دورنمای مبارزه بیولوژیک با آفات پسته

  

 دورنمای مبارزه بیولوژیک با آفات پسته

تهیه و تنظیم: مهندس محمد جمالیزاده- کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email: jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با اجازه رسمی نویسنده یا ذکر منبع باشد

سالیانه میلیونها لیتر مواد شیمیایی سمی یا بعبارت ساده تر سموم کشاورزی در باغات پسته در ایران مصرف می رسند. متاسفانه صرفنظر از از ضایعات وحشتناک اکولوژیک، بیولوژیک و بهداشتی و .... اینگونه اکسیرهای مرگ باعث انهدام دشمنان طبیعی آفات پسته و امراض گیاهی، این یاران باوفا و خدادادی طبیعت در منطقه شده و ماحصل آن گرفتاریهایی است که امروزه مشاهده می شوند و این وظیفه ماست که تا خیلی دیر نشده برای این معضل یک چاره اساسی بیاندیشیم. اولین قدم در هر پروژه موفق مبارزات بیولوژیک شناسایی taxonomic آفات و دشمنان طبیعی آنهاست. در این راستا تا کنون چهار نوع مختلف پسیل پسته از جنس های Aganoscena از باغات پسته در نقاط مختلف پسته خیز شناسایی شده اند که یک نوع آن بنام Aganoscena pistachiae Leich نقش غالب را در مناطق پسته خیز ایران دارد. این آفت بسیار خسارت زا بوده و قادر است در عرض 2 تا 3 سال خسارات بسیار سنگینی را به تولید پسته در ایران وارد نماید. با کمال تاسف سم پاشی های متعدد و بی رویه و گاها غیر ضروری باعث طغیان آفات دیگر مانند شپشکهای پسته، سوسک های سرشاخه خوار، سرخرطومی پسته و ... در بسیاری از باغات پسته شده اند. در مورد پسیل مطالعات نشان داده که یک نوع زنبور پارازیت گر بسیار موثر بنام Psyllaephagus pistaciae Ferr از سالهای بسیار دور در کشور فعال بوده است و بخوبی پسیل پسته را کنترل می کرده است ولی متاسفانه در اثر سم پاشی های بی رویه از جمعیت آن بشدت کاسته شده است.  کفشدوزکها، مورچه ها، عنکبوتها، کنه ها و سن های شکارگر متعددی در باغات پسته وجود دارند که به صورت طبیعی از پسیل تغذیه می کنند و جمعیت آن را کاهش می دهند که متاسفانه با سم پاش های بی رویه و دیمی از بین رفته اند و یا جمعیت آنها بشدت رو به زوال گذاشته است. در سالیان اخیر متاسفانه بیشتر از سمومی استفاده شده که در بسیاری از موارد بسیار غیر انتخابی یا nonselective هستند. به عبارت دیگر تمام حشرات چه حشره آفت یا target و چه حشرات غیر هدف یا حشرات مفید را از بین می برند، مانند سموم پایروتیروییدی یا نیونیکیوتینید. دومین اقدام اساسی در اجرای یک طرح موفق مبارزه بیولوژیک، اطلاع دقیق از شرایط زیستی یا بیولوژی آفت و دشمنان طبیعی آفت و دانستن نقش عوامل زنده و غیر زنده محیطی روی ایندو است که در آزمایشگاه تا کنون آستانه حداقل حرارتی و دمای ویژه و یا حرارت موثر روزانه برای برخی آفات و پارازیتگرهای آنها در باغات پسته محاسبه شده است. همچنین مشخص شده که بهترین سن لاروی یا نمفی(nymph) برای پارازیتاسیون یا parasitization کدام سن است. مطالعات آزمایشگاهی مشخص کرده است که زنبور Psyllaephagus حال سوپرپارازیتوییدی دارد که بنظر می رسد از نظر قدرت پارازیتیسم و استفاده عملی در مزرعه مساله مهمی نباشد. تطابق بیولوژیک و فنولوژیک بین آفت و دشمن طبیعی از مسایل بسیار مهمی است که فکر مجریان این طرحها را به خود مشغول داشته است. مشخص شده در شرایط آزمایشگاهی بهترین دما برای رشد ایده آل پسیل و زنبور Psyllaephagus دمای 28 درجه سانتی گراد است. وطول دوره زندگی برای هر دو یعنی آفت و زنبور Psyllaephagus حدود 50 تا 65 روز می باشد. ولی باید دقت داشت که در شرایط مزرعه یا باغ که شرایطی بسیار کنترل نشده و کم دوام هستند باید آزمایشات دقیق تر و طولانی مدت بیشتری انجام شود. در مورد پسیل یا شیره خشک پسته دانستن داده های دقیق بیولوژیک و اکولوژیک و مطالعه تراکم جمعیت حشرات مادر با پسیل های foundatrice که پایه گذار جمعیتهای زیان آور بعدی می باشند بسیار ضروری می باشد. چنانچه بتوان با یک طرح IPM یا تلفیق روشهای مختلف مبارزه این جمعیت را مهار نماییم مسلما طغیان نسل بعدی بسیار کاهش پیدا خواهد کرد. یکی از دشواری های مهم پارازیت گرهای آفات پسته وجود عواملی یا موجوداتی است که متاسفانه حالت سوپرپارازیتیسم دارند و موجب پارازیت کردن موجودات یا حشرا ت مفیدی می شوند که پسیل پسته را کنترل می نمایند. متاسفانه گونه های متعددی از سوپرپارازیتیسم ها در مناطق یزد، کرمان و رفسنجان شناسایی شده اند. آفت دیگر که متاسفانه در سالیان اخیر بسیار طغیانی شده است پروانه چوبخوار پسته یا Kermania pistaciellaاست که بدلیل انهدام دشمنان طبیعی آن حالت طغیانی بخود گرفته است. زنبور دیگر شناسایی شده در ارتباط با مبارزه بیولوژیک بر علیه پروانه چوبخوار پسته Chelenus sp. است که در باغات پسته وجود دارد ولی متاسفانه اهمیت چندانی به آن داده نشده است و ما اطلاعات مبهم و ناچیزی در مورد این موجود مفید داریم.اگر چه دشمنان طبیعی این آفت بصورت کامل شناسایی و مونیتورینگ نشده اند اما بنظر می رسد که با استفاده از مبارزه فرمونی موفقیت بیشتر در مقایسه با مبارزه بیولوژیک حاصل شود. در مورد شپشکهای درختان پسته هم دشمنان طبیعی فراوانی شناسایی شده اند که بنظر می رسد بتوان آنها را در شرایط رفسنجان و کرمان پرورش و رهاسازی کرد. در نتیجه گیری باید خاطر نشان کرد که کشورهایی که در زمینه کنترل بیولوژیک موفق بوده اند، منابع و نیروهای بسیار زیادی را به این امر اختصاس داده اند و بودجه های تحقیقاتی چند صد میلیون دلاری و انسکتاریوم ها و گلخانه های بسیار مدرنی برای پرورش دشمنان طبیعی آفات احداث کرده اند و مهمتر از همه نیروهای متخصص واقعی را جذب کرده اند و سالیانه سودآوری فراوانی هم از این حیث به جیب می زنند. متاسفانه بحث تحقیقات کشاورزی در ایران بحثی نومید کننده و پردرد است که مجالی نیست که به آن بپردازیم اما به صورت خلاصه دلایل نارکارآمدی مراکز تحقیقاتی کشاورزی ایران عبارتند از 1- پرسنل و هیات علمی بسیار قدیمی یا اتیغه و کم سواد 2- عدم ارایه بودجه کافی و عدم ساپورت مناسب دولت محترم و وزارت کشاورزی از مراکز تحقیقات کشاورزی 3- عدم جذب یا فراری دادن نخبه های جوان و تازه نفس و علاقه مند به کار و تحقیق در زمینه های مختلف تحقیقات کشاورزی 4- مدیرت ضعیف و عدم برنامه ریزی مدون در جهت بهره وری مناسب از امکانات در دسترس 5- نداشتن طرح های کاربردی ایده آل و تعریف افق های قابل دسترس در درازمدت

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED