از کشاورزی (پسته کاری) ما تا کشاورزی (پسته کاری) دیگران نوشته: دکتر نعمت احمدی

از کشاورزی (پسته کاری) ما تا کشاورزی (پسته کاری) دیگران

نوشته:  دکتر نعمت احمدی- برگرفته ازروزنامه شرق شماره 1456، شنبه، 15 بهمن 1390

انتخاب و تنظیم مطالب: مهندس محمد جمالیزاده-کارشناس ارشد بیماری شناسی گیاهی

Email: jmlzdh_mhmmd@yahoo.com

هشدار: هر گونه استفاده از این مطالب باید با ذکر منبع یا اجازه رسمی نویسنده باشد

تعطیلات ممتد هفته اول بهمن ماه و شروع امتحانات دانشگاه و تعطیلی کلاس‌ها وقت و فرصتی بود که از مدتی قبل برای سفر به وین باید از آن سود می‌بردم. مدتی است در مساله کشاورزی خصوصا صنعت پسته مطالعات بی‌وقفه‌ای دارم. ایران نه فقط در استان کرمان بیش از 240‌هزار هکتار باغ پسته مثمر دارد، بلکه نام پسته به دیگر زبان‌ها از زبان فارسی رفته است و از سوی دیگر نیز آمریکا برای نخستین بار به وسیله فردی به نام ویلیام وایت هورس که از کارمندان طرح مارشال یا اصل 4 ترومن بود ‌درصدد برآمد تا تولید پسته را در آمریکا شروع کند، برابر اطلاعاتی که در آمریکا از شرکت پارامونت بزرگ‌ترین تولید‌کننده پسته آمریکا و اتفاقا بزرگ‌ترین فروشنده پسته در جهان به دست آوردم و در اینترنت هم این اطلاعات موجود است، وایت هورس بیش از 110 رقم پسته را از ایران و افغانستان و ترکمنستان و دیگر نقاطی که درخت پسته روییده یا پرورش یافته بود به آمریکا برد و در منطقه‌ای که از نظر ارتفاع و آب و هوا مشابه ایران است پرورش داد. بخشی از ایالت کالیفرنیا مورد هدف این کارشناس کشاورزی مشغول به خدمت در اصل 4 ترومن قرار گرفت. بیش از 30 سال روی انواع واریته‌های مختلف پسته کارکرد و سرانجام با دگرگونی ژنتیکی روی ریشه، درختچه‌ای تولید کرد که مورد تایید دانشگاه برکلی قرارگرفت. بعد از تولید درخت پایه پسته، متناسب با آب و هوای کالیفرنیا، نوبت بعدی به انتخاب پیوند مناسب رسید. در باغی که مساحت آن 500 هکتار است و به باغ موزه پسته معروف شد و نگارنده هم سری به این باغ موزه زدم ده‌ها پیوند درخت پسته از پایه‌های مختلف از مناطقی که پسته‌خیز بودند مورد استفاده قرار گرفت و سرانجام نوعی پیوند پسته مورد تایید دانشگاه برکلی که به نام «کرمان» معروف است، در باغات آمریکا کاشته شد. امروزه هرفردی که قصد داشته باشد در آمریکا سرمایه‌گذاری روی صنعت پسته کند مجبور است که از طرح دانشگاه برکلی برای احداث باغ استفاده کند چون اقتصادی‌ترین طرح تولید چه از نظر زمان ثمردهی درختان و چه تناژ تولید را تا هم‌اکنون پیاده کرده‌اند. تفاوت احداث باغ در آمریکا و ایران، علمی بودن مرحله احداث باغ است یعنی کارشناسان خبره شرکت‌هایی که مراحل احداث باغ را در انحصار خود دارند با سرمایه‌گذار قراردادی منعقد می‌کنند. مراحل اولیه کارشناسی از همه نظر آب، هوا، خاک، نوع پسته و غیره به وسیله کارشناسان صورت می‌گیرد و پایه درخت و پیوند مناسب آب و هوایی انتخاب می‌شود. ابتدا نهال غرس می‌شود. در ایران حداقل چهار سال طول می‌کشد که پایه انتخابی آماده پیوند شود. دو سال هم بعد از پیوند لازم است تا شاخه جدید آماده تولید محصول شود. از سال سوم است که درخت به میوه می‌نشیند. سال چهارم و پنجم بعد از پیوند است که درخت به میوه می‌نشیند. چهار سال اولیه را به چهار سال دوم اضافه می‌کنیم هشت سال طول می‌کشد. اما آمریکا این زمان را به هشت سال تقلیل داده است. اول درختچه در گلخانه تولید می‌شود، بعد از آماده‌سازی زمین به محل احداث باغ انتقال می‌یابد، همان سال اول پیوند زده می‌شود با تغییرات ژنتیکی که در ریشه گیاه داده‌اند رشد ریشه آنقدر سریع است و باعث رویش ساقه می‌شود که درخت در سال دوم پیوند به بار اولیه می‌نشیند و سال چهارم احداث باغ، برداشت اقتصادی دارند. هم‌اکنون آمریکا با 80‌هزار هکتار باغ مثمر که سالانه نزدیک به 10‌هزار هکتار به وسعت آن افزوده می‌شود، بیش از 450‌هزار هکتار باغات ایران تولید محصول دارد و با توجه به توقفی که در احداث باغات جدید در ایران به لحاظ کمبود آب و نیز خشکیدن باغات قدیمی خصوصا در استان کرمان که با خشکسالی و کم‌آبی مفرط روبه‌رو هستیم هرساله از وسعت باغات ما کاسته می‌شود. نمی‌دانم چرا دولت به فکر تامین آب 320‌هزار هکتار باغات پسته استان کرمان که سالانه بیش از 5/1‌میلیارد دلار پسته تولید می‌کنند، نیست. راه‌های مختلفی وجود دارد که یکی از آسان‌ترین این راه‌ها، شیرین کردن آب دریا و انتقال آن به استان کرمان و رفع عطش باغاتی که در حال خشکیدن هستند، است. زمانی قرار بود از سرشاخه‌های کارون آب را به کرمان بیاورند. آنقدر این طرح سیاسی شد که حتی نام بردن از آب ذنب لایغفر است. اما آب‌های دریای عمان و خلیج‌فارس که سیاسی و جناحی نیستند سرمایه‌گذاری در نحوه شیرین کردن آب دریا و انتقال آن به باغات پسته کم‌هزینه‌ترین راهی است که قدیمی‌ترین تولید کشاورزی کشور را که چند‌میلیون فرصت شغلی در استان کرمان مستقیم و غیرمستقیم از این ممر کار و تلاش و امرارمعاش می‌کنند، احیا کند. در آمریکا آب را از صدها کیلومتر آن‌طرف‌تر به اراضی بیابانی کالیفرنیا انتقال دادند. باورکردنی نیست اراضی جدیدی که برای کشت پسته در آنجا سرمایه‌گذاری می‌شود دقیقا اراضی لم‌یزرعی است که مشابه آن را در فیلم‌های وسترن می‌بینیم با همان بافت و شباهت. سال گذشته که در معیت یکی از باغداران ایرانی مقیم آمریکا به مزرعه جدیدی که از حاصل فروش پسته موفق آن سال خریداری کرده بود رفتم، خاک درجه سه، یعنی خاکی را که فقط باید با آب و کود زیاد آن را اصلاح کرد خریداری کرده بود. در دلم گفتم مگر می‌شود در این خاک پسته تولید کرد؟ در سفر بعدی که به مزرعه‌اش سرزدم بیش از 300 هکتار زمین نامرغوبی که دیده بودم زیرکشت رفته و آماده پیوند بود. باغداران آمریکایی با تکیه بر کمک‌های علمی و دانشگاهی دوره بارآوری درخت پسته را از هفت سال به چهار سال کاهش داده‌اند و این بزرگ‌ترین دستاورد کشاورزان آمریکایی است. دومین تغییری که آمریکاییان عملا در تولید پسته به آن رسیده‌اند نتیجه تحقیق 30ساله ویلیام وایت هورس و دانشکده‌های مختلف، خصوصا دانشگاه برکلی در تعیین پیوند مناسب با آب و هوای کالیفرنیا و برداشت حداکثری از سال‌آوری پسته است، با این توضیح که در باغات آمریکا حداقل برداشت از چهار تن است و تولید شش تا هفت تن امری عادی است؛ تولیدی که توانسته از 80‌هزار هکتار باغ مثمر پسته آمریکا بیش از 320‌هزار هکتار باغ مثمر ایران محصول برداشت کند. در نتیجه هزینه تولید پسته در 320‌هزار هکتار چهار برابر هزینه تولید 80‌هزار هکتار است، اما تولید 80‌هزار هکتار مساوی با 320‌هزار هکتار باغات ایران است و همین مساله باغدار ایرانی را به ورشکستگی نزدیک کرده است. در ایران این باغدار است که به میل خود و بدون بررسی کارشناسی پیوند دلخواهش را به درخت پیوند می‌زند و امروزه انواع پسته، فندقی، اکبری، احمد آقایی و ده‌ها واریته دیگر حتی در یک باغ روی درختان دیده می‌شود که ثمردهی ندارند. برای نمونه 70 هکتار از مزرعه من در ساوه پیوند فندقی دارد که با تاسف مجبورم بعد از 15 سال سرمایه‌گذاری این پیوند را حذف و پیوند جدیدی جایگزین کنم. یعنی کل سرمایه‌گذاری 15ساله هدر می‌رود. حال اینکه از نظر علمی واریته جدیدی را که در این منطقه اقتصادی باشد هم نمی‌شناسم، فقط می‌دانم اصرار بر تولید پسته فندقی جز زیان حاصلی ندارد. اما چه واریته‌ای در منطقه ساوه اقتصادی است پایه علمی آن را باید مراکز علمی تعیین کنند. مرحله دیگر کشاورزی موضوع آب و کود است. ایران در منطقه کم‌آب قرار دارد. اراضی حاصلخیز کشور بدون آب هستند. تکنولوژی استحصال آب از زیرزمین مربوط به دهه‌های 30 و 40 است. امروزه چاه‌های آب در آمریکا تا عمق 700 متر هستند و آب از اعماق زمین استخراج می‌شود ولی در ایران عمق چاه‌ها 50 تا صد متر است و در منطقه کرمان به علت خشکیدن آب‌های سطحی دنبال آب می‌روند و عمق چاه‌ها به 400 متر هم رسیده است اما نقشه آب‌های زیرزمینی و اینکه در چه عمقی به آب‌های مطمئن می‌رسیم را نداریم، از طرفی وضع کشاورزی ایران نوعی وصله پینه کردن اختیارات است. آب را وزارت نیرو، زمین را وزارت جهاد کشاورزی، برق را شرکت برق منطقه‌ای و خرید و فروش محصول را وزارت بازرگانی در اختیار دارند و این طفلی که چند مدعی دارد وارث هیچ یک از پدران خود نیست و من کشاورز همان راهی را می‌روم که جدم در سال‌های پایانی قرن گذشته بدون حضور وزارتخانه‌های عریض و طویل می‌رفت. در این سفر که به وین آمده‌ام با توجه به قرار قبلی با یکی، دو شرکت تولید‌کننده کود، به آخرین حلقه معیوب تولید محصولات کشاورزی ایران رسیده‌ام. کود شیمیایی در دهه 40 در محصولات کشاورزی ایران رونق گرفت و کارخانجات تولید کود از آن سال‌ها شروع به فعالیت کردند. در کشوری که دومین منابع گازی جهان را در اختیار دارد و تولید کود شیمیایی با تکیه بر دانش روز می‌تواند به بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری در داخل کشور تبدیل شود خود وارد‌کننده کود است و کودهای تولیدی بدون توجه به نیاز آب و خاک و گیاه به صورت فله‌ای وارد و حتی تولید می‌شود. امروزه مقررات سخت اتحادیه اروپا بر تولید کودهای شیمیایی باعث شده صنعت جدید کودهای نانو شکل بگیرد؛ کودهایی که به دگرگونی و با تغییر عناصر خاک، مواد مورد نیاز گیاه را به صورت طبیعی برطرف می‌کنند، تولیدی که کشور همسایه ما ترکیه حرفی برای گفتن در سطح جهانی دارد اما در کشور ما با تاسف هنوز ناشناخته است، موادی که شیمیایی نیستند باعث فعل و انفعالاتی در خاک می‌شوند که در فصول مختلف عناصر مورد نیاز گیاه را در درون زمین مهیا می‌کنند و افزایش محصول را بعضا تا چند برابر باعث می‌شوند. دلم می‌گیرد وقتی به تنهایی مجبوری بار تحقیقات دولت را هم بر دوش بکشی و تولیدات هم اقتصادی نباشد. مدیر شرکتی که مشغول مذاکره با او هستم نگاهی به آزمایش‌های آب و خاک و برگ درختان مزرعه‌ام می‌اندازد و به آلمانی با کارشناسان خود صحبت می‌کند. کامپیوترها به کار می‌افتند، اعداد و ارقام بر صفحه مانیتور نقش می‌بندد و به وسیله مترجم از من می‌پرسد... راستی تولید امسال شما چقدر بود... نگاهم را از جمع می‌دزدم به دیوار اتاق؛ جایی که عکسی زیبا از درخت سیبی که ‌هزاران سیب آن با شادابی تمام رخ می‌نماید می‌اندازم و سکوت... از دفتر شرکت تولید‌کننده کود بیرون آمده‌ام. هوای سرد زمستانی وین با سوزی که در سومین روز بهمن تا عمق استخوان رسوخ می‌کند بدرقه راهم است. با تمام وجود گریه‌ام گرفته، هق‌هق گریه می‌کنم. چهره آفتاب سوخته و دستان پینه‌بسته کشاورز کرمانی در گرمای مردادماه را تجسم می‌کنم. برادر خسته نباشی، تولید امسالت چقدر بود؟ اشاره به کوله‌پشتی‌اش می‌کند... .

  
نویسنده : محمد جمالیزاده تاج آبادی ; ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٧
تگ ها :

دریافت کد وضعيت آب و هوا


  FEED