مروری بر موجودات مفید محیط شاخ و برگ درختان پسته-بخش دوم

مروری بر موجودات مفید محیط شاخ و برگ درختان پسته-بخش دوم

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

موجودات مفیدی که روی برگها در درختان پسته بعلت سم پاشی های بی رویه و مواد شوینده قوی مانند آهک و تاید و ریکا از بین رفته اند سالیان قبل نقش های اساسی در تنظیم روابط داخل و محیط بیرون گیاه داشته اند.  بسیاری از باکتریهای محیط برگ حالت تنظیم کنندگی بر عهده دارند. یکی از وظایف تنظیم کنندگی باکتریهای محیط شاخ و برگ تنظیم حرارت یا تعدیل دمایی در درختان پسته بوده است. بنابراین در درختانی که بکر هستند کمتر حالت استرس به خشکی وجود دارد. از نظر شادابی ظاهری درختانی که جمعیت میکروارگانیسم ها روی محیط شاخ و برگ بیشتر است بسیار شادابتر و سبزتر بنظر می رسند. مبحث فیزیولوژی گیاهی در درختان پسته یکی از بحثهای بسیار جالب است که تحقیقات بسیار کمی در مورد آن وجود دارد. باکتریهای مفید سطوح شاخ و برگ به عنوان یکی از اهرم های اصلی کنترل فیزیولوژی عمل می کند. گیاهانی که بهر علتی جمعیت میکروبی مفید خود در خاک و سطوح برگ را است دست می دهند و یا این جمعیت تقلیل می یابد نمی توانند از فیزیولوژی نرمالی برخوردار باشند (اتفاقی که در مورد درختان پسته افتاده است). در محیط برگها باکتریهایی وجود دارند که بارها در طول یک بازه زمانی مشخص به داخل لایه مومی برگها رفت و آمد می کنند و در حمل بسیاری از مواد و دفع مواد مضر از محیط برگ به محیط خارج دخالت دارند. در مورد کودهای محلول پاشی و تقویتی اگر جمعیت میکروبی محیط برگ در درختان پسته غنی باشد تاثیر آنها ممکن است چندین برابر شود. امروزه در کشورهای پیشرو از نظر صنعت fertilizer  (تولید کودهای کشاورزی) بویژه اسپانیا کارخانجاتی وجود دارند که توانسته اند میکروارگانیسم های مفید و مقاوم را بهمراه عناصر غذایی فرموله کنند و به بازار مصرف بفرستند. هر چه جمعیت میکروارگانیسم های مفید محیط شاخ و برگ و همچنین محیط ریشه بیشتر باشد کارایی کودهای شیمیایی حاوی عناصر بشدت افزایش پیدا می کند. به احتمال بسیار زیاد یکی از دلایل کارآیی پایین کوددهی در باغات پسته ایران پایین بودن بیش از حد جمعیت میکروبی محیط شاخ و برگ و محیط ریشه است. باکتریها و موجودات مفید محیط شاخ و برگ و همچنین محیط خاک مانند نگهبان سلولها در درختان پسته عمل می کنند. بدین صورت که فرض کنید محیط سلول یک برگ در درختان پسته یک پادگان نظامی حساس باشد و نباید هر ماده یا فردی وارد این محیط شود و دژبانی وظیفه کنترل عبور و مرور را بر عهده دارد. دقیقا باکتریهای مفید محیط برگ و سلولهای ریشه در درختان پسته بعنوان یک دژبان عمل می کنند و عناصر مناسب و مفید را بشدت به داخل سلولها هل می دهند و همچنین از ورود افراد خرابکار که همان عناصر مضر و گاها بدون ضرر ولی بدون فایده برای سلول جلوگیری بعمل می آورند. سم پاشی ها و کوددهای مضر و بیش از حد در باغات پسته موجب شده گاها این دژبانان سلولی از بین بروند. بسیاری از باکتریها و قارچ و موجودات میکروبی مفید دیگر روی شاخ و برگ و محیط ریشه ها وجود دارند که تا کنون وظیفه خاصی برای آنها مشخص نشده است. یعنی علم هنوز از درک دقیق عملکرد آنها عاجز مانده است. مقدار جمعیت میکروارگانیسم ها (باکتریها، قارچ و ....) در یک متر مکعب از خاک اطراف ریشه درختان پسته ممکن است سر به دهها میلیون موجود برسد یعنی حتی از جمعیت کل افراد بشر روی کره زمین بیشتر. این باعث شگفتی است و قدرت بی بدیل خداوند قادر را به ما گوشزد می کند. اما ما بنده های خودخواه و بی خرد بصورت فاجعه بار و با بی مسولیتی با افزون کودهای شیمیایی و مواد سمی و مواد مضر دیگر به مقدار بسیار بیش از حد، جمعیت میکروارگانیسم ها را بشدت کاهش داده اند و این بلایی است که به آن دچار شده ایم. بنظر شما پسته ای که سالیانه 10 بار روی آن سم پاشی انجام می شود قابل خوردن است؟؟؟. تجمع نمکهای سمی بویژه نیتراتها و کربناتها در محیط اطراف ریشه، درختان پسته را آنقدر رنجور کرده که به مرگ تدریجی دچار شده اند. علاوه بر سم پاشی های بی رویه و کودهای شیمیایی بیش از حد برخی اوقات این خود درختان هستند که نمی توانند ترشحات لازم برای رشد و نمو میکروارگانیسم های خود را فرآهم کنند. و بنابراین جمعیت میکروبی سطوح گیاهی بسیار پایین بنظر می رسد. اشعه UV خورشید نیز می تواند اثر منفی روی رشد و توسعه جمعیت میکروبی برگها داشته باشد. گرما یا حرارت محیط نیز می تواند اثرات سویی روی جمعیت موجودات میکروبی سطوح گیاهی داشته باشد. استفاده از کودهای میکروبی و ترکیباتی که می توانند جمعیت میکروبی محیط شاخ و برگها و همچنین محیط خاک را افزایش می دهند باید بعنوان اولویت برای باغدران پسته بشمار آید. تولید پسته بیولوژیک (بدون کود و سموم شیمیایی) باید در اولویت برنامه ریزان صنعت پسته ایران باشد چون در آینده ای نزدیک بعلت باقیمانده بسیار بالای سموم در داخل مغز پسته هیچ کشوری از ما پسته نخواهد خرید و نباید هم بخرد. در سیستم کوددهی دامی اضافه کردن ترکیبات حاوی میکروارگانیسم ها می تواند بسیار مفید فایده باشد. در تولید کمپوست بمنظور تغذیه بهتر باغات پسته نیز استفاده از ترکیبات میکروبی استاندارد می تواند در کیفیت غذایی کمپوست ایجاد شده در تغذیه باغات پسته بسیار کارساز باشد. کیفیت ترکیبات میکروبی یا کودهای میکروبی اهمیت بسیار اساسی در بازدهی ایندسته از کودها دارد.  استفاده از کودهای بیولوژیکی که بتوانند جمعیت میکروارگانیسم های مفید خاک و سطوح برگها را افزایش بدهند باید بعنوان یک اولویت مهم برای باغدران پیشرو پسته در ایران باشد

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٥
تگ ها :

مروری بر موجودات مفید محیط شاخ و برگ درختان پسته-بخش اول

مروری بر موجودات مفید محیط شاخ و برگ درختان پسته-بخش اول

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

محیط شاخ و برگ گیاهان که به انگلیسی فیلوپلان (phylloplane) نامیده می شود یک محیط بسیار غنی از میکرو ارگانسیم های مختلف است. از برگ گیاهان منجمله درختان پسته باکتریها، قارچها، مخمرها و میکروارگانیسم های زیادی جداسازی و شناسایی شده اند. سطح رویی بافتهای گیاهی که اصطلاحا محیط اپی فیت نامیده می شود مملو از موجودات مفید است. بیشتر محیط اپی فیت درختان را باکتریها تشکیل می دهند. جمعیت باکتریها در هر سانتی متر مکعب از برگ107 تا 106عدد برآورد می کنند. مقدار این باکتریها یا جمعیت آنها در محیط سطح برگ شگفت آور بنظر می رسد. محیط سطح برگ محیطی بسیار شگفت آور از نظر جمعیت میکروارگانیسم ها محسوب می شود. اینقدر تراکم و تنوع از موجودات میکروسکوپی در برگ بجز در محیط خاک در هیچ محیط دیگری قابل مقایسه نیست. Intraction یا تبادلات یا عکس العمل های این موجودات مفید میکروسکپی سطح برگ با گیاه یکی از جالبترین و پیچیده ترین واکنشهاست و خوشبختانه روز به روز با انجام تحقیقات بیشتر دریچه جدیدتری از اطلاعات محیط فیلوپلان بر ما نمایان می شود. محیط طبیعی سطح برگ در درختان پسته می تواند شامل باکتریها، قارچها، مخمرها، جلبکها، پروتوزارها و همچنین نماتدها باشد. قارچ های رشته ای می توانند روی سطح برگ از طریق اسپور تکثیر و گسترش می یابند. از نظر گرفتن محیط سطح برگ یا اشغال محیط برگها مخمرها (Yeasts) نقش اساسی ایفا می کنند. علاوه بر قارچها و مخمرها باکتریها هم در جمعیت میکروبی محیط برگها نقش زیادی دارند. جنس و گونه باکتریهای موجود در سطوح برگی در گیاهان مختلف ممکن است متفاوت باشند. در مورد درختان پسته باکتریهای مختلفی از برگها جداسازی و شناسایی شده اند. جمعیت باکترهای سطح برگ ممکن است در زمانهای مختلف متفاوت باشند. بهر روی مقدار باکتریها یا جمعیت آنها و احتمالا تنوع گونه ای آنها ممکن است از فصلی به فصل دیگر متفاوت باشد. متاسفانه تحقیقات جامعی در مورد میکروارگانیسم های برگزی در پسته وجود ندارد. شرایط رشد و توسعه جمعیتی باکتریها بستگی به شرایط محیط شاخ و برگ دارد از جمله رطوبت و حرارت محیط فیلوسفر برگ. بسیاری از باکتریها  قارچهای مفید محیط برگ در اثر حرارت یا تششع نور خورشید از بین می روند. سم پاشی ها با سموم خطرناک و قوی و همچنین کاربرد تاید و مواد شوینده و سمی برای مبارزه با پسیل پسته بشدت جمعیت میکروبی محیط شاخ و برگ در درختان پسته را کاهش داده است. بسیاری از باکتریهای بی هوازی روی سطوح برگها در گیاهان وجود دارند که بسیار مهم تاثیر گذار هستند. جمعیت بسیاری از باکترها و قارچهای محیط برگ در درختان پسته تحت تاثیر رطوبت است. بر عکس رطوبت، دمای بالای هوا بشدت از جمعیت میکروبی مفید شاخ و برگ خواهد کاشت. بخوبی مشاهده می کنیم در زمان بارندگی شادابی درختان بیشتر از زمان خشکی است. در درختان پسته در اوایل بهار که بارندگی مناسبی هم داشته باشیم درختان بسیار شادابتر هستند اما بمرور در اواسط تابستان با شدت گرمای فوق العاده و خشکی محیط و تاثیر سو اشعه و حرارت خورشید بر جمعیت میکرو ارگانیسم های برگ درختان دچار پژمردگی می شوند. جمعیت باکترها و قارچهای مفید سطوح شاخ و برگ در برگهای جوان بمراتب بیشتر از برگهای پیر است. بنابراین حفظ جمعیت باکتریهای مفید در اوایل فصل مانند حشرات مفید اهمیت اساسی در شادابی و غنای میکروبی محیط برگ دارد. اگر بتوانیم از کودهای بیولوژیکی حاوی باکتریها و قارچهای مفید استفاده می کنیم بهتر است آنها را از اوایل فصل رشد روی درختان پسته محلولپاشی کنیم. محلولپاشی کودهای بیولوژیکی در اواسط تابستان و در اوج گرما نسبت به اوایل فصل رشد کم تاثیر تر خواهد بود. چون گرما اثر سو روی رشد و توسعه قارچها و باکتریهای برگزی دارد. استفاده از سموم بسیار قوی و کاربرد خودسرانه بسیاری از مواد مضر از جمله ریکا و تاید و ...محیط شاخ و برگ درختان را عاری از هر میکرو ارگانیسمی کرده است. بسیار احتمال دارد یکی از دلایل مهم سرخشکیدگی های قارچی و باکتریایی در پسته و همچنین زردی و ضعف و پژمردگی ها از بین رفتن جمعیت میکروارگانیسم های مفید شاخ و برگ در درختان پسته باشد. علاوه بر محیط فیلوسفر (محیط شاخ و برگ) استفاده نابجا از کودهای شیمیایی و مسمومیتهای خاکی و آلودگی محیط خاک(محیط رایزوسفر) شرایط را برای ارگانیسم های مفید در خاک بسیار سخت کرده است. نابودی ارگانیسم های مفید در خاک عوارض بسیار سویی در درختان بر جای گذاشته است. در مورد پسیل پسته که آفتی بسیار پردردسر شده یکی از علل طغیان و بروز مشکل نابودی جمعیت میکروبی محیط شاخ و برگ درختان است. زمانی که محیط برگ در درختان پسته مملو از میکرو ارگانیسم های مفید بویژه مخمرها و باکتریها باشد بطور قطع در تغذیه پسیل پسته اختلال ایجاد خواهد شد و حداقل وضع فعلی را شاهد نخواهیم بود. مسلما غنای میکروبی برگها و ریشه در درختان پسته بسیار بسیار مهم و کارگشاست و باید فکری در جهت غنی کردن این مجیط خالی شده از ارگانیسم ها بکنیم. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۸
تگ ها :

نگاهی دقیق تر به پسیل پسته و مبارزه با آن

نگاهی دقیق تر به پسیل پسته و مبارزه با آن

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

پسیل معمولی پسته با نام علمی Agonoscena pistaciae Bruck. and Launt. از راسته Hemiptera و خانواده psyllidae مهمترین آفت باغات پسته در ایران محسوب می شود (Mehrnejad, 2002). امروزه این آفت بعنوان یک معضل جدی برای باغداران تبدیل شده و سالیانه هزینه هنگفت اقتصادی را به باغداران تحمیل می کند. علاوه بر تبعات اقتصادی این آفت، سم پاشی های بی رویه با سموم خطرناک بلاشک فجایع زیست محیطی و بهداشتی متعددی در پی خواهد داشت. همچنین مقدار بالای باقیمانده سموم داخل مغز پسته (residue) از دید مشتریان سخت گیر خارجی زنگ خطر را برای صادرات این محصول استراتژیک بصدا در آورده است. در سالیان گذشته باغات پسته ای در برخی نقاط تا 10 بار در سال بر علیه پسیل سم پاشی صورت گرفته است که حزن آور و فاجعه بار است. هشدارها در مورد چاره اندیشی این معضل بزرگ تنها کاری است که از دست انجمن پسته ایران و دلسوزان صنعت پسته ایران برمی آید. امیدواریم با توجه بیشتر مسولان وزات جهاد کشاورزی فکری اساسی تر برای حل این معضل بزرگ که پسته کاریهای ایران و صادرات پسته را تهدید می کند شود. نظارت موثر و قوی بر تولید، توزیع و فروش سموم مورد استفاده در باغات پسته یکی از وظایف نهادهای دولتی بویژه سازمان حفظ نباتات است که باید مدیریت قویتری از خود نشان دهد و واقعا مصرف سموم بر اساس نظر کارشناسان گیاهپزشکی باشد نه اینکه فقط روی برچسب سموم ذکر شده باشد فروش و مصرف بدون نسخه گیاهپزشک ممنوع. کیفیت سموم هم یکی از مواردی است که باید فکری اساسی به حال آن کرد. سموم بی کیفیت متاسفانه صنعت پسته ایران را تهدید می کند. قاچاق سموم خطرناک و بی کیفیت خارجی از کشورهای مختلف هم معضلی است که باید مد نظر مسولین مربوطه قرار بگیرد. استفاده از مواد عجیب و ابداعی برخی کشاورزان برای کنترل پسیل مانند استفاده از آهک، تاید، ریکا و مواد دیگر از نظر علمی مردود است و ممکن است برای درختان فوق العاده زیانبار باشند. بهر روی توصیه اکید به کشاورزان این است که حتما از توان علمی کارشناسان کشاورزی بهره مناسب را ببرند و خودسرانه و از روی خطا و آزمون به استفاده از سموم و مواد مختلف دیگر نپردازند. اولین بار پسیل پسته توسط کریوخین (Keriokhin ) در سال 1946 میلادی از پسته کاری های ایران گزارش شد (Canard & Dulli, 1984). این آفت تقریبا در تمام نقاط پسته کاری ایران مشاهده می شود (Samih et al, 2005). این آفت علاوه بر ایران از کشورهای همسایه مانند ارمنستان، ترکیه، عراق، ترکمنستان و همچنین یونان هم گزارش شده است. عکسبرداری و گزارش تصویری آفت پسیل پسته و نحوه خسارت آن روی برگها (ایجاد کریستالهای سفید رنگ روی برگها یا شکرک و همچنین ایجاد منظره سیاه رنگ پوره های پسیل روی برگها) اولین بار توسط مرحوم دواچی انجام شد (Davatchi, 1958). حشرات کامل پسیل پسته دارای دو فرم مختلف تابستانه و زمستانه هستند. فرم تابستانه برنگ زرد روشن تر و پسیل های زمستانگذران تیره تر هستند. پسیل های زمستانگذران از شهریورماه بتدریج در باغات پسته نمایان می شوند. زمستانگذرانی پسیل بصورت حشرات کامل در زیر برگهای پای درخت، پوستک درختان میوه و لابلای شکافها و درزها زمین و همچنین لابلای علفهای هرز اتفاق می افتد. با گرم شدن هوا و آغاز فصل بهار و افزایش درجه حرارت محیط پسیل های زمستانگذران بتدریج فعالیت خود را در باغات شروع می کنند. پسیل های تابستانه از نیمه اردیبهشت ماه در باغها پدیدار شده و تا مهرماه دیده می شوند (Samih et al, 2005). آغاز تخم گذاری پسیل با تورم جوانه در درختان پسته بوده و حداکثر تخم گذاری مصادف با باز شدن برگهای درختان پسته در بهار اتفاق می افتد (دزیانیان، 1384). پس از جفت گیری هر حشره ماده زمستانگذران پسیل حدود 50 تخم می گذارد. تخم ها پس از 3 تا 4 روز در نسل اول (پسیل های زمستانگذران) و 2 تا 3 روز در نسلهای بعدی تفریخ شده و از تخم پوره های پسیل خارج می شوند (شکل شماره 1). پسیل پسته دارای 5 سن پورگی است. طول دوران پورگی در هر نسل پسیل پسته 23 تا 27 روز گزارش  شده است. در مناطق مختلف تعداد نسلهای پسیل پسته تا 6 نسل در سال گزارش شده است (دزیانیان، 1384). در سالهایی که سرمای زودرس وجود نداشته باشد جمعیت پسیل بسیار هجومی است که به سبب ایجاد شرایط مناسب برای تولید مثل جمعیت افراد بینابینی (حد واسط فرم زمستانی و تابستانه) در بالاترین وضعیت قرار دارد (Samih et al, 2005). حشرات کامل زمستانگذران پسیل پسته نسبت به سایر نسلها (نسلهای تابستانه) نسبت به شرایط سخت (دماهای پایین در فصل زمستان) و همچنین سموم مختلف مقاوم ترند و تعداد تخم بیشتری هم می گذارند (Samih et al, 2005). پسیل پسته از شیره پرورده درختان پسته تغذیه می کند. هم پوره پسیل و هم حشره کامل آن قادر به مکیدن شیره گیاهی در درختان پسته هستند. پوره های پسیل با فرو کردن خرطوم خوشان در بافت گیاه بویژه برگها موجب مکیدن شیره گیاهی در درختان پسته می شوند. تغذیه پسیل از درختان با ترشح ماده ای سفید رنگ همراه است که شکرک یا عسلک نامیده می شود (شکل شماره 2).  یکی از خسارت مهم شیره خشک تشکیل نامناسب مغز (پر نشدن مناسب مغز) و گاها پوکی کامل (نبستن مغز) در دانه است ( Burckhardt & lauterer, 1993). علایم اولیه خسارت شیره خشک در پسته بصورت ایجاد شکرک در سطح برگها و در مراحل پیشرفته تر زردی برگها، خشک شدن برگها، پیچیدگی برگها و برگریزی پیش از موعد مقرر در درختان پسته است (Davatchi, 1958). در هنگام طغیان شدید آفت در تابستان اگر مبارزه صورت نگیرد خسارت شدیدتر خواهد بود بصورتی که جوانه های زایشی (گره های زایشی) سال آینده ریزش پیدا می کنند (Mehrnejad, 2002). گاهی اوقات خسارت پسیل آنقدر زیاد است که شکرک ایجاد شده علاوه بر برگها در زیر درختان هم قابل مشاهده است. برگریزی شدید در باغات آلوده یکی از علایم معمول خسارت پسیل پسته در تابستان است. بنظر می رسد تنها راه موثر و عملی کاهش خسارت پسیل در باغات پسته در شرایط فعلی استفاده از روش مبارزه شیمیایی با این آفت است. معمولترین مبارزه بر علیه شیره خشک مبارزه شیمیایی است. هر ساله مقادیر زیادی از سموم بمنظور مبارزه با پسیل پسته در باغات پسته ایران بمصرف می رسند. بعلت تعداد نسل، تغییرات اکولوژیکی و مقاومت آفت نسبت به سموم شیمیایی شاهد افزایش جمعیت و طغیانهای ادواری این آفت هستیم (دزیانیان، 1384). مقاومت پسیل نسبت به بسیاری از سموم در کشورهای مختلف گزارش شده است بصورتی که کنترل پسیل پسته بعنوان یک معضل جد ی در باغات پسته ایران و بسیاری از کشورهای پسته خیز تبدیل شده است. سموم ارگانوفسفات و سموم IGR بصورت وسیعی برای مبارزه با پسیل پسته مورد استفاده قرار می گیرد. هنوز هم مبارزه شیمیایی بر علیه پسیل پسته بعنوان عملی ترین روش برای مبارزه با آفت در باغات پسته محسوب می شود. سابقه مبارزه شیمیایی بر علیه پسیل پسته در باغات پسته استان کرمان به قبل از انقلاب اسلامی ایران باز می گردد. اولین سمومی که برای مبارزه با پسیل پسته در باغات پسته استان کرمان مصرف شدند سموم ارگانوفسفات (organophosphates) بودند. زولون  سمی آشنا برای باغداران قدیمی پسته است و اولین سمی بود که در مقیاس وسیع برای مبارزه با پسیل پسته بکار گرفته شد. هنوز خاطره خوش سم زولون در خاطر باغداران پر سابقه وجود دارد. زمانی که سم پاشی با سم زولون یک تا دو بار در سال مساله شیره خشک را حل می کرده است. با گذشت زمان سموم مختلف دیگری برای مبارزه با پسیل پسته در ایران بکار گرفته شد از جمله آمیتراز (میتاک). میتاک معروفترین سم و پرکاربردترین سم برای مبارزه با پسیل در باغات پسته برای سالهای متمادی بوده است. آمیتراز اخیرا بدلایل بهداشتی و زیست محیطی از چرخه تولید کارخانجات داخلی ایران خارج شده و سمی ممنوعه تلقی می شود. پسیل پسته در کشورهای مختلف بویژه کشورهای همسایه ایران آفتی خسارتزا و مهم ارزیابی می شود. در ترکیه سم دیمتوات (dimethoate) در سالیان گذشته برای مبارزه اختصاصی با پوره های پسیل پسته بکار می رفته است که امروزه بدلیل خطرات بهداشتی از چرخه مبارزه با پسیل حذف شده است. در ترکیه از سموم مختلف دیگری مانند فن والریت (fenvalerate)، فن پروپاترین (fenpropathrin)، سایپرمترین (cypermethrin)، دلتامترین (deltamethrin) برای مبارزه با پسیل پسته در باغات پسته استفاده شده است ((Celik, 1981. در طی یک تحقیق در سوریه در اوایل فصل سموم تفلوبنزورون (teflubenzuron) و تیاکلوپرید (thiacloprid) برای مبارزه با شیره خشک مورد استفاده قرار گرفتند و حدود 1 ماه در باغات پسته دوام داشتند. اما در اواسط تابستان با اوج فشار شیره تفلوبنزن و سایپرمترین هم دوام قابل قبولی نداشتند Lababidi, 2002)). سموم ارگانوفسفات نسبتا متعددی در سالیان اخیر برای مبارزه با شیره خشک بمصرف رسیده است از جمله فوزالون و کلروپریفوس (Dursban). فوزالون سالهای متمادی بعنوان تنها سم مورد استفاده بر علیه پسیل استفاده بوده است اما بمرور مقاومت نسبت به آن مشاهده شده است (طالبی جهرمی و همکاران، 1380). میزان توصیه شده فوزالون 2 تا 2 و نیم در 1000 برای پسیل پسته توصیه شده است (برچسب کارخانجات تولید کننده سموم کشاورزی). علاوه بر فوزالون چند سالی است که شاهد استفاده از سم کلروپریفوس یا دورسبان برای مبارزه با پسیل پسته هستیم که البته مجوزی برای مصرف از طرف موسسه تحقیقات پسته کشور ندارد و بصورت خودسرانه توسط کشاورزان بمصرف می رسد. میزان مصرف دورسبان 1 تا 1 و نیم در هزار برای آفات (نه پسیل پسته) توصیه شده است (برچسب شرکت های سازنده سموم کشاورزی). گاها از سموم دیگر ارگانوفسفات مانند اتیون، دیازینون، متاسیستوکس، فنتیون و...هم بصورت خودسرانه و بدون مجوز مراکز تحقیقات پسته به بهانه های مختلف از جمله بوی بسیار تند و زننده توسط برخی کشاورزان برای مبارزه با پسیل بمصرف می رسد که کار عاقلانه ای بنظر نمی رسد. سموم پایروتیروییدی شامل دلتامترین، پریمترین، سایپرمترین، دانیتول، فن والریت و...می شوند. ایندسته از سموم اگر چه در برخی از کشورها برای مبارزه با پسیل پسته بثت و بمصرف می رسند (Celik, 1981) اما مجوزی برای مصرف در باغات پسته در ایران ندارند و هیچ توصیه ای به کاربرد آنها از طرف مراکز تحقیقاتی مربوط به پسته نشده است. ایندسته از سموم هم متاسفانه بصورت خودسرانه توسط کشاورزان و در مقیاس نسبتا زیاد  در مناطق پسته کاری بمصرف می رسند. ایجاد مقاومت بیشتر نسبت به سموم و طغیانی شدن سایر آفات از جمله عوارض استفاده نابجا از سموم پایروتیروییدی در باغات پسته است. آمیتراز سمی است از گروه فرمامیدینها (Formamidines)، سم آمیتراز سالهای سال بعنوان پر مصرفترین سم برای مبارزه با پسیل پسته در باغات پسته ایران به مصرف رسیده است و کشاورزان رضایت نسبی از مصرف آن در باغات پسته داشته اند. جدیدا به دلایل بهداشتی و زیست محیطی سم آمیتراز جدیدا از فهرست سموم مجاز خارج شده است و بنابراین سمی ممنوعه تلقی می شود و مجوزی برای مصرف ندارد. حشره کش های شبه نیکوتینی امروزه بعنوان بخش مهمی از سموم بر علیه پسیل پسته در باغات پسته را تشکیل می دهند. سموم مختلف و متعددی از این گروه تا کنون برای مبارزه با پسیل پسته ثبت و بمصرف رسیده اند از جمله ایمیداکلوپراید (Confidor)، استامی پراید (Mospilan)، تیامتوکسام (Actara)، بیسکایا، کالیپسو (Calypsu) و... عیب بزرگ ایندسته از سموم خاصیت غیر انتخابی بودن ایندسته از سموم است بدین معنی که همه حشرات موجود را از بین می برند چه آفت و چه دشمنان طبیعی. ایندسته از سموم اگر چه از قدرت پاک کنندگی خوبی برخوردارند اما دوام چندانی در کنترل آفت ندارند. ایندسته از سموم در رشد و نمو حشرات دخالت دارند. اختلال در رشد و نمو نهایتا موجب مرگ آفت خواهد شد. زمان استفاده از ایندسته از سموم اهیمت زیادی در کنترل آفت دارد. بهترین زمان استفاده از سموم IGR در اوایل فصل و مراحل پورگی است. سموم  flufenoxuron، teflubenzuron در اوایل فصل رشد در بهار تاثیر بسیار مثبت در کنترل شیره خشک در باغات پسته سوریه داشته اند (Lababidi, 2002). ایندسته از سموم اثری روی حشرات بالغ پسیل ندارند. هگزافلومورون یا Consult اولین سم IGR بود که به مقیاس وسیع در باغات پسته برای مبارزه با پسیل بمصرف رسید. بعد  از کنسالت، کاسکید (Cascade) و رانر (Runner) هم برای مبارزه با پسیل بمصرف رسیدند. رویهمرفته سموم IGR نتوانستند موفقیت چندانی در کنترل پسیل داشته باشند و موسسه تحقیقات پسته اثر ایندسته از سموم را روی پسیل پسته در حد متوسط گزارش کرده است. حسن بزرگ ایندسته از سموم اثر کم آنها بر دشمنان طبیعی پسیل است. سموم مختلف با منشا گیاهی تاثیرات مثیتی در کنترل آفات مختلف داشته اند. ایندسته از سموم از عصاره گیاهان و ترکیبات آنها حاصل می شوند. سموم تولید شده با منشا گیاهی دارای طیف گسترده ای هستند و بسیاری از آنها هنوز روی پسیل پسته تست نشده اند. برخی از سموم گیاهی که روی پسیل پسته آزمایش شده اند و نتایج نسبتا رضایتبخش بوده است. پالیزین (Palizin) و عصاره درخت چریش (neem) روی پسیل پسته تاثیرات مثبتی داشته اند اما هنوز برای نتیجه گیری و توصیه عمومی تحقیقات زیادتری مورد نیاز است (Kabiri & Amiri-Besheli, 2012). استفاده از سموم دارای منشا گیاهی دارای مزایای زیادی هستند از جمله کاهش مصرف سموم و آلودگی محیط زیستی و همچنین تاثیرات سو کمتر ایندسته سموم روی دشمنان طبیعی آفات. حفظ دشمنان طبیعی آفت بویژه در اوایل فصل رشد اهمیت زیادی در جهت کنترل آفت و کاهش خسارت پسیل پسته دارد. برای پسیل پسته دشمنان طبیعی مختلفی از باغات پسته ایران گزارش شده است. یکی از دشمنان طبیعی پسیل پسته که می تواند نقش مهمی در کنترل جمعیت آفت ایفا کند بالتوری سبز با نام علمی Chrysopherla carnea Steph. است. یکی دیگر از دشمنان طبیعی پسیل پسته زنبور Psyllaephagus pistaciaee است که متاسفانه با سم پاشی های بی رویه با سموم غیر انتخابی جمعیت آن رو به کاهش نهاده است (Mehrnejad, 2002). حفظ جمعیت دشمنان طبیعی پسیل پسته در بهار با استفاده از سموم کم خطرمی تواند تا حد زیادی از طغیان آفت پسیل در تابستان جلوگیری کند. علاوه بر این حشرات دشمنان طبیعی دیگری هم بر علیه پسیل در باغات پسته ایران گزارش شده اند از جمله کفشدوزکهای پسیل خوار، کنه های شکارگر، عنکبوتها و همچنین سن ها. نکته جالب در مورد دشمنان طبیعی پسیل پسته این است که ممکن است در آن واحد در باغ چند دشمن طبیعی بصورت همزمان وجود داشته باشند (دزیانیان، 1384). استفاده از کارتهای زرد رنگ یا نوارهای زرد رنگ چسبنده هم می توانند برای شکار حشرات بالغ پسیل مورد استفاده قرار بگیرند. اما این روش نمی تواند تاثیری روی پوره های پسیل داشته باشد. همچنین استفاده از کارتهای چسبناک در سطوح وسیع و باغات دارای وسعت زیاد کاری زمانبر و پر زحمت است. مشکل دیگر استفاده از تله های چسبناک زرد رنگ بدام افتادن برخی از حشرات دشمنان طبیعی پسیل است بخصوص از اردیبهشت ماه به بعد بهتر است از کارتهای زرد برای مبارزه با پسیل استفاده نشود چون برخی از پارازیتهای مهم پسیل پسته را از چرخه مبارزه با آفت خارج می کند. افزوننده ها یا adjuvent بعنوان یک واژه کلی در مورد تمام مواد شیمیایی و غیر شیمیایی اطلاق می شود که موجب بهتر شدن یا افزایش دادن اثر سم روی آفت یا target می شوند. افزوننده ها شامل موادی همچون سورفوکتانت (Surfactant)، مواد کاهش دهنده کشش سطحی، روغن های گیاهی، مواد ضد کف (anti foaming)، مواد کاهش دهنده یا تعدیل کننده pH (Buffering agent) و....می شوند. اضافه کردن Adjuvent ها موجب کاهش کشش سطحی و افزایش نفوذ سم به داخل حشره یا بافت گیاه خواهد شد. Adjuvent ها علاوه بر کاهش دادن و شکستن کشش سطحی محلول سم موجب افزایش قدرت چسبندگی، پخشندگی قطرات سم خواهد شد. در مورد پسیل پسته استفاده از Adjuvent می تواند میزان مقاومت حشره را نسبت به سموم کاهش دهد. استفاده از صابونهای معمولی، مواد شوینده بهداشتی و خانگی برای کاربرد در سم پاشی بعنوان adjuvant به هیچ وجه قابل توصیه نیست و باید از افزوننده استاندارد استفاده کرد. شناسایی و معرفی ارقام مقاوم نسبت به پسیل پسته یکی از راههای مبارزه منطقی برای مبارزه با پسیل می تواند تلقی شود. بلاشک واریته های از پسته وجود دارند یا می توانند بوجود بیایند که نسبت به پسیل پسته مقاوم باشند. شناسایی واریته های پسته مقاوم به پسیل در کشور سوریه راه نسبتا قابل قبولی را پیموده است (Lababidi and Ammoneh, 1996). تحقیقات وسیعی راجع به این موضوع می تواند مد نظر محققین محترم باشد. وی پی سورند در مراحل تحقیق و بررسی در موسسه تحقیقات پسته بسر می برد و هنوز مجوز رسمی برای استفاده در باغات پسته برای مبارزه با پسیل اخذ نکرده است. بصورت خلاصه در روش WP sourrond یک لایه ای مصنوعی از جنس kaolin روی برگها و شاخه های درختان ایجاد می شود و این لایه سفید رنگ  مانع تغذیه پسیل پسته و ایجاد  خسارت خواهد شد. این ماده سفید رنگ مانند سایر سموم به نسبت مشخص داخل تانکر سم پاشی ریخته شده و روی شاخ و برگ پاشیده می شود تا پوششی یکنواخت، سراسری و سفید رنگ روی درختان بوجود آید. این روش بصورت موفقیت آمیزی بر علیه آفات مختلف از در برخی از کشورها بمصرف رسیده است( (Saour, 2003. یکی از بحثهای جالب و مهم و در حال تحقیق در کنترل آفات بکارگیری میکروارگانیسم ها (قارچ ها، باکتریها  و ویروسها) بیماریزا در حشرات بمنظور کاهش جمعیت آفات مختلف است. در مورد پسیل پسته هم مطالعات آزمایشگاهی مختلفی برای شناسایی و بکار بستن سوشهای بیماریزای پاتوژنیک میکروارگانیسم های مختلف بمنظور کاهش خسارت انجام شده است بعنوان مثال قارچ پارازیت کننده حشرات Beauveria bassiana برای کنترل پسیل پسته در سوریه و ایران بکار گرفته شده است و نتایج قابل قبولی بدست آمده است (Lababidi et al, 2002: Alizadeh et al, 2007 ). البته تا کاربردی شدن این روش راه زیادی باید پیموده شود.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱٠
تگ ها :

گذاری بر پیوند و مسایل مربوط به آن در باغات پسته ایران

گذاری بر پیوند و مسایل مربوط به آن در باغات پسته ایران

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email: jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

یکی از اشتباهات بسیار زیانبار کشاورزان در استان کرمان در سالهای اوایل انقلاب پیوند زدن درختان با پیوندهایی بوده است که گذشت زمان اثبات کرد که متاسفانه بدرد شرایط اقلیمی استانهای پسته خیز نمی خورند. پسته های اوحدی (Ohadi) که در بیش از 70 درصد باغات پسته روی پایه های مختلف پیوند شده اند اگر چه در سالهای اولیه ثمردهی بسیار پربازده بودند اما گذشت زمان و ظهور مسایل مختلف از جمله کاهش کیفیت آب چاههای کشاورزی بدلیل افزایش عمق، تهی شدن خاک از عناصر غذایی و کاربرد بیش از اندازه کودهای شیمیایی و بسیاری مسایل دیگر دست به دست هم داد تا پیوند فندقی یا اوحدی نفله ترین پیوند در سالهای اخیر در مناطق پسته خیز بر شمرده شود. پیوند Ohadi پیوندی است بسیار نازک و نارنجی که به کوچکترین تغییرات اقلیمی و کمبودها و مسمومیت ها واکنش نشان می دهد. مراقبتهایی که درختان فندقی می خواهند هیچ درخت دیگری نمی خواهد. رویهمرفته با توجه به شرایط مختلف محیطی تاثیرگذار پیوند فندقی پرضرر ترین پیوند در شرایط امروزه باغات پسته کرمان محسوب می شود. متاسفانه ذایقه بسیاری از مشتریان خارجی به پسته های فندقی معطوف شده است که از این حیث ممکن است حذف پیوندهای فندقی و جایگزینی آن با پیوندهای دیگر روی فروش و جا انداختن پسته های دیگر قدری زمانبر باشد. رقم های کله قوچی هم سرنوشتی مشابه با پیوند فندقی در استان کرمان پیدا کرده اند و متاسفانه دخلشان به خرجشان واگو نمی کند و جزو پیوندهای پر ضرر محسوب می شوند. بهر روی از نظر بسیاری از کارشناسان فن رقم های اوحدی و کله قوچی در شرایط فعلی باغات پسته استان کرمان رقم هایی ناکارآمد و هزینه بر ارزیابی می شوند. علاوه بر رقمهای فوق رقم های معروف دیگری در باغات پسته استان کرمان کارآیی نسبتا بهتری از خود نشان داده اند از جمله بادامی، اکبری، احمدآقایی، ممتاز و....بهر روی بهتر است در باغاتی که بدلایل مختلف درختان با پیوند اوحدی رو به زوال و نابودی هستند هر چه زودتر نسبت به تعویض پیوند اقدام نمود. تجربه بخوبی به اثبات رسانده که عمر درختان اوحدی و کله قوچی در استان کرمان رو به پایان است و هر چه سریعتر باید نسبت به تعویض پیوندها اقدام کرد. پول خرج کردن و وقت گذاشتن در مورد درختان اوحدی در شرایط فعلی آفتابه خرج لحیم کردن است و باید هر چه زودتر و بمرور پیوندها را تعویض کرد. نکته اساسی در تعویض پیوند و بریدن درختان اوحدی این است که درختان باید حداقل بالای 40 درصد مشکل دار باشند. بسیاری از درختان اوحدی مخصوصا با سن های بالای 20 سال و دارای شاخه های قابل قبول حیف است که بریده شوند و باید اینگونه درختان که امید بازگشت دارند را احیا کرد و ظلم است که درخت 30 ساله اوحدی که مثلا چند شاخه خشک یا زرد دارد را برید و از نو پیوند کرد. درختان پسته دارای ریشه های بسیار تنومند و قوی در خاک هستند و اگر بالانس عناصر و مسمومیت ها و سرخشکیدگی ها و مبارزه با آفات و عملیات باغی مختلف بموقع انجام شود 100 درصد اینگونه درختان قابل بازگشت هستند و بردیدن و پیوند کردن آنها کاری اشتباه شمرده می شود. متاسفانه تحقیقاتی وجود ندارد که باغدار را راهنمایی کند که مثلا در منطقه ایکس بهترین پیوند کدام پیوند است تا باغدار بتواند پیوند مناسب خودش را انتخاب کند. بهر روی معلوم نیست که آینده پیوندهایی که تعویض می شوند بهتر از اوحدی یا فندقی باشد. از کجا معلوم تا 10 سال آینده پیوندهای ممتاز و اکبری به سرنوشت پیوندهای اوحدی در مناطق کرمان دچار نشوند؟؟. ایالات متحده با جمع آوری دهها واریته و صرف بودجه و زمان دهها ساله پیوندی را به باغداران معرفی کرده که بدرد شرایط اقلیمی آن مناطق بخورد اما در ایران حتی استارت چنین تحقیقی هم زده نشده است. و کشاورزان فقط به امید خدا یک پیوند را روی درختان می چسبانند. از نظر تنوع واریته ها پسته ایران تقریبا در دنیا بی نظیر است تنوع واریته ای و گونه ای در پسته های ایران (نمی خواهیم تعریفی ملانقطه ای از واریته و گونه و ...داشته باشیم) بی نظیر است. در باغات پسته استان کرمان در مناطق مختلف پیوندهایی داریم که بسیاریشان ناشناخته هستند و هنوز بصورت دقیق شناسایی و معرفی نشده اند. این احتمال وجود دارد که بسیاری از این پیوندهای ناشناخته بسیار مفید فایده باشند بهر روی علاوه بر شناخت واریته های ناشناخته و تحقیقات جهت کاربردی کردن بیشتر آنها متاسفانه بحث اصلاح ژنتیکی درختان پسته یکی از بحثهای بسیار مهم و حیاتی است. اصلاح ژنتیکی درختان پسته در ایران هنوز شروع نشده و من محققی ندیدم که روی این امر مهم کاری در خور تقدیر انجام داده باشد. بصورت خلاصه اصلاح ژنتیکی با استفاده از روشهای مبتنی بر بیوتکنولوژی یعنی اینکه پسته ای تولید کنیم که تا حد امکان ژنهای مفید همه واریته ها را در خود داشته باشد که پروژه ای بسیار بلند پروازانه بنظر می رسد اما بهر روی می توان حداقل استارت این کار را زد. امریکاییها سالهای سال است که از طریق اصلاح ژنتیکی پیوندهایی تولید کرده اند که بسیار کارگشا بوده است و راندمان کار را بخوبی بالا برده است. در جایی در نوشته جات انجمن پسته ایران خواندم که میزان تولید پسته در ایالات متحده در درختان 6 ساله برابر با درختان 12 ساله در ایران است که این امر فقط مرهون اصلاحات ژنتیکی درختان پسته با استفاده از روشهای بیوتکنولوژی است.  به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED