نبود فرهنگ صحیح باغداری پسته، اجحاف بزرگ در حق منابع طبیعی خدادای

نبود فرهنگ صحیح باغداری پسته، اجحاف بزرگ در حق منابع طبیعی خدادای

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

مشکل بسیار بزرگ باغات سنتی پسته در استان کرمان قدیمی بودن طرز تفکر و گاها کم سواد و بیسواد بودن بسیاری از باغدارن است. باغدارانی که حاضر نیستند دست از تفکر سنتی خود بردارند. کاش روزی برسد که همه باغدارن حداقل سواد خواند و نوشتن داشته باشند. ضرب المثلی که می گوید نرود میخ آهنین در سنگ کاملا در مورد این دسته از کشاورزان و باغدارن صدق می کند. فرهنگ استفاده از تکنولوژی های نوین و یافته های جدید باغداری متاسفانه امری است که موجبات نگرانی در مورد وضعیت باغات پسته ایران شده است. نسل قدیمی و کهنه با طرز تفکرات منسوخ باغات پسته را به ورطه نابودی کشانده است. توجه به شایعات و چشم و هم چشمی مشکلات را برای درختان پسته دو چندان کرده است. توجه یک باغدار کهنه و کم سواد ممکن است به یک افغانی یا یک هم قطار یا همسن خودش بسیار بیشتر از توجه آن به یک کارشناس دلسوز باشد! ایجاد فرهنگ استفاده از کارشناسان که می تواند راندمان باغات پسته را چندین برابر کند امری بسیار فوری ارزیابی می شود. دولت باید برنامه ای داشته باشد که اجبار کند کشاورزان را که یا از باغ پسته محصول قابل قبولی برداشت کند و یا به مرور باغات را از دست آنها خارج کند. بسیاری از باغات پسته در اثر دلایل مختلف رها شده اند و گاها آب آبیاری که از صدها متر زیر زمین و به مکافات بیرون می آید بصورت خوسرانه به مصرف درختانی می رسد که حتی 1 کیلو محصول هم تولید نمی کنند. چرا باید زمین و درخت و آب در اختیار کشاورزانی باشد که اصلا راندمان تولید ندارند و بصرف تصرف زمین و ایجاد چاه کشاورزی نام باغدار را بر خود نهاده اند. یک باغدار پسته فقط باید باغدار پسته باشد. متاسفانه برخی از باغدارن اصلا شغل باغداری شغل اصلی آنها نیست. می خواهند کارمند دولت باشند، مغازه دار باشند، استاد دانشگاه باشند و هزار شغل دیگر داشته باشند و باغدار پسته هم باشند!! آیا فردی که 100 تا شغل و گرفتاری دیگر دارد صلاحیت دارا بودن باغ پسته را دارد. یک باغدار موفق پسته فقط باغداری می کند و همیشه بر درختان نظارت دارد. هکتارها هکتار از اراضی پسته کاری و باغات در اختیار افرادی است که کمترین توجهی به درختان نمی کنند. آیا بهتر آن نیست که دولت و وزارت محترم جهاد کشاورزی مصوبه ای را اجرایی کنند که باغدارانی که راندمان تولید ندارند را از چرخه باغداری و پسته داری بیرون برده و آنها را به افرادی واگذار کند که حدااقل از باغات پسته حداقل تولیدی داشته باشند. کشور ما متاسفانه در معرض تحریم های ناجوانمردانه کشورهای زورگوی دنیاست و درآمد ارزی ما مثل سابق نیست. پسته ایران امسال حدود 1 و نیم میلیارد دلار ارز وارد ایران کرده است کمک زیادی به کمبود منابع ارزی دولت کرده است. چرا باید باغات پسته این محصول پردرآمد از نظر ارزی در اختیار باغدارانی باشد که واقعا بحق درختان و مهمتر از آن به آبهای زیر زمینی و حتی بخود خود ظلم می کنند و درختان گاها 20 و 30 ساله را خشکانده اند و هیچ گونه بازدهی ندارند. دولتمردان باید سیاستهای تشویقی را در مورد باغدارنی که بازدهی بیشتری دارند بمعرض اجرا بگذارد یعنی تولید بیشتر در باغ پسته مساوی باشد با امتیازات دولتی بیشتر. در مورد باغدارنی که تولید مناسب ندارند و اراضی کشاورزی را به ورطه نابودی کشانده اند باید مرجعی باشد که سیاستهای تنبیهی را اعمال کند یا حداقل زمین و ملک آنها را بخرد و به دست افراد صلاحیت دارد بسپارد. واقعا در بسیاری از موارد ظلم عجیبی بر منابع خدادای استان بخصوص آب می شود. سیستم های آبیاری غرقابی بالای 90 درصد پرت آب دارند. در شرایطی که بارندگی ها کم شده و ما بیلان منفی آب سالانه در استان کرمان داریم افرادی هستند که میلیونها لیتر از آبهای زیر زمینی را تلف می کنند بدون اینکه بازدهی مناسبی در تولید پسته داشته باشند. متاسفانه صنعت پسته ایران و بخش پسته وضعیت مناسبی ندارد و برخی فقط به به و چه چه می زنند که بله پسته 1 و نیم میلیارد دلار ارز وارد ایران کرده است. چرا نباید این 1 و نیم میلیارد دلار 3 میلیارد دلار شود؟ بطور قطع اگر تجدید نظری در سیاستهای مربوط به باغات پسته شود میزان درآمد را حداقل می توان به 4 میلیارد دلا ر در سال رساند. آیا صنعتی پر سود از صنعت پسته در ایران سراغ دارید!! صنعتی که واقعا مظلوم واقع شده است و باغداری و پسته داری امری غیر قابل اهمیت برای بسیاری از سیاستمدارن ارزیابی می شود. صدها هکتار باغ پسته در اختیار افرادی است که اصلا بازدهی مناسبی در تولید ندارند. برخی از این مالکان سال به سال به باغ پسته خود سری نمی زنند و توقع دارند تولید بالا داشته باشند. علمی شدن پروسه باغداری پسته در ایران می تواند هزاران هزار شغل جدید ایجاد کند و مشکل فارغ التحصیلان رشته کشاورزی را رفع کند. بحث تولید و توزیع نهاده های کشاورزی هم یکی از بخش بسیار مهمی است که باید فکری جدی در مورد آن شود. سموم و کودهای بی کیفیت نتنها کمی به درختان پسته نکرده است بلکه در بسیاری از موارد کار را بدتر کرده است. باید همتی کرد و این بازار آشفته تولید و توزیع نهاده های کشاورزی را سر و سامان داد. خدا گواه است که بسیاری از دلالان سم و کود و ادوات کشاورزی کمترین معلوماتی راجع با باغداری پسته ندارند و فقط به فکر فروختن محصول خود و سر کیسه کردن کشاورزان هستند. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٩
تگ ها :

مقایسه باغات پسته ایران و آمریکا، افسوس دلسوزان صنعت پسته

مقایسه باغات پسته ایران و آمریکا، افسوس دلسوزان صنعت پسته

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

پسته درختی است که متعلق به ایران است. نام کشور عزیزمان از چند صد سال پیش بعنوان یک تولید کننده و صادر کننده پسته مطرح بوده است. تولید پسته ایران متاسفانه در سالیان اخیر اصلا راضی کننده نبوده، بسیاری از باغات بحال خود رها شده اند. پروسه سنتی بودم مراحل کاشت، داشت و برداشت، صنعت پسته ایران را به یک صنعت ورشکسته تبدیل کرده است. در آمریکا هجوم سرمایه دارها برای خرید باغات پسته بشدت در حال افزایش است. شرکت پارامونت با مدیریت بسیار قوی و حرفه ای کل بازار تولید و فروش محصول پسته را در دنیا در اختیار گرفته است. بازارهای کشورهای اروپایی که از دیرباز جولانگاه پسته ایران بوده اند و تقریبا پسته ایران بصورت سنتی بازار اروپا را قبضه کرده بود امروزه در انحصار شرکت پارامونت قرار گرفته است. باعث تاسف است که این محصول استراتژیک کشاورزی ایران سیر قهقرایی خود را بسرعت در استان کرمان می پیماید! سرمایه گذاری و خرید باغات پسته برخلاف کالیفرنیا در استان کرمان کاملا راکد است و باغدارن حاضر شده اند که باغات خود را به قیمت های بسیار ارزانتر از قیمت واقعی بفروش برسانند و از شر باغداری و پسته داری راحت شوند. مشکلات باغات پسته ایران اینقدر زیاد شده که بسیاری عطای باغداری پسته را به لقایش بخشیده اند!! براستی ریشه مشکلات کجاست؟ ریشه مشکلات کاملا واضح و مشخص است. سو مدیریت ها و استفاده از روشهای سنتی دو دلیل اصلی شکست باغداری پسته در ایران است. تا مدیریت ها اصلاح نشوند و تحقیقات پسته در ایران بصورت جدی حمایت نشود وضع همین است که می بینیم!! فیلم هایی که از باغات پسته کالیفرنیا پخش می شود افسوس هر باغدار پسته ای را برمی انگیزد. واقعا اگر هر باغدار پسته ای 100 درخت پسته مانند درختانی که در کالیفرنیا وجود دارند داشته باشند تقریبا زندگی قابل قبولی خواهند داشت. پرت منابع آبی و استفاده از روش آبیاری غرقابی در باغات پسته ایران جای افسوس و نگرانی دارد. سالیانه هزارن لیتر آب زیر زمینی بصورت پرت و بدون استفاده موثر در باغات پسته ایران بهدر میروند. تحقیقات پسته ایران کاربردی نیستند. بودجه قابل قبولی در بخش تحقیقات پسته خرج نمی شود. پروسه تحقیقات دولتی اینقدر کند است که باور کردنی نیست. بروکراسی پیچیده تحقیقات پسته در ایران واقعا مایه افسوس است. سرمایه گذاری باغدارن پسته و بخش خصوصی در بخش تحقیقات پسته در ایران صفر است. نباید همه تقصیرات را گردن بخش دولتی انداخت. بسیاری از باغدارن حاضر نیستند حتی یک ریال در بخش تحقیقات پسته خرج کنند و همیشه از دولتی ها گلایه مند هستند. دولت نمی تواند و نباید وارد تحقیقات پسته شود. کشاورزان و باغدارن فرهنگ پول خرج کردن برای تحقیقات پسته را ندارند و مفت و مجانی می خواهند تحقیقات در اختیارشان گذارده شود که این امر اصلا قابل پذیرش نیست. بخش اصلی بودجه تحقیقاتی مراکز تحقیقاتی پسته در کالیفرنیا را باغدارن پسته تامین می کنند نه دولت!! ارتباط تحقیقاتی میان محققین پسته در ایران و امریکا وجود ندارد. استفاده از تحقیقات امریکایی ها اگر چه ممکن است در بسیاری از موارد سودمند باشد اما تحقیقاتی موثر و قابل قبول هستند که بر اساس شرایط کشور و باغات کشور خودمان انجام شده باشند. بدلایل مختلف ما نمی توانیم از امریکایی ها بصورت 100 درصد و کورکورانه تقلید کنیم. ما خومان باید فکری برای باغات پسته خود بکنیم نه از دولت توقعی داشته باشیم و نه از آمریکاییها. بسیاری از کارهای جزیی و بدون خرج می تواند میزان تولید پسته در باغات ایران را چند برابر کند. بحث ترویج روش های مفید و پرهیز از کارهای مضر در امر باغداری دارای اهمیت بسیاری است. استفاده از رسانه های عمومی برای آگاه سازی کشاورزان از جمله تلویزیون و رادیو می تواند در جهت کمک به کشاورزان بسیار مهم باشد. حداقل هفته ای 2 جلسه در صدا و سیمای استانی و رادیو می توان را جع با باغداری پسته و راهنمایی کشاورزان همت کرد تا حداقل کشاورزان از کارهایی که مضر است و به باغ آنها آسیب می رساند جلوگیری کرد. استقبال از ایده های نو و نیروهای جوان و باسواد و پرانگیزه می تواند بسیار سودمند باشد. چرا باید فقط از محققینی استفاده شود که سالها از بخش تحقیقاتی دور بوده اند و حتی کوچکترین اطلاعی راجع روش های نوین پسته کاری و پسته داری ندارند و فقط  بصرف هیات علمی بودن و دولتی بودن از آنها استقبال می شود! فرهنگ کهنه پرستی متاسفانه فرهنگ درستی نیست. باید از ایده های نوین استقبال کرد و به نیروهای مستعد میدان داد تا بتوان مشکل را حل کرد. خودخواهی و خودپرستی و خود بزرگ بینی نمی تواند ما را به سر منزل مقصود برساند. هدف از نوشتن این مطالب صرفا دلسوزی برای صنعت پسته ایران است و نه اینکه بخواهد  به کسی اتهام بزند و آن را مسول شرایط فعلی باغات پسته ایران معرفی کند. همه ما در بوجود آوردن این شرایط مسولیم هر کسی به اندازه خود. واقعا وقتی باغات پسته امریکا یا حتی ترکیه را می بینیم افسوس می خوریم که چرا نباید باغات ما اینجوری باشند. امید است با همت مسولین و دلسوزان بخش صنعت پسته بتوانیم آب رفته را تا حدی که می توانیم به جوی بازگردانیم. مسلم است در شرایط فعلی تنها نهادی که واقعا دلسوزی برای باغدارن و صنعت پسته ایران می کند انجمن پسته ایران است. انجمن پسته ایران بخصوص دبیر کل محترم آن و رییس محترم هیات مدیره آن تلاشهای زیادی برای بهبود شرایط صنعت پسته ایران کرده و می کنند. امید است این تلاشها مفید فایده باشند که حتما همینطور خواهند بود. بنده بعنوان نماینده بخش کوچکی از باغدارن و فعالان صنعت پسته ایران از جناب آقای مهندس جلال پور و جناب مهندس فیضی رییس هیات مدیره و دبیر کل انجمن پسته ایران کمال تشکر و قدردانی را دارم چون از نزدیک در جریان تلاشهای دلسوزانه آنها هستم. امیدوارم خداوند متعال نیروی مضاعف و همتی بزرگ به همه دلسوزان پسته ایران بدهد تا بتوانیم این برحه زمانی سخت را با آبرومندی طی کنیم. مطمن هستم که دعای باغداران و دلسوزان و زحمتکشان باغات پسته بدرقه افراد دلسوز صنعت پسته ایران است. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٥
تگ ها :

بررسی نقش و اهمیت هورمونهای گیاهی در درختان پسته –بخش اول

بررسی نقش و اهمیت هورمونهای گیاهی در درختان پسته –بخش اول

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

هورمونهای به دسته ای از مواد اطلاق میشود که خاصیت تنظیم کنندگی رشد را در موجودات زنده بر عهده دارند. مثلا در انسانها هورمونهای مختلفی که از نقاط مختلف و ارگانهای مختلف به بدن می رسند نقش تنظیم کنندگی اعمال و رفتار یک فرد را دارند. در یک فرد سالم تعادل هورمونی مناسبی نیز خواه نا خواه وجود دارد. در مورد گیاهان و درختان پسته نیز این قضیه صدق می کند بعبارت روشن تر درخت پسته ای که سالم باشد و خوب محصول بدهد بلاشک از تعادل هورمونی مناسبی برخوردار است. با شرایط فعلی موجود در باغات پسته کرمان یقینا درختان پسته بدلیل مشکلات مختلف و عوارض مختلف از تعادل هورمونی مناسبی برخوردار نیستند. قبلا هم مطلبی راجع به اهمیت هورمونهای گیاهی در درختان پسته در این وبلاگ از طرف بنده انتشار یافته است که خوانندگان می توانند به آن مراجعه کنند. هورمونهای گیاهی به دو دسته کلی هورمونهای بازدارنده (مثلا اتیلن و آبسیزیک اسید) و هورمونهای تحریک کننده (مانند اکسین و جیبرلین و...) تقسیم بندی می شوند. علوم مربوط به هورمونهای گیاهی در زیرشاخه علوم باغبانی دسته بندی و بررسی می شوند. بررسی روی عکس العمل هورمونهای گیاهی در درختان پسته و ارتباط آنها با رشد و افزایش عملکرد باغات پسته جزو تحقیقات بسیار مهم و کارگشا در باغات پسته محسوب می شود. بحث هورمون تراپی در درختان پسته بلاشک می تواند بسیاری از مسایل عدم بازدهی مناسب درختان پسته را برای ما حل کند. پدیده سال آور یا نیاور ارتباط بسیار تنگاتنگی با تعادل هورمونها دارد. سال آور و نیاور در پسته را می توان با نسخه پیچی هورمونی تا حد زیادی کنترل کرد. مطالعات هورمونی در درختان پسته بیشتر مرهون تلاشهای زیاد محققین ترکیه ای است. در کشور ترکیه همت بسیار زیادی روی هورمونها در درختان پسته شده است که ممکن است در ایالات متحده آمریکا اینجور تحقیقاتی صورت نگرفته باشد! لازم به ذکر است که اخیرا هورمونهای زیادی علاوه بر هورمونهای اصلی شناسایی شده اند که از نظر ساختار شیمیایی حالت بینابینی دارند یکی از هورمونهای نسبتا جدید کشف شده زآتین است. هورمونهای گیاهی در درپسته در تشکیل گل، جوانه، تشکیل جنین و توسعه آن و بسیاری از اعمال دیگر دخالت دارند. همانطور که گفته شده یکی از کارکردهای مهم هورمونها در درختان پسته مکانیزم یا پدیده سال آور و نیاور است. هورمون اکسین یا اسید اندول استیک در رشد جوانه های رویشی و تولید برگهای قوی و شاداب و همچنین در تشکیل جنین نقش اساسی دارد. بهمین علت است که در هنگام تورم جوانه در فصل بهار استفاده از کودهای حاوی هورمون اکسین یا خود هورمون اکسین به صورت پاشش روی جوانه ها تاثیرات شگفت آوری روی رشد درختان پسته از برج 1 به بعد می گذارد! ترکه های قویتر و شادابتر و برگها سرسبز و شاداب. در مورد جیبرلین هم همین قضیه صدق می کند بعبارت بهتر استفاده از کودها یا هورمون جیبریلین در هنگام تورم جوانه در بهار اثراتی مشابه هورمون اکسین روی شاخ و برگها در درختان پسته در بهار خواهد داشت. هورمون جیبرلین موجب رشد ریشه ها و گسترش ریشه ها می شود. در درختانی که خاک بسیار سخت و سفت است و ریشه توانایی نفوذ در خاک را ندارد استفاده از هورمون جیبرلین بسیار سودمند ارزیابی می شود. مطالعه تغییرات هورمونی در طول فصل رشد در درختان پسته یکی از تحقیقات بسیار جالب و مهم است. بعبارت بهتر از فصل بهار تا فصل برداشت و حتی بعد از آن میتوان در یک طرح تحقیقاتی مقدار و نوع هورمون ها را در نقاط مختلف درخت مثلا سرشاخه ها، ریشه و میوه ها بررسی کرد و تغییرات را در درختان پربازده و کم بازده با هم مقایسه کرد و به نتایج مهمی رسید. حتما در درختانی که بازدهی کمی دارند مقدار هورمونها کم و یا بیش از حد ارزیابی می شود. یکی دیگر از موضاعات جالب تحقیقاتی روی هورمونها در درختان پسته ارتباط مقدار هورمونها یا میزان ترشح آنها در درختان پسته با عملیات زراعی یا باغی است بعبارت واضحتر بررسی شود که هرس یا کوددهی یا آبیاری چه تاثیری روی میزان ترشح هورمونها در دوره های زمانی مختلف در درختان پسته دارند.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢۳
تگ ها :

گلایه از حسودان و بدخواهان

گلایه از  حسودان و بدخواهان

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

مطالب مطرح شده در این وبلاگ از ماهها قبل سبب حسودی بسیاری از افراد شده است. تقریبا هر هفته یک کامنت فحش و بدو بیراه نصیب اینجانب می شود. مطالب این وبلاگ موجب شده بسیاری از افراد به خون بنده تشنه باشند. ایندسته از افراد که نمی توان دقیقا اسامی آنها را ذکر کرد سعی دارند به هر طریقی که شده ضربه ای به بنده حقیر زده و بقول معروف دلشان را خنک کنند. البته بارها گفته ام که من خودم را بعنوان یک کارشناس متوسط پسته ارزیابی می کنم و افراد بسیاری وجود دارند که دهها بار از بنده حقیر باسوادتر مطلع تر و با تجربه تر و اگر من مطلبی را می نوسیم فقط آنالیز تحقیقات خارجیها بویژه آمریکاییها و سایر کشورهای پسته خیز دنیاست و الا بنده حقیر هیچ ادعایی ندارم و هدف از گذاشتن این مطالب در وب کمک به کشاورزان پسته کار و زحمتکشان عرصه باغداری پسته ایران است. لازم به ذکر است بسیاری از افراد بزرگوار از محققین محترم مراکز تحقیقاتی گرفته تا باغدارن واقعا بنده را تشویق کرده اند و حتی کمک کرده اند و بنده خودم را خادم اینچنین افراد و کلا صنعت پسته ایران می دانم اما واقعا دلم از دست حسودان و بدخواهان پر است. افرادی که به قیمت له کردن باغداران و کشاورزان زحمتکش پسته کار می خواهند سمت و پست خود را حفظ کنند. تملق و چاپلوسی از جمله عیوب بسیار بد و زشت هر انسانی است. عوض کردن واقعیتها و خوب جلوه دادن شرایط اگر چه می تواند برخی از افراد را پستهای خود محکم کند اما باید از عاقبت کار ترسید. دنیا در حال گذر است و بقول معروف گهی پشت به زین و گهی زین به پشت! پستها و سمت ها دایمی نیستند همانطور که بسیاری از انسانها آمده اند و رفته اند!! سری به قبرستانها بزنید ببینید چقدر دکتر و وزیر و وکیل و رییس خوابیده اند اما نکته اینجاست که بعد از مرگ نام یک شخص به نیکی و خوبی برده شود نه بدی و فحش و بدو بیراه نصیبش کنند و بگویند خدا ازش نگذره. کمک به خلق خدا و زحمتکشانی که باغداری پسته می کنند و از طریق زحمتکشی در باغات پسته امرار معاش می کنند دارای اجری بزرگ است. باید از چاپلوسان و نان به نرخ روز خورها دوری کرد چون خداوند متعال از اینچنین افرادی نفرت دارد! البته هستند افراد دلسوز زیادی در بخش پسته ایران که واقعا به حال باغات پسته ایران دل می سوزانند و دوست دارند رونق و توسعه به باغات پسته برگردد. اگر با ناسزا و حسادت مشکل برخی حل می شود بنده مشکلی با این قضیه ندارم و کار خودم رو می کنم خداوند داند و بس من نیازی به شهرت ندارم و علاقه ای هم به کسب شهرت ندارم. فقط هدف من حقیر خدمت به کشاورزان است. خدا شاهده برخی از اتهامها و فحشها را به بنده می دهند که باور کردنی نیست! شایعاتی را در همه جا برای بدنام کردن من پراکنده اند که واقعا عجیب است! فرهنگ تخریب افراد دلسوز متاسفانه رواج زیاد یافته است. کاشکی روزی برسد که فرهنگ تشویق افراد دلسوز امری عادی شود. بنده بسیار تعجب می کنم در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی امریکا و اروپا وقتی دانشجویی یا استادی مقاله ای چاپ می کند جلسه تبریک یا کانگروجولیشن برایش می گیرند و تشویقات مالی و معنوی زیادی جهت دلگرم کردن محقق انجام می شود اما متاسفانه در ایران بعد از ساعتها وقت و مرارت و تحقیق و نوشتن مقاله بدون کوچکترین چشمداشت مادی و چاپ شدن مقاله تازه تخریبها و ناسزاها شروع می شود!! خدایا همه ما را به راه راست هدایت فرما.  امید است خداوند متعال نیرویی دهد مضاعف تا بتوانم خدمتی هر چند کوچک به صنعت پسته ایران بکنم. بار الها ما را از شر حسودان و بدخواهان در امان بدار! تو می دانی که هدفی جزو خدمت به خلق خدا ندارم. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢۳
تگ ها :

آیا میتوان سال آور و نیاور را در درختان پسته محو کرد !!

آیا میتوان  سال آور و نیاور را در درختان پسته محو کرد !!

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

درختان پسته مانند بسیاری از درختان دیگر دارای سال آور یا On و سال نیاور یا Off هستند. سالهای آور سالهایی هستند که مقدار محصول بالاست و کشاورزان راضی هستند اما در سالهای نیاور که درختان پسته قابل قبولی تولید نمی کنند کشاورزان از نظر اقتصادی تحت فشار هستند. بارها در جلسات مختلف و همچنین در این وبلاگ بنده تاکید کرده ام که اگر درختان پسته از نظر کوددهی و عملیات زراعی در حد عالی باشند بلاشک سال آور و نیاور حذف می شود. بعبارت دیگر ما هر سال مقدار قابل قبولی از محصول پسته را خواهیم داشت. از بین رفتن سال آور و نیاور مساله ای ایست علمی که حتما می تواند بوقوع بپیوندد. تحقیقات روی این مساله مهم مانند سایر مسایل مربوط به درختان پسته می تواند در اولویت کار باشد. وضع فارغ التحصیلان مقاطع تحصیلات تکمیلی رشته های کشاورزی بخصوص باغبانی، گیاهپزشکی و ...در حد بسیار نا امید کننده ای است. بسیاری از نخبگان جوان را می شناسم که در مراکز تحقیقات کشاورزی اروپا و امریکا به تحقیق می پردازند و عطای ایران را به لقایش بخشیده اند!. باغات پسته ایران این ظرفیت تحقیقات را دارند تا 20 سال آینده هر چه کارشناس ارشد و دکتری در رشته های کشاورزی از دانشگاههای معتبر فارغ التحصیل می شوند را جذب کنند اما دریغ از برنامه ریزی!. واقعا ظرفیت تحقیقات کشاورزی در باغات پسته ایران آنقدر بالاست که خارج از حد تصور است. تحقیقات کاربردی بسیار زیادی هنوز بکر و تازه هستند و متاسفانه کاری از دست کسی بر نمی آید. در این وبلاگ شاید دهها مورد تحقیقاتی مفید و اورژانسی در باغات پسته ایران را معرفی کرده ام که می توانستند میلیاردها تومان سود عاید پسته کاری ایران بکنند اما بشرطی  که تحقیقات کاربردی باشند و شایسته سالاری ملاک باشد!. یکی از همین مورد ها بررسی امکان از بین بردن سال آور و نیاور است. درخت پسته ای که از نظر مدیریت باغی دارای وضعیت مناسبی باشد قطعا در طول فصل رشد خود جوانه های زایشی قابل قبولی تولید خواهد کرد. مشکل اصلی در سالهای آور یا On این است که ما نمی توانیم گره های زایشی را برای سال بعد روی سرشاخه ها حفظ کنیم. بعبارت ساده تر در سال آور درخت گره زایشی تولید می کند اما اینقدر فشار روی درخت زیاد است که نمی تواند نیرو و توان خود را هم صرف حفظ جوانه زایشی بکند و هم صرف تولید خوشه و پر شدن دانه ها در خوشه ها. یکی از نکات بسیار ظریف در مورد حفظ جوانه های زایشی در سال آور در درختان پسته مساله ژنتیکی درخت یا واریته یا پیوند درختان است. بسیاری از واریته های درختان پسته که متاسفانه در سراسر اقلیم پسته کاری استان کرمان وجود دارند ناشناخته هستند. بلاشک رقم هایی از پسته وجود دارند که در سال آور می توانند تولید خوشه کنند و تومان با آن گره زایشی سال آینده خود را نیز هم حفظ کنند. واریته یا درختانی  وجود دارند که هر سال تولید پسته می کنند و ما هیچ وقت سال آور یا نیاور را در آنها احساس نمی کنیم. بهر روی گسترش این واریته های ناشناخته در تولید موثر برای سالهای آینده بسیار مهم ارزیابی می شود. متاسفانه بیشترین سطح زیر کشت باغات پسته استان کرمان رقم فندقی یا اوحدی است که سال آور و نیاور دارد. یعنی در درختان اوحدی درخت توان آن را ندارد در آن واحد هم تولید خوشه و دانه کند و هم بتواند گره زایشی تولید شده خود را در سال بعد روی سرشاخه حفظ کند. بدون تردید در درختان اوحدی یا فندقی نیز با مدیریت صحیح باغی می توان سال آور و نیاور را حذف کرد و هر سال به یک سطح تولیدی متوسط رسید که برای کشاورزان راضی کننده باشد. تحقیقات نشان داده ماکزیمم فروافتادن گره های زایشی در درختان پسته در اواسط تابستان و زمانی است که درختان پسته مشغول پر کردن دانه های خود هستند. متابولیسم بهینه نیتروژن در این برحه زمانی بسیار مهم است. اگر کودهای نیتروژنه مناسب و به مقدار کافی در این برحه حساس در اختیار درختان باشند قطعا درختان بیشتر قادر به حفظ گره های زایشی خود در سال آور خواهند بود. از طرف دیگر کودهای نیتروژنه در تشکیل مغز و دانه های سالم نیز بسیار اثرگذار خواهند بود. نیتروژن در درختان پسته دسته ای مواد بنام پلی آمین های را فعال می کند یا می سازد که در حفظ گره های زایشی و ایجاد تعادل رویشی و زایشی در درختان پسته بسیار مهم خواهند بود. یکی از هورمون هایی که می تواند موجب ریزش گسترده گره های زایشی در سال های آور شود آبسیزیک اسید است. پلی آمین ها اگر به مقدار کافی در درختان پسته تولید شوند جلو مانور زیاد آبسیزیک اسید و نهایتا فرو افتادن گره های زایشی را خواهند گرفت. اتیلن نیز یکی از هورمونهایی است که موجب ریزش جوانه های زایشی در درختان پسته می شود. پلی آمین ها می توانند بر علیه اتین نیز اثرات بسیار مناسبی داشته باشند. تغذیه صحیح و مناسب درختان پسته بخوبی ثابت شده که می تواند رشد زایشی و رویشی در درختان پسته را متعادل کند و سال آور و نیاور را بمعنی که ما می شناسیم محو کنند. استفاده از کودهای حاوی اسید های آمینه بویژه پلی آمین ها در اواسط تابستان کمک بسیاری زیادی به درختان پسته جهت حفظ گره های زایشی خودشان خواهد کرد. بسیاری از افراد بیسواد و نادان فکر می کنند که کارخانجات اسپانیایی تولید کننده کودهای حاوی اسید های آمینه دیمی این کود را برای درختان پسته تجویز می کنند و می سازند در صورتی که کار آنها کاری علمی و دقیق است. بطور قطع کارخانجات تولید کننده کود داخلی اگر چه ادعای تولید کودهای اسید آمینه ای و پلی آمین ها را می کنند و گاها قسم می خورند که بهتر از کودهای اسپانیش است اما باید توجه داشت تکنولوژی تولید کودهای حاوی اسید های آمینه و پلی آمین ها چیزی نیست که اسپانیایی ها دو دستی تقدیم کارخانجات تولید کود ایرانی بکنند چون سالها در قسمت تحقیق و توسعه خودشان به محققین خودشان پول داده اند تا اینچنین کودهایی را فرموله کنند!! به احتمال بسیار زیاد اگر کشاورزان روشن فکر و محترم باغدار پسته از اواخر برج 2 تا اواسط برج 5 و حتی اواخر آن از کودهای حاوی پلی آمین های و اسید های آمینه استفاده کنند و در طول 2 سال به احتمال زیاد سال آور و نیاور حذف خواهد شد!! حالا چه برند و با چه دوزی و به چند نوبت؟ آن در تخصص افراد خاصی است که حالا خودتان حدس بزنید! اگر چه مدیرت صحیح کوددهی در مورد کودهای نیتروژنه نقش اصلی در محو سال آور و نیاور دارند اما بالانس مناسب سایر عناصر ماکرو و میکرو بویژه در هنگام پر شدن مغز (ماکزیمم فروریختن گر ه های زایشی در سالهای آن) می تواند درحفظ گر های زایشی درختان پسته اثرگذار باشد. اطلاعات گفته شده در این وبلاگ تقریبا منحصر بفرد است. امید است کمکی هر چند کوچک جهت بهبود شرایط باغات پسته ایران برداریم چون اعتقاد دارم که کمک به بندگان خوب خدا جزو وظایف هر انسانی است.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢۱
تگ ها :

مقایسه سرخشکیدگی درختان پسته در استرالیا و ایران

مقایسه سرخشکیدگی درختان پسته در استرالیا و ایران

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

استرالیا یکی از کشورهای نسبتا نوپا در تولید پسته در دنیاست. یکی از بیماری های مهم درختان پسته در استرالیا بیماری خشکیدگی سرشاخه یا dieback است. عامل بیماری سرخشکیدگی درختان پسته در استرالیا کاملا شناخته شده است و عامل آن باکتری زانتوموناس است. عامل بیماری سرخشکیدگی درختان پسته در ایران همانطور که قبلا در این وبلاگ بیان شد بصورت کامل شناخته شده نیست. با توجه با احتمالات و قوی بودن احتمال باکتریایی بودن بیماری سرخشکیدگی درختان پسته در ایران، در این نوشته سعی بر این است که بتوانیم از تجربیات محققین استرالیایی در مدیریت بهتر بیماری سرخشکیدگی درختان پسته رقم اوحدی در ایران درسهایی بیاموزیم. عامل بیماری سرخشکیدگی درختان پسته در استرالیا یعنی Xanthomonas translucens از طرق مختلف انتشار می یابد. از جمله باران توام با باد یا اسپلش، آب آبیاری، باد و ادوات کشاورزی ممکن است  از درخت بیمار به درخت سالم انتقال یابد. کنترل بیماری سرخشکیدگی پسته در استرالیا و احیانا ریشه کنی آن کاری بسیار مشکل ارزیابی می شود. اشتراکات زیادی میان بیماری سرخشکیدگی درختان پسته در استرالیا و ایران وجود دارد از جمله اینکه هنوز برای هیچ کدام وکتور یا ناقل زنده ای (زنجره، پسیل و ...) شناسایی نشده است. یکی از مشابهات این بیماری در دو کشور نحوه علایم بیماری است بصورتی که شانکر یا زخم ایجاد شده می تواند از ابعاد خیلی کوچک در حد سانتی متر تا شانکرها یا زخم های عمیق چند ده سانتی متری روی پوست درختان پسته موجب آسیب شود. انتقال عامل بیماری در هر دو کشور بلاشک از طریق ادوات هرس آلوده از جمله قیچی باغبانی و اره انجام می شود. ضد عفونی ادوات هرس در جلوگیری از گسترش بیماری سرخشکیدگی بسیار مهم ارزیابی می شود. نکته بسیار مهمی که از دید بسیاری از کشاورزان مغفول مانده این است که برای ضد عفونی ادوات هرس نمی توان از قارچ کش هایی مانند زینب، مانب و مانکوزب و...استفاده کرد و بنابراین نتیجه می گیریم برای ضدعفونی ادوات هرس باید از باکتری کش ها استفاده شود مثلا محلول بردو یا اکسی کلرور مس. یکی از نکات بسیار جالب و مهمی که بنده به آن رسیدم و توصیه کردم این بود که هر چه درختان رقم اوحدی در استان کرمان کمتر هرس شوند بیماری سرخشکیدگی درختان پسته کمتر خواهد بود. این همان چیزی است که استرالیایی ها از قبلها به آن پی برده بودند. بعبارت واضح تر در استرالیا یکی از دلایل گسترش و شدت بیماری سرخشکیدگی درختان پسته را هرس شدید ارزیابی می کنند (قابل توجه مونگلان پر مدعایی که توصیه به هرس از زیر قسمت سیاه شده یا آلوده می کنند و یا کلا هرس شدید را برای کاهش بیماری یا احیانا ریشه کنی آن به کشاورزان بدبخت توصیه می کنند). نیپروکوات (Niproquat) باکتری کشی است که بمنظور حفاظت از محل های هرس احتمالی جهت پیشگیری از بیماری سرخشکیدگی درختان پسته در استرالیا مورد استفاده قرار می گیرد (به صورت مالشی یا تیمار روی زخم هرس). ترکیبات آنتی بیوتکی جهت مبارزه با بیماری سرخشکیدگی چه در ایران چه در استرالیا و چه در ایالات متحده قابل توصیه نیستند به دو دلیل بسیار مهم اول قیمت بسیار گزاف تولید و کاربرد آنتی بیوتیکها در کشاورزی و دوم مساله مقاومت باکتریهای بیماری زای انسانی و حیوانی نسبت به آنتی بیوتیکها. همانطور که می دانیم باکتریهای بیماری زای گیاهی مانند باکتری های بیماری زای حیوانی یا حتی انسانی (مثلا باکتری باسیلوس مولد ایجاد سیاه زخم در انسان) دارای اشتراکات بسیار زیادی هستند. انتقال یا ترانسفورمیشن یا ترانسداکشن اطلاعات و ژنها یک امر عادی در باکتریها محسوب می شود. بعبارت دیگر باکتری های مختلف گیاهی و حیوانی و انسانی از جنس های همخوان یا خانواده های مشابه می توانند در کنار هم قرار بگیرند و اطلاعات خود را عوض و بدل کنند و حتی ژنهای مقاومت را عوض و بدل کنند که این بسیار خطرساز است. بعبارت ساده تر مثلا با مصرف آنتی بیوتیکها بر علیه بیماری سرخشکیدگی درختان پسته در استرالیا یا ایران یا هر جایی ممکن است باکتری پاتوژن تولید ژنهای مولد مقاومت نسبت به آنتی بیوتیکها کند. این ژنهای مقاومت بر علیه آنتی بیوتیک ها در باکتریهای بیماری زای گیاهی  ممکن است از طرق مختلف به باکتریهای بیماری زای انسانی سرایت کند و مصیبت عظمی اتفاق افتد. همان چیزی که امروزه متاسفانه در مورد بسیاری از آنتی بیوتیک های قوی انسانی (مثلا پنی سیلین و...) حادث شده است. ترکیباتی که دارای عنصر مس در ترکیب خود باشند دارای خاصیت باکتری کشی هستند و می توانند برای تیمار محل هرس یا قسمتهای سیاه شده آلوده در بیماری سرخشکیدگی درختان پسته مورد استفاده قرار بگیرند (مانند محلول یا مخلوط بردو یا اکسی کلرور مس). یک نکته بسیار مهم در استفاده از قارچ کش های مسی این است که این قارچ کش ها معمولا بیشتر بمنظور حفاظت یا پیشگیری بسیار مفید هستند و زمانی که عامل بیماری در محل شانکر ها فعالیت داشته باشد معمولا استفاده از این ترکیبات حالت کوراتیو یا درمانی ندارد. یکی از اشتراکات بیماری سرخشکیدکی در ایران و استرالیا این است که عامل بیماری نمی تواند جوانه های زایشی را رویشی را درگیر کند. اگر چه در اثر نابودی پوست جوانه های زایشی و رویشی از بین می روند اما در شروع پروسه بیماری باکتری از محل جوانه ها شناسایی و جداسازی نشده است یا مقدار جمعیت آن بسیار کم بوده است و این می تواند این تحقیق را پیش روی محققین بگذارد تا با کند و کاو جوانه های درختان پسته ماده ای را بیابند که نسبت به باکتری مقاوم باشد و بتوانند روزی آن را تجاری سازی کنند و وارد مارکت کنند. استفاده از آنتی بیوتیک ها در آزمایشگاه تاثیر مثبتی روی کنترل بیماری داشته است از میان آنتی بیوتیکهای ریفامایسین، آمپیسیلین و استرپتومایسین، استرپتومایسین دارای خاصیت کنترل کنندگی بهتری روی باکتری عامل سرخشکیدگی درختان پسته بوده است. بهر روی همانطور که گفته شد هیچ مجوز قانونی برای استفاده از آنتی بیوتیکها در کنترل بیماری های باکتریایی گیاهان وجود ندارد. پاشش اسید فسفوریک روی درختان پسته با دوز های بسیار کم و کنترل شده نیز نتوانسته تاثیری روی کنترل بیماری سرخشکیدگی درختان پسته داشته باشد. اساس کنترل بیماری سرخشکیدگی درختان پسته چه در استرالیا و چه در ایران بر اساس 2 روش مهم زراعی و شیمیایی است. روش زراعی یعنی تقویت درختان و بهبود عملیات مختلف زراعی و باغی و همچنین پرهیز از هرس شدید و غیر استاندارد . روش شیمیایی اساسا بر مبنای تیمار کردن محل های هرس با باکتری کش ها و احیانا تیمار محل های سیاه شده یا شانکرها با استفاده از باکتری کش ها است. یک نکته بسیار مهم در مورد مبارزه با بیماری سرخشکیدگی درختان پسته در استان کرمان این است که برخی از کارشناسان توصیه به سم پاشی یا محلولپاشی اکسی کلرور مس یا مخلوط بردو روی درختان پسته بعد از هرس یا قبل از آن یا قبل از باز شدن گره های زایشی و رویشی در اواخر زمستان می کنند. این کار یعنی استفاده از اکسی کلرور مس یا مخلوط بردو بصورت محلولپاشی روی تمام شاخ و برگ درختان پسته کاری بسیار خطرناک است که متاسفانه اخیرا شیوع فراوانی یافته است. استفاده از مخلوط بردو یا اکسی کلرور مس بعلت بالا بودن درصد زیادی از عنصر مس یا آهک در ترکیب خود می تواند اثرات بسیار سویی روی گره های زایشی درختان پسته داشته باشد و موجب گیاهسوزی و جوانه سوزی در درختان پسته شود. بارها مشاهده شده که سم پاشی با قارچ کش ها روی درختان پسته قبل از فصل باز شدن جوانه ها موجب نابودی درصد بزرگی از گره های زایشی و رویشی در درختان پسته شده است. بنابراین بهترین روش برای استفاده از اکسی کلرور مس یا مخلوط بردو یا سایر باکتری کش ها حاوی عنصر مس استفاده از آنها بصورت تیمار موضعی یا مالش به محل هرس یا ناحیه سیاه شده آلوده است نه اینکه بخواهیم کل درخت را با باکتری کش های معدنی قوی شستشو دهیم (بدبختی ما این است که افراد نادان و پرمدعا و کارشناسان ماقبل تاریخ و فسیل شده برای کشاورزان نادان و از خود راضی نسخه می پیچند). روش کنترل بیولوژیک با بیماری سرخشکیدگی فعلا جنبه کاربردی پیدا نکرده است ولی در آزمایشات لابراتواری نتایج مثبت ارزیابی شده است.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٠
تگ ها :

انکار حقیقت یا پذیرفتن آن بحث اینجاست؟افول پسته داری و پسته کاری در استان کرمان!

انکار حقیقت یا پذیرفتن آن بحث اینجاست؟افول پسته داری و پسته کاری در استان کرمان!

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

استان کرمان از دیرباز مهد پسته دنیا بوده است. باغداران زحمتکش و صبور کرمانی سالهای سال زحمت درختان پسته را کشیده اند و خاطرات بسیار خوش گذشته باغات پسته کرمان از خاطر هیچ باغداری فراموش شدنی نیست. زمانی که نه شیره ای وجود داشت نه آفتی نه مسمومیتی و کیفیت آب و خاک در حد عالی بود. شرایط اقلیمی نیز متاسفانه تغییر کرده و آب و هوا یکی از فاکتورهای مهم افت تولید محصول پسته محسوب می شود. سرخشکیدگی درختان اوحدی درختان پیر و جوان را به نابودی کشانده و ما هیچ را حل منطقی در مورد آن نداریم. مشکل شیره خشک قوز بالا قوز شده و هر 10 روز یکبار باید سم پاشی کنیم. کیفیت نهاده های کشاورزی مانند کود و سموم کشاورزی که واویلاست! فشار تورمی روی قشر کشاورز دست آنها را از خرج در باغات پسته و درختان پسته کوتاه کرده است. مدیریت امور مربوط به باغات پسته که حرفی در باره آن نزنیم بهتر است خدا داند و بس. تولید علم مربوط به رفع مشکلات باغات پسته در ایران بسیار کند و کم است. تحقیقات ما قابل عمل و کاربردی در باغات پسته نیستند. دلالی در همه زمینه های محصول پسته وجود دارد از نهاده های کشاورزی بگیر تا خرید و فروش خود محصول پسته. بودجه هایی که باید در صنعت پسته خرج شود خرج صنایعی می شود که یک شاهی هم ارزش ندارند و راندمان بسیار پایینی دارند. جالب اینجاست که برخی از آقایان بدلیل حفظ پست و موقعیت شغلی خود حاضرند حقایق را وارونه جلوه بدهند و وضعیت باغات پسته ایران بخصوص در استان کرمان را گل و بلبل توصیف کنند. صندلی ها و پست های دنیایی ماندنی نیستند. چه وزیران و پادشاهانی که آمده اند و رفته اند؟ دنیا در حال گذار است و روسیاهی برای کسانی می ماند که به خاطر پست و مقام حاضرند حقایق را وارونه جلوه دهند. خنده دار است برخی در جراید می نویسند وضعیت پسته ایران در بهترین دوره خود در طول تاریخ بوده است!! باید خجالت بکشیم با هزاران هکتار باغ پسته فقط 200 هزار تن محصول پسته تولید شده است. آیا جای به به چه چه دارد؟! ما باید حداقل از باغات پسته ایران 500 هزار تن پسته صادر می کردیم نه 100 و 200 هزار تن. میزان عملکرد در واحد سطح در باغات پسته ایران آنقدر پایین است که خارجی ها تعجب می کنند. مشکل آب را نتوانستیم حل کنیم. در آمریکا آب را از چند صد کیلومتری به باغات پسته می رسانند و ما در ایران توان آن را نداریم که آب را حتی 200 متر آنطرف تر جابجا کنیم. افسانه سازی و خبرپراکنی در مورد وضعیت پسته ایران آنقدر مضحک و بدور از واقعیت است که دل هر انسان دلسوز و اندیشمندی را بدرد می آورد. بنظر من اگر بخواهیم ببینیم وضعیت پسته ایران چه جوری است باید برویم به یکی از دهات شهرهای پسته خیز استان کرمان و پای دردل کشاورزان بنشینیم بعدا میفهمیم که صنعت پسته ایران گل و بلبل است یا صنعتی است سوخته! آقایانی که فکر می کنید وضعیت پسته ایران در بهترین روزگار خود بسر می برد کاش یکبار هم شده سری به یکی از باغات پسته می زدید و می فهمیدید که چه بلایی دارد سر صنعت پسته ایران می آید. پسته خندان ایران در حال گریه کردن است. دستهای پینه بسته کشاورزان زحمتکش پسته کار روی به آسمان است. میزان بارندگی ها بسیار کم شده است. باید فکری کرد و اندیشه ای تازه و نیروها و افکار تازه ای را به صنعت پسته ایران وارد کرد و الا نابودی باغات پسته حقیقتی است تلخ که در آینده ای نچندان دور اتفاق خواهد افتاد. تنها راه نجات باغات پسته تزریق بودجه های کلان و هنگفت کنترل شده و برنامه ریزی شده دولتی به این بخش پرتوان از اقتصاد ایران است. تحریم های ناجوانمردانه ای که از سوی کشورهای مدعی حقوق بشر بر ایران تحمیل شده کمر کشاورزان پسته کار و مردم عادی را خورد کرده. تحریم نفت ایران اگر چه بلایی بسیار بزرگ بوده اما از طرف دیگر نعمتی شده است که ما کمتر به درآمدهای نفتی متمرکز شویم. پسته ایران امسال 1 میلیارد دلار پول وارد کشور کرده است. آقایون دولتی ها قدر پسته را بدانید! در سیاستهای کلان پولی و بودجه ریزی باید تخصیص اعتبار و بودجه برای صنعت پسته ایران باید در اولویت باشد و حتما مد نظر قرار بگیرد. جای تعجب است صنعتی که  امسال 1 میلیارد دلار پول وارد ایران کرده نسبت به صنعت هیچ بودجه ای در آن خرج نمی شود. تفکر صنعتی و ایجاد کارخانه را مقایسه کنیم با تفکر کشاورزی و پسته کاری و ببینیم کدامیک درآمد بیشتری به ما می دهند و بعد بودجه را تخصیص دهیم. ایجاد شرکت ها یا کمپانی های توانمند باغبانی، سم پاشی، آبیاری، ....یکپارچه کردن اراضی پسته کاری و بسیاری از تصمیمات موثر دیگر می تواند بسیار کارگشا باشد. امید است که دولتمردان محترم و بودجه ریز عنایتی ویژه به صنعت پسته ایران داشته باشند چون در صنعت پسته و باغ پسته نا امیدی نیست. اشتغال ایجاد شده در صورت علمی شدن پروسه نگهداری و هندلینگ علمی باغات پسته می تواند به صدها هزار نفر برسد و مشکل بیکاری را کاملا در مناطق پسته خیز از بین ببرد. ما هنوز اکثر عملیات زراعی باغات پسته مان بصورت کاملا غیرعلمی و سنتی انجام می دهیم. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٧
تگ ها :

نقدی کوتاه بر بیماری های مهم خاکزاد درختان پسته در ایران

نقدی کوتاه بر بیماری های مهم خاکزاد درختان پسته در ایران

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بیماری گموز یا پوسیدگی طوقه و ریشه درختان پسته بعد از بیماری سرخشکیدگی و آفلاتوکسین مهمترین بیماری درختان پسته برشمرده می شود. مطالعه لابراتورای روی بیماری های خاکزاد مشکلات خاص خود را خواهد داشت. شرایط خاک هر لحظه در حال تغییر است و میکروبیولوژی خاک وشناخت میکروارگانیسم های مفید و مضر آن تحقیقاتی بسیار جالب و کارآمد بشمار می آیند. بیماری های خاکزاد که گموز پسته نیز جزو آن محسوب می شود یا تولید اسپورهای محرک بیماریزا می کنند (zoospores) و یا قادر به تولید اسپور بیماریزا هستند اما اسپوری که فاقد توانایی تحرک است مثلا chlamydospores یا oospores. اسپوری که بیماری گموز پسته تولید می کند دارای توانایی حرکت در آب است بعبارت دیگر در قارچ Phytophthora که عامل بیماری گموز پسته محسوب می شود اسپورها از نوع متحرک یا zoospores هستند. به همین دلیل توصیه بر این است که اگر باغ پسته ای آلوده به گموز است پای درختان تشتک ایجاد شود و به هیچ عنوان اجازه داده نشود تا آب دور طوقه یا کنده برود. چون آب رفته به دور طوقه آلوده اسپورها را با خود به طوقه های مجاور که سالم هستند رسانده و آنها را آلوده می کند. بیماری گموز معمولا در زمین هایی که دارای بافت سنگین هستند و ساعتهای متمادی آب در زمین وجود دارد و رطوبت خاک بالاست شیوع فراوان تری دارد. در خاکهای مرطوب قارچ شروع به تولید اسپورانژیوم و زیوسپورهای بسیار زیاد می کند که هر زیوسپور می تواند موجب آلودگی جدید شود.  Zoospores می توانند مسافتهای نسبتا زیادی را در آب از طریق آبیاری شنا کنند تا به نقطه اثر برسند. بررسی دانسیته و تراکم اسپور قارچ فایتوفترا در اطراف ریشه درختان پسته کمک زیادی به ما در جهت آگاهی از شیوع یا احتمال بروز بیماری و شدت آن می کند. نمونه خاک اطراف طوقه را به محیط آزمایشگاه آورده و جمعیت اسپورهای قارچی را بصورت دقیق بررسی می کنند تا از آلودگی خاک به قارچ اطلاع حاصل شود. در ایالات متحده قبل از احداث یک باغ پسته یکی از الزامات بخصوص در زمین های زراعی که سابقه کشت دارند این است که نمونه هایی از خاک قبل از غرس نهالهای پسته به آزمایشگاه آورده شده تا بصورت دقیق از مقدار و دانسیته اسپور آن اطلاع حاصل شود. گاهی نتایج آزمایشگاهی جمعیت قارچها و حتی باکتریهای بیماریزا در خاک را بحرانی و بالا ارزیابی می کنند و به کشاورزان راه حل هایی ارایه می کنن تا بتوانند از مشکلات بعدی آنها بکاهند ولی در ایران باغات پسته را بصورت دیمی و بدون آزمایشات اولیه به زیر کشت برده شده اند و امروزه در برخی از باغات پسته ما بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی  را داریم. پس از موشکافی ها و سوال و جواب معلوم شده قبلا در محل این باغ پسته پنبه کشت می شده است و چون یکی از بیماری های بسیار شایع در پنبه ورتیسیلوم است. قارچ ورتیسیلوم باقیمانده در خاک با پنیه کشت شده امروزه به درخت پسته نیز سرایت کرده است. یکی از قارچ های بیماریزایی که من در باغات پسته بخصوص در درختان پیر مشاهده کردم قارچ فوزاریوم بوده است. هیچ تحقیق قابل قبولی روی بیماری فوزاریومی پسته در ایران انجام نشده است. بنظر می رسد یکی از دلایل خشکیدگی درختان پیر (40 سال به بالا) بخصوص در پایه هایی که نسبت به سرخشکیدگی مقاوم هستند قارچ فوزاریوم است. در مورد فوزاریوم نه اثبات بیماری زایی صورت گرفته نه تحقیق مستدلی وجود دارد و وقتی که با اساتید صحبت می شود می گویند پسته نسبت به فوزاریوم مقاوم است و اگر شما چنین قارچی جدا کردید حتما قارچ ساپروفیت بوده است. بهر روی تحقیقات وسیعتری روی قارچ فوزاریوم و بیماریزا بودن آن در درختان پسته مورد نیاز است. در مورد ورتیسیلوم هم همین مسخره بازی رو در می آوردند می گفتم قارچ ورتیسیلوم روی از روی درختان پسته جداسازی کردم می گفتند نه بابا ورتیسیلیوم روی پسته خسارتزا نیست حالا بعد از سالها فهمیده شده که قارچ ورتسیلیوم یکی از مشکلات رو به گسترش باغات پسته در ایران است. باغات پیر پسته همانطور که سود بالایی دارند به مراقبت های بیشتری هم نیاز دارند. مشکلات قارچی خاکها در باغات پسته بسیار زیادند. یک بیماری خاکزی مهلک مثلا گموز می تواند یک درخت باور دارای خوشه های زیاد را در عرض چند روز نابود کند و زحمات چندیدن ده ساله باغات پسته را بهدر دهد. کلنیک های گیاهپزشکی فقط در حد حرف و شعار تشکیل می شوند و هیچ حمایتی از آنها صورت نمی گیرد. در ایالات متحده بعنوان مثال در هر هکتار باغ در آن واحد ممکن است بیش از چندین شرکت به فعالیت مشغول باشند. کمپانی ها یا شرکت های خصوصی نقش بسیار مهمی در بالا بردن راندمان کار دارند اما در ایران اصلا خبری از کمپانی ها نیست. بیماریهای خاکزاد از جمله بیماری های مهمی هستند که تحقیقات وسیعتری می طلبند. تحقیقاتی که کاربردی باشند و کشاورز بتواند از آنها استفاده کند. تحقیقاتی که کاربردی نباشند بدرد جرز دیوار هم نمی خورند و فقط بودجه بیت المال و وقت محقق و عمر آن را تلف می کنند. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٦
تگ ها :

عدم کارآیی مناسب درختان نر پسته در باورسازی گلهای ماده-بررسی کلی-آخرین دستاوردها

عدم کارآیی مناسب درختان نر پسته در باورسازی گلهای ماده-بررسی کلی-آخرین دستاوردها

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

درختان پسته درختانی دوپایه یا dioecious هستند. درختان دوپایه  درختانی هستند که گلهای نر روی یک درخت یا پایه و گلهای ماده روی پایه یا درخت جداگانه قرار دارند. بعبارت ساده تر در پسته درختان نر و ماده جدا هستند. گرده افشانی یا Pollination در تولید موثر و افزایش محصول پسته بسیار مهم است. متعاقب پدیده Pollination پدیده تلقیح یا fertilization اتفاق افتاده تا جنین یا بذر حاصل شود. یکی از نکات بسیار مهم در تولید موثر و گرده افشانی موثر تعداد درختان نر نسبت به درختان ماده است. بصورت استاندارد باید به ازای هر 8 و در برخی منابع 11 درخت ماده 1 درخت نر وجود داشته باشد اما باید توجه داشت این نظریه زمانی بصورت کامل قابل قبول است که گرده افشانی موثری توسط درختان نر انجام شود. بعبارت بهتر در شرایطی که درختان نر چندین هفته زودتر از درختان ماده شروع به فعالیت می کنند و وقتی که بیشتر عملیات تولید گرده صورت گرفت و تقریبا گرده افشانی توسط درختان نر انجام شد درختان ماده شروع به تولید گلهای ماده می کنند افزایش دادن درختان نر کار بیهوده ای ارزیابی می شود. بهر روی با این شرایط دلیلی نیست که بخواهیم میزان یا تعداد درختان نر را افزایش بدهیم و به حد استاندارد برسانیم. کشاورزان و باغدارن کهنه کار پسته در استان کرمان از سالها پیش درختان نر را می بریدند و در هر هکتار فقط چند درخت نر می گذاشتند. این کار در شرایط فعلی کاری بسیار منطقی بنظر می رسد. درختان نری که عمل خود را بدرستی انجام نمی دهند و در واقع هم زمانی میان شکوفایی گلهای نر و گلهای ماده در باغ وجود ندارد پس دلیلی نیست بخواهیم درختان نر را بیخود در باغ افزایش بدهیم. درختانی که هیچ ثمری تولید نمی کنند. اگر بتوانیم مشکل گرده افشانی و عدم همزمانی گلهای نر و ماده در درختان پسته را حل کنیم بلاشک تولید ممکن است حداقل به دو برابر تولید فعلی در باغات پسته ایران برسد. یصورت قطعی یکی از دلایل مهم کاهش تولید پسته در ایران پرفکت نبودن عملیات Pollination   و fertilization در درختان پسته است. درختان ماده ما در شرایط باغات پسته استان کرمان مشکل خاصی ندارند مشکل ما مربوط می شود به درختان نر باغات پسته که گرده خوبی ندارند و گرده را زمانی آزاد می کنند که هنوز گل ماده ای باز نشده است. سوال اینجاست که خصوصیات یک درخت نر ایده آل در پسته چیست؟ یک درخت نر خوب باید این شرایط را داشته باشد. 1-از نظر رشد و شادابی و ظاهری قوی و سالم بنظر برسد. 2-دوره تولید گرده آن هر چه بیشتر مقارن با بازشدن گلهای ماده درختان ماده مجاور باشد. بعبارت بهتر هر چه همپوشانی یا overlap زمانی بیشتری بین درختان نر با درختان ماده وجود داشته باشند (از نظر تولید گل و گرده) تولید محصول بیشتر خواهد بود. بدترین و بی مصرف ترین درختان نر درختانی هستند که از نظر زمانی زودتر به گل می نشینند و موثر ترین درختان نر درختانی هستند که با تاخیر بیشتری از نظر زمانی ظاهر می شوند. متاسفانه بیشتر درختان نر ما در شرایط فعلی باغات پسته ایران بی مصرف هستند و دلیل زیادی برای افزایش درختان نر در باغ نیست مگر اینکه تمهیدی علمی و ریشه ای اندیشیده شود. 3-تعداد خوشه های نر درخت نر هر چه بیشتر باشد درخت در تولید گرده بیشتر موثرتر عمل خواهد کرد. 4-برخلاف تصور بسیاری از کشاورزان هر چه اندازه خوشه های نر بزرگتر باشد و دانه های گرده بزرگتر باشند شانس تلقیح آنها افزایش پیدا می کند. 5-هر چه تعداد دانه های گرده در یک خوشه نر بیشتر باشد مسلما شانس تلقیح با گلهای ماده بیشتر خواهد بود. 6- هر چه قدرت جوانه زنی یا ژرمینیشن یا germination در یک دانه گرده بیشتر باشد تولید بیشتر خواهد بود. صرف تولید یا افزایش تعداد گرده ها شرط مهمی است اما مهمتر از آن قدرت جوانه زنی دانه های گرده هنگام تلقیح گلهای نر درختان پسته است. 7-هر چه قدرت زنده ماندن viability یا گذران شرایط محیطی سخت مثلا سرما یا گرما یا فاکتورهای فیزیکی در یک دانه گرده بیشتر باشد دانه گرده با کیفیت تر خواهد بود. 8- درخت نر خوب درختی است که هر سال گرده تولید کند و ما خوشه های آن را ببیینیم. متاسفانه بسیاری از درختان نر در باغات پسته مانند درختان ماده دارای سال On و Off هستند. مشکل اصلی باغات پسته که تقریبا در درختان میوه دیگر نادر است و وجود ندارد این است که درختان نر خیلی زودتر از موعد مقرر تولید گرده را آغاز می کنند و متاسفانه بسیاری از گرده های تولید شده در هوا معلق می مانند بدون اینکه گل ماده آماده لقاح وجود داشته باشد تا بتوانند آن را تلقیح کنند. بهترین و بالاترین عملکرد در تلقیح زمانی حاصل می شود که بیشترین اورلپ گلهای ماده و نر از نظر زمانی وجود داشته باشد ما باید مشکل را حل کنیم بعبارت ساده تر اگر بتوانیم همزمانی کامل میان تولید گرده و تولید تخمک در گلهای ماده ایجاد کنیم مشکل حل می شود . برای حل این معضل دو روش اصلی وجود دارد. اول گرده افشانی مصنوعی یعنی گرده های سالم و رسیده از نظر فیزیولوژیکی را بتوانیم روی درختان ماده آماده تلقیح بپاشیم (با روش های مختلف مثلا گرده افشان های الکترواستاتیک). دومین و مناسبترین روش این است که بتوانیم در درختان نر شرایطی ایجاد کنیم که تولید گرده در آنها بتعویق بیفتد یا حتی می توانیم تا آنجا پیش رویم که تولید گرده توسط درختان نر از نظر بازه زمانی مورد نظر ما کاملا تحت کنترل و فرمان ما باشد. مواد شیمیایی مختلفی روی درختان نر بصورت پیلوت تست شده اند تا بتوانند تولید گرده را در درختان نر به تعویق بیاندازند. مسلما اسپری کرده این مواد شیمیایی خاص که قیمت چندانی هم ندارند در این قضیه بسیار کمک کننده هستند. مواد شیمیایی مختلفی با دوزها یا غلظت های متفاوتی روی درختان نر پسته تست شده اند و تا حد زیادی نتایج جالب و رضایت بخش بوده است. پیدا کردن غلظت مناسب ایندسته از مواد شیمیایی برای پاشش روی درختان نر در مناطق جغرافیایی مختلف مستلزم صرف بودجه تحقیقاتی مکفی و کارشناسان متبحر و باسواد است. بطور قطع در شرایط فعلی در کشور ایران چنین تحقیقات سودمندی بلاتکلیف هستند چون تحقیقات کشاورزی در ایران ول معطل است. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٢
تگ ها :

ارتباط بین تغذیه (کوددهی) درختان پسته با میزان تراکم جمعیت آفت شیره خشک (Agonosc

ارتباط بین تغذیه (کوددهی) درختان پسته با میزان تراکم جمعیت آفت شیره خشک (Agonoscena pistaciae)

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

شیره خشک آفتی بسیار خطرناک و خسارتزا در باغات پسته ایران ارزیابی می شود. مطالعات جامعی در مورد این آفت و جنبه های مختلف کنترلی و ارتباطات اکولوژیکی این آفت هنوز به صورت قابل قبولی مورد کنکاش قرار نگرفته است. تحقیقات قابل قبول و تا حدی رضایتبخش تحقیقاتی هستند که در مراکز دانشگاهی (دانشگاه های دولتی) ایران در مورد آفت شیره خشک درختان پسته انجام شده اند و گرنه مراکز تحقیقات کشاورزی وابسته به وزارت جهاد کشاورزی کار چندانی روی این آفت کلیدی انجام نمی دهند و این باعث تاسف است که چرا آفتی که سالیانه هزینه های میلیاردی را به باغدارن و کشاورزان وارد می کند اینچنین به فراموشی سپرده شده است. البته شیره خشک بازار بسیار داغی برای سم فروشان یا دلالان مرگ ایجاد کرده است. سم فروشان یا دلالان مرگ هر ساله هزاران لیتر سموم خطرناک را وارد چرخه زیست محیطی و اکوسیستم باغات پسته در دشت کرمان و زرند و رفسنجان و سیرجان می کنند و بلاشک فجایع زیست محیطی در آینده بسیار نزدیک گریبانگیر مردمان زحمتکش مناطق پسته کاری خواهد شد. جالب اینجاست که چندی پیش یکی از دلالان مرگ یا فروشندگان عمده سموم کشاورزی در استان کرمان که گردش مالی چند صد میلیونی دارد از بنده گلایه می کرد که چرا اینقدر راجع خطرات سموم می نویسی؟ اینقدر ننویس سموم خطرناک هستند چون خارجی ها حساس می شوند و پسته ما را نمی خرند! ! می گفت شما بهتر است روی افلاتوکسین متمرکز شوی و کاری به کار سموم نداشته باشی! !  سوال اینجاست که آیا آفلاتوکسین خطرناکتر است یا هزاران لیتر سمومی که هر سال وارد چرخه اکوسیستمی باغات پسته ایران می شوند؟! !  قضاوت را به خود خوانندگان واگذار می کنم. بگذریم از این گلایه. شیره خشک یکی از آفاتیست که طغیان آن ارتباط نزدیکی با تغذیه درختان و مدیریت کوددهی در فصل تابستان دارد. بصورت تجربی باغدارن سعی می کنند در اوج فشار شیره از کودهای ازته قوی بخصوص اوره و سولفات آمونیوم استفاده نکنند چون فشار شیره را چندین برابر خواهد کرد. باید تحقیقات مفصل تری در این مورد یعنی ارتباط میان جمعیت شیره خشک با مدیریت تغذیه درختان پسته انجام شود تا مطالب و فرضیات بصورت علمی مورد تایید یا تکذیب قرار بگیرند. منطقی ترین جواب در مورد افزایش جمعیت آفت در زمان اضافه کردن کودهای ازته این است که کودهای ازته مقدار رشد رویشی و بافت درختان پسته را افزایش می دهند و تردی و طراوت بافتها در نتیجه اضافه کردن کودهای ازته و در پی آن آبیاری موجب افزایش تغذیه آفت و طغیان آفت شیره خشک می شود. بطور قطع استفاده از کودهای پتاسه مانند سولوپتاس ها بصورت کاربرد در خاک و همچنین محلولپاشی در تابستان از طغیان شیره خشک و افزایش جمعیت آن جلوگیری خواهد کرد. بصورت علمی ثابت شده که عنصر پتاسیم (K) موجب افزایش مقاوم سلولها و نهایتا موجب کاهش آفات و بیماریهای گیاهی خواهد شد. اخیرا مقاله ای در ژورنال معتبر Journal of Plant Protection Research در سال 2012 میلادی بچاپ رسیده است. این مقاله از بخش حشره شناسی دانشگاه ولیعصر رفسنجان ارایه شده است که مقاله ای جالب و در خور تقدیر است. این مقاله به بررسی علمی میزان ترکم جمعیت آفت شیره خشک درختان پسته و ارتباط آن با افزودن عناصر مختلف به صورت محلولپاشی پرداخته شده است. خلاصه ای از این تحقیق جالب را تقدیم دوستداران صنعت پسته ایران می کنم. بر اساس این مقاله محلولپاشی عنصر کلسیم (Ca) موجب کاهش جمعیت یا تراکم آفت شیره خشک درختان پسته شده است. و همچنین افزودن یا  محلولپاشی روی (Zn) و نیتروژن (N) موجب افزایش تراکم جمعیتی پسیل پسته شده است. بهمین دلیل نویسندگان به این نتیجه رسیده اند که یکی از استراتژی های مدیریت تلفیقی آفت شیره خشک می تواند مدیریت تغذیه یا کوددهی (محلولپاشی) باشد. البته توصیه ای نمی توان قاطع کرد که حتما کشاورزان و باغداران در هنگام سم پاشی اگر مثلا کود کلسیمی به تانکر حاوی سموم اضافه کنند حتما نتایج 100 قابل قبول خواهند بود یا بعبارت بهتر در هنگام طغیان آفت در تابستان از کودهای حاوی عنصر روی و نیتروژن بصورت محلولپاشی استفاده نکنند. اما حداقل در شرایط آزمایشگاهی این نتایج به اثبات رسیده اند که کودهای حاوی روی و نیتروژن موجب افزایش جمعیت پسیل پسته و کودهای کلسیمی بصورت محلولپاشی موجب کاهش تراکم پسیل پسته شده اند. برای اینکه یک توصیه کلی و قاطع در این مورد بتوان به کشاورزان ارایه کرد باید راه درازی پیموده شود اما باز هم این تحقیق جرقه ای بسیار امید بخش و جالب در ارتباط مدیریت تغذیه باغات پسته و تراکم جمعیت پسیل پسته یا شیره خشک بر شمرده می شود. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٢
تگ ها :

سال آور (On) و سال نیاور (Off) در پسته- معرفی کلی

سال آور (On) و سال نیاور (Off) در پسته- معرفی کلی

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

سال آور (On) و سال نیاور (Off) یکی از مباحث کلیدی و مهم در امر تولید درختان پسته محسوب می شود. متاسفانه تحقیقات کمی در مورد این مبحث مهم در درختان پسته وجود دارد. خیلی از کشاورزان فقط به صورت کلی با این واژه ها آشنا هستند. باغداران عامی سال آور را سال پسته و سال نیاور را سالی که محصول کمی وجود دارد می شناسند. امروزه تحقیقات بسیار وسیعی در مورد این پدیده مهم در لابراتوراهای باغبانی کشورهای پیشرو از نظر کشاورزی انجام می شود. بصورت کلی و ساده سال آور یا On به سال پرمحصول گفته می شود سالی که ماکزیمم تولید پسته در واحد سطح وجود دارد. مقدار بازدهی یا عملکرد پسته را معمولا در سالهای آور یا On برآورد یا محاسبه می کنند. سال نیاور یا Off به سالی گفته می شود که محصول چندانی وجود ندارد یا تولید نمی شود. بسیاری از کشاورزان و باغداران با تجربه براین نکته اعتقاد دارند که اگر درخت پسته به صورت مناسب اداره شود مثلا عملیات کوددهی، آبیاری و سم پاشی و...پدیده سال پسته و سال غیر پسته وجود نخواهد داشت و درختان پسته هر سال تا حد قابل قبولی (متوسط) دارای محصول خواهند بود. البته بنظر می رسد این روش بهترین روش ادراه یا منجمیت باغ پسته باشد. یعنی درختان هر سال بار داشته باشند اما در حد قابل قبول. هم به درخت فشاری وارد نمی شود و هم کشاورزان هر سال محصول قابل قبولی خواهند داشت و دست کشاورز از نظر اقتصادی در سال Off کاملا خالی نیست. پدیده زاد آوری یا سال آور و نیاور در بسیاری از نقاط دنیا و روی بسیاری از محصولات کشاورزی درختی مانند سیب، هلو و....وجو دارد. همانطور که گفته شد اگر درخت پسته ای از نظر عملیات زراعی در حد بسیار مناسب باشد هر سال پسته تولید می کند. از نظر مکانسیم عمل پدیده سال آور و نیاور در پسته مطالعات زیادی وجود ندارد و هنوز به صورت دقیق مکانیزم کار مشخص نیست اما در سال نیاور درخت تمان نیرو و توان خود را در جهت تولید شاخه های جدید و گره های زایشی صرف می کند و دیگر توانی برای تولید گل آذین و نهایتا خوشه نخواهد داشت در سالهای آور تمام قدرت درخت در ایجاد محور گل آذین و خوشه و تولید زایشی صرف می شود. درختی که بسیار قوی باشد هم تولید شاخ و برگ جدید را خواهد داشت و هم می تواند تولید خوشه بکند. سال آور را به صورت خلاصه سال تولید رویشی (شاخ و برگ و جوانه های زایشی و..) و سال آور را سال تولید خوشه ها و سال تولید زایشی درختان پسته معرفی می کنند. برخلاف بسیاری از افراد و باغدارن درختانی که تولید شاخ و برگ فراوان و تولید ترکه های زیاد با طول زیاد بکند الزاما از نظر تولید محصول حتما صد در صد موفق عمل نخواهند کرد. تجربیات بخوبی مشحص کرده بهترین سالها از نظر تولید سالهایی هستند که اندازه یا طول ترکه کوتاه باشد اما تعداد جوانه های زایشی یا گره های پسته به تعداد زیاد تولید شوند.  ممکن است درختی با سالیانه حدود چندین سانتی متر طول ترکه اما محصول قابل قبولی تولید نکند. بحث تعادل میان رشد رویشی و زایشی در درختان پسته مبحثی بسیار جالب و در حال تحقیق است. بهترین درختان درختانی هستند که رشد رویشی و رشد زایشی آنها حالت متعادل داشته باشد. اگر درختی رشد رویشی بیش از حد داشته باشد حتما در تولید خوشه یا مرحله زایشی وا خواهد ماند و بالعکس اگر درختی فقط تمام نیروی خود را صرف تولید خوشه کند بمرور از چرخه تولید موثر خارج خواهد شد. تغییرات آب و هوایی، هورمون ها و بسیاری از فاکتورهای دیگر روی زادآوری در درختان پسته تاثیرگذار هستند. بحث استفاده از هورمونها برای ایجاد تعادل رویشی و زایشی در درختان پسته امری بسیار مهم است که متاسفانه در ایران کار خاصی روی آن انجام نمی شود. استفاده موثر از هورمونها موجب تعادل در رشد رویشی و زایشی در درختان پسته خواهد شد. بسیاری از مواد و ترکیبات شیمیایی ممکن است در سالهای آور و نیاور تغییرات ایجاد کنند. آنالیز عناصر و مواد موجود در شاخه های ایجاد شده در سالهای نیاور و سالهای آور نتایج بسیار جالبی را بهمراه داشته است و گاها مواد بسیار متفاوتی در سرشاخه ها در سالهای آور و نیاور وجود داشته است. اسید آبسیزیک و اسید جیبرلیک دو هورمونی هستند که نقش اصلی را در پدیده سال آور و نیاور دارند. مطالعات نشان داده پلی آمین ها (PA) و هورمون اکسین نیز نقش مهمی در پدیده سالهای آور و نیاور دارند. مطالعه روی مکانیسم سال آور و نیاور در درختان پسته و پدیده های تاثیرگذار در آنها از جمله مباحث بسیار جالب و در حال تحقیق در پسته در ایالات متحده آمریکاست. تولید علم مربوط به درختان پسته و تحقیقات مربوط به پسته در آمریکا آنقدر بالاست که فکر نمی کنم ایران تا 50 سال آینده در صورت فرآهم بودن تمام شرایط به گرد پای آنها برسد. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱۱
تگ ها :

سرنوشت کودهای سولفات آمونیوم و اوره در خاک باغات پسته

سرنوشت کودهای سولفات آمونیوم و اوره در خاک باغات پسته

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

تعداد بازدید کنندگان این وبلاگ از مرز 50 هزار نفر گذشت

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

به منظور تامین نیازهای غذایی درختان پسته سالانه مقادیر قابل توجهی از کودهای شیمیایی نیتروژنه به خاک باغات پسته افزوده می شود. کودهای شیمیایی در خاک تاثیرات و پی آمدهای متعددی در خاک دارند و هر کود به نوبه خود تبدیل به یکسری از مواد یا عناصر می شود که این عناصر اگر در اختیار ریشه باشند و شرایط از همه نظر بخصوص رطوبت فراهم باشد جذب درختان میشوند. سولفات آمونیوم (Ammonium sulfate) با فرمول شیمیایی (NH4)2SO4 این کود به صورت استاندارد باید این فرمول را داشته باشد (21-0-0 + 24% sulfur) یعنی 21 درصد نیتروژن، فاقد فسفر و پتاسیم و همچنین دارای 24 درصد گوگرد (S).  سولفاتهای آمونیوم با جذب رطوبت موجود در خاک تولید اسید سولفوریک یا (H2SO4) می کنند. اسید سولفوریک بعنوان یک نجات دهنده در باغات پسته استان کرمان محسوب می شود بنابراین نتیجه می گیریم بهترین کود ازته برای مصرف در باغات پسته سولفاتهای آمونیوم هستند. اسید سولفوریک اسیدیته حدود 1 دارد و بشدت موجب کاهش اسیدیته یا pH اطراف محیط رایزوسفر پسته می شود. کاربرد بیش از حد سولفات آمونیوم خطرناک است و علاوه بر صدمه به ریشه ممکن است موجودات میکروسکوپی احتمالی موجود در منافذ خاک را نیز نابود کند. یون هیدروژن یا H+ که در اثر دادن کود سولفات آمونیوم به خاک بوفور در خاک آزاد یا release می شوند و جمعیتشان از آنیونهای مضر (Na-، Cl- و ...) بیشتر شده و موجب کاهش قلیایت خاک می شوند. اکسیژن آزاد شده از اسید سولفوریک در خاک موجب افزایش مقدار یا دانسیته O در لابلای درزها و شکاف های مویینی خاک می شود که این تاثیر بسیار مثبتی در خاک بر جای خواهد گذاشت (مثلا رشد بهتر میکروارگانیسم های موجود در خاک). یکی دیگر از مزایای دادن کود سولفات آمونیوم به خاک در باغات پسته این است که اسید سولفوریک تولید شده با کلسیم موجود در خاک بسیاری از مناطق باغات پسته واکنش داده و تولید گچ خام می کند (البته با اضافه شدن آب باران یا آب آبیاری در مرحله پایانی) به این فرمول ها دقت کنید  

سولفات آمونیوم+آب آبیاری=اسید سولفوریک

اسید سولفوریک+کربنات کلسیم= سولفات کلسیم

سولفات کلسیم+آب بارندگی یا آب آبیاری=گچ خام

واکنشها جالب بنظر می رسند بعبارت ساده تر با اضافه کردن سولفات آمونیوم یا اسید سولفوریک به خاک نهایتا میزان گچ خام یا شوره موجود در خاک افزایش خواهد یافت. افزودن گچ خام به خاک باغات پسته یک ضرورت بسیار اساسی ارزیابی می شود گچ علاوه بر کاستن از قلیایت خاک موجب افزایش خاصیت ذخیره آب در خاک و نرمی خاکهای سفت می شود. بعد از اضافه شدن گچ خام یا شوره به خاک بهتر است خاک مرتب با گچ بهم بخورد. دپو مقادیر زیادی از گچ به صورت توده ای در اطراف ریشه بویژه در شرایط بی هوازی و هوای داغ تابستان موجب تولید گاز سمی سولفید هیدروژن در اطراف ریشه ها شده و موجب خسارت می شود. بهمین دلیل بهتر است گچ در فصل خواب درختان (زمستان) به باغات داده شود. بر خلاف بسیاری از  نقاط دنیا که بارانهای اسیدی موجب آلودگی زیست محیطی بدلیل اسید سولفوریک می شوند ما دعا می کنیم که هر چه بیشتر بارانهای اسیدی در مناطق پسته خیز شروع به باریدن کند. کود نیتروژنه دوم و پرمصرف ترین کود ازته در باغات پسته ایران اوره با فرمول NH2CONH2 است. فرمول استاندارد اوره  46-0-0 است. یعنی 46 درصد نیتروژن و فاقد فسفر و پتاسیم. اوره در خاک تبدیل به دو ماده گازی شکل می شود. اول گاز آمونیاک یا NH3 و دوم گاز دی اکسید کربن یا CO2. به همین دلیل است که اوره بسیار ناپایدار است و بلافاصله پس از مصرف تبخیر می شود. گاز آمونیاک گازی بسیار سمی برای موجودات زنده خاک است و بنابراین توصیه به استفاده از اوره به صورت پاشش سطی روی سطح خاک است نه دفن کردن مقادیر زیادی از اوره در اطراف ریشه ها. گاز آمونیاک متصاعد شده از اوره در خاک با آب آبیاری یا بارندگی ترکیب شده و تولید NH4OH می کند. هیدورکسید آمونیوم بشدت موجب قلیایی شدن خاک می شود. بعبارت بهتر کود اوره کود مناسبی برای خاکهای قلیایی باغات پسته ما نیست هر چند که از نظر اقتصادی مقرون بصرفه باشد. مشکل اصلی خاک در باغات پسته استان کرمان بالا بودن اسیدیته یا pH خاک است که ما با اضافه کردن اوره مشکل را بیشتر می کنیم. هیدورکسید آمونیوم می تواند اسیدیته یا pH را به حدود 11 افزایش دهد. به فرمول زیر توجه کنید

اوره+آب آبیاری=گاز دی اکسید کربن+گاز آمونیاک

آمونیاک+آب= هیدروکسید آمونیوم

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۸
تگ ها :

تاثیر کلسیم در کاهش اثرات منفی تنش شوری در نهال پسته

تاثیر کلسیم در کاهش اثرات منفی تنش شوری در نهال پسته

Effects of calcium on eliminating the negative effects of salinity in pistachio (Pistacia vera L.) seedlings

نوشته: فاطمه حجت و وحید مظفری

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

استفاده از کودهای کلسیمی و گچ خام در کاهش تنش شوری در باغات پسته یکی از مباحثی مهمی است که نوشته های زیادی در مورد آن در این وبلاگ وجود دارد و خوانندگان می توانند به آن مراجعه کنند. بحث تنش شوری و اثرات منفی آن روی کاهش عملکرد باغات پسته امری مشخص و مبرهن است. در بیش از 90 درصد باغات پسته کرمان تنش شوری وجود دارد. عنصر کلسیم در صورت کافی بودن در خاک تا حد زیادی تاثیرات سو عنصر سدیم را در محیط اطراف ریشه را کاهش می دهد. اخیرا مقاله ای در خور تقدیر از بخش خاکشناسی دانشگاه ولیغصر رفسنجان در یک ژورنال معتبر خارجی به چاب رسیده است که حکایت از تلاش فراوان و علمی بودن کار است. مقاله بسیاری از محققین پرمدعا در ژورنالهای کم اعتبار و گاها ناشناخته و بدون مایه علمی و دادن هزینه چند صد دلاری براحتی چاپ می شوند اما خوشبختانه در دانشگاههای دولتی ایران اساتید محترم دقت زیادی به میزان اعتبار یک ژورنال علمی می کنند. مقاله اخیر در ژورنال e Crop   of Journal Scienc Australian     در سال 2012 بچاپ رسیده است. خلاصه ای تحلیلی از این مقاله را با هم مرور می کنیم. عنصر سدیم در صورت زیاد بودن یا بیش از حد جذب شدن توسط ریشه های درختان پسته موجب کم شدن جذب عنصر کلسیم و کاهش مقدار کلسیم در بافتهای گیاهی می شود. ارتباط میان یونهای سدیم و کلسیم در گیاه یک ارتباط کاملا بالعکس از نظر مقدار یون موجود در ساختار بافتهای گیاهی ارزیابی می شود. عنصر سدیم عنصری مخرب برای سلولهای گیاهی محسوب می شود و افزایش غلظت آن موجب قطع آنزیم های مهم ساختار سلولی می شود. غلظت بالای عنصر سدیم در سلولها موجب بهم خوردن فشار یا تعادل اسمزی در سلولها ، اختلالات غشایی در سلول، کاهش رشد و جلوگیری از تقسیم سلول و رشد آن است. معمولا در زمین های شور (نمکی) مانند باغات پسته ایران حلالیت عناصر میکرو (آهن، روی، مولیبدن و ...) در خاک پایین است و کمبود این عناصر شیوع فراوانی دارد. عناصر کلسیم، سدیم و پتاسیم ارتباط بسیار نزدیکی با هم دارند. هر قدر مقدار کلسیم در رایزوسفر یا درون سلولهای گیاهی افزایش یابد میزان عنصر پتاسیم هم افزایش خواهد یافت. بعبارت بهتر کلسیم و پتاسیم با هم موجب جلوگیری از اثرات منفی عنصر سدیم در بافتهای گیاهی می شوند. پتاسیم و کلسیم دو عنصری هستند که موجب مقاومت نسبت به شرایط نامساعد محیطی و غیر محیطی توسط گیاهان می شوند. نتایج حاصله از این تحقیق مشخص کرد افزودن کلسیم به محیط موجب کاهش شوری می شود. نتایج اثبات کرد که افزدون Nacl به محیط موجب کاهش مقدار عنصر کلسیم در نهالهای جوان پسته می شود. انتقال شوری یا Nacl از ریشه ها به شاخه های جوان بشدت خطرناک است و موجب بروز علامت در برگها و کاهش راندمان خواهد شد. جلوگیری از انتقال نمک یا Nacl از ریشه ها به قسمت های هوایی امری بسیار مهم است. بعبارت بهتر ممکن است نمک در ریشه دپو شود و نتواند به قسمتهای بالایی ترانسپورت زیادی داشته باشد. افزودن عنصر کلسیم اگر موجب کاهش جذب یا عدم جذب نشود یقینا موجب کاهش انتقال نمک از ریشه ها به قسمتهای هوایی خواهد شد. یکی از مواردی که موجب کاهش جذب عناصر میکرو توسط گیاهان میشود وجود مقادیر بالایی از نمک است. افزدون کلسیم به خاک موجب افزایش مقدار عناصر میکرو در قسمتهای هوایی گیاهان شده است و این به این علت است که کاهش شوری موجب آزاد شدن و جذب بیشتر و بهتر عناصر میکرو توسط نهالهای پسته شده است. نتیجه بسیار مهم این تحقیق در این جملات خلاصه میشود. افزدون کلسیم یا کودهای کلسیمی (مثلا گچ خام یا کودهای کلسیم دار) موجب کاهش شوری در گیاهچه های پسته می شود و به تبع آن مقدار جذب و غلظت عناصر میکرو مانند روی، مس و آهن در قسمتهای هوایی بویژه ساقه های نورسته افزایش پیدا می کند.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٤
تگ ها :

سرخشکیدگی (die back ) درختان پسته، عامل اصلی نابودی درختان Ohadi در استان کرمان-

سرخشکیدگی (die back ) درختان پسته، عامل اصلی نابودی درختان Ohadi در استان کرمان-بخش دوم

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بیماری سرخشکیدگی همانطور که قبلا اشاره شد تقریبا تمام پوست بخش های هوایی و تنه ها را درگیر می کند. عوامل مختلف زیستی و غیر زیستی بعنوان عوامل دخیل در عارضه die back درختان پسته در منابع معرفی شده است. مسمومیت شوری یا مسمومیت سدیمی (Na) نقش بسیار تعیین کننده ای در بیماری دارد. این بیماری بیشتر در زمین ها یا باغاتی شیوع دارد که اگر با نگاه چشمی به خاک کف باغ نگاه کنیم بخوبی لکه های کوچک و گاها بزرگ سفید رنگ ناشی از وجود بالای مقدار سدیم در خاک را مشاهده خواهید کرد. بدون شک در باغاتی که درختان دچار سرخشکیدگی نکروزه هستند کمبود پتاسیم (K) در حد بسیار بالا و گسترده ای وجود دارد. نکته بسیار اساسی در رد فرضیه قارچی بودن بیماری این است که تا کنون اثبات بیماری زایی محکمی در مورد بسیاری از قارچهایی که از ناحیه نکروزه جداسازی شده اند وجود ندارد. مثلا  قارچای پسیلومایزس، فوزاریوم و ناتراسیا مانجیفرا و...از میان بیش از 10 گونه مختلف قارچی جداسازی شده از ناحیه نکروزه پوسته درختان پسته فقط 3 قارچ سیتوسپورا، ناتراسیا و پسیلومایسز بصورت نصفه و نیمه تست اثبات بیماری زایی یا متد کخ  جواب داده است. بیماری سرخشکیدگی die back در باغاتی که عملیات زراعی شامل سم پاشی، کوددهی، آبیاری و مبارزه با علفهای هرز و ...بصورت کامل انجام میشود در مقایسه با باغاتی که به دلایل مختلف رها شده اند یا رسیدگی چندانی به آنها نمی شود دارای وسعت و شدت بسیار کمتری است و این ثابت می کند منیجمنت مناسب باغی موجب کاهش بیماری می شود. آزمایشات نشان داده بالانس مناسب و کوددهی مناسب درختان با کودهای پتاسیمی و میکرو المنتها موجب کاهش 63 درصدی شدت بیماری نسبت به تیمارهای شاهد شده است. قارچکش پروپیکنازول در محیط آزمایشگاهی موجب کاهش رشد میسیلیومی قارچ پسیلومایز شده است اما هنوز تحقیق قابل قبولی در جهت کاهش بیماری با استفاده از قارچ کش پروپیکنازول در دسترس نیست. در ایالات متحده آمریکا و استرالیا نیز سرخشکیدگی یکی از بیماریهای مهم در درختان پسته محسوب می شود اما عوامل بیماری با عواملی که در باغات پسته ایران موجب die back درختان پسته می شوند بسیار تفاوت دارند. در آمریکا قارچ Botryosphaeria بعنوان عامل بیماری شناسایی شده است و استرالیا باکتری Xanthomonas بعنوان عامل die back در درختان پسته معرفی شده اند. اخیرا در شهرستان مه ولات استان خراسان رضوی قارچ Stemphylium نیز بعنوان عامل die back درختان پسته معرفی شده است اما همانطور که قبلا گفتم نظر من بر باکتری باسیلوس است. عوامل تضعیف کننده درختان از جمله آفات مختلف و نماتدها نیز بطور غیر مستقیم بر شدت بیماری die back می افزایند. استفاده از قارچ کش های مختلف اگر چه در محیط آزمایشگاهی موجب کاهش رشد رویشی یا میسیلیوم قارچ شده است اما در شرایط باغ هنوز هیچ قارچکشی قابل توصیه برای استفاده بر علیه die back نیست اگر چه مشاهدات شخصی نشان داده برخی از قارچکشها تا حدی بیماری را کنترل کرده اند اما نتایج بسیار گیچ کنند و گاها ضد و نقیض هستند. ساختار بافت خاک تاثیر مهمی بر شدت بیماری دارد معمولا در خاکهای سنگین و سفت شیوع بیماری سرخشکیدگی بیشتر است. بنابراین شخم عمیق خاک می تواند در کاهش بیماری موثر باشد. محلوپاشی با کودهای مخصوص و فرمولهایی که بنده تست کرده ام تا حد زیادی تاثیر مثبت روی بیماری داشته اند اما نمی توانم فرمولهایی که حاصل چندین سال مرارت شخص بنده هستند را مجانی در اختیار باغدارن پر مدعا و مفت خور بگذارم (البته همه باغدارن اینجوری نیستند). چندین سال متوالی بنده با بیماری کلنجار رفته ام تا نقطه ضعفی از این عارضه بیابم و اکنون نقطه ضعف بیماری (قابل اجرا در باغ) را بدست آورده ام اما متاسفانه نمی توانم بیشتر در این مورد صحبت کنم. اما محلولپاشی با فرمولهای ویژه قطعا میتواند بیماری را در طی چندین سال محو کند. بحث تحقیقات کاربردی در مورد این بیماری مبحثی بسیار مهم است که متاسفانه کار خاصی در مورد آن انجام نمی شود. امیدوارم در مکانی ایده آل بتوانم تحقیقات بیشتری روی این بیماری انجام بدهم شاید خارج از ایران. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

ادامه مطلب   
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED