تراژدی تحقیقات پسته در ایران!!

تراژدی تحقیقات پسته در ایران!!

نوشته: مهندس محمد جمالیزاده- کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی- عضو انجمن پسته ایران

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

آفت پسیل پسته هر سال تابستان معضلی عظیم و مساله ای بسیار بغرنج برای باغدارن پسته است. ماجرای این آفت دردسرساز مثنوی هفتاد من است!! و سال به سال دریغ از پارسال!! باعث افسوس و شگفتی است که با این همه محقق و حقوق بگیر و کارخانه و تولید کننده و توزیع کننده سموم هنوز ما نتوانستیم این آفت را کنترل کنیم. هر سال هزاران تن از سموم خطرناک و مضر وارد چرخه زیست محیطی می شوند به بهانه مبارزه با شیره خشک و کشاورزان هم حق دارند که این کار را بکنند چون نتنها محصول امسالشان باد هوا می شود بلکه درختی که شیره بگیرد تا 3 سال از اثرا سو عدم کنترل دچار خسران می شود! بهر روی خود سم پاشی باغات کاری بسیار طاقت فرسا و مشکل است و بسیاری از کشاورزلن واقعا عاصی شده اند از آنطرف فروشندگان سموم بازار بسیار داغی را برای خود دست و پا کرده اند و هر روز دهها لیتر سم را در فروشگاه خود به فروش می رسانند. سم فروشی در مناطق پسته خیز آنقدر کاسبی پر درآمدی شده که  در این اوضاع آشفته اقتصادی بسیاری از افراد بیزینس و تجارت اصلی خود را رها کرده از روی میل و یا با روش های دیگر شناخته شده که متاسفانه مرسوم است بالاخره تسلیم می شوند و مجوز فروش سموم را صادر می کنند و بعدا حاج آقا یا حاج خانم با گذاشتن سرمایه شروع به خرید و فروختن سم به کشاورزان می کنند. بسیاری از افراد تحصیل نکرده در عرض 2 تا 3 سال از طریق سم فروشی کار را به آنجایی رسانده اند که سرمایه های هنگفتی را بهم زده اند و حتی از کشاورزان پسته کار بسیار پولدارتر شده اند. مافیا سموم کشاورزی از پروسه تولید بگیر تا توزیع و مصرف روز به روز قدرتمندتر می شود و سال به سال بر ثروت و نفوذ خود در دستگاههای مربوطه می افزاید بطوریکه با حجم سرمایه ای که این مافیا دارد بخشنامه ها و دستوالعمل های سازمانهای مربوطه به ورقه ای کاغذ بی ارزش می ماند و هیچ گونه ارزش اجرایی ندارند. علاوه بر افرادی که بدون هیچ گونه سواد و مدرکی وارد این کار شده اند افرادی وجود دارند که مدرک دارند اما از دانشگاههایی که بدون کنکور و از طریق پول دانشجو می گیرند فارغ التحصیل شده اند و هیچ گونه تجربه و تخصصی هم در این امر ندارند. برخی از به اصطلاح کارشناسان هیچ سوادی و تجربه ای در امر سم فروشی و توصیه سم ندارند و حتی باغ پسته و درخت پسته را بخوبی نمی شناسند اما بصرف مدرک و سرمایه سم فروش شده اند. مشکل ما این است که برای فارغ التحصیلان کشاورزی از گرایش های مختلف آبیاری، ماشین آلات، زراعت، اقتصاد، گیاهپزشکی و  ...کاری وجود ندارد و برنامه ریزی تخصصی برای ایجاد کار و اشتغال نشده است و ایندسته از فارغ التحصیلان البته آندسته که سرمایه ای دارند دو راه اصلی برای اشتغال وجود دارد اول تاسیس گلخانه ها و دوم سم فروشی!! که با توجه به دردسر گلخانه داری قشر زیادی از فارغ التحصیلان به فروشندگی سموم روی آورده اند. آیا فردی که اقتصاد کشاورزی یا ماشین آلات یا باغبانی و یا ....خوانده می تواند مجوز فروش سم بگیرد؟ اگر چه در برخورد اول پاسخ منفی می شنود اما به لطف پارتی بازی و روش های مرسوم دیگر بالاخره مجوز فروش سم را خواهد گرفت. واقعا درد آور است که در یک روستای کوچک که نانوایی ندارد 3 الی 4 فروشگاه فروش سموم وجود دارد!! بودجه های محدود دولتی و نبودن نیروهای با انگیزه و دلسوز موجب شده که تقریبا کنترل قابل قبولی بر فروش سموم نشود. بارها اشاره کرده ام که درواقع فروشندگان سموم دلالان مرگ هستند و بنظر من کاری که فروشندگان سم می کنند از کاری که دالالان مواد مخدر می کنند بمراتب دارای عواقب بدتری است. در مورد مواد مخدر اگر چه یک فروشنده ممکن است فقط یک نسل یا یک خانواده را درگیر کند اما در مورد سموم متاسفانه نسل های آینده دچار عوارض خواهند شد. ما باید مشکل شیره خشک را حل کنیم و آیا این آفت اینقدر پیچیده است که ما نمی توانیم که راه حل اساسی و منطقی و دراز مدت در مورد آن پیدا کنیم؟ هر متخصص آفتی که از یک کشور دیگر وارد مناطق پسته کاری می شود به حال و روز منطقه می خندد و سوال می کند که چرا مسولان و برنامه ریزان نیم توانند یک آفت به این ریز چثه ای را نمی توانند کنترل کنند؟؟ در واقع ما متاسفانه برنامه ریز نداریم و اگر هم وجود داشته باشد تسلیم مافیای سموم در ایران خواهد شد؟؟ سم پاشی های سلیقه ای با سموم مختلف، باغات رها شده، مقاومت سموم، کیفیت سموم، روی آوردن به مبارزه غیر شیمیایی و هزاران کار دیگر هنوز در گیرو دار کمبود بودجه و محقق گرفتارند و ول معطلند. محققین پسته هم دارای باند و مافیای مخصوص خود هستند و هیچ کس را وارد این باند مخوف نمی کنند و اجازه عرض اندام به کسی نمی دهند!! در واقع باند محققین پسته بسیار خودخواه و خود پسندند و اگر در سالهای دهه شصت و هفتاد وارد کارهای دولتی نمی شدند قطعا از گرسندگی می مردند!! بهر روی افرادی که می توانند مشکل را حل کنند خانه نشین هستند یا فرار از کشور را برقرار ترجیح داده اند و بورکراسی دست و پاگیر تحقیقات پسته ایران را دچار روزمرگی و افول کرده است و کلا جور تحقیقات پسته در ایران را افراد انگشت شماری می کشند بخصوص در دانشگاهها!! پسته ای که با تحریم نفت و گاز به ممر اصلی درآمد کشور ایران تبدیل شده با برنامه ریزی غلط هر روز هکتارها باغ مثمر رها می شوند و یکی از دلایل رها سازی همین آفت پسیل پسته است که واقعا کشاورزان را خسته کرده است. محققین با هم ارتباطی ندارند و هر کدام ساز خود را می زنند و کشاورزان را کاملا گیج کرده اند. هر فروشگاهی و هر محققی جنس و سم خود را آورده و تبلیغ می کند و بفروش می رساند. درهای تحقیقات پسته ایران روی محققین واقعی کاملا بسته است و خمودگی و روز مرگی این بخش مهم و حیاتی را در تولید پسته ایران زمین گیر کرده است. تحقیقات پسته و بودجه های میلیون دلاری آن در آمریکا موجب شده محقق را از ایران و افغانستان و ترکیه به آنجا بکشاند ولی ما  در داخل ایران محققینی را داریم که در چند متری موسسات تحقیقاتی زندگی می کنند و طرد شده هستند!!؟؟ آب در کوزه و ما تشنه لبان بی آبیم؟؟ تنها نهادی که در حال حاضر با کمترین امکانات بیشترین بازدهی و کمک را به باغدارن کرده و می کند انجمن پسته ایران است و شاید دلیل موفقیت آن همین غیر دولتی بودن آن است. البته بنده سخنگو یا نماینده انجمن پسته ایران نیستم و صرفا ارتباط بنده ارتباطی علمی است و بس و بلاشک نظراتی که مطرح می کنم نظرات شخصی خود بنده است. بهر روی باید فکری اساسی بحال تحقیقات پسته در ایران کرد و عملکرد پایین باغات پسته را بهبود بخشید و الا پسته ایران سرنوشت خوبی نخواهد داشت. به امید فردایی بهتر برای صنعت پسته ایران.

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٤
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED