اسرار و رازهای خوب و بدی که در زندگی خیلی انسانها وجود دارند!!

اسرار و رازهای خوب و بدی که در زندگی خیلی انسانها وجود دارند!!

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

فرق اصلی انسانها با حیوانات و جمادات پیشرفته بودن آدمیزاد از نظر قدرت تعقل و تفکر و شعور است. قدرت تصمیم گیری و فکر کردن و گرفتن بهترین تصمیات در زندگی همه انسانهای هوشیار و نرمال امری بسیار معمول است! روابط انسانی، افکار، نیات، اهداف، مسیرها، انتخابها و.....همگی جزو تفکیک ناپذیر در زندگی انسانهاست. انسانها بسیار متفاوتند برخی فرشته خو و برخی دیوسرشت! بسیاری از آدمها دارای اسراری هستند که شاید تا آخر عمر کسی جز خود فرد از این اسرار اطلاعی نداشته باشد. در واقع اسرار و رازها ممکن است تا آخر عمر یک فرد و حتی بعد از مرگ یک فرد سر به مهر باقی بمانند و فقط خداوند عالم بر اسرار تک تک افراد است و از غیب و آینده اطلاع دارد. در واقع اینکه یکی از خصوصیات خداوند قادر را ستار العیوب و عالم الغیب می نامند همین است که اسرار شخصی بسیاری از افراد را خداوند می داند و بس و اوست که می داند در قلب و وجود هر انسانی چه می گذرد! چه نیتی دارد و در ذهن و فکر او چه می گذرد. وای بحال آن روزی که اسرار انسانها برملا شود! در نظر بگیرید برای یک روز اسرار همه انسانها برای انسانهای دیگر فاش شود! آن روز معلوم نیست که چه سرنوشتی برای انسانها رقم خواهد خورد و چه بسا فاش شدن اسرار و رازها موجب خونریزی شود و چه چیزی پیش آید معلوم نیست! در واقع این جمله که عجب صبری خدا دارد یک جمله بسیار پر مفهوم و عمیق است. صبر خداوند در پوشاندن رازهای زشت!!! خوش به سعادت کسانی که رازهای خوب دارند و هدفی جز خیر و صلاح بندگان ندارند و وای بر حال کسانی که دارای رازهای بد هستند! خوردن حق این و آن! پایمال کردن حقوق دیگران! کلاهبرداری و بسیاری از صفات زشت انسانی که در واقع برای بدست آوردن چند غاز مال دنیا یا رسیدن به لذات زودگذر دنیایی! بسیاری از افراد را می شناسم که دارای نیات خیر و افکار خداپسندانه هستند و این کارهای خیر و خداپسندانه بصورت یک راز تا آخر عمر اینچنین افرادی پوشیده می مانند! مثلا فردی که تمکن مالی دارد و بدون اینکه دیگران بفهمند به این و آن که نیازمندند کمک می کند. یا فردی از روی عمد کاری می کند تا لقمه نانی به کسی برساند یا کمک کند تا مشکلی یا معظلی از مشکلات بندگان خدا حل شود. بسیارند افرادی که بصورت رازگونه و ناشناس تمام مخارج یک خیریه کودکان بی سرپرست و یا بدسرپرست را می پردازند و بصورت ناشناخته به این و آن کمک می کنند تا گره ای از مشکلات نیازمندان بگشایند! افرادی که برای کارهای خیر خود هزینه می کنند هزینه های مالی و غیر مالی! خوش بحال کسانی که بدون منت و بصورت رازگونه و ناشناس به خلق خدا خدمت می کنند! خود اینکه فردی بصورت ناشناس و پوشیده به دیگران یاری برساند سعادت بزرگی است که نصیب هر کسی نمی شود. خیلی از افراد هم هستند که کمکشان برای ریا و خودنمایی است و یا اینقدر منت گذاری می کنند که کمک گیرنده از درخواست کمک پشیمان می شود. با افراد خیر بسیاری آشنا هستم که هر روز برای کارهای خیری که می کنند بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم هزینه می کنند اما متاسفانه بسیاری از این افراد از کار خیری که می کنند پشیمان می شوند و بقول معروف کار صواب کباب می شود! بهر روی اینکه کار خیرخواهانه یک فرد مستتر و پوشیده و رازگونه باشد بسیار ارزشمند است و جواب آن هم با خداوند قادر است همانگونه که وعده داده هر ذره ای از شر و هر ذره ای از خیر دارای حساب و کتاب است و از درگاه عدل الهی نمی توان فرار کرد! بر خلاف چنین افرادی که فرشته صفت هستند متاسفانه افراد زیادی وجود دارند که شیطان سرشتند! وای بر حال کسانی که دیو سرشتند! خدا رحم کند به ایندسته از افراد وقتی که اسرار آنها فاش شود! بلاشک افراد شیطان سرشت دارای رازهایی هستند که اگر بر ملا شود دیگر آبرویی برای ایندسته از افراد نمی ماند! متاسفانه بسیار از افراد دارای ظاهری بسیار موجه هستند اما رازهایی در زندگی شخصی خود دارند که اگر خدای ناکرده بر ملا شوند حزن آور و ملالت بار است. رازهایی که اصلا قابل باور نیستند و با هیچ فرمول و منطقی جور در نمی آیند. اگر چه خداوند در قرآن کریم می فرمایند که در زندگی دیگران تجسس نکنید اما متاسفانه گاه و بیگاه در زندگی شخصی بسیاری از افراد به چیزهایی بر می خوریم که اصلا قابل باور نیست. خوش بحال کسانی که رازهای منفی در زندگی خود ندارند و بدبخت کسانی که ظاهرشان با باطن آنها فاصله زیادی دارد. خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرمایند و از شر افراد شیطان صفت بدور دارد. آمین یا رب العالمین!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٧
تگ ها :

اهمیت آمار صحیح در برنامه ریزی های دراز مدت و کوتاه مدت صنعت پسته ایران

اهمیت آمار صحیح در برنامه ریزی های دراز مدت و کوتاه مدت صنعت پسته ایران

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

آمار و داشتن ارقام صحیح اساس برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلند مدت در همه صنایع مولد منجمله صنعت پسته ایران است. در دسترس بودن آمار صحیح بسیار مهم است. متاسفانه در کشور ما بسیاری از آمارها بدور از واقعیت هستند و این بدور بودن آمارها و ارقام از واقعیت موجود کار را تنها بسمت بهتر شدن سوق نمی دهد بلکه موجب ایجاد خسران و زیان فوق العاده در دراز مدت خواهد شد. در همه جوانب جامعه امروزی علوم آماری اساس همه برنامه ریزی هاست. بخوبی مشاهده می کنیم که در واقع قویترین کشورها از نظر صنعتی و کشاورزی دارای قویترین سازمان های آمارگیری و تجزیه و تحلیل آماری هستند! زمانی که ما آمار صحیحی از وضعیت موجود نداشته باشیم بطور قطع به بمبست خواهیم خورد! مقایسه صنعت پسته در ایران و ایالات متحده در بخش آماری بخوبی به اثبات می رساند که در سالهای نچندان دور ایران سرآمد تولید و صادرات پسته در دنیا بوده است و متاسفانه بمرور ایران جایگاه خود در تولید و صادرات پسته را به امریکا واگذار کرده است. دلایل اصلی این واگذاری صنعت پسته دنیا به امریکا دو دلیل اصلی داشته است اول مدیریت بسیار قوی شرکت های قدرتمند تولید و صادرات پسته در کالیفرنیا (پارامونت و ...) و دوم اهمیت فوق العاده به تحقیقات پسته و کاربردی کردن این تحقیقات! بهر روی خوشبختانه انجمن پسته ایران در سالهای کوتاهی که از عمرش می گذرد خدمت بزرگی به صنعت پسته ایران کرده است و بجد می توان گفت اگر انجمن پسته ایران نبود وضعیت پسته بمراتب بدتر از وضعیتی بود که اکنون هست! خوشبختانه انجمن پسته ایران توجه زیادی به استفاده از شیوه های جدید و بروز ان جی او ها در دنیا کرده است و می کند و محیط انجمن یک محیط دانشگرا و روشنفکرانه است که جای بسیار خوشبختی و مسرت دارد! یکی از پوینت های بسیار مثبتی که در انجمن پسته ایران در طول این چند ساله جمع آوری و تجزیه و تحلیل آمار و دیتاهای مختلف مربوط به صنعت پسته ایران بوده است. بطور قطع آمارهایی که از سوی انجمن پسته ایران منتشر می شود شاید معتبرترین آمارهای مربوط به صنعت پسته ایران باشند! جمع آوری و تجزیه و تحلیل آمارهای مربوط به صنعت پسته کار ساده و راحتی نیست و ساعتها زمان و انرژی و علاقه را می طلبد که خوشبختانه با عنایت ویژه ای که دبیر کل محترم انجمن پسته دارند این آمارها به بهترین شکل ممکن جمع آوری، تجزیه و تحلیل و نهایتا منتشر می شوند. آمارهای همچون مقایسه استان های مختلف پسته خیز از نظر تولید، تخمین های مربوط به مقدار محصول سالهای آتی و درج مقدار دقیق محصول سالهای گذشته، مقایسه روند صادرات ماهانه پسته کشور، مقدار صادرات پسته به کشورهای مختلف دنیا، قیمت های پسته در برحه های زمانی مختلف و سالهای گذشته و ...، مقدار مصرف داخلی پسته و دهها آمار و گراف و نمودار آماری که واقعا جای تقدیر و تشکر دارد! اینکه یک نهاد غیر دولتی که بر اساس توجه و پشتیبانی اعضای خود بتواند چنین آمار و نمودارهایی را در کتاب سال خود بیاورد جای بسی خوشحالی است. بودجه کلی که انجمن پسته ایران بر اساس آن می چرخد بارها کمتر از بودجه هایی است که بسیاری از نهادهای دولتی دارند اما عملکردها و بازدهی اصلا قابل مقایسه نیست. برای گفته هایم بنده دلایل بسیار زیادی دارم که بسیاری از آنها بر همگان واضح و آشکار است و نیازی به توضیح بیشتر ندارد! مسلما  هر چه آمارها در یک مجموعه ای بیشتر و دقیق تر باشند برنامه ریزی ها دقیق تر و پیشرفت و توسعه بمراتب بهتر خواهد بود. همانطور که گفتم اینکه کتاب سال پسته ایران پر باشد از آمار و گرافهای مختلف از دیدگاه شخص بنده مایه بسی خوشحالی و خوشبختی است! وجود بیش از 30 گراف، جدول و نمودار آمار در کتاب سال انجمن پسته ایران نشانه همت عالی اعضای محترم و دبیر کل و هیات امناست و جای خوشبختی بسیار دارد. همانطور که گفتم هر چه آمار دقیق تر باشد برنامه ریزی ها دقیق تر و هر چه برنامه ریزی های دقیق تر باشد دست یابی به اهداف سهل الوصولتر و توسعه در هر امری چند برابر خواهد شد. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٦
تگ ها :

مدرک بدستان بیسواد!

مدرک بدستان بیسواد!

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

هر ساله دانشگاهها شروع به پذیرش هزاران دانشجو در رشته های مختلف می کنند. از سالهای قبل رقابت بر سر ورود به دانشگاهها بسیار سخت بوده است و کنکور را هفت خوان رستم می نامیدند و هنوز هم که بعد از گذشت سالها از بحث کنکور هنوز هم واژه کنکور برای بسیاری از افراد یاد خاطرات درس خواندن های سخت برای پذیرفته شدن در دانشگاه و رشته قابل قبول است! درست یادم هست که چقدر سختی ها و درس خواندن ها لازم بود تا فردی در یک رشته تاپ قبول شود. وقتی که دقت کنیم بخوبی در می یابیم که تفاوت کیفیت آموزشی در دانشگاههای معتبر دولتی مانند دانشگاه تهران، صنعتی شریف و دانشگاههای دولتی مراکز استانها با دانشگاههای معلوم الحال بسیار زیاد است! هیات علمی، امکانات آموزشی و تحقیقاتی و بسیاری از پارامترهای دیگر! باعث تاسف است فردی که با هزاران زحمت و تلاش های چندین ساله مثلا در رشته پزشکی که فقط 7 سال زمان لازم است که فرد یک مدرک پزشکی عمومی دریافت کند درس خوانده با فردی برابر شمرده می شود که بدون کنکور و در یک دانشگاه پولی و به ضرب پول مدرک پزشکی خود را دریافت کرده است! آیا گیاهپزشکی دانشگاه تهران با آنهمه استاد و هیات علمی با گیاهپزشکی دانشگاه چارقوزآباد قابل مقایسه است! آیا مدرک دانشگاه اوهایو در ایالات متحده با مدرک دانشگاه ورشو در لهستان مانند هم است! البته در کشور ما متاسفانه فقط مدرک مهم است و آیا این مدرک از اعتبار کافی برخوردار است یا نه مهم نیست. البته در اکثر کشورهای جهان سوم وضع بهمین منوال است! و فقط داشتن مدرک مهم است نه تجربه و مهارت و سواد کافی که بخواهی از مدرکی که بدست آورده ای در محیط کار استفاده کنی! سواد و دانش و اطلاعات هیچ ربطی به مدرک ندارد چه بسیارند افرادی که مدرک ندارند اما اطلاعات آنها فوق العاده بالاست و چه بسیارند افرادی که فوق دکتری دارند و هیچ درک و دانشی ندارند و فقط مدرک گرفته اند! متاسفانه برای تاسیس رشته های کشاورزی امکانات چندانی مورد نیاز نیست و با کمی امکانات و با کمترین استانداردها رشته های کشاورزی در برخی از دانشگاههای معلوم الحال راه اندازی می شود! علاوه بر سواد آکادمیک سواد کاربردی و عملی هم بسیار مهم است. دکترای کشاورزی که درخت نر و ماده پسته را تشخیص نمی دهد به چه دردی می خورد! وضعیت بسیاری از مدرک بدستان در بخش کشاورزی فاجعه بار است و دانشگاهها هم بصورت انفجاری فارغ التحصیل کشاورزی بیرون می فرستند! و لابد برای همه هم 2 راه وجود دارد یا تاسیس گلخانه و یا فروشگاه سموم و ادوات کشاورزی! من معتقد هستم که مدارک دانشگاههای معتبر ایرانی مانند دانشگاه تهران، شیراز، اصفهان و کرمان بارها بار از مدارک دانشگاههای هند و مالزی و سنگاپور و مجارستان و ...معتبرتر هستند! فردی را می شناسم که با بردن چند عدد قالی و چند کیلو پسته به هندوستان مدرک دکتری کشاورزی گرفته و الان هم با رابطه هیات علمی دانشگاه است ولی چه فایده که مایه مضحکه خاص و عام است! و هنوز فرق ایمیل و وبسایت را نمی داند! بخوبی درمی یابیم که زمانی یک فرد دست به مهاجرت به کشورهای ضعیف از لحاظ علمی و دانشگاهی برای کسب مدرک می کند که نتواند در کشور خود و حتی در دانشگاه آزاد اسلامی پذیرفته شود! و روی به هندوستان و مالزی و قبرس و لهستان و بنگلادش می کند! فردی از نزدیکان ما سالهای سال به فوق لیسانس هیات علمی یکی از دانشگاههای معتبر ایران بود و بعد از گذشت 15 سال دانشگاه فشار آورد که باید مدرک دکتری بگیری و جالب اینجا بود که در خود دانشگاه این فرد دانشجویان دکتری پذیرش می شدند اما این فرد اینقدر بیسواد بود که حتی در خود دانشگاه محل تدریس خود هم نتوانست به خواندن دکتری بپردازد و با 2 سال رفتن به هندوستان مدرک دکتری گرفت! مدرک گرایی در جامعه باعث تاسف است. با شرایط فعلی در بسیاری از ارگانها نیازی به آموخته های یک فرد در محیط های دانشگاهی نمی کنند و صرفا مدرک برایشان مهم است. بسیاری از افراد پرستیژ استادی دانشگاه و هیات علمی بودن را تا حد یک کارگر افغانی پایین برده اند! و وقتی نگاهی به فلان دکتر و فوق لیسانس می کنیم بیشتر شباهت به یک کارگر افغانی می دهند تا یک استاد دانشگاه و یا هیات علمی! هیات علمی بودن خود پرستیژ خاص خود را می خواهد و معلومات مکفی! و صرفا مدرک نمی تواند بیانگر کارآیی یک فرد در یک مکان علمی باشد! مسلما افرادی که درک و شعور و تجربه کافی دارند بخوبی درک می کنند که هر کسی بقول معرف چند مرده حلاج است! و هر گردی گردو نیست! بهر روی گذشت زمان ثابت خواهد کرد که همیشه علم و سواد و آگاهی و دانش و شخصیت بر پارتی بازی و رابطه و مدرک گرایی چیره خواهد شد و دنیای امروزی دنیای تکنولوژی و اطلاعات است و قانون طبیعت افراد نالایق و بدرد نخور را کنار خواهد زد! یکی از سروران عزیزم و محقق موسسه تحقیقات پسته در رفسنجان بمن می فرمودند که شما از نظر اینترنتی بسیار فعال هستید و تبلیغات خوبی دارید که در این مورد هم باید گفت که تا فردی که اطلاعاتی نداشته باشد که نمی تواند در اینترنت مطلب قرار دهد. مسلما کارهای عملی بسیار فراوان بوده اند و هستند و هر ماه بنده حداقل به دو استان پسته خیز ایران سفر می کنم و از نزدیک با مشکلات و مسایل باغات پسته در اقصی نقاط ایران آگاهی دارم. بهر روی هدف از نوشتن این سطور بهیج وجه خودستایی و غرور نبوده و نیست. امید است سروران بزرگوار اگر جسارتی شده بنده حقیر را عفو نمایند! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٢
تگ ها :

سال on و Off در درختان پسته، نکات و ملاحظات-بخش اول

سال on و Off در درختان پسته، نکات و ملاحظات-بخش اول

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

درختان پسته مانند بسیاری دیگر از درختان دارای سال پر بار یا آور یا On و سال کم بار یا نیاور یا Off هستند! سال On سالی است که برداشت پسته بالاست و در سال Off مقدار محصول عایدی کشاورزان کم است. مکانیزم این پدیده هنور بصورت واضح در درختان پسته معلوم نیست و مجهولات بسیاری در این مورد وجود دارد. اینترکشن های هورمونی، مسایل تغذیه ای و....در این پدیده نقش موثری دارند. بصورت کاملا واضحی  در سال آور انرژی درخت بیشتر صرف تولید خوشه ها و رشد زایشی می شود و در سال نیاور انرژی درختان پسته صرف رشد رویشی و تشکیل شاخه ها و جوانه های رویشی و زایشی می شود! مبحث زادآوری مبحث بسیار مهمی است و دارای حواشی زیادی از نظر تحقیقاتی است! بعنوان مثال شدت زادآوری در واریته های مختلف پسته، اهمیت استفاده از هورمونها در شدت و ضعف زادآوری، نقش تغذیه ریشه ای و برگی در زادآوری، کمیت و کیفیت میوه در سالهای آور و نیاور، نقش هرس و سایر اعمال باغبانی روی زادآوری یا سال آف و آن، نقش عوامل اقلیمی مانند سرما و گرما و ... و دهها مورد تحقیقاتی دیگر که روی برخی از این موضوعات تحقیقات و گزارشاتی وجود دارد که بعضا در این وبلاگ آمده و خوانندگان می توانند مراجعه کنند. همچنین در مورد بسیاری دیگر از این مباحث هنوز جای فراوان برای کارهای تحقیقاتی وجود دارد بخصوص در مورد متخصصین باغبانی! بهر روی بحث زادآوری از دیدگاه فیزیولوژی گیاهی هم بسیار جالب است و رصد کردن فیزیولوژی درختان پسته با فوکوس کردن روی سال On و Off یک مبحث بسیار جالب است که نهایتا ممکن است کمک زیادی در جهت افزایش راندمان محصول تولیدی در باغات پسته بکند. بنده همیشه معتقد بر این هستم که آمریکاییها (بخصوص محققین پسته دانشگاه کالیفرنیا) در مبحث فیزیولوژی درختان پسته تحقیقات زیادی انجام داده اند که بنظر من بیش از 90 درصد آنها سری است و به دیگران منتقل نمی کنند. رسیدن به عملکردهای 4 و 5 تن در هکتار در باغات پسته کالیفرنیا بدون شناخت دقیق فیزیولوژی درختان پسته امری محال است! بهر روی مبحث فیزیولوژی گیاهی در پسته مبحثی بسیار مهم و کلیدی است و ارتباط تنگاتنگی با سال آور و نیاور در درختان پسته دارد! همانطور که اشاره کردم در سال نیاور انرژی درختان بیشتر مصروف به رشد سرشاخه و رشد طولی آنها می شود. اینکه درختان پسته ای وجود داشته باشند که توان عملکرد دو جهته هم در جهت رشد رویشی و هم در جهت رشد زایشی داشته باشند چیز محالی نیست اما قطعا جای کار فراوانی دارد! هستند واریته هایی در درختان پسته که شدت زادآوری کمتری دارند بعبارت ساده تر هم می توانند رشد رویشی و هم رشد زایشی اپتیمم داشته باشند! بهر روی شناخت و توسعه واریته هایی که شدت زادآوری کمتری داشته باشند بحث مهم و جالبی است! یک جوانه رویشی که می خواهد پسته تولید کند باید چند ماهی را روی سرشاخه ها سپری کند تا قدرت تولید خوشه در سال بعد داشته باشد. بسیار بعید است که جوانه زایشی که در ابتدای فصل از طویل شدن شاخه های سال جدید تولید می شود بتواند تولید خوشه و پسته کند. بهر روی تولید خوشه و پسته آنچنان ساده هم که بسیاری می پندارند نیست! اگر بصورت ریز به سیکل زندگی در درختان پسته دقت کنیم  در می یابیم که شاید بیشترین انرژی درختان در دوره پر شدن مغز مصرف می شود و مطالعات مشخص کرده که در دوره پر شدن مغز بسیاری از گره های زایشی تولید شده در ابتدای فصل که استعداد بالقوه خوشه شدن در سال بعد را دارند بدلیل اینکه درخت انرژی بسیار زیادی در دوره پر شدن مغز می طلبد فرو می افتند! شاید یکی از راههایی که می توان از شدت زادآوری در درختان پسته کاست و درصد قابل توجهی از جوانه های زایشی را روی درختان برای سال بعد نگه داشت حفظ کرد مراقبت های ویژه دوره پر شدن مغز باشد! علاوه بر بحث تغذیه ای در دوره پر شدن مغز در تابستان که بسیار بسیار مهم است کنترل پسیل پسته (شیره خشک) هم در هنگام پر شدن مغز موجب حفظ جوانه های زایشی سال بعد و کاستن از شدت زادآوری خواهد شد! فرو افتادن جوانه های زایشی در درختان پسته ممکن است علل و عوامل مختلفی داشته باشد و حتی از یک سال به سال دیگر علل و عوامل با هم فرق داشته باشند! شناخت این عوامل و رفع این عوامل تا حد امکان اهمیت بسیار زیادی دارد و ممکن است از یک منطقه به منطقه دیگر با هم فرق داشته باشند. متاسفانه بنظر من توصیه هایی که مثلا موسسه تحقیقات پسته در رفسنجان می کند در ارتباط با فلان موضوع حتما در خود رفسنجان و حومه صد در صد قابل اعتنا و کاربردی خواهند بود و مثلا در باغات پسته سیرجان ممکن است این دستورالعمل ها (البته نه همگی) اصلا محلی از اعراب نداشته باشد! شناخت عواملی که موجب خسارت می شوند و برطرف کردن آنها تا حدی که امکان پذیر است باید بصورت منطقه ای و حداکثر در یک شعاع 50 کیلومتری باشد و بیش از این فاصله ممکن است وضعیت کاملا متفاوت باشد! این است که همیشه من توصیه به استفاده از کارشناسان کاربلد در امر پسته می کنم که متاسفانه انگشت شمارند! مدارک همگی فوق لیسانس و دکتری اما سواد کاربردی در حد سیکل! ادعاها در حد المپیک! بگذریم!! 

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢۱
تگ ها :

لزوم بومی سازی و تجاری سازی نهاده های کشاورزی با کیفیت و کم خطر در ایران

لزوم بومی سازی و تجاری سازی نهاده های کشاورزی با کیفیت و کم خطر در ایران

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

چندی پیش به دعوت ریاست محترم شرکت کیمیا سبزآور جناب مهندس احمدیه گرامی در جلسه ای که در مرکز آموزش کشاورزی باغین در استان کرمان برگزار شد حضور یافتم. خوشبختانه شرکت کیمیا سبزآور که تولید کننده سموم و نهاده های سازگار با محیط زیست است تلاش زیادی را برای تجاری سازی و بومی سازی محصولاتی کرده که نسبت به سموم شیمیایی بسیار سازگارتر با محیط زیست و سالم تر هستند و این جای خوشحالی بسیار دارد. شاید کیمیا سبزآور تنها شرکتی باشد که من در کل این سیصد و اندی مطلب که در وبلاگم قرار دادم به آن اشاره می کنم. استراتژی من این بوده که محیط این وبلاگ و مطالب آن تبلیغ برای هیچ شرکتی در جهت فروش محصول خود نباشد و این سیاست همچنان به قوت خود باقی است اما چون شرکت کیمیا سبزآور صرفا سموم و نهاده هایی را تولید می کند که سازگار با محیط زیست هستند و منشا شیمیایی ندارند بنظر من باید از اینچنین شرکت هایی حمایت کرد و آنها را به بهره برداران معرفی کرد! علاوه بر شرکت کیمیا سبزآور وجود دارند سایر شرکت هایی که شروع به تولید محصولات سازگار با محیط زیست کرده اند و این جای خوشحالی دارد بشرطی که شرط اول تولید، کیفیت باشد نه کمیت! بهر روی هدف اصلی شرکت کیمیا سبزآور رسیدن به محصولات یا سمومی است که اولا منشا غیر شیمیایی داشته باشند و ثانیا بتوانند آفات را حداقل در سطح قابل قبولی کنترل کنند! تا کی باید هزاران هزار لیتر سموم شیمیایی پر خطر در محیط اکوسیستم باغات پسته و کل اکوسیستم کشاورزی ایران بمصرف برسند هیچ کس نمی داند! بحث استفاده بی رویه از سموم شیمیایی بحث بسیار مهمی است که باید حتما به آن توجه شود. آلودگی های شدید زیست محیطی، انواع و اقسام سرطانها و امراض مادرزادی عجیب و غریب و نابودی حیات وحش و هزاران درد بی درمان دیگر همه ناشی از استفاده بی رویه از سموم شیمیایی است. متاسفانه ما با دست خود داریم بمرور خود را با مصرف بی رویه و خودسرانه از سموم شیمیایی نابود می کنیم و متاسفانه تنها راه کاهش سموم شیمیایی گوشزد کردن مضرات استفاده از سموم آفت کشی است که بصورت بی رویه در باغات پسته مورد استفاده قرار می گیرند! بارها بنده عرض کرده ام که فروش سموم شیمیایی یا اکسیرهای مرگ جزو کثیف ترین تجارت هاست و نمی شود آن را خدمت به کشاورزان قلمداد کرد. مافیای تولید سموم در ایران بسیار قدرتمند است و براحتی موانع را از پیش پای خود بر می دارد و تنها راه آگاه کردن کشاورزان است. البته باید به بسیاری از کشاورزان و باغداران حق داد که در برخی از مواقع کاربرد سموم شیمیایی تنها راه نجات است و کار دیگری برای حفظ محصول نمی شود انجام داد! تنها کار این است که حداقل از مصرف بی رویه و غیر ضروری کاست و محیط زیست را بیش از این آلوده نکرد! مبحث سموم شیمیایی آفت کش خود داستان مفصلی است که بقول معروف" خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل! امروزه در دنیا و کشاورزی نوین مبحث تولید محصولات ارگانیک (محصولاتی که بدون استفاده از سموم و کودهای شیمیای تولید می شوند) بحث بروز و داغی است و گاها قیمت محصولات کشاورزی ارگانیک به چندین برابر قیمت محصولات غیر ارگانیک می رسد. آفت کش های غیر شیمیایی به آندسته از آفت کش هایی اطلاق می شود که موجب کنترل نسبی آفات با استفاده از موادی است که خطر برای محیط زیست ندارند. خوشبختانه در ایران شرکت هایی مانند کیمیا سبزآور جلودار این قضیه شده اند و دولت و سیاست گذاران باید اینچنین شرکت هایی را حمایت کنند تا محصول سالم تری تولید شود و محیط زیست و حیات انسانها در معرض نابودی کمتری قرار بگیرد. پسته جزو نباتاتی است که مقدار سرانه مصرف سموم شیمیایی بخصوص آفت کش ها در آن بسیار بالاست و یک نمونه عینی آن که موجب ضرور زیان در همین دو سال اخیر شد وجود مقادیر بالای سم موسپیلان (استامی پرید) در مغز پسته صادر شده به اروپا بود که سرو صدای زیادی کرد و مقاله ای به قلم من در ژورنال انجمن پسته ایران با عنوان "استامی پرید گفته ها ناگفته ها و هشدارها" انتشار یافت که خوانندگان می توانند به آن رجوع کنند بهر روی همانطور که بارها گفته شده همیشه ما باید بر اساس شرایط باغات خودمان و مشکلاتی که داریم برنامه ریزی کنیم و نمی شود به تقلید کورکورانه از آمریکاییها در بحث پسته پرداخت! یکی از مسایل بسیار مهمی که بنظر من بسیار جای خوشحالی دارد همکاری شرکت کیمیا سبزآور با محققین گیاهپزشکی کشور بمنظور رسیدن به مواد کم خطر جایگزین سموم شیمیایی است. همچنین مبحث بومی سازی و تجاری سازی اینچنین ایده هایی بسیار اهمیت دارد و جای خوشحالی است که ما توانسته ایم مشابه محصولات خارجی را با کیفیت مناسب بومی سازی کنیم و این خدمت بزرگی به کشاورزان و محیط زیست انسانهاست. بهر روی کشور پهناور و بزرگ و دوست داشتنی ما ایران پر است از منابع معدنی و بی خطر که می توان از آنها برای تولید محصولات با کیفیت و سازگار با محیط زیست بهره برد! شاید یکی از بهترین روزهای زندگی من این باشد که ببینم دیگر سمی در باغات پسته مصرف نمی شود بجای سم از محصولاتی استفاده شود که سازگار با محیط زیست و کنترل کننده آفات باشند. ایران کشور بزرگ است و محققین بسیار خوبی در بخش کشاورزی دارد چه خوب است که از ایده های سازنده حمایت کنیم و آب و خاک و درختانمان را بصورت سالم تحویل نسلهای آینده بدهیم. باید اینقدر انصاف داشته باشیم که فرزندان ما هم باید در یک آب و خاک سالم پرورش پیدا کنند! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٤
تگ ها :

بیماری سپتوریوز (Septoria leaf spot) در پسته

بیماری سپتوریوز (Septoria leaf spot) در پسته

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بیماری های برگی به آندسته از امراض گیاهی گفته می شود که عامل بیماری (باکتری، قارچ و...) به برگها حمله می کنند و موجب آسیب به برگها می شوند. علاوه بر بیماری های برگی در درختان پسته آفات برگی هم در درختان پسته وجود دارند که موجب خسارت به برگها می شوند از جمله آفات برگخوار در درختان پسته پروانه برگ‍خوار (رائو پسته) Ocneria terebinthina و.... است. بیماری ها و آفات برگی نهایتا موجب ایجاد آسیب به برگها می شوند و گاها موجب برگریزی (defoliation) می شوند و درختی که برگ خود را در بهار و تابستان از دست بدهد طبعا بازدهی مناسبی نخواهد داشت. بیماری های برگی در بسیاری از نقاط پسته خیز ایران بیماری های مهمی نیستند چون اساسا بیماری های برگی در درختان پسته نیاز به رطوبت نسبتا بالا برای رشد و توسعه دارند که در شرایط خشک باغات پسته ایران در بسیاری از مناطق این امر اتفاق نادری است. این احتمال وجود دارد در سالهایی که بارانهای بهاره متعدد و تراکم بالای درختان (عدم تهویه مناسب بین درختان) را داشته باشیم درگیر امراض برگی قارچی در پسته شویم. ممکن است بعلت بارندگی ها و مهیا شدن شرایط رشد و گسترش بیماری این امراض برگی به بیماری های مهمی در درختان پسته تبدیل شوند. چیزی که اهمیت زیادی دارد توجه به مدیریت بیماری ها در درختان پسته است. اگر چه بیماری سپتوریوز برگی در ایران بیماری مهمی نیست اما در ایالات متحده آمریکا و باغات کالیفرنیا این بیماری بعنوان یکی از بیماری های مهم برگی در درختان پسته محسوب می شود. این بیماری اخیرا از ایران نیز گزارش شده است. علاوه بر بیماری سپتوریوز برگی یک بیماری نسبتا مهم برگی دیگر در درختان بیماری لکه برگی یا لکه موجی آلترناریایی (Alternaria Late Blight) است. عامل ایجاد کننده بیماری قارچ Alternaria spp. است. علاوه بر باغات کالیفرنیا بیماری سپتوریوز از بسیاری دیگر از نقاط پسته خیز امریکا مانند یوتا، تگزاس، آریزونا و نوادا هم گزارش شده است. همچنین در سایر نقاط پسته خیز از جمله یونان، ترکیه و.... گزارش شده است. اولین گزارش این بیماری در ایالات متحده از تگزاس در سال 1971 بوده است. نکته کلیدی در اشاعه و توسعه بیماری های برگی از جمله بیماری Septoria leaf spot در درختان پسته رطوبت وجود رطوبت فوق العاده در شروع فصل رشد در بهار است. شروع علایم در ماههای اولیه فصل بهار در فروردین و اردیبهشت ماه بصورت ایجاد لکه های ریز روی برگهاست که بمرور این لکه ها بزرگتر شده و در مراحل پیشرفته آلودگی برگها فرو می افتند (defoliation). علاوه بر برگها ممکن است بیماری به جوانه ها (Buds) هم سرایت کند و موجب آلودگی شود. این اتفاق روی درختان رقم Kerman در ایالت Arizona در ایالات متحده حادث شد. این بیماری (Septoria leaf spot) در سال 1988  در بیش از 2000 ایکر از باغات پسته ایالت Arizona گسترش یافته بود! راه اصلی مبارزه با بیماری بخصوص در کشورهای پسته  خیز حاشیه دریای مدیترانه (یونان، ترکیه و...)استفاده از سولفات مس بصورت پاشش روی شاخ و برگ است. بیماری سپتوریوز در پسته یک بیماری قدیمی و شناخته شده در آمریکا و بسیاری از کشورهای پسته خیز دنیاست و همانطور که اشاره شد اخیرا هم از ایران گزارش شده است. علایم بیماری بصورت ایجاد لکه های سیاه رنگ متعدد و ابتدا ریز بروز پیدا می کند. معمولا لکه ها ابتدا قهوه ای رنگ هستند. لکه های محدود میان رگبرگها هستند و زاویه دارند. بمرور لکه ها گسترده شده و ممکن است سطح سیعی از برگها را درگیر کنند. لکه ها ممکن است روی میوه ها و دانه ها هم مشاهده شوند و گسترش پیدا کنند و موجب نابودی و فاسد شدن میوه و فروافتادن آن شوند. لکه های ایجاد شده در اثر بیماری سپتوریوز در درختان پسته معمولا دارای حاشیه قرمز رنگ هستند. قارچ عامل بیماری سپتوریا است (Septoria spp.). در مورد گونه های مختلف این قارچ روی درختان پسته حرف و حدیث ها زیاد  است و گاها در هر منطقه از نقاط پسته خیز مختلف دنیا گونه ای متمایز نامگذاری و معرفی شده است این گونه ها شامل S. pistaciarum  S. pistaciae, S. pistacina هستند. در ایران قارچ ایجاد کننده سپتوریوز Septoria pistacina شناسایی شده است. قارچ سپتوریا جزو قارچ های ناقص یا Deutromycet ها طبقه بندی می شود. قارچ های ناقص برای انتشار و آلودگی اندامهای مخصوص به خود را ایجاد می کنند. یکی از این اندامهای اندامی بنام پیکنید (pycnidia) است. در داخل پیکنیدی ها اسپورهایی بنام پیکنیدیوسپور (pycnidiospores) تولید می شوند. پیکنیدیوسپور در صورت فرآهم شدن شرایط از برگهای آلوده و توسط باران توام با بارندگی (splash) به برگهای سالم منتقل می شوند. قارچ عامل بیماری در محیطهای معمول آزمایشگاهی کند رشد است. بیماری بیماری مهمی در ایران نیست و همانطور که اشاره شد در سالهایی که بهار پر باران در مناطق پسته کاری وجود داشته باشد این بیماری می تواند مشکل ساز شود. ممکن است این بیماری در برخی از استانهای پسته خیز ایران که بارندگی بهاره زیاد دارند وجود داشته باشد اما در حال حاضر تنها گزارش بیماری از ایران مربوط به استان گلستان در ایران است و این احتمال وجود دارد این بیماری بصورت ناشناخته در استانهای پسته خیز ایران وجود داشته باشد. اساس مبارزه با بیماری استفاده از قارچ کش هاست. قارچ کش های مختلفی برای مبارزه با بیماری مورد استفاده قرار گرفته اند (بیشتر در ایالات متحده). در ایران این بیماری چندان بیماری مهمی نبوده که نیازی به مبارزه شیمیایی باشد. این بیماری بعنوان یک بیماری مهم در باغات پسته پسته ایالت Arizona امریکا محسوب می شود. از جمله قارچ کش هایی که برای مبارزه با سپتوریوز مورد استفاده قرار گرفته می توان از trifloxystrobin، azoxystrobin، propiconazole، copper hydroxide و tebuconazole نام برد. زمستانگذارانی عامل بیماری سپتوریوز پسته در برگهای فروریخته شده موجود در کف باغ است. در اوایل فصل بهار و مهیا شدن شرایط از نظر رطوبت و دما اسپورهای عامل بیماری از برگهای ریخته شده در کف باغ رها شده و موجب گسترش آلودگی در باغ می شود. باد توام با بارندگی یا اسپلش نقش مهمی  در توسعه بیماری دارد. علاوه بر مبارزه شیمیایی که مهمترین راه مبارزه با بیماری سپتوریوز در پسته است. مدیریت مبارزه زراعی (cultural) نیز اهمیت ویژه ای در مورد بیماری های برگی از جمله لکه موجی آلترناریایی و لکه برگی سپتوریایی در پسته دارد! در مورد بیماری های برپی در پسته اساسا مبارزه زراعی به دو روش اعمال می شود روش اول جمع آوری و معدوم کردن برگها و شاخه های خشکیده و دوم ایجاد تهویه مناسب برای جلوگیری از بالا رفتن رطوبت نسبی در باغ و لابلای شاخ و برگ درختان بخصوص در مورد درختان پرتراکم! پرهیز از آبیاری بیش از حد و ایجاد تهویه مناسب در خاک بمنظور جلوگیری از جمع شدن آب در سطح کف باغ بخصوص در اوایل بهار در کنترل بیماری مهم ارزیابی می شوند! در مورد بیماری لکه موجی آلترناریایی مبارزه با علفهای هرز موجود در کف باغ بسیار مهم است و بخصوص در اوایل فصل بهار بهتر است سطح باغ عاری از هر گونه علف هرز باشد. علفهای هرز معمولا میزبان بسیار مناسبی برای بیماری قارچی آلترناریایی (Alternaria spp) محسوب می شوند.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱۱
تگ ها :

کلاتها و اهمیت ویژه کودهای کلاته در تغذیه درختان پسته

کلاتها و اهمیت ویژه کودهای کلاته در تغذیه درختان پسته

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

اهمیت تغذیه صحیح درختان پسته بر هیچ کس پوشیده نیست و اگر برنامه تغذیه ای مناسبی برای درختان پسته وجود نداشته باشد قطعا درختان پسته بازدهی مورد نظر را نخواهند داشت. بدون استفاده از کودهای شیمیایی نمی توان به موفقیت صد در صد و راندمان مناسب  رسید! کودهای شیمیایی و کودهای آلی (گاوی، گوسفندی، مرغی و...) باید در کنار هم قرار بگیرند تا بشود یک برنامه کارآ برای تغذیه درختان پسته طراحی کرد. استفاده از کودهای شیمیایی در درختان پسته یک بحث الزامی است. کودهایی شیمیایی که بمنظور تغذیه در درختان پسته مورد استفاده قرار می گیرند به دو دسته عناصر ماکرو (نیتروژن، فسفر، کلسیم و پتاسیم) و عناصر میکرو (آهن، روی، مس و...) دسته بندی می شوند. در مورد بسیاری از کودهای شیمیایی بخصوص کودهای میکرو وقتی که به لیبل یا برچسب کود دقت کنیم به واژه کلات یا کلاته شده بر می خوریم. در حقیقت عنصری که کلاته شده عنصری است که در داخل اتم های یک مولکول کلاته کننده محصور شده است. واژه کلات یا کلاتیزاسیون امروزه به یک بخش مهم از صنعت کودسازی در کشورهای پیشرو کشاورزی در دنیا تبدیل شده است و بسیاری از کارخانجات سعی می کنند محصولات (کودهای حاوی عناصر) را بصورت کلاته وارد بازار مصرف کنند! کلاتیزاسیون یا کلاته شدن(Chelation) پروسه ای است که در آن یک عنصر فلزی دو ظرفیتی (bivalent) توسط عوامل کلاته کننده به یک عنصر پایدار قابل جذب توسط گیاه تبدیل می شود بعنوان مثال در مورد فلز یا عنصر روی پروسه کلاته کردن بصورت زیر است.( Zn + EDTA = Zn EDTA (Chelate یا روی کلاته شده= +عامل کلاته کننده (EDTA)+ عنصر روی. کلاته کننده ها یا Chelators عواملی هستند که موجب کلاته کردن عناصر غذایی دو ظرفیتی می شود. این عوامل کلاته کننده می توانند اسیدهای آلی و حتی مولکولهای مخصوصی مانند EDTA باشند.  عوامل کلاته کننده عناصر فلزی به سه دسته تقسیم بندی می شوند 1- عوامل کلاته کننده مصنوعی: ایندسته از عوامل کلاته کننده بهترین نوع در مارکت محسوب می شوند و نسبت به تغییرات اسیدیته یا pH هم مقاومند (حساس نیستند). تقریبا بیش از 90 درصد عوامل کلاته کننده مورد مصرف در موردعناصر فلزی و کودهای با کیفیت موجود در بازار اینچنین عوامل کلاته کننده ای را دارا هستند از جمله این عوامل پرمصرف کلاته کننده به این مولکولها می توان اشاره کرد EDTA,HEEDTA, DTPA, EDDAA, NTA, CDTA . مولکولهایی که گفته شد مختصر شده یک ماده شیمیایی هستند که بعنوان عامل کلاتور معروفند بعنوان مثال  EDTAکه مختصر شده   Ethylene diamine tetraacetic acid است 2-عوامل کلاته کننده بینابینی یا متوسط: این عوامل کلاته کننده از نظر قدرت کلاته کنندگی عناصر فلزی دو ظرفیتی از عوامل کلاتور دسته اول (عوامل کلاته کننده مصنوعی) ضعیف ترند و به اسیدیته یا pH آب حساس هستند بعبارت ساده تر ممکن است در اسیدته های قلیایی (آبهای اکثر مناطق پسته کار ایران) پیوندهایی که با عناصر فلزی دارند دچار گسست شوند و کارآیی لازم را نداشته باشند! از این دسته از عوامل کلاتور می توان به پلی فلاوونوییدها، لیگنوسولفونات، اسیدهای هیومیک، اسیدهای آمینه و پلی فسفاتها نام برد! اگر در مورد برخی از کودهای محلولپاشی با کیفیت دقت کنیم مشاهده می کنیم که در واقع در فرمولاسیون ایندسته از کودها درصدهایی از اسیدهای آمینه یا اسیدهای هیومیک وجود دارند که می توانند کارکرد دو جانبه داشته باشند بعبارت ساده تر زمانی که مثلا در ترکیب یک کود 9 درصد از روی (Zn) و 10 درصد از اسیدهای آمینه وجود داشته باشد در حقیقت علاوه بر نقش مثبت اسیدهای آمینه ای که جذب گیاه می شود خود این اسید آمینه موجود در ترکیب کود بعنوان یک عامل کلاته کننده (Chelator) بینابینی موجب جذب بهتر عنصر روی (Zn) موجود در ترکیب کود خواهد شد. در مورد اسیدهای هیومیک نیز این مطلب صدق می کند. در مورد  اسیدهای هیومیک که بسیاری بر این عقیده هستند که اسیدهای هیومیک بدلیل درشتی مولکول قابل جذب از طریق برگها نیستند که البته حرف کاملا صحیح و منطقی است اما باید توجه داشت زمانی که اسیدهای هیومیک در ترکیب یک کود محلولپاشی باشند خود این اسیدهای هیومیک بعنوان عامل کلاتور موجب افزایش راندمان جذب از طریق برگها خواهند شد. 3- دسته سوم از عوامل کلاته کننده یا کلاتورهای ضعیف هستند که از نظر کارآیی در دسته ای پایین تر از عوامل کلاته کننده مصنوعی و عوامل کلاته کننده بینابینی دسته بندی می شوند! از جمله این عوامل کلاته کننده ضعیف می توان از اسید سیتریک، اسید آسکوربیک، اسید تارتاریک و آدپیک اسید نام برد. لازم به ذکر است که ایندسته از عوامل کلاتور نسبت به تغییرات اسیدته یا pH آب بسیار حساسند و در اسیدیته های بالا و پایین کارآیی لازم را ندارند! سوال مهم اینجاست که بهترین مولکول یا ماده کلاتور برای کودهای کشاورزی چیست؟ بنظر می رسد بهترین کودهای کلاته کودهایی باشند که عامل کلاته کننده آنها EDTA یا Ethylene diamine tetraacetic acid باشد. 6 دلیل مهم برای انتخاب EDTA بعنوان بهترین عامل کلاتور عناصر فلزی دو ظرفیتی در صنعت کودسازی در دنیا وجود دارد که عبارتند از 1- ماده EDTA یک ماده بسیار قوی از نظر قدرت کلاته کنندگی عناصر فلزی دو ظرفیتی (کلسیم، روی، آهن و ....) است و پیوندی که این ماده با عناصر فلزی ایجاد می کند بسیار محکم و پایدار (Stable) است! 2- EDTAنسبت به تغییرات اسیدیته یا pH بسیار مقاوم است به صورتی که در پی اچ های اسیدی و قلیایی بالا ثبات خود را حفظ می کند و محکم به اطراف  یون فلزی موجود می چسبد! 3-یک خصوصیت بسیار مهم EDTA این است که زمانی که کار اصلی این مولکول (انتقال عناصر فلزی به داخل محیط بافت برگ یا ریشه) به پایان رسید این ماده براحتی از عنصر فلزی جدا می شود (توسط یکسری از واکنش های آنزیمی)! 4- EDTAماده ای است که تجمع آن یا حضور آن در بافت گیاه به مقدار زیاد یا کم موجب مسمومیت یا ایجاد مشکل در گیاهان نخواهد شد و این نکته مهمی است. بسیاری از موادی که بهر طریق وارد بافت گیاهان می شوند دارای اثرات مسمومیت یا toxic effects در گیاهان هستند!5-یک نکته بسیار جالب دیگر در مورد عامل کلاته کننده EDTA این است که وجود این ماده در داخل بافت گیاهی خود بعنوان ماده پیش سازنده هورمون رشد (اسید ایندول استیک) یا هورمون اکسین عمل می کند. بخصوص در مورد بسیاری از درختان پسته در مناطق پسته خیز با سابقه در استان کرمان که قطعا بسیاری از درختان از تعادل هورمونی مناسب برخوردار نیستند یک ماده بسیار مفید ارزیابی می شود و بصورت غیر مستقیم موجب افزایش هورمون اکسین در درختان خواهد شد! 6- EDTAماده ایست ارزان و در دسترس که این هم مزیت ویژه ای برای یک کلاتور بحساب می آید! کمبود عناصر میکرو (آهن، روی، مس، منگنز) و همچنین عنصر سرنوشت ساز کلسیم (Ca) یک مشکل بسیار اساسی و مهم در بیشتر باغات پسته ایران است. کمتر باغ پسته با سابقه ای را می توان یافت که درگیر کمبودهای عناصر میکرو نباشد. در مورد عنصر بسیار مهم کلسیم هم حرف و حدیث های بسیار است. بصورت طبیعی و نرمال در اقلیم باغات پسته ایران که خاک سرشار از عنصر کلسیم است نباید مشکلی از نظر کمبود عنصر کلسیم در درختان وجود داشته باشد که این تصور درستی نیست. در بسیاری از باغات پسته ایران با وجود مقدار کلسیم بالای خاک درختان نمی توانند آنطور که باید کلسیم را جذب کنند و گاها کمبود کلسیم بسیار مشهود است. عوامل محدود کننده جذب کلسیم در خاک زیادند. یکی از راههایی که می تواند کمبود کلسیم در درختان پسته را برطرف کند استفاده از کودهای کلسیمی بصورت کاربرد در خاک و کلسیم بصورت محلولپاشی است و با توجه به محدودیتهای بسیار جذب عنصر کلسیم استفاده از کودهای کلسیمی بصورت کلاته شده بسیار مهم ارزیابی می شود. کودهایی که کلاته هستند می توانند تا حد زیادی عوامل محدودکننده جذبی در خاک را پس بزنند. در مورد عناصر میکرو (Fe, Zn, Mn…) هم این مطلب صدق می کند. استفاده از کودهای میکرو بصورت کلاته شده در رفع کمبودهای عناصر میکرو در درختان پسته بسیار مفید ارزیابی می شود. محیط جذبی برگها و ریشه در درختان پسته یک محیط پویا و دینامیکی است و فاکتورهای زیادی در آن دخالت دارند. ثابت شده که اگر مقدار فسفر (P) در خاک بالا باشد در جذب عناصر میکرو (با وجود مقدار کافی این عناصر در خاک) اخلال ایجاد خواهد شد. بنابراین کاربرد کودهای میکرو بصورت کلاته شده می تواند این مشکل را برای ما حل کند! در مورد اثرات آنتاگونیستی عناصر ماکرو و میکرو روی هم و اختلالاتی که ممکن است هر کدام از عناصر روی هم داشته باشند مطالب مفصل است. اما بصورت خلاصه باید گفت استفاده از عناصر فلزی کلاته شده می تواند اختلالات جذبی و تداخلات جذبی را حل کند. حتی ممکن است دو عنصر میکرو در یک نقطه مشخص از خاک روی جذب مناسب هم اثرات نامطلوب داشته باشند (در صورت کلاته نبودن). بعنوان مثال اگر عنصر آهن (Fe) و عنصر منگنز (Mn) بصورت کلاته نشده در ترکیب یک کود به خاک اضافه شوند ممکن است آهن موجب عدم جذب بهینه منگنز (Mn) شود! اما وقتی که کود اضافه شده بصورت کلاته باشد این مشکل حل خواهد شد و اثرات آنتاگونیستی از بین خواهد رقت! لازم بتذکر است در مورد بسیاری از عناصر فلزی بخصوص در روش محلولپاشی اختلاط عناصر (در صورتی که عناصر کلاته نباشند) ممکن است مشکل ساز باشد و موجب گیاهسوزی شود اما زمانی که عناصر بصورت کلاته شده در ترکیب کود موجود باشند مشکل احتمالی بسیار کم رنگ تر خواهد شد! علایمی که ممکن است روش اسپری عناصر فلزی کلاته نشده روی برگهای ایجاد کند ممکن است خفیف (ایجاد لکه های نکروزه کوچک و حتی شدید (ایجاد سوختگی گسترده) باشد. عوامل محدود کننده جذب برگی زیادند و کوتیکول ضخیم پسته می تواند یک عامل اصلی باشد و زمانی که کودها بصورت کلاته باشند می شود بر این لایه ممانعت کننده جذب چیره شد! متاسفانه در بسیاری از موارد مشاهده می شود که کارشناسان و حتی برخی از محققین توصیه به استفاده از کودهای کلاته نشده حاوی عناصر فلزی در مواقع مشخصی از سال می کنند که نتنها احتمال گیاهسوزی را بالا خواهد می برد بلکه کارآیی لازم را هم نخواهد داشت! بعنوان مثال توصیه به استفاده از کود سولفات روی بقدار 10 کیلوگرم در هر هزار لیتر آب در هنگام تورم جوانه ها و .... در مورد بیماری سرخشکیدگی ناشی از قارچ پسیلومایسز که بسیاری از درختان فندقی و کله قوچی را در اقلیم پسته کاری استان کرمان درگیر کرده بسیاری توصیه به استفاده از سولفاتهای مس بصورت پاشش روی شاخ و برگ می کنند و عنصر مس بکار رفته اگر بصورت کلاته نباشد می توان ایجاد خطر کند و بهتر است مس بصورت کلاته شده بمصرف برسد! در مورد برخی دیگر از بیماری های گیاهی در درختان پسته بخصوص بیماری گموز (حاصل از قارچ فیتوفترا) بهتر است عناصر مس و کلسیمی که در مخلوط قارچ ها با اسامی مختلف از جمله اکسی کلرور مس و حتی مخلوط بردو استفاده می شوند بصورت کلاته شده باشند! بخوبی ثابت شده که در امراض گیاهی مختلف اگر عناصر مس، روی و کلسیم موجود در قارچ کش ها بصورت کلاته شده باشند شانس موفقیت یا کنترل بیماری بالاتر خواهد رفت! بنظر می رسد کارشناسان بهتر است بجای توصیه به استفاده از کودهایی که بیشتر مصرف خاکی دارند و از کیفیت مناسب برای محلولپاشی برخوردار نیستند توصیه به استفاده از کودهای کلاته شده با کیفیت فرموله شده برای محلولپاشی کنند! بدلایل مختلف که مهمترین دلیل آن صرفه جویی در هزینه هاست بسیاری از کشاورزان سموم کشاورزی آفت کش (دیازینون، اتیون، استامی پرید، دورسبان و ...) را اجبارا با کودهای محلولپاشی مختلف (اسیدهای امینه، کودهای ماکرو و میکر و ....) مخلوط می کنند و روی درختان اسپری می کنند. باید توجه داشت زمانی که عناصر غذایی موجود در کودهای محلولپاشی بصورت کلاته شده باشند می توان سموم و کودهای کلاته شده فلزی را بدون مشکل چندانی اختلاط داد و روی درختان در موعد مناسب (تعیین شده توسط کارشناسان کشاورزی) اسپری کرد اما اگر عناصر فلزی بصورت کلاته نشده و بی کیفیت باشند ممکن است آسیب جدی باشد و حتی اثرات آنتاگونیستی میان سموم و عناصر فلزی ایجاد شود! کودهای کلاته علاوه بر خاصیت برطرف کنندگی کمبود عناصر فلزی دو ظرفیتی می توانند اثرات برخی از فلزات سمی و سنگین را در گیاهان تخفیف بدهند از جمله این فلزات سمی و سنگین عنصر سرب (pb) است. یکی دیگر از اثرات بسیار جالب و شگفت انگیز ماده کلاته کننده EDTA این است که این ماده علاوه بر خاصیت تخفیف یا از بین بردن مسمویت در گیاهان به عناصری مانند سرب در بدن انسان هم می تواند این خاصیت را داشته باشد و حتی برخی واژه EDTA therapy را در مورد این عامل کلاتور در انسانها بکار می برند! این نکته بسیار جالبی در علم پزشکی است و ثابت می کند که علوم پزشکی و سلامت انسانها چه رابطه تنگاتنگی با هم دارند! چون بسیاری از محصولات کشاورزی مستقیما توسط انسان و دام خورده می شوند و سلامت غذایی انسانها بحث بسیار مهمی در علوم کشاورزی و تولیدات محصولات سالم کشاورزی است! یک مزیت دیگر استفاده از عناصر فلزی بصورت کلاته شده صرفه جویی در مقدار کود مصرفی است. زمانی که عنصر بصورت کلاته شده در ترکیب یک کود وجود داشته باشد مقدار مصرف آن برای گرفتن نتیجه مناسب بسیار کمتر از زمانی خواهد بود که کود بصورت کلاته نشده باشد و هر قدر مقدار مصرف عناصر فلزی در باغات و زمین های کشاورزی کمتر شود آلودگی های زیست محیطی ناشی از مصرف بیش از حد عناصر فلزی در خاک و آب کاهش خواهد یافت!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٩
تگ ها :

افراد غیر متخصص و کشاورزان بی خبر!

افراد غیر متخصص و کشاورزان بی خبر!

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

کشاورزی یکی از علوم در حال پیشرفت است. مانند بسیاری از علوم دیگر هر روز یافته ها و تحقیقات جدید بکمک کشاورزی نوین آمده و گره ها را تا حد امکان باز می کند. کشاورزی یک علم پیچیده و بسیار جالب است و کلا با محیط طبیعت سر و کار دارد. خود رشته کشاورزی دارای دهها زیر شاخه است از ماشین آلات کشاورزی بگیر تا باغبانی و اصلاح نباتات و آبیاری و حشره شناسی و...تحقیقات کشاورزی تحقیقاتی بسیار جالب و رو به پیشرفت است. بر خلاف ایران که کشاورزی جزو رشته های تاپ از نظر ورود علاقه مندان به دانشگاهها نیست در کشورها پیشرو کشاورزی جزو رشته های بسیار پرطرفدار است. و هر ساله برای ورود به رشته های کشاورزی در ایالات متحده و اروپا و ژاپن رقابت زیادی وجود دارد هر چند که کنکور به آن مفهومی که  در ایران وجود دارد در آن کشورها نیست! در ایالات متحده وقتی که کسی را بعنوان کشاورز می شناسند در واقع اینچنین فردی جزو ثروتمندترین اقشار جامعه آمریکا محسوب می شود و دقیقا بر عکس آن در ایران کشاورزان جزو ضعیف ترین اقشار جامعه هستند! شاید یک نکته اصلی این که کشاورزان در کشورهای پیشرو از نظر کشاورزی واقعا ثرتمند هستند این باشد که زمین های کشاورزی در اکثر کشورهای پیشرو از نظر کشاورزی در سطوح چند صد هکتاری باشند یعنی کشاورز خرده پایی که صرفا از طریق کشاورزی امرار معاش کند در  ایندسته از کشورها وجود ندارد در واقع زمانی که ما از کشاورز در آمریکا صحبت می کنیم از نظر درآمد برابر است با یک کارخانه دار در ایران! و حتی صدها بار قویتر از نظر تمکن مالی! متاسفانه بدلیل خرده مالکی و عدم مدیریت صحیح کشاورزی و باغداری ایران حال و روز خوبی ندارد و ریشه یابی مشکلات کشاورزی در ایران بحث بسیار مفصلی را می طلبد. همانطور که می دانیم سرآمد همه محصولات کشاورزی در ایران پسته است و تنها کالای صادراتی ایران که حرفی برای گفتن در بازارهای جهانی دارد پسته است. پسته مشکلات زیادی دارد که شاید کمبود منابع آبی مهمترین مشکل باشد! علاوه بر کمبود منابع آبی بحث مدیریت بهینه و استاندارد در باغات پسته اهمیت بسیار زیادی دارد. زمانی که مدیریت در یک باغ پسته ضعیف باشد این باغ بسرعت سیر قهقرایی خود را طی خواهد کرد. یکی از نکاتی که هر کشاورز باغدار پسته ای باید حتما در دستور کار داشته باشد کمک از کارشناسان کشاورزی است. بطور قطع بدون کمک از کارشناسان داسوز و کارکشته مدیریت باغات پسته بهیچ جایی نخواهد رسید هر چند که ممکن است کج دار و مریض درختان پسته ای تولید کنند اما تفکر سنتی باغداری باید رخت برببندد و تفکر استفاده از علم روز در باغات پسته جایگزین شود. خوشبختانه با ورود علوم ارتباطات و اینترنت کشاورزانی که از سواد کافی برخوردار باشند می توانند از این امکانات استفاده کنند و به نتیجه خوبی برسند اما مشکل اصلی اینجاست که بسیاری از کشاورزان ما از قشر بیسواد و ناآگاه جامعه هستند و تصمیم گیری ها بر اساس تقلید و افکار شخصی است. بهر روی بیسواد بودن کشاورزان و بهره برداران پسته در ایران مشکل بزرگی است و به این زودی ها قابل اصلاح نیست! هزینه های باغدارای پسته در ایران بسیار زیاد است و بسیاری از کشاورزان خرده مالک از جیب می خورند! سیاستهای صحیح دولت در بخش پسته می تواند تا حد زیادی سروسامانی به این قضیه بدهد بشرط آنکه تصمیمی جدی در این مورد در نظر باشد! و گرنه صرفا با حرف و حدیث چیزی اصلاح پذیر نیست. همه اقشار می دانند که مشکل کجاست و مهم این است که سیاستگذاران بخش پسته و کشاورزی در ایران دارای اتاق فکر قوی باشند و تصمیمات سرنوشت ساز و عاجل برای رفع مشکل اتخاذ کنند. شاید مهمترین و اثربخش ترین کار برای باغداران پسته استفاده از نهاده های با کیفیت بر اساس دستورالعمل کارشناسان باشد. نهاده های کشاورزی با  کیفیت از جمله سموم و کودهای کشاورزی بحث بسیار مهمی است و چون بسیاری از کشاورزان تخصصی در ریز جزییات ندارند براحتی فریب افراد شیاد را می خورند! بهترین راه برای اینکه کشاورزان ضرر نکنند و جیب شان خالی نشود این است که اطلاعات خود را بروز کنند و دنبال معلومات کافی باشند. انتخاب نهاده های با کیفیت یک کار تخصصی است و متاسفانه ناآگاهی کشاورزان موجب سو استفاده بسیاری از افراد شده است. شرایط خاک و آب باغات پسته در طول زمان  در حال تغییر است و بر اساس شرایط زمانی موجود باید تصمیم گیری کرد و فرمول داد. کار اساسی آن است که منطقی باشد و از روی تقلید از عمده مالکان نباشد. همانطور که گفتم سو استفاده از کشاورزان و قالب کردن اجناس بنجل به آنها کاری بسیار پر سود برای بسیاری از افراد شده است و می توان گفت که بیش از 90 درصد تجار عمده کود و سموم کشاورزی و سایر نهاده های مورد استفاده از باغات پسته از سطح سواد چندانی برخوردار نیستد و این مشکل بزرگی است برای کشاورزان. همانطور که گفتم مجموعه علوم کشاورزی خود مشتمل بر دهها رشته می شود که همه این رشته ها بنحوی از انحا در باغات پسته ایران کاربرد دارند. دوره ای که سپری می کنیم عصر تکنولوژی و پیشرفت است و دیگر نمی شود با روش های سنتی به نتیجه مطلوب رسید! بهر روی تنها راهی که می تواند برای کشاورزان نجات بخش باشد رفتن دنبال اطلاعات بروز و بهره گیری از نظرات متخصصین است! افراد با وجدان و دلسوز کمند اما می شود با پرس و جو و گذاشتن وقت به انها دسترسی پیدا کرد. کشاورز نباید انتظار داشته باشد یک کارشناس بیاید و به او بگوید چه بکند و چه نکند بلکه این خود بهره برداران هستند که باید برای سرمایه خود دلسوزی کنند و وقت بگذراند. تجارت کود و سموم کشاورزی اگر در خدمت بهبودی و اصلاح نباشد واقعا تجارت کثیفی است و اسمش را نمی توان خدمت به کشاورز گذاشت! خدمت به کشاورز زمانی است که بر اساس شرایط باغات نسخه پیچی صورت گیرد و نهاده های با کیفیت به کشاورز معرفی شود! اینکه بخواهیم بدون در نظر گرفتن شرایط کشاورزان و باغات پسته کارتن کارتن و کامیون کامیون سم و کود به کشاورزان فروخت کار صحیحی نیست! در مطالب قبل هم من گفته ام که فروختن سموم کشاورزی بصورت بی رویه یعنی نابوی انسانها و محیط زیست. تا کی باید این حجم از سموم در اقلیم باغات پسته استفاده شود من نمی دانم. ولی قطعا با این حجم استفاده از سموم آفت کش در باغات پسته و آلودگی زیست محیطی اگر چه جیب فروشندگان و دلالان کاملا پر می شود اما بواقع حیات انسانها و نسل بعدی ما و فرزندان ما دچار اشکال خواهد شد. این تفکر که ما فقط بفکر خودمان باشیم و برای نسل های آینده چیزی وجود نداشته باشد تفکری بسیار خیانت بار و تاسف انگیز است. در مورد استفاده بی رویه از منابع آبهای زیر زمینی در باغات پسته هم عمق فاجعه بسیار زیاد است و خداوند به همه ما رحم کند آمین! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٧
تگ ها :

بازدید کوتاه از باغات پسته بافق یزد

بازدید کوتاه از باغات پسته بافق یزد

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

استان یزد یکی از استانهای پسته خیز ایران است و هر ساله بر وسعت باغات پسته در این استان افزوده می شود دقیقا بر خلاف استان کرمان که متاسفانه هر سال باغات کوچک و کوچکتر می شوند و دلیل اصلی آن کمبود منابع آبی است. در بسیاری از شهرستان های استان یزد پسته کاری رونق خوبی پیدا کرده است و بنظر می رسد از نظر منابع استان یزد مشکل کمتری نسب به استان کرمان داشته باشد. دلیل اصلی این مطلب این است که در واقع تعداد چاههای کشاورزی در هر شهرستان از استان یزد بسیار کمتر از استان کرمان است و بنابراین چون استحصال آب کمتر زیر زمینی در استان یرد وجود دارد منابع آبی نسبت به استان کرمان در وضعیت بهتری قرار دارند. اگر بخواهیم به سابقه رواج پسته کاری به صورت گسترده در استان یزد دقت کنیم می بینیم در واقع یزدیها از سالهای 70 به بعد شروع به باغریزی گسترده در شهرستان های این استان کرده اند هر چند که در استان یزد درختان پسته ای مشاهده می شود که حداقل 150 سال و حتی بیشتر عمر دارند (احمد آباد اردکان یزد!). استان کرمان و شهرستانهای آن حدود از بعد از انقلاب اسلامی ایران شروع به باغزیزی گسترده کرده اند و از نظر استحصال منابع آب زیر زمینی بصورت گسترده تقریبا 10 سالی از یزد زودتر بهره برداری گسترده از آبهای زیرزمین را شروع کرده اند. در واقع استحصال آّب از زیر زمین را می توان غارت زمین و بیچاره کردن نسلهای بعدی نامید و با این وضعیت استحصال و غارت آب و استفاده از سیستم غرقابی برای آبیاری باغات با دست خود نابودی نسل های آینده را رقم زده ایم. شهرستان بافق شهری است نسبتا کوچک و در همسایگی استان کرمان که ابتدا به ذهن خطور می کند که این شهرستان نمی تواند پتانسیل تولید پسته داشته باشد چون بواقع شهرستان بافق شهرستانی است که گرمای شدیدی در تابستان دارد و درختان خرمای فراوانی در این شهرستان وجود دارد و از نظر تولید خرما شهرستان بافق یکی از شهرستانهای پیشرو استان یزد محسوب می شود. بافق خرمای مخصوص به خود را دارد و نخلستانهای بعنوان درآمد مهم کشاورزی این شهرستان بعد از پسته محسوب می شود. شهرستان بافق شهرستانی نوظهور در تولید پسته و پسته کاری است و قدمت چندانی در زمینه پسته کاری به آن نحو وسیع چند صد هکتاری ندارد هر چند ممکن است در مناطقی درختان پسته با سابقه 100 سال به بالا آنهم بصورت محدود وجود داشته باشد. بدلیل نزدیک بودن شهرستان بافق به استان کرمان باغداران کرمانی و بخصوص رفسنجان از اوایل انقلاب به بعد شروع به باغریزی نسبتا گسترده در این شهرستان کرده اند و بیشتر باغداران معروف بافق یزد در حقیقت اهالی استان کرمان (نوق و رفسنجان و....) هستند. بدلیل گرمای نسبتا بالای این شهرستان بخصوص در تابستان احتمال خسارت به پسته وجود  دارد و سال قبل نیز چنین اتفاقی افتاده بود! روی هم رفته بافق یزد تقریبا محلی بکر و نوپا برای باغریزی است و بنده درختان سرحال و قبراق و پرمحصول پسته را در این شهرستان از نزدیک دیدم. شاید یک نکته بسیار مثبت در مورد بافق عدم مشکل شدید کم آبی باشد همانطور که گفتم تعداد چاههای کشاورزی در منطقه بافق یزد در مقایسه با شهرستان های پسته خیر استان کرمان بسیار کمتر است. در این شهرستان درختان فندقی مانند تمام نقاط ایران دچار ضعف و سیاه شدگی و خشکیدگی بودند و بسیاری از باغداران شروع به تغییر پیوند و اصلاح باغات کرده اند اما بیشتر باغات نوپا در این شهرستان پیوندشان احمدآقایی است. بنظر می رسد پیوند احمدآقایی گسترده ترین و رایجترین نوع پیوند و درختان در شهرستان بافق یزد باشند! خاک بافق خاکی است نسبتا حاصلخیز و پتانسیل بسیار خوبی برای کشت پسته دارد. بنظر می رسد بافق یزد منطقه ای ناشناخته برای بسیاری از سرمایه گذاران و باغریزان بوده است و هنوز جا برای کار بسیار است. بنظر می رسد عمق چاههای کشاورزی در بافق یزد بسیار کمتر از استان کرمان است و شاید از نظر تامین منابع آبی مشکل چندانی وجود نداشته باشد. در اطراف بسیاری از باغات پسته درختان خرما کاشته شده بود که زیبا و جالب بود! درختانی که من مشاهده کردم درختانی قبراق و سرپا و پر محصول بودند و بنظر می رسد باغداران رفسنجانی و نوقی تجربیاتی که در طول سالها آموخته اند بخوبی در مورد باغریزی در شهرستان بافق اجرا کرده اند. رشد درختان پسته بسیار رضایتبخش بود و عملکردها هم بالا! درختان منظم و تنومند احمدآقایی احساس بسیار خوبی را به من  داد! خوشبختانه اشتباه مهلکی که در مورد پیوند فندقی در استان کرمان صورت گرفت در بافق یزد  دوباره تکرار نشد هر چند در سطوح بسیار محدود درختان فندقی دارای سرخشکیدگی مشاهده شده اما همانطور که گفتم پیوند غالب در بافق یزد پیوند احمد آقایی است که به احتمال قریب به یقین از شهرستان رفسنجان به این استان آورده شده است. یک نکته جالب در مورد شهرستان بافق عدم سم پاشی بسیاری از باغات پسته است. درختان احمدآقایی درختانی مقاوم نسبت به بسیاری از آفات بخصوص پروانه چوبخوار پسته (Kermania) هستند و در مورد پسیل پسته (شیره خشک) و سایر آفات مهم هم بافق یزد مشکل چندانی نداشت و به آن شکلی که در بسیاری از شهرستانها سم پاشی با سموم (اکسیرهای مرگ!) صورت می گیرد در بافق یزد خبری نبود! مانند بسیاری از نقاط پسته خیز دوردست دسترسی کشاورزان به کارشناسان کار بلد محدود است و این مشکل مهم و بزرگی است و تصمیم گیری ها در مورد کود دادن و سایر اعمال باغداری بیشتر بر اساس تقلید و پرس و جو از مالکان عمده صورت می گیرد. تامین نهاده های با کیفیت هم بنظر می رسد یکی از مشکلات مهم باغداران پسته در بافق باشد. بهر روی بافق یزد بر خلاف تصور پتانسیل خوبی برای تولید پسته دارد و برداشتهای عمده مالکان پسته در شهرستان بافق میلیاردی است! بنظر می رسد درختان احمدآقایی انقدر مقاوم هستند که در گرمای بافق عملکردهای فوق العاده دارد! بهر روی کلا درختان فندقی درختان بسیار کم بازده و مشکل زا هستند و پیوند فندقی یعنی پیوند مرگ! بافق یزد پتانسیل خوبی برای تولید پسته دارد و می طلبد که توجه بیشتری به این شهرستان بخصوص از نظر تامین نهاده های کشاورزی با کیفیت و حضور کارشناسان با تجربه شود! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٧
تگ ها :

آرزو بر جوانان عیب نیست !

آرزو بر جوانان عیب نیست !

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

مطالبی که بقلم من در این وبلاگ می آیند با کمی جستجو در اینترنت می توان به اصل آنها دست یافت. علاوه بر منابعی که در مقالات و اینترنت و کتب وجود دارند و برای همه در دسترس است برخی از مطالب نقطه نظرهای شخصی و تجربیاتی هستند که درطول سالیان سال در محیط های دانشگاهی و محیط های باغات پسته آموخته ام و چیزهای عجیب و غریبی نیست! فقط بنده به دلیل علاقه شخصی و حس مسولیت و وظیفه وجدانی آنها را در محیط وب قرار می دهم. بنده اگر چه عضو انجمن پسته ایران هستم ولی نقطه نظرهای من صرفا نظرات انجمن پسته ایران نیستند! اگر چه ممکن است بین نظراتی که من در وبلاگ قرار می دهم با نظراتی که انجمن دارد در بسیاری موارد با هم مشابهت وجود داشته باشد اما حتما اختلافات زیادی وجود دارد. در واقع حرفها و نظراتی که در وبلاگ شخصی من منتشر می شوند نظرات شخصی من هستند. همانطور که از اسم وبلاگ برمی آید این وبلاگ یک وبلاگ شخصی است و هیچ ربطی به هیچ ارگان دولتی و غیر دولتی ندارد. تک تک جملاتی که بقلم من می آیند صرفا نظرات شخصی من هستند و من هیچ وظیفه ای به پاسخگویی به افراد حقیقی و حقوقی ندارم و اگر جوابی داده می شود در راه رضایت خداست و خلق خدا! همانطور که بارها قبلا گفتم حتما اشتباهات و خطاهایی در مطالب و نظرات ممکن است وجود داشته باشد و این مطالب وحی منزل نیست و حتی ممکن است نظرات من در طول سالها تغییر پیدا کنند. بنده خود را فرد مهمی نمی دانم و فقط بعنوان یک دلسوز کشاورزان مطالب را در وبلاگ شخصی خودم قرار می دهم. بنده از هیچ ارگان دولتی و غیر دولتی حتی 1 ریال حقوق نگرفتم و نخواهم گرفت که بخواهم به طرفداری یا علیه کسی مطلب بنویسم. بهر روی مطالب صرفا نظرات شخصی من هستند و من پاسخگوی همه مطالبی که در وبلاگ می آیند در چارچوب قوانین کشور عزیزمان (جمهوری اسلامی ایران) هستم. بسیاری از افراد سعی در مخدوش کردن و وارونه جلوه دادن مطالب هستند و با استفاده از انواع ترفندها قصد سو استفاده و ضربه زدن هستند. بخصوص در مورد جوانان جویای نام و برخی از کشاورزنماها که واقعا باعث تاسف است. اگر فردی با من یا مطالبی که در وبلاگ شخصی من می آید مشکل دارند بهتر است محیط وبلاگ من را آلوده نکنند و بروند سراغ مطالب بهتر!! هر چند که من فکر می کنم این همه مطالب یکجا و بصورت مرتب و منظم در هیچ کتاب و سایتی وجود ندارد!! مطمنا نظراتی که قصد توهین و تخریب دارند هیچ گونه تاثیری در فعالیت من نخواهند داشت. از قدیم می گویند "خلایق هر چه لایق" بروند و بررسی کنند و بهتر از مطالب من را پیدا کنند و به من هم معرفی کنند تا من هم استفاده کنم. نوشتن مطالب و صاحب نظر بودن در یک رشته یا یک کار مستلزم سالهای سال رنج و مرارت است و براحتی بدست نمی آید. متاسفانه بسیاری از کشاورزنماها شروع به فحاشی و بد و بیراه می کنند که از دید بنده کاملا رفتاری طبیعی است. ایندسته از افراد بهتر است بروند و سراغ همان افراد شیادی که کلاهبرداری می کنند محصولات بنجل آنها را بخرند و درختان خوشان را نابود کنند چون لیاقت آنها بیشتر از اینها نیست! وبلاگی که در طی این مدت بیش از 300 مطالب در آن قرار داده شده است بی نظیر است و خود بنده بخوبی می دانم که چه خدمت بزرگی به کشاورزان شده است! فلان موسسه با دهها کارمند و حقوق صدها میلیونی ماهانه بعد از گذشت سالها هنوز نتوانسته حتی 1 مقاله یا نوشته در محیط وب قرار دهد که بتواند حداقل راهنمایی برای کشاورزان باشد و وبسایت آنها سالهای سال است که منجمد مانده است! اما بنده حقیر با داشتن کمترین امکانات هر هفته حداقل دو مقاله با تمام گرفتاریهای روزمره فقط برای آگاهسازی کشاورزان در وبلاگ خودم قرار می دهم بدون اینکه حتی 1 ریال پولی از این و آن گرفته باشم. در واقع عیب بزرگ ما این است که افراد دلسوز و لایق را طرد می کنیم و انتظارات و توقعات بیجا از آنها داریم ولی با افرادی که براحتی کلاهبرداری می کنند و جیب ما را خالی می کنند بهتر تا می کنیم! خود خواهی و خود بزرگ بینی یک عیب بسیار بزرگ است و متاسفانه در بسیاری از افراد وجود دارد. بجای دادن راهنمایی و گوشزد کردن مشکلات و همکاری در حل کردن مشکلات مربوط به کشاورزی اراجیفی را می نویسیم که یک شاهی هم ارزش ندارد! مشکلات باغات پسته در ایران بسیار است و خدای ناکرده اگر تمهیدات منطقی اندیشیده نشود نابودی باغات پسته حتمی است! همانطور که بارها گفته ام من خود را فرد مهمی نمی دانم و علاقه ای هم به شهرت و محبوبیت ندارم ولی چه کنم که دلم برای سرمایه ای که پدران و نسل قبل از ما بر جای گذاشته اند می سوزد. از زمانی که یک بذر پسته در زمین قرار می گیرد تا زمانی که این بذر به درختی تنومند و بارده تبدیل شود سالهای سال زمان می طلبد و خون دلها باید خورد و هزینه ها باید کرد! این عیب نیست که سرمایه پدری ما که حاصل زحمات طاقت فرسای پیشینیان ما هستند در عرض چند سال نابود شوند. حداقل آن کارهایی که می توان کرد و از دست ما بر می آید انجام بدهیم تا این همه درخت نابود نشود. بحث استفاده بی رویه از سموم آفت کش و آلودگی شدید زیست محیطی، نهاده های بی کیفیت و افراد کلاهبرداری که بفکر پر کردن جیب های خود هستند و دهها مشکل دیگر. باعث تاسف است به فردی که برای صنعت پسته ایران دلسوزی می کند فحش و بد و بیراه داده می شود و مطالب بی ارزش نگاشته می شود! قیافه من زیباست یا زشت است و کروات من خوب است و بد است هیچ ارزشی ندارد شما اگر عقل و شعور داشتی مطالب را می خواندی و از آنها استفاده می کردی! متاسفانه قضاوت از روی ظاهر افراد عیب بزرگی است که بسیاری از افراد در وجود خود این جور حسی را دارند. از دید من استاد دانشگاه و یک پزشک یا یک کارمند و یک کارگر شهرداری که زباله جمع می کند هر کدام در جایگاه خود ارزشمند هستند و هر کدام از افراد اگر کار خود را انجام ندهند قطعا جامعه دچار مشکل خواهد شد! متاسفانه افرادی که می توانند براحتی گره گشا باشند خود را کنار کشیده اند به دلایل مختلف یکی از آنها خود من! بهر روی گفتنی ها بسیار است و خیلی از مطالب را نمی توان گفت ولی مسلما هدف مطالب فقط و فقط دلسوزی است و پیشرفت صنعت پسته ایران. در پایان باید یادآوری کرد که هر گردی گردو نیست! سالها رنج و زحمت نیاز است تا فردی بتواند در رشته خودش واقعا حرف برای خود داشته باشد و در زمینه شغلی خود صاحب نظر باشد. از دیدگاه من مطالب علمی که در وبلاگ من می آیند اگر چه کمک کننده هستند اما با کمی جستجو می توان به آنها دست یافت اما این نظرات و افکار فرد بر اساس شرایط روز هستند که ارزشمندند!! جوانان جویای نام باید حالا حالاها زحمت بکشند تا برسند به جایگاهی که برخی از افراد رسیده اند. در پایان با شعر بسیار زیبای حکیم سنایی مطلب را به پایان می برم" ساعتی بسیار می باید کشیدن انتظار" تا که در جوف صدف باران شود دُر عدن" روزها باید که تا یک مشت پشم از پشت میش" زاهدی را خرقه گردد یا حماری را رسن" ماه‌ها باید که تا یک پنبه‌ دانه از زمین" شاهدی را حله گردد یا شهیدی را کفن" سالها باید که تا یک سنگ اصلی زآفتاب" لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن" قرنها باید که تا یک کودکی از روی طبع" عالمی گردد نکو یا شاعری زیبا سخن" عمر‌ها باید که تا از لطف حق، پیدا شود" بایزیدی در خراسان، یا اویسی در قرن" به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٤
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED