"کمبود منابع مالی انجمن پسته"مشکل بزرگ تشکل ها و انجمن های غیر دولتی د

"کمبود منابع مالی انجمن پسته"مشکل بزرگ تشکل ها و انجمن های غیر دولتی در ایران

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی- عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

تشکل ها و ان جی اوهای غیر دولتی بهیچ وجه ردیف اعتباری در بودجه کل کشور ندارند و با وضعیت تورم موجود و افزایش سال به سال هزینه ها تشکل یا انجمنی مانند انجمن پسته ایران به مشکلات مالی برخورد کرده اند و برای جبران این کمبود منابع بار جبران هزینه ها باید بر دوش اعضا باشد. بنظر می رسد افزایش حق عضویت اعضا و ورودی اولیه عضویت یکی از راههای جبران کمبود اعتبارات باشد که از دید من نتنها صحیح نیست بلکه موجب دلخوری بسیاری از اعضا می شود و چه منطقی است که افزایش ورودیه و عضویت مطابق یا بر اساس تورم سالانه باشد نه بصورت دفعی و ناگهانی بصورت 50 درصد و حتی بیشتر افزایش حق عضویت و یا ورودیه داشته باشیم! انجمن پسته با خون دل و زحمت بسیاری از دلسوزان این صنعت بوجود آمده است و طی این سالهای سپری شده انجمن پسته بعنوان یک ان جی او قوی در این آشفته بازار مشکلات باغداران صادر کنندگان و فرآوری کنندگان، بعنوان یک پشتوانه قوی برای ایندسته محسوب می شود. در حقیقت در اوضاع فعلی صنعت پسته ایران بطور قطع می توان گفت حامی اصلی صنعت پسته و کشاورزان انجمن پسته ایران است. اگر انجمن پسته ایران نبود وضعیت صنعت پسته بسیار بحرانی تر از وضعیت موجود بود اگر چه هنوز راه درازی برای رسیدن به قله برای انجمن پسته ایران وجود دارد. بسیاری از طرحها در انجمن پسته ایران و اعضای روشنفکر آن بدلیل کمبود منابع مالی مسکوت مانده اند و این جای تاسف است. زحمات و فعالیتهای شبانه روزی مسولین اصلی انجمن و بخصوص دبیرکل محترم بسیار در خور تحسین است. تقریبا همه اعضا و فعالان انجمن پسته کاملا از روی عشق و علاقه به صنعت پسته و پیشرفت آن در این انجمن فعالند و بنده بطور قطع می توانم بگویم که هیچکدام از اعضا کمترین منفعت مالی از عضویت در انجمن پسته ایران نداشته اند. همه اعضای اصلی و هیات مدیره انجمن پسته ایران بارها و بارها دست در جیب خود کرده اند و برای ماندن این انجمن از کیسه خرج کرده اند چون تنها حامی صنعت پسته ایران همین انجمن پسته ایران است و نهادهای دولتی بازدهی چندانی در حمایت از کشاورزان و باغداران ندارند. بنده بعنوان یک عضو انجمن هیچ گونه منفعت مالی از جانب انجمن پسته ایران نداشته ام و هدفم کسب درآمد از انجمن پسته ایران نبوده است و تا توانسته ام به هر طریقی در رشد و توسعه انجمن و رسیدن به اهداف انجمن و حمایت از کشاورزان تلاش کرده ام. همه اعضای فعال انجمن در هر جایگاهی که هستند در حال تلاش و خدمت به صنعت پسته ایران هستند. در واقع عشق به صنعت پسته این علاقه مندان را گرد هم آورده نه مسایل مالی! بهر روی منابع دولتی و بودجه های کلانی هر سال در حال هدرفت در ارگانهای هستند که کوچکترین بازدهی ندارند و اگر تعطیل شوند هم مشکل چندانی برای کشاورزان وباغداران پدید نمی آید. در اداره ایکس یا زد دولتی فقط بودجه ها هدر می روند و بازدهی در سطح بسیار نازلی است و جالب اینجاست که اینگونه سازمانهای دولتی مشکل چندانی در پرداخت حقوق و حتی مزایایی مختلف به کارمندان خود ندارند و حتی گاها دست به استخدام نیروهای جدید می زنند! ولی ان جی اوی غیرانتفاعی مانند انجمن پسته که با کمترین نیروی انسانی و بالاترین راندمان بالاجبار کار می کند باید دچار کمبود منابع مالی باشد. در حقیقت بودجه دولتی اداره جهاد کشاورزی یک شهرستان کوچک ممکن است در طول سال دو برابر و حتی بیشتر از بودجه کل انجمن پسته ایران باشد اما تفاوت ها از زمین تا آسمان است. شما کارآیی یک انجمن دارای افراد دلسوز و با تجربه را مقایسه کنید با مثلا یک سازمان جهاد کشاورزی در یکی از شهرهای پسته خیز ایران! در واقع بسیاری از این سازمان های دولتی بغیر از توزیع کردن نهاده های سوپسیدی مانند کودهای شیمیایی کارآیی چندانی را در رفع مشکلات حداقل در صنعت پسته ایران نداشته اند. فلان موسسه تحقیقاتی که سالانه میلیونها تومان حقوق و مزایایی پرسنل آن است هنوز نتوانسته اند یک راهبرد عملی در خور تقدیر بخصوص در رفع مشکل باغات پسته در ایران داشته باشد! البته زحمات بسیاری از محققین و تلاشهای آنها را نمی توان نادیده انگاشت و حتما در ایندسته از مراکز تحقیقاتی مشکلات و معظلات تحقیقات زیادند ولی رویهمرفته نسبته به بودجه دولتی که صرف آنها می شود کارآیی چندانی ندارند. بسیاری از بخشهای دولتی ما نسبت به بودجه ای که دریافت می کنند کارآیی لازم را ندارند و فقط عده ای را از عهده بوق  استخدام کرده اند و تا بازنشستگی به آنها حقوق می دهند بهمین دلیل سیاستهای دولت رفتن به طرف خصوصی سازی است اما متاسفانه بستر خصوصی سازی در ایران در بسیاری از زمینه ها مانند صنعت پسته وجود ندارد. ادارات و دفاتر و تشکیلات معظم دولتی در بخش کشاورزی آنهم در مناطقی از شهرهای بزرگ ایران مانند تهران در واقع راندمان لازم برای رفع مشکلات کشاورزان در روستاهای دوردست ایران را ندارند. همین تشکیلات معظم دارای هزاران هزار کارمند حقوق بگیرند که ماهانه میلیاردها تومان بودجه را می بلعند بدون اینکه بازدهی چندانی داشته باشند اما انجمن پسته ایران با داشتن 3 نیروی پرسنلی در پایتخت ایران باید دچار کمبود منابع مالی و بودجه ای باشد! بهر روی انجمن پسته ایران باید راههایی برای کسب درآمد ثابت و مطمن پیدا کند. جبران کسری بودجه و هزینه های جاری از طریق افزایش حق ورودی و عضویت راهکار مناسبی نمی تواند باشد و همچنین اعضای محترم هیات مدیره نمی توانند و صلاح نیست که بخواهند بخش زیادی از هزینه ها در برحه های زمانی حساس را بپردازند. بهر روی چه بخواهیم و چه نخواهیم وقتی کسی پول زیاد و فوق العاده بعنوان کمک به انجمن پسته ایران یا هر انجمن دیگری می پردازد توقع بالایی هم خواهد داشت و بنابراین صلاح از دید بنده در این است که هر چه زودتر یک کمیته تجاری برای انجمن پسته ایران تشکیل شود و نقش این کمیته تجاری بررسی راههای درآمدزایی برای انجمن آنهم بصورت درآمدهای ثابت و قابل توجه باشد. تا کی می شود انجمن را با افزایش حق عضویت و ورودی اعضا اداره کرد؟! بهر روی بسیاری از اعضا قلبا راضی به افزایش حق عضویت آنهم بصورت سال به سال نیستند. چه خوب بود به ازای صادرات هر کیلو پسته حداقل پولی برای انجمن پسته ایران در نظر گرفته می شد! فرض کنید اگر هزینه صادارت هر کیلو پسته 30 هزار تومان باشد از این مبلغ 100 تومان بصورت اتوماتیک به انجمن پسته ایران در نظر گرفته می شد و از این هزینه 100 تومان به ازای هر کیلو 50 تومان آن در بخش تحقیقات و 50 تومان دیگر آن برای سایر هزینه های انجمن در نظر گرفته می شد. شاید دولت محترم و برنامه ریزان و دست اندرکاران بتوانند با درست کردن یک قانون و تصویب آن در هیات دولت محترم این امر را اجرایی کنند. یکی دیگر از راهکارها می تواند ورود انجمن پسته و کمیته تجاری آن به بازار بزرگ و پردرآمد نهاده های کشاورزی باشد. سالیانه هر کدام از اعضای انجمن پسته هزینه های قابل توجهی را صرف خرید نهاده های کشاورزی از جمله کود سموم کشاورزی اداوات و ....می کنند چه خوب می شد که فروشگاههایی از سوی انجمن پسته ایران در نقاط مختلف تاسیس می شد تا هم درآمدزایی برای انجمن پسته ایران داشته باشند و هم نهاده های دارای کیفیت مطمن را به اعضای انجمن ارایه دهند! اینکه تا ابد انجمن پسته وارد کارهای تجارتی نشود بنظر من مساله درستی نیست. با اعتمادی که انجمن پسته در بین کشاورزان و باغداران پیدا کرده کارهای تجاری نمی تواند موجب سلب اعتماد کشاورزان از انجمن شود بشرط آنکه حساب شده و از سر دلسوزی باشد. یک گله بزرگ دیگر از بسیاری از تولیدکنندگان و باغداران و دست اندرکاران پسته این است که بسیاری از این افراد به دلایل مختلف حاضر به عضویت در انجمن پسته ایران نیست از بین هزاران نفر بهره بردار از باغات پسته درصد کمی عضویت انجمن پسته ایران هستند و این موجب تاسف است. چرا وجود آقای ایکس یا وای یا زد در انجمن پسته باید موجب این شود که مثلا من چون با ایندسته از آقایان مشکل دارم انجمن پسته را قبول نداشته باشم یا بدلیل راحت طلبی و بی خیالی احساس مسولیت نکنم و عضو انجمن پسته ایران نباشم. بواقع هر تصمیمی که انجمن می گیرد روی همه باغداران و بهره برداران تاثیر دارد و ما باید در تعیین سرنوشت خود مشارکت فعال داشته باشیم حتی اگر بصورت عضویت عادی باشد! همین ژورنال انجمن پسته و سایت انجمن و اطلاعات بروزی که بما می دهد خود چیز کمی نیست که در قبال عضویت در انجمن اهمال و سستی کنیم. متاسفانه در ایران بر خلاف بسیاری از کشورها روحیه کار تیمی و گروهی بشدت ضعیف است و بسیاری از باغداران و دست اندرکاران پسته در ایران خود را تافته جدا بافته می دانند که اصلا مطلب صحیحی نیست. روحیه همکاری و کار تیمی بسیار موفق تر از کار بصورت انفرادی است! چرا نباید ما تجربیات ارزشمند خود را در هر زمینه ای از صنعت پسته به اشتراک نگذاریم تا به صنعت پسته کمک نکنیم. موفقیت صنعت پسته موفقیت تک تک افراد دخیل در این صنعت است و چه خوب است که روحیه همکاری در دلسوزان بخش پسته بیشتر شود و جای منم منم را کار تیمی و گروهی بگیرد. همین حضور در کنار تولید کنندگان بزرگ و دست اندرکاران در انجمن پسته موجب انتقال و تبادل اطلاعات و تجربیات خواهد شد و فوق العاده ارزشمند است اما برای کسانی که درک کنند و پند پذیرند. بهر حال امیدواریم با تلاشهای همه اعضا محترم و دلسوزان صنعت پسته این نهاد قدرتمند روز به روز موثرتر و کاراتر شود و دغدغه تامین بودجه را نداشته باشد. بسیاری از کشورهای رقیب تولید کننده پسته در دنیا خوشحال خواهند شد اگر انجمن پسته ایران خدای ناکرده بدلیل کمبود منابع مالی بایکوت شود. امید است با احساس مسولیت بتوانیم روز به روز بر موفقیت این صنعت بیافزاییم. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران. محمد جمالیزاده- مردادماه 93

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٤
تگ ها :

کاسه داغ تر از آش در بحران کم آبی در باغات پسته!!

کاسه داغ تر از آش در بحران کم آبی در باغات پسته!!

نوشته: محمد جمالیزاده-کارشناسی ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

مشکلات باغات پسته در ایران زیاد است و شاید مهمترین مشکل بحران آب و کم آبی باشد. علاوه بر کاهش ذخایر سفره های آب زیرزمینی بعلت برداشتهای بی رویه کیفیت آب هم در بسیاری از نقاط بسیار بحرانی است. غلظت عناصر سمی بویژه سدیم کلر و بور در آب آبیاری آنقدر بالاست که در بسیاری از موارد مسمومیت به این عناصر بخوبی روی برگها و درختان آشکار است. بهر روی با این شرایط کم آبی حتی آب با کیفیت پایین هم غنیمت محسوب می شود و بسیاری از آن بی بهره اند بخصوص در اوج دوره پر شدن مغز در تابستان نیاز به آبیاری بسیار حاد و مساله ساز است و بسیاری از کشاورزان بهمین خاطر درصد بالایی از محصولشان بر باد می رود. بهر روی برای رفع معظل کم آبی راه حل های زیاد و متنوعی پیشنهاد شده است بخصوص رفتن به سمت استفاده از آبیاری تحت سیستم که تا حد زیادی می تواند مشکل گشا باشد اما در زمین های خرده مالکی واقعا استفاده از سیستم آبیاری تحت فشار امری غیرکاربردی و محال است. بهر روی یکی از راه حل های دیگر انتقال آب است که این دسته از طرحها هم بسیار پر هزینه هستند و در بسیاری از موارد غیرکاربردی. در مورد کم آبی و معظلات مربوط به آن نکته های زیادی وجود دارد که از دید بسیاری مغفول مانده است و آن این است که عده ای خاص که خود را نماینده همه کشاورزان در مساله آب می دانند و سنگ حمایت از کشاورزان را به سینه می زنند که ما طرفدار کشاورزان هستیم و هی با برداشت های بی رویه آب مخالفیم و آب نباید بی رویه برداشت شود و منابع آبی کم هستند و ما باید جلو حفر چاههای غیرمجاز را بگیریم و برداشتی صورت نگیرد و محاسبات این عده اینقدر ملانقطه ای هست که برای 1 لیتر آب هم حساب و کتاب دارند و معادلات ریاضی می نویسند که اگر ما بخواهیم آب را انتقال بدهیم ایکس قران می شود و بهتر است آب را بخریم و خلاصه هی سنگ طرفداری از کشاورزان را بر سینه می زنند و خود را طرفدار کشاورزان می انگارند و بر بوق و کرنا می کنند که چرا دولت جلو حفر چاههای غیر مجاز را نمی گیرد و چاههای غیر مجاز زیاد هستند و از این دست مسایل. علاوه بر بحران آب در صنعت پسته ایران در موارد بسیاری از موارد دیگر صنعت پسته ایندسته از افراد خود را صاحب نظر می دانند و انگار که کلا پسته ایران ارث پدری آنهاست و اگر پسته ای برداشت می شود از زحمات پدران آنها بوده است و دیگران شعور پسته کاری را نداشته اند و ما داشته ایم و ما اولین بار در باغات پسته چنان کردیم و چنین کردیم و اگر ما نبودیم اصلا پسته ای وجود نداشته و اولین بار ما تراکتور را در باغات پسته آوردیم و اولین کودهای شیمیایی را ما دادیم و اولین دستگاههای برداشت پسته را ما از فلان کشور وارد کردیم و از این دست حرفها که البته نمی شود کلا این مسایل را رد کرد اما اینکه ما کاسه داغتر از آش شویم و خودمان را تصمیم گیران اصلی صنعت پسته بدانیم منطقی نیست. بهر حال نسلی که نو است و علاقه به باغداری و پسته داری دارد هم زحمت می کشد و صنعت پسته ارث پدری عده ای نیست که اینقدر دل و روده برای آن پاره می کنند!! در مورد آب که بحث اصلی مطلب ما بود نیز این نکته بسیار حایز اهمیت است و عده ای گردن کلفت آبهای زیر زمینی که برای آبیاری باغات پسته خود استفاده می کنند را ارث پدری می دانند و جای تاسف اینجاست که عده ای زود باور برای ایندسته از افراد به به و چه چه سر می دهند که آقای ایکس چقدر انسان خوبی است ببین چقدر مخالف چاههای غیر مجاز است و نمی خواهد برداشت بی رویه صورت گیرد از منابع آبی و ...مصاحبه در مورد آب با فلان استاد ترتیب می دهند و خودشان را نماینده همه کشاورزان در مورد آب می پندارند و با دادن مجوز به چاههای جدید مخالفند. بسیاری از نقاط در ایران وجود دارند که به دلیل بی آبی درختان پرثمر پسته خشک شده اند و دولت هیچ مجوزی برای حفر چاه نمی دهد ولی این آقایان از زمان رژیم طاغوت دهها چاه و تلمبه برای خودشان زده اند و دهها لیتر پروانه بهره برداری آب دارند و در همه جاها نفوذ!! بهر روی اینکه هی مخالفت می کنند با زدن چاههای جدید این است که چاههای خودشان کم آب می شوند و صدها هکتار زمین خدا را که زیر کشت برده اند و میلیاردها درآمد از آنها سالانه دارند کم آب می شوند!! در همه نقاط و دشتهای پسته کاری که بحران آب وجود دارند هستند عمده مالکانی که دهها تلبمه دربست برای خودشان دارند و صدها هکتار زمین برای خودشان از دهها سال پیش دست و پا کرده اند و آب زیر زمین را تند تند می کشند و پای درختان خود می کنند و حالا شده اند کاسه داغتر از آش که چرا دولت با چاههای غیرمجاز و مجاز آبی که حفر می شوند برخورد نمی کند و تنها هدف آنها این است که چاههای خودشان دچار کم آبی نشوند و الا هیچ گربه ای در راه خدا موش نمی گیرد!! جای تاسف آنجاست که بسیاری از افراد ساده باور و ساده فکر می کنند که این گردن کلفت هایی که دهها تلمبه شش دانگی دارند دلشان برای منابع آب زیر زمینی می سوزد. در واقع ایندسته از افراد از منافع شخصی و زیرکیشان است که سنگ کم آبی را به سینه می زنند و مصاحبه در مورد آبهای زیر زمینی می کنند و می گویند برداشت بی رویه از منابع آبی خوب نیست و از این دست حرفها!! اگر دقت شود می بینیم که همین گردن کلفتها که دهها تلمبه دربستی دارند هیچ فکری برای هدررفت آب در باغات خود نمی کنند و آبی که با هزار مکافات از زیر زمین در میاید و ارث پدرانشان می پندارند را صرف درختانی می کنند که در اکثر موراد خشک شده اند و کمترین راندمان و بازدهی ندارند!! در حقیقت سیستم آبیاری در ایندسته از باغات عمده مالکی غرقابی است و کارگرانی آبیاری را انجام می دهند که کمترین توجهی به هدررفت آب ندارند!! جای سوال اینجاست که چرا این عمده مالکان که اینقدر سنگ آب و کم آبی را به سینه می زنند چرا باغات خودشان را با استفاده از سیستم های آبیاری تحت فشار اداره نمی کنند تا مصرف آب و هدرفت آب کمتر نشود و فقط گیر داده اند به چاههای غیر مجازی که دهها و صدها خرده مالک در آنها شریک هستند و تمام زندیگشان همین یک ساعت دو ساعت آب است و بهر طریقی که شده درختان ملت بیچاره خرده مالکی را خشک می کنند بعلت بهانه غیرمجاز بودن چاه و خوشان که هزاران هکتار باغ دارند باید تلمبه هاشان حتی یک لیتر هم افت آب نداشته باشند! قانون استفاده از آبهای زیرزمینی در ایران یک قانون کهنه و منسوخ است و آبی که زیر زمین است ارث پدری عده ای خاص نیست و متعلق به همه ملت و نسلهای آینده است. چرا باید افرادی که دهها سال پیش و در رژیم منحوس طاغوت با هزاران رشوه و پارتی و نفوذ در دستگاهها دهها تلمبه عمیق با لیتراژهای بالا احداث کرده اند تا قیام قیامت از این آب و خاک بصورت نسل به نسل استفاده کنند و مردم بدبخت بیچاره هم نظاره گر باشند. چرا مالیات بر ارزش افزوده و درآمد ایندسته از باغداران گردن کلفت باید در حد صفر باشد!! و همانطور که گفتم نکته تلخ ماجرا این است که ایندسته از افراد خود را صاحبان اصلی پسته ایران می دانند و سنگ کم آبی و برداشت بی رویه از آبهای زیرزمینی را به سینه می زنند و با این و آن مصاحبه می کنند تا همگان را آگاه کنند که نباید تلمبه ای در حریم چاههای آنها احداث شود چون منابع آب های زیر زمینی بخطر می افتند! به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران!!

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۸
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED