اشک شوق پیرمرد زحمتکش پسته کار بزرگترین پاداش زندگی من

اشک شوق پیرمرد زحمتکش پسته کار بزرگترین پاداش زندگی من

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

 Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

برداشت پسته کم کم رو به اتمام است. حاصل زحمت یکسال کشاورزان زحمتکش پسته کار یواش یواش به ثمر می نشیند. جنب و جوش زیادی در مناطق پسته خیز وجود دارد همه دنبال جمع کردن پسته خوشان هستند. باز هم خدا را شکر که پسته حداقل بخشی از مخارج زندگی کشاورزان را پوشش می دهد. بندگان خدا تمام امیدشان به همین پسته است. یکسال تمام زحمت کشی، آبیاری، کوددهی، سم پاشی و....به بار نشسته است. پارسال همین موقع پیرمردی کوتاه قد با دستانی تنومند و پینه بسته و بیل بدست با چهره ای آفتاب سوخته و صدایی کلفت اما مهربان گلایه از درختان پسته داشت. اومد پیشم شروع کرد به گلایه که "مهندس درختها سرخشک شده اند" پسته ها پوکی زیادی دارند" گره ها فرو می افتند و هزار گلایه دیگر. می گفت مهندس چیکار کنم هر روز پای درختان بیل می زنم عرق می ریزم اما سال به سال اوضاع بدتر از سال قبل می شود. نکنه دلیلش سمهاست؟ فکر کنم سمهای قدیمی خیلی بهتر بودن! فکر کنم سم ها درختها رو خشک کردن. بغضی در صداش موج می زند. حاصل رنج 30 ساله دارد به فنا می رود. فکری کن مهندس. چیکار کنم؟ هر کاری که گفتی می کنم فقط درخت هام خوب بشن. خدا خیرت بده. رفتم اداره جهاد اما نتیجه ای نگرفتم. هر کی هر چی گفت انجام دادم اما درختهام خوب نشدن. بدادم برس درخت هام دارن خشک می شن. پولی ندارم بهت بدم مهندس اما دعات می کنم. ایشالا عاقبت به خیر بشی مهندس. این گلایه ها رو زیاد می شنوم این روزا. پیرزن، پیرمرد اونایی که سالهای سال به پای درختاشون زحمت کشیدن. بهش می گم باشه بابا جان. می ریم باغتون رو می بینیم. درستش می کنم ایشالا جوش نزن باباجان. یادش بخیر انگار که همین دیروز بود چه زود یکسال گذشت. چه سم هایی که بنده خدا نپاشید، چه فرمولهایی که براش ننوشتم. چه با دقت انجام می داد با وسواس خاص. بدون کم و کاست. امروز همون پیرمرد اومده بود پیشم. اشک شوق تو چشماش. چند قطره ای از گوشه چشمش پایین اومد با دستاش پاکشون کرد. گفت سلام آقای مهندس. سلام کردم گفتم خوبی باباجون؟ خوبی حاجی؟ چه خبر از درختها؟ پسته ها رو چیدی؟ این چیه دستت؟ نکنه سم آوردی ببینم بدردت میخوره بپاشی یا نه؟ پیرمرد می گه نه مهندس برات پسته آوردم قابل دار نیست. گفتم من نمخام چرا آوردی؟ توقع نداشتم. پیرمرد گفت خدا خیرت بده، خدا پدر و مادرتو بیامرزه؟ خدا کنه عاقبت به خیر بشی مهندس. درختها مو نجات دادی خیلی درختها بهتر شدن. اصلا فکر نمی کردم درست بشن. پوکی کم بود. درصد خندونی بالا و دهن بست پایین. بعد از کلی تشکر میگه اینها قابل شما رو نداره چند کیلو پسته آوردم برات تعارفی. کاری که از دستم بر می یاد. خدا خیرت بده مهندس. پیرمرد بنده خدا میره و من به این فکر می کنم که چه خدمتی از این بالاتر که بتونی یک درخت رو نجات بدی. امید بدی به کشاورزای زحمتکش. راهنمایی شون کنی. به خدا لذت و رضایتی  که آدم از این جور موردها می بینه خیلی خیلی ارزشمندتر از میلیون ها تومان پوله. از این مورد ها زیاده. خدمت به خلق لذت بخش ترین حسی است که آدم میتونه تجربه کنه. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٩
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED