تاثیر افزودنیها و سورفوکتانتها روی کارآیی علف کش های بعد از کاشت- قسمت اول شناخت

تاثیر افزودنیها و سورفوکتانتها روی کارآیی علف کش های بعد از کاشت- قسمت اول شناخت کوتیکول برگ و خواص آن

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

علف کش ها بخش مهمی از سموم شیمیایی هستند که برای کنترل علفهای هرز در باغات پسته استفاده می شود. مصرف علف کش ها بدلیل مزایای بالای آن سال به سال در حال افزایش است و شاید برای کنترل علفهای هرز در مقیاس های وسیع چاره ای بجز استفاده از علف کش ها نباشد. علف کش ها از نظر زمان مصرف به دو دسته علف کش های بعد از کاشت (post eemergence herbicid) و علف کش های پیش از کاشت یا پیش رویشی (epre emergence herbicid) تقسیم بندی می شوند. علف کش های قبل از کاشت به آندسته از علفکش هایی گفته می شود که قبل از کاشت محصول یا بیدار شدن درختان کمی قبل از بهار با خاک مخلوط می شوند تا از رویش و گسترش علفهای هرز در دوره رشد گیاه جلوگیری کنند! علف کش های پس رویشی یا پست امرجنس علف کش هایی هستند که بعد از کاشت گیاهان (گیاهان زراعی) و یا در دوره رشد درختان (در بهار و تابستان) مورد استفاده قرار می گیرند! معمولا علف کش های بعد از برداشت حالت تماسی یا contact دارند! در مورد علفکش های تماسی بعد از برداشت استفاده یکنواخت و پاشش همسان و پوشش سراسری علف کش روی علف هرز بحث بسیار مهمی است و باید حتما پاشش علف کش روی علفهای هرز یک پاشش یکنواخت باشد و همه جوانب و پوشش برگها را در بر بگیرد اگر بخواهیم کنترل مناسبی وجود داشته باشد! هر علف کش داری مکانیزم اثر یا mode of action خاص خود است. در واقع بعد از پاشیده شدن علف کش روی سطح شاخ و برگ علفهای هرز مرحله اول بخصوص در مورد علف کش های تماسی مرحله جذب یا absorption علف کش است. علف کش ها از طریق نفوذ در کوتیکول و بعد از طریق روزنه ها وارد بافت گیاهی علف هرز می شوند تا به نقطه اثر برسند! درواقع اولین سد برای ورود علف کش ها به برگها لایه کوتیکول برگی است. cuticle لایه ای است مومی که نقش ها مهمی در گیاهان دارد و مهترین وظیفه آن جلوگیری از تبخیر آب بیش از حد از طریق روزنه ها است. اگر در مورد گیاهای لایه کوتیکول خوب عمل نکند بخصوص در تابستان و اوج فشار گرما گیاه شروع به از دست دادن آب می کند تا حدی که اگر آبی در اطراف ریشه نباشد گیاه (علف هرز) نابود خواهد شد! اگر به سطح برگ دقت کنیم در واقع کوتیکول هم در سطح بالایی و هم در سطح پایینی برگ وجود دارد! بافت پارانشیم برگی یا مزوفیل یکی از پیچیده ترین بافتهای گیاهی است و شاید بافت مزوفیل برگ را بتوان مهمترین کارخانه های تولید کننده در گیاهان و در کل طبیعت نامید. بواقع در میان بافت مزوفیل برگی کلروپلاستها وجود دارند و این کلروپلاستها هستند که با کمک نور خورشید موجب ساختن منابع انرژی در طبیعت می شوند! در واقع برگها را شاید مهمترین ارگانلها و کارخانجات غذاسازی در طبیعت باشند! بعبارت ساده تر حتما برای حفاظت از این کارخانه مهم باید یکسری از اقدامات دفاعی نیز تعبیه شده باشد و وجود کوتیکول روی سطوح بالایی و تحتانی برگها بعنوان حفاظت کننده برگها نقش مهمی را بر عهده دارند. بهر روی زمانی که ما علف کش های تماسی پس رویشی را روی علفهای هرز اسپری می کنیم اولین سد دفاعی گیاهای علف های هرز لایه مومی یا کوتیکول است. باید به راههایی دست پیدا کنیم که بتواند بر لایه کوتیکول برگ در علفهای هرز غلبه کنیم تا جذب علف کش ها به ماکزیمم حد خود برسد! خود لایه کوتیکول برگی در علفهای هرز از سه لایه تشکیل شده است 1-wax  2- cutin 3- pectin. لایه اول یا واکس تشکیل شده از یکسری از زنجیره های کربنی اسیدهای چرب! زمانی که دقت کنیم بخصوص در مورد برخی از علفهای هرز زمانی که با دست روی برگها علفهای هرز را لمس می کنیم یک حالت چرب مانند وجود دارد که در واقع این همان لایه اول یا wax است. لایه واکس با توجه به ماهیت چربی بودن آبگریز است و یا اصطلاحا غیر قطبی یا non polar است. در واقع لایه واکس چربی دوست یا lipophilic است. در واقع مهمترین مانع جذب علف کش ها در علفهای هرز همین لایه کوتیکول است که همانطور که اشاره شد دارای 3 لایه 1-wax  2- cutin 3- pectin است. لایه بعدی کوتیکول که زیر لایه واکس قرار گرفته لایه کوتین است. cutin نیز مانند لایه wax خاصیت آبگریزی یا lipophilic دارد. بدلیل وجود گروههای کربوکسیل و هیدورکسیل لایه کوتین دارای قابلیت آبگریزی کمتری نسبت به لایه واکس است. بواقع در زمانی که استرس آب برای گیاهان یا علف هرز پیش میاید یا هنگامی که از علف کش استفاده می کنیم لایه کوتین شروع به جذب آب می کند تا محیط از آب اشباع شود و مانع از هدرفت آب توسط برگها شود! بواقع لایه کوتین حالت اسفنجی دارد و می تواند آب را در خود ذخیره کند! روی هم رفته لایه کوتیکول حالت آبگریزی یا چربی دوستی یا لیپوفیلیک دارد! وجود لایه واکس در بیرونی ترین سطح از کوتیکول موجب جلوگیری از هدرفت آب می شود و یک سد قوی ایجاد می کند در برابر هر گونه عدم تعادل آبی در بافت مزوفیل. همانگونه که لایه کوتیکول مقاومت زیادی در جهت جلوگیری از هدرفت آب از مزوفیل در دوره های بسیار خشک و استرس آبی در تابستان دارد بهمان صورت هم مقاومت زیادی در مورد نفوذ علف کش هایی می کند که بهمراه حامل آنها (آب) تصمیم ورود به بافت مزوفیل برگها را دارند! بواقع تبخیر و تعرق آب در گیاهان از طریق روزنه هایی صورت می گیرد که روی سطوح برگها وجود دارند. تغییرات کوتیکول اثرات فوق العاده زیادی روی باز شدن و بسته شدن روزنه ها دارد. اگر چه روزنه ها در گیاهان در لایه اپیدرم برگها وجود دارند اما لایه کوتیکول نیز اثرات فوق العاده ای در فعالیت روزنه ها دارد. یک نکته بسیار جالب و کاربردی در مورد این مطالبی که به جزییات آن پرداختیم این است که ما زمانی که بتوانیم بر لایه کوتیکول غلبه کنیم مقدار جذب علف کش ها بشدت افزایش خواهد یافت و تاثیر علف کش ها روی علفهای هرز بمراتب بیشتر خواهد شد. بهر روی با توجه به خاصیت آب گریز بودن کوتیکول باید دنبال موادی باشیم که آبگریز باشند و با کوتیکول سازگاری داشته باشند و زمانی که اینچنین موادی را بهمراه علف کش روی علف های اسپری می شوند کوتیکول مقاومت چندانی در مورد عدم جذب از خود نشان نخواهد داد و ما به کنترل موثرتر علفهای هرز نزدیکتر می شویم! در واقع زمانی که ما به فیزیولوژِی وساختار برگها در علفهای هرز دقت می کنیم مشاهده می کنیم که بواقع در بیرون از دیواره سلولهای گیاهی حالت آّبگریزی وجود دارد و در داخل محیط داخل سلولی و غشا سلولی خاصیت آبدوستی و ما باید از این خاصیت برای کنترل بهینه علفهای هرز بهره برداری بکنیم. در گفتار بعدی به قسمتهای کاربردی تر و جالب تری برای کنترل موثر تر علفهای هرز خواهیم رسید! از نظر من فیزیولوژی گیاهی جالب ترین بخش از علوم گیاهی است و شخص من علاقه شدیدی به فیزیولوژی گیاهای دارم و مانند کتاب داستان سعی می کنم هر وقت که فرصت کنم به مطالعه فیزیولوژی گیاهان بپردازم! متاسفانه مطالعات فیزیولوژی در مورد درختان پسته بسیار کم است و شاید با اینهمه جستجویی که من در مورد فیزیولوژی گیاهی در درختان پسته انجام دادم هنوز حتی یک مقاله مطلوب در این مورد پیدا نکردم. زمانی ما می توانیم به کنترل موثر در مورد علفهای هرز، آفات و بیماریها و کمبودها دست پیدا کنیم که فیزیولوژی درختان پسته را دقیقا بدانیم و بشناسیم که متاسفانه در حال حاضر این اطلاعات بسیار کم است. خوشبختانه در مورد فیزیولوِژی علفهای هرز و کلا فیزیولوژی گیاهی مقالات و کتب متعددی وجود دارد که خوانندگانی که علاقه دارند می توانند به آنها رجوع کنند!! اما در مورد درختان پسته خیر!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢۸
تگ ها :

اولین سمینار جامع آموزشی پسته در شیراز و ناگفته های من

اولین سمینار جامع آموزشی پسته در شیراز و ناگفته های من

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

چندی پیش با همت انجمن پسته ایران و با مساعدت عده ای دلسوز و همچنین ساپورت مالی یکی از شرکت های تولید کننده کود نانو در ایران اولین سمینار جامع آموزشی پسته در شیراز از 11 تا 15 آذرماه سال 92 در هتل همای شیراز برگزار شد. زحماتی که دبیر کل انجمن پسته ایران (مهندس فیضی) می کشند جای تقدیر و تشکر بسیار دارد. در واقع پیشرفت و توسعه انجمن پسته ایران مرهون تلاشهای عده ای واقعا دلسوز است. برگزاری اینچنین سمینارهایی برای کشاورزان و باغداران بسیار آموزنده است و باید در استانهایی که در شروع توسعه باغات پسته هستند برگزار شود تا اشتباهات مهلکی که کشاورزان پرسابقه در مناطقی مانند استان کرمان انجام داده اند در سایر استانها تکرار نشود. هزینه های باغدارای و احداث باغ و مدیریت آن کمرشکن است و اگر قرار باشد هزینه انجام شود و بازدهی مناسبی را در بر نداشته باشد موجب ضرر و زیان سرمایه گذاران و باغداران است. تجربه و کار عملی که محققین پسته در طول سالهای متمادی به آنها رسیده اند برای کشاورزان بسیار ارزشمند است و باید از این اطلاعات و تجربیات بخوبی بهره برداری کرد. برگزاری اینچنین سمینارهایی بسیار مفید ارزیابی می شود و موجب بهره برداری از اینچنین سمینارهایی توسط باغداران می شود. همانطور که از اسم سمینار پیدا بود در این سمینار در مورد بخش های مختلف باغبانی پسته و مشکلات مربوطه بحث و تبادل نظر شد. از بخش آفات و بیماریها و علفهای هرز بگیر تا مدیریت شوری و اصلاح خاک و آبیاری و ...بهر روی من سعی ندارم به ریز جزییات بپردازم و برخی از موارد را در گفتار قبلی که در این وبلاگ وجود دارد یادآوری کردم. هر محقق و یا هر فردی که بخواهد برای یک سخنرانی و یا سمینار صحبت کند باید وقت کافی در اختیار داشته باشد. برای درست کردن پاورپوینت مناسب و بررسی اسلایدها باید یک بازه زمانی مناسب در نظر گرفته شود تا سخنران بتواند روی اسلایدها بررسی کند تا بتواند یک سخنرانی قابل قبول داشته باشد. در ارایه یک سخنرانی قابل قبول در بخش تحقیقات پسته باید به موراد مختلفی دقت شود که از آنجمله بروز بودن مطالب و ارایه مطالب جدیدی است که برای مستمعین جالب، کاربردی مفید باشد. یکی از کارهای بسیار خوب و مفید در مورد فعالیت انجمن پسته ایران پرسیدن نظرات و جمع بندی و نتیجه گیری از فعالیتی است که توسط انجمن انجام شده است تا این نتایج به سمع و نظر علاقه مندان برسد. در مورد بسیاری از فعالیت های انجمن پسته ایران نظرسنجی از شرکت کنندگان وجود دارد. از برگزاری بازدیدهای علمی بگیر تا نظرخواهی از مقالات و ارجاعات به مقالات موجود در وبسایت انجمن پسته ایران و بسیاری از فعالیت های دیگر انجمن پسته ایران. بررسی و موشکافی و جمع بندی نتایجی که از نظرات شرکت کنندگان حاصل می شود بیشتر و شاید کلا بر دوش آقای مهندس فیضی دبیر کل انجمن پسته ایران باشد. بواقع آقای مهندس فیضی زحمات زیادی برای انجمن پسته ایران می کشند و انجمن پسته ایران را می توان موفق ترین ان جی او یا سازمان غیر انتفاعی در ایران نامید و نقش دبیر کل و هیات مدیره در موفقیت این سازمان غیر انتفاعی بر هیچ کس پوشیده نیست. در واقع انجمن پسته از یک سازمان ناشناخته و گمنام در چند سال قبل به یکی از قوی ترین و موفق ترین سازمانهای غیرانتفاعی در ایران تبدیل شده است. بواقع با تلاشهای دبیر کل محترم و سایر اعضای دلسوز و زحمتکش، انجمن پسته ایران به یک نهاد قوی و حامی اصلی صنعت پسته در ایران تبدیل شده است. بهر روی بررسی نظرات حاصل از نظرسنجی های مختلف توسط دبیرکل محترم کاری است ظریف و دقیق که جای تقدیر و تشکر بسیار دارد. در واقع بنده شخصا از تلاشهای شخص ایشان در پیشرفت صنعت پسته ایران تشکر ویژه دارم. در سمینار آموزشی پسته در شیراز کل سخنرانیها در 16 بخش و در طی چندین روز به شرکت کنندگان و بصورت پاورپوینت ارایه شد. بخش هشتم این سمینار "مدیریت علفهای هرز در باغات پسته بود" که توسط بنده ارایه شد که از نظر من چندان قابل قبول بود و حتی بنده قبل از شروع سخنرانی در جملات اول کلامم گفتم که این سخنرانی آن چیزی نیست که مطلوب من باشد. دلیل اصلی عدم رضایت شخص بنده نبودن وقت کافی برای آماده سازی سخنرانی و پاورپوینت بود. قرار بر این بود که بخش هشتم "مدیریت علفهای هرز در باغات پسته" توسط آقای دکتر اسکندر زند ارایه شود. دکتر زند در واقع استاد بزرگ علفهای هرز در ایران هستند و شاید در ایران و در مورد اساتید علفهای هرز ایشان یکی از بهترین ها در ایران باشند. بواقع بدلیل سمتی که آقای دکتر اسکندر زند از طرف وزیر محترم جهاد کشاورزی آقای مهندس حجتی به ایشان محول شد ایشان نتوانست در این سمینار شرکت کنند و در واقع آقای مهندس فیضی از بنده خواستند که این سخنرانی را بجای ایشان ارایه کنم. دکتر اسکندر زند اخیرا از طرف وزیر محترم جهاد کشاورزی آقای مهندس حجتی به سمت رییس سازمان تات (تحقیقات آموزش توسعه کشاورزی) منصوب شده اند. انتصاب ایشان بعنوان رییس سازمان تحقیقات نوید بخش روزهای روشن برای تحقیقات کشاورزی ایران است و بهر روی آرزوی موفقیت برای این استاد دلسوز و فرهیخته را دارم و انتصاب ایشان موجب خوشنودی بسیاری از محققین و زحمتکشان بخش کشاورزی ایران بوده است. بهر روی با توصیه و لطفی که آقای مهندس فیضی به بنده داشتند این وظیفه به من محول شد که مدیریت مبارزه با علفهای هرز در باغات پسته را ارایه دهم. لازم به ذکر است که جمعا بنده برای درست کردن پاورپوینت و اصلاح پاورپوینت قبلی حدودا 48 ساعت وقت داشتم. بهر روی با توجه به محدودیت وقت بنده نتوانستم آنچنان که باید این سخنرانی را بصورت عالی ارایه دهم. اگر حداقل یک بازه زمانی یک هفته ای به من داده می شد حتما بخش هشتم یعنی "مدیریت علفهای هرز در باغات پسته بسیار بهتر ارایه می شد. حتی در دو مورد کاربردی مبارزه با علفهای هرز بنده در شب قبل از موعد سخنرانی برخی از مطالب را از آقای دکتر حکم آبادی دریافت کردم. بهر روی امید است همین سخنرانی معمولی هم توانسته باشد کمکی به باغداران و کشاورزان کرده باشد. لازم به ذکر است که بیشترین مقالات مربوط به علفهای هرز در باغات پسته ایران که در نوشته جات انجمن پسته ایران مربوط به بنده هستند شاید بیش از 5 مقاله! و حتی داوری بسیاری از مقالاتی مربوط به علفهای هرز به بنده محول می شود. بهر روی جمع بندی سمینار اموزشی پسته در شیراز در ماهنامه اخیر انجمن پسته ایران بطبع رسیده است و کاری است بسیار دقیق و ستودنی!! بهر روی ارایه دادن اطلاعات و بازگو کردن مطالب بصورت اورژانسی و فورری به خوانندگان آنچنان نتیجه دلچسبی بهمراه نخواهد داشت. هر چند که بخش هشتم "مدیریت علفهای هرز در باغات پسته "از نظر ارزشیابی شرکت کنندگان دارای 51 رای خوب و عالی بود اما 32 رای متوسط و 14 رای ضعیف و 3 رای خیلی ضعیف داشت که حداقل باید این بود که رای خیلی ضعیف نمی بایست وجود می داشت ولی بهر روی رای های ضعیف و خیلی ضعیف نیز بسیار ارزشمند هستند و باید به آنها توجه داشت! باز هم از زحماتی که دبیر کل محترم انجمن پسته (مهندس فیضی)، آقای دکتر حکم آبادی، آقای مهندس نظری و سایر دوستان و عزیزان در انجمن پسته ایران می کشند سپاس دارم. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٤
تگ ها :

ادعاهای بزرگ غیر قابل باور

ادعاهای بزرگ غیر قابل باور

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

اهمیت تحقیقات پسته بر هیچ کس پوشیده نیست! بدون تحقیقات استاندارد چیدن محصول قابل قبول با توجه به مشکلات زیادی که در باغات پسته وجود دارد کاری است دشوار! ارتباط تحقیقات با صنعت و بازار مصرف باید یک ارتباط تنگاتنگ باشد. بدون ارتباط قوی میان صنعت و تحقیقات کاری از پیش نخواهد رفت. خوشبختانه بسیاری از محققین پسته به این نتیجه مهم دست یافته اند که برای رسیدن به نتیجه مطلوب باید دستی در بازار داشت و جنس خوب را به کشاورزان وباغداران معرفی کرد! صرف اینکه محقق فقط به کار تحقیقات بپردازد و کاری به مارکت نداشته باشد اشتباه است. اینکه محققین پسته وارد بازار فروش سموم و کودها و سایر نهاده های کشاورزی شده اند از دیدگاه من بسیار مطلوب است! تا کی باید بازار نهاده های کشاورزی در دست افراد بیسواد و دلال باشد! بهر روی وارد شدن محققین محترم پسته به بازار فروش و توزیع نهاده های کشاورزی از دیدگاه من خوشحال کننده است. بوده اند و هستند بسیاری از افراد سودجود و دلال که کمترین سواد آکادمیکی کشاورزی نداشته اند اما با دلال بازی به ثروتهای هنگفتی از طریق فروش محصولات و نهاده های کشاورزی از جمله کود و سموم کشاورزی دست یازیده اند! باید کم کم بازار توزیع نهاده های کشاورزی در دست محققین و کارشناسان قرار بگیرد. علاوه بر نکات مثبتی که وارد شدن محققین پسته به بازار نهاده های کشاورزی دارد از دیدگاه من نکات منفی بسیاری نیز در این ارتباط وجود  دارد که سعی می شود در این جستار به آنها پرداخته شود. اولین مشکل تحقیقات پسته در ایران نبود روحیه کار تیمی و گروهی است. متاسفانه بسیاری از محقیقین پسته در ایران تحقیقات همدیگر را زیر سوال می برد و گاها به خون هم تشنه هستند و شروع به تخریب هم می کنند که در واقع با این کار آبروی کل محققین پسته را می برند. تخریب و قبول نداشتن نظرات و بیانات و زحمات سایر محققین پسته کاری است بسیار ناشایست!! بهر روی باید از نظرات هم حمایت کرد و در ضمن حمایت انتقادات را گوشزد کرد. صرف گوشزد کردن مطالب از دیدگاه انتقادی از دیدگاه شخص بنده یا افراد دیگر محقق دلیل بر عدم شایستگی محققین محترم نیست بلکه باید انتقادات سازنده را گوش کرد و از آنها درس گرفت! مطمنا تخریب دیگران از ما پل پیشرفت نخواهد ساخت! چه بخواهیم و چه نخواهیم باید به کار دیگران و تحقیقات دیگران احترام گذاشت و خوشحال بود کسانی هستند که در مورد پسته ایران که مهمترین محصول صادراتی کشاورزی ایران است تلاش می کنند. خوشبختانه با ورود علم ارتباطات و اینترنت اکثر کشاورزان آگاه شده اند و خوب و بد را بخوبی تشخیص می دهند. متاسفانه برخی از محققین محترم کشاورزان را ساده می انگارند و فکر می کنند که هر حرفی که محققین بزنند این حرف از نظر کشاورزان قابل قبول است که در واقع چنین چیزی نیست! همیشه من گفته ام که در واقع بیشترین درسها را شخص بنده از خود کشاورزان و محیط باغ آموخته ام هر چند که تحصیلات نیز در موفقیت بسیار مهم بوده اند و هستند. بنابراین نمی توان کشاورزان و باغداران را ساده انگاشت! یک عیب بزرگ برخی از محققین پسته در ایران است که فقط جنس و کالای تولیدی شرکت خود را به عنوان محصول برتر به کشاورزان معرفی می کنند که ابدا چنین چیزی صحیح نیست و در درازمدت موجب سلب اطمینان کشاورزان می شود! کالاها و نهاده های با کیفیت در بازار ایران فراوانند و نمی توان به کشاورزان اجبار کرد که فلان جنس را که محصول تولیدی من را بخرند و استفاده کنند!! متاسفانه در سمینارها و همایش های مختلف مربوط به امور پسته و باغبانی این محصول مهم از طرف محققین ادعاهای عجیبی مطرح می شود که از دیدگاه من هیچ گونه محلی از اعراب ندارند!! نمی شود با درست کردن چند گراف و پاورپوینت ادعاهای عجیب و غریب را مطرح کرد. ادعاهایی که بعقل جور در نمی اید. برای بدست آوردن عملکرد مناسب در درختان پسته باید دهها فاکتور مختلف در کنار هم قرار بگیرند تا به موفقیت منتج شود. هیچگاه صرف استفاده از یک کود یا یک ماده خاص نمی تواند عملکرد درختان پسته را دو برابر یا چندین برابر کند! در یکی از جلسات بنده شنیدم که یکی از محققین محترم پسته این ادعا را مطرح می کرد که استفاده از کود ایکس توانسته عملکرد درختان پسته را دو برابر کند! آیا چنین چیزی می تواند صحت داشته باشد! برای اینکه بازدهی در درختان پسته بتواند در مقایسه با تیمار شاهد دوبرابر شود باید حتما فاکتورهای مختلفی در کنار هم قرار بگیرند تا بتوان به اینچنین عملکردی رسید. بسیار بعید است که فلان ماده یا فلان کود در طول استفاده یک نوبت و آنهم در زمان خاص بتواند عملکرد را دو برابر کند. اگر چنین ماده ای وجود داشته باشد باید هر لیتر آن میلیونها تومان ارزش داشته باشد و حتی آمریکاییها بیایند و آن را از ما بخرند و در باغات خود استفاده کنند! متاسفانه بازار شایعات داغ است و باید بسیار دقت کرد. در مورد بسیاری از کودها این چنین ادعاهایی می شود که ابدا چنین چیزی صحیح نیست! ضعف اطلاعات و دانش کشاورزان نکته بسیار مهمی است و نباید آن را ساده انگاشت. دو سه سال قبل ادعا می شد که کودی در باغات پسته فلان منطقه استفاده شده که بسیار روی عملکرد تاثیرگذار بوده است. وقتی که بنده از نحوه استفاده و مقدار آن پرسیدم واقعا مضحک و خنده دار بود! شرکت سازنده این کود ادعا می کرد که به ازای هر درخت پسته 20 ساله یک قاشق سوپخوری از این کود را باید بصورت چالکود و آنهم در اطراف کنده و بیخ کنده درخت ریخت تا عملکرد چند برابر شود و جالب اینجاست که عده ای از کشاورزان ناآگاه بیان می کردند که جواب داده. آیا دادن یک قاشق سوپخوری در اطراف درختان تنومند پسته که شاید در اطراف هر درخت پسته 4 تن خاک باشد می تواند پاسخگو باشد و بعقل جور در میاید! باید این مطلب را یادآور شد تا زمانی که خود کشاورزان کود یا سمی را تست نکرده اند نباید توجهی به شایعات بکنند!! برای خریدن نهاده های کشاورزی با کیفیت باید دقت کرد و نباید بر اساس شایعات و چشم و هم چشمی تصمیم گیری کرد. باغات پسته محیطی بسیار متغییر هستند و بر اساس شرایط روز باید تصمیم گیری کرد. زحماتی که محققین محترم پسته می کشند و آگاهسازی هایی که می کنند بسیار ارزشمند است  باید به کارهایی که از روی دلسوزی انجام می شود احترام گذاشت و تشکر کرد. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٤
تگ ها :

آزمایشات خاک، برگ و آب در درختان پسته

آزمایشات خاک، برگ و آب در درختان پسته

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

آزمایشاتی که بمنظور تشخیص کمبودهای غذایی در درختان پسته استفاده می شود شامل آزمایشات برگ و خاک هستند. آزمایش خاک در حقیقت نشان می دهد که خصوصیات خاک باغ پسته چیست و چه عناصری و با چه درصدی در عمق های مختلف خاک موجودند؟ همیشه تاکید بر این است که برای دقیق شدن تصمیم گیری در مورد متدهای کوددهی بهتر است آزمایشات آب، برگ و خاک در کنار هم قرار گیرند تا تصمیم مناسب تری در مورد نحوه و نوع تغذیه در درختان پسته گرفته شود!! پارامترهای مختلف خاکشناسی در آزمایشات تجزیه خاک در نظر گرفته می شود ولی اصل کار بر اساس مقدار عناصر موجود در خاک است. متاسفانه در بسیاری از موارد مشاهده می شود نوع نمونه برداری از خاک اشتباه است. آزمایشات آب، خاک و برگ دارای پروتوکل های خاص خود است و بر اساس پروتوکل باید دقیقا عمل شود. در مورد آزمایشات آب و خاک احتمالا مقالاتی در این وبلاگ در آینده قرار داده خواهد شد! مهمترین نکته جواب آزمایشات آب و برگ و خاک نیست بلکه تفسیر نتایج بسیار مهم است. گاها مشاهده می شود در تفسیر نتایج حاصل از آزمایشات آب و خاک و برگ توصیه هایی از طرف مسول مربوطه ارایه می شود که گاها خنده آور و بدور از واقعیت است!! حتما باید تفسیر نتایج مربوط به آزمایشات خاک، برگ و آب را باید یک کارشناس خبره تفسیر کند! در مورد یکی از دوستان در شهرستان سیرجان بعد از نمونه برداری از خاک درختان پسته توصیه آزمایشگاه این بوده که در هر هکتار 40 الی 50 تن کود دامی اضافه شود! آیا اضافه کردن 40 الی 50 تن کود دامی در هکتار در درختان پسته آنهم به صورت چالکود و دور آبیاری 70 روزه درختان را نابود نخواهد کرد!! تاسف دیگر اینجاست که نتایج بسیاری از آزمایشات خاک، برگ و آب کاملا بدور از واقعیت است. وجود دارند در کشور عزیزمان ایران آزمایشگاههایی که نتایجشان حتی با لابراتورهای خارجی و اروپایی در سطح یکسانی است! اما متاسفانه ایندسته از آزمایشگاهها در ایران انگشت شمارند. در مورد بیش از 90 درصد آزمایشگاههای تجزیه آب و خاک و برگ در ایران نتایج بهیچ وجه قابل استناد نیست!! حدود 3 سال قبل از باغ یکی از آشنایان بر اساس پروتوکل 2 کیلو خاک، یک کیلو به یکی از آزمایشگاههای ایرانی و یک کیلو هم از همان خاک به هزار مصیبت به یکی از آزمایشگاهها در کشور کانادا فرستاده شد و زمانی که نتایج کنار هم قرار گرفته شد تاسف بار بود! و این حاکی از آن است که متاسفانه به نتایج بسیاری از آزمایشگاههای ایران نمی توان استناد کرد که خود دلایل مختلف دارد که شاید مهمترین دلیل عدم وجود دستگاههای جدید و بروز بدلیل تحریم ها و مشکلات دیگر باشد!! علاو بر خود نتایج آزمایش ها همانطور که گفته شد تفسیر نتایج هم مساله بسیار مهمی است. متاسفانه بخصوص در مورد آزمایشگاههای معتبر خاکشناسی که معمولا در پایتخت ایران وجود دارند افرادی که مسول تفسیر نتایج هستند گاها هیچ وقت درختان پسته را از نزدیک ندیده اند و نمی دانند شرایط درختان پسته چیست؟ دور آبیاری در هر منطقه چیست؟  سن درختان چیست و بسیاری از پارامترهای دیگر! تفسیر نتایج حاصل از آزمایشات خاک و برگ آب کار هر کسی نیست و باید فردی این کار را انجام بدهد که متخصص پسته باشد نه فوق دکتری خاکشناسی که هنوز درختان پسته را ندیده و حتی به خود این زحمت را نداده که سر یک زمین یا باغ پسته ای حاضر شود! در مورد بسیاری از مناطق پسته خیز اگر به سابقه آزمایشات خاک و برگ رجوع شود تقریبا کمبودها مشخص است و نیازی به آزمایشات مجدد نیست. مثلا در استان کرمان معمولا کمبودی از نظر عنصر فسفر (P) در بسیاری از باغات پسته وجود ندارد و این در حالی است که از نظر نیتروژن (N)، پتاسیم (K) و عناصر میکرو بخصوص آهن (Fe)، روی (Zn) و منگنز(Mn) کمبودها بسیار شدید است!! نظر من بر این است که اگر یک کارشناس خبره در منطقه وجود داشته باشد و تجربه کافی داشته باشد با توصیه هایی که می کند دیگر نیازی مبرمی به آزمایشات برگ خاک و آب نیست. اما بهر روی دادن این آزمایشات یک تصویر کلی از خاک و آب و درختان بدست می دهد که مسلما مفید است. در بسیاری از موراد کشاورزان می پندارند که با دادن آزمایشات خاک برگ و آب کل مشکلات باغشان حل می شود که ابدا چنین تصوری درست نیست! بسیاری از باغداران را می شناسم که حتی هنوز یکبار هم ایندسته از آزمایشات را انجام نداده اند و کشاورزان بسیار موفقی هستند. بخوبی مشخص است که اگر شرایط باغ از نظر خاک، آب نسبتا مساعد باشد با استفاده از روش های مناسب می توان به بازدهی مناسبی رسید! اگرکشاورزی بخواهد در باغدرای موفق باشد باید پیگیر، مصمم و صبور باشد! با یکسال و دو سال بخصوص در مورد درختان ضعیف هیچ نتیجه ای در بر نخواهد داشت! بسیار مواردی مشاهده می شود که خاک از نظر برخی از عناصر مثلا فسفر (P)، نیتروژن (N)، پتاسیم (K) و حتی کلسیم (ca) هیچ مشکلی ندارند اما متاسفانه درختان کمبود این عناصر را شدیدا نشان می دهند و حتی اضافه کردن این عناصر از طریق کودهای مختلف هم نمی تواند کارساز باشد و دلیل اصلی آن اینست که یکسری از عوامل محدود کننده یا بلوک کننده عناصر در خاک وجود دارند که مانع جذب مناسب ایندسته از عناصر می شوند. باید ایندسته از عوامل محدود کننده در خاک را شناخت و تا حد امکان رفع کرد! یکی از دلایل مهمی که توصیه به آزمایشات تجزیه برگ می شود همین است که بسیاری از عناصر در خاک بحد کافی وجود دارند اما جذب آنها توسط ریشه ها مشکل است و آزمایش تجزیه برگ این مشکلات را بخوبی نشان می دهد. بهر روی چه بهتر است که برای گرفتن نتیجه بهینه هر 3 آزمایش آب، خاک و برگ در کنار هم قرار گرفته و بر اساس نتایج هر 3 دسته از این آزمایشات تصمیم گیری کرد! متاسفانه مشکلات بسیار بزرگتر علاوه بر عدم جواب دقیق و تفسیر نتایج آزمایشات کیفیت نهاده های کشاورزی بخصوص کودهای شیمیایی و دامی در مارکت کشاورزی ایران است. اگر آزمایشات دقیق باشند نتایج هم دقیق و تفسیر نتایج هم بسیار عالی باز هم مشکل اصلی باقیست و آن این است که بیش از 90 درصد کشاورزان نمی دانند که کود خوب در بازار چه برندی است؟ بعنوان مثال در تفسیر نتایج یک آزمایش گفته شده که مثلا باید 300 کیلوگرم سوپرفسفات به درختان داده شود؟ آیا کشاورز می داند که سوپر فسفات با کیفیت در بازار مربوط به چه کارخانه ای است. در مورد 70 درصد اجناس و کودهای موجود در بازار کشاورزی ایران ایندسته از کودها از کیفیت بسیار پایینی برخوردارند بهر روی امید است کشاورزان وقت و پول خود را صرف کاری بکنند که بازدهی داشته باشد و گرنه موجب ضرر و زیان است. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٠
تگ ها :

سرخشکیدگی درختان پسته (dieback canker) مدیریت مبارزه با بیماری

سرخشکیدگی درختان پسته (dieback canker)  مدیریت مبارزه با بیماری

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بحث مبارزه با بیماری سرخشکیدگی در درختان پسته مبحث بسیار مهمی است و به خوانندگان گرامی توصیه می شود حتما توجه کافی به مطالب داشته باشند. بنظر می رسد بهترین راه مبارزه با بیماری انتخاب ارقام مقاوم است. بخوبی به اثبات رسیده در مورد برخی از واریته های پسته های بادامی بخصوص اکبری و احمدآقایی و سفید پسته و ...شدت بیماری بسیار کمتر است و حتی در برخی از موراد در حد صفر است. متاسفانه کار تحقیقی مستدلی انجام نشده که مشخص کند کدام پایه و یا کدام پیوند نسبت به بیماری سرخشکیدگی مقاوم هستند. بنظر می رسد با توجه به شواهدی که در باغات پسته مشاهده می شود ارقام یا پیوندها را بر اساس مقدار درگیر شدن به بیماری باید به 3 دسته تقسیم بندی کرد. دسته اول ارقام حساس دسته دوم ارقام نیمه حساس و دسته سوم ارقام مقاوم!! بنظر می سد حساسترین ارقام نسبت به بیماری سرخشکیدگی در درختان پسته درختان فندقی و کله قوچی باشند! متاسفانه باغات فندقی و کله قوچی را نمی توان در اقلیم پسته کاری استان کرمان پیدا کرد که به درصدی از این بیماری مهلک درگیر نباشند. دسته دوم ارقام نیمه حساس هستند. ارقام نیمه حساس ارقامی هستند که در آن درختان دچار و درگیر سرخشکیدگی می شوند اما درختان از پای نمی افتند و اگر مدیریت باغی صحیح باشد می تواند درختان بیماری را پس بزنند!! از ایندسته از ارقام رقم یا پیوند ممتاز را می توان نام برد. علاوه بر پیوند ممتاز ممکن است ارقامی نیمه حساس دیگری نیز وجود داشته باشند که بدلیل ضعف تحقیقات اطلاع چندانی در این مورد در دسترس نیست!! در مورد ارقام مقاوم ارقام اکبری و احمدآقایی و سفید پسته و قرمز پسته را می توان نام برد. بلاشک ارقام مقاوم دیگری نیز نسبت به بیماری سرخشکیدگی وجود دارند که متاسفانه ناشناخته اند. پیوندهای رضایی یا چروک نیز رقمی مقاوم نسبت به بیماری سرخشکیدگی شناخته می شوند. بهر روی تا حد امکان به کشاورزان و باغداران توصیه می شود که از پیوند فندقی و کله قوچی پرهیز کنند!! و از پیوندهای مقاوم استفاده کنند!! بنظر می رسد بهترین راه مبارزه با بیماری استفاده از ارقام مقاوم باشد. در مورد درختان 20 و 30 ساله فندقی و کله قوچی که دچار بیماری سرخشکیدگی هستند باید دقت کرد! اگر بیش از 50 درصد سرشاخه ها دچار سرخشکیدگی هستند باید فورا و در موعد مناسب درختان را از زیر پیوند برید تا بتوان آنها را پیوند کرد (البته متاسفانه احتمال گرفتن پیوندها کم است اما به هر روی به ریسکش می ارزد) اما اگر کمتر از 50 درصد سرشاخه ها دچار سرخشکیدگی هستند بریدن ایندسته از درختان حماقت محض است!! اینچین درختانی را می توان مدیریت کرد. بعبارت ساده تر برای اینکه آنها را معالجه و درمان کرد متدهایی وجود دارد. مهمترین راه مبارزه با بیماری در اینچنین درختانی بالا بردن مقاومت درختان از طریق مدیریت صحیح باغی است. تقویت درختان با استفاده از مدیریت صحیح کوددهی، آبیاری، عملیات خاکورزی مناسب، پرهیز از هرس شدید و استفاده از قارچکش ها و باکتری کش ها می تواند بیماری را تا حد زیادی مهار کند و درختان را به بهبودی سوق بدهد. مدیریت تغذیه و استفاده از روش محلولپاشی در برگرداندن اینچینین درختانی فوق العاده مهم است!! باید توجه داشت که هرس شدید موجب بدتر شدن کار می شود. باید از گذاشتن هر گونه فشار از جمله استفاده از کودهای ازته قوی و کودهای دامی بیش از حد لازم جدا پر هیز کرد چون کار را بدتر می کند. به مثالی در این مورد توجه کنید!! در نظر بگیرید فردی دچار سکته قلبی شده و آن را به بخش مراقبت های ویژه قلبی یا CCU برده اند. تعذیه این فرد فقط از طریق دادن غذاهای سبک و سرم میسر است. بهیچ وجه برای فردی که سکته کرده و یا در بخش بدتر یا خدای نکرده ICU است بهیچ وجه نمی توان بزور 2 پرس چلوکباب خوراند. دادن کودهای ازته قوی یا کودهای دامی سنگین کار را بدتر می کند. باید ابتدا درختان مریض را بمرور و در عرض دو الی سه سال اول کم کم و با یکسری از روش های سبک به روند اصلی بازگرداند و نمی شود کار یکباره کرد!! بسیار مشاهده می شود که کشارزان جاهل بجای تقویت آهسته درختان چاله هایی عمیق در دو طرف درختان مریض حفر می کنند و این چاله ها را پر از کودهای دامی و شیمیایی مختلف می کنند به امید بهبودی درختشان!! اما خوب ایندسته از افراد نادان نمی دانند که با این کار کل درختان را نابود می کنند و همین چند ریشه ای که موجود هست را می سوزانند!! نکته بسیار مهم و اساسی در برگرداندن درختان مریض دارای سرخشکیدگی این است که پروسه درمان درختان و بازگرداندن اینچینین درختانی به روند طبیعی پروسه ای زمانبر است و ممکن است چندین سال بطول بکشد و نمی شود با یکسال به نتیجه دلخواه رسید!! الگوی هرس مناسب در درختان دارای سرخشکیدگی بسیار مهم است. مبارزه شیمیایی با بیماری آنچنان حالت معالجه کننده ندارد و بیشتر جنبه پیشگیری دارد! استفاده از قارچ کش های مناسب و در موعد مناسب بخصوص بعد از هرس در فصل زمستان در گسترش بیماری بسیار مهم است. متاسفانه قارچ کش هایی که در حال حاضر در بازار مصرف وجود دارند بالای 90 درصدشان نتنها کارساز نیستند بلکه بشدت برای درختان مضرند و حتی اثرات سوزانندگی روی سرشاخه ها دارند و گاها موجب فروریختن پتک ها و گره های زایشی و رویشی می شوند. متاسفانه همه افراد از کارمند و کارگر بگیر تا پزشک در کار کشاورزی و باغداری دخالت می کنند و خود را فیثاغورث می خوانند!! درختان پسته موجوداتی پیچیده و بسیار حساس هستند و نمی شود بدون کمک از یک کارشناس خبره به موفقیت رسید!! متاسفانه الگوی هرس درختان دارای سرخشکیدگی در بیش از 95 درصد موارد الگوی غیرصحیح است. در همه منابع ذکر شده که در هرس باید چندین سانتی متر و زیر ناحیه آلوده و در ناحیه سالم پوست باید هرس انجام شود که اینچنین چیزی موجب شروع شدن آلودگی از ناحیه هرس شده به پایین می کند. درختان پسته اگر چه جزو نباتات و درختان هستند اما باید توجه داشت که درختان پسته با سایر درختان مانند هلو، آلبالو و شفتالو فرق می کنند!! الگوی هرسی که در مورد درختان شفتالو و آلبالو صورت می گیرد در مورد پسته اصلا مناسب نیست بخصوص در مورد درختان پسته دچار سرخشکیدگی!! پرهیز از ایجاد زخم در درختان پسته بسیار مهم است. مشخص شده در باغات فندقی و کله قوچی که کمتر هرس شده اند بیماری شدت بسیار کمتری دارد. باید توجه داشت که نباید از درختان مریض دارای سرخشکیدگی توقع چندانی داشته باشیم. استفاده از کودهای مناسب، تعادل مناسب عناصر در خاک، کمتر کردن شوری و سفتی خاک و کلا مدیریت مناسب باغی می تواند تا حد زیادی شدت بیماری را تخفیف بدهد!! ناگفته های زیادی در مورد این بیماری وجود دارد که متاسفانه نمی شود به آنها اشاره کرد!! امید است با این سلسله از مقالات بنده دین خودم را نسبت به کشاورزان و این بیماری مهلک ادا کرده باشم. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۸
تگ ها :

سرخشکیدگی درختان پسته (dieback canker) مهمترین بیماری حال حاضردرختان پسته در کر

سرخشکیدگی درختان پسته (dieback canker)  مهمترین بیماری حال حاضردرختان پسته در کرمان! بخش دوم

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بیماری شانکر از زخم های بسیار ریز و کوچک روی سرشاخه ها شروع می شود و بمرور این زخم ها روی سرشاخه ها گسترش پیدا می کنند! در واقع اشکال این زخم ها روی پوست سرشاخه ها متنوع است ولی اکثرا این زخم ها بصورت کشیده هویدا می شوند. در حقیقت بافتی که تخریب می شود بافت آوند آبکش درختان یا فلووم است!! نکته بسیار مهم بخصوص در مورد درختان فندقی و کله قوچی این است که تا جایی که امکان دارد باید از ایجاد زخم روی سرشاخه ها  پرهیز کرد و بعد از هرس درختان در فصل زمستان از یک قارچ کش یا باکتری کش مناسب برای تیمار زخم ها سود جست. استفاده از چسب های باغبانی حاوی قارچ کش های موثر نیز در گسترش بیماری بسیار موثر است. در موارد پیشرفته بیماری علاوه بر بافت آوند آبکشی درختان یا phloem بافت آوند چوب یا xylem نیز درگیر این بیماری می شود و کلا شاخه ها متاسفانه می خشکند!! شاید بیش از 90 درصد کشاورزان پسته کار بعد از هرس زخم ها را با قارچ کش و باکتری کش تیمار نمی کنند و این کار بیماری سرخشکیدگی را راحت تر می کند!! معمولا برگهای درختانی که دچار سرخشکیدگی هستند دارای شکل و رشد نرمال نیستند و بمرور در اواسط تابستان برگها بهمراه شاخه ها می خشکند و همانطور که اشاره شد در هنگام هرس در زمستان این شاخه ها بهمراه برگهایی که در تابستان خشکیده اند براحتی روی درختان مشخص هستند!! گاها شاخه هایی که دارای خوشه هستند در تابستان نیز بصورت ناگهانی بدلیل از بین رفتن بافت آوند آبکش می خشکند!! تغییرات رنگ برگها در بیماری سرخشکیدگی درختان پسته جالب است بدین صورت که ابتدا برگها شروع به کم رنگ شدن و زرد شدن می کنند و نهایتا قهوه ای رنگ می شوند. نکته جالب اینجاست که معمولا ایندسته از برگها بسیار محکم روی درختان و سرشاخه های خشکیده شده باقی می مانند و هیچ گونه تغییری در آنها در جهت فرو ریختن در پاییز اتفاق نمی افتد!! واکنش درختان پسته نسبت به سرخشکیدگی جالب است و این واکنش بصورت ایجاد یا ترشح صمغ است. ترشح صمغ از درختان پسته کمی پایین تر از بافت آلوده بمنظور جلوگیری از گسترش بیماری به سایر نقاط سرشاخه توسط درخت است! در موارد پیشرفته بیماری تنه اصلی درگیر می شود و تنه شکاف بر می دارد و از تنه صمغ فراوانی ترشح می شود!! رنگ غیر طبیعی تنه و سرشاخه ها در درختان از علایم مشخص بیماری است تنه ها و سرشاخه ها در درختان پسته تیره رنگ و گاها آبی رنگ و بنفش رنگ می شوند!! لازم به ذکر که رنگ اصلی تنه و سرشاخه ها در درختان پسته سفید است. در ارقام مقاومتر از جمله احمد آقایی و اکبری رنگ پوست سرشاخه ها و تنه سفید رنگ است! قارچ ها و باکتری های متعددی بعنوان عامل بیماری سرخشکیدگی در درختان مختلف مطرح هستند از جمله Cytospora، Nectria، natrassia، fusarium، peacillomyces و....همچنین باکتریهای مختلفی نیز بعنوان عامل بیماری سرخشکیدگی در درختان مختلف مطرح هستند از جمله باسیلوس Bacillus، اروینیا  Erwinia و زانتوموناس Xanthomonas!! در مورد درختان پسته شک باکتری بودن بیماری بسیار زیاد است از جمله اخیرا باکتری باسیلوس را بعنوان عامل بیماری سرخشکیدگی درختان پسته در کرمان معرفی شده است!! همانطور که در نوشته های قبلی من اشاره کردم احتمال باکتری بودن بیماری بخصوص باکتری Bacillus بسیار زیاد است به همین علت است که توصیه اکید به کشاورزان این است که از ترکیبی استفاده کنند که هم باکتری کش باشد و هم قارچکش!! ترکیبات مسی دارای این خواص هستند (هم باکتری کش و هم قارچ کش). بطور قطع این احتمال وجود دارد که در مناطق پسته کاری مختلف ایران عامل بیماری سرخشکیدگی متفاوت باشد بعنوان مثال در رفسنجان ممکن است عامل اصلی بیماری پسیلومایسز باشد و مثلا در استان یزد عامل بیماری باسیلوس! حتی در مناطق مختلف یک استان نیز ماهیت باکتری بودن و قارچ بودن بیماری با هم متفاوت باشد. در بسیاری از موارد نمونه بردای های مختلف برای شناسایی عامل بیماری سودبخش نبوده است. گزرارشاتی وجود دارد که در بسیاری از موارد هیچ گونه موجود زنده ای از محل شانکرها در آزمایشگاه جداسازی نشده است. این اتفاق برای شخص بنده نیز افتاده است. فکر می کنم حول و حوش سال 85 و 86 بنده بعد از نمونه برداری های مختلف از محل شانکرها در منطقه زرند استان کرمان و بردن آنها به آزمایشگاه بیماری شناسی پردیس ابوریحان دانشگاه تهران (دانشگاه محل تحصیلم) در مورد بسیاری از نمونه ها هیچ گونه موجود زنده ای جداسازی نشد و در برخی از نمونه ها عامل بیماری باسیلوس شناسایی شد!! همانطور که بنده بارها اشاره کردم با توجه به علایم و نحوه آلودگی احتمال باکتریایی بودن بیماری بسیار قویتر از قارچ بودن آن است!! شاید مهمترین دلیل باکتریایی بودن این بیماری نحوه شروع آلودگی باشد!! معمولا بیماری های باکتریایی یا bacterial diseases برای ورود عامل بیماری به بافت گیاهان نیاز به زخم دارند و یا از اسپورهای باکتریایی از طریق روزنه ها وارد می شوند. در بیش از 90 درصد موراد آلودگی ایجاد آلودگی از محل زخم ها و روزنه های پوست است و این نکته بسیار مهم نشان می دهد که احتمال باکتریایی بودن بیماری بسیار زیاد است!! بنظر می رسد زمستانگذرانی بیماری بصورت اسپور یا میسیلوم mycillium در محل شانکرها یا زخم باشد!! با شروع فصل رشد در بهار و تابستان قارچ یا باکتری شروع به فعالیت می کند! و جمعیت خود را در محل شانکرها با فراهم شدن شرایط افزایش می دهد و بر وسعت زخم یا شانکر افزوده شده و دور تا دور سرشاخه ها را گرفته و آوندهای آبکش و چوب را از کار انداخته و از آن ناحیه به بالا سرشاخه ها می خشکند!! متاسفانه تحقیقاتی مستدلی در مورد سیکل این بیماری بسیار مهم انجام نشده و بسیاری از حرفها در این مورد گمانه زنی است!! عامل بیماری چه قارچ باشد و چه باکتری فعالیت آن همبستگی مثبتی با حرارت و دمای محیط دارد! در مورد عامل بیماری باید دنبال قارچ ها و باکتریهایی بگردیم که بتوانند دماهای بالا را تحمل کنند و در این دماها رشد و فعالیت داشته باشند!! شاید دلیل اصلی این که برخی بدرستی آفتاب سوختگی یا sunburn را دلیل این بیماری می پندارند این تولید گرمای زیاد در محل برخورد اشعه آفتاب به پوست باشد!! بعبارت ساده تر زمانی که آفتاب به پوست درختان تابیده می شود مقدار حرارت در محل شانکر افزایش می یابد و افزایش یافتن گرما در محل زخم و شانکر موجب فعالیت بیشتر باکتری یا قارچ شده و زخم یا شانکر توسعه پیدا می کند! اگر بخوبی به شاخه های آلوده دقت کنیم می بینیم که در محلی که رو به آفتاب است تغییر رنگ بخوبی واضح است (بدلیل فعالیت بیشتر قارچ یا باکتری) و در پشت سرشاخه ها که رو به آفتاب نیست معمولا پوست سرشاخه ها سفید است!! بیماری سرخشکیدگی یک بیماری مرکب و کمپلکس است و عوامل زیادی در آن دخالت دارند. در گفتار بعدی بحث مبارزه با بیماری را باز خواهیم کرد!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٧
تگ ها :

سرخشکیدگی درختان پسته (dieback canker) مهمترین بیماری حال حاضردرختان پسته در کر

سرخشکیدگی درختان پسته (dieback canker)  مهمترین بیماری حال حاضردرختان پسته در کرمان!

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

در سالیان اخیر بیماری سرخشکیدگی درختان پسته شیوع بسیار زیادی در درختان پسته پیدا کرده است. قطعا می توان گفت که در کرمان (منطقه اصلی پسته کاری در ایران) بیماری سرخشکیدگی مهمترین و خسارتزا ترین بیماری در درختان پسته محسوب می شود! بیماری های مختلفی  در درختان پسته در ایران وجود دارد (گموز، ورتیسیلیوز، نماتدها و...) اما بیماری سرخشکیدگی درختان پسته مساله بسیار مهمی است و اقلیم پسته کاری های استان کرمان را در معرض نابودی کامل قرار داده است! در این وبلاگ شاید نزدیک به 10 مقاله علمی و تجربی در ارتباط با جوانب مختلف بیماری سرخشکیدگی در درختان پسته وجود دارد و خوانندگان توصیه اکید می شود که حتما مطالب را بصورت دقیق مطالعه فرمایند!! در واقع بیماری سرخشکیدگی درختان پسته خود مثنوی 70 من است و شاید یک کتاب کامل 200 صفحه ای می توان درباره آن نوشت! ارتباط بیماری با هرس، ارقام حساس و مقاوم، مدیریت بهینه زراعی، آفتاب سوختگی، شوری آب و خاک، سفتی خاک، استفاده از قارچ کش ها و باکتری کش ها، تاثیر عوامل محیطی از جمله سرما و گرما، نوع پیوند و پایه!! و دهها مطلب مرتبط با این بیماری که خوانندگان می توانند در لابلای مطالب این وبلاگ در مورد آنها تحقیق لازم را انجام دهند!! ضعف شدید تحقیقاتی در مورد این بیماری بسیار مشهود است و باید یک تحقیق همه جانبه و با بودجه کافی از سوی محققین و مراجع مربوطه انجام شود. شدت بیماری بحدی است که بسیاری از باغات پسته را قطعا در معرض نابودی کامل قرار داده است و باید جزو اولویت های اصلی تحقیقات پسته در ایران باشد!! هنوز بصورت کامل عامل بیماری مشخص نشده است و بسیاری عامل بیماری را ساپروفیت و قارچ و گاها باکتری می پندارند ولی بصورت قطع می توان گفت تنها راه علاج اصلی تقویت درختان و مدیریت بهینه زراعی و باغی است. از طریق مدیریت بهینه باغی که موجب تقویت درختان می شود می توان از بروز بیماری جلوگیری کرد و از شدت آن کاست!! وضعیت این بیماری بحدی وخیم است که نمی توان باغی را در استان کرمان پیدا کرد که به این بیماری مهلک درگیر نشده باشد. این فاجعه زمانی بخوبی مشخص می شود که در هنگام هرس درختان پسته در زمستان نگاهی به شاخه ها و تنه درختان بیاندازیم و ببینیم که تقریبا همه باغات درگیر این بیماری هستند (سرشاخه های بنفش و سیاه رنگ). بسیاری از کشاورزان هنوز عمق فاجعه را دریافت نکرده اند و حداقل شناخت ابتدایی از این بیماری ندارند!! در این مقاله سعی می شود تا بصورت ساده سرخشکیدگی در درختان پسته موشکافی شود هر چند که مطالب ممکن است تا حدی تکراری باشد اما مسلما تکرار این مکررات نیز می تواند تا حد زیادی کمک کننده باشد!! حیف است درختان 20 ساله و 30 ساله در عرض یکی دو سال دچار سرخشکیدگی شوند و درخت کلا نابود شود!! متاسفانه توجه چندانی در مورد این بیماری از طرف مراجع موظف نمی شود و اعمال جاهلانه بسیاری از کشاورزان نیز کار را بسیار بدتر می کند!! شاید مقصر اصلی و مهمترین دلیل این بیماری کشت و توسعه پیوند فندقی باشد. چون این رقم رقمی بسیار حساس به این بیماری است و ظلم بزرگی از طرف برخی به کشاورزان شده است چون بسیاری از کشاورزان بدلیل فروش نرفتن پسته های قرمز پسته و بادامی و ارقام خانواده بادامی در سالیان گذشته مجبور شدند که درختان خود را ببرند و پیوند خود را به فندقی بدل کنند تا فندقی بعنوان رقم اصلی صادراتی پسته ایران باشد!! و این پیوند بهمراه پیوند کله قوچی حساس ترین پیوندها به بیماری سرخشکیدگی در اقلیم پسته کاری استان کرمان هستند!! خوشبختانه ریشه درختان هیچ مشکلی ندارند بلکه این آوندهای آبکش هستند که بدلیل درگیر شدن به قارچ و باکتری درختان نابود شده اند و درختان را به نیستی سوق داده اند!! Canker diseases یا بیماری سرخشکیدگی یک بیماری شایع در بسیاری از درختان چوبی است و در همه درختان مختلف و در همه اقلیم های مختلف وجود دارد و این نیست که این مرض فقط مربوط به پسته باشد بلکه در مورد درختان میوه و حتی درختان غیرمثمر هم سرخشکیدگی بوقوع می پیوندد! بیماری موجب درگیر کردن سرشاخه ها و در موارد پیشرفته موجب درگیری تنه درختان می شود! اگر بخوبی دقت کنیم شروع سرخشکیدگی معمولا از طریق ایجاد زخم روی پوست درختان است. در مورد درختان اوحدی و کله قوچی هر چه هرس کمتر و ملایم تر باشد شدت بیماری کمتر خواهد بود! بیماری یک بیماری تدریجی است بدین صورت که پروسه خشک شدن کامل درختان ممکن است حداقل 3 سال بطول بیانجامد! انتقال بیماری از درخت سالم به درخت بیمار براحتی از طریق ادوات هرس از جمله درخت چین و اره براحتی امکان پذیر است!! باید خاطر نشان کرد که هر گونه استرس زیستی و غیر زیستی که موجب تضعیف درختان می شود موجب تشدید بیماری سرخشکیدگی می شود بعنوان مثال استرس کم آبی، شوری زیاد، عدم تهویه مناسب خاک، درگیری به نماتدها، درگیری به بیماری گموز، درگیری شدید درختان به آفات از جمله شپشکها، شیره خشک یا پسیل پسته و .....هر گونه عاملی که موجب تضعیف درختان شود باعث تشدید بیماری می شود و هر گونه عملیات باغی مناسب (کوددهی مناسب، آبیاری مکفی، ....)موجب افزایش مقاومت درختان و پس زدن بیماری سرخشکیدگی در درختان پسته خواهد شد!! گرمای شدید در تابستان و سرمای بسیار شدید در زمستان موجب تشدید بیماری خواهد شد. عدم بالانس مناسب عناصر در خاک موجب تشدید بیماری می شود. آفاتی که موجب تضعیف ریشه می شوند از جمله درگیری به نماتدها و سوسک های ریشه خوار و طوقه خوار بشدت در افزایش شدت بیماری موثرند! استفاده از قارچ کش های مناسب (نه اکسی کلرور مس بی کیفیت و دارای درصد فوق العاده بالای مس) بخصوص بعد از عملیات هرس در کاهش شدت بیماری بسیار موثر است. نکته جالب در مورد این بیماری این است که شدت بیماری وابستگی کامل به درجه حرارت هوا دارد معمولا در اواسط تابستان و بالا رفتن دما به بیش از 30 درجه موجب افزایش شدت بیماری و چند برابر شدن بیماری می شود! اگر بخوبی دقت کنیم سرشاخه هایی که در اثر بیماری سرخشکیدگی می خشکند بالای 90 درصد در اواسط تابستان می خشکند و در فصل زمستان در باغات شاخه هایی را بهمراه برگهایی می بینیم که در تابستان و اوج فعالیت درختان برای پر شدن مغز خشکیده اند!! بنظر می رسد ارقام مقاوم کمی در مورد این بیماری وجود دارد و حتی برخی از ارقام بادامی نیز نسبت به بیماری حساس هستند حتی پیوندهایی مانند رقم ممتاز. خوشبختانه در پایه های بادامی مانند ممتاز اگر هم درخت دچار سرخشکیدگی شود بریدن تنه اصلی درخت موجب حرکت سریع تنه جوش ها و پاجوش ها می شود و ممکن است خسارت جبران شود ولی متاسفانه در مورد ارقام کله قوچی و اوحدی یا فندقی که دچار سرخشکیدگی می شوند به دلایل ناشناخته تنه جوش ها و پاجوش ها رشد آنچنانی ندارند که بخواهد جبران مافات شود!! مدیریت آبیاری در مورد بیماری سرخشکیدگی درختان فندقی بسیار اهمیت دارد هر چه دوره آبیاری در درختان فندقی و کله قوچی بالاتر باشد شدت بیماری بیشتر است!! در مقاله بعدی به علایم و سیکل بیماری و مبارزه خواهیم پرداخت هر چند که برخی از مطالب تکراری هستند اما بنا به وظیفه دوباره گوشزد می شوند. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٦
تگ ها :

بررسی انواع روش های کود دهی در باغات پسته- بخش دوم

بررسی انواع روش های کود دهی در باغات پسته- بخش دوم

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

خود چالکود دارای دسته بندی های مختلفی می شود از جمله چالکود عمیق، چالکود سطحی و چالکود نیمه عمیق یا متوسط. در روش چالکود سطحی نهایتا تا 20 سانتی متری از سطح خاک با بیل یا ماشین آلات خاک، گود برداری می شود. روش چالکود سطحی برای کودهای پلت مرغی که در بازار مصرف فراوانند کاربرد دارد. همچنین در مورد برخی از کودهای شیمیایی بخصوص در تابستان و در باغات پر تراکم از روش چالکود سطحی استفاده می شود بعنوان مثال در مورد سولفاتهای آمونیوم یا سولوپتاس ها روش چالکود سطحی موجب عدم شسته شدن کودها و جابجایی کودها از یک درخت به درخت دیگر می شود بخصوص در روش آبیاری مرسوم در بیش از 90 درصد باغات پسته (روش غرقابی). این روش در مورد کودهای پلت شده مرغی که در بازار مصرف وجود دارند روش بسیار مفیدی ارزیابی می شود برای بهترین روش استفاده از کودهای مرغی پلت شده با کیفیت بسته به نظر کارشناس مقدار مصرف به ازای هر درخت محاسبه می شود و نزدیک آغاز بهار در موعد 15 اسفندماه تا اوایل فروردین و حتی در برخی از موارد در بعد از فرودین ماه کودهای پلت مرغی در چاله ها قرار می گیرند (چالکود سطحی) و سپس کمی خاک روی آنها ریخته می شود. باید خاطرنشان کرد چالکود عمیق کودهای مرغی ممکن است بسیار خطرناک باشد و کل ریشه ها بسوزاند. در روش چالکود نیمه عمیق، عمق چالکود در محدوده 20 تا 40 سانتی متری از خاک احداث می شوند. معمولا چاکود برای خاکهای دارای بافت سنگین بمنظور سبک کردن خاک مزایایی زیادی دارد. در مورد کودهای گوسفندی و دامی نسبتا پوسیده و دارای قطعات نیمه درشت این روش مورد توصیه قرار می گیرد. معمولا می توان برخی از کودهای شیمیایی بسته به حلالیت و سرعت حل شدن کود را  از طریق روش چالکود نیمه عمیق در اختیار درختان قرار داد!! مثلا در مورد سولفاتهای پتاسیم یا کودهای فسفاته دیرحل!! در روش چالکود عمیق عمق چاله ها از 40 سانتی متر به پایین تر در نظر گرفته می شود. باید خاطرنشان کرد اینکه چه روش چالکودی و برای چه نوع کودی و چه نوع خاکی با چه دوره آبیاری بستگی کامل به نظرات کارشناسان دارد و نمی توان خودسرانه تصمیم گیری کرد. در همین سال گذشته از نزدیک شاهد بودم که کشاورزی بدون رعایت اصول چالکود و عمق ریشه شروع به حفر کانالهای عمیق کرد و متاسفانه با ریختن کودهای دامی بیش از حد لازم تقریبا 90 درصد درختان خود را نابود کرد و در اینچنین مواردی نه بنده و نه هیچ کارشناس دیگری کاری در جهت بازگشتن درختان نمی توانستیم انجام دهیم!! در مورد درختانی که از هم فاصله دارند استفاده از روش کانال برداری سرتاسری کار عاقلانه ای بنظر نمی رسد و بهتر آن است که این روش بصورت موضعی یا Localized placement انجام شود بدین صورت که در سایه انداز هر درخت بصورت دایره ای که تنه درخت در مرکز آن باشد اقدام به حفر چاله کرد. گاها می توان از روش نواری یا strip نیز سود جست و بجای حالت دایره ای حالت نواری را در نظر داشت!! گاها در مورد باغاتی که درختان از سنین مختلف برخوردار هستند می توان از روش سوراخ کردن یا Drilling سود جست. معمولا در کشورهای پیشرو از نظر کشاورزی بنابر احتیاج زارعین متخصصین ماشین الات کشاورزی دستگاههایی را برای راحت تر شدن کار ایجاد می کنند. یکی از این دستگاهها می تواند دستگاه مته ای یا دریل خاکی باشد بدین صورت که برای برخی از کودهای شیمیایی و گاها دامی بسته به عمق ریشه درختان جوان و پیر اینچنین دستگاهی شروع به خاکبرداری کند!! این روش در مورد کودهای فسفاته و پتاسه دارای اهمیت زیادی است!! در مورد روش چالکود بر خلاف تصور عموم بخصوص در مورد چالکود عمیق باید در نظر داشت که چاله زدن در دو طرف درختان کاری است غیر عاقلانه و ممکن است موجب آسیب شدید به ریشه ها شود. بهتر است در مورد چالکود عمیق بصورت یکسال یا دو سال در میان با نظر کارشناس گودبرداری انجام شود و نمی شود در یک سال هر دو طرف درختان را در آن واحد عمیق کرد. در مورد چالکود نیمه عمیق و سطحی می توان در یک سال هر دو طرف را گود کرد. در مورد مصرف کودهای دامی و پلت مرغی موجود در بازار مصرف فوت و فن ها و ریزه کاریهای مختلفی وجود دارد که متاسفانه بیش از این نمی شود در مورد آنها صحبت کرد!! کودهای پلت مرغی موجود در بازار مصرف اگر برند مناسبی انتخاب شود نتایجی که شخصا گرفته ام بسیار بهتر از کاربرد کودهای مرغی و گوسفندی و گاوی بصورت فله ای بوده است. کودهای پلت مرغی اگر جنس با کیفیتی داشته باشند و زمان مناسب و عمق مناسب بمصرف برسند بخصوص در سال نیاور فوق العاده بازدهی مناسبی دارند. بصورت تجربی بنده از دو سه سال قبل کودهای دامی مختلف را روی تیمارها و درختان مختلف تست کرده ام و به نتایج زیر رسیده ام. الف-برای درختان پسته هیج کود دامی کود دامی مرغی نمی شود از نظر کارآیی (باید در مورد تامین آب لازم دقت لازم مبذول شود). ب-از بین کودهای مرغی فله ای و پلت شده کودهای پلت شده بخصوص در سال نیاور تاثیر بسیار مناسب تری در جهت ترکه زدن و تولید گره های زایشی جدید داشته اند ج-استفاده از کودهای شیمیای بخصوص کودهای فسفاته با بیس اسیدی ممکن است کارآیی کود پلت مرغی را افزایش دهد!! در مورد کودهای میکرو هم این امر مصداق پیدا می کند!! مکانیزم تاثیر بیشتر کودهای مرغی پلت شده در مقایسه با کودهای مرغی فله ای هنوز بصورت دقیق ناشناخته است شاید همگونی قطعات کود نکته اصلی باشد. آزمایشات و مطالعات بخوبی نشان داده که یکنواختی شکل کودها چه در مورد کودهای شیمیای و چه در مورد کودهای دامی تاثیرات را بمقدار معنی داری در مقایسه با قطعات ناهمگون و بدشکل افزایش خواهد داد!! بسیاری بر این عقیده هستند که شاید گرفتن جواب بهتر از کودهای پلت شده مرغی شاید بخاطر مواد افزودنی باشد که به آنها اضافه می شود! اگر دقت کنیم روی پاکت و کیسه کودهای پلت شده مرغی ادعا می شود که درصدی از آهن، روی، مس اسیدهای هیومیک و ...در آنها وجود دارد که این امر در مورد بیش از 95 درصد کودهای پلت شده مرغی موجود در بازار امری است محال چون برای کارخانه تولید کننده نمی صرفد که پتاسیم یا آهن و مس و ... به کود مرغی خالص اضافه کند!! همانطور که اشاره شد در فشرده سازی کودهای مرغی سری نهفته است که موجب بازدهی بهتر آنها می شود!! نه اینکه کارخانجات سری داشته باشند بلکه خود فشرده سازی کود موجب افزایش راندمان آن خواهد شد از طرف دیگر بنظر می رسد یکنواخت شدن کود نکته اصلی در کارآیی بهتر ایندسته از کودها در مقایسه با کودهای مرغی فله ای باشد. در پایان باید خاطرنشان کرد که اگر جنس کود پلت مرغی مناسب نباشد و زمان مصرف و نحوه مصرف استاندارد نباشد دادن ایندسته از کودها نتیجه ای در بر نخواهد داشت!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٤
تگ ها :

بررسی انواع روش های کود دهی در باغات پسته- بخش اول

بررسی انواع روش های کود دهی در باغات پسته- بخش اول

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

کوددهی جزو لاینفک اعمال باغداری است و باغداران باید منظور تغذیه درختان پسته از روش های مختلف کوددهی استفاده کنند. گاها روش های کوددهی که توسط کشاورزان استفاده می شوند ناصحیح هستند و نتنها سودبخشی ندارند بلکه گاها مضرند و کار را بدتر می کنند. متاسفانه روش های کوددهی و بخصوص روش دادن کوددهای دامی بیشتر بر اساس تقلید از دیگران است. ممکن است در هر منطقه روش های کوددهی با هم متفاوت باشند. شناختن روش های صحیح کوددهی می تواند کشاورزان را تا حد زیادی به سمت تولید محصول بیشتر و افزایش راندمان باغات پسته پیش ببرد. بسیار پیش امده مثلا در مورد کوددهای دامی ممکن است در یک منطقه چالکود مناسب تر باشد و در برخی از نقاط پخش سطحی کارساز تر باشد!! در این مقاله سعی می شود بصورت خلاصه به انواع روش های کوددهی پرداخته شود! قبل از هر چیز باید خاطر نشان کرد که نحوه دادن کودهای شیمیایی و دامی و آلی با هم بسیار متفاوت است و بسته به نوع کود باید روش کوددهی مناسب را انتخاب کرد!! 1-پخش کودها بصورت سطحی (Broadcasting): در بسیاری از باغات پسته بخصوص کودهای دامی کشاورزان کودها را بصورت سطحی پخش می کنند. کودهای دامی شامل کودهای گوسفندی، مرغی، گاوی و...از قدیم الایام بصورت پخش روی سطح کاربرد پیدا کرده اند. بدین صورت که ابتدا کودها به مقدار لازم در سطح خاک پخش می شود و بعد از طریق شخم به لایه های پایین تر خاک فرستاده می شوند!! اخیرا این روش کاربرد زیادی در باغات پسته پیدا کرده است و حتی عده ای تاثیر آن را بهتر از چالکود ارزیابی می کنند. روش پخش کودهای دامی بصورت سطحی دو عیب بزرگ دارد اول پرت یا هدررفت بالا و دوم پخش بذور علفهای هرز (در صورت نپوسیده بوده کود). بنظر می رسد در باغاتی که از تراکم بالای درختان برخوردار هستند این روش مناسب تر از چالکود است. چون ریشه درختان پسته بیشتر بصورت سطحی رشد پیدا می کند و آبیاری غرقابی موجود در باغات پسته هم مرسوم است این روش تاثیر نسبتا خوبی در درختان پسته داشته است. شاید مهمترین دلیل اینکه این روش جواب خیلی خوبی روی درختان پسته داشته است این باشد که سطح تماس کود با ریشه ها بصورت محسوسی در مقایسه با روش چالکود بالاتر می رود. در روش چالکود معمولا سطح تماس ریشه ها محدود به ناحیه ای است که کود در آن قرار می گیرد! در مورد کودهای شیمیایی سخت حل و دیر حل مانند فسفاتها و پتاس های سنگی روش استفاده بصورت سطحی موثرتر از چالکود کردن ارزیابی می شود!! در مورد کودهای دامی ناپوسیده و با قطعات درشت و دیر حل نیز روش کاربرد سطحی می تواند مفید تر از چالکود باشد. یک ریسک دیگر روش چالکود می تواند سوختن ریشه ها در اثر حرارت زیاد کودها در داخل چاله های کودی باشد که در روش پخش سطحی چنین چیزی وجود ندارد! در مورد کودهای دامی با قطعات درشت و ناهمگون استفاده از روش پخش سطحی بسیار موثرتر از روش چالکود است!! روی هم رفته پخش کودها بصورت سطحی بخصوص در مورد کودهای دامی دارای استقبال بیشتری در مقایسه با روش چالکود بوده است. در مورد کودهای شیمیایی نیز پخش سطحی رواج زیادی دارد. مثلا در مورد سولوپتاس ها، اوره و سولفاتهای آمونیوم. البته باید خاطرنشان کرد که معمولا ایندسته از کودها بدلیل حلالیت بالا در دوره رشد درختان در فصل بهار و تابستان بمصرف می رسند و نیازی به استفاده از ایندسته از کودها در زمستان نیست. گاها مشاهده می شود که برخی از کشاورزان از اوره و سایر کودهای شیمیایی در دوره خواب درختان در زمستان استفاده می کنند که کار اشتباهی است چون در دوره خواب درختان در زمستان چون جذب ریشه ای در حداقل ممکن قرار دارد این کار کار عاقلانه ای بنظر نمی رسد. گاهی موارد در روش چالکود بمنظور پوسیده شدن زودتر کودها و جلوگیری از فعالیت برخی از آفات بخصوص سوسک طوقه خوار پسته کود اوره را روی قطعات درشت کودهای دامی می پاشند که کار صحیحی بنظر می رسد! 2 – روش چالکود (Placement): روش چالکود یک روش قدیمی بمنظور تغذیه درختان پسته است. از قدیم الایام کوددهای دامی را بصورت چالکود در اختیار ریشه درختان پسته قرار می داده اند. نکات ظریفی در مورد چالکود وجود دارد که گاها از طرف کشاورزان توجهی به آنها نمی شود. در بسیاری از موارد مقدار کوددهای دامی که چالکود می شود بسیار بیشتر از حد مورد نیاز است و موجب آسیب جدی به ریشه ها می شود که باید از این کار جدا پر هیز کرد. در مورد کوددهای دامی مختلف از جمله گاوی، گوسفندی و مرغی شایعات و حرفهای بی پایه ای وجود دارد. مثلا کود گوسفندی گرم است یا گاوی سرد است و ....کودهای دامی تفاوت چندانی از نظر مقدار مواد و عناصر غذایی موجود در داخل آنها ندارند و گرمی و سردی کود چیزی بی پایه و اساس است و نمی شود بر اساس سردی و گرمی یک کود دامی برنامه ریزی کرد! معمولا کودهای مرغی از نظر درصد مواد غذایی و تاثیر آنها کمی بهتر از سایر کودهای دامی ارزیابی می شوند! یک اشتباه دیگر در مورد چالکود زمان این کار است. در بسیاری از موارد مشاهده می شود که بجای موعد مناسب چاله زدن در برج 8 و 9 و 10 چاله زدن در هنگامی صورت می گیرد که اصلا مناسب نیست و ریشه ها در حال بیدار شدن هستند!! نزدیک اوایل شروع فصل رشد در بهار چاله زدن نتنها موجب آسیب به ریشه ها می شود بلکه پر کردن چاله ها با استفاده از کودهای دامی ناپوسیده بعلت حرارت فو ق العاده ای که ایجاد می کنند بلاشک موجب سوختن ریشه ها و آسیب زدن به ریشه های درختان خواهد شد!! در مورد کودهای مرغی بهتر است پخش بصورت سطحی باشد تا چالکود!! چون کودهای مرغی کودهایی زود حل هستند زدن چاله و ریختن کودهای مرغی در آنها در برج 9 و 10 موجب هدررفت کودها خواهد شد چون کودهای مرغی بسیار سریع الحل هستند و از دسترس ریشه خارج خواهند شد!! روش چالکود مزایای خود را دارد از جمله عدم توسعه و پراکنش بذور علفهای هرز در داخل باغ، افزایش یافتن عمق حاصلخیزی خاک در مقایسه با روش پخش سطحی!! و همچنین در مواردی که حجم کود یا مقدار کود مصرفی کم باشد روش چالکود موثرتر از روش پخش سطحی ارزیابی می شود!! در مورد درختانی که تراکم کمتری بخصوص روی ردیفها دارند روش چالکود بهتر از روش پخش سطحی است. خود روش چالکود دارای تقسیم بندی های مختلفی است که سعی می شود در نوشتار بعدی به آن پرداخته شود! در مورد خاکهایی که سفت هستند روش چالکود می تواند موثرتر از روش پخش سطحی باشد!! در مورد خاکهایی که نرم و شنی هستند استفاده از روش چالکود می تواند خطرناک باشد و موجب آسیب به ریشه ها شود. باید خاطرنشان کرد عمق چاله در روش چالکود بسیار مهم است و باید حتما دقت لازم در این مورد مبذول شود. ایجاد کانالهای بسیار عمیق موجب پرت کودها و عدم استفاده بهینه درختان خواهد شد. در مورد برخی از کودها بخصوص کودهای مرغی چه بصورت پلت و چه بصورت معمولی عمق چاله و اندازه آن بسیار مهم است!! در مورد برخی از کودهای شیمیایی نیز می توان از روش چالکود استفاده کرد و باز هم عمق چاله، فاصله آن از درخت و نوع کود می تواند در این مورد متمایز کننده باشد!! در مورد چالکود همیشه باید سعی شود که فاصله لازم رعایت شود و چاله در سایه اندار درختان احداث شود. زدن چاله نزدیک به تنه درخت و یا زدن چاله با فاصله زیادتر از سایه انداز درختان می تواند موجب پرت کود و عدم جواب مناسب شود. گاها در مورد برخی از کودهای شیمیایی بخصوص در تابستان بمنظور جلوگیری از جابجایی کودهای شیمیایی چاله ای با عمق کم و پهنای مناسب می تواند حفر شود و سپس کودهای شیمیای در اختیار درختان گذارده شود که این کار بخصوص در مورد آبیاری غرقابی بسیار مفید است و موجب عدم شسته شدن و جابجایی سطحی کود خواهد شد!! اخیرا مواد شیمیایی و غیرشیمیایی  زیاد بخصوص در مورد افزودنیها به کودهای دامی مرسوم شده است که جواب بسیار مناسبی هم داشته است.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۳
تگ ها :

سرقت ادبی و علمی

سرقت ادبی و علمی

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

قبلا مطلبی با عنوان "عدم احترام به حقوق مالکیت فکری" توسط بنده نگاشته شده است و تاکید شده است که متاسفانه در ایران بدلیل عدم حمایت قوانین از حقوق مولفین و مصنفین دزدی ها و سرقت های فراوانی از مطالب دیگران بعمل می آید! اگر به مطالب وبلاگ توجه کنید بعد از عنوان یک مطلب و نویسنده آن که خودم است این جمله بچشم می خورد " هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد" نوشتن ان جمله از طرف من بهیچ وجه تصادفی نبوده و نیست!! متاسفانه در بسیاری از موارد بخصوص در برخی از وبلاگها و جوانان جویای نام مطالبی که بقلم من نگاشته شده اند را بدون ذکر منبع و نویسنده آن در سایت یا وبلاگ خود قرار می دهند که این کار بدور از مروت و جوانمردی و انصاف است. خوشبختانه خوانندگان و طرفداران وبلاگ با قلم من و نوشته های من کاملا آشنا هستند و حتی اگر اسم من هم در مطالب نباشد بخوبی درک می کنند که این مطلب مطلبی است که من نوشته ام! در حقیقت کپی کردن مطالب بدون ذکر منبع یکی از معیارهای سرقت ادبی است!! سرقت چه از نوع معمولی و چه از نوع ادبی در واقع سرقت است!! متاسفانه بسیاری از افراد بدون توجه به زحماتی که صاحب اثر کشیده است بدون ذکر منبع مطالب را با نام خود در وبلاگ قرار می دهند. البته اگر چه این عمل عملی زشت و نکوهیده است اما باز هم اگر کمکی به رفع نیازها و گشودن مشکلات کند از طرف من هیچ مانعی وجود ندارد ولی جوانمری  و مروت انسانی حکم می کند که حتما در کپی کردن مطالب نام صاحب اثر منظور شود. بنده بشخصه وبلاگها و سایتهای زیادی را دیدم که مطالب وبلاگ من را بدون ذکر نام و منبع در نت قرار داده اند. اگر وضعیت بهمین منوال باشد بنده مجبور می شوم که ایندسته از افراد را معرفی کنم و بدانند که این کار کار درستی نیست!! بنده خود و مطالب وبلاگ خودم را بخوبی می شناسم و وقت و انرژی زیادی برای نوشتن مطالب صرف کرده و می کنم و این جالب نیست که عده ای مطالب من را بدون منبع و با قلم خود ذکر کنند!! هستند وبلاگها و سایتهایی که از مطالب وبلاگ من استفاده کرده و می کنند و دقیقا نام و رفرنس مطالب را ذکر می کنند که جای تقدیر و تشکر دارد!! حتی در سایتی دیدم که از جانب من مصاحبه ای را ترتیب داده اند و مطالب من را بعنوان جواب سوالات خودشان از طرف بنده به خوانندگان عرضه کرده اند که البته از جانب من هیج مشکلی نیست و می توانند این مصاحبه ها را هر چند که صوری باشد و من خبر نداشته باشم به خوانندگان خود عرضه کنند البته به شرطی که در چارچوب مقررات و قوانین کشور عزیزمان ایران باشد و هدف اصلی آگاه سازی باشد نه تخریب!! یک نکته بسیار مهم و کلیدی در مورد هر نویسنده ای این است که خود نوشتن و پرداختن به مطالب یک نوع استعداد و علاقه ذاتی می خواهد که در وجود هر کسی نیست!! بارها خدا را شاکر هستم که به اعتراف خیلی از دوستان و حتی دشمنان و حسودان قلم من یک قلم دلسوزانه و اصلاح گر است و هدف تنها بهبودی کار و پیشرفت و کمک به کشاورزان وباغداران است. برخی از مطالب وبلاگ از دید بسیاری گاها تند و غلیظ تر از حد معمول است و اگر نیت خیرخواهی نبود شاید نوشتن برخی از مطالب از جانب من از طرف بسیاری غیرقابل تحمل می بود اما خدا داند که هدف اصلی آگاهسازی و کمک به باغداران است نه دشمن تراشی!! خوشبختانه محیط این وبلاگ محیطی کاملا علمی و در جهت عمل است نه صرفا یکسری از مطالب کلیشه ای آکادمیک غیر قابل کاربرد در محیط باغ! چه خوب است که به فکر و قلم دیگران احترام بگذاریم و خوشحال باشیم که چنین افراد دلسوزی در صنعت پسته ایران وجود دارند!! به جرات می توان گفت در مورد صنعت پسته ایران بخصوص در بخش باغبانی مطالبی که در این وبلاگ وجود دارد در هیچ سایت و کتابی نیست. در واقع افرادی که با اینترنت آشنایی دارند و دستی در صنعت پسته ایران دارند محال است که با من و این وبلاگ آشنا نباشند!! از همه نقاط پسته خیز ایران از همه استانها روزانه و هفتگی با این وبلاگ تماس برقرار می شود و نظرات و سوالات مطرح می شوند و بنده تا انجایی که امکان داشته باشد و وسعت علمی و عملی من اجازه دهد به جواب سوالات و شبهات خوانندگان خود می پردازم. چه خوب است که خوانندگان و باغداران گرامی بجای حسادت ورزیدن مبادرت به به اشتراک گذاشتن مطالب و نظریات خود بکنند تا هم بنده و هم سایر دوستان و علاقه مندان استفاده ببریم. به اعتراف بسیاری از کارشناسان و خود بنده بزرگترین راهنماییها و تجربیات را ما از خود کشاورزان و باغداران آموخته ایم! محیط باغ و زمین خود یک کلاس بسیار آموزنده برای کارشناسان است و در واقع هر چه ما آموخته ایم از خود کشاورزان و باغداران است و اگر چه محیط های علمی و دانشگاهی هم در پیشرفت کار بسیار مهم بوده اند اما من بشخصه درسهایی را از کشاورزان و باغداران در اقصی نقاط باغات پسته ایران آموخته ام که در هیچ کتاب و مقاله ای نبوده و نیست!! چه خوب است که به نویسنده مطالب این وبلاگ احترام بگذاریم و حداقل اگر مطلبی را ذکر می کنیم با ذکر منبع باشد و نه کپی پیست کردن مطالب!! درست کردن سایت و وبلاگ کاری است راحت اما اینکه شما بتوانید مطالب در آن قرار دهید و این مطالب بتواند راضی کننده باشد مهم است و الا درست کردن وبلاگ و دزدیدن مطالب دیگران و قرار دادن مطالب دیگران در سایت خودمان بدون ذکر منبع امری است بسیار زشت و نکوهیده!! به جرات می توان گفت در مورد وبلاگ بنده هیچ کدام از مطالب بدون رفرنس نیستند و بخصوص در مورد محققین گرامی پسته داخل کشور عزیزمان ایران اگر مطالبی ذکر شده حتما رفرنس مطلب به نحوی از انحا در متن مقاله بازگو شده است. بسیار جای خوشحالی دارد وقتی که من برای بازدید از استانهای مختلف و باغات پسته سراسر ایران به افرادی برمی خورم که جمله به جمله مطالب وبلاگ بنده را خوانده اند و در واقع وقتی با ایندسته از افراد صحبت می کنیم دقیقا در پاسخ مطالبی را ذکر می کنند که از وبلاگ من خوانده اند و در واقع بنوعی درس پس می دهند! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٩
تگ ها :

مقایسه واریته های پسته ایرانی از نظر شدت زادآوری

مقایسه واریته های پسته ایرانی از نظر شدت زادآوری

            محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

زادآوری یا سال آور و نیاور یکی از ویژگیهای مهم در درختان پسته است. یعنی به بیان ساده تر سال پسته و سالی که سال پسته نیست. بخوبی واضح است در سال پسته یا سال On یا آور مقدار محصول بیشتر از سال نیاور یا Off است. یکی از خصوصیات مهمی که در اصلاح درختان پسته دنبال می شود رسیدن به واریته هایی است که شدت زادآوری کمتری داشته باشند. بعبارت ساده تر زمانی که درختان پسته از واریته ای باشند که شدت زادآوری کمتری داشته باشند مقدار محصول از یک سال به سال بعدی تفاوت چندانی نخواهد داشت و این یک پوینت مثبت در باغبانی محسوب می شود. متاسفانه واریته فندقی یا Ohadi که مهمترین رقم صادراتی ایران است از شدت زادآوری  برخوردار است و از یک سال به سال بعد یا قبل مقدار محصول دارای نوسان شدیدی است. اگر اتفاقات غیرمنتظره مانند سرمازدگی و گرمازدگی و ... را در مورد پسته در نظر نگیریم مقدار محصول پسته صادراتی ایران از یک سال به سال دیگر دارای نوسان زیادی است و ممکن است حتی این اختلاف به 80 و حتی 100 هزارتن هم برسد!! بنظر می رسد علت این اختلاف همین شدید بودن زاد آوری در درختان اوحدی باشد. بهترین درختان از نظر باغبانی درختانی هستند که دارای شدت زادآوری کمتری هستند. باید واریته هایی که شدت زاد آوری کمتری هستند و بومی ایران هستند و از خصوصیات دیگری هم مناسب هستند را معرفی و اشاعه داد. یکی از عیوب بسیاری از درختان خانواده بادامی در پسته همین شدت بالای زادآوری است. درختان خانواده بادامی اگرچه نسبت به بسیاری از شرایط نامساعد مقاوم هستند از جمله شوری، خشکی و...اما در برخی از رقم های این خانواده شدت زادآوری بالاست! یعنی در یک سال مقدار محصول بسیار بالاست و در سال بعد هیچ محصولی در باغ نیست و این برای باغداران اصلا قصه جالبی نیست!! هستند در میان خانواده پسته های بادامی رقم هایی که هم دارای مقاومت خوبی نسبت به شرایط نامساعد هستند و هم شدت زادآوری کمتری دارند و اینچنین درختانی برای ما بسیار ارزشمند هستند!! در این نوشتار به بررسی خلاصه ای از مقاله می پردازیم به قلم الف. اسمعیل پور از محققین موسسه تحقیقات پسته در رفسنجان که در سال 2005 بچاپ رسیده است (Evaluation of alternate bearing intens ity in Iranian pis tachio cultivars). همانطور که میدانیم تنوع واریته های پسته در ایران بسیار زیاد است. شاید هیچ جایی از دنیا تنوعی که در میان پسته ایران و واریته های مختلف ان وجود دارد وجود نداشته باشد!! فقط باید این واریته ها را شناسایی کرد و برای هر منطقه واریته مناسب را به کشاورزان معرفی کرد. در واقع برای ایران 6 واریته تجاری یا رقم تجاری پسته وجود دارد. مکانیزم سال آور و نیاور مکانیسمی پیچیده و جالب است و تحقیقات در این زمینه اندک است که به چه علت در یکسال درخت پسته تولید گلهای فراوان می کند و در آن سال محصول زیاد و در سال بعد این قضیه وجود ندارد!! در واقع در سال آور در تابستان و اوج پر شدن مغز و اوج فشار به درختان بسیاری از پتک ها فرو می ریزند و این موجب بروز عدم محصول مناسب در سال بعد خواهد شد. عوامل متعددی موجب بروز پدیده زادآوری در درختان پسته می شوند که شاید مهمترین آنها خصوصیات ژنتیکی باشند!! در این تحقیق در میان واریته های ایرانی واریته احمدآقایی (Ahmad-Aghaii') دارای شدیدترین حالت زادآوری بود و این در حالی بود که واریته های کله قوچی (Kalleh-ghochi') و اوحدی (Ohadi') و اکبری ('Akbary) دارای شدت زادآوری متوسط بودند و همچنین در این مطالعه رقم پسته شاهپسند (Shahpasand) دارای کمترین مقدار زادآوری بود!! لازم بذکر است که این مطالعه نمی تواند صد در صد نتایجش غیرقابل بحث باشد. در برخی از مطالعات ممکن است نتایج بدست آمده با نتایج این آزمایش متفاوت باشند!! در این تحقیق پسته های رقم ممتار، اوحدی، کله قوچی و اکبری تقریبا در یک سطح از نظر زادآوری دسته بندی شدند اما پسته رقم احمدآقایی دارای شدیدترین حالت زادآوری و رقم شاهپسند دارای کمترین حالت زادآوری بودند. لازم بذکر است که انتخاب یک رقم مناسب برای توسعه و گسترش صرفا بر اساس شدت زادآوری نیست و علاوه بر زادآوری به بسیاری از فاکتورهای دیگر نیز باید توجه کرد. بعنوان مثال رقم شاهپسند که در این تحقیق بعنوان رقمی مناسب از نظر شدت زادآوری معرفی شده است از بسیاری از لحاظ دیگر بخصوص از جهت بیماری سرخشکیدگی رقمی است بسیار حساس و در اقلیم مناطق پسته کاری استان کرمان درختان شاهپسندی را نمی توان یافت که درگیر بیماری سرخشکیدگی نباشند و از این حیث شاهپسند اصلا رقم مناسبی نیست!! پسته ایران دارای غنای بسیار زیادی از نظر ژنتیکی است و شاید دهها رقم شناخته شده و ناشناخته در باغات پسته ایران در نقاط مختلف وجود دارد. اگر بازدیدی دقیق به نقاط پسته خیز ایران داشته باشیم به بسیاری از ارقام ناشناخته برمی خوریم که حتی هنوز توسط محققین توصیف و نامگذاری نشده اند!! در هیچ جای دنیا از جمله ایالات متحده امریکا با انهمه محقق و ادعای تحقیقات پسته اینچنین تنوعی از نظر ارقام پسته وجود ندارد. هر نقطه ای از ایران دارای رقم و پسته مخصوص به خود است که در طول سالها با شرایط منطقه سازگاری پیدا کرده اند. بنظر من بهترین رقم های پسته از همه نظر ارقامی هستند که بومی منطقه هستند!! بخوبی واضح است که مثلا پسته قزوینی در منطقه قزوین بمراتب بهتر از سایر ارقام پسته جواب می دهد. یا سفید پسته منطقه مه ولات استان خراسان رضوی بهترین نوع پیوند در این منطقه است. جای سوال اینجاست که چرا باغداران سخت کوش کرمانی چرا دست از توسعه پسته بادامی ریز (رقم پسته بومی بسیاری از نقاط استان کرمان) کشیده اند و اکثر باغاتشان را مبدل به پیوند فندقی تبدیل کرده اند. بمرور ثابت شد که رقم فندقی رقم مناسبی برای اقلیم استان کرمان نیست. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۳
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED