فلزات سنگین و خطرات وجود غلظت بالای آنها در کودهای کشاورزی مورد مصرف در باغات پ

فلزات سنگین و خطرات وجود غلظت بالای آنها  در کودهای کشاورزی مورد مصرف در باغات پسته

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

فلزات سنگین به فلزاتی گفته می شود که در جدول شیمی عناصر یا جدول مندلیف از جرم بالایی برخوردارند و اصطلاحا فلز سنگین خوانده میشوند. معمولترین فلزات سنگین عبارتند از جیوه، کادمیوم، نیکل، سرب و ...امروزه بحث وجود غلظت بالای عناصر سنگین در کودهای کشاورزی و اکوسیستم طبیعت بحث بسیار مهمی است و وابستگی کاملی به جان و سلامتی انسانها دارد. کارخانجات با کیفیت تولید کننده کود بخصوص برندهای بین المللی همیشه درصد یا غلظت عناصر سنگین را در کود خود بیان می کنند و اهمیت این مطلب بحدی است که برخی از کارخانجات دقیقا روی لیبل کود مشخص می کنند که مثلا غلظت عنصر کادمیوم در کود چقدر است یا غلظت سرب در محصول تولیدی خود چقدر است! بسیاری از کارشناسان و کشاورزان اصلا با این مقوله یعنی فلزات سنگین موجود در کود آگاهی ندارند  و بنده از نزدیک شاهد بوده ام که کارشناسی روی لیبل کود کارخانه ای را نگاه می کرد و چون درصد کادمیوم آن بسیار کم  نوشته شده بود بمن می گفت این کود کود خوبی نیست چون درصد کادمیوم آن پایین است و چرا کودی که اینقدر درصد عنصر در آن پایین است را می گذارند در بازارمصرف وجود داشته باشد و نباید چنین کودی را بخریم چون کلاه سرمان می رود چون درصد کا دمیوم آن پایین است!! شما در نظر بگیرید که کارشناسان کشاورزی در مورد فلزات سنگین هیچ گونه اطلاعی ندارند چه برسد به کشاورزان قربونشون برم پرفسور خودمون!! بهر روی مدرک چاپ کردن و بدون کنکور دانشجو گرفتن و ریختن مدرک پولی همین وضعیتی را ایجاد می کند که می بینیم طرف فرق درخت نر و ماده پسته را نمی داند! فرق جو و گندم را نمی داند! بهر روی در مورد فلزات سنگین و معایب و مضرات آنها مطالب زیادی وجود دارد که خوانندگان می تواند برای بررسی بیشتر به آنها مراجعه کنند بهر روی در مورد بسیاری از کارخانجات تولید کننده کود در داخل ایران مشکل وجود عناصر سنگین وجود دارد و باید فکری جدی در مورد آن شود. در مورد ابتکار جدید برخی از کشاورزان پسته کار یعنی استفاده از زغال سنگ بعنوان کود  یکی از مشکلات مهم همین وجود عناصر سنگین در زغال سنگ و به غلظت بالاست!! فلزاتی مانند اورانیوم، جیوه و قلع و ....که زمانی که در به خاک اضافه می شوند می توانند توسط درختان جذب شوند و در مغز پسته رسوخ یابند و خارجی ها بهانه ای دیگر برای نخریدن پسته ایران بیابند (وجود مقدار بالای عناصر سنگین در مغز پسته-غنی سازی اورانیوم از طریق پسته بشوخی البته!). در مورد کودهای هیومیکی تولید داخل هم زمانی که از زغال سنگ بعنوان منشا مواد هیومیکی استفاده شود موجب بروز بالا رفتن غلظت عناصر سنگین در کودهای تولیدی می شود که علاوه بر اینکه این اسید هیومیک تقلبی است این اسید هیومیک تقلبی دارای عناصر سنگین با غلظت بالا هم هست؟ گل بود و به سبزه هم آراسته شد؟!! امروزه در کشورهای پیشرو توجه زیادی به غلظت عناصر سنگین یا فلزات سنگین می شود فلزاتی همچون سرب، نیکل، کادمیوم و...یکی از فاکتورهای مهمی که در کشورهای پیشرو برای ورود یک کود به بازار مصرف کشاورزی می شود غلظت استاندارد عناصر سنگین در کودها است. و اگر غلظت عناصر سنگین در کودها از حد معینی بالاتر باشد اجازه تولید و فروش به شرکت تولید کننده داده نمی شود. یکی از مشکلات مهم کودهای ایرانی موجود در بازار کشاورزی و پسته کاری ایران همین وجود غلظت بالای عناصر سنگین در ایندسته از کودهاست!! متاسفانه هیچ نظارتی و کنترلی از نظر وجود عناصر سنگین در کودهای تولیدی در داخل ایران نمی شود  و این در حالی است که برای تقریبا اکثر کودهای استاندارد خارجی که در بازار مصرف وجود دارند این معیار یعنی وجود مقدار پایین عناصر سنگین در کودها کاملا رعایت می شود  و اگر آزمایشی در این مورد انجام شود نتایج بروشنی این مساله را مشخص می کنند. عناصر سنگین در خاکهای کشاورزی تقریبا غیر قابل تجزیه هستند و بشدت موجب آلودگی منابع آب و همچنین خاک می شوند. فلزات سنگین در خاک موجب تخریب ساختمان و بافت خاک می شوند و گاها با برخی از عناصر برای جذب توسط گیاهان رقابت می کنند و متاسفانه بجای جذب برخی از عناصر مهم و حیاتی ایندسته از عناصر مضر توسط گیاهان جذب می شوند و با مصرف ایندسته از میوه های آلوده عناصر سنگین وارد بدن انسانها می شوند. عناصر سنگین در صورت ورود به بدن انسانها و حیوانات اثرات سویی بر بدن جانداران و انسانها دارند. یکی از عوارض تجمع عناصر سنگین در انسانها بروز و شیوع سرطانها و سایر بیماری های مرموز و ناشناخته است!! همانطور که اشاره شد وجود عناصر سنگین در خاک و آب بشدت مضر است و بسیاری از کشورهای بهمین دلایل استاندارهای سختی را برای هر ماده ای که منجر به تولید و پخش عناصر سنگین بشود وضع می کنند اما در کشورهای جهان سوم متاسفانه اهمیت چندانی به وجود عناصر سنگین در محیط زیست نمی شود. علاوه بر وجود عناصر سنگین در کودها در مورد بسیاری از جهات دیگر هم وجود عناصر سنگین بسیار خطرناک است. چندی پیش بغلط یا درست شایع شده بود که برنج هایی که برخی از کشورهای همسایه شرقی ایران وارد ایران می شوند آلوده به سرب هستند که کاری به صحت و یا عدم صحت آن نداریم ولی بهر روی این قضیه مساله ای نیست که بتوان براحتی از کنار آن گذشت!! آلودگی های محیط زیستی امروزه در کشورهای پیشرو دارای مقررات بسیار سختی است و ایندسته از کشورهای تا حد امکان سعی می کنند برای آلوده نشدن و در معرض خطر قرار نگرفتن نسل خود و نسلهای آینده خود بفکر باشند اما متاسفانه در کشورهای عقب مانده استفاده از عناصر سنگین مساله خیلی مهمی بشمار نمی رود. یکی از آلودگی های مهم و منشا بسیاری از آلودگی های هوا بخصوص در شهرهای بزرگ ایران بخصوص تهران وجود عنصر سنگین سرب در بنزین تولید شده توسط کارخانجات تولید کننده بنزین در ایران است. کشورهای پیشرو دهها سال است که استفاده از سرب را بعنوان پایدار کننده در بنزین ممنوع کرده اند اما بدلیل تحریم ها ما مجبور به استفاده از این ماده برای تولید بنزین مصرفی داخلی هستیم. بهر روی باید به وجود عناصر سنگین در کودهای مورد مصرف در باغات پسته توجه دقیق تری شود و متاسفانه عناصر سنگین و وجود غلظت بالای آنها در کودهای تولیدی داخل هنوز به گوش بسیاری از افراد دست اندرکار نرسیده است چه برسد به اینکه بخواهند برای آن فکری بکنند. ممکن است در آینده وجود غلظت بالای عناصر سنگین در مغز پسته صارداتی یکی از مواردی باشد که پسته ایران در معرض تهدید عدم صادرات قرار بگیرد. متاسفانه وجود عناصر سنگین در مورد بسیاری از کودهای شیمیایی و غیر شیمیایی تولید داخل چیزی نیست که بتوان از کنار آن براحتی گذشت!! وظیفه من بود که گوشزد کنم به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٩
تگ ها :

اهمیت محلولپاشی امینواسیدها در درختان پسته

 

اهمیت محلولپاشی امینواسیدها در درختان پسته

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

پاشش برگی اسیدهای آمینه موجب بهبود شرایط رشدی در هر گیاهی منجمله درختان پسته خواهد شد! آمینو اسیدها زمانی که از طریق برگ محلولپاشی می شوند توسط برگها جذب می شوند نهایتا به تولید پروتویین ها در گیاه کمک می کنند.  پاشش امینواسیدها روی درختان پسته موجب افزایش مقدار کلروفیل در برگها می شود و هر چه تعداد کلروفیل ها در برگ افزایش یابد زردی ها بهبود می یابند و عملکر بیشتر خواهد شد! یکی از نقش های مهم امینو اسیدها در گیاهان گذار بهتر و راحت تر گیاهان از مراحل سخت رشدی مانند خشکسالی ها و تنش هاست!! بخوبی مشخص شده در گیاهانی که مورد هجوم عوامل بیماریزا قرار می گیرند نقش آمینواسیدها در بهبود شرایط کلی در گیاهان بسیار واضح است.  از جمله مزایای دیگر پاشش امینو اسیدها در درختان افزایش یافتن مقدار پروتویین در گیاه و ریشه ها و بطبع آن افزایش یافتن میکروارگانیسم های اطراف ریشه است. یکی از تجربیات بسیار عجیب و مهم در مورد محلولپاشی باغات پسته این است که کودهای محلولپاشی که از طریق برگ و در زمان مناسب در اختیار درختان گذارده می شوند می توانند موجب حرکت و رشد سریع در ریشه ها شوند و حجم و فعالیت ریشه ها را بشدت بالا ببرند. در بسیاری از باغات پسته ای که در زمان مناسب و با کودهای حاوی امینواسید محلولپاشی شده اند رشد ریشه و حرکت و گسترش آن بسیار قابل توجه بوده است. این مساله بخصوص در مورد خاکهایی که ریشه به هر دلیل رشد مناسبی را در این خاکها ندارد بسیار کارساز است. افزایش یافتن مقدار میکروارگانیسم ها در اطراف ریشه ها منجر به افزایش یافتن تولید اسیدهای آلی مفید در اطراف ریشه ها می شود و هر چه مقدار اسیدهای آلی در اطراف ریشه ها بیشتر باشد جذب مواد و عناصری که در اطراف ریشه ها به هر دلیل بلوکه شده اند از سر گرفته خواهد شد یا سرعت چند برابری به خود خواهد گرفت.  بسیاری از عناصر مفید در اطراف ریشه درختان بعلل مختلف بلوکه شده اند و جذبی ندارند حتی در حضور آب کافی!! یکی دیگر از فواید پاشش امینو اسیدها در درختان کمتر شدن مصرف انرژی در گیاهان است بعبارت بهتر زمانی که امینو اسیدها از طریق محلولپاشی در اختیار درختان گذارده می شوند درختان می توانند انرژی بیشتری را ذخیره کنند و مصرف انرژی در گیاه کاهش قابل ملاحظه ای خواهد داشت! بصورت خلاصه می توان مزایایی پاشش امینواسیدها در درختان پسته را اینچنین شمرد 1-سنتز پروتویین و جذب بهتر ماکرو و میکرونوترینت ها توسط ریشه 2- افزایش مقدار کلروفیل  در برگ، کاهش زردی در برگها بدلیل افزایش سطح گلیسین (glycine). 3-افزایش مقاومت گیاهان در برابر شرایط سخت و استرس ها (تنش های گرمایی، سرمایی و ... کمبود آب و...)4 – افزایش یافتن تولید گل و رشد زایشی در گیاهان و القا کردن تولید هورمونهای مربوطه 5- افزایش دادن تاثیر و جذب عناصر مختلف ماکرو میکرو در خاک و حتی روی محیط شاخ  و برگ 6- افزایش طعم، سایز و کیفیت میوه و .....مکانیسم های امینو اسیدها در گیاهان عبارتند از 1-افزایش دادن جذب ماکرو و میکرو المنتها در گیاهان 2-افزایش دادن فعالیت های آنزیم های مفید در گیاهان 3-افزایش مقدار فتوسنتر در گیاهان 4- افزایش دادن مقدار پروتویین موجود در گیاه 4-القای گلدهی در گیاهان از طریق القای هورمونهای مربوطه در گیاه 5-افزایش دادن تاثیر کودها و سموم مورد استفاده روی گیاهان 6-افزودن مقاومت در گیاهان بصورت مستقیم. زمان پاشش کودهای امینواسید در درختان پسته و دوز مصرفی آنها بستگی زیادی به شرایط باغ و درختان دارد و نمی توان بصورت روتین زمان دقیقی را برای مصرف کودهای امینواسید و دوز استفاده از آنها بیان کرد. شاید یکی از مهمترین زمان استفاده از کودهای امینواسید بصورت پاشش برگی زمان پر شدن مغز در درختان پسته باشد. باید توجه داشت که استفاده از دوزهای بالای کودهای امینواسید نتنها سودی ندارد و بلکه بشدت مضر است  و موجب گیاهسوزی در درختان می شود! مصرف مداوم و خودسرانه از امینواسیدها در درختان موجب تنبل شدن درختان و اعتیاد آنها به ایندسته از کودها می شود بنابراین در مصرف صحیح ایندسته از کودها باید دقت زیادی را مبذول داشت یکی دیگر از کاربردهای امینواسیدها در صنایع تولید کودها استفاده از امینواسیدها بهمراه سایر کودهاست به این ترتیب که مثلا هنگام تولید یک کود پتاسه یا کودهای دیگر درصدی از امینواسید به آن اضافه می کنند که نتنها خود امینواسید تاثیر مثبتی روی گیاهان دارد بلکه وجود امینواسید موجب افزایش یافتن جذب سایر عناصری می شود که در ترکیب کود حضور دارند. متاسفانه در مورد کودهای امینواسید مانند بسیاری از عناصر و ترکیبات مفید موجود در بازار مصرف فرمول دقیقی برای درختان پسته موجود نیست و هر کسی بر اساس معیارها و شرایط مختلف استفاده از امینواسیدها را اپتیمایز می کند. بسیاری از فرمولها و نوع امینواسیدها در مورد هر گیاهی اختصاصا در اختیار بخش تحقیق و توسعه در شرکت های معتبر است و این اطلاعات را به هیچ کس عرضه نمی کنند. بعنوان مثال در مورد درختان پسته کدام اسید امینه نقش مهمتری دارد؟ در کدام مرحله؟ به چه نسبتی؟ بصورت جداگانه یا میکس شده و بسیاری از فاکتورهای دیگر؟!! در مورد شرکت های تولید کننده کودهای و سموم کشاورزی بزرگ در دنیا بیشترین کارمندان مربوط به بخش تحقیق و توسعه (D&R) هستند!! هر کارخانه کوچک حداقل دارای چندین آزمایشگاه و لابراتور است و چندین محقق دارد که روی موضوعات مختلف کار می کنند تا چیزی جدید و اختصاصی بیابند. در مورد بسیاری از شرکت های پیشرو که بازارها را قبضه کرده اند تعداد کارکنان بخش تحقیق و توسعه چند ده برابر کارمندان فروش و بازاریابی و حسابداری است. چون فهمیده اند که تحقیقات بیشتر مساوی است با پول بیشتر اما در ایران بعنوان مثال یک کارخانه تولید کننده کود که با هزینه های میلیاردی تاسیس شده اند حتی یک اتاق هم به بخش تحقیقات و توسعه نمی دهند. تولید را بسیار بالا برده اند و بازاریابان را چند برابر که سریعا جنس خود را بفروش برسانند به هر قیمتی و با هر شرایطی؟! تحقیقات در هر زمینه ای زیربنای پیشرفت و قدرت آن کشور است اما متاسفانه محققین کشاورزی در کشور ما دستمایه تمسخر کشاورزان هستند!! و همچنین کشاورزان مایه مضحکه محققین!! در ایران ما نه کشاورزان کشاورزند! نه محققین محقق!! برنامه ریزی ها در کشور ما هفته به هفته و روز به روز هستند در صورتی که کشورها پیشرو برای صد سال آینده خود نقشه و برنامه دارند. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٦
تگ ها :

سم مونتو (Movento) و تاثیر مثبت آن در کنترل پسیل پسته

سم مونتو (Movento) و تاثیر مثبت آن در کنترل پسیل پسته

نوشته:محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email:mojamalizadeh@yahoo.com

از دوست گرامی آقای مهندس امین فرحبخش از زیر مجموعه شرکت بایر (Bayer CropScience) در ایران بخاطر همکاریشان تشکر می شود-بیشتر مطالب مربوط به وب سایت بایر کراپ ساینس در آمریکا می باشد و همچنین مطالب نظرات شخصی بنده می باشند نه نظر افراد حقیقی یا حقوقی دیگر!!

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد!

مونتو (Movento) سمی است که اخیرا برای مبارزه با پسیل پسته در ایران بثبت رسیده است. Movento از into+ move تشکیل شده است. پس مونتو یعنی حرکت به سمت داخل! ماده موثره مونتو اسپیروتترامات است. مونتو بصورت سوسپانسیون تغلیظ شده فرموله شده است. سم مونتو بهتر است بهمراه ماده افزودنی (صابون های استاندارد سم پاشی) استفاده شود. استفاده از مواد افزودنی (صابونها) بهمراه مونتو موجب جذب بهتر سم توسط گیاه و افزایش نفوذ حشره کش و نهایتا تاثیر بهتر آن خواهد شد. استفاده از سم مونتو زمانی که برگ در بهترین حالت باشد در افزایش تاثیر آن بسیار مهم است و هر چه برگ از نظر ابعاد و سالم بودن در وضعیت بهتری قرار داشته باشد تاثیر سم بهتر خواهد بود. بنابراین استفاده ازسم مونتو در زمانی که برگها در حال فروریختن هستند و جذب ماکزیممی وجود ندارد قابل توجیه نیست! سم مونتو سمی تمام سیستمیک یا فول سیستمیک است یعنی هم در آوندهای آبکش و هم در آوندهای چوبی وجود دارد. اینکه سمی بتواند هم در آوندهای آبکش و هم در آوندهای چوبی حرکت و جریان پیدا کند نکته بسیار جالب و در خور تاملی است. و تقریبا بغیر از سم مونتو سم دیگری در بازار وجود ندارد که هم در آوندهای چوب و هم در آوندهای آبکش جریان داشته باشد.  بنابراین با رشد درختان و افزایش یافتن شاخ و برگ جدید سم مونتو وارد ایندسته از شاخ و برگهای جدید می شود و نیازی به سم پاشی مجدد نیست چون حرکت مونتو در گیاه یک حرکت همه جانبه است هم از بالا به پایین و هم از پایین به بالا! استفاده از سم مونتو زمانی که گیاه در بهترین وضعیت رشدی باشد اهمیت زیادی در سیستمیک شدن و افزایش بهره وری سم دارد. در زمانی که درجه حرارت پایین باشد یا گیاه در حالت خشکی مطلق باشد و زمانی که گیاه از نظر شادابی و طراوت در وضعیت نرمالی نباشد کارآیی سم افت پیدا خواهد کرد. بنابراین توصیه اکید برای مصرف سم مونتو در باغات پسته زمانی است که آبیاری مکفی در باغات انجام گرفته باشد و بعد از آبیاری و نم بودن زمین تاثیر این سم بسیار بهتر خواهد بود! از نظر اختلاط با سایر سموم و کودهایی که بصورت محلولپاشی استفاده می شوند سم مونتو را می توان با آنها اختلاط داد و مصرف کرد فقط در مورد ترکیبات قارچ کش مانند کاپتان، روغن های معدنی و ترکیبات با درصد گوگرد بالا اختلاط مونتو قابل توصیه نیست! سم مونتو را باید با سم پاش هاس استاندارد پاشید و استفاده از سم پاش های غیر استاندارد ممکن است از راندمان سم پاشی بکاهد البته این مساله در مورد تقریبا همه حشره کش ها صدق می کند. میزان توصیه شده سم مونتو بر علیه پسیل پسته از طرف موسسه تحقیقات پسته ایران نیم در هزار لیتر آب توصیه شده است اما کاربرد غلظت 7/0در هزار بسیار موفقیت آمیزتر بوده است و بهتر است برای مبارزه با پسیل پسته از این دوز استفاده شود. ایجاد پوشش یکنواخت از سم روی تمام شاخ وبرگ در تاثیر بهتر این سم غیر قابل انکار است یعنی هر چه در سم پاشی دقت شود که پوشش بهتر و یکنواخت تری از سم ایجاد شود در تاثیر سم و ماندگاری بیشتر آن موثرتر خواهد بود. اگر چه آزمایشات نشان داده که اگر هم پوشش یکنواختی از سم در سم پاشی ملحوظ نشود باز هم سم قادر به حرکت در گیاه و تحت پوشش دادن قسمتهایی است که سم نخورده باشند! پوشش بهتر در سم پاشی مونتو برابر است با جذب بیشتر و بهتر سم و افزایش راندمان سم! استفاده از سم مونتو بر علیه پسیل پسته در باغات پسته کرمان بسیار موفقیت آمیز بوده است و بنظر می رسد 2 نوبت سم پاشی با مونتو در زمان مناسب نیاز به تکرار سم پاشی ها با سموم خطرناک و مختلف را رفع کند. تکنولوژی ساخت این سم منحصرا در اختیار شرکت بایر آلمان است و بر خلاف شایعات این سم کاملا در کشور آلمان بسته بندی و تولید می شود و در ایران توسط نماینده انحصاری آن توزیع می شود. سم پاشی بخصوص در مورد پسیل پسته در باغات پسته ایران به یکی از مشکلات مهم باغداران پسته در ایران تبدیل شده است و هر سال هزینه های هنگفت اقتصادی را در پی  دارد. استفاده از سموم بی کیفیت چینی و سموم بسیار مختلف و خطرناک از گروههای مختلف سموم به کابوسی وحشتناک تبدیل شده است. انواع و اقسام سموم توصیه شده و غیر توصیه شده بر علیه پسیل پسته در باغات پسته ایران مصرف می شوند و متاسفانه نتنها کارآیی چندانی ندارند بلکه بشدت بر آلودگی زیست محیطی افزوده اند و افزایش هزینه های کشاورزان را در پی داشته اند. سم استامی پرید که بصورت وسیعی بر علیه پسیل پسته مورد استفاده قرار می گیرد موجب نگرانی شده و بسیاری از محموله های صادراتی پسته ایران را در معرض تهدید عدم واردات از کشورهای اروپایی بعلت بالا بودن باقیمانده سم در داخل مغز قرار داده است. تکنولوژی استفاده شده در تولید سم مونتو کاملا منحصر بفرد است و خطرات زیست محیطی بمراتب کمتری از سایر سموم رایج بر علیه پسیل پسته در باغات پسته ایران دارد. آزمایشات و گزارشات و مشاهدات اولیه در مورد استفاده از سم مونتو توسط کشاورزان تاثیر این سم را بسیار موفقیت آمیز ارزیابی می کنند. و جای خوشحالی است که بتوان در سالهای آتی بازار سم فروشان و دلالان سموم را کمی سست تر کند. بنده طرفدار هیچ شرکت و یا سازمان تولید کننده و مصرف کننده سموم نیستم و از هیچ کسی هم خط و خطوط نمی گیرم و مشاهدات و نظرات خودم را بعنوان یک کارشناس ارشد گیاهپزشکی در این وبلاگ به خوانندگان عرضه می کنم. بنظر بنده سم مونتو می تواند یکی از سموم موثر و پرکاربرد در باغات پسته ایران بر علیه پسیل پسته باشد و ان شاا... بتواند این مشکل دیرینه یعنی کنترل موثر پسیل پسته در باغات پسته را در آینده حل کند. همانطور که اشاره شد مونتو از نظر بنده سم بسیار کارساز و خوبی در کنترل پسیل پسته در باغات پسته ایران است. در باغاتی از سم مونتو برای کنترل پسیل پسته استفاده شده نتایج بسیار درخشان و غیر قابل باور بوده اند و باید به شرکت بایر برای معرفی این سم تبریک گفت چون با این سم بار بزرگی از دوش کشاورزان و زحمتکشان پسته کار در باغات پسته ایران برداشته اند. بنظر می رسد سم مونتو حداقل یک بازه زمانی 40 روزه را در مورد کنترل پسیل پسته در باغات پسته پوشش دهد اگر چه در موارد بسیاری استفاده از مونتو تا 60 روز (2 ماه) هم پوشش مناسبی از نظر کنترل پسیل پسته ایجاد کرده است. سم مونتو در پسته بصورت خاص بر علیه شیره خشک یا پسیل پسته از طرف شرکت بایر در ایران توصیه شده است و این سم در مورد سایر آفات مانند پروانه چوبخوار پسته و سایر آفات دیگر پسته سم مونتو قابل استفاده و توصیه از طرف شرکت بایر نیست! در مورد سم مونتو و یا سایر سموم موثر دیگر و همچنین کودهای با کیفیت حتما شایعاتی درست می شود تا اینکه اینچنین نهاده های با کیفیتی زیر سوال قرار بگیرند چون وجود این چنین نهاده هایی کاسبی بسیاری از افراد را کساد خواهد کرد. دقیقا همان اتفاقی که در مورد دکتر داروغه افتاد و شایعات بسیار زیادی که در جهت تخریب ایشان در مورد معرفی و ساخت تله های فرمونی برای مبارزه با پروانه چوبخوار پسته اتفاق افتاد و هنوز هم می افتد! بهر روی بازار سموم و نهاده های کشاورزی در ایران بازار بزرگی است بخصوص در مورد باغداران پسته و حساب یقرون و دوهزار نیست! سالانه میلیارد تومان سم و کود توسط کارخانجات در ایران و خارج از ایران به بازار مصرف روانه می شوند و اگر سمی بتواند تاثیر طولانی مدتی در کنترل پسیل پسته داشته باشد حتما مورد هجمه قرار خواهد گرفت! البته مونتو یک عیب دارد و آن این است که قیمت مصرف کننده بالاست اما روی هم رفته چون توانسته 2 تا سه نوبت از سم پاشی ها را بتعویق بیندازد کاملا اقتصادی و مقرون بصرف است هر چند که در نگاه اول کشاورزان از قیمت بالای سم تعجب کنند! خود سموم مورد مصرف بر علیه پسیل پسته چون به تکرار روی درختان مصرف می شوند اثرات سویی روی خود درختان دارند و درختانی که هر 10 روز یکبار با سموم معمولی سم پاشی می شوند در مقایسه با درختانی که فقط یک الی دو بار با سم مونتو سم پاشی می شوند از شادابی و طراوت بمراتب کمتری برخوردار هستند!! به صورت مختصر فواید سم مونتو (Movento) را می توان اینگونه ارزیابی کرد 1-اثر کم روی دشمنان طبیعی 2-دوام فوق العاده سم در دوره طولانی مدت 3-کاهش تعداد سم پاشی ها در باغات پسته و نهایتا کاهش آلودگی های زیست محیطی 4-کاهش هزینه های کشاورزان از طریق کاهش تعدا سم پاشی ها 5-کساد شدن کاسبی دلالان سموم (دلالان مرگ!) 6-شادابی و طراوت درختان بعلت کمتر شدن اثرات سو سموم بر درختان 7-کم شدن اثرات سو آفتکشهای خطرناک بر افرادی که بصورت مستقیم در سم پاشی ها دخالت دارند و...

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٢
تگ ها :

توجه به پسته بعنوان محصولی ارز آور در دولت تدبیر و امید و هشدار در مورد کاهش صاد

توجه به پسته بعنوان محصولی ارز آور در دولت تدبیر و امید و هشدار در مورد کاهش صادرات و قیمت نفت در سالهای آینده

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

تحریم های زورگویانه و یکجانبه کشورهای غربی بویژه آمریکا صدمات زیادی را به درآمدی های ارزی کشور ایران وارد کرده است. پر واضح است که صادرات نفت منبع اصلی درآمد برای کشورهای نفت خیزی مانند ایران است. ایران کشوری است که اقتصاد آن وابستگی زیادی به واردات دارد بخصوص در مورد واردات مواد غذایی که امنیت غذایی ایران وابسته به واردات است. سوال اساسی اینجاست که چرا کشور عزیزمان ایران با این همه گستردگی اقلیم و منابع خدادادی از جمله زمین حاصلخیز کشاورزی و آب مکفی در تولید غذای خود با مشکل مواجه است؟ از گندم بگیر تا دانه های روغنی و برنج و ..همگی به واردات وابسته است!! مسلم است که برنامه ریزی ها و سیاستها در بخش کشاورزی ایران در سالهای اخیر سیاستهای موفقی نبوده است تا آنجا که یکی از مسولین بلند پایه قبلی در یک سخنرانی بیان کردند که اگر ما برای تولید هر کیلو سیب زمینی مثلا 500 لیتر آب لازم داشته باشیم بهتر و بصرفه تر آن است که آب آن را بفروشیم تا اینکه بخواهیم این آب را در تولید سیب زمین بکار ببریم!! همانطور که اشاره شد درآمدهای نفتی ایران کاهش محسوسی بدلیل تحریم های کشورهای زورگوی دنیا داشته است و بهمین دلیل است که پیش بینی می شود قیمت محصولات و نهاده های کشاورزی اساسی بویژه در مورد خوراک دام افزایش شدیدی داشته باشد! بهر روی زنگ خطر برای امنیت غذایی کشور ایران بصدا درآمده است و مسولین جدید وزارت جهاد کشاورزی باید برنامه ریزی بسیار دقیقی داشته باشند تا خدای ناکرده به مشکل برخورد نکنیم. از طرف دیگر اگر چه در حال حاضر قیمت هر بشکه نفت حدود 100 دلار است اما پیش بینی می شود که قیمت نفت در سالهای آتی کاهش داشته باشد و حتی به زیر 50 دلار در هر بشکه سقوط کند. دلیل آن این است که آمریکا بعنوان بزرگترین وارد کننده نفت بخصوص از خاورمیانه در سالهای آینده خود به یکی از بزرگترین صادر کنندگان نفت در دنیا تبدیل خواهد شد. تکنولوژی استحصال نفت از سنگ ریزه های نفتی که در تا همین اواخر صرفه اقتصادی نداشت و آمریکا و کانادا نمی توانستند استحصال چندانی از این منابع نفتی داشته باشند اخیرا بلطف پیشرفت علم و تکنولوژی استحصال نفت از این سنگ ریزه ها بصرفه و اقتصادی شده است! و آمریکا در چند سال اخیر خود می تواند به بزرگترین صادر کننده نفت در دنیا تبدیل شود. پی آمد این قضیه افت شدید قیمت نفت خواهد بود. بهر روی کشورهایی موفق خواهند بود که توانسته باشند از درآمدهای نفتی سالیان اخیر خود در جهت ایجاد صنایع مولد و ارزآور استفاده کرده باشند. در مورد بسیاری از کشورهای نفت خیز خاورمیانه بخصوص عربستان صعودی و امارات متحده غربی از سالیان بسیار قبل این سرمایه گذاری انجام شده و اگر هم در آینده قیمت نفت افت زیادی داشته باشد این کشورها آسیب چندانی نخواهند دید. در مورد کشور عزیزمان ایران باید فورا تمهیداتی اندیشیده شود که قبل از اینکه قیمت نفت سقوط زیادی داشته باشد درآمدهای نفتی را بسمت ایجاد صنایع مولد و پربازده سوق داده شود و الا خسارت بسیار سنگین خواهد بود! در مورد پسته همانطور که آمارها نشان می دهد پسته توانسته  سالانه حدود 2 میلیارد دلار ارز وارد ایران بکند و با کمی سرمایه گذاری و توسعه سطح زیر کشت و افزایش راندمان تولید می توان این مبلغ را چندین برابر کرد! دست اندرکاران صنعت پسته ایران بارها و بارها در مورد پسته  و مزیت اقتصادی آن به سیاست مدارن و برنامه ریزان بخش کشاورزی هشدار داده اند که صنعت پسته ایران این پتانسیل را دارد که بتواند علاوه بر اشتغال زایی میلیونی بتواند سالانه چندین میلیارد دلار ارز وارد ایران کند و بتواند حداقل گوشه ای از افت درآمدهای نفتی ایران را پوشش دهد و جبران مافات کند. پسته و صادرات آن باید بعنوان یک اولویت فوری مد نظر برنامه ریزان باشد. تقریبا در سالیان اخیر تمام توجهات در بخش پسته مربوط به طرح های آبیاری تحت فشار و افزایش راندمان آبیاری در باغات پسته ایران بوده است که اگر چه طرح مثبتی بوده است اما تمام مشکلات باغات پسته ایران مربوط به بخش آب و آبیاری نیست و مشکلات و معظلات زیادی در باغات پسته ایران وجود دارد که باید به آنها توجهی ویژه از طرف شخص وزیر جهاد کشاورزی دولت تدبیر و امید رییس جمهور محترم جناب آقای دکتر حسن روحانی شود. باید در وزارت جهاد کشاورزی حداقل یک معاونت مجزا بعنوان معاونت پسته یا خشکبار ایجاد شود و امور مربوط به باغات پسته را به این معاونت محول شود و همه کارهای مربوطه را در این معاونت یا این زیر مجموعه تجمیع کرد!! مدیرانی که باید در صنعت پسته ایران تزریق شوند باید مدیرانی کارکشته  و خاک خورده پسته باشند. مدیرانی که نمی دانند پسته درخت است یا بوته بدرد صنعت پسته ایران نمی خورند!! زمان و فرصتها بسرعت می گذرند و اگر تمهیداتی اساسی و فوری در بخش پسته ایران اندیشیده نشود از همین مقدار درآمد هم کاسته خواهد شد!! امید است در دولت جدید بکمک دلسوزان صنعت پسته و درد کشیدگان پسته کاری و پسته داری وضعیت پسته در ایران جهشی فوق العاده یابد و از این روزمرگی و افول بیرون آید!! بسیاری از باغات ما نیازی به سرمایه گذاری کلان ندارند و با اندکی سیاستهای تشویقی می توانند به چرخه تولید موثر بازگردند. جای افسوس است باغات 30 ساله ما بدلیل سهل انگاری ها و سیاستهای اشتباه و مدیران نالایق دچار زوال شده اند. باید برای تامین آب باغداران تمهیداتی اندیشیده شود تا کشاورزان مشکلی از نظر تامین منابع آب برای باغداری پسته نداشته باشند. تامین آب اگر چه مهمترین مشکل فعلی باغات ایران است اما مساله ای است قابل حل و ما باید از تجربیات سایر کشورها بخصوص امریکا در زمینه آّبرسانی به باغات پسته استفاده کنیم. در کالیفرنیا از 400 کیلومتر فاصله آب های غیرقابل استفاده و غیر مفید را به باغات پسته هدایت می کنند اما ما قادر نیستم 30 کیلومتر لوله گذاری کنیم و آبی که 100 درصد در دشتها و سیلابها بهدر می رود را به باغات پسته خودمان هدایت کنیم!! استفاده از روش های بروز و جدید در امر باغداری پسته می تواند عملکرد باغات پسته در ایران را حداقل به دو برابر میزان فعلی افزایش دهد!! باید دست کشاورزان پسته کار را به هر طریقی که شده بگیریم و آنها را حمایت کنیم نه اینکه خدای ناکرده با سیاستهای اشتباه تیشه به ریشه صنعت پسته بزنیم! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٠
تگ ها :

سقط جنین و سوختن مغز در اثر گرمای فوق العاده در تابستان

سقط جنین و سوختن مغز در اثر گرمای فوق العاده در تابستان

مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

یکی از عوامل خسارتزا در باغات پسته سوختن نطفه ها یا جنین یا مغز پسته در اواسط تابستان به بعد است. علایم بدین صورت است که ظاهر دانه های کاملا سالم بنظر می رسند اما هنگامی که دانه ها شکسته می شوند مغز داخل دانه ها کاملا سوخته و سیاه شده است! بسیاری از محققین عامل این عارضه را گرمای بیش از حد هوا یا تنش گرمایی یا گرمازدگی معرفی می کنند اما وجود دارند برخی از عوامل دیگری که خود می توانند مستقلا و یا بکمک گرما موجب سوختگی در نطفه ها شوند. یک نکته بسیار جالب در مورد این عارضه این است که این عارضه بیشتر در زمین هایی با بافت سبک یا شنی رخ می دهد. بنابراین در زمین های با بافت سنگین عارضه سوختن نطفه ها کمتر بوقوع می پیوندد. هر چه درصد شن یا sand در بافت خاکی بالاتر باشد احتمال صدمه بالاتر می رود. سوختن مغز در دانه ها در اواسط تابستان به بعد جزو عوارض فیزیولوژیکی در گیاه محسوب می شود. عوارض یا بیماری های فیزیولوژیک به بیماری هایی گفته می شود عامل ایجاد کنند بیماری یا عارضه یک موجود زنده یا یک organism نیست! بر خلاف تصور بسیاری این عارضه ارتباط بسیار تنگاتنگی با ریشه ها دارد. اگر ریشه های درختان در خاکهای با درصد رس بالا مستقر باشند همانطور که اشاره شد عارضه بسیار کمتر است. هر چه درصد رس یک خاک بالاتر باشد خاک سنگین تر است و هر چه خاک سنگین تر باشد ظرفیت نگهداری آب د ر آن بیشتر است. در خاکهای با بافت سنگین ممکن است آب یا رطوبت برای چند ده روز در خاک وجود داشته باشد و ریشه ها بتوانند از این رطوبت برای فرآهم کردن آب مورد نیاز برای گیاه اقدام کنند. هر چه خاک سبک تر باشد درصد ماسه یا شن آن بیشتر باشد بالطبع ظرفیت نگهداری رطوبت در آن هم بسیار کمتر خواهد بود و با اندک تابیدن آفتابی روی خاک خاک خشک خواهد شد و هیچ رطوبتی در خاک باقی نخواهد ماند. در خاکهای سنگین دوره آبیاری در درختان پسته می تواند حتی به 70 روز برسد و درختان مشکل چندانی از نظر بخصوص سوختن نطفه ها نداشته باشند ولی در عوض در خاکهای سبک دوره آبیاری در تابستان و اوج گرما نمی تواند هیچ گاه به بیش از 30 روز احاله شود. بلاشک در خاکهای دارای بافت سبک اگر دوره آبیاری بخصوص در تابستان به بیش از 30 روز برسد ممکن است در اوج گرما بیش از 50 درصد نطفه ها دچار سوختگی و آسیب جدی شوند. در خاکهای با بافت سبک تابش اشعه آفتاب در روز موجب ذخیره شدن گرما در لابلای ماشه ها و قلوه سنگها شده و در شب بازتاب گرما به طرف درختان موجب سوختگی و آسیب جدی به برگها و شاخه ها و مغز خواهد شد. علاوه بر گرمای فوق العاده استفاده از سموم پر خطر و در زمان نامناسب (اوج گرما) گاها موجب سوختن نطفه ها می شود. رعایت دوز مصرفی سم بخصوص در مورد برخی از سمومی که ریسک بالایی از نظر آسیب دارند بسیار مهم است از جمله این سموم آمیتراز، فن والریت، دلتامترین، پرمترین و ....هستند. حتی المقدور باید سعی شود که سم پاشی در زمانی انجام شود که هوا خنک بخصوص از عصر به بعد و اوایل صبح. برخی از کودهایی که بعنوان کود محلولپاشی مورد استفاده قرار می گیرند هم خطر سوخته شدن در مغز را افزایش می دهند بخصوص در دوزها بالا مانند کود اوره، سولفات آمونیوم و حتی سولوپتاس ها!! برای کم شدن خطر سوخته شدن نطفه ها باید از کودهای استاندارد برای محلولپاشی استفاده کرد و حتی اگر هم کود استاندارد است باید دقت لازم را در اختلاط کودهای مختلف محلولپاشی و امکان ناسازگاری آنها را در نظر گرفت. هر گونه ناسازگاری در مورد کودهای محلولپاشی و سموم مختلف بصورت جداگانه و یا در ترکیب با هم ممکن است موجب گیاهسوزی و بالطبع آن سوخته شدن نطفه ها شود. در پاره ای از موارد دوزهایی از کودهای محلولپاشی که روی لیبل آنها اشاره شده است نمی تواند هیچگاه با همان دوز توصیه شده مصرف کرد و ممکن است در بازه حساس پر شدن مغز نطفه ها را بسوزد. یافتن دوزهای مناسب برای محصولات مختلف در اثر تجربه ایندسته از کودها و استفاده زیاد از آنها در طول سالها حاصل می شود و به این راحتی نیست که بسیاری فکر می کنند خلاصه مطلب آن است که پیچیدن نسخه برای پر شدن مغز در درختان پسته امری بسیار حساس و ظریف است و کرا هر کسی نیست!! باید در مصرف کودهای شیمیایی که در پر شدن مغز مورد استفاده هستند هم دقت لازم مبذول شود. استفاده بیش از حد از کودهای شیمیای و حتی دامی (کود مرغی) که  در دوره پر شدن مغز بمصرف می رسند می توانند موجب سوختن نطفه ها شوند بنابراین بهتر است کودهای شیمیایی را بقدار کم اما مناسب در دوره پر شدن مغز بمصرف رساند. بخوبی مشخص شده در درختانی که سایه یا کانوپی یا شاخ و برگ بیشتری دارند درصد سوخته شدن نطفه بسیار کمتر از درختانی است که شاخ و برگ چندانی ندارد. شاخ وبرگ بیشتر در درختان برابر است با حفاظت بیشتر از تشعشع آفتاب و کاهش خطر سوختن مغز. یکی دیگر از مواردی که خطر مغز سوزی را در درختان پسته افزایش می دهد ناسالم بودن خود درخت است هر چه درخت سالم تر باشد مسلما از نظر نگهداری نطفه ها موفق تر عمل خواهد کرد. درختانی که دچار کمبود، تنش شوری، خشکیدگی سرشاخه و بصورت کلی دچار عارضه هستند مسلما قدرت کمتری در برابر خطر سوخته شدن مغز یا نطفه ها خواهند داشت. کمبود کلسیم در درختان بخصوص در رقم های بادامی (اکبری، احمد آقایی، ممتاز و ...) می تواند موجب نرم شدن پوسته رویی دانه ها شده و هر چه پوسته بیرونی دانه ها نرم تر باشد خطر سوختن نطفه ها افزایش خواهد یافت. بنابراین رفع کمبود کلسیم و محلولپاشی کلسیم در اوایل فصل می تواند موجب سفت شدن پوسته رویی دانه ها و کاهش خطر سوختن نطفه ها شود. دو راه اصلی برای کم کردن ریسک ابتلا به سوختن نطفه ها وجود دارد اول آبیاری مناسب و مکفی بخصوص در اواسط تابستان و بخصوص در زمینهایی که بافت سبک دارند و دوم تقویت درختان و جلوگیری از ضعیف شدن درختان به هر طریقی مثلا استفاده از کودهای پتاسیمی، رفع علفهای هرز، مبارزه موثر با آفات و بعبارت ساده تر مدیریت بهینه باغی.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱۸
تگ ها :

درسی بزرگ از استادی بزرگ

درسی بزرگ از استادی بزرگ

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

استادان و معلمان بزرگترین حق را بر گردن جامعه و همه افراد فرهیخته دارند تا آنجا که مولای متقیان و امیر مومنان حضرت علی علیه السلام می فرمایند هر کس که کلمه ای به من بیاموزد مرا یک عمر بنده خود کرده است. افراد دانشمند و محقق همیشه بزرگترین و تاثیرگذارترین افراد در جامعه بشری بوده اند که گاها شاگردانی را تربیت کرده اند که تا سالهای سال جامعه از علم آنها استفاده کرده و می کند. اگر چه متاسفانه علم و سواد روز به روز در جامعه بیمار ما رنگ می بازد اما هنوز هم بنظر من علم بسیار بهتر از ثروت است چون با علم می توان به ثروت رسید اما با پول و ثروت نمی توان به علم دست یازید! علوم مختلف و در زمینه های مختلف همیشه راهگشای بشریت بوده اند و کلید قفل های بسته را گشوده اند و کشورهایی امروزه در دنیا صاحب قدرت هستند که نخبگان بیشتری را دارند! بسیاری از کشورها افراد نخبه و متفکر در زمینه های مختلف علوم را بخود جذب کرده اند و بخوبی فهمیده اند که علم همان قدرت است!! نقش اساتید دانشگاهها در توسعه علم و تربیت شاگردان بر هیچ کس پوشیده نیست و در واقع استادان بزرگترین نقش را در تربیت قشر محقق و فرهیخته جامعه دارند. قبل از هر چیز بنده خود را محقق و فرهیخته نمی دانم و کارشناسی در حد متوسط ارزیابی می کنم. امید است خوانندگان نوشتن این مطالب را دلیل بر والا بودن و فرهیخته بودن بنده حقیر ندانند. سال 1386 هجری شمسی بنده در اوج تدارک پایان نامه و دفاع از تز فوق لیسانس در دانشگاه تهران بودم. موضوع پایان نامه کاربردی و زمانبر بود و مشقات زیادی در دوره فوق لیسانس مصروف پایان نامه شد و نتیجه آن حدود 7 مقاله علمی انگلیسی در ژورنال های معتبر رشته بیماری شناسی گیاهی است که خوانندگان محترم می توانند در قسمت رزومه بنده در همین وبلاگ به لیست آنها دسترسی داشته باشند. بهر روی استاد راهنمای بنده و الگوی بنده از نظر علمی استاد عزیزم که افتخار شاگردی ایشان را تا آخر عمر خواهم داشت جناب استاد پروفسور دکتر حسن رضا اعتباریان بودند که چند سالی است که به افتخار بازنشستگی نایل شده اند و امید دارم هر جا که هستند سلامت و پیروز باشند. بنده هر چه که از تلاش و سخت کوشی ایشان تعریف کنم باز هم کم گفته ام. دکتر اعتباریان چند سال پیش بعنوان چهره ماندگار از طرف فرهنگستان علوم ایران معرفی شده اند و جزو کسانی هستند که تقریبا هیچ جایگزینی برای آنها وجود ندارد بقول حکیم سنایی" سالها باید که تا یک سنگ اصلی زآفتاب"لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن" عمرها باید که تا یک کودکی از روی طبع" عالمی گردد نکو یا شاعری شیرین سخن" برخی از افراد فقط یکبار بدنیا می آیند و هیچ مثالی در مورد آنها وجود ندارد و تا یکی دیگر بخواهد جای آنها را پر کند سالهای سال بطول خواهد انجامید. همین است که باید قدر نخبگان را بدانیم و حداقل اگر از نظر مادی کمک نمی کنیم از نظر معنوی حامی آنها باشیم. افراد نخبه نتنها در زمینه علوم کشاورزی بلکه در همه علوم مانند پزشکی، شیمی، فیزیک، ادبیات و ... وجود دارند. بهر روی در گیر و دار دفاع از پایان نامه فوق لیسانس دکتر اعتباریان مرا مجبور کرد که آزمایشاتی که 3 سال و نیم قبل و در شروع پروژه انجام داده بودم دوباره با مشقت بسیار انجام دهم. بسیاری می پندارند که فوق لیسانس و دکتری در کشاورزی گرفتن کار آسانی است اما بخوبی مشخص است که فوق لیسانس و دکتری گرفتن از یک دانشگاه با سطح بالا (نه دانشگاه آزاد چارقوزآباد) حتی از فوق و دکتری رشته های فنی هم سخت است! در رشته های نظری که پایان نامه نوشتن مانند آب خوردن است و شما باید مطالب را جمع آوری کنید اما در مورد رشته های کاربردی و عملی مانند کشاورزی و پزشکی شما باشد بصورت پرکتیکال و عملی پروژه ای را آغاز کنید و روی پروژه بصورت عملی کار کنید تا به جواب برسید. در مورد رشته بیماری شناسی که رشته تخصصی بنده بوده باید هر روز از صبح تا شب و بسختی در آزمایشگاه کار کنی با دستگاههای مختلف الکتروفورز، تست های بیوشیمیای، کشت باکتری، قارچ، و....چون هر روز با موجودات زنده و غیرقابل پیش بینی کار می کنی کار بسیار سخت تر می شود چون ممکن است فرضا یک باکتری امروز یا این هفته رشد خوبی داشته باشد  آزمایش جواب بدهد و روز دیگر یا هفته دیگر رشد نکند و تمام آزمایشات باید از نو تکرار َشود. بنده دقیقا یادم هست که یک آزمایش را 15 بار تکرار کردم تا به نتیجه دلخواه رسید!! بهر روی در گیر و دار دفاع از تز فوق لیسانس دکتر اعتباریان (استاد راهنمای پایان نامه بنده) دقت بیش از حدی را مبذول می کردند و ماهها دفاع از پایان نامه را به تاخیر می انداختند تا آنقدر که خدا شاهد است بارها اشک در چشمانم حلقه می زد. بارها و بارها به اتاق ایشان می رفتم و از ایشان گله داشتم که استاد چرا اجازه نمی دهید بنده دفاع کنم! پایان نامه فوق لیسانس کشاورزی چه ارزشی از نظر کار در جامعه امروز ایران دارد؟ کاری برای من فارغ التحصیل وجود ندارد؟ آخه چرا اینقدر من را آذیت می کند؟ بارها و بارها بنده از ایشان گله می کردم و به اصطلاح غرغر می کردم و گاها آنقدر تند صحبت می کردم که حالا که به آن روزها فکر می کنم واقعا شرمسارم!! بعد از شاید چندین دفعه گله مندی من دقیقا یادم هست یک روز ظهر به بنده گفتند که بیا دفتر ریاست دانشکده (آن روزها دکتر اعتباریان ریس دانشکده بودند) تا رفرنس ها را چک کنیم تا بلکه اجازه دهند دفاع کنم. دفاع کردن بنده شده بود قوز بالا قوز و یک فوق لیسانس که در دانشگاههای درو پیت و پولی 4 ترمه تمام می شود از بنده 7 ترم بطول انجامید (طول مدت یک لیسانس). در ظهر آنروز دوباره غر زدن من شروع شد و دوباره گله کردم که استاد چرا نمی گذارید بنده دفاع کنم؟ کار برای فارغ التحصیلان کشاورزی وجود ندارد؟ مدرک ما ارزشی ندارد و از این جور حرفها. دکتر اعتباریان کمی مکث کرد و عینکش را از چشم برداشت و چشم  خود را با انگشتان مالید و آهی از ته دل کشید و حرفهایی گفت که تا آخر عمر فراموش نمی کنم و هنوز زنگ صدای استاد در گوشم است که گفت مهندس جان من مسول اداره کار نیستم، استخدام نیرو و جذب نیرو هیچ ربطی به من ندارد و اصلا برای من اهمیتی ندارد که شما کار پیدا کنید یا نه!! من وظیفه خودم را باید به بهترین نحو انجام دهم!! دانشجوی فوق لیسانسی که من تربیت کنم باید بتواند آینده چندین نفر را اداره کند! و من همیشه فکر می کنم که شما یا هر دانشجوی فوق لیسانش یا دکتری که تربیت می کنم فردا بتواند کلاسی را با 50 دانشجو بخوبی اداره کند! یا اگر مسول یک قسمتی شد بتواند مدیریت کند و اگر چنین کردم وجدانم راضی می شود! بعد از گذشت چندین سال تازه حرفهای استادم را بخوبی درک می کنم و بنده هر چه که دارم و همین قدر سواد کم و دست و پاشکسته ای که دارم مدیون استادم هستم و مدیون همه اساتیدی هستم که به دانشجو خط می دهند و بقول ضرب المثل ژاپنی ماهیگیری یاد شاگرد خود می دهند و نه اینکه ماهی آماده را!! یکی دیگر از درسهایی که من از استادم گرفتم سخت کوشی ایشان بود که واقعا من که آن سالها جوانتر از امروز بودم باز هم از نظر تلاش علمی از استادم کم می آوردم و ایشان در آن واحد چندین مسولیت مهم و کلید داشت، کتاب می نوشت، تدریس می کرد، و بسیاری از کارهای دیگر!! یادم میاد هر وقت خارج از دانشکده می خواستم مطلبی از استادم بپرسم باید دنبال ایشان می دویدم و ایشان فرصت اینکه بایستند و به من جواب دهند را نداشتند. از صمیم قلب آرزو سلامتی و طول عمر برای ایشان و همه اساتید و معلمینی می کنم که راه زندگی را به شاگردان خود آموخته اند و می آموزند. "برگ درختان سبز" در نظر هوشیار"هر ورقش دفتریست" معرفت کردگار"

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٧
تگ ها :

توصیه های مهم مرداد و شهریور در باغات پسته

توصیه های مهم مرداد و شهریور در باغات پسته

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

-در این بازه زمانی مغز رشد و تکامل می یابد و بدلیل جذب کم ریشه محلولپاشی روی شاخ و برگ بسیار مهم است و موجب تسریع در تکامل مغز و فرونریختن گره های زایشی سال آینده خواهد شد!! در مورد محلولپاشی باید بسیار دقت کرد هر گونه استفاده از فرمولهای مندرآوردی برای محلولپاشی موجب آسیب جدی به مغز می شود!! مقدار غلظت مواد یا کودهای محلولپاشی نه باید به آن حد پایین باشد که تاثیری در پر شدن مغز نداشته باشد و نه باید آنقدر بالا باشد که موجب آسیب به مغزشود. باید محلولپاشی حتی الامکان در بعد از آبیاری انجام شود و اگر دوز کود مصرفی بالا باشد و زمین هم خشک باشد مسلما موجب آسیب به نطفه ها خواهد شد. بهیچ وجه مقدار غلظت کودهای مصرفی محلولپاشی که در هنگام اول فصل مصرف می شود نباید در دوره پر شدن مغز استفاده شود چون کوتیکول برگها ضخیم است  و مقدار جذب برگی کمتر از اول فصل است و احتمال آسیب به مغز یا جنین پسته بالاست. بهتر است از کودهای سولفات آمونیوم و اوره که بعنوان کود خاکی مصرف می شود بعنوان کود محلولپاشی استفاده نکرد چون خطر گیاهسوزی وجود دارد!! بسیاری از کشاورزان یا حتی کارشناسان توصیه به استفاده از کودهای سولفات آمونیوم و اوره بصورت ریختن در داخل تانکر و پاشش روی شاخ و برگ می کنند که بدلیل ریسک بالا قابل توصیه نیست!! کودهای نیتروژنه و پتاسه مخصوص محلولپاشی و با کیفیت بالا در بازار مصرف وجود دارند که کشاورزان می توانند بجای استفاده از اوره و یا سولفاتهای آمونیوم برای محلولپاشی روی شاخ و برگ از آنها استفاده کنند. بهتر است از کود سولفات آمونیوم بعنوان تامین کننده ازت در دوره پر شدن مغز و همچنین از سولوپتاس ها برای تامین کردن عنصر پتاسیم از طریق ریشه در اختیار درختان گذراده شوند.

-اگر چه مقدار جذب ریشه ای ممکن است در این برحه زمانی کم باشد اما همین مقدار کم جذبی از طریق ریشه نیز بسیار کمک کننده است. در مورد کودهای پتاسه مصرف سولوپتاس ها در خاک بسیار مفید ارزیابی می شود. در مورد کودهای نیتروژنه بهتر است اوره کلا از چرخه مصرف حذف شود و بجای آن از سولفات های آمونیوم بعنوان منبع ازت استفاده شود. اوره در خاک تولید نیترات می کند و در زمانی که درجه حرارت خاک بالا باشد و خاک خشک باشد نتنها نیتراتها جذب نمی شوند بلکه ممکن است نیتراتها موجب ایجاد آسیب به ریشه ها شوند!!  باید توجه داشت استفاده غیر ضرور و بیش از حد لازم کودهای نیتروژنه ممکن است موجب آسیب به نطفه یا مغز شود پس بهتر است بمقدار کافی و گاها کم از کودهای پتاسه و نیتروژنه استفاده کرد!! اگر چه مصرف بیش از حد سولوپتاس ها در دوره پر شدن مغز مشکل چندانی را ایجاد نمی کند اما بهتر است جانب احتیاط را رعایت کرد و سولوپتاس را هم بمقدار مورد نیاز بکار برد نه بیش از حد نیاز!!

-مبارزه با علفهای هرز در دوره پر شدن مغز در مرداد و شهریورماه اهمیت زیادی دارد. تقریبا همه علفهای هرز در جذب آب و مواد غذایی از خاک با ریشه های درختان پسته رقابت می کنند بخصوص در دوره پر شدن مغز که فشار روی درختان بالاست اگر عوامل مزاحمی مانند علفهای هرز هم در باغ بمقدار زیاد و در تراکم بالا وجود داشته باشند رسیدن آب و مواد غذایی به درختان در اثر وجود علفهای هرز دچار اختلال شده و گاها موجب تولید مغزهای ناسالم و نامرغوب می شود و کلا وجود علفهای هرز در این دوره زمانی موجب ایجاد فشار مضاعف به درختان می شود. از طرف دیگر اگر علفهای هرز به مقدار زیاد و تراکم بالا در دوره برداشت در باغ وجود داشته باشد برداشت محصول که تقریبا بصورت دستی و غیراتوماتیک است نیز دچار مشکل می شود و با وجود علفهای هرز در باغ نمی توان محصول پسته را براحتی از درختان چید! کی دیگر از مشکلات وجود علفهای هرز در این بازه زمانی پرت یا هدررفت کودهایی مانند سولوپتاس ها و سولفاتهای آمونیوم است که بجای اینکه بمصرف ریشه های درختان پسته برسند بمصرف علفهای هرز می رسند و متاسفانه رشد علفهای هرز را تسریع می کند!! توصیه بر این است در زمانی که علف هرز با تراکم بالا در باغ وجود داشته باشد از مصرف کودهای سولفات آمونیوم و سولوپتاس بصورت کاربرد در خاک پرهیز شود چون موجب کاهش راندمان کودها می شود و کودهای بجای مصرف برای درختان پسته بمصرف علفهای هرز می رسد!

-آبیاری مکفی در این بازه زمانی بخصوص در پر شدم مغز بسیار موثر است. باغاتی که دوره آبیاری آنها به 2 ماه می رسد بهتر است بهر طریق که شده یک نوبت آبیاری اضافه در این بازه زمانی فرآهم شود. بخوبی مشخص شده در باغاتی که دوره آبیاری بلند مدتی دارند مقدار پوکی و سقط جنین بسیار بیشتر خواهد بود!! در مورد آبیاری باید آبیاری بصورت سبک باشد، آبیاری سنگین در دوره پر شدن مغز نتنها سودی ندارد بلکه ممکن است مضر باشد!! در مورد باغاتی که آبیاری بصورت غرقابی است باید سعی شود مقدار آب وارد شده به هر کرت تقریبا مشابه سایر کرتها باشد و بدین صورت نباشد که یک یا چند کرت به مدت زمان زیاد آبیاری انجام شود. تجربه کشاورزان ثابت کرده که در تابستان کرت به کرت آب کردن بسیار مفیدتر از آبیاری چندین کرت بصورت همزمان است!! اگر در باغاتی که مقدار محصول در یک نقطه یا ناحیه بالاتر است کشاورزان باید از نظر آبیاری سعی کنند توجه بسیار بیشتری به نواحی داشته باشند که مقدار محصول بالاتر است و اینچنین نقاطی را نسبت به نقاطی که محصول کمتری دارند را از نظر نوبت آبیاری و حتی تعداد آبیاری در اولویت قرار دهند!!

-مبارزه با شیره خشک یا پسیل پسته در این برحه زمانی بسیار مهم است اگر در این دوره زمانی مبارزه ای مناسب با پسیل پسته نشود بلاشک پوکی بالا خواهد رفت ودرصد بالایی از گره های زایشی سال آینده فرو خواهند ریخت!! استفاده از سموم قوی بخصوص سموم پایروتیروییدی مانند دلتامترین و فن والریت اگر چه ممکن است تا یک بازه مناسب (مثلا 20 روزه) مشکل شیره خشک را حل کند و نیازی به مبارزه شیمیایی نباشد اما بعلت اثرات سو ایندسته از سموم ممک است عوارضی در درختان ایجاد شود از جمله ریختن برگها و حتی در مواردی گره های زایشی (علاوه بر این ایندسته از سموم اثرات بسیار کشنده و سوی روی دشمنان طبیعی آفات در باغات پسته دارند). درختانی که در این برحه حساس مقدار قابل توجهی از برگهای خود را به هر دلیلی از دست بدهد بلاشک درصد پوکی افزایش خواهد یافت بنابراین بخصوص در باغاتی که مقدار محصول بالاست حفظ برگها بسیار اهمیت دارد. انتخاب سم مناسب برای مبارزه با پسیل پسته در این بازه زمانی بسیار مهم است مخصوصا در اواخر فصل باید توجه کافی به دوره کارنس (دوره کارنس یک سم از روز سم پاشی تا مدت زمانی اطلاق می شود که محصول قابل مصرف باشد و مشکلی از نظر باقیمانده داخل محصول وجود نداشته باشد، دوره کارنس برای بسیاری از سموم دو هفته یا 14 روز است) محصول از نظر بهداشتی. انتخاب سم مناسب برای مبارزه با پسیل در این دوره زمانی مهم است. همانطور که اشاره شد حفظ برگها و استفاده از سموم ملایم تر که موجب حفظ برگها شود بسیار سودمند است. استفاده از مواد شوینده بهداشتی مانند تاید و ریکا و ...نیز اگر در این دوره زمانی برای مبارزه با پسیل استفاده شوند ممکن است مانند سموم قوی پایروتیروییدی امکان برگریزی را بالا می برد بنابراین از مصرف اینگونه از مواد برای کنترل پسیل پسته امری کاملا اشتباه ارزیابی می شود! علاوه بر پسیل پسته یا شیره خشک باید توجه کافی به سایر آفات در باغ انجام شود بخصوص در مورد سن های پسته. سن های پسته آفاتی خطرناک بخصوص در مرحله بمغز رفتن و  قبل از برداشت محصول می تواند خسارتزا باشد. علاوه بر سن های به سایر آفات نیز باید توجه شود و صرف مبارزه با پسیل پسته کشاورزان را از خسارت سایر آفات غافل نکند!

-بمرور که به فصل برداشت محصول نزدیک می شویم باید پیش بینی های لازم برای برداشت محصول مد نظر باشد مثلا تدارک نیروی انسانی لازم برای برداشت یا چک کردن دستگاهها و ادوات مربوط به برداشت محصول در ترمینال های فرآوری پسته. اگر نیاز به تعمیر دستگاهها و یا خرید ادوات نو باشد باید برنامه ریزی کافی بدین منظور انجام شود و همه کارها نباید به دقیقه 90 و هنگام برداشت محصول احاله شوند. تدارک محل دپو محصول و پیش بینی انبارهای استاندارد برای نگه داری محصول اهمیت فراوانی دارد.

-برداشت بموقع محصول باید مد نظر همه باغداران باشد. مطالعات مشخص کرده است که ارتباط مستقیمی میان شیوع افلاتوکسین در باغ و برداشت دیرهنگام محصول وجود دارد. هر چه محصول دیرتر برداشت شود شیوع آفلاتوکسین افزایش خواهد یافت. بسیاری از کشاورزان به بهانه افزایش کمی و کیفی محصول برداشت محصول را به عقب می اندازند که امر صحیحی نیست و بلافاصله بعد از مطمن شدن از رسیدن محصول برداشت باید آغاز شود. هر چه درخت زودتر از زیر بار محصول رها شود فشار کمتری بر درختان وارد خواهد شد. بخوبی مشخص شده که درختانی که برداشت بموقع انجام می شود درختان در سالهای بعد سالم تر می مانند. در مورد درختانی که پسته آنها بصورت مغز سبز برداشت می شود درختان بسیار سالم تر هستند و بخصوص در سالهای بعد بخصوص دچار سرخشکیدگی بمراتب کمتری می شوند در مقایسه با درختانی که برداشت پسته در آنها بسیار دیر انجام می شود

-رعایت بهداشت زراعی در محل های فرآوری و هنگام چیدن محصول بسیار اهمیت دارد. باید سعی شود در صورت آلودگی محل های فرآوری (مثلا حوضچه ها و یا فرغون ها و ...) از این محل ها رفع آلودگی کرد. این مساله بخصوص در مورد آفلاتوکسین بسیار اهمیت دارد. سم پاشی یا ضدعفونی محل های فرآوری با استفاده از قارچ کش ها در کاهش آلودگی به افلاتوکسین بسیار مهم و کارساز است بهتر است در باغ هنگام برداشت باید از ورود دانه ها و خوشه های آلوده به آفلاتوکسین (دانه های پسته مبتلا به آفلاتوکسین معمولا سیاه رنگ و یا زرد متمایل به سیاه است) به ترمینال های فرآوری پسته خودداری کرد. ضدعفونی کردن انیار و تمیز کردن انبارهای دپو پسته بهتر است در موقعیت قبل از برداشت و با فراغ بال انجام شود. جمع آوری و معدوم کردن بقایایی گیاهی بخصوص دانه های پسته احتمالی برجای مانده از سال قبل در نبار باید مد نظر باشد تا از شیوع و گسترش آفات انباری بخصوص شب پره هندی در مورد پسته هایی که دپو می شوند در ماههای آینده کاهش یابد. هر چه فاصله زمانی از بازه برداشت محصول در باغ تا شروع فرآوری آن در ترمینالهای ضبط پسته کمتر باشد خطر ابتلا به آفلاتوکسین کاهش خواهد یافت و بنابراین توصیه اکید به کشاورزان این است که بلافاصله بعد از چیدن محصول از درختان و یا در کوتاهترین زمان ممکن فرآوری و ضبط محصول پسته در ترمینالها آغاز شود و دپو محصول چیده شده از درختان (پسته تر) زیاد طولانی نشود!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٥
تگ ها :

بهترین فرمول برای محلولپاشی در دوره پر شدن مغز چیست؟

بهترین فرمول برای محلولپاشی در دوره پر شدن مغز چیست؟

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

دوره پر شدن مغز بحرانی ترین دوره در طول سیکل زندگی در درختان پسته است. محلولپاشی در دوره پر شدن مغز زمانی اقتصادی است که محصول کافی و مورد قبول وجود داشته باشد و الا اگر سال نیاور باشد نیاز چندانی دوره پر شدن مغز وجود ندارد اگر چه اگر مشکلی از نظر اقتصادی وجود نداشته باشد می توان در سال نیاور هم از محلولپاشی در دوره پر شدن مغز استفاده کرد. فرمول محلولپاشی در دوره پر شدن مغز در سال آور و نیاور مسلما با هم فرق می کند و در این مقاله سعی شده که مناسبترین فرمول محلولپاشی در دوره پر شدن مغز در سال آور ارایه شود. متاسفانه به دلایل مختلف نمی توان نوع جنس یا اسم کود مناسب را برای محلولپاشی دقیقا بیان کرد. نکات زیر را باید در مورد محلولپاشی در سال آور و برای پر شدن مغز در نظر داشت 1-در هنگام پر شدن مغز در اواسط تابستان به بعد بعلت گرمای فوق العاده هوا جذب عناصر از ریشه ها بسیار محدود است و محلولپاشی روی شاخ و برگ و حتی خوشه های می تواند بسیار موثر باشد 2-بعلت گرمای فوق العاده هوا اختلاط کودها و سموم کشاورزی برای پر شدن مغز و مبارزه با پسیل پسته امری بسیار حساس است و در صورت عدم سازگاری یا دوز بالای کودها احتمال گیاهسوزی و خسارت وجود دارد 3-اجناس و کودهای موجود در بازار بسیار متفاوت هستند و باید کودهایی را برای محلولپاشی انتخاب کرد که دارای کیفیت بالا باشند تا مشکلی پیش نیاید و نتیجه قابل قبول باشد 4- اگر چه در دوره پر شدن مغز دو عنصر نیتروژن و پتاسیم بسیار بسیار مهم هستند اما سایر عناصر از جمله فسفر و عناصر میکرو هم بمقدار کم باید مد نظر باشند! 5-یکی از موارد بسیار مهمی که باید در فرمول محلولپاشی برای پر شدن مغز مد نظر باشد استفاده از کودهای حاوی اسیدهای امینه است. کودهای حاوی آمینو اسید در دوره پر شدن مغز اهمیت بسیار زیادی دارند! 6- استفاده از کودهای اوره و سولفات آمونیوم برای محلولپاشی در دوره پر شدن مغز می تواند مشکل ساز باشد و بهتر است کشاورزان بجای ریختن اوره و سولفات آمونیوم در داخل تانکر سم پاش از کودهای استاندارد محلولپاشی استفاده شود!! بهر روی نمی توان بدلیل کاهش هزینه ها از اوره و سولفات آمونیوم بعنوان کود محلولپاشی استفاده کرد چون احتمال گیاهسوزی بالاست و کیفیت کودهای اوره و سولفات آمونیوم در بازار هر سال متغییر است!7-از سولوپتاس های با کیفیت خارجی که کاملا در آب محلولند و می شود روی آنها حساب کرد می توان بعنوان منبع پتاسیم استفاده کرد اگر چه بهتر است از کودهای پتاسیمی با کیفیت و مخصوص محلولپاشی استفاده کرد تا سولوپتاس ها. سولوپتاس ها را بهتر است از طریق خاک در دسترس ریشه ها قرار داد!! 8- بهتر است محلولپاشی در دوره پر شدن مغز بعد از آبیاری زمین باشد چون زمانی که خاک دارای رطوبت باشد محلولپاشی درختان بسیار کارسازتر خواهد بود و انتقال عناصر از برگها به مغز بسیار سریعتر صورت خواهد گرفت 9-برای دادن بهترین فرمول محلولپاشی در دوره پر شدن مغز ابتدا باید نمونه برداری از مغز انجام شود بدین صورت که ابتدا 30 تا 40 دانه بصورت تصادفی از جاهای مختلف و درختان مختلف جمع آوری شده و اندازه مغز دقیقا یادداشت شود و بر اساس اندازه مغز  دوز مواد مصرفی در فرمول محلولپاشی را مشخص کرد!! 10-بر خلاف نظر بسیاری از افراد و کارشناسان که فکر می کنند جذب برگی چندانی بعلت ضخیم شدن کوتیکول برگها صورت نمی گیرد مشخص شده که محلولپاشی علاوه بر برگها می تواند از طریق خوشه ها و پوست میوه ها هم تا حد زیادی جذب صورت گیرد. چون بافت خوشه و پوست میوه ها بافتی است زنده و می تواند موادی که روی آنها پاشیده می شود را جذب کنند و به مغز انتقال دهند 11-بهترین فرمول برای پر شدن مغز فرمولی است که حاوی کودهای زیر باشد جلبک پودری (برند مشخص که قابل بیان نیست)، اسید آمینه (توجه به درصد و نوع آمینو اسید مهم است)، کود میکرو (حاوی بیشتر عناصر میکرو از جمله آهن، روی، مس، منگنر و ...)، کود پتاسیمی (که می تواند سولوپتاس در فرمول ملحوظ شود)، کود نیتروژه و فسفره (با درصد های مشخص و نه فوق العاده بالا)، کودهای حاوی فالویک و هیومیک (با درصد های مشخص) 12-بهتر است فرمولی که برای محلولپاشی در دوره پر شدن مغز روی شاخ و برگ درختان پاشیده می شود به صورت اختلاط با سموم استفاده نشود و اگر شیره خشک در باغ وجود دارد ابتدا شیره کنترل شود و سپس محلولپاشی انجام شود 13- در مورد بسیاری از کودهای محلولپاشی دوزی که باید در فرمول ملحوظ شود با دوزی که روی لیبل کود نوشته شده کاملا متفاوت است و اگر این اصل رعایت نشود احتمال گیاهسوزی بسیار بالا خواهد رفت 14-دوز کودی هایی که بعنوان فرمول محلولپاشی در دوره پر شدن مغز مورد استفاده قرار می گیرد بستگی زیادی به مدیریت تغذیه و سابقه تغذیه در باغ دارد و حتما باید برای نوشتن دستور مناسب برای محلولپاشی مقدار کودهای مصرفی محلولپاشی و همچنین کودهایی که بصورت ریشه ای مصرف شده اند را در نظر گرفته شود!! 15-یکی از مشکلات مهمی که فرمول مناسب محلولپاشی در دوره پر شدن مغز می تواند رفع کند این است که بصورت طبیعی اگر درصد نطفه ها بالا باشد (بیشتر از 50 درصد) این فرمول می توان موجب تسریع در رشد نطفه ها شده و نطفه های حساس را از خطر آسیب گرمای فوق االعاده هوا و سوخته شدن نطفه ها برهاند!! 16- در پایان باید به این نکته توجه کرد که بهیچ وجه و بصورت خودسرانه باغدارن نباید از روی مواردی که در این جستار نوشته شده است برای خود فرمول چینی کنند چون احتمال خسارت بالاست بعلت مختلف از جمله، درختان زیر ماکزیمم فشار هستند، دمای هوا فوق االعاده بالاست، برگها برگهای نازک و مستعد جذب برگی مانند ابتدای فصل نیستند،

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱۱
تگ ها :

نکات قابل توجه در مورد سال آور و سال نیاور در درختان پسته

نکات قابل توجه در مورد سال آور و سال نیاور در درختان پسته

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

سال آور (On) به سالی گفته می شود که مقدار محصول قابل توجه است و بالعکس در سال نیاور (Off) مقدار محصول پایین است. در برخی از واریته ها بخصوص واریته های بادامی (ممتاز، اکبری و...) سال آور و نیاور دارای شدت بسیار بیشتری در مقایسه با رقم فندقی یا اوحدی است. در مورد درختان اوحدی یا فندقی اگر مدیریت باغی مناسب باشد تقریبا هر سال مقدار قابل قبولی از محصول وجود خواهد داشت و سال آور و نیاور شدید در درختان فندقی زمانی بیشتر مشخص است که مدیریت باغ یک مدیریت ضعیفی باشد (بخصوص در مورد سم پاشی و کوددهی). جوانه های زایشی یا گره ها یا پتک ها یا تک ها در درختان پسته نیاز به حداقل 1 سال فرآوری یا سر درخت مانده دارند تا در سال بعد از آنها خوشه ای برداشت شود. بنابراین در پسته گره های زایشی دو ساله هستند و برای تولید محصول حداقل باید یکسال سر شاخه ها ماندگار باشند. بر خلاف جوانه های زایشی جوانه های رویشی که مسول تولید برگ و رشد رویشی درختان هستند یکساله هستند و در همان سالی که توسط درخت تولید می شوند شروع به تولید رویشی می کنند (تولید شاخ و برگ). بهمین علت است که بر اساس گره های زایشی تشکیل شده روی درختان از سال قبل می توان محصول تولیدی امسال را تا حدی تخمین زد! یکی از مشکلات بسیار مهم در مورد گره های زایشی در درختان پسته فروافتادن آنهاست که گاها ممکن است تا 100 درصد گره های زایشی در درختان پسته در اثر عوامل مختلف فرو بریزند!! یکی از این عوامل شایع عدم مبارزه یا مبارزه نامناسب با شیره خشک یا پسیل پسته است. یکی دیگر از عوامل می تواند سرمازدگی باشد و علل های مختلف دیگر. در بسیاری از موارد گره های زایشی بدون هیچ دلیل روشنی فرو می افتند. یعنی در باغی که مدیریت مبارزه با آفات خوب است، درخت مشکلی از نظر تغذیه ندارد و سرمازدگی هم در آن سال وجود ندارد اما بعلتهای ناشناخته گره های زایشی بمقدار مختلف و گاها قابل توجه فرو می ریزند!! برای علت فرو ریختن گره های زایشی در درختان بدون علت ناشناخته بسیاری از محققین سعی دارند فیزیولوژی درختان پسته را بدقت مورد موشکافی و کنکاش قرار دهند تا نسخه ای شفابخش پیدا شود اما متاسفانه هنوز در مورد فیزیولوژی درختان پسته در ابتدای راه هستیم و حتی محققین آمریکایی هم تحقیقاتشان در حد ابتدایی است چه برسد به محققین کار بیست خودمان!! در سال آور بیشتر انرژی درخت صرف تکامل خوشه ها و تولید زایشی می شود و سعی چندانی برای افزودن بر رشد رویشی خود نمی کند و بالعکس در سال نیاور سعی درخت بر تولید شاخ و برگ بیشتر و ترکه زدن بیشتر است. اما برخی از تحقیقات نشان داده که این یک قانون کلی نیست و گاها ممکن است در سال آور رشد رویشی خوبی هم وجود داشته باشد علاوه بر رشد رویشی!! در این سری از باغات یا درختان که در سال آور هم پسته خوبی دارند و هم ترکه و شاخ و برگ مکفی تولید می کنند مدیریت تغذیه درختان بسیار بسیار مهم است و باغدار باید برنامه ای مدون برای تغذیه چنین درختانی داشته باشد اگر برنامه غذایی ضعیف باشد در اینچنین درختانی نتنها محصول خوبی در آن سال نخواهیم داشت بلکه گره های تولید شده جدید هم در اثر ضعف درختان خواهند ریخت! بخوبی مشخص شده بخصوص در واریته اوحدی زمانی که هم رشد رویشی و هم رشد زایشی در یکسال بسیار مساعد بوده و مدیریت تغذیه ای صحیحی هم صورت نگرفته، درختان بسیار قبراق و تنومند در سال بعد دچار زردی، افت محصول، زوال و حتی درگیر بیماری سرخشکیدگی شده اند!! بصورت معمول در سال آور  درختان چون بیشتر انرژی خود را صرف رشد زایشی می کنند انتظار بر این است که رشد ترکه ها یا سرشاخه ها کم باشد و اصطلاحا درخت حرکت کمی داشته باشد که اگر چه این ممکن است در بسیاری از درختان و باغات صحیح باشد اما بازهم این یک قانون کلی نیست. هستند درختان زیادی که طول ترکه های آنها در سال آور بسیار بیشتر از سال نیاور است!! طول ترکه زدن درختان یک معیار خوبی برای نرمال بودن رشد رویشی در درختان پسته است و محققین آمریکایی طول ترکه مناسب در درختان پسته را سالیانه 10 تا 20 سانتی متر گزارش کرده اند. در باغات پسته ایران نقاطی که بنده از نزدیک دیدم گاهی اوقات طول ترکه از این مقدار تجاوز می کرد و گاهی اوقات بسیار کمتر از این رقم بود. بنابراین زمانی که طول ترکه بسیار بیشتر از حد انتظار باشد درخت قادر به حفظ گره زایشی سال آینده خود نخواهد بود و تمام انرژی درخت صرف رشد رویشی شده و برای برحه زایشی انرژی چندانی باقی نمی ماند بنابراین ترکه های بیشتر 20 سانتی متر نمی توانند ترکه های مناسبی باشند. وجود دارند باغاتی که در سال آور هم چنین طول ترکه ای وجود دارد که نشان دهند قوی بودن درختان (خاک مناسب، آب با کیفیت و مدیریت باغی استاندارد) است. بهر روی ترکه زدن نرمال درختان و در حد اپتیمم حتی در سالهای آور هم چیزی دور از انتظار نیست و ممکن است اتفاق افتد!! بصورت تجربی در باغات پسته مشاهده شده بهترین ترکه های ترکه های هستند با طول نسبتا قابل قبول (10 سانتی متر) و مملو از جوانه های زایشی!! یکی از بحثهای بسیار مهم، جالب و در خور توجه در مورد درختان پسته توجه به هورمونها و استفاده بهینه از هورمونها است. هورمونهایی مانند اکسین که نقش اساسی در افزایش طول ترکه و رشد رویشی درختان پسته دارند و همچنین شاید یکی از علل ناشناخته ریختن گره های زایشی روی سرشاخه ها بدون علت خاص همین بهم خوردن تعادل هورمونی بنفع هورمونهای بازدارند مانند اتیلن باشد!! بلاشک استفاده از هورمونها و اپتیمایز کردن آنها برای استفاده در باغات پسته می توانست برخی از مشکلات مهم فیزیولوژیکی  در  درختان پسته را حل کند!! خود من شخصا برخی از هورمونها را روی درختان پسته تست کرده ام و نتایج بسیار درخشان بوده اند!! جیبرلین، اکسین، سایتوکینین و حتی هورمونهای بازدارند مانند اتیلن هم می توانند گاها به ما در رفع برخی از مشکلات مهم فیزیولوژیکی در درختان پسته کمک کننده باشند!! در مورد درختانی که بهیچ وجه ترکه نمی زنند استفاده از برخی از هورمونها بسیار کارساز و موثر بوده است. همانطور که بارها اشاره شد زمانی ما در درختان پسته به نتیجه مطلوب می رسیم که رشد رویشی و زایشی در درختان متعال شوند و اگر تعادلی در کار نباشد به مشکل بر خواهیم خورد!! یکی از دلایل بسیار مهم ریختن گره های زایشی در درختان پسته بخصوص در دوره پر شدن مغز عدم تامین مناسب عناصر مختلف است و بخوبی ثابت شده محلولپاشی در کودهای حاوی عناصر مشخص و ترکیبات ویژه تا حدی بسیار زیادی می توان هم به پر شدن مغز کمک کند و هم به ماندن گره های زایشی سال آینده!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٩
تگ ها :

تحقیقات تجربی در باغات پسته بسیار کاربردی تر از تحقیقات لابراتوراری هستند؟!

تحقیقات تجربی در باغات پسته بسیار کاربردی تر از تحقیقات لابراتوراری هستند؟!

تلخیص و ترجمه: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

محیط باغات پسته محیطی است پیجیده و دقیقه به دقیقه در حال دگرگونی است. هر ماه و هر روز ممکن است مشکلی جدید و معظلی نو در باغات پیدا شود که گاها هیچ منبع یا رفرنس و یا تجربه و سابقه ای از قبل در مورد آن وجود ندارد!! محیط یک باغ پسته حاصل برآیند چندین و چند فاکتور زنده و غیر زنده است!! از جمله این فاکتورها، درخت، خاک، آب، دما، باد، آفات، امراض و .......هستند!! حاصل برآیند همه این عوامل با هم تعیین کننده کمیت و کیفیت محصول در آن سال خواهد بود. بسیاری از عوامل تاثیرگذار در باغات پسته که تاثیر مستقیم روی محصول ما می گذارند تحت اختیار ما نیستند بعنوان مثال درجه حرارت هوا یا بارندگی ها، در برخی از سالها گرمای فوق العاده بالای هوا موجب سوختن نطفه ها می شود و یا ممکن است درصد بالایی از محصول در اثر بادزدگی از بین برود!! برخی از عوامل تاثرگذار در تولید پسته تا حد زیادی تحت کنترل ما هستند از جمله مبارزه با آفات یا تغذیه مناسب درختان پسته!! برای مواجهه موثر با مشکلات روزمره در باغات پسته هر باغدار موفقی ناگزیر است که از تجربه و توصیه های کارشناسان بهره برداری کند و باید یاد بگیرد که برای عبور از مشکلات باغ خود باید از نظرات و تجریبات کارشناسان سود جوید!! بسیار بعید است که کشاورز یا باغداری بدون توجه به نظر کارشناسان بتواند مقدار تولید موثری در واحد سطح داشته باشد. مزرعه ای با 100 هکتار درخت 20 ساله باید حداقل 200 تن پسته در سال آور داشته باشد!! بهر روی باید استفاده از کارشناسان در باغات پسته بهینه شود و باید کشاورزان برای تولید موثر هزینه کافی برای کارشناس در نظر بگیرند. گاها یک کار اشتباه ممکن است میلیونها تومان به باغدار خسارت ایجاد کند و برعکس یک توصیه بجا و موثر ممکن است میلیونها تومان به باغدار کمک کند. در مورد مشکلاتی که تا حد زیادی در اختیار ما هستند باید روش های ما علمی تر شوند و بر اساس اصول صحیح کار جلو برده شود!! کارهای مندآوردی و از روی آزمون و خظا ممکن است در کوتاه مدت و یا حتی دراز مدت مشکل ساز شود!! یکی از مهمترین مشکلات صنعت پسته در ایران ضعف تحقیقات پسته است و بنظر می رسد به این راحتی هم مشکل قابل حل نباشد!! مهمترین مشکل تحقیقات پسته در ایران کاربردی نبودن این تحقیقات در شرایط باغ و مزرعه است. بسیاری از تحقیقات با بودجه های بالا و وقت زیاد در موسسات تحقیقاتی در طول سایان گذشته انجام شده اند و نتایج آنها هیچ دردی از باغدار را درمان نکرده است! تحقیقات پسته در ایران متاسفانه تحقیقات کاربردی نیستند. محققین معمولا در بسیاری از کشورهایی که ارتباط صنعت با مراکز تحقیقاتی بسیار تنگاتنگ است هدف اول خود را بنا بر نیاز صنعت و بازار می گذارند و حتی افراد دست اندرکار در کار تولید بودجه های مراکز تحقیقاتی را تامین می کنند!! محققین ما اگر چه از نظر نظری بسیار قوی هستند اما از نظر عملی بسیار ضعیف هستند!! بعبارت ساده تر تحقیقات مراکز تحقیقاتی ما کاربردی نیستند! به یک مثال در این مورد توجه کنید در مورد بیماری گموز یا پوسیدگی طوقه در درختان پسته که یکی از مهمترین بیماری های درختان پسته در ایران است بجای اینکه یک نسخه عملی و کاربردی از طرف محققین ما توصیه شده باشد از طرحهای بسیار بلندپروازانه و غیرکاربردی استفاده شده است مثلا کنترل بیولوژیک بیماری پوسیدگی طوقه یا گموز توسط باکتریهای آنتاگونیست!! آیا در باغ پسته ای که بیشتر درختان در اثر بیماری گموز رو به خشک شدن هستند می توان با استفاده از باکتریهای آنتاگونیست به درمان فوری آنها در کمترین زمان ممکن پرداخت!! مسلما جواب منفی است. در مورد بسیاری از تحقیقات دیگر هم وضع همین است!! آیا بهتر نبود که مثلا اثر چند قارچکش روی بیماری گموز بررسی شود تا یک نسخه کاربردی از آن استحصال شود!! در مورد بیماری افلاتوکسین که صادرات پسته ایران را تهدید کرده و می کند محقیقن ما به پروژه هایی روی می آورند که هیچ گونه ارزش کاربردی ندارند مثلا روش هایی که اگر چه در شرایط آزمایشگاهی جواب داده اند اما در عمل کاری را از پیش نمی برند!! طرحهای تحقیقاتی مربوط به پسته ایران در اکثر موسسات تحقیقاتی ما آنقدر بلندپروازانه هستند که بطور قطع می توان گفت که هیچگاه نمی توانند جنبه کاربردی پیدا کنند. بررسی فلان آنزیم با استفاده از روش های مولکولی یا بررسی توالی فلان ژن مربوط به فلان واریته یا بسیاری از ایندسته از طرحها اگر چه بسیار جالب و بلندپروازانه هستند اما دردی از کشاورز را دوا نمی کنند!! محققین خارج از کشور بخصوص محققین آمریکایی دلیلی که به ایندسته از تحقیقات می پردازند این است که در این کشورها ابتدا تحقیقات پایه ای و اساسی انجام شده و از نظر بنیان کار تحقیقاتی بسیار قوی هستند و چون زیربناهای تحقیقات قوی هستند روی به تحقیقات بسیار بلندپروازانه می پردازند اما در کشور عزیزمان ایران چون پایه ابتدایی تحقیقات قوی نیست اینگونه تحقیقات هیچ محلی از اعراب ندارند!! حداقل چند آفتکش موجود در بازار را روی پسیل پسته تست کنیم یا چند قارچ کش یا هورمون تراپی یا بحثهای ابتدایی تا بتوان یک نسخه عملی از تحقیقات بیرون آید که برای کشاورزان قابل استفاده باشد و الا ایندسته از طرح ها و پروژه ها فقط تلف کردن وقت و پول بیت المال است!! باید به حدی از تحقیقات برسیم که کارفرمای تحقیقات پسته در ایران باغداران عمده و کشاورزان با سطح زیر کشت بالا باشند نه دولت!! همین غیرکاربردی بون نتیجه تحقیقات پسته در ایران است که موجب شده بناچار افراد علاقه مندی امثال بنده با ابتکاراتی که داریم خود به تولید و ابداع روشهایی بپردازیم که کمک کننده و کابردی برای کشاورزان باشد!! در طول 4 تا 5 سال اخیر که بنده بصورت جدی وارد پروژه تحقیقات پسته بصورت کاملا خصوصی و با هزینه شخصی در ایران شده ام روشهای جدید و بروز و همچنین کاربردی و کم هزینه ای را ابداع کرده ام که جنبه کاملا عملی و موثر دارند. برای هر دوره ای از رشد درختان پسته فرمولهای ویژه ای با آزمون و خطا و مشقت بدست آورده ام و بصورت خلاصه با روش های ابداعی و گذاشتن وقت و هزینه شخصی و با کمترین امکانات متدها و فرمولهای موثری فرآهم آورده ام که نتایج گاها عجیب و بسیار کاربردی هستند. مثلا در دوره پر شدن مغز ترکیبی از 6 الی 7 ماده مختلف بر اساس اندازه مغز و رشد آن فرآهم شده که تاثیر شگرفی روی پر شدن مغز دارد!! در مورد بسیاری از مسایل گریبانگیر صنعت پسته ایران و مشکلات درختان پسته ما مجبوریم که با آزمون و خطا و کمک گیری از نهاده های موجود در بازار تولید علم کنیم!! یکسری از فرمولها و ترکیبات و روش هایی که فقط در تقویم و یادداشتهای شخصی بنده وجود دارند. مسلما افراد بسیار باهوش تر، علاقه مند تر و باسواد تر از بنده در ایران وجود دارند که هر کدام می توانستند در رشته خودشان مشکل گشا باشند اما متاسفانه انرژی ها و تجربیاتی که حاصل زحمات چندین ساله هستند ناشناخته مانده اند و از طرف دیگر باغداران توقع دارند که این روش ها مجانی باشد و حتی عیب و ایراد هم از این روش ها بگیرند که بهیج وجه دلگرم کننده از سوی من محقق پسته نیست!! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۸
تگ ها :

گزارشی از وضعیت عمومی سموم مورد استفاده در باغات پسته در سال زراعی 1392

گزارشی از وضعیت عمومی سموم مورد استفاده در باغات پسته در سال زراعی 1392

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

در ابتدای سال و در اوایل بهار موعد مبارزه با آفت کرمانیا (پروانه چوبخوار پسته) بود. علاوه بر چوبخوار در مورد شپشکها هم در برخی از باغات نیاز مبرم به مبارزه شیمیایی و استفاده از سموم بود. دو آفت فوق الذکر در سالیان اخیر در برخی از باغات خسارات سنگینی را به باغداران تحمیل کرده است. بسیاری از کشاورزان تمایل و اعتقاد چندانی به مبارزه بهاره با آفات بهاره در باغات پسته ندارند و بنابراین در برخی از باغات اصلا سم پاشی بهاره صورت نگرفت. پر مصرف ترین سم در باغات پسته ایران در اوایل فصل بهار سم اتیون است که فقط روی شپشکها تاثیرگذار است و اثر چندانی در کنترل سایر آفات بوِیژه آفات پروانه ای (کرمانیا، کراش، میوه خوار و...) ندارد. یکی از دلایل دیگری که کشاورزان تمایل زیادی به استفاده از سم اتیون دارند بوی زیاد و خاص این آفت است و بنادرست در میان کشاورزان شایع است که اگر سمی بوی تند یا زننده داشته باشد الزاما سم خوبی ایست و این در حالی است که کیفیت یک سم ربط چندانی به بوی سم ندارد و اصولا بوی سموم بیشتر بخاطر مواد افزوننده داخل قوطی سم است نه خود سم!! اتیون از نظر مسمومیت جزو گروه خطرناک محسوب می شود. در ابتدای سال با افزایش تقاضا برای سم اتیون برای مدت محدودی این سم در بازار کمیاب شد اما بمرور این نیاز برطرف شد. علاوه بر اتیون تولید داخل برخی از اتیون های ساخت سایر کشورها مانند هندوستان نیز در بازار عرضه شد. سم اندوسولفان که تقریبا پرمصرف ترین سم بهاره در باغات پسته ایران در سالیان گذشته بود امسال نمود چندانی در بازار نداشت و دلیل آنهم ممنوع شدن این سم توسط سازمان حفظ نباتات ایران بود!! اگر چه در برخی از فروشگاههای سموم اندوسولفان کم و بیش عرضه می شد که بیشتر تاریخ تولیدشان مربوط به 2 تا چند سال پیش می شد!! در مورد روغن های ولک هم فروش ادامه داشت و بسیاری از کشاورزان اقبال زیادی به مصرف روغن های ولک بیشتر برای مبارزه به شپشکها نشان می دادند. کیفیت برخی از روغن های ولک موجود در بازار چنگی به دل نمی زد و بنظر می رسد در مورد برخی از شرکت های سازنده روغن های ولک محصول تولیدی دارای ناخالصی بسیاری بود بصورتی که هنگام پاشش برخی از روغن های ولک هنگام پاشش بوی روغن سوخته بمشام می رسید!! یکی دیگر از سمومی که اخیرا مصرف زیادی در باغات پسته بر علیه بیماری سرخشکیدگی پیدا کرده است اکسی کلرور مس است که سالیان قبل مصرف چندانی نداشت اما بمرور و درست یا غلط سال به سال کاربرد بیشتری پیدا می کند. زمان مصرف اکسی کلرور مس کمی قبل از شروع رشد درختان در اواخر فصل زمستان است!! سم دیازینون هم اخیرا مصرف زیادی بخصوص  در اوایل فصل بعنوان سم بهاره پیدا کرده است که بنظر می رسد تاثیر بهتری روی شپشک ها و همچنین آفت چوبخوار پسته در مقایسه با اتیون داشته باشد. مشکل اصلی دیازینون خاصیت پارازیت کشی آن است و این احتمال وجود دارد که در صورت مصرف با دوز بالا در اوایل فصل بهار موجب طغیان پسیل پسته در طول فصل شود!! در ادامه فصل سم استامی پرید مصرف زیادی در باغات پسته در امسال داشت که بدلیل وجود باقیمانده در مغز پسته سم مناسبی برای استفاده بر علیه آفات پسته نیست اما اجبارا و بیشتر بخاطر قیمت مناسب آن اقبال زیادی برای مصرف در باغات پسته از اواسط بهار به بعد دارد!! استامی پرید در اوایل فصل می تواند تا حد زیادی می تواند پسیل پسته را کنترل کند اما بمرور در اواسط تابستان و طغیان پسیل استامی پرید کارآیی چندانی ندارد. دوز مصرفی استامی پرید در بیشتر باغات پسته بخصوص در استان کرمان دو برابر مقدار توصیه شده (250 گرم در 1000 لیتر آب) استفاده می شود که کار صحیحی نیست اما با دوز توصیه شده هم کنترل قابل قبولی بدست نمی آید!! بهر روی همانطور که اشاره شد استامی پرید بدلیل باقیمانده بالا در مغز از طرف انجمن پسته و سازمان حفظ نباتات سم مناسبی ارزیابی نمی شود اما بناچار مصرف زیادی در باغات دارد متاسفانه!! بمرور از اواسط تابستان به بعد با طغیان پسیل پسته و تداخل نسل کشاورزان ناچار با استفاده از سموم قویتر شدند سمومی مانند آمیتراز، فوجی مایت، فوزالون، دورسبان (کلروپریفوس)، استامی پرید، دلتامترین، فن والریت، پرمترین و ..بدلیل ممنوع شدن آمیتراز اگر چه مصرف آن در مقایسه با سالهای گذشته بشدت کاهش یافته است اما آمیترازهای برخی از کارخانجات داخلی و آمیترازهای وارداتی در بازار مصرف وجود داشت و دارد!! نکته جالب اینجاست که سمومی مانند آمیتراز و اندوسولفان که از طرف سازمان حفظ نباتات و سایر ارگان های مسول ممنوع شده اند چرا بمقدار نسبتا قابل توجه در بازار وجود دارند و این ناکارآیی سیستم نظارت بر تولید، واردات و تولید را می رساند!! انواع آمیترازهای بخصوص وارداتی از کشورهای چین، یونان، هند و ....در بازار مصرف بوفور وجود دارند که معمولا فروشندگان سموم بدلیل ترس از پلمپ مغازه و جریمه شدن توسط های اکیپ های سازمان حفظ نباتات آنها را از دید بازرسین آنها را در زیرزمین ها و جاهای امن پنهان می کنند و در صورت تقاضای مشتری به آنها عرضه می کنند!! سم نسبتا جدیدی که بناچار کاربرد بسیار زیادی در باغات پسته برای مبارزه با پسیل پیدا کرده است کلروپریفوس (دورسبان) است!! دورسبان یا کلروپریفوس سمی است که برای مصرف بر علیه پسیل پسته از طرف موسسه تحقیقات پسته در ایران بثبت نرسیده است اما بناچار توسط کشاورزان و در تناژ بالا بر علیه پسیل پسته بمصرف می رسد. بنظر می رسد جای خالی آمیتراز را کشارزان با دورسبان پر کرده اند و بنظر می رسد در دو سال اخیر پر مصرف ترین سم برای مصرف برای کنترل پسیل پسته در باغات باشد!! دورسبان سمی است قدیمی و جزو سموم فسفره آلی دسته بندی می شود. اگر چه اثر این سم روی پسیل پسته نسبتا خوب ارزیابی می شود اما عیب بزرگ این سم خاصیت غیر انتخابی و پارازیت کشی آن است!! دورسبان مصرف شده در باغات پسته ساخت کارخانجات داخلی و خارجی است. از میان دورسبان های خارجی بیشتر دورسبانهای اسپانیایی و هندی بیشتر بچشم می خورند. در مورد برخی از دورسبان های خارجی مصرف مداوم این سم موجب بروز مسمومیت شدید در بیشتر کسانی شده بود که کار اصلی آنها سم پاشی بود و تراکتور داشتند!! علایم مسمومیت بصورت سرگیجه، حالت تهوع و اسهال بروز پیدا کرد!! ایمیداکلوپرید یا کونفیدور هم بمقدار قابل توجهی در بازار مصرف وجود داشت و بمصرف رسید اما بهر روی بنظر می رسد دورسبان تا حدی مجال چندانی برای مصرف کونفیدور باقی نگذاشته باشد!! کونفیدور سمی است که سالها قبل از طرف موسسه تحقیقات پسته برای مصرف بر علیه پسیل پسته بثبت رسیده است و بنابراین اکثر کشاورزان آشنایی کاملی با این سم دارند!! علاوه بر سمومی که اشاره شده در بسیاری از موارد سموم پایروتیروییدی هم مصرف نسبتا قابل ملاحظه ای برای کنترل پسیل در باغات پسته پیدا کرده اند از جمله پرمترین، دلتامترین و فن والریت. سموم پایروتیروییدی مانند سم دورسبان از طرف مراجع تصمیم گیر برای مبارزه با پسیل پسته بثبت نرسیده است و خودسرانه و بناچار توسط کشاورزان و در مقیاس نسبتا بالا بمصرف می رسد!! همانطور که اشاره شد سموم پایروتیروییدی سال به سال بر مقدار مصرفشان در باغات پسته افزوده می شود و این زیاد کار معقولی بنظر نمی رسد اما از طرف دیگر هم باید به کشاورزان حق داد که واقعا سموم معمول پاسخگو نیستند و اجبارا کشاورزان از سموم پایروتروییدی استفاده می کنند. سموم پایروتیروییدی چون مقدار مصرف شان در 1000 لیتر آب نیم لیتر است از نظر اقتصادی هم مقرون بصرفه هستند و این موجب می شود که کشاورزان اقبال بیشتری برای مصرف آنها داشته باشند!! اخیرا سم مونتو هم مصرف زیادی در باغات پسته برای مبارزه با پسیل پیدا کرده است و بسیاری از کشاورزان از مصرف آن ابراز رضایت می کنند اما بهر روی برای نتیجه گیری نهایی زود است. عیب سم مونتو قیمت بالای سم بود و گرنه مونتو می توانست بعنوان یکی از پرمصرف ترین سموم در باغات پسته در امسال محسوب می شود!! سموم متفرقه زیادی هم بصورت جداگانه و در اختلاط با سایر سموم کم و بیش بمصرف رسیدند از جمله فوجی مایت، اکتارا و ...بسیاری از کشاورزان پس از چند نوبت سم پاشی و خسته شدن از سم پاشی سروع بع پاشش آب و یا صابون های سم پاشی می کردند که مسلما از دست روی دست گذاشتن بهتر بود! صابون ها و روغن های مختلف با برندها بسیار متنوعی هم امسال بصورت جداگانه و یا در ترکیب با سموم برای مبارزه با آفات پسته بمصرف رسیدند که بسیاری از آنها از کیفیت چندانی برخوردار نبودند و در پاره ای موارد مشکل ساز شدند!! بصورت خلاصه نکات زیر را می توان در مورد مبارزه شیمیایی در سال زراعی فعلی می توان ذکر کرد 1-بحث کیفیت سموم: که یکی از معظلات مهم برای کشاورزان است و بودند سمومی در بازار که اصلا آدرس تولید کننده آنها مشخص نبود و از کیفیت چندانی برخوردار نبودند!! برای بحث کیفیت سموم وزرات جهاد کشاورزی و سازمان حفظ نباتات باید بسیار فعالتر از این عمل کند هر چند که انجمن پسته حداکثر توان خود را برای بالا بردن کیفیت و هشدار به تولید کنندگان و وارد کنندگان انجام داده است 2-بحث نظارت: نظارت بر تولید، فروش و مصرف سموم یکی از وظایف دستگاههای دولتی مسول است که اگر چه اقدامات خوبی در این زمینه صورت گرفته  اما بهیچ وجه کافی بنظر نمی رسد!! اکیپ ها و بازرسی های محدود بویژه در روستاها و فروشندگان محلی باید گسترده تر و بصورت روزانه باشد! 3-آگاه سازی کشاورزان: آگاه سازی کشاورزان و ارایه روش های بروز و هشدار در مورد مصرف بی رویه از سموم باید مد نظر همه دست اندرکاران باشد. در مورد سم پاشی صحیح، زمان و متد صحیح سم پاشی با استفاده از کلاسهای ترویجی و سایر روش ها باید همت بیشتری توسط مقامات ذیصلاح صورت گیرد 4-در مورد سموم وارداتی از سایر کشورها باید نظارت بیشتری صورت گیرد تا از کیفیت سموم و بی خطر بودن و یا کم خطر بودن آنها برای مصرف اطمینان حاصل کرد. سیاستها باید بگونه ای باشد که اگر مجبوریم از سموم استفاده کنیم حداقل از سموم تولید داخل استفاده شود و نیاز چندانی به واردات سموم نباشد. 5-هماهنگی در مبارزه شیمیایی یکی از مشکلات مهم بخصوص در مورد باغات خرده مالکی است که باید تا حد امکان سم پاشی ها در سطوح پایین بصورت هماهنگ باشد تا از اتلاف منابع جلوگیری شود 6-توجه کافی به ادوات سم پاشی: متاسفانه علاوه بر متد سم پاشی ادوات سم پاشی ها هم در بسیاری از موارد فرسوده است و خود این امر موجب بالا رفتن پرت سموم می شود. 7-عدم استفاده از مواد مضر و ابداعی توسط برخی از کشاورزان: بسیاری از کشاورزان بدلایل مختلف بجای استفاده از سموم مناسب و در موعد مناسب از مواد ابداعی و عجیب مانند سرکه، فضله حیوانات، مواد شوینده قوی و ...می کنند که باید بجای استفاده خودسرانه از این مواد کشارزان باید روی به استفاده از روش ها و سموم مناسب زیر نظر کارشناسان کنند 8- عدم استفاده از توان علمی کارشناسان مبارزه با آفات: در بسیاری از موارد کشارزان هیچ توجهی به استفاده از توان علمی کارشناسان کشاورزی در مبارزه با آفات نمی کنند که بازخورد این قضیه متضرر شدن بیشتر خود کشاورزان و باغداران است. بهتر است با برنامه ریزی دقیق تر و مناسب تر قبل از مبارزه شیمیایی با آفات بویژه شیره خشک در باغات پسته ابتدا حتما باغ توسط کارشناس ویزیت شود و بعد اجازه مصرف سموم به کشاورز داده شود!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٧
تگ ها :

ارتباط مستقیم دما با شیوع و طغیان پسیل پسته

ارتباط مستقیم دما با شیوع و طغیان پسیل پسته

 مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

پسیل پسته مهمترین و کلیدی ترین آفت پسته در تمام نقاط پسته کاری ایران است. آفت موجب مکیدن شیره گیاهی شده و موجب خسارت و ضعف درختان می شود. سالیانه مقادیر زیادی از سموم آفتکش بعلت تعداد نسل بالای آفت برای مبارزه در مناطق پسته خیز مورد مصرف قرار می گیرد! دما یا حرارت نقش بسیار مهمی در رشد، تولید مثل و جمعیت آفت دارد. درک صحیح فاکتور حرارت کمک زیادی به ما در کنترل بهینه آفت خواهد کرد. رابطه میان حرارت و نرخ شیوع آفت کمک زیادی به پیش بینی آفت و زمان مناسب رهاسازی دشمنان طبیعی آفت خواهد کرد! بخوبی مشخص است که در پسیل پسته هر چه دما بمرور در تابستان افزایش می یابد طغیان آفت بیشتر می شود. در اوایل فصل رشد در بهار بعلت دمای پایین پسیل پسته رشد و طغیان چندانی ندارد و بمرو در اواسط تابستان با گرم شدن هوا مشکل شروع می شود. مشخص شده که بهینه دما برای رشد و توسعه و طغیان پسیل پسته بازه دمایی 30 تا 35 درجه سانتی گراد است. زمانی که درجه حرارت هوا به بالای 40 درجه می رسد بصورت خودکار توسعه و رشد پسیل متوقف می شود. حرارت نقش بسیار مهمی روی دشمنان طبیعی آفات دارد و پسیل پسته نیز مانند هر آفت دیگری از این امر مستثنی نیست. دشمنان طبیعی پسیل پسته بسیار حساس تر از خود آفت نسبت به حرارت است. یکی از مشکلات بسیار مهم استفاده از دشمنان طبیعی برای مبارزه بیولوژیک با پسیل پسته این است که معمولا پرداتورها و پارازیتوییدهای پسیل پسته نسبت به دماهای بالا حساسند و در دماهای بالا جمعیتشان بشدت کاهش می یابد! عوامل کنترل کننده بیولوژِیک در پسیل پسته بعلت شرایط کنترل شده دمایی در آزمایشگاه و محیط لابراتوری اثرات بسیار خوبی در کنترل پسیل پسته دارند اما زمانی که این عوامل کنترل کننده در باغ رهاسازی می شوند بیشتر به علت گرمای فوق العاده هوا و همچنین بعلت داشتن دشمنان طبیعی قدر بازدهی چندانی در کنترل پسیل پسته ندارند!! بنابراین کاهش جمعیت دشمنان طبیعی در دماهای بالا در اواسط تابستان یکی از عوامل طغیان پسیل پسته در باغات است. مشخص شد در دمای 32 و نیم درجه سانتی گراد تخم ها کوتاه ترین زمان رشدی خود را دارند و از 15 تا 32 و نیم درجه سانتی گراد زمان رشدی تخم ها افزایش پیدا می کند (مناسب ترین زمان برای توسعه تخم ها در پسیل پسته 32 و نیم درجه سانتی گراد است و یکی از دلایل طغیان پسیل پسته در دماهای بالای 30 درجه شاید همین سرعت کوتاه توسعه و تفریخ تخمها در این دما باشد!). در مورد پوره ها مشخص شد که کوتاه ترین زمان رشدی در 30 درجه سانتی گراد اتفاق می افتد و در دماهای پایین تر از 30 درجه و بالای 35 درجه رشد و توسعه پوره ها به زمان بیشتری نیاز دارد!! مینیمم یا کمینه دما برای رشد و توسعه تخم ها در پسیل پسته دمای 8 درجه سانتی گراد ارزیابی شده است. مینیمم دمای رشدی برای تخم و پوره 10.38 و برای حشره بالغ 9.97 درجه سانتی گراد محاسبه شده است. مشخص شده که شکارگرها (دشمنا طبیعی آفت) بعد از توسعه و مشاهده آفت در باغ مشاهده می شود و قبل از آفت نیز در باغات ناپدید می شوند!! رهاسازی دشمنان طبیعی برای مبارزه با پسیل پسته باید بر اساس شرایط دمایی باغ باشد و باید دماهای روزهای مختلف بویژه در فصل تابستان برای رهاسازی دشمنان طبیعی پسیل در باغات پسته حتما مد نظر باشد. مدلهای پیش بینی کننده دمایی نقش مهمی در موفقیت روش کنترل بیولوزیک بر علیه پسیل پسته دارند. کشاورزان پیشرو با ارتباط قوی با مراکز تحقیقاتی می توانند بر اساس شرایط دمایی مختلف و مدلهای پیش بینی کننده دمایی می توانند زمان شروع و فعالیت آفت و زمان استفاده از روش های کنترلی را با دقت بیشتری مشخص نمایند!! همچنین این مدلها می توانند زمان مناسب رهاسازی دشمنان طبیعی در مبارزه بیولوژیک بر علیه آفت را مشخص کنند. اگر آگاهی کافی دمایی در روزهای مختلف وجود داشته باشد می توان برای مبارزه شیمیایی از سموم مختلف تخم کش یا پوره کش و بالغ کش در موعد مناسب استفاده کرد. بخوبی مشخص شده که در دماهای بالای 40 درجه فعالیت پسیل پسته تقریبا متوقف می شود و نیازی به مبارزه شیمیایی نیست. مبارزه شیمیایی با سموم مختلف  در دماهای بالای 40 درجه نتنها کارساز نیست بلکه این احتمال وجود دارد که ایندسته از سموم موجب خسارت و حتی گیاهسوزی شوند! بنابراین فاکتور دمای هوا در مبارزه شیمیایی باید حتما مد نظر باشد. راندمان سم پاشی بعلت تبخیر سم در دماهای بالا بشدت پایین می آید. بهمین دلیل است که توصیه می شود در اوایل صبح و یا از غروب به بعد که دمای هوا افت می کند مبارزه شیمیایی انجام شود!!محلولپاشی در دماهای بالا نیز کارآیی چندانی در تغذیه درختان پسته ندارد چون در دماهای بالا روزنه های برگها بصورت خودکار بسته می شوند و در واقع جذب چندانی اتفاق نمی افتد!! در مورد دشمنان طبیعی پسیل تنها دشمن طبیعی که تا بحال توانسته اند بصورت انبوه در باغات پسته برای کنترل پسیل رهاسازی کنند بالتوری ها بوده اند. در واقع بالتوری سبز جزو حشرات شکارگر پسیل پسته دسته بندی می شود و دماهای بالا موجب تفریخ تخمها زودتر از حد موعد می شود و از طرف دیگر دماهای بالا در باغات پسته موجب نابودی درصد بالایی از بالتوری ها در باغ می شود. اگر دقت کنیم بخوبی در می یابیم که در اوج گرما در تابستان بالتوری ها برای فرار از شرایط دمایی فوق العاده بالا بجای فعالیت در محیط برگها سعی می کنند در لابلای علفهای هرز بویژه علف هرز مرغ پنها می شوند. اگر بصورت تجربی دست در داخل توده علف هرز مرغ یا پنجه مرغی فرو ببریم می بینیم بصورت شگفت آوری دما در لابلای علفهای هرز مرغ حداقل چند درجه ای خنک تر از محیط طبیعی اطراف برگها و کلا باغ است. برای مبارزه با پسیل پسته یکی از روشهایی که کشاورزان بصورت تجربی استفاده می کنند قرار دادن قالبهای یخ در داخل تانکر سم پاش و خنک کردن شدید دمای آبی است که روی درختان پاشیده می شود و همین خنک شدن برگها موجب کاهش فعالیت پسیل می شود و تا حدی اثرات کنترل کنندگی دارد اما این روش مبارزه ای کارآیی چندانی ندارد و پس از گذشت چند ساعتی دوباره دمای محیط شاخ و برگ افزایش می یابد و دوباره پسیل پسته شروع به فعالیت می کند!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٥
تگ ها :

10 نکته کلیدی راجع به بیماری سرخشکیدگی درختان پسته

10 نکته کلیدی راجع به بیماری سرخشکیدگی درختان پسته

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بیماری سرخشکیدگی درختان پسته مهمترین بیماری درختان پسته در حال حاضر است. کمتر باغی را می توان مشاهده کرد که دچار سرخشکیدگی نباشد!! سرخشکیدگی درختان پسته هر سال کشاورز را مجبور می کند ناحیه آلوده را قطع کند و بنابراین سال به سال از ارتفاع درختان کاسته شده و بمرور یک تنه اصلی از درخت باقی می ماند. واریته های کله قوچی و اوحدی حساس ترین واریته ها نسبت به بیماری سرخشکیدگی درختان پسته هستند. و اکبری و کلا رقم های بادامی مقاوم تر هستند. اخیرا در مورد برخی از واریته های بادامی هم متاسفانه سرخشکیدگی مشاهده شده است اما این بیماری برای درختان بادامی بمراتب کم خطر تر است. در مورد این بیماری در این وبلاگ بیش از چندین مقاله ارایه شده که خوانندگان می توانند به آن مراجعه کنند و از توصیه هایی که شده استفاده کنند!! در این جستار سعی می شود به مطالبی در مورد سرخشکیدگی پرداخته شود که تکراری نباشد و حتی الامکان جنبه کاربردی داشته باشد. نکات بسیار جالبی در مورد این بیماری وجود دارد که به اختصار به آنها اشاره می شود. این نکات بعلت ضعف تحقیقات پسته هیچگاه جنبه تحقیقاتی متقن پیدا نکرده اند اما بهر روی حاصل تجربیات چندین ساله بنده هستند1-این بیماری در سالیان اخیر بقدری شیوع یافته و خسارتزا شده است که بسیاری از کشاورزان درختان را قطع می کنند و از نو با پیوندهای مقاومتر پیوند می کنند که بنظر می رسد کاربردی ترین روش باشد اما بهرحال عیوب خاص خود را دارد از جمله اینکه ممکن است سالها کشاورزان را از تولید و ثمر دهی مناسب دور کند چون مدت زمان نسبتا طولانی مورد نیاز است تا پیوندهای جدید اقتصادی شوند از جمله عیبهای دیگر این بیماری این است که پیوندهای جدید برای خوب پیوند شدن نیاز به دقت بسیار زیاد پیوند کننده دارد و هر پیوند زنی نمی تواند درختان پیری که دچار سرخشکیدگی شده اند را بخوبی پیوند کند. 2-هرس نقش زیادی در این بیماری دارد و مشاهده شده در باغاتی که کمتر هرس می شوند این بیماری کمتر وجود دارد. هرس از زیر ناحیه آلوده امری اشتباه است که متاسفانه بسیاری توصیه به هرس از زیر قسمت آلوده می کنند. بسیار واضح است که زمانی که از زیر قسمت آلوده هرس انجام می شود عامل بیماری متاسفانه بسرعت دربافت سالم و غیرآلوده نفوذ یافته و آلودگی از نو شروع می شود. بنابراین هرس درختان آلوده از زیر قسمت آلوده مخصوصا در تابستان و اوج گرما امری است بسیار اشتباه و موجب تشدید بیماری می شود. زاویه هرس درختان نقش مهمی در بیماری سرخشکیدگی درختان پسته دارد اکر زاویه هرس و شیب هرس دقیقا روی به سمت آفتاب (جنوب) باشد صمغ خارج شده ناشی از هرس در معرض آفتاب قرار می گیرد  و محل انحنای برش اره را پوشش داده و همین ریختن مایع ترشح شده یا صمغ درختان ناشی از هرس و شدت آفتاب موجب خفگی روزنه های پوستی و سیاه شدن پوست درختان و سرخشکیدگی درختان خواهد شد. 3-تجربیات و مشاهدات نشان داده که استفاده از قارچ کش ها بخصوص اکسی کلرور مس تاثیر چندانی روی کنترل بیماری سرخشکیدگی در درختان پسته ندارد و بنابراین پاشش قارچ کش روی درختان دارای سرخشکیدگی کار چندان مناسبی نیست و فقط جیب فروشندگان سموم را پر می کند. بنظر می رسد شاید تحقیقات وسیعتر بتواند حداقل یک قارچ کش یا باکتری کش مناسب و موثر در مورد بیماری هویدا کند که با این افق تحقیقات کشاورزی در ایران چنین چیزی بسیار بعید بنظر می رسد 4-عامل بیماری بخوبی مشخص نیست!! بسیاری قارچ و باکتری و برخی عوامل دیگر را بعنوان عامل بیماری برشمرده اند. عوامل بسیار پیچیده ای در این بیماری دخیل هستند از جمله شوری، کمبود پتاسیم، خصوصیات آب و خاک و....5-حرارت یا دما نقش بسیار تعین کننده ای در این بیماری دارد بخوبی واضح است که در اوج گرما در تابستان شیوع سرخشکیدگی بشدت در باغات پسته بالا می رود اگر دقت شود شاخه هایی که خشکیده اند گاهی اوقات تا اواسط تابستان هیچ مشکلی ندارند و در اواسط تابستان و بالای رفتن دما به بیش از 35 درجه بصورت سریع سرشاخه ها خشک می شوند حتی گاهی اوقات خوشه ها هم می خشکند. اگر ناحیه آلوده را دنبال کنیم به نقطه ای می رسیم که از آن ناحیه به بالا سرشاخه خشک شده و صمغ نیز از محل نکروزه شده ترشح شده است. در واقع ترشح صمغ واکنش دفاعی درختان به عامل بیماری و جلوگیری از گسترش آن است.6- در باغاتی که عملیات زراعی شامل آبیاری مناسب و مکفی، کوددهی مناسب و محلولپاشی بهینه در باغات صورت می گیرد این بیماری کمتر وجود دارد و این بیماری در باغاتی است که مدیریت مناسبی وجود ندارد 6-کیفیت آب آبیاری روی بیماری تاثیر بسیار زیادی دارد هر قدر آب از کیفیت نامناسب تری برخوردار باشد شیوع بیماری بیشتر است بخصوص در مورد شوری آب و خاک یا ای سی!! بخوبی مشخص شده که در باغاتی که ای سی آب و محلول خاک در حد پایینی است این بیماری بسیار کمتر شیوع دارد و شاید یک علت اینکه در گذشته ها این بیماری کمتر وجود داشته همین بالا بودن کیفیت آب آبیاری باشد که با مرور زمان کیفیت آب کاهش یافته است 7-محلولپاشی مداوم بخصوص با کودهای پتاسیمی در طول فصل و در مدت یکی دو سال تا حدود بسیار زیادی از شدت بیماری می کاهد و علاوه بر کودهای پتاسیمی برخی از فرمولهای محلولپاشی اختصاصی هم وجود دارند که تا حد زیادی تاثیر مثبت روی بیماری داشته اند و دارند!! بخوبی واضح است جوابی که از محلولپاشی درختان با فرمولهای ویژه بدست می آید بسیار کارسازتر  سریعتر از اضافه کردن کودهای مختلف بویژه کودهای پتاسیمی از طریق خاک است!! 8-مشخص شده که استفاده از کودهای نیتروژنه آنهم بمقدار بالا نتنتها اثر مثبتی روی سرخشکیدگی در درختان پسته ندارد بلکه این احتمال وجود دارد که سرخشکیدگی در درختان پسته را تشدید کند بخصوص در مورد کود اوره تجربیات مشخص کرده که کودهای اوره و نیترات نتننها موجب بهتر شدن سرخشکیدگی نمی شوند بلکه بر شدت بیماری می افزایند. در مورد کودهای فسفره بخصوص سوپرفسفاتها هم مشخص شده که کاربرد بیش از حد کودهای فسفره موجب تشدید بیماری سرخشکیدگی می شود!! 9-انتشار بیماری از طریق هرس بسیار باید مد نظر باشد و عامل بیماری از طریق اره آلوده یا درخت چین آلوده براحتی از درخت بیمار به درخت سالم نشر پیدا می کند بنابراین ضدعفونی ادوات هرس در طول عملیات هرس بسیار مهم است 10-یکی از نکات بسیار مهمی و شاید کلیدی ترین نکته در مورد این بیماری این است که اگر چه بیماری یک بیماری کمپلکس و مرکب است بعبارت ساده تر چندین عامل در ایجاد بیماری دست به دست هم می دهند اما یکی از اضلاع بسیار مهم بیماری و بنظر من مهمترین فاکتور ایجاد کننده بیماری همین عامل ناشناخته بیماری است و بنابراین نکروزه شدن پوست درختان و ایجاد سرخشکیدگی در درختان پسته بدون وجود عامل بیماری تقریبا محال است و باید بدقت عامل بیماری شناسایی شود و سیکل زندگی آن مشخص شود  و اگر هم از طریق محلولپاشی یا روش های دیگر درختان بهبود نسبی و حتی کامل پیدا می کنند این است که مقاومت درختان را بالا می بریم و بالا بردن مقاومت درختان نسبت به عامل بیماری موجب بهبودی در درختان می شود و گرنه مبارزه اصولی با عامل بیماری در حال حاضر انجام نمی شود هیچ گونه قارچ کش یا باکتری کشی بمنظور مبارزه مستقیم با عامل بیماری وجود ندارد!! در پایان باید یادآور شد که بیماری سرخشکیدگی درختان پسته بخصوص در واریته فندقی یا اوحدی مهمترین و خسارتزاترین عامل بیماری در باغات پسته ایران است و متاسفانه هیچ گونه تحقیق مستدل و کاربردی در مورد بیماری وجود ندارد و حتی ما هنوز بصورت دقیق عامل بیماری را شناسایی نکرده ایم و این ضعف مطلق تحقیقات پسته در ایران را می رساند!! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٤
تگ ها :

هزینه نکردن کافی برای باغات پسته یکی از علل اضمحلال درختان

هزینه نکردن کافی برای باغات پسته یکی از علل اضمحلال درختان

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

روزگاران قدیم خاک و آب دارای خواص مناسب و مورد نظر برای تولید پسته بودند و کشاورزان نیز از کشت و زرع پسته راضی بودند اما بمرور با تهی شدن خاک و کاهش کیفیت منابع آبی کار را برای تولید پسته برای پسته دارای دشوار نموده است. بهر روی مشخص است برای جبران مافات و تولید بهینه در باغات پسته باید از جهات مختلف درختان ساپورت شوند از سم پاشی بگیر تا کوددهی و محلولپاشی و .... نمی شود با کودهای دامی و ماسه بادی بی کیفیت و آبیاری درختان بصورت دلخواه راندمان بالایی از نظر تولید پسته داشته باشیم و باید بمرور مشکلات و معظلات مختلف از جمله سرخشکیدگی ها را در باغات پسته ببینیم!! هر درخت پسته نیاز خاص خود را می طلبد و نمی توان هکتارها هکتار باغ را بدون هزینه کافی بصورت درآمد زا اداره کرد. در مورد بسیاری از باغات پسته بخصوص در سطوح چند ده هکتاری بهیچ وجه نیازهای درختان بخوبی تامین نمی شود و حتی آبیاری درختان مکفی و استاندارد نیست!! هزینه ای که باغدار برای درختان خود می کند گاهی اوقات آنقدر ناچیز است که قابل تصور نیست از نظر تغذیه ای فقط ماسه بادی و کودهای دامی بی کیفیت و دیگر هیچ. درختانی که دچار سرخشکیدگی و مشکل شده اند نیاز شدیدی به عناصر غذایی مختلف بویژه کودهای پتاسیمی و کودهای میکرو  دارند و بهیچ وجه استفاده از کودهای دامی کارساز نیست. بصورت خلاصه یکی از دلایل نابودی درختان پسته در اقلیم پسته کاری استان کرمان این است که باغداران هزینه ندانی برای درختان خود نمی کنند و از طرف دیگر توقعات بسیار بالایی از درختان دارند و انتظار دارند با کمترین هزینه بیشترین جواب را بگیرند که در واقع چنین چیزی غیر ممکن است. اگر دقت کنیم بخوبی درمی یابیم که کشاورزانی که واقعا بحال درختان خود دلسوزی می کنند از نظر هزینه واقعا دست و دلباز عمل می کنند. ایندسته از کشاورزان درختان و باغات بسیار خوبی دارند که نمونه است. برخی از کشاورزان و باغداران همیشه طلبکار درختان هستند و همیشه از درختان خود گله مندند و این درحالی است که حاضر نیستند که یک کود یا یک سم بخرند و در باغ خود استفاده کنند. بسیاری از کشاورزان اصلا کودهای فولویک هیومیک و اسید آمینه و ....را شوخی می پندارند و هیچ گونه هزینه ای برای بهبود شرایط باغ خود نمی کنند و توقع  دارند که درختشان بدون هزینه بار بدهد و پسته بکند!! پسته را می خواند کیلویی 30 یا 40 تومان بفروشند اما راضی نیستند که یک کیسه کود بخرند و پای درختان خود بریزند!! بسیاری از باغداران تمام سرمایه و دارایی خودشان را مدیون پسته و درختان خود هستند اما بهیچ وجه راضی نمی شوند خرجی برای درختان خود بکنند و نتیجه این کار نابودی و تخریب تدریجی درختان پسته است. برعکس ایندسته از کشاورزان باغداران روشنفکری هستند که اصلا توجهی به پول نمی کنند و هدف آنها بهبودی درختان و شرایط آنهاست. ایندسته از کشاورزان چون خرج مناسب و کافی برای درختان در نظر می گیرند درختان بسیار سالم و پربازدهی دارند. کشاورزان روشنفکر سعی می کنند حتما از روش های علمی و بروز سود جویند و حتی حاضرند هزینه های بالایی برای کارشناسان کشاورزی و استفاده از علم آنها بپردازند و مسلما بخوبی از تجربه و علم ایندسته از کارشناسان بهره خواهند گرفت!! گاها یک توصیه کارشناس خبره ممکن است میلیونها تومان به باغدار کمک کند و یک توصیه غیر صحیح و مند آوردی و خودسرانه ممکن است حتی درخت پسته را نابود کند!! در مورد باغات پسته کالیفرنیا و سایر کشورهای دیگر نیز همین اوضاع وجود دارد. مثلا به ازای تولید 1 کیلوگرم پسته خشک در باغات پسته آمریکا ممکن است چندین دلار خرج شود و البته درصدی از این هزینه ها هم بلاشک هزینه محقق و کارشناس است و همچنین هزینه های متفرقه دیگر!! اگر بررسی صورت گیرد در باغات پسته پا بسن گذاشته استان کرمان حتی در حد پول 1 کیلوگرم پسته هم به ازای هر درخت هزینه نمی شود و اگر هم هزینه می شود غالبا هزینه هایی است که غیرکارشناسانه هستند و هیچ دردی را از باغ و درختان دوا نمی کنند. بسیار حیف است که هکتارها هکتار باغ با آب و امکانات دیگر در اختیار افرادی است که هیچ گونه بازدهی ندارند و حتی برای باغ خود یک دلار هم هزینه نمی کنند و از درختان هم ناله می کنند و توقع بیش از حد دارند که اگر درختان زبان داشتند جواب خوبی به ایندسته از افراد می دادند!! بسیاری از کشاورزان را می شناسم که واقعا برای باغ خود هزینه می کنند از هزینه کارشناس بگیر و بهترین کود ماکر  و میکرو .....مسلما بقول ضرب المثل قدیمی همان قدر که پول بدی آش می خوری در مورد درختان پسته نیز همانقدر که هزینه کنی پسته می چینی! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED