تحلیل مقاله توماس اردبرینک روزنامه نیویورک تایمز

تحلیل مقاله توماس اردبرینک روزنامه نیویورک تایمز-خشکسالی در باغات پسته ایران-بخش نخست

Scarred Riverbeds and Dead Pistachio Trees in a Parched Iran- By THOMAS ERDBRINKDEC. 18, 2015-The New York Times

Email: mojamalizadeh@yahoo.com

مطالب علمی و کاربردی را در این کانال دنبال کنید

IRAN PISTACHIO NETWORK

Telegram.me/mojamalizadeh

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع و یا اجازه رسمی نویسنده باشد

اخیرا-تاریخ 18 دسامبر 2015 مقاله ای بقلم توماس اردبرینک در روزنامه نیویورک تایمز در مورد خششکسالی در باغات پسته ایران پرداخته شده است که سعی داریم نگاهی تحلیلی به مطالب ان داشته باشیم. پاراگراف اول مقاله- " روستای پوزه خون، منطقه سیرجان- آفتاب صبحگاهی اندکی تیرگی این روستای غمزده را روشن کرده است؛ مجموعه ای از یک سری خانه های خالی و مخروبه در کنار بزرگراهی در میان بیابانی پر از گرد و خاک در جنوب شرقی ایران"-در پاراگراف اول این مقاله بحث خالی شدن روستاها و مهاجرت آنها به شهرها و همچنین بیابانی شدن روستای پوزه خون در سیرجان اشاره می کند. این مطلب کاملا صحیح است که بسیاری از روستاهای ایران بدلیل خشکسالی خالی از سکنه شده اند و این در مورد مناطق پسته خیز هم صادق است. به مطالبی که در روزنامه جام تاریخ 12 دی ماه 1391 توجه کنید- آمارها نشان می ‌دهد مشکل افزایش روستاهای خالی از سکنه در کشور به چشم می‌خورد، به گونه‌ ای که این رقم در آذربایجان شرقی 359 روستا و در استان کرمان 8300 روستا ذکر شده است. یکی از استان‌هایی که در بخش مهاجرت از روستا به شهر وضع چندان مناسبی ندارد، استان کرمان است. به گفته کارشناسان، کشاورزی در این منطقه به دلیل خشکسالی پیاپی 15 سال اخیر تحت تاثیر قرار گرفته و کاهش درآمد روستاییان را در پی داشته است. رشد صد درصدی حاشیه ‌نشینی در کلانشهر کرمان ـ که همچنان ادامه دارد ـ گواهی بر این ادعاست. طبق آماری که از سوی شهرداری کرمان در گفت ‌وگو با مهر اعلام شده، این کلانشهر در سال 81، 15 هزار حاشیه ‌نشین داشته که این آمار در سال 87 به صد هزار نفر رسیده است!! و هم‌ اکنون جمعیت این افراد افزایش یافته و این روند رشد همچنان ادامه دارد (روزنامه جام جم تاریخ 12 دی ماه 1391). پاراگراف دوم مقاله-" تا حدود یک دهه پیش، امین شول هر سال برای کمک به پدرش در برداشت محصول پسته به این جا می آمد؛ پسته ای که چون خاویار نماد ایران است. با ته کشیدن آخرین ذخایر آب، باغ پسته خانواده و زمین های بی پایان پشت آن مملو از درخت های مرده ای شده است که رنگ استخوانی شاخه های شان تضاد کشنده ای با آبی فیروزه ای آسمان دارد-". پاراگراف دوم هم کاملا صحیح است اول اینکه محصول پسته را بنام کشور عزیزمان در دنیا می شناسند و چیز عجیبی نیست همانند خاویار ایران. دوم بحث کم آبی در بسیاری از مناطق پسته خیز ایران که موجب آسیب های زیادی به صنعت پسته ایران شده است و متاسفانه کم آبی و خشکسالی یک مشکل اصلی صنعت پسته ایران است. اخیرا حمید چیت چیان وزیر نیروی دولت جمهوری اسلامی شهریورماه امسال 1394 در کرمان به چند نمونه از تبعات خشکسالی و برداشت بی ‌رویه آب کشاورزی از سفره‌ های زیرزمینی اشاره کرده و از نابودی ۷ هزار هکتار باغات پسته در کرمان خبر داد و بیان کرد ادامه برداشت‌های بی‌رویه باعث نابودی بیشتر اراضی کشاورزی خواهد شد. علاوه بر پسته باغات پسته در استان کرمان در بسیاری از باغات پسته مناطق مختلف دیگر ایران از جمله دشت سلطان احمدلو در استان مرکزی هم درگیر کم آبی و کاهش ذخایر منابع آب زیر زمینی و خشکسالی هستند. بنظر می رسد در بیشتر مناطق پسته خیز ایران مشکل کم آبی و خشکسالی بعنوان اصلی ترین مساله مطرح است. پاراگراف بعد" امین شول، ژورنالیست ۳۲ ساله، می گوید او و خانواده اش سال ها پیش از این جا رفتند. خانه آن ها در دست کارگران بیکاری بود که چشم به مستمری اندک دولتی داشتند و حتی آن ها هم شروع به ترک آن جا کرده اند. او می گوید: "نمی دانم اصلا چطور می توانیم به گذشته باز گردیم." متاسفانه مطلب روشن است و نیاز به توضیح اضافی ندارد. پاراگراف بعد" با بیرون آمدن ایران از انزوا، پس از توافق هسته ای با غرب، توجه ها معطوف به روابط تجاری به خصوص در صنایع نفت و هواپیمایی شده است. اما ایران در حوزه های مختلفی از جمله محیط زیست نیاز به کارشناسی دارد و ضروری ترین حوزه بحران آب است" در سالهای اخیر اجحافات بسیار زیادی به بخش کشاورزی و محیط زیست ایران شده است و محیط زیست در درجه چهارم و پنجم اولویت برای سیاستمداران بوده است. ایجاد کارخانه های با آلوده کنندگی بسیار بالا و غیراستاندارد، خشک شدن دریاچه ها، تالابها و رودخانه و ....، سونامی سرطانها در اثر مصرف بی رویه آفت کش ها، وجود فلزات سنگین و عناصر سمی در چرخه مواد غذایی و دهها بحث زیست محیطی دیگر!! همین آلودگی هوای تهران و سایر کلان شهرها نتیجه عدم برنامه ریزی در حوزه محیط زیست و ترجیح مسایل آنی بر مسایل دراز مدت است!! مسلما تا اجرای قوانین زیست محیطی در سرلوحه برنامه سیاستمدارن نباشد هیچ راهکاری از جمله برداشته شدن تحریم ها کمک چندانی به ما نخواهد کرد. قوانین زیست محیطی و بهداشتی در آمریکا آنقدر جدی و محکم هستند که کوچکترین تخطی از آنها تاوانهای سنگینی در بر دارد!! گاها قوانین سازمانهای بهداشتی از قوانین سازمان ملل جدی تر و محترم تر هستند!! پاراگراف بعد "- ایران در پی هفت سال خشکسالی چشم انداز روشنی پیش رو ندارد. بسیاری از کارشناسان معتقدند این واقعیت جدید ایران خواهد بود. حتی بازگشت سطح بارندگی به گذشته هم اثری نخواهد داشت زیرا ایران تقریبا هفتاد درصد آب های زیرزمینی اش را طی پنجاه سال گذشته مصرف کرده است". برداشت بیش از 70 درصد منابع آبهای زیر زمینی ایران را به یک کشور بسیار خطرناک و رکورد دار از نظر برداشت بی رویه از آبهای زیر زمینی تبدیل کرده است. در ایران هر کس نفوذ و قدرت داشته در طول سالیان گذشته مته ای در زمین فرو کرده و آبهای زیر زمینی را بصورت ارث پدری از زیر زمین بیرون آورده و بصورت بی رویه و تاراج گونه مصرف کرده است. حتی آش آنقدر شور شده که بصورت رسمی اعلان و آگهی  و قانون به تصویب می رسانند که اگر کسی چاه غیرمجاز دارد اعلام کند تا پروانه بهره برداری بدهیم!! زمین و سفره های زیر زمینی بدلیل تخریب های وسیع توان ذخیره آب موثری ندارند حتی اگر سالهای ترسالی فرا برسند و سالها ما ترسالی داشته باشیم!! ایران د جزو دو الی سه کشور رکورد دار در امر برداشت بی رویه و تخلیه منابع آبی زیر زمینی است!! پاراگراف بعد "- ایران با خشک شدن دریاچه ها و رودخانه هایش با پدیده بیابانی شدن روبرو است و زمین های حاصلخیزش غیر قابل کشت می شوند. بر مبنای گزارش سازمان ملل متحد چهار شهر از ده شهر بسیار آلوده جهان در ایران قرار دارد. دلیل اصلی این امر روند بیابانی شدن و گرد و غبار است" خشک شدن دریاچه ها و رودخانه ها یک خبر عادی و روزمره در ایران است متاسفانه!! در مورد آلودگی هوا در شهرهای صنعتی هم مطالب بسیار زیاد است و غیر قابل کتمان. پدیده گرد و غبار هم بخصوص در مناطق غربی ایران بشدت شهرهایی مانند اهواز را درگیر کرده است و حتما یک بخش مهمی از مشکل برمی گردد به خشکسالی و تخریب تالابها و آبخوانها!! پاراگراف بعد"- در زنجان، پل تاریخی میر بهاء الدین نظاره گر بستر مملو از شن و سنگ و علف های هرز زنجان رود است. در گمیشان، در ساحل دریای خزر، ماهیگیرانی که خانه هایشان را بر روی ستون هایی محصور در آب بنا کرده بودند برای رسیدن به ساحل عقب نشسته باید کیلومترها رانندگی کنند. در ارومیه، مردم آذربایجان با اعتراضاتی از دولت خواستار بازگرداندن آب به دریاچه بزرگی بوده اند که اکنون تنها منشاء توفان های شن است"- پاراگراف بعدی"- بیش از پانزده درصد از حدود شصت هزار هکتار باغ های پسته در استان کرمان در یک دهه گذشته خشک شده اند"- خشک شدن بیش از 15 درصد باغات پسته در استان کرمان اگر چه فاجعه بار و غم انگیز است اما تخمین ها و برآورها مقدار این تخمین را بالاتر نشان می دهند. متاسفانه بدلایل عمدتا سیاسی آمار دقیقی از مقدار خشک شدن اراضی و باغات پسته کاری در طول سال در دسترس نیست. این در حالی است که آمریکاییها با سرمایه گذاریهای دراز مدت و علمی هر سال بر مقدار سطح زیر کشت خود می افزایند. سرمایه‏گذاری‌های وسیعِ صورت گرفته برای احداث باغ‌های مدرنِ پسته در ایالت کالیفرنیای آمریکا - با سطح زیر کشت قریب85 هزار هکتار- و به‌صورت محدودتر در کشور ترکیه، سودآوری بسیاری از باغ‌های سنتی پسته کشور را در طولانی مدت تهدید خواهد کرد-روزنامه دنیای اقتصاد- پاراگراف بعد"- شبکه گسترده ای از سدها که عمدتا در تلویزیون به عنوان نماد پیشرفت و مدیریت منابع آبی نشان داده می شوند در بسیاری از نقاط کم آبی را تشدید کرده و در تمام شدن آب های سطح زمین موثر بوده اند. در اصفهان، زاینده رود پر هیبت اینک چون زخمی غبار گرفته درون شهر پیچ خورده است زیرا مقامات مجبور بودند آب آن را به سمت یزد بفرستند" پروژه های سد سازی یک خیانت بزرگ در حق محیط زیست و منابع آبی ایران بوده اند. بسیاری از سدسازی ها کاملا غیرعلمی و بی جا و غیرضروری بوده و خسارات جبران ناپذیری به سیکل طبیعت در ایران وارد کرده است. سد گتوند بعنوان به خیانت بزرگ در پاک دست ترین دولت تاریخ ایران برای همیشه بر جای باقی خواهی ماند. نهضت سدسازی، افتخار ملی یا فاجعه ملی؟ عنوان مطلبی است که در سایت سخن آنلاین آمده و مطلب بسیار جالب و تامل برانگیزی است-بتاریخ 5 خردادماه 93-

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٦
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED