمون تراپی می توان یکنواختی در رشد و همگونی در رشد در اوایل بهار و در طول فصل رشد را به بهترین وضعیت ممکن رساند و دیگر نیازی به استفاده از روغن های ولک نیست. محلولپاشی بهاره یک بازه زمانی بسیار حیاتی و مهم در بازدهی باغات پسته است اما دریغ و افسوس که بسیاری از این امر مهم مغفولند و بسیاری انتظار دارند که بنده تجربیات چند ساله خودم را مفت و مجانی در اینجا بگذارم که بقولی یکی از دوستان دوهزار بیشتر کشاورزان گیرشون بیاد!! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۸
تگ ها :

تشکر از دوستان

تشکر از دوستان

                  نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

لم یشکر الخالق لم یشکر المخلوق، در طی این نزدیک به 4 سالی که از تاسیس این وبلاگ می گذرد مراجعات زیادی به این وبلاگ شده است. بیش از 75 هزار بازدید. فکر نمی کنم در مورد پسته در ایران این تعداد مراجعه در روز در مورد هیچ وبسایت یا وبلاگی وجود داشته باشد. بدون اغراق باید گفت این وبلاگ گام مهمی در تغییر تفکر کشاورزان و باغدارن ایجاد کرده است و بسیاری از باغداران را از بسیاری از مسایل علمی و غیر علمی و انتقادی که در ارتباط با شرایط روزمره باغات پسته است آگاه کرده است. از همه دوستان و عزیزانی که از اقصی نقاط ایران از استان قزوین، خراسان، فارس، یزد و کرمان و...که با اظهار لطف و گوشزد کردن نکات در جهت بهتر شدن مطالب و کاربردی تر شدن آن کوشیده اند صمیمانه سپاسگذارم. بنده بتکرار گفته ام که لایق لطف بسیاری از عزیزان نبوده ام و الفاظی شبیه استاد در خور بنده حقیر نیستند. اگر کاری صورت گرفته و می گیرد وظیفه انسانی و وجدانی بوده و است. اگر چه این وبلاگ تا حد زیادی موجب معرفی شخص بنده به بسیاری از ارادتمندان و علاقه مندان شده اما خدا می داند که هدف کسب شهرت نبوده و نیست. خداوند علیم از دل بندگان خود خبر  دارد و می داند هر کسی با چه نیتی تلاش می کند. بر خود لازم دیدم از بسیاری از باغدارن خرد و کل تشکر کنم که اگر تشویق های معنوی ایشان نبود این امر مهم محقق نمی شد. نویسنده امیدوار است که توانسته باشد گره ای از گره های کشاورزی و باغداری پسته را بگشاید. پسته امروزه بلاشک مهمترین کالای غیر نفتی صادراتی ایران است. محصولی پر سودتر از پسته در میان محصولات کشاورزی ایران نیست. سابقه تولید و صادرات پسته به دهها سال قبل بر می گردد. تجار سخت کوش ایرانی در طی این سالها تلاش زیادی برای شناساندن پسته ایران به دنیا و عرضه این افتخار ایرانی داشته و دارند. باید قدر این محصول استراتژیک را دانست و روی تولید و صادرات آن کار کرد. بسیاری از نقاط کور و مبهم مربوط به باغداران که در واقع زحمتکش ترین این صنف هستند در این وبلاگ موشکافی شده است. باز هم از همه دوستان و زحمتکشان عرصه پسته ایران کمال تشکر و قدرانی را دارم و امیدوارم بتوانیم به جایگاه واقعی خود در دنیا برگردیم. از انجمن پسته ایران بویژه دبیر کل محترم و سایر دوستان و عزیزان که در بارورسازی هر چه بیشتر و بهتر مطالب یاری رسانده اند و مرا از خطاها و لغزش ها هشدار داده اند صمیمانه قدردانی می کنم. از همه کارشناسان پیشکسوت عرضه باغداری تشکر می کنم. مهندسانی که با تجربه گرانبهای خود مرا یاری  داده اند. من دوست نداشتم و ندارم اسم افراد را بیاورم اما افراد پیشکوت و کارشناسان با تجربه زیادی که گاها هیات علمی موسسه تحقیقات پسته در رفسنجان بوده اند حمایتهای شایسته ای از بنده داشته اند و دارند که از آنها بدینوسیله قدردانی می شود. از محققین و کارشناسان محترم موسسه تحقیقات پسته در رفسنجان تشکر می کنم اگر چه برخی از افراد سو نیت داشته و دارند اما بسیاری از محققین محترم موسسه تحقیقات همیشه پنهان و آشکار از بنده حقیر حمایت کرده اند و می کنند. از افرادی که حسادت می ورزند و سو نیت دارند هم سپاسگذارم چون به عقد و کینه و حسد فکر نکردم و نمی کنم. از افرادی که فحش می دهند و بنده را حیوان خطاب می کنند هم آرزوی شفای عاجل از درگاه باریتعالی دارم. بصورت قطع مطالب این وبلاگ مانند هر مطلب دیگری که در وب منتشر می شود عاری از خطا و اشکال نیست. از همه خوانندگان تقاضا دارم حتما نکاتی که در بهتر شدن این وبلاگ کمک می کنند را در قسمت نظرات و یا از طریق ایمیل مستقیم آگاه سازی کنند. بنده در طول این مدت هیچگاه و هیچ زمانی به پستهای مدیریتی دولتی فکر نکرده ام و نمی کنم چون زمانی یک فرد می تواند در یک سیستم کارآمد باشد که زیر ساختها فرآهم باشند. بلاشک تا زیرساختها و قوانین فرآهم نباشد نتنها بنده بلکه هر فرد دیگری هم وارد سیستم دولتی کشاورزی شود کاری از پیش نخواهد برد. اگر از نهاد دولتی یا افراد حقیقی یا حقوقی انتقادی شده نظراتی بوده که بنده در جهت اصلاح امور داشته ام نه تخریب اشخاص حقیقی و حقوقی. در مورد مصاحبه با صدای آمریکا (VOA) هم بنده در یک جستار جداگانه عرض کرده ام که نیت خیرخواهی بوده و رساندن پیام باغدارن و زحمتکشان به گوش برنامه ریزان. اگر چه مصاحبه با صدای آمریکا از نظر بنده افتخاری نیست اما از میان این همه کارشناس انتخاب کردن بنده بعنوان متخصص نمی تواند اتفاقی باشد. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٥
تگ ها :

سیستم تف مالی مدیریتی در باغات پسته ایران

سیستم تف مالی مدیریتی در باغات پسته ایران

                  نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

سطح زیر کشت بسیار زیادی از مناطق زراعی در شهرستانهای پسته خیز به زیر کشت پسته رفته است. هزاران هزار هکتار باغ پسته با پایین ترین سطح مدیریتی اداره می شوند. از همه نوع اقشار از مهندس ارشیتکت بگیر تا کارمند بانک و پزشک متخصص همگی روی به باغداری پسته آورده اند. درختان پسته درختانی پر دردسر و پر زحمت هستند و کوچکترین سهل انگاری در تعمیر و مدیریت باغ بلاشک اثرات زیانباری را بدنبال خواهد داشت. باغ پسته ای را در نظر بگیرید که در تابستان بر علیه شیره خشک سم پاشی نشده یا مدیریت سم پاشی خوب نبوده مسلما چنین باغی رو به زوال خواهد گذاشت. افرادی که باغات بزرگ چند ده هکتاری دارند نه تنها هزینه زیادی در باغات پسته خود نمی کنند بلکه سیستم مدیریتی آنها سیستم تف مالی کردن است. تا بتوانند از هزینه های مربوط به باغ خود می زنند تا پول کمتری خرج کنند. بسیار واضح است به ازای هر 400 قصب یا یک هکتار 1 کارگر ثابت باید در مزرعه وجود داشته باشد تا با نبود سیستم مکانیزاسیون کارآمد در باغات پسته ایران بتواند بخوبی از پس کارها بربیاید. باغدارانی داریم که صدها هکتار باغ پسته ای را فقط با یک یا 2 کارگر دایمی اداره می کنند که در واقع باید به اینچنین باغدارانی جایزه دارد. خواهر و مادر درختان 20 و 30 و40 ساله را اسیر کرده اند!! درختانی که ماه به ماه و ساعت به ساعت به مراقبت و اعمال مختلف باغدارای نیاز دارند را می خواهند فرمالیته کنند با 2 تا کارگر. جالب اینجاست که عدم بازدهی اینچنین باغاتی مسلما عدم سررسی مناسب است زمانی که نشود به درختی آنچنان که باید و شاید رسیدگی کرد خوب بلاشک درختان دچار عوارض می شوند. آیا عدم سررسی مناسب از درختان یکی از عوامل اضمحلال درختان در مناطق پسته کاری نیست؟ کسی که کارمن بانک است کسی که استاد دانشگاه است و کسی که معلم است و کاسب است و...آیا می تواند هکتارها هکتار باغ را اداره کند! حیف این همه زمین و منابع طبیعی زبان بسته که در اختیار افراد نالایق و نادان و غیر علاقه مند و راحت طلب هستند. جای شگفتی است مثلا در یک کارخانه صنعتی دهها پست اجرایی و کاری وجود دارد و هر پست اجرایی به نوبه خودش دارای کارمندان وکارگران مربوط به بخش خود است. از دفتر حراست بگیر تا کارگزینی، انبارداری و ....سیستم اداره باغات بزرگ و کوچک پسته در ایران یک سیستم تف مالی قدیمی و منسوخ است که بسیاری به آن می پردازند. یکی از مالکان عمده یکی از شهرستانهای پسته خیز که نزدیک به 800 هکتار باغ پسته دارد افتخار می کرد که خودش تمام زمین ها را با افغانی ها و مباشرها می گرداند و جالب اینجاست که برخی از افراد ساده لوح به تقلید از اینچنین افرادی دقیقا همین سیستم تف مالی مدیریتی را کپی برداری می کنند و به این فرد می بالند و افتخار می کنند که آقای ایکس 800 هکتار باغ را بتنهایی می چرخاند. اما چه چرخاندی درختان بیچاره را اسیر کرده. دقیقا به میزان عملکرد  در واحد سطح توجه کنید ببینید چه اتفاقی افتاده است. باغات پسته ایالات متحده آمریکا نمایی از یک مدیریت قوی و توانمند در کنار تکنولوژی بروز و مدرن هستند. کجای آمریکا 800 هکتار باغ را یک نفر اداره می کند!! دهها مدیر و هزاران هزار کارمند و کارگر بصورت 2 شیفت و چند شیف دارند باغات پسته را به بهترین و بالاترین عملکرد اداره می کنند اما در ایران مشتی باغدار بزرگ از خود راضی می خواهند مثلا 50 هکتار زمین را با دو کارگر افغانی اداره کنند و حتی پول درستی به همین افغانی ها هم نمی دهند. حیف اینهمه منابع آب و خاک خدادادی که بناحق توسط این چنین افرادی چپاول شده است. سیستم مدیریتی باغات پسته ایران سیستم صحیحی نیست و دیر یا زود ما به بمبست خواهیم رسید. باغات پسته را نمی شود با روش تف مالی اداره کرد!! هر درخت پسته ای دارای نیازهای مختلف غذایی، سم پاشی، هرس، کوددهی و ...مخصوص به خود است و نمی شود به درختان نرسید یا دم دهن آنها را بست نتیجه همان می شود که امروزه در بسیاری از باغات بزرگ اتفاق افتاده است. هزینه نکردن برای درختان پسته نتیجه جالبی را بدنبال نخواهد داشت و در دراز مدت درختان را  از پا خواهد انداخت. درختان پسته 30 و 40 ساله را می خواهند با دادن ماسه بادی و کودهای حیوانی بی کیفیت آنهم با بدترین نوع سیستم کوددهی مدیریت کنند و پسته هم از درخت بچینند و شاکی هم هستند که  درختان پسته نمی دهند و سرخشکیدگی دارند. شما کی به ازای هر درخت 2 کیلوگرم سولوپتاس یا سولفات آمونیوم یا کودهای محلولپاشی دادی که توقع پسته از درختان را داری!! تازگی هم بچه های تازه بدوران رسیده باغداران بزرگ که مفت و مجانی هکتارها هکتار زمین گیرشان آمده ادعای مدیریت باغ پسته می کنند!! یارو 2 بار رفته آمریکا در باغات پسته کالیفرنیا حالا میخاد دقیقا همون کارها روی کپی کنه؟ نمی دونه اینجا جمهوری اسلامی ایران است و آنجا ایالات متحده آمریکا!!کجا می شود از آن روش ها در ایران استفاده کرد. بهر روی مدیریت بسیاری از باغات پسته در ایران مدیریت بسیار غلطی است و با این مدیریت راه به هیچ جا نخواهیم برد. البته باغدار خوش ذوق و با تدبیری دیدم که به بهترین وجه ممکن باغ خود را مدیریت می کنند و باید به آنها تبریک گفت چون از همه امکانات موجود به بهترین نحو استفاده می کنند و میزان عملکرد در واحد سطح برایشان مهم است نه سطح زیر کشت. برخی می پندارند که اداره کردن باغات با سطح زیر کشت زیاد کار بسیار سختی است و هنر زیادی را می طلبد. که البته مدیریت صحیح و استفاده از همه امکانات و ظرفیتها می توان صدها هکتار زمین را به بهترین وجه مدیریت کرد. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢
تگ ها :

نیاز سرمایی در پسته

نیاز سرمایی در پسته

                  نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

نیاز سرمایی یکی از موارد مهمی است که بسیاری از خوانندگان وبلاگ تقاضای گذاشتن مطلب در مورد آن را داشتند که سعی می شود در سلسله مقالاتی به آن پرداخته شود. نیاز سرمایی یا chilling requirement حداقل زمان یا ساعات سرمایی است که درختان میوه (پسته) باید ببیند تا رشد متعادل و مناسبی در طول فصل بیدار شدن (بهار و تابستان) داشته باشد. یکی از ملزومات هر درختی این است که به خواب یا  دوره نهفتگی فرو رود تا از سرمای زمستان در امان باشد. جوانه هایی که به خواب رفته باشند در فصل زمستان نمی توانند در طی یک دوره چند روزه پردما یا حرارات از خواب بیدار شوند. مقدار مناسب یا دمای مناسب یا نیاز سرمایی مناسب در مورد درختان پسته بین 0 تا 7 درجه سانتی گراد محاسبه می شود. بعبارت ساده تر مثلا زمانی که گفته می شود رقم اوحدی 500 ساعت نیاز سرمایی دارد یعنی در طول فصل خواب در زمستان باید 500 ساعت دمای 0 تا 7 درجه سانتی گراد برای درخت تامین باشد. مسلم است در سالهایی که زمستان ملایم وجود داشته باشد نیاز سرمایی برآورد نخواهد شد و مشکلات زیادی را در طول فصل رشد بدنبال خواهد داشت. دماهایی پایین تر از 0 درجه و همچنین بالاتر از 7 درجه سانتی گراد بعنوان نیاز سرمایی برای درختان تلقی نمی شوند. بدیهی است در کشورهایی که سردسیری هستند مشکلی از نظر تامین نیاز سرمایی وجود نخواهد داشت اما در کشورهای گرمسیری معمولا تامین نیاز سرمایی دردسرساز خواهد شد. در میان واریته های مختلف درختان پسته (احمدآقایی، اکبری، اوحدی، کله قوچی و ...) نیاز سرمایی متغیر است برخی از واریته ها سرمای بیشتری نیاز دارند و برخی از واریته های سرمای بیشتر نیاز دارند. میزان نیاز سرمایی در واریته های مختلف درختان پسته (مقدار سرمای 0 تا 7 درجه سانتی گراد) از 450 تا 1100 ساعت بسته به نوع رقم یا واریته مختلف است. تعیین دقیق مقدار نیاز سرمایی در درختان پسته کار مشکلی است بعلت پدیده غالبیت انتهایی یا final dominance در درختان پسته. غالبیت انتهایی عبارتست از رشد بیش از حد جوانه انتهایی و عدم رشد مناسب جوانه هایی جانبی. چون که غالبیت انتهایی موجب نابود شدن جوانه های جانبی در درختان پسته می شود و نابود شدن جوانه های جانبی مقدار دقیق نیاز سرمایی را سخت و گاها غیرممکن می کند. تعیین نیاز سرمایی فاکتور بسیار مهمی است چون می توان بر اساس شرایط اقلیمی در دمایی و مقدار سرمایی که هر سال در منطقه وجود دارد واریته مورد نظر را کاشت و توسعه داد. بعبارت واضح تر در مناطقی که زمستانهای ملایم دارند و مقدار دمای 0 تا 7 درجه سانتی گراد ممکن است به 600 ساعت نرسد کاشتن و توسعه واریته یا رقم اکبری که بالای 700 ساعت نیاز سرمایی می خواهد کار عاقلانه ای نیست!! مطالعات نشان داده رقم کله قوچی با 600 ساعت نیاز سرمایی کمترین مقدار و اکبری با 1200 ساعت نیاز سرمایی بیشترین مقدار نیاز سرمایی را در میان واریته های مختلف پسته به خود اختصاص داده اند. خشک شدن گره ها های زایشی روی سرشاخه ها یکی از توجیهاتش می تواند عدم تامین نیاز سرمایی باشد. درختانی که سرمای مکفی را دریافت کرده باشند دارای عملکرد بسیار بهتری هستند. برای درختان رقم خنجری، شاهپسند و عباسعلی مقدار نیاز سرمایی مناسب 1100 ساعت ارزیابی شد و در مورد درختان اکبری این نیاز 1200 ساعت محاسبه شده است. عدم تامین نیاز سرمایی در درختان موجب عدم جوانه زنی و شکفتن جوانه ها در بهار می شود. رقم اوحدی یا فندقی رقمی است که حدود 600 ساعت نیاز سرمایی را نیاز دارد. هر قدر مقدار سرمایی دریافت شده توسط درختان پسته در زمستان بالاتر باشد طول دوره گلدهی کمتر خواهد بود. در مورد درختان رقم اوحدی اگر درختان 600 ساعت درمای بین 0 تا 7 درجه را دریافت کنند طول دوره گلدهی 45 روز به طول خواهد کشید اما اگر مقدار سرمای دریافت شده 800 ساعت باشد گلها در یک بازه زمانی 15 روزه همگی باز خواهند شد. مساله تامین نیاز سرمایی در درختان پسته مساله مهمی است که متاسفانه تحقیقات کمی در مورد آن وجود دارد. باید حداقل در هر منطقه 500 هکتار به بالا یک ایستگاه اندازه گیری پارامترهای  دمایی وجود داشته باشد تا با ثبت ابن پارامترها بتوان تصمیم های درست در مورد بسیاری از مسایل مربوط به باغات پسته از جمله تامین نیاز سرمایی گرفت. علاوه بر این باید حداقل در هر استان یک رادیو با فرکانس مشخص وجود داشته باشد که مسایل مربوط به باغات هر منطقه را به کشاورزان اطلاع دهد. بنظر من همینقدر پسته ای هم که درختان پسته در مناطق پسته خیز ایران می دهند واقعا معجزه می کنند با این همه کمبود اطلاعات و امکانات و محقق. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED