سرخشکیدگی (die back ) درختان پسته، عامل اصلی نابودی درختان Ohadi در استان کرمان

سرخشکیدگی (die back ) درختان پسته، عامل اصلی نابودی درختان Ohadi در استان کرمان

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی-عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

بیماری سرخشکیدگی درختان پسته یا به اصطلاح die back در چند ساله اخیر بعنوان عامل نابودی و مرگ تدریجی درختان پسته بر شمرده می شود. سرخشکیدگی توام با سیاه شدن یا نکروزیس شاخه های نازک و کوتاه بخوبی روی درختان قابل مشاهده است. زمانی که درختان برگ نداشته باشند از فاصله چندین متری بخوبی میتوان تشخیص داد که درخت دارای سرخشکیدگی است. اهمیت این عارضه بحدی است که تقریبا تمام درختان واریته اوحدی یا فندقی را تدریجا به نابودی کشانده است و سال به سال درختان بیشتری در اثر این عارضه می خشکند. تقریبا مهمترین و خسارتزاترین بیماری باغات پسته استان کرمان بیماری سرخشکیدگی درختان پسته است که متاسفانه سال به سال بدتر از پارسال. منطقه یا ناحیه ای از استان کرمان را من نتوانستم پیدا کنم که بیماری سرخشکیدگی در آن منطقه شایع نباشد. بطور کلی این بیماری خسارات هنگفت میلیاردی را سالانه در باغات پسته استان کرمان وارد می کند و هیچ تحقیق قابل قبول در مورد این بیماری وجود ندارد. بخش بیماری شناسی ...... در خواب زمستانی بسر می برد و اساتید بسیار برجسته و والایی در این بخش پرکار تحقیقاتی مشغول خدمت به خلق خدا هستند. ان شاا...که موفق و موید باشند! سالیانه و هر ترم می بایست چندین دانشجوی فوق لیسانس و پی اچ دی روی این بیماری تز می گذراندند و حداقل توصیه ای به کشاورزان می کردند و نسخه ای شفابخش می نوشتند اما افسوس که ما به جای پیشرفت و تلاش فقط پز دادن، انحصار طلبی، شعار دادن و حسادت را آموخته ایم. البته کشاورزان هم نیاموخته اند که برای حل مشکل باید به محقق پول بدهند نه اینکه محقق مفتی تلاش کند و لقمه آماده را تحویل باغدارن بدهد. از درد دل که بگذریم اهیمت این بیماری یا عارضه بسیار زیاد است. پیش بینی بنده این است که در چند سال آینده اگر درمان مناسبی برای این بیماری پیدا نشود لاجرم درختان فندقی باید کلا از زیر پیوند بریده شده و از نو با پیوندهای غیر حساس به بیماری (اکبری و..) پیوند شوند. از نظر حساسیت به بیماری سرخشکیدگی رقم های فندقی، کله قوچی، شاهپسند و برخی ارقام دیگر بسیار حساس ارزیابی می شوند. در مورد برخی رقم ها مانند ممتاز نسبت به بیماری نیمه حساس ارزیابی می شوند اما رقم اکبری، احمد آقایی  و ... رقم های مقاوم نسبت به این بیماری ارزیابی می شوند. درخت با پیوند اکبری وجود ندارد که درگیر بیماری سرخشکیدگی باشد. هرس کردن درختان همانطور که قبلا اشاره شد رابطه مستقیمی با بیماری دارد بصورتی که هر چه هرس بیشتری در درختان صورت پذیرد به همان نسبت میزان ابتلا  درختان نیز بشدت افزایش پیدا می کند. ایجاد زخم به هر نحوی در درختان پسته موجب درگیر شدن درخت به بیماری خواهد شد. محال است ناحیه سیاه شده ای روی سرشاخه ها پیدا کنیم که شروع آن از یک زخم نباشد مخصوصا زخم هرس. از نظر عامل بیماری این بیماری یا عارضه یک عارضه چند فاکتوری است. هرس، ایجاد زخم، نور خورشید یا اشعه آفتاب، شوری آب و خاک، مسمومیت ها، کمبودهای ماکرو میکرو (بخصوص پتاسیم و میکرو المنتها)، سم پاشی با سموم کشنده (میتاک، رانداپ، روغن های ولک) و ... ایندسته از عوامل بعنوان عوامل غیر زنده یا abiotic factor به نظر بنده نقش بسیار موثرتری از عوامل زنده یا tic factorbio دارند. عوامل زنده متعددی شامل قارچها و باکتریها از محل یا ناحیه نکروزه یا سیاه شده درختان پسته جداسازی و شناسایی شده است از جمله قارچهای فوزاریوم، سیتوسپورا، ناترتسیا، پسیلومایسز و ...برخی از محققین اعتقاد بر باکتری بودن عامل زنده موجود در محل سیاه شدگی دارند از جمله باکتری Bacillus spp. بنده نیز با توجه به الگوی شروع بیماری و نفوذ عامل بیماری و مطالعه اتیولوژی بیماری احتمال باکتری بودن بیماری را بسیار محتمل تر ارزیابی می کنم البته باید در محیط کاملا استاندارد و با تجهیزات مناسب و بودجه تحقیقاتی مکفی ابتدا به صورت دقیق عامل بیماری شناسایی شود. بدبختی ما اینقدر زیاد است که هنوز عامل بیماری را به صورت دقیق نمی دانیم تا چه رسد که مبارزه مناسب برای آن پیدا کنیم. برخی از محققین عامل بیماری را قارچ شناسایی و جداسازی کرده اند برخی از محققین باکتری را جداسازی کرده اند و برخی اصلا هیچ موجود زنده ای شناسایی نکردند. بهر روی عوامل غیر زنده بلاشک نقش بسیار مهم تری درایجاد بیماری ایفا می کنند و بدنبال آن عوامل ساپروفیت یا اصطلاحا فرصت طلب مانند قارچها و باکتریها شروع به فعالیت در محل سیاه شدگی می کنند. بنظر می رسد در مورد پراکنش بیماری این عوامل بیوتیک هستند که موجب گسترش آن میشوند.  اگر شرایط  برای ضعیف شدن درختان فرآهم نباشد بطور قطع عوامل زنده هر چه که باشند نمی توانند موجب ایجاد بیماری شوند. پاتوژن ساپروفیت موجود در محل های سیاه شدگی از نظر من به احتمال بسیار قوی باکتریهای Bacillus spp هستند. باسیلوس ها تنها نوع باکتریهایی هستند که می توانند شرایط سخت زندگی روی تنه درختان پسته را تحمل کنند (خشکی زیاد و دمای فوق العاده و اشعه آفتاب). الگوی بیماری زایی شباهت زیادی به باکتریهای باسیلوس دارد. البته چندی پیش یکی از محققین باسیلوس را بعنوان عامل سرخشکیدگی درختان پسته معرفی کردند و دیتاها و نتایج آن نیز در یک ژورنال معتبر انگلیسی چاپ شده است. این شک بنده را تقریبا به یقین مبدل کرده که عامل بیماری باکتری باسیلوس است. خود شخص بنده بارها و بارها باکتری باسیلوس را از محل قطعات بریده شده سیاه رنگ سرشاخه ها و پوست درختان پسته را در محیط کشت های معمولی قارچی (PDA) جداسازی کرده ام. بنظر می رسد قارچهای ساپروفیت نقش اصلی در بیماری ندارند و بنابراین استفاده از قارچکشها مانند زینب، مانب و مانکوزب نقش چندانی در کنترل و جلوگیری از پیشرفت بیماری ندارد. بنابراین باید از ترکیبات مسی مانند اکسی کلرور مس در تیمار کردن محل های زخم شده استفاده نمود.


 

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۳٠
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED